ایرادات و طواری دادرسی

9 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ایرادات و اعتراضات شکلی (ماده ۸۴)

ایرادات شکلی، دفاعیاتی هستند که بدون ورود به ماهیت دعوا، به صلاحیت دادگاه یا شکل اقامه دعوا اعتراض می‌کنند. طبق ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی، خوانده می‌تواند ایرادات متعددی را مطرح کند. برخلاف ظاهر برخی اصول، بسیاری از این ایرادات آمره هستند؛ یعنی حتی بدون ایراد خوانده، دادگاه مکلف به توجه به آن‌هاست (مانند عدم صلاحیت ذاتی یا ایراد امر قضاوت شده).

مهلت طرح ایرادات

قاعده کلی این است که تمام ایرادات باید تا پایان اولین جلسه دادرسی مطرح شوند. اما این قاعده یک استثنای مهم دارد: چنانچه سبب ایراد متعاقباً (پس از جلسه اول) حادث شده باشد، طرح آن در مراحل بعدی نیز امکان‌پذیر است.

دادگاه مکلف است پیش از ورود به ماهیت دعوا نسبت به ایرادات اتخاذ تصمیم کند؛ مگر اینکه ایرادات خارج از مهلت مطرح شده باشند که در این صورت دادگاه می‌تواند هم‌زمان با ماهیت به آن‌ها رسیدگی کند.

روند رسیدگی به ایرادات

خوانده می‌تواند در برخی ایرادات (مانند صلاحیت یا رد دادرس)، بدون دفاع در ماهیت، صرفاً ایراد کند و دفاع ماهوی را به بعد از تصمیم‌گیری دادگاه موکول نماید. اگر دادگاه ایرادات را مردود بداند، وارد ماهیت شده و رسیدگی را ادامه می‌دهد.

اگر خواهان با سمتی (مثل وکالت) دعوا مطرح کند که قانوناً محرز نیست، این «ایراد به دعوا» محسوب شده و دادگاه بدون اخطار رفع نقص، قرار رد دعوا صادر می‌کند.

واژگان کلیدی

ایرادات آمره
ایراداتی که با نظم عمومی در ارتباط بوده و دادگاه ملزم است حتی بدون درخواست طرفین به آن‌ها توجه کند.
دفاع ماهوی
دفاعی که مستقیماً به حق مورد ادعا و درستی یا نادرستی ادعای خواهان مربوط می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم عدم احراز سمت نماینده موجب اخطار رفع نقص می‌شود؛ این نقص مستقیماً منجر به قرار رد دعوا می‌گردد.
  • نباید تصور کرد که اگر ایراد تا پایان جلسه اول مطرح نشود دادگاه باید قرار رد ایراد صادر کند؛ بلکه صرفاً دیگر ملزم به رسیدگی جداگانه قبل از ماهیت نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ایرادات شکلی ابزاری برای به چالش کشیدن صلاحیت دادگاه یا شرایط قانونی دعوا هستند.
  • مهلت قانونی طرح این ایرادات حداکثر تا پایان اولین جلسه دادرسی است، مگر در موارد حدوث سبب جدید.
  • بسیاری از ایرادات ماده ۸۴ جنبه آمره دارند و دادگاه رأساً باید به آن‌ها توجه نماید.
  • در صورت پذیرش ایراداتی مانند عدم سمت یا عدم اثر قانونی، قرار رد دعوا صادر می‌شود.
  • تصمیم‌گیری در مورد ایرادات اصولاً باید پیش از ورود به ماهیت دعوا صورت گیرد.

اعتبار امر قضاوت شده و سبق طرح دعوا

ایراد امر قضاوت شده زمانی مطرح می‌شود که دعوایی سابقاً رسیدگی شده و منجر به صدور حکم قطعی یا قرار سقوط دعوا شده باشد. برای پذیرش این ایراد، وحدت سه رکن ضروری است: اصحاب دعوا (شامل خود اشخاص یا قائم‌مقام قانونی و ورثه آن‌ها)، موضوع دعوا و سبب دعوا.

تأثیر دلایل جدید

ارائه دلیل جدید پس از صدور حکم قطعی، مانع از اعمال این قاعده نمی‌شود. در این حالت دادگاه قرار رد دعوا صادر می‌کند و تنها راه بازنگری، «اعاده دادرسی» تحت شرایط خاص (ماده ۴۲۶) است.

ایراد امر مطروحه و رسیدگی توأمان

اگر دو دعوای واحد یا مرتبط هم‌زمان در جریان باشند، ایراد امر مطروحه قابل طرح است. هدف از این کار جلوگیری از صدور آرای متعارض است. در صورت پذیرش، دادگاه صادرکننده قرار امتناع، پرونده را به دادگاه مقدم یا صالح ارسال می‌کند.

ویژگیامر قضاوت شدهامر مطروحه
وضعیت پروندهمختومه (قطعی)در حال رسیدگی
نتیجه ایرادقرار رد دعواارسال به شعبه دیگر
هدف اصلیحفظ اعتبار احکامجلوگیری از تعارض

در ایراد امر مطروحه، هر دو دادگاه باید از نظر درجه هم‌عرض باشند؛ در غیر این صورت به دلیل اختلاف در صلاحیت ذاتی، رسیدگی توأمان ممکن نیست.

واژگان کلیدی

قائم‌مقام قانونی
شخصی که به جای صاحب حق اصلی قرار می‌گیرد، مانند ورثه در صورت فوت یا منتقل‌الیه در صلح حقوق.
ایراد امر مطروحه
اعتراض به اینکه همین دعوا قبلاً در شعبه دیگری مطرح شده و در حال رسیدگی است.

اشتباه‌های رایج

  • بسیاری تصور می‌کنند اعتبار امر قضاوت شده ورثه را شامل نمی‌شود، در حالی که ورثه به عنوان قائم‌مقام مشمول این قاعده هستند.
  • اشتباه رایج این است که ارائه دلیل جدید را مجوزی برای طرح مجدد دعوای مختومه بدانیم؛ در حالی که اعتبار امر قضاوت شده همچنان باقی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اعتبار امر قضاوت شده مستلزم وحدت اصحاب، موضوع و سبب دعوا در رای قطعی سابق است.
  • این قاعده برای احکام قطعی و همچنین قرار قطعی سقوط دعوا اعمال می‌گردد.
  • در صورت پذیرش ایراد امر مطروحه، دادگاه قرار امتناع از رسیدگی صادر کرده و پرونده را ارسال می‌کند.
  • رسیدگی توأمان در امر مطروحه منوط به هم‌عرض بودن و هم‌درجه بودن دادگاه‌هاست.
  • ارائه دلایل جدید بر خلاف تصور عمومی، مانعی برای پذیرش ایراد امر قضاوت شده نیست.

ایراد رد دادرس و الزامات بی‌طرفی

ایراد رد دادرس به منظور تضمین بی‌طرفی قاضی و جلوگیری از هرگونه شائبه جانبداری پیش‌بینی شده است. طبق ماده ۹۱، در صورت وجود جهات رد، دادرس مکلف به امتناع از رسیدگی است و طرفین نیز حق طرح ایراد را دارند. برخلاف بسیاری از ایرادات، رد دادرس تنها ایرادی است که هم از سوی خواهان و هم از سوی خوانده قابل طرح است.

جهات اصلی رد دادرس

مهم‌ترین موارد رد عبارتند از:
۱. وجود قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از هر طبقه.
۲. دادرس متبوع یا مخدوم یکی از طرفین باشد.
۳. دادرس سابقاً در همان موضوع به عنوان قاضی، داور، کارشناس یا گواه اظهارنظر کرده باشد.
۴. وجود دعوای حقوقی یا جزایی بین دادرس (یا همسر و فرزندش) و یکی از طرفین که از تاریخ صدور حکم قطعی آن کمتر از دو سال گذشته باشد.

صرف شکایت انتظامی علیه قاضی یا صدور رای سابق در مرحله بدوی برای پرونده‌ای که اکنون در مرحله اعاده دادرسی است، موجب رد دادرس نمی‌شود.

پیامد پذیرش ایراد

در صورت ورود ایراد، قاضی قرار امتناع از رسیدگی صادر کرده و پرونده را به دادرس دیگر همان دادگاه ارجاع می‌دهد. طبق ماده ۳۹۱، پس از ارجاع پرونده به دادگاه مرجوع‌الیه، پرونده تحت هیچ شرایطی (حتی با تغییر قاضی اول) قابل بازپس‌گیری نیست.

اگر خواهان برادر همسر فرزند مستشار دادگاه باشد، چون این رابطه خارج از محدوده درجه سوم سببی است، جهت رد محسوب نمی‌شود.

واژگان کلیدی

قرار امتناع از رسیدگی
تصمیمی که قاضی در صورت داشتن جهت رد صادر کرده و از ادامه دادرسی خودداری می‌کند.
صلاحیت ذاتی
صلاحیتی که بر اساس نوع، صنف و درجه دادگاه تعیین شده و غیرقابل تغییر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم قرابت درجه چهارم موجب رد دادرس است؛ قانون صراحتاً تا درجه سوم را ملاک قرار داده است.
  • فکر نکنید در صورت نبود قاضی دیگر، پرونده به دیوان عالی می‌رود؛ بلکه به نزدیک‌ترین دادگاه هم‌عرض ارسال می‌گردد.
  • تغییر قاضی قرار امتناع‌دهنده، مجوزی برای بازگرداندن پرونده از شعبه مرجوع‌الیه نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رد دادرس تکلیفی قانونی برای قاضی و حقی برای هر دو طرف دعوا جهت تضمین عدالت است.
  • قرابت نسبی و سببی تا درجه سوم از طبقات مختلف، از مهم‌ترین جهات رد است.
  • وجود سابقه دعوا بین قاضی و طرفین تا دو سال پس از حکم قطعی موجب رد است.
  • پذیرش ایراد منجر به صدور قرار امتناع از رسیدگی و ارجاع به دادرس یا شعبه دیگر می‌شود.
  • مقررات ماده ۳۹۱ (عدم امکان بازپس‌گیری پرونده پس از ارجاع) در کلیه دادگاه‌ها الزامی است.

معافیت‌ها و الزامات تأمین اتباع بیگانه

بر اساس ماده ۱۴۴ قانون آیین دادرسی مدنی، اتباع بیگانه که در ایران به عنوان خواهان اقامه دعوا می‌کنند، باید برای جبران خسارات احتمالی خوانده که ممکن است ناشی از هزینه دادرسی و حق‌الوکاله باشد، تأمین بسپارند. این ایراد غیرآمره است و فقط با درخواست خوانده تا پایان جلسه اول اعمال می‌شود.

موارد معافیت از تأمین

اتباع بیگانه در ۵ مورد از دادن تأمین معاف هستند:
۱. در کشور متبوع آن‌ها، اتباع ایرانی از دادن تأمین معاف باشند (معامله متقابل).
۲. دعوا مستند به سند رسمی باشد (سند لازم‌الاجرای غیررسمی کافی نیست).
۳. دعوا راجع به اسناد تجاری (برات، سفته، چک) باشد.
۴. در دعاوی متقابل (در دعوای جلب ثالث معافیت وجود ندارد).
۵. در مواردی که به موجب معاهدات بین‌المللی معاف شده باشند.

تعیین میزان و مهلت سپردن تأمین توسط دادگاه، یک اقدام صلاحدیدی و غیرقابل اعتراض است.

نوع سندنیاز به تأمین
سند رسمیمعاف✓
چک و سفتهمعاف✓
سند عادیالزامی✗
سند لازم‌الاجرا (غیررسمی)الزامی✗

اگر خواهان در مهلت مقرر تأمین را نسپارد، به درخواست خوانده قرار رد دادخواست صادر می‌شود. این قرار تنها قابل تجدیدنظر است و قابل اعتراض ثالث نیست.

واژگان کلیدی

تأمین اتباع بیگانه
وجه نقد یا ضمانتی که خواهان خارجی برای جبران خسارت احتمالی خوانده ایرانی به صندوق دادگستری می‌سپارد.
معامله متقابل
رفتار مشابه دولت‌ها با اتباع یکدیگر بر اساس قوانین یا قراردادهای بین‌المللی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم اسناد «لازم‌الاجرا» (مانند قراردادهای بانکی غیررسمی) موجب معافیت می‌شوند؛ حتماً باید سند «رسمی» باشد.
  • نباید تصور کرد که دادگاه رأساً از تبعه بیگانه تأمین می‌خواهد؛ این امر منوط به درخواست خوانده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • خواهان تبعه بیگانه ملزم به سپردن تأمین برای خسارات احتمالی خوانده است.
  • معافیت از تأمین شامل اسناد رسمی، چک، سفته، برات و دعاوی متقابل می‌شود.
  • معامله متقابل و معاهدات بین‌المللی نیز از عوامل معافیت اتباع بیگانه هستند.
  • در صورت عدم سپردن تأمین در مهلت مقرر، قرار رد دادخواست صادر می‌گردد.
  • این ایراد غیرآمره بوده و باید حداکثر تا پایان اولین جلسه دادرسی توسط خوانده مطرح شود.

تأمین دعوای واهی و خسارت احتمالی

تأمین دعوای واهی (ماده ۱۰۹) ابزاری است برای حمایت از خوانده در برابر دعاوی بی‌اساس. خوانده می‌تواند از دادگاه بخواهد که خواهان را ملزم به سپردن تأمین برای هزینه‌های دادرسی و حق‌الوکاله نماید. این ایراد نیز مانند تأمین اتباع بیگانه غیرآمره بوده و مهلت آن تا پایان اولین جلسه دادرسی است.

موارد معافیت از تأمین خسارت احتمالی

طبق ماده ۱۱۰، در موارد زیر خوانده نمی‌تواند تقاضای تأمین خسارات احتمالی کند:
۱. دعاوی مستند به اسناد رسمی.
۲. دعاوی مستند به اسناد تجاری (چک، سفته، برات).
۳. دعاوی علیه متوقف (ورشکسته).

در دعاوی مستند به اسناد عادی، خوانده حق دارد تقاضای تأمین خسارات احتمالی نماید، زیرا این اسناد از اعتبار کمتری نسبت به اسناد رسمی برخوردارند.

پیامد عدم سپردن تأمین

اگر خواهان پس از صدور قرار تأمین، آن را در مهلت مقرر نسپارد، دادگاه به درخواست خوانده قرار رد دادخواست صادر می‌کند. این قرار به دلیل عدم ورود ضرر به حقوق اشخاص دیگر، قابل اعتراض ثالث نیست.

مثال: اگر شخصی بر اساس یک دست‌نوشته عادی (سند عادی) ادعای طلب کند، خوانده می‌تواند برای حق‌الوکاله وکیل خود درخواست تأمین دعوای واهی کند، اما اگر مستند دعوا سند رسمی باشد، این حق برای خوانده وجود ندارد.

واژگان کلیدی

دعوای واهی
دعوایی که بدون مبنای قانونی و دلیل کافی مطرح شده و احتمال پیروزی در آن وجود ندارد.
قرار رد دادخواست
رایی شکلی که بدون ورود به ماهیت، به دلیل نقص در شرایط اقامه دعوا صادر می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم ایراد تأمین دعوای واهی توسط خواهان هم قابل طرح است؛ این حق مخصوص خوانده است.
  • فرد نباید تصور کند قرار رد دادخواست در این مورد قابل اعتراض ثالث است؛ چون ضرری به حقوق ثالث وارد نمی‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تأمین دعوای واهی صرفاً توسط خوانده و تا پایان جلسه اول دادرسی قابل درخواست است.
  • این ایراد غیرآمره است و دادگاه به صورت خودکار به آن رسیدگی نمی‌کند.
  • اسناد رسمی و تجاری (چک و سفته) از شمول سپردن تأمین خسارت احتمالی معاف هستند.
  • در صورت پذیرش ایراد و عدم واریز وجه توسط خواهان، قرار رد دادخواست صادر می‌گردد.
  • دعاوی علیه اشخاص ورشکسته نیز از موارد معافیت خوانده از درخواست تأمین است.

توقف و جریان دادرسی (ماده ۱۰۵)

در طول فرآیند دادرسی، حوادثی ممکن است رخ دهد که موجب توقف موقت رسیدگی شود. طبق ماده ۱۰۵، در صورت فوت، محجور شدن یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوا، دادرسی متوقف می‌شود. این توقف تا زمانی ادامه می‌یابد که جانشین قانونی معرفی شده و ذینفع درخواست ادامه دادرسی را ارائه دهد.

عدم اهلیت خوانده

چنانچه در حین رسیدگی، عدم اهلیت خوانده محرز شود، او حق دارد از پاسخ به ماهیت دعوا خودداری کند. در این حالت نیز دادرسی توقیف می‌شود تا نماینده ذی‌صلاح (مانند قیم) تعیین گردد. ادامه دادرسی در غیاب نماینده فاقد اعتبار است.

فوت یا محجور شدن پس از ختم دادرسی، تأثیری در روند صدور رای ندارد و دادگاه اقدام به صدور رای می‌نماید.

اهلیت تمتع در دادرسی

اهلیت برای دارا بودن حقوق (تمتع) با زنده متولد شدن آغاز و با مرگ تمام می‌شود. اگر در زمان تقدیم دادخواست، خواهان فوت شده باشد یا جنینی باشد که زنده متولد نگردد، به دلیل فقدان اهلیت، دادگاه قرار عدم استماع دعوا صادر می‌کند، نه توقیف دادرسی.

اگر یکی از طرفین دعوا در میانه رسیدگی دچار زوال عقل شود، دادگاه نمی‌تواند حکم صادر کند بلکه باید رسیدگی را متوقف نماید تا برای او قیم تعیین شود.

واژگان کلیدی

توقیف دادرسی
ایست موقت در جریان رسیدگی به دلیل موانع قانونی تا زمان رفع آن مانع.
اهلیت تمتع
توانایی قانونی فرد برای دارا شدن حقوق مدنی که از تولد تا مرگ است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم در صورت فوت خوانده، دادگاه قرار رد دعوا صادر می‌کند؛ بلکه دادرسی صرفاً توقیف می‌شود.
  • توقف دادرسی به صورت خودکار با معرفی جانشین تمام نمی‌شود؛ درخواست ذینفع برای ادامه لازم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • فوت، حجر یا زوال سمت اصحاب دعوا از موارد اصلی توقیف موقت دادرسی است.
  • جریان دادرسی پس از تعیین جانشین و درخواست ذینفع مجدداً به راه می‌افتد.
  • در صورت احراز عدم اهلیت خوانده، او می‌تواند از دفاع ماهوی امتناع کند و دادرسی توقیف گردد.
  • فقدان اهلیت در زمان تقدیم دادخواست (مانند شخص فوت شده)، منجر به قرار عدم استماع دعوا می‌شود.
  • جنین تنها مشروط بر زنده متولد شدن از حقوق مدنی متمتع می‌گردد.

دعاوی طاری و رسیدگی‌های مرتبط

دعوای طاری دعوایی است که در جریان یک دعوای اصلی مطرح می‌شود و با آن ارتباط کامل یا وحدت منشأ دارد. دعاوی طاری شامل دعوای متقابل، ورود ثالث، جلب ثالث و اضافات خواهان است. این دعاوی در همان دادگاهی که به دعوای اصلی رسیدگی می‌کند، رسیدگی می‌شوند.

جلب و ورود شخص ثالث

ورود ثالث می‌تواند اصلی (برای خود حقی مستقل قائل باشد) یا تبعی (برای حمایت از یکی از طرفین) باشد. دعوای ورود ثالث اصلی ماهیتی مستقل دارد؛ یعنی حتی با استرداد دعوای اصلی، دادگاه باید به آن رسیدگی کند، اما ورود ثالث تبعی با از بین رفتن دعوای اصلی منتفی می‌شود.

درخواست جلب شخص ثالث باید تا پایان اولین جلسه دادرسی اظهار شده و دادخواست آن ظرف ۳ روز پس از جلسه تقدیم گردد (چه در مرحله بدوی و چه تجدیدنظر).

انعطاف در صلاحیت

برای رسیدگی به دعاوی طاری و مرتبط، از صلاحیت محلی عدول می‌شود تا رسیدگی یکجا میسر گردد، اما صلاحیت ذاتی (صنف، نوع و درجه دادگاه) هرگز قابل عدول نیست. مثلاً دادگاه بدوی نمی‌تواند به دعوای مرتبطی که در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است توأمان رسیدگی کند.

اگر خواهان دعوای اصلی را مسترد کند، وارد ثالثی که ادعای مالکیت مال مورد دعوا را برای خودش دارد (وارد ثالث اصلی)، همچنان حق دارد رسیدگی به ادعایش را در همان پرونده ادامه دهد.

واژگان کلیدی

دعوای طاری
دعوایی که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر و به دلیل ارتباط با آن مطرح می‌شود.
ورود ثالث اصلی
زمانی که شخص ثالث برای خود در موضوع دعوای اصلی، مستقلاً حقی قائل است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم جلب ثالث در مرحله تجدیدنظر ممکن نیست؛ قانون این اجازه را داده است.
  • مهلت تقدیم دادخواست جلب ثالث ۳ روز پس از جلسه است، نه ۱۰ روز.
  • نباید تصور کرد صلاحیت ذاتی در دعاوی طاری قابل عدول است؛ فقط از صلاحیت محلی عدول می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دعاوی طاری شامل تقابل، جلب ثالث و ورود ثالث هستند که در دادگاه اصلی رسیدگی می‌شوند.
  • جلب شخص ثالث هم در مقطع بدوی و هم در مقطع تجدیدنظر با رعایت مهلت‌ها مجاز است.
  • دعوای ورود ثالث اصلی با استرداد دعوای اصلی از بین نمی‌رود، اما ورود تبعی زایل می‌گردد.
  • در رسیدگی به دعاوی مرتبط، صلاحیت محلی قابل عدول ولی صلاحیت ذاتی غیرقابل عدول است.
  • یکی از اهداف اصلی رسیدگی توأم به دعاوی مرتبط، جلوگیری از صدور آرای متعارض است.

سایر ایرادات (عدم اثر قانونی و مواعد اداری)

برخی ایرادات به ماهیت قانونی دعوا برمی‌گردند. طبق بند ۷ ماده ۸۴، اگر دعوا بر فرض ثبوت، اثر قانونی نداشته باشد، خوانده می‌تواند ایراد کند. مثال بارز آن دعوای تحویل مال موهوبه در حالتی است که هبه بدون قبض باشد. در این صورت، حتی اگر هبه ثابت شود، چون قبض صورت نگرفته اثر قانونی ندارد و دادگاه قرار رد دعوا صادر می‌کند.

صلاحیت مراجع غیردادگستری

در صورتی که رایی قطعی از یک مرجع غیردادگستری (مانند هیئت حل اختلاف کار) در موضوع صادر شده باشد، دادگاه عمومی حقوقی مکلف است به صلاحیت ذاتی آن مرجع توجه کند. اگر آن مرجع صالح بوده، دادگاه باید قرار رد دعوا صادر کند (نه اینکه پرونده را به آنجا بفرستد چون رای قبلاً صادر شده است).

مواعد در قانون تجارت

مقررات مرور زمان عمومی حذف شده‌اند، اما مرور زمان‌ها و مهلت‌های خاص قانون تجارت (مانند مواد ۲۱۹، ۲۸۶ و ۳۱۸) همچنان معتبر هستند. عدم رعایت این مهلت‌ها برای اقامه دعوا (مثلاً در برات)، ایرادی آمره است و دادگاه حتی بدون دفاع خوانده اقدام به صدور قرار رد دعوا می‌نماید.

ایراد طرح دعوا خارج از مهلت قانونی (بند ۱۱ ماده ۸۴)، از ایرادات آمره محسوب می‌شود و دادگاه رأساً مکلف به بررسی آن است.

اگر فردی برای مطالبه حقی صلح‌نامه‌ای ارائه دهد که در آن «حق اسقاط دعوا» شده باشد، این مورد می‌تواند ذیل ایراد فقدان اثر قانونی یا اعتبار امر قضاوت شده (در صورت گزارش اصلاحی) بررسی شود.

واژگان کلیدی

قبض
استیلا و تسلط بر مال که در عقودی مثل هبه و وقف شرط صحت و ترتب آثار قانونی است.
ایراد آمره
آن دسته از ایراداتی که مربوط به نظم عمومی بوده و سکوت خوانده مانع از توجه دادگاه به آن‌ها نمی‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم مرور زمان‌های قانون تجارت هم مانند قانون آیین دادرسی مدنی باطل شده‌اند؛ آن‌ها همچنان معتبرند.
  • در هبه بدون قبض، حتی اگر هبه با سند رسمی باشد، باز هم ایراد فقد اثر قانونی وارد است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ایراد عدم ترتب اثر قانونی شامل دعاوی است که حتی در صورت اثبات، فاقد وجاهت قانونی‌اند.
  • هبه و وقف بدون قبض از مصادیق بارز دعاوی فاقد اثر قانونی محسوب می‌شوند.
  • رای قطعی مراجع صالح غیردادگستری مانع از رسیدگی مجدد در دادگاه‌های عمومی است.
  • مواعد خاص قانون تجارت (مانند مهلت اعتراض به برات) همچنان لازم‌الاجرا و آمره هستند.
  • در صورت پذیرش ایراد عدم اثر قانونی یا خارج از موعد بودن، قرار رد دعوا صادر می‌گردد.

استرداد دعوا و انواع آرای ناشی از آن

خواهان می‌تواند در مراحلی از دادرسی، از ادامه دعوا منصرف شود. طبق ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، آثار این انصراف بسته به زمان اعلام آن متفاوت است:

۱. استرداد پیش از ختم مذاکرات

در این مرحله، خواهان می‌تواند بدون نیاز به رضایت خوانده، دعوای خود را پس بگیرد. در این صورت دادگاه قرار رد دعوا صادر می‌کند. این قرار مانع از اقامه مجدد دعوا در آینده نخواهد بود.

۲. استرداد پس از ختم مذاکرات (بند ج)

در این مرحله، استرداد دعوا تنها در دو حالت منجر به قرار رد دعوا می‌شود: یا خوانده راضی باشد، یا خواهان کماکان حق استرداد داشته باشد. اگر خواهان به کلی از دعوا صرف‌نظر کند، دادگاه قرار سقوط دعوا صادر می‌نماید. قرار سقوط دعوا دارای اعتبار امر قضاوت شده است و خواهان هرگز نمی‌تواند دوباره آن را مطرح کند.

پس از اعلام ختم دادرسی توسط دادگاه، تحت هیچ شرایطی امکان استرداد دعوا وجود ندارد.

تفاوت رد دعوا و سقوط دعوا

ویژگیقرار رد دعواقرار سقوط دعوا
رضایت خواندهنیاز ندارد (بند ب)نیاز ندارد
حق طرح مجدددارد✓ندارد✗
ماهیت رایشکلیقاطع (شبه ماهوی)

اگر خواهان در جلسه اول متوجه شود مدارکش ناقص است و دعوا را مسترد کند، قرار رد دعوا صادر می‌شود و او می‌تواند دوباره هفته بعد شکایت کند. اما اگر بگوید «من دیگر اصلاً این پول را نمی‌خواهم»، قرار سقوط دعوا صادر شده و حقش برای همیشه زایل می‌شود.

واژگان کلیدی

استرداد دعوا
اعلام انصراف خواهان از ادامه رسیدگی به پرونده در جریان دادرسی.
قرار سقوط دعوا
رایی که موجب زوال دائمی حق اقامه دعوا شده و اعتبار امر قضاوت شده دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات همواره منجر به قرار رد دعوا می‌شود؛ اگر انصراف کلی باشد، صادر شدن قرار سقوط دعوا الزامی است.
  • نباید تصور کرد پس از ختم دادرسی (زمانی که قاضی برای نوشتن رای می‌رود) هنوز می‌توان دعوا را پس گرفت.

جمع‌بندی این مفهوم

  • استرداد دعوا تا قبل از ختم مذاکرات حق مطلق خواهان است و منجر به قرار رد دعوا می‌شود.
  • پس از ختم مذاکرات، استرداد دعوا منوط به شرایط خاص و گاه رضایت خوانده است.
  • انصراف کلی و دائمی خواهان از دعوا، منجر به صدور قرار سقوط دعوا می‌گردد.
  • قرار سقوط دعوا مانع دائمی برای طرح مجدد همان دعوا در آینده ایجاد می‌کند.
  • با اعلام ختم دادرسی، پرونده از ید طرفین خارج شده و دیگر امکان استرداد وجود ندارد.

خلاصهٔ درس

ایرادات دادرسی را ضربه‌فنی کن!

Civil Procedure · Trial Objections

کلیات و مهلت‌های طرح ایرادات

  • ایرادات شکلی: اعتراض به صلاحیت یا شکل دعوا بدون ورود به ماهیت
  • طرح ایرادات باید تا پایان جلسه اول باشد؛ مگر سبب جدید حادث شود
  • ایرادات آمره مانند عدم صلاحیت ذاتی را دادگاه باید رأساً بررسی کند
  • نقص سمت نماینده خواهان بدون رفع نقص ← صدور قرار رد دعوا
  • عدم رعایت مهلت‌های قانون تجارت ← ایراد آمره و رد دعوا
دفاع ماهوی (Substantive Defense)
دفاع مربوط به حق مورد ادعا

نکته: در هبه بدون قبض، حتی اگر هبه با سند رسمی باشد، ایراد عدم اثر قانونی وارد است.

امر قضاوت‌شده و رد دادرس

  • سه رکن امر قضاوت‌شده: وحدت اصحاب، موضوع و سبب دعوا در رأی قبلی
  • ارائه دلیل جدید مانع اعتبار امر قضاوت‌شده نیست ← صدور قرار رد دعوا
  • در ایراد امر مطروحه، هر دو دادگاه باید هم‌عرض و هم‌درجه باشند
  • جهت رد دادرس: قرابت نسبی یا سببی با طرفین تا درجه سوم از هر طبقه
  • شکایت انتظامی علیه قاضی، از جهات قانونی رد دادرس محسوب نمی‌شود
امر مطروحه (Pending Suit)
طرح دعوای مشابه در شعبه هم‌عرض دیگر

نکته: رابطه خویشاوندی خارج از درجه سوم سببی (مانند برادر همسر فرزند)، جهت رد دادرس نیست.

تأمین اتباع بیگانه و واهی

  • ایراد تأمین اتباع بیگانه و واهی غیرآمره و منوط به درخواست خوانده است
  • مهلت درخواست تأمین خسارت احتمالی حداکثر تا پایان اولین جلسه دادرسی است
  • در صورت عدم سپردن تأمین در مهلت مقرر، قرار رد دادخواست صادر می‌شود
  • دعاوی مستند به سند رسمی یا اسناد تجاری (چک و سفته) از تأمین معاف هستند
  • در دعاوی علیه شخص ورشکسته (متوقف)، خوانده حق درخواست تأمین را ندارد
تأمین اتباع بیگانه (Foreign Security)
وثیقه خواهان خارجی برای خسارت

نکته: تعیین مهلت و مبلغ تأمین اتباع بیگانه کاملاً صلاحدیدی و غیرقابل اعتراض است.

توقیف دادرسی و استرداد دعوا

  • فوت، حجر یا زوال سمت اصحاب دعوا موجب توقیف موقت دادرسی می‌شود
  • فوت یا محجور شدن پس از ختم دادرسی تأثیری در روند صدور رای ندارد
  • استرداد دعوا پیش از ختم مذاکرات حق خواهان بوده و موجب قرار رد دعوا است
  • انصراف کلی خواهان پس از ختم مذاکرات موجب صدور قرار سقوط دعوا می‌شود
  • پس از اعلام ختم دادرسی، امکان استرداد دعوا تحت هیچ شرایطی نیست
قرار سقوط دعوا (Abatement Order)
زوال دائمی حق اقامه دعوا

نکته: استرداد دعوا به دلیل نقص مدارک در جلسه اول موجب رد دعوا و امکان طرح مجدد است.

دعاوی طاری و صلاحیت دادگاه

  • دعاوی طاری شامل تقابل، ورود ثالث و جلب ثالث در دادگاه اصلی است
  • دعوای ورود ثالث اصلی با استرداد دعوای اصلی از بین نمی‌رود
  • مهلت دادخواست جلب ثالث ۳ روز پس از جلسه اول دادرسی است
  • در دعاوی طاری از صلاحیت محلی عدول می‌شود ولی صلاحیت ذاتی تغییر نمی‌کند
  • وجود رأی قطعی مراجع غیردادگستری موجب صدور قرار رد دعوا در دادگاه است
دعوای طاری (Incidental Claim)
دعوای مطرح‌شده در جریان دعوای اصلی

نکته: با استرداد دعوای اصلی، ورود ثالث تبعی زایل می‌شود اما به ورود ثالث اصلی رسیدگی خواهد شد.

نکات کلیدی آزمون

  • نقص سمت نماینده خواهان موجب قرار رد دعوا است، نه اخطار رفع نقص
  • ارائه دلیل جدید مجوزی برای طرح مجدد دعوا نیست؛ امر قضاوت‌شده باقی است
  • قرابت قاضی با طرفین تا درجه سوم موجب رد است، نه درجه چهارم
  • معافیت از تأمین نیازمند سند رسمی است، نه سند لازم‌الاجرای غیررسمی
  • در صورت فوت خوانده در حین دادرسی، پرونده توقیف می‌شود نه رد
  • جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر نیز ممکن است؛ نه فقط مرحله بدوی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در کدام‌یک از موارد زیر، خواهان تبعه بیگانه که در دادگاه‌های ایران اقامه دعوا کرده است، ملزم به سپردن تأمین برای خسارت احتمالی خوانده <u>نمی‌باشد</u>؟

  1. اقامه دعوای جلب ثالث از طرف تبعه بیگانه در پرونده حقوقی که مستند آن یک فقره چک پرداخت‌نشدنی ثبت‌شده در سامانه صیاد است.
  2. اقامه دعوای ورود ثالث از طرف تبعه بیگانه در پرونده حقوقی که مستند آن یک فقره سند عادی غیرتجاری تاییدشده توسط شاهد است.
  3. اقامه دعوای متقابل از طرف تبعه بیگانه در پرونده حقوقی که موضوع آن مطالبه طلب ناشی از مفاد یک فقره سند رسمی انتقال است.
  4. اقامه دعوای اصلی از طرف تبعه بیگانه در پرونده حقوقی که موضوع آن مطالبه وجه التزام تعهدات عادی در کشور متبوع خواهان است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

با توجه به مقررات قانونی، گزینه سوم صحیح است. به موجب ماده ۱۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی، اتباع بیگانه در دعاوی متقابل و همچنین در صورتی که مستند دعوای آن‌ها سند رسمی باشد از سپردن تأمین معاف هستند. بنابراین در گزینه مذکور خواهان از دادن تأمین معاف است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: معافیت اتباع بیگانه از دادن تأمین در دعاوی متقابل پذیرفته شده است، نه در دعوای جلب ثالث. گزینه دوم: مستند دعوا سند عادی است و دعاوی مستند به اسناد عادی، اتباع بیگانه را از سپردن تأمین معاف نمی‌کند. گزینه سوم: توضیح در شرح گزینه صحیح آمده است. گزینه چهارم: دعوای اصلی بر اساس تعهدات عادی اقامه شده و هیچ‌یک از جهات معافیت قانونی (سند رسمی یا تجاری) در آن وجود ندارد.

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی مدنی