انگیزه و نگرش

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

انگیزش و انگیزه درونی و بیرونی

انگیزه موتور حرکتی انسان است که او را به انجام رفتارهای خاص سوق می‌دهد. انگیزه نه تنها فرد را به حرکت وامی‌دارد، بلکه جهت (هدف مشخص) و شدت (میزان انرژی مصرفی) آن را نیز تعیین می‌کند. در حالی که جهت انگیزه به مقصد تشبیه می‌شود، شدت آن مانند قدرت موتور ماشین است. تفاوت در میزان تلاش افراد (مثلاً در درس خواندن) ناشی از تفاوت در شدت انگیزه آن‌هاست.

تفاوت انگیزه درونی و بیرونی

انگیزه بر اساس منبع لذت و پاداش به دو دسته تقسیم می‌شود:

  • انگیزه درونی: فرد فعالیت را به خاطر خود آن، لذت شخصی و مطابقت با نیازهای فطری انجام می‌دهد. این انگیزه منجر به ماندگاری بیشتر رفتار می‌شود و با قطع پاداش‌های احتمالی خارجی، رفتار متوقف نمی‌شود.
  • انگیزه بیرونی: عامل خارجی مانند پاداش، پول، نمره یا ترس از تنبیه فرد را به حرکت وامی‌دارد. در این حالت، با قطع محرک خارجی، احتمال ادامه رفتار کاهش می‌یابد.
ویژگیانگیزه درونیانگیزه بیرونی
منبع لذتخودِ فعالیتپاداش خارجی
ماندگاریبسیار بالا✓کم و وابسته✗
مثالمطالعه برای دانشمطالعه برای نمره

نکته مهم این است که ارائه پاداش بیرونی برای کاری که فرد قبلاً با انگیزه درونی انجام می‌داده، ممکن است انگیزه او را به بیرونی تغییر داده و ماندگاری رفتار را کم کند.

واژگان کلیدی

انگیزه
نیروی محرکه‌ای که رفتار را آغاز، هدایت و حفظ می‌کند و دارای دو مؤلفه شدت و جهت است.
نیازهای فطری
نیازهای درونی و ذاتی انسان که هماهنگ با انگیزه‌های درونی هستند و پاسخ به آن‌ها لذت پایدار ایجاد می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم انگیزه در انسان فراتر از غریزه در حیوانات است؛ در واقع این دو در لایه زیستی هم‌ارز هستند، اما نگرش است که در انسان فراتر عمل می‌کند.
  • بسیاری تصور می‌کنند پاداش دادن همیشه خوب است، اما پاداش بیرونی می‌تواند انگیزه درونی را تخریب کرده و ماندگاری رفتار را کاهش دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انگیزه موتور حرکتی است که شدت و جهت رفتارهای انسان را تعیین می‌کند.
  • انگیزه درونی از خودِ فعالیت و نیازهای فطری سرچشمه می‌گیرد و ماندگاری بالایی دارد.
  • انگیزه بیرونی وابسته به پاداش‌ها یا پیامدهای خارج از فعالیت است.
  • اقناع و باور قلبی به یک موضوع، الزامات درونی برای عمل ایجاد می‌کند که از هر جریمه‌ای (عامل بیرونی) قوی‌تر است.

نگرش و ساختار سه‌گانه آن

نگرش مجموعه‌ای از عوامل فرازیستی است که رفتار و شناخت انسان را به حرکت درمی‌آورد. بر خلاف انگیزه‌های زیستی (مانند گرسنگی) که بین انسان و حیوان مشترک است، نگرش‌ها منحصر به انسان بوده و به او اجازه می‌دهند حتی بر غرایز قدرتمند خود غلبه کند. نگرش نقش کنترل رفتار را بر عهده دارد و مناسبات اجتماعی و ارزشی را شامل می‌شود.

اجزای تشکیل‌دهنده نگرش

هر نگرش از سه عنصر به هم پیوسته تشکیل شده است:

  • عنصر شناختی: شامل اطلاعات، دانسته‌ها و باورهای فرد درباره یک موضوع است (مثلاً باور به مفید بودن ورزش).
  • عنصر احساسی: شامل عواطف، هیجانات و احساسات مثبت یا منفی نسبت به موضوع است (مثلاً لذت بردن از محیط باشگاه).
  • عنصر آمادگی برای عمل: تمایل یا گرایش به انجام یک اقدام مشخص را نشان می‌دهد (مثلاً ثبت‌نام در کلاس ورزشی).

نگرش‌ها پس از شکل‌گیری تابع اصل هماهنگی شناختی هستند؛ یعنی تمایل دارند ثابت بمانند و در برابر تغییر مقاومت می‌کنند.

دوران دانشگاه بیشترین فرصت را برای تغییر نگرش‌ها فراهم می‌کند، در حالی که در دوران مدرسه نگرش‌ها معمولاً با خانواده هماهنگ است. همچنین رفتار حیوانات (مانند شادی دلفین) ناشی از عوامل انگیزشی مادی است، نه نگرش؛ زیرا حیوانات فاقد این ساختار پیچیده هستند.

واژگان کلیدی

نگرش
مجموعه عوامل فرازیستی و اکتسابی که جهت‌دهنده و کنترل‌کننده رفتارهای پیچیده انسانی است.
عنصر شناختی
بخش اطلاعاتی و باوری نگرش که پایه فکری قضاوت‌های ما را تشکیل می‌دهد.
اصل هماهنگی شناختی
گرایش نظام شناختی به حفظ ثبات و یکپارچگی نگرش‌های موجود و مقاومت در برابر اطلاعات متناقض.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که احساسات را با آمادگی برای عمل یکی بدانیم؛ «تنفر» یک احساس است اما «دروغ نگفتن» یک آمادگی برای عمل.
  • نباید تصور کرد نگرش‌ها فقط مثبت هستند؛ نگرش‌ها می‌توانند هم تأثیر مثبت و هم تأثیر منفی بر رفتار داشته باشند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نگرش عامل فرازیستی کنترل رفتار است که تنها در انسان وجود دارد.
  • ساختار نگرش شامل سه بخش شناختی (باور)، احساسی (عاطفه) و آمادگی برای عمل (رفتار) است.
  • نگرش‌ها به دلیل اصل هماهنگی شناختی، ثبات زیادی داشته و در برابر تغییر مقاومت می‌کنند.
  • بیشترین تغییرات نگرشی در دوران تحصیلات دانشگاهی رخ می‌دهد.
  • شناخت صرف به رفتار اخلاقی منجر نمی‌شود، مگر اینکه به باور و ارزش درونی تبدیل شود.

هدفمندی، باور و اراده

هدفمندی به معنای داشتن مقصدی معین است که فرد برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. وجود هدف باعث انسجام در رفتار و استفاده بهینه از منابع انرژی می‌شود. فرد هدفمند نه تنها بیراهه نمی‌رود، بلکه به دلیل احساس موفقیت در مسیر، از موانع زودگذر و خستگی تأثیر نمی‌پذیرد. اهداف بزرگ باید به اهداف کوچک‌تر تقسیم شوند، اما انتخاب اهداف بسیار کوچک و بی‌ارزش باعث عدم ایجاد انگیزه می‌شود چون حس افتخار به همراه ندارد.

نقش باور و اراده

باور اعتقاد راسخ به بودن یا نبودن چیزی یا انجام‌پذیر بودن یک کار است. نظام باورها موتور محرکه قدرتمندی برای اهداف فردی و جمعی است. در مقابل، اراده نیرویی است که فرد را با وجود محدودیت‌ها و سختی‌ها در مسیر نگه می‌دارد. برای مثال، پیروزی مدافعان در جنگ تحمیلی ناشی از هر دو عامل «باور به حق بودن» و «اراده فولادین» بود.

نیک وی آچیچ با وجود محدودیت‌های جسمانی شدید، نمونه‌ای بارز از قدرت اراده است که توانست با تکیه بر عزم خود به موفقیت‌های بزرگ دست یابد.

ریشه اختلاف در هدف‌های انسان‌ها، تفاوت در جهان‌بینی و نوع نگاه آن‌هاست. طبق آموزه‌های دینی، برترین هدف زندگی هدفی است که به استعدادهای متنوع و بی‌نهایت‌طلبی انسان پاسخ دهد (مانند تقرب به خداوند)؛ در غیر این صورت، خلقت عبث خواهد بود. شیطان نیز با زینت دادن اعمال زشت و ایجاد آرزوهای طولانی، سعی در منحرف کردن انسان از این اهداف دارد.

واژگان کلیدی

هدفمندی
تعیین مقصد مشخص که باعث انسجام رفتار و جلوگیری از اتلاف انرژی و بیراهه رفتن می‌شود.
باور
اعتقاد راسخ و قلبی که جهت‌دهنده تلاش‌ها و پشتکار فرد است.
اراده
نیروی تصمیم‌گیری و پایداری که فرد را قادر می‌سازد بر محدودیت‌ها غلبه کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم هدف و اراده یکسان هستند؛ هدف مقصد را نشان می‌دهد (جهت) و اراده نیروی حرکت در آن مسیر است.
  • تصور غلط: اهداف بزرگ به تنهایی انگیزه می‌دهند؛ در حالی که اهداف بزرگ بدون تقسیم‌بندی به گام‌های کوچک باعث دلسردی و رها کردن تلاش می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هدفمندی باعث انسجام رفتار و پایداری در برابر موانع و خستگی می‌شود.
  • انتخاب اهداف معین و مشخص (مانند کاهش وزن دقیق) بسیار موثرتر از اهداف کلی است.
  • باورهای مثبت، نیرودهنده و باورهای منفی (مانند کمال‌گرایی افراطی) مانع پیشرفت هستند.
  • اراده عامل اصلی غلبه بر محدودیت‌های جسمی و مادی برای رسیدن به موفقیت است.
  • کامل‌ترین هدف زندگی پاسخ به حس بی‌نهایت‌طلبی انسان از طریق پیوند با خداست.

ناهماهنگی شناختی و تعارض

ناهماهنگی شناختی زمانی رخ می‌دهد که فرد دارای دو یا چند شناخت (باور، نگرش یا رفتار) همزمان و متضاد باشد؛ مانند کسی که می‌داند سیگار سرطان‌زاست اما همچنان سیگار می‌کشد. این وضعیت یک تنش روانی ناخوشایند ایجاد می‌کند که فرد را وادار به واکنش برای رفع آن می‌نماید.

روش‌های رفع ناهماهنگی

افراد برای خلاص شدن از این فشار ذهنی معمولاً سه راه را پیش می‌گیرند:

  1. تغییر رفتار: هماهنگ کردن عمل با باور (مثلاً ترک سیگار).
  2. تغییر نگرش: تغییر باور برای توجیه رفتار (مثلاً باور به اینکه سیگار آنقدرها هم بد نیست).
  3. توجیه: پررنگ کردن مزایای انتخاب خود و معایب انتخاب رد شده.

شخصی که بین دو کالای مطلوب یکی را می‌خرد، برای رفع ناهماهنگی شناختیِ پس از تصمیم، شروع به تعریف از مزایای کالای خریده شده و بدگویی از معایب کالای دیگر می‌کند.

نظام شناختی انسان تمایل زیادی به هماهنگی دارد، لذا ایجاد ناهماهنگی در افراد کار آسانی نیست. همچنین، در حالتی که تعداد عوامل مثبت و منفی یکسان باشد، نیرومندی عوامل منفی است که تعیین‌کننده شده و معمولاً منجر به انصراف فرد می‌شود. مفهوم تعارض نیز به تردید بین گزینه‌ها پیش از انتخاب اشاره دارد که حتی در حیوانات نیز دیده می‌شود.

واژگان کلیدی

ناهماهنگی شناختی
حالت تنش‌زای ناشی از تضاد میان باورها یا میان باور و رفتار فرد.
توجیه
فرآیندی ذهنی برای همسان نشان دادن رفتار ناهماهنگ با باورهای قبلی جهت کاهش اضطراب.
تعارض
وضعیت تردید و ناتوانی در انتخاب بین دو یا چند گزینه متضاد پیش از اتخاذ تصمیم.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: ناهماهنگی شناختی همیشه بد است. حقیقت: این تنش می‌تواند محرکی مثبت برای اصلاح رفتارهای غلط (مثل ترک اعتیاد) باشد.
  • اشتباه: ناهماهنگی شناختی همان تعارض است. حقیقت: تعارض قبل از تصمیم است، ناهماهنگی معمولاً بعد از تصمیم یا در حین تضاد آشکار می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ناهماهنگی شناختی تضاد عذاب‌آور میان افکار یا فکر و عمل است.
  • انسان با تغییر رفتار، تغییر باور یا توجیه، سعی در بازگرداندن هماهنگی ذهنی دارد.
  • در تساوی تعداد عوامل مثبت و منفی، وزن و قدرت عوامل منفی تعیین‌کننده نهایی است.
  • سقراط از ناهماهنگی ذهنی برای بیدار کردن انگیزه یادگیری در مخاطبانش استفاده می‌کرد.
  • توجیه سرمایه‌گذاری (هزینه بیشتر) باعث دفاع بیشتر فرد از کالا یا رشته انتخابی‌اش می‌شود.

نظریه اسناد و سبک‌های تبیین

اسناد (Attribution) به معنای جست‌وجوی علت برای رفتار خود یا دیگران است. نحوه نسبت دادن پیروزی‌ها و شکست‌ها به عوامل مختلف، نقش کلیدی در شکل‌گیری رفتار و انگیزه‌های بعدی فرد دارد. اسنادها بر مبنای سه بعد اصلی طبقه‌بندی می‌شوند:

  • درونی در مقابل بیرونی: علت را در خود جستن (مانند تلاش) یا به محیط نسبت دادن (مانند شانس یا سختی امتحان).
  • پایدار در مقابل ناپایدار: علت را ثابت دانستن (مانند هوش) یا موقتی دانستن (مانند بی‌دقتی لحظه‌ای).
  • قابل کنترل در مقابل غیرقابل کنترل: علت را در اختیار خود دانستن (مانند برنامه‌ریزی) یا خارج از اختیار دانستن (مانند دشواری ذاتی تکلیف).
نوع اسنادمثالتأثیر بر انگیزه
درونی، ناپایدارتلاش کافی نکردمافزایش انگیزه✓
درونی، پایداراستعداد ندارمکاهش شدید انگیزه✗
بیرونی، پایدارامتحان همیشه سخت استدلسردی✗

اگر شکست به عوامل درونی، ناپایدار و قابل کنترل (مثل کم‌کاری) اسناد داده شود، انگیزه جبران افزایش می‌یابد. اما اسناد به عوامل پایدار و غیرقابل کنترل (مثل هوش پایین) منجر به یأس می‌شود. در حل مشکلات زناشویی یا پیشرفت کشورها، استفاده از روش‌های درست اسناددهی (تمرکز بر عوامل قابل تغییر) ضروری است.

واژگان کلیدی

اسناد
فرآیندی که در آن افراد تلاش می‌کنند پاسخی برای «چرا»های رفتاری خود و دیگران بیابند.
اسناد درونی
نسبت دادن پیامدها به ویژگی‌های شخصی مانند پشتکار یا توانایی.
اسناد پایدار
علت‌هایی که در طول زمان ثابت می‌مانند و فرد تصور می‌کند قابل تغییر نیستند.

اشتباه‌های رایج

  • دشواری تکلیف یک عامل «بیرونی» است اما «پایدار» محسوب می‌شود (چون سختی کار ثابت است).
  • هوش و استعداد عوامل «درونی» هستند اما «پایدار» و «غیرقابل کنترل» تلقی می‌شوند، لذا اسناد شکست به آن‌ها خطرناک است.
  • اشتباه است که فکر کنیم اسناد بیرونی همیشه بد است؛ اما اسناد بیرونی غیرقابل کنترل قطعاً انگیزه را می‌کشد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اسناد یعنی یافتن دلیل برای موفقیت‌ها و شکست‌ها که جهت‌دهنده رفتار است.
  • اسناد به عوامل قابل کنترل (مثل تلاش و برنامه‌ریزی) انگیزه جبران را تسهیل می‌کند.
  • اسناد به عوامل غیرقابل کنترل و پایدار (مثل شانس یا استعداد) منجر به ناامیدی می‌شود.
  • تغییرات بلوغ یک اسناد درونی اما ناپایدار است که پس از مدتی پایان می‌یابد.
  • حمایت خانواده یا سخت‌گیری معلم نمونه‌هایی از اسناد بیرونی هستند.

ادراک کنترل و کارایی

ادراک کارایی (یا خودکارآمدی) به معنای اعتماد فرد به توانایی‌ها، دانش و مهارت‌های خود برای انجام موفقیت‌آمیز یک کار است. در مقابل، ادراک کنترل به میزان تسلطی اشاره دارد که فرد فکر می‌کند بر پیامدها و نتایج یک موقعیت دارد. این دو ادراک باید با شواهد محیطی هماهنگ باشند تا سازنده عمل کنند.

ادراک کاذب و پیامدهای آن

اگر ادراک کنترل و کارایی با واقعیت‌های محیطی همخوان نباشد، ادراک کاذب شکل می‌گیرد. ادراک کاذب مانع بروز رفتار شده و از پیشرفت فرد جلوگیری می‌کند. برای مثال، اگر کسی فکر کند بدون تمرین می‌تواند جراحی کند (ادراک کارایی کاذب)، در عمل شکست خورده یا اصلاً اقدام درست را انجام نمی‌دهد.

احساس ترس از رانندگی زمانی که فرد خودش پشت فرمان نیست، به دلیل کاهش ادراک کنترل اوست؛ چون پیامدها را خارج از اختیار خود می‌بیند.

تمایل انسان به خارج کردن خار از دست خود با وجود درد، نشان‌دهنده تلاش برای حفظ ادراک کنترل بر محیط است. همچنین تقویت احساس عاملیت (اینکه فرد قربانی مطلق شرایط نیست) از اهداف مهم روان‌درمانی برای بهبود این ادراکات است.

واژگان کلیدی

ادراک کارایی
باور فرد به داشن دانش و مهارت لازم برای انجام یک فعالیت خاص.
ادراک کنترل
احساس تسلط بر محیط و نتایج رفتار که به کاهش اضطراب در موقعیت‌های دشوار کمک می‌کند.
ادراک کاذب
ناهماهنگی بین باور فرد به توانمندی خود و آنچه واقعیت محیطی نشان می‌دهد، که مانع رفتار پخته می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: ادراک کارایی همان اعتماد به نفس عمومی است. حقیقت: ادراک کارایی همیشه نسبت به یک «تکلیف مشخص» سنجیده می‌شود.
  • اشتباه: ادراک کاذب نگرش محسوب نمی‌شود. حقیقت: حتی اگر ادراک غلط باشد، همچنان یک جزء نگرشی است که رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ادراک کارایی یعنی داشتن مهارت و دانش لازم برای انجام یک کار.
  • ادراک کنترل یعنی احساس تسلط بر نتایج و پیامدهای محیطی.
  • هماهنگی این ادراکات با شواهد محیطی، شرط سازنده بودن آن‌هاست.
  • ادراک کاذب (چه خودکم‌بینی و چه خودبزرگ‌بینی) مانع بروز فعالیت موثر می‌شود.
  • حفظ احساس کنترل حتی در شرایط دردناک، باعث آرامش روانی فرد می‌گردد.

درماندگی آموخته شده

درماندگی آموخته شده (Learned Helplessness) وضعیتی است که در آن فرد یا حیوان، پس از شکست‌های مکرر در کنترل موقعیت‌های ناگوار، به این باور می‌رسد که تلاش‌هایش بی‌فایده است. در این حالت، موجود ارتباط بین تلاش و نتیجه را از دست داده و حتی زمانی که توانایی تغییر وضعیت را دارد، تلاشی نمی‌کند.

ویژگی‌های فرد درمانده

شخصی که دچار این حالت شده است، ویژگی‌های زیر را نشان می‌دهد:

  • انفعال: به موجودی خنثی و بی‌انرژی تبدیل می‌شود.
  • فقدان اعتماد: اطمینان به خود را کاملاً از دست می‌دهد.
  • استقلال پیامد از رفتار: معتقد است نتایج کارها مستقل از میزان تلاش او است.

درماندگی آموخته شده مهم‌ترین عامل نگرشی منفی است که در انسان‌ها حتی شدیدتر از حیوانات بروز می‌کند.

نکته حیاتی این است که در درماندگی آموخته شده، توانایی واقعی از فرد سلب نشده، بلکه او «یاد گرفته» که ناتوان باشد. اگر طوطی‌ای با بال‌های چیده شده همچنان بال بزند، دچار درماندگی نیست چون هنوز تلاش می‌کند. اما ببری که پس از آزادی از قفس کوچک، باز هم در همان دایره محدود حرکت می‌کند، نمونه بارز این پدیده است.

واژگان کلیدی

درماندگی آموخته شده
وضعیتی روان‌شناختی که در آن فرد به دلیل تجارب شکست، باور می‌کند هیچ کنترلی بر شرایط ندارد.
پاسخ‌های انطباقی
رفتارهایی که فرد برای سازگاری با محیط انجام می‌دهد و در حالت درماندگی، فراگیری آن‌ها متوقف می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: درماندگی وقتی رخ می‌دهد که فرد واقعاً توانایی نداشته باشد. حقیقت: درماندگی دقیقاً یعنی با وجود «داشتن توانایی»، فرد دست از تلاش بردارد.
  • اشتباه: هر ناامیدی درماندگی آموخته شده است. حقیقت: درماندگی زمانی است که فرد معتقد است «پیامدِ رفتار، مستقل از خودِ رفتار است».

جمع‌بندی این مفهوم

  • درماندگی آموخته شده ناشی از باور به بی‌فایده بودن تلاش پس از شکست‌های مکرر است.
  • فرد درمانده به موجودی منفعل تبدیل شده و ارتباط بین کوشش و پیشرفت را درک نمی‌کند.
  • این وضعیت نوعی ناتوانی «یاد گرفته شده» است، نه فقدان واقعی مهارت یا قدرت.
  • خروج از این وضعیت با هدایت اسنادها به سمت عوامل «ناپایدار و قابل کنترل» ممکن است.
  • شدت این ناهنجاری در انسان به دلیل پیچیدگی‌های شناختی، از حیوانات بیشتر است.

خلاصهٔ درس

انگیزه‌ات کجاست؟

Psychology · Motivation & Attitude

انگیزه: موتور رفتار انسان

  • انگیزه شدت (انرژی) و جهت (هدف) رفتار را تعیین می‌کند
  • انگیزه درونی ← لذت از خودِ فعالیت؛ ماندگاری بسیار بالا
  • انگیزه بیرونی ← پاداش/تنبیه خارجی؛ با قطع محرک رفتار می‌افتد
  • پاداش بیرونی برای کاری با انگیزه درونی ← انگیزه را تخریب می‌کند
  • باور راسخ + اراده = نیروی غلبه بر محدودیت‌ها و رسیدن به هدف
انگیزه درونی
فعالیت برای خودِ آن، نه پاداش بیرون از آن

نکته: وقتی به بچه‌ای که نقاشی می‌کشید جایزه دادند، دیگر داوطلبانه نقاشی نکشید؛ پاداش انگیزه را «بیرونی» کرد.

نگرش و ساختار سه‌گانه‌اش

  • نگرش فرازیستی است؛ انحصاری انسان، نه مشترک با حیوان
  • عنصر شناختی: باورها و اطلاعات دربارهٔ موضوع
  • عنصر احساسی: عواطف مثبت یا منفی نسبت به موضوع
  • عنصر آمادگی برای عمل: گرایش به اقدام مشخص
  • دوران دانشگاه بیشترین فرصت تغییر نگرش را فراهم می‌کند
نگرش
مجموعه عوامل فرازیستی که رفتار پیچیده انسانی را کنترل می‌کند

نکته: دلفینِ شادمان انگیزه‌ای مادی دارد، نه نگرش؛ نگرش ویژهٔ انسان است.

ناهماهنگی شناختی و تعارض

  • ناهماهنگی = دو باور/رفتار متضاد همزمان ← تنش روانی
  • رفع: تغییر رفتار یا تغییر نگرش یا توجیه انتخاب
  • تعارض قبل از تصمیم؛ ناهماهنگی معمولاً بعد از تصمیم
  • در تساوی مثبت‌ها و منفی‌ها، وزن عوامل منفی تعیین‌کننده است
  • توجیه پس از خرید ← مزایای کالای خریده‌شده بزرگ‌تر می‌نماید
توجیه
فرآیند ذهنی برای همسان نشان دادن رفتار ناهماهنگ با باور

نکته: سقراط از ایجاد ناهماهنگی ذهنی برای بیدار کردن انگیزهٔ یادگیری در مخاطبانش استفاده می‌کرد.

اسناد: چرا موفق یا شکست خوردیم؟

  • اسناد = جست‌وجوی علت برای پیروزی‌ها و شکست‌ها
  • سه بعد: درونی/بیرونی، پایدار/ناپایدار، قابل‌کنترل/نه
  • شکست ← اسناد «درونی، ناپایدار، قابل‌کنترل» → انگیزهٔ جبران↑
  • شکست ← اسناد «پایدار، غیرقابل‌کنترل» (مثل هوش) → یأس
  • دشواری تکلیف: بیرونی اما پایدار ← دلسردی می‌آورد
اسناد درونی، ناپایدار
نسبت دادن نتیجه به تلاش؛ تغییرپذیر و امیدبخش

نکته: هوش: درونی اما پایدار و غیرقابل‌کنترل ← اسناد شکست به آن خطرناک‌ترین نوع است.

ادراک کنترل و درماندگی آموخته‌شده

  • ادراک کارایی = باور به مهارت و دانش برای یک تکلیف مشخص
  • ادراک کنترل = احساس تسلط بر پیامدها؛ کاهشش → اضطراب
  • ادراک کاذب (ناهماهنگ با واقعیت) مانع بروز رفتار مؤثر است
  • درماندگی آموخته‌شده = با وجود توانایی، تلاش متوقف می‌شود
  • خروج: اسناد به عوامل ناپایدار و قابل‌کنترل ← امید بازمی‌گردد
درماندگی آموخته‌شده
ناتوانی «یاد گرفته‌شده»، نه فقدان واقعی مهارت

نکته: ببری که پس از آزادی از قفس، باز در همان دایره می‌چرخد؛ نمونه بارز درماندگی آموخته‌شده.

نکات کلیدی

  • نگرش فرازیستی است؛ رفتار شادمانه حیوان نگرش نیست بلکه انگیزه مادی است
  • «احساس» ≠ «آمادگی برای عمل»؛ تنفر احساس است، دروغ نگفتن آمادگی برای عمل
  • پاداش بیرونی برای کار با انگیزه درونی ← انگیزه درونی را کاهش می‌دهد
  • تعارض قبل از تصمیم است؛ ناهماهنگی شناختی بعد از تصمیم یا در حین تضاد
  • اسناد شکست به هوش/استعداد (درونی، پایدار) → خطرناک‌ترین نوع اسناد
  • درماندگی آموخته‌شده با ناتوانی واقعی فرق دارد؛ توانایی هست اما تلاش متوقف شده

یک تست از این درس

خودت را بسنج

کشتی‌گیری مصمم است برای مسابقات قهرمانی امسال وزن خود را دقیقاً ۱۰ کیلوگرم کاهش دهد. او برای رسیدن به این هدف، برنامه غذایی و ورزشی فشرده‌ای تنظیم کرده است. رابطه تصمیم او با اتلاف انرژی و مفهوم هدفمندی چگونه تشریح می‌شود؟

  1. هدف معین فرد را مستعد اتلاف انرژی و بیراهه رفتن می‌کند، کشتی‌گیر کمتر منابع انرژی خود را هدر می‌دهد، و تلاش برای رسیدن به هدف مشخص هدفمندی نام دارد.
  2. هدف معین فرد را مستعد اتلاف انرژی و بیراهه رفتن می‌کند، کشتی‌گیر بیشتر منابع انرژی خود را هدر می‌دهد، و تلاش برای رسیدن به هدف مشخص هدفمندی نام دارد.
  3. هدف معین فرد را از اتلاف انرژی و بیراهه رفتن مصون می‌دارد، کشتی‌گیر کمتر منابع انرژی خود را هدر می‌دهد، و تلاش برای رسیدن به هدف مشخص هدفمندی نام دارد.
  4. هدف معین فرد را از اتلاف انرژی و بیراهه رفتن مصون می‌دارد، کشتی‌گیر کمتر منابع انرژی خود را هدر می‌دهد، و تلاش برای رسیدن به هدف مشخص اراده نام دارد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

داشتن هدف معین فرد را از اتلاف منابع انرژی و بیراهه رفتن مصون می‌دارد. به دلیل مشخص بودن هدف کشتی‌گیر (کاهش ۱۰ کیلوگرم برای مسابقات امسال)، او کمتر منابع انرژی خود را هدر می‌دهد. تلاش برای رسیدن به هدف مشخص، هدفمندی نامیده می‌شود، پس گزینه ۳ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: هدف معین فرد را از اتلاف انرژی و بیراهه رفتن مصون می‌دارد، نه اینکه مستعد آن کند. گزینه ۲: هدف معین فرد را مصون می‌دارد، و کشتی‌گیر به علت هدف مشخصش کمتر منابع انرژی را هدر می‌دهد. گزینه ۴: تلاش فرد برای رسیدن به هدف مشخص به عنوان هدفمندی شناخته می‌شود، نه اراده.

درس‌های دیگر این بخش · روان شناسی