دستور موقت

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ماهیت و شرایط صدور دستور موقت

دستور موقت یا دادرسی فوری، اقدامی تبعی و حمایتی است که دادگاه در موارد فوریت برای حفظ حقوق متقاضی یا جلوگیری از تضییع آن صادر می‌کند. یکی از ارکان اصلی این نهاد، وجود «فوریت» است. دادگاه در تشخیص فوریت، تنها وضعیت فعلی و موجود را ملاک قرار می‌دهد و نمی‌تواند بر اساس وقایع گذشته یا احتمالات آتی در این باره تصمیم‌گیری کند.

تفاوت با خواسته اصلی

موضوع دستور موقت نباید با موضوع خواسته اصلی دعوا یکسان باشد؛ به عبارت دیگر، دستور موقت نباید ماهیت دعوای اصلی را داشته باشد. برای مثال، در دعوای خلع ید، دادگاه نمی‌تواند دستور موقت مبنی بر «تحویل خودرو یا ملک» صادر کند، زیرا این دقیقاً همان خواسته اصلی است. اما صدور دستور موقت برای «جلوگیری از ساخت و ساز» در همان ملک، به دلیل متفاوت بودن با خواسته اصلی، مجاز است.

موضوع دستور موقت باید همواره متفاوت از موضوع خواسته اصلی باشد، مگر در موارد استثنایی قانونی مانند برخی دعاوی خانوادگی.

صلاحیت و رسیدگی

درخواست دستور موقت می‌تواند قبل از طرح دعوا، همزمان با آن یا در جریان دادرسی مطرح شود. حتی در دعاوی تبعی مانند دعوای متقابل یا جلب ثالث، امکان درخواست دستور موقت وجود دارد. اصل بر این است که دادگاه برای رسیدگی، طرفین را دعوت می‌کند، اما در صورتی که فوریت اقتضا کند، دادگاه مجاز است بدون تعیین وقت و دعوت از طرفین (حتی در اوقات تعطیل) رسیدگی نماید.

اگر فردی علیه دیگری دعوای خلع ید مطرح کند و متوجه شود متصرف در حال تخریب بنا یا ساخت و ساز غیرمجاز است، می‌تواند برای جلوگیری از این عملیات درخواست دستور موقت بدهد.

واژگان کلیدی

فوریت
حالتی که در آن تاخیر در اتخاذ تصمیم قضایی موجب ورود ضرر جبران‌ناپذیر به متقاضی می‌شود.
تبعیت
وابستگی دستور موقت به وجود یک دعوای اصلی که بر اساس آن دستور صادر شده است.
دادرسی فوری
نام دیگر نهاد دستور موقت که به دلیل سرعت در رسیدگی به این نام خوانده می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود موضوع دستور موقت می‌تواند با خواسته اصلی یکی باشد؛ این دو باید متفاوت باشند تا تداخل ایجاد نشود.
  • نباید تصور کرد دادگاه در تشخیص فوریت به احتمالات آینده توجه می‌کند؛ مبنا فقط شرایط فعلی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دستور موقت اقدامی احتیاطی برای حفظ حقوق متقاضی در موارد فوری است.
  • تشخیص فوریت منوط به ارزیابی شرایط فعلی و بالفعل در زمان رسیدگی است.
  • موضوع دستور موقت باید با موضوع اصلی دعوا تفاوت داشته باشد (جز در استثنائات قانونی).
  • این درخواست در دعاوی اصلی، متقابل و جلب ثالث قابل طرح و رسیدگی است.

صلاحیت مکانی و تشریفات اجرای دستور موقت

صلاحیت رسیدگی به درخواست دستور موقت اصولاً با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد. اما یک استثنای مهم در ماده ۳۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی پیش‌بینی شده است: اگر موضوع دستور موقت در حوزه‌ قضایی دیگری واقع شده باشد، درخواست باید به دادگاه محل وقوع موضوع تقدیم شود، حتی اگر آن دادگاه صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را نداشته باشد.

تأیید رئیس حوزه قضایی

اجرای دستور موقت بر خلاف سایر قرارها، منوط به تأیید رئیس حوزه قضایی است. در دادگاه‌های تجدیدنظر استان، این تأیید بر عهده رئیس کل دادگستری استان است که در واقع همان رئیس شعبه اول دادگاه تجدیدنظر می‌باشد. هدف از این نظارت، جلوگیری از تضییع حقوق طرف مقابل به واسطه فوریت دستور است.

نوع اقدامنیاز به تأیید رئیس حوزه
دستور موقت
تأمین خواسته
سازش و اعاده دادرسی
حضانت/نفقه (خانواده)

استثنائات نظارتی

طبق ماده ۷ قانون حمایت خانواده، دستورات موقت در اموری مانند حضانت، نگهداری طفل و نفقه به دلیل حساسیت بالا و ضرورت سرعت حداکثری، از قاعده تأیید رئیس حوزه قضایی مستثنی بوده و بلافاصله اجرا می‌شوند.

رئیس حوزه قضایی نمی‌تواند در تصمیمات ماهوی یا قضایی شعب مداخله کند، مگر در مواردی که مثل ماده ۳۲۵ قانون صراحتاً اجازه تأیید اجرای دستور را داده باشد.

واژگان کلیدی

رئیس حوزه قضایی
مقام اداری و عالی قضایی در یک منطقه که نظارت بر اجرای برخی تصمیمات خاص مانند دستور موقت را بر عهده دارد.
محل وقوع موضوع
منطقه‌ای که مال یا اقدامی که دستور موقت مربوط به آن است، در آنجا قرار دارد.
استقلال قضایی
اصلی که به موجب آن قضات در صدور رای تنها تابع قانون هستند و مقامات بالاتر حق مداخله در نظر آن‌ها را ندارند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود تأمین خواسته نیز نیاز به تأیید رئیس حوزه قضایی دارد، در حالی که این شرط مخصوص دستور موقت است.
  • بسیاری از داوطلبان تصور می‌کنند در دعاوی خانواده (حضانت) هم تأیید رئیس حوزه لازم است، در حالی که این مورد استثنا شده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • درخواست دستور موقت باید به دادگاه محل وقوع موضوع تقدیم شود (اگر خارج از حوزه دادگاه اصل دعوا باشد).
  • اجرای دستور موقت لزوماً منوط به تأیید رئیس حوزه قضایی یا رئیس کل دادگستری استان است.
  • در دادگاه تجدیدنظر، رئیس شعبه اول (رئیس کل استان) مسئول تأیید اجرای دستور است.
  • دعاوی فوری خانواده مانند حضانت و نفقه نیاز به تأییدیه رئیس حوزه قضایی برای اجرا ندارند.

اخذ تأمین و جبران خسارت احتمالی

بر اساس ماده ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه مکلف است برای جبران خسارات احتمالی که ممکن است از اجرای دستور موقت به طرف مقابل (خوانده) وارد شود، از خواهان تأمین مناسب اخذ کند. صدور دستور موقت لزوماً منوط به سپردن این تأمین است و بدون آن، دستور صادر نخواهد شد.

ویژگی‌های تأمین در دستور موقت

برخلاف تأمین خواسته که در موارد نقدی الزماً باید وجه نقد باشد، در دستور موقت، تأمین می‌تواند وجه نقد یا هر مال دیگری باشد که دادگاه آن را مناسب تشخیص دهد. نکته مهم این است که پذیرش ضامن به عنوان تأمین در این نهاد مجاز نیست، زیرا نیاز به تصریح قانونی دارد که در اینجا وجود ندارد.

حتی نهادهای دولتی که از پرداخت هزینه دادرسی معاف هستند، برای دریافت دستور موقت موظف به سپردن تأمین برای خسارات احتمالی هستند.

معافیت از تأمین

در برخی موارد خاص، قانون‌گذار اجازه صدور دستور موقت بدون اخذ تأمین را داده است. بارزترین نمونه آن، ماده ۷ قانون حمایت خانواده است که در امور فوری مانند حضانت و نفقه، دادگاه را مجاز به صدور دستور بدون دریافت وجه یا مال از خواهان کرده است.

اگر خواهان با سند رسمی خودرویی را مطالبه کند، برای تأمین خواسته معاف از تأمین است، اما اگر برای همین خودرو درخواست «دستور موقت بازداشت» کند، طبق ماده ۳۱۹ باید تأمین بسپارد.

محاسبه میزان تأمین

در تعیین میزان تأمین، دادگاه تنها به میزان خسارت احتمالی ناشی از اجرای دستور توجه می‌کند. وضعیت مالی یا به اصطلاح ملائت خواهان و همچنین هزینه دادرسی هیچ نقشی در تعیین این مبلغ ندارند. به همین دلیل، ادعای اعسار (ناتوانی مالی) برای نپرداختن تأمین دستور موقت پذیرفته نمی‌شود.

واژگان کلیدی

تأمین مناسب
مال یا وجه نقدی که با تشخیص دادگاه برای جبران خسارت احتمالی خوانده اخذ می‌شود.
خسارت احتمالی
ضرری که ممکن است در اثر اجرای یک دستور موقت اشتباه به طرف مقابل وارد شود.
ملائت
توانایی مالی و دارا بودن ثروت کافی برای انجام تعهدات مالی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود تأمین دستور موقت حتماً باید وجه نقد باشد؛ مال غیرمنقول هم قابل قبول است.
  • نباید تصور کرد که چون دولت از هزینه دادرسی معاف است، از سپردن تأمین احتمالی هم معاف است.
  • غلط است که فکر کنیم می‌توان برای تأمین دستور موقت، ضامن معرفی کرد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • صدور دستور موقت قانوناً منوط به اخذ تأمین مناسب از متقاضی است (به جز موارد استثنایی خانواده).
  • تأمین می‌تواند وجه نقد یا مال باشد، اما معرفی ضامن برای آن پذیرفته نیست.
  • میزان تأمین بر اساس خسارت احتمالی ناشی از اجرا تعیین می‌شود، نه ملائت خواهان.
  • ادعای اعسار نسبت به سپردن تأمین دستور موقت در مراجع قضایی مسموع نیست.

لغو، رفع اثر و استرداد تأمین

دستور موقت اقدامی همیشگی نیست و با تغییر شرایط یا صدور رأی نهایی، سرنوشت آن تغییر می‌کند. طبق ماده ۳۲۲، اگر جهتی که موجب صدور دستور شده مرتفع گردد، دادگاه صادرکننده آن را لغو می‌کند. اما اگر اصل دعوا در دادگاه دیگری (مثلاً مرحله تجدیدنظر) در جریان باشد، لغو دستور بر عهده همان دادگاه رسیدگی‌کننده به اصل دعواست.

رفع اثر از دستور

اگر طرف دعوا (خوانده) تأمینی متناسب با موضوع دستور موقت ارائه دهد، دادگاه در صورت مصلحت می‌تواند از دستور موقت رفع اثر کند. توجه کنید که دادگاه در اینجا «مکلف» نیست و بر اساس صلاحدید عمل می‌کند. همچنین با صدور رأی نهایی علیه خواهان، دستور موقت خود به خود مرتفع می‌شود. یادآوری می‌شود که صرف صدور رأی بدوی علیه خواهان کافی نیست و باید رأی به مرحله نهایی و قطعی برسد.

در دعوای تصرف عدوانی، دستور موقت برای جلوگیری از ایجاد آثار تصرف، به محض صدور رأی به رد دعوا در مرحله بدوی، مرتفع می‌شود (ماده ۱۷۴).

مطالبه خسارت توسط خوانده

اگر خواهان در دعوای اصلی بی‌حق شناخته شود، خوانده می‌تواند خسارات ناشی از اجرای دستور موقت را مطالبه کند. مهلت این درخواست یک ماه از تاریخ ابلاغ رأی نهایی است. این درخواست یک دعوای مستقل محسوب شده و تابع تمام تشریفات آیین دادرسی مدنی (تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه) است.

وضعیت دستورامکان استرداد تأمین خواهان
اجرا نشده باشد✓ (با انصراف خواهان)
اجرا شده/رأی نهایی صادر نشده
رأی نهایی صادر/یک ماه گذشت✓ (در صورت عدم طرح دعوا)

آزادی تأمین

تا زمانی که تکلیف نهایی دعوا مشخص نشود، تأمین خواهان آزاد نمی‌گردد. تنها استثنا موردی است که قرار دستور موقت اجرا نشده باشد؛ در این حالت خواهان می‌تواند با استرداد درخواست خود، آزادی مال مورد تأمین را بخواهد.

واژگان کلیدی

رأی نهایی
رأیی که دیگر از طریق روش‌های عادی (واخواهی و تجدیدنظر) قابل اعتراض نباشد.
رفع اثر
بی‌اعتبار کردن آثار یک قرار یا دستور قضایی به دلیل سپردن تأمین متقابل یا تغییر شرایط.
استرداد
بازگرداندن مال یا وجهی که نزد دادگاه به عنوان امانت یا تأمین سپرده شده است.

اشتباه‌های رایج

  • بسیاری به اشتباه مهلت مطالبه خسارت توسط خوانده را ۱۰ یا ۲۰ روز می‌دانند، در حالی که این مهلت دقیقاً «یک ماه» است.
  • تصور غلط این است که مطالبه خسارت نیاز به تشریفات (دادخواست) ندارد، در حالی که یک دعوای کامل است.
  • اشتباه است که فکر کنیم با صدور رای بدوی علیه خواهان، دستور فوراً لغو می‌شود؛ باید منتظر قطعی شدن رای ماند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رفع اثر از دستور موقت در صورت سپردن تأمین از سوی خوانده، منوط به مصلحت‌سنجی دادگاه است.
  • در صورت صدور رأی نهایی علیه خواهان، از دستور موقت رفع اثر می‌شود.
  • مهلت خوانده برای مطالبه خسارت از محل تأمین، یک ماه از ابلاغ رأی نهایی است.
  • اگر دستور موقت اصلاً اجرا نشده باشد، خواهان می‌تواند تأمین خود را بازپس بگیرد.
  • لغو دستور موقت بر عهده دادگاه صادرکننده یا دادگاهی است که به اصل دعوا رسیدگی می‌کند.

اعتراض و طرق فوق‌العاده در دستور موقت

بر اساس ماده ۳۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی، قبول یا رد درخواست دستور موقت به صورت مستقل قابل اعتراض، تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی نیست. این به آن معناست که شما نمی‌توانید بلافاصله پس از رد درخواست دستور موقت، به آن در دادگاه بالاتر اعتراض کنید.

اعتراض ضمنی

اگرچه اعتراض مستقل ممکن نیست، اما متقاضی یا طرف مقابل می‌توانند اعتراض خود نسبت به دستور موقت را ضمن تقاضای تجدیدنظر نسبت به اصل رأی مطرح کنند. در واقع، سرنوشت اعتراض به دستور موقت به سرنوشت اعتراض به حکم اصلی گره خورده است.

رد یا قبول دستور موقت در هیچ حالتی (حتی اگر از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد) قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور نیست.

استدلال قانونی

دلیل این محدودیت، ماهیت «موقت» بودن این دستور است. قانون‌گذار نمی‌خواهد با باز کردن باب اعتراضات مستقل، فرآیند اصلی دادرسی را دچار اطاله و وقفه کند. همچنین، چون اجرای دستور منوط به تأیید رئیس حوزه قضایی است، یک مرحله نظارت پیشینی بر آن اعمال شده است.

اگر دادگاه درخواست دستور موقت شما را رد کند، باید منتظر بمانید تا حکم نهایی صادر شود؛ آنگاه در ستون دلایل تجدیدنظرخواهی، به ردِ غیرقانونی دستور موقت نیز اعتراض کنید.

واژگان کلیدی

فرجام‌خواهی
رسیدگی شکلی به آرای صادره در دیوان عالی کشور برای انطباق با شرع و قانون.
تجدیدنظرخواهی
رسیدگی مجدد (ماهوی و شکلی) به پرونده در دادگاه صالح بالاتر.
قابلیت اعتراض مستقل
امکان شکایت از یک قرار یا دستور قضایی بدون نیاز به منتظر ماندن برای صدور حکم اصلی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم چون دستور موقت از دادگاه تجدیدنظر صادر شده، پس قابل فرجام است؛ فرجام در دستور موقت کلاً منتفی است.
  • نباید تصور کرد که رد دستور موقت هیچ راه اعتراضی ندارد؛ اعتراض ضمنی همیشه ممکن است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تصمیم دادگاه مبنی بر قبول یا رد دستور موقت مستقلاً قابل تجدیدنظر نیست.
  • تنها راه اعتراض به دستور موقت، طرح آن در کنار تجدیدنظرخواهی از اصل دعواست.
  • دستور موقت در هیچ صورت (بدوی یا تجدیدنظر) مشمول رسیدگی فرجامی نمی‌شود.
  • تأیید رئیس حوزه قضایی تأثیری در قابلیت اعتراض یا فرجام‌خواهی دستور ندارد.

خلاصهٔ درس

دستور موقت چگونه کار می‌کند؟

Civil Procedure · Temporary Injunction

ماهیت و شرایط صدور

  • اقدامی تبعی و احتیاطی برای حفظ حقوق متقاضی در موارد فوری
  • ملاک «فوریت» ← فقط وضعیت فعلی؛ نه گذشته، نه احتمال آتی
  • موضوع دستور باید با خواسته اصلی متفاوت باشد (جز استثنائات قانونی)
  • درخواست در هر مرحله: قبل، همزمان یا در جریان دادرسی امکان‌پذیر است
  • در فوریت شدید: رسیدگی بدون دعوت طرفین حتی در ایام تعطیل مجاز است
دادرسی فوری (دستور موقت)
اقدام احتیاطی وابسته به دعوای اصلی

نکته: حتی در دعوای متقابل یا جلب ثالث هم می‌توان دستور موقت مستقل درخواست کرد.

صلاحیت و تأیید رئیس حوزه

  • اصل: صلاحیت با دادگاه رسیدگی‌کننده به اصل دعوا است
  • استثنا (م. ۳۱۲): اگر موضوع در حوزه دیگر باشد ← دادگاه محل وقوع صالح است
  • اجرای دستور موقت منوط به تأیید رئیس حوزه است (برخلاف تأمین خواسته)
  • در تجدیدنظر استان ← تأیید بر عهده رئیس کل دادگستری استان است
  • دعاوی فوری خانواده (م. ۷ ق. حمایت خانواده) ← بدون تأیید رئیس حوزه اجرا می‌شود
رئیس حوزه قضایی
مقام ناظر بر اجرا؛ حق مداخله در ماهیت آرا را ندارد

نکته: تأمین خواسته، سازش و اعاده دادرسی نیاز به تأیید رئیس حوزه ندارند — این شرط مختص دستور موقت است.

تأمین و خسارت احتمالی

  • صدور دستور موقت الزاماً منوط به اخذ تأمین از خواهان است (م. ۳۱۹)
  • تأمین می‌تواند وجه نقد یا مال باشد؛ ضامن پذیرفته نمی‌شود
  • ادعای اعسار برای نپرداختن تأمین مسموع نیست — حتی برای نهادهای دولتی
  • میزان تأمین ← بر اساس خسارت احتمالی؛ ملائت خواهان ملاک نیست
  • استثنا: در امور فوری خانواده (م. ۷ ق. حمایت خانواده) تأمین لازم نیست
تأمین مناسب
وجه نقد یا مال با تشخیص دادگاه برای جبران خسارت احتمالی خوانده

نکته: حتی اگر خواهان از تأمین خواسته معاف باشد، برای دستور موقت همان موضوع باید تأمین بسپارد (م. ۳۱۹).

لغو، رفع اثر و استرداد تأمین

  • با رفع جهت فوریت ← دادگاه صادرکننده دستور را لغو می‌کند (م. ۳۲۲)
  • در جریان تجدیدنظر ← لغو بر عهده دادگاه رسیدگی‌کننده به اصل است
  • خوانده با سپردن تأمین متقابل می‌تواند «رفع اثر» بخواهد (اختیاری برای دادگاه)
  • با رأی نهایی علیه خواهان ← دستور موقت خودبه‌خود مرتفع می‌شود
  • مهلت مطالبه خسارت توسط خوانده: یک ماه از ابلاغ رأی نهایی (با دادخواست)
رأی نهایی
رأیی که از طریق واخواهی یا تجدیدنظر عادی قابل اعتراض نباشد

نکته: اگر دستور موقت اجرا نشده باشد، خواهان می‌تواند با استرداد درخواست، تأمین خود را پس بگیرد.

اعتراض و طرق فرجامی

  • قبول یا رد دستور موقت مستقلاً قابل تجدیدنظر یا فرجام نیست (م. ۳۲۵)
  • اعتراض به دستور موقت فقط ضمن تجدیدنظرخواهی از اصل حکم ممکن است
  • حتی اگر دادگاه تجدیدنظر دستور را صادر کند ← فرجام‌خواهی کلاً منتفی است
  • تأیید رئیس حوزه تأثیری در قابلیت اعتراض مستقل دستور ندارد
اعتراض ضمنی
طرح ایراد به دستور موقت در متن لایحه تجدیدنظرخواهی

نکته: محدودیت اعتراض به خاطر ماهیت موقت دستور است؛ باز کردن باب مستقل، دادرسی اصلی را دچار اطاله می‌کند.

نکات کلیدی آزمون

  • فوریت بر اساس وضع فعلی سنجیده می‌شود، نه وقایع گذشته یا احتمال آینده
  • تأمین دستور موقت ≠ تأمین خواسته؛ ضامن پذیرفته نمی‌شود اما مال غیرنقد مجاز است
  • تأیید رئیس حوزه فقط برای دستور موقت لازم است، نه تأمین خواسته یا سازش
  • مهلت مطالبه خسارت توسط خوانده: یک ماه (نه ۱۰ یا ۲۰ روز)؛ با دادخواست رسمی
  • اعتراض مستقل به دستور موقت ممنوع است؛ اعتراض ضمنی تجدیدنظر از اصل حکم مجاز است
  • استثنا (م. ۱۷۴): در تصرف عدوانی رأی بدوی علیه خواهان برای مرتفع شدن دستور کافی است

یک تست از این درس

خودت را بسنج

آرمان دعوایی به خواسته خلع ید از یک آپارتمان مسکونی علیه بهمن اقامه کرده و متقاضی دستور موقت جهت رفع تصرف اوست. شیوا نیز در دعوای ملاقات طفل علیه همسر سابقش، دستور موقت ملاقات طفل را درخواست می‌کند. وضعیت قانونی این درخواست‌ها چیست؟

  1. درخواست آرمان به دلیل لزوم همسانی موضوع دستور موقت با خواسته اصلی صحیح است، اما درخواست شیوا به علت ضرورت قانونی تودیع خسارت احتمالی جهت ملاقات طفل فاقد وجاهت قانونی می‌باشد.
  2. درخواست آرمان به دلیل انطباق موضوع دستور با خواسته اصلی فاقد وجاهت قانونی است، در حالی که درخواست شیوا استثنائاً با وجود انطباق با خواسته اصلی بدون نیاز به سپردن تأمین صحیح می‌باشد.
  3. درخواست آرمان به علت لزوم عدم همسانی موضوع دستور با خواسته اصلی فاقد وجاهت قانونی است، در حالی که درخواست شیوا منوط به تأیید رئیس حوزه قضایی جهت اجرای دستور موقت ملاقات طفل می‌باشد.
  4. درخواست آرمان به دلیل امکان بازداشت موقت آپارتمان در قالب خلع ید صحیح است، در حالی که درخواست شیوا با وجود انطباق با خواسته اصلی به علت صلاحیت انحصاری دادگاه خانواده تهران فاقد وجاهت است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

به عنوان یک قاعده عمومی، موضوع دستور موقت باید متفاوت از خواسته اصلی دعوا باشد. در دعوای خلع ید، درخواست رفع تصرف به عنوان دستور موقت غیرقانونی است چون با خواسته اصلی همسان است. اما در دعاوی خانوادگی مانند ملاقات طفل، استثنائاً موضوع دستور موقت می‌تواند با خواسته اصلی یکسان باشد. همچنین طبق ماده ۷ قانون حمایت خانواده، صدور دستور موقت در این موارد بدون اخذ تأمین صورت می‌گیرد. بنابراین گزینه ۲ صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: موضوع دستور موقت باید متفاوت از خواسته اصلی باشد، نه همسان با آن. همچنین ملاقات طفل نیاز به تأمین ندارد. گزینه ۳: اجرای دستور موقت ملاقات طفل طبق قانون حمایت خانواده منوط به تأیید رئیس حوزه قضایی نیست. گزینه ۴: خلع ید موقت در قالب دستور موقت به دلیل همسانی موضوع دستور با خواسته اصلی ناممکن است و دادگاه خانواده محل اقامت طفل صالح است، نه انحصاراً تهران.

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی مدنی