اعمال ترشحی دستگاه گوارش

3 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

حرکات و رفلکس‌های روده بزرگ

عملکرد روده بزرگ در ذخیره‌سازی، جذب و انتقال کیموس به شدت وابسته به حرکات عضلانی دیواره آن است. کیموس پس از عبور از دریچه ایلئوسکال وارد سکوم (cecum) و کولون صعودی (ascending colon) می‌شود. در این بخش‌ها، انقباضات کیسه‌ای که به نام haustrations شناخته می‌شوند، اصلی‌ترین و معمولی‌ترین نوع حرکت پیش‌برنده هستند. این انقباضات بسیار آرام، مداوم و کند بوده و انتقال کیموس را در طول این مسیر در مدت زمان طولانی بین ۸ تا ۱۵ ساعت انجام می‌دهند. این بازه زمانی طولانی فرصت کافی را برای بازجذب آب و الکترولیت‌ها فراهم می‌کند. در مقابل، فرضیه نادرستی وجود دارد که انقباضات قطعه‌ای سریع را عامل اصلی این انتقال می‌داند، در حالی که این انتقال سریع نبوده و عبور سریع کیموس در کمتر از یک ساعت اتفاق نمی‌افتد.

نوع حرکتMass movementsPeristalsis / Segmentation
اختصاصی کولون
روده باریک

حرکت مهم دیگر در روده بزرگ، حرکات توده‌ای یا mass movements است. این حرکات نوعی حرکت پیش‌برنده تغییرشکل‌یافته هستند که به علت وجود کیسه‌ها (هاوسترا) انحصارساز بوده و فقط در کولون دیده می‌شوند و در روده باریک وجود ندارند. این در حالی است که سایر حرکات نظیر حرکات دودی (peristalsis) و قطعه‌ای (segmentation) در سراسر روده باریک و کولون جریان دارند و مختص یک بخش خاص نیستند. حرکات توده‌ای وظیفه دارند محتویات کولون را با سرعت بیشتری به سمت بخش‌های انتهایی و راست‌روده هدایت کنند.

رفلکس‌های Gastro-Colic و Duodeno-Colic پس از ورود غذا به معده، از طریق تسهیل حرکات توده‌ای (mass movements) در کولون، اصلی‌ترین عوامل تحریک اجابت مزاج هستند.

تنظیم حرکات توده‌ای پس از مصرف غذا توسط رفلکس‌های عصبی صورت می‌گیرد. ورود غذا به معده رفلکس‌های Gastro-Colic (معده‌ای-کولونی) و Duodeno-Colic (دوازدهه‌ای-کولونی) را فعال می‌کند. این رفلکس‌ها با تسهیل ظهور حرکات توده‌ای در کولون، محتویات روده را به جلو رانده و زمینه را برای اجابت مزاج فراهم می‌سازند. مسیرهای عصبی اتونوم در این فرایند نقش کلیدی دارند، به گونه‌ای که با قطع اعصاب اتونوم ورودی به روده بزرگ، اثر تسهیل‌کننده این رفلکس‌ها بر حرکات توده‌ای کولون به شدت تضعیف می‌گردد. از طرف دیگر، نباید این رفلکس‌ها را با رفلکس Entero-Gastric (روده‌ای-معده‌ای) اشتباه گرفت. رفلکس روده‌ای-معده‌ای یک رفلکس مهارکننده است که ترشح و تخلیه معده را مهار می‌کند، و برعکس رفلکس‌های معده‌ای-کولونی، نقشی در تحریک یا تسهیل حرکات توده‌ای کولون یا اجابت مزاج پس از تغذیه ندارد.

برای مثال، بلافاصله پس از شیر خوردن در نوزادان، ورود شیر به معده باعث تحریک رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی شده و منجر به اجابت مزاج سریع آن‌ها می‌شود.

واژگان کلیدی

haustrations
انقباضات کیسه‌ای آرام و مداوم در روده بزرگ که حرکت کیموس را در سکوم و کولون صعودی طی ۸ تا ۱۵ ساعت انجام می‌دهند.
mass movements
حرکات توده‌ای و تغییرشکل‌یافته که به علت وجود کیسه‌ها انحصاراً در کولون دیده شده و محتویات آن را به سمت راست‌روده هدایت می‌کنند.
Gastro-Colic reflex
رفلکس معده‌ای-کولونی که پس از ورود غذا به معده، از طریق سیستم عصبی اتونوم حرکات توده‌ای کولون را برای اجابت مزاج تسهیل می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • این تصور که حرکات دودی و قطعه‌ای فقط در روده باریک رخ می‌دهند اشتباه است؛ این حرکات در سراسر روده باریک و روده بزرگ وجود دارند، در حالی که حرکات توده‌ای (mass movements) انحصاراً در کولون دیده می‌شوند.
  • اشتباه است اگر فرض شود انتقال کیموس در سکوم و کولون صعودی سریع بوده و توسط انقباضات قطعه‌ای در کمتر از یک ساعت انجام می‌شود؛ این انتقال توسط انقباضات کیسه‌ای (haustrations) و بسیار کند طی ۸ تا ۱۵ ساعت صورت می‌گیرد.
  • نباید رفلکس Entero-Gastric را با رفلکس‌های معده‌ای-کولونی اشتباه گرفت؛ رفلکس روده‌ای-معده‌ای یک رفلکس مهارکننده ترشح و تخلیه معده است و بر خلاف رفلکس‌های معده‌ای-کولونی، حرکات کولون را تحریک نمی‌کند.
  • این پندار که قطع اعصاب اتونوم تأثیری بر شدت رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی ندارد نادرست است؛ این قطع عصبی باعث تضعیف اثر تسهیل‌کننده این رفلکس‌ها بر حرکات توده‌ای کولون می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انقباضات کیسه‌ای (haustrations) اصلی‌ترین و کندترین حرکت پیش‌برنده در سکوم و کولون صعودی هستند که انتقال کیموس در آن‌ها حدود ۸ تا ۱۵ ساعت طول می‌کشد.
  • حرکات دودی و قطعه‌ای در سراسر روده باریک و بزرگ جریان دارند، اما حرکات توده‌ای (mass movements) انحصاراً در کولون رخ می‌دهند.
  • ورود غذا به معده و دوازدهه از طریق رفلکس‌های Gastro-Colic و Duodeno-Colic باعث تسهیل حرکات توده‌ای در کولون و ایجاد حس اجابت مزاج می‌شود.
  • قطع اعصاب اتونوم ورودی به روده بزرگ، اثر تسهیل‌کننده رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی را بر حرکات توده‌ای کولون تضعیف می‌کند.
  • رفلکس Entero-Gastric یک رفلکس مهارکننده ترشح و تخلیه معده است و بر خلاف رفلکس‌های معده‌ای-کولونی، نقشی در تحریک حرکات توده‌ای کولون ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نوزادان بلافاصله پس از شیر خوردن نیاز به تعویض پوشک دارند؟ این پدیده به دلیل فعالیت بسیار شدید رفلکس معده‌ای-کولونی (Gastro-Colic) در آن‌هاست. در نوزادان، به علت عدم تکامل کامل برخی مهارکننده‌های سیستم عصبی، ورود غذا به معده بلافاصله سیگنال‌های شدیدی را به کولون می‌فرستد و حرکات توده‌ای را تحریک می‌کند. این واکنش طبیعی با بزرگ‌تر شدن کودک و تکامل سیستم عصبی اتونوم و یادگیری کنترل ارادی، تعدیل می‌شود.

مراحل ترشح و ترکیب یونی بزاق

ترشح بزاق یک فرآیند فیزیولوژیک دو مرحله‌ای است که شامل تولید مایع اولیه و سپس تغییر ترکیب یونی آن در مجاری غدد بزاقی است. در مرحله اول، آسینوس‌ها (acini) مایع اولیه بزاق را ترشح می‌کنند. این مایع اولیه حاوی یون‌هایی است که غلظت آن‌ها تفاوت چندانی با مایع خارج سلولی (ECF) ندارد؛ به این معنی که غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در مایع اولیه بسیار شبیه به پلاسما است. تغییرات اصلی و تعیین‌کننده غلظت یون‌ها در مرحله دوم و در حین عبور مایع از مجاری بزاقی رخ می‌دهد.

یونبزاق پایه نسبت به پلاسما
پتاسیمبسیار بیشتر (۷ برابر)
بیکربناتبیشتر (۲-۳ برابر)
سدیمبسیار کمتر
کلربسیار کمتر

دیواره مجاری بزاقی مجهز به سیستم‌های انتقال فعال و غیرفعال یونی است. در این مجاری، یون‌های سدیم به طور فعال بازجذب شده و یون‌های پتاسیم به داخل مجرا ترشح می‌شوند. از آنجا که میزان بازجذب فعال سدیم بیش از میزان ترشح پتاسیم است، یک پتانسیل الکتریکی منفی در حدود ۷۰- میلی‌ولت در داخل مجاری ایجاد می‌شود. این پتانسیل الکتریکی منفی به عنوان نیروی محرکه‌ای عمل می‌کند که باعث بازجذب غیرفعال یون‌های کلر از مجرا به سمت مایع خارج سلولی می‌شود. همزمان با این فرایند، یون‌های بیکربنات در مجرای بزاق ترشح می‌شوند. در حالت پایه و ترشح عادی، این تغییرات باعث می‌شود که ترکیب بزاق نهایی تفاوت چشمگیری با پلاسما داشته باشد؛ به گونه‌ای که غلظت پتاسیم بزاق حدود ۷ برابر پلاسما و غلظت بیکربنات حدود ۲ تا ۳ برابر پلاسما می‌شود. در مقابل، غلظت یون‌های سدیم و کلر بسیار کاهش یافته و به حدود یک‌هفتم تا یک‌دهم غلظت پلاسما می‌رسد.

در مجاری بزاقی، بازجذب فعال سدیم بیش از ترشح پتاسیم است؛ این امر پتانسیل الکتریکی منفی حدود ۷۰- میلی‌ولت را درون مجاری ایجاد کرده که نیروی محرکه بازجذب غیرفعال کلر را فراهم می‌کند.

سرعت جریان بزاق تأثیر مستقیمی بر ترکیب نهایی آن دارد. هنگامی که سرعت ترشح بزاق به شدت افزایش می‌یابد، مایع با سرعت زیادی از مجاری عبور می‌کند و فرصت کافی برای عملکرد ترانسپورترها جهت بازجذب سدیم و کلر و همچنین ترشح پتاسیم وجود ندارد. در نتیجه، با افزایش سرعت ترشح، غلظت یون‌های سدیم و کلر در بزاق نسبت به حالت پایه افزایش یافته و غلظت پتاسیم کاهش می‌یابد. با این حال، یون بیکربنات یک استثنا است؛ برخلاف سدیم و کلر، با افزایش سرعت ترشح بزاق، میزان ترشح بیکربنات به داخل مجاری افزایش می‌یابد که این امر به خنثی کردن اسیدهای دهان در زمان جویدن کمک می‌کند.

برای مثال، هنگام تحریک شدید بزاق با ترشیجات، بزاق با سرعت ترشح می‌شود و مزه آن به دلیل افزایش غلظت سدیم و کلر، کمی شورتر از بزاق معمولی در حالت پایه احساس می‌شود.

واژگان کلیدی

آسینوس (Acini)
واحدهای ترشحی غدد بزاقی که در مرحله اول، مایع بزاقی اولیه با غلظت یونی مشابه مایع خارج سلولی ترشح می‌کنند.
پتانسیل الکتریکی مجرا
پتانسیل منفی در حدود ۷۰- میلی‌ولت درون مجاری بزاقی که حاصل بازجذب فعال سدیم بیش از ترشح پتاسیم است.
سرعت ترشح بزاق
عامل تعیین‌کننده غلظت یون‌های بزاق که افزایش آن باعث افزایش سدیم، کلر و بیکربنات و کاهش پتاسیم می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • این اشتباه رایج که غلظت یون‌های مایع بزاقی اولیه در بدو ترشح از آسینوس‌ها بسیار کمتر از مایع خارج سلولی است؛ در واقع مایع اولیه غلظتی مشابه مایع خارج سلولی دارد.
  • تصور اینکه در مجاری بزاقی، پتاسیم و بیکربنات بازجذب و سدیم ترشح می‌شود؛ حقیقت این است که سدیم و کلر بازجذب شده و پتاسیم و بیکربنات به داخل مجرا ترشح می‌شوند.
  • باور به اینکه در حالت پایه غلظت سدیم و کلر در بزاق بیشتر از پلاسماست؛ در حالی که غلظت سدیم و کلر بزاق پایه بسیار کمتر (حدود یک‌هفتم تا یک‌دهم پلاسما) است.
  • این فرضیه که با افزایش سرعت ترشح بزاق، غلظت تمام یون‌ها کاهش می‌یابد؛ در صورتی که غلظت سدیم، کلر و بیکربنات افزایش یافته و تنها غلظت پتاسیم کاهش می‌یابد.
  • تصور اینکه پتانسیل الکتریکی درون مجرای بزاق مثبت است؛ پتانسیل مجرا به علت بازجذب سدیم منفی بوده و در حدود ۷۰- میلی‌ولت است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ترشح بزاق فرایندی دو مرحله‌ای است که با ترشح مایع اولیه مشابه مایع خارج سلولی در آسینوس‌ها آغاز می‌شود.
  • در مجاری بزاقی، سدیم و کلر بازجذب شده و پتاسیم و بیکربنات ترشح می‌شوند که ترکیب بزاق را تغییر می‌دهد.
  • بازجذب فعال سدیم بیش از ترشح پتاسیم است و پتانسیل الکتریکی منفی ۷۰- میلی‌ولتی در مجرا ایجاد می‌کند.
  • در حالت پایه، بزاق دارای پتاسیم بالا (۷ برابر پلاسما) و سدیم و کلر بسیار پایین است.
  • با افزایش سرعت جریان بزاق، غلظت سدیم، کلر و بیکربنات افزایش یافته و غلظت پتاسیم کاهش می‌یابد.

نکتهٔ تکمیلی

نقش افزایش غلظت یون بیکربنات در سرعت‌های بالای ترشح بزاق بسیار حیاتی است. بیکربنات به عنوان یک بافر قوی عمل می‌کند. هنگام صرف غذا و افزایش ترشح بزاق، بالا رفتن غلظت بیکربنات به خنثی کردن اسیدهای تولیدشده توسط باکتری‌های دهان یا اسید موجود در مواد غذایی کمک می‌کند. این فرآیند مانع از کاهش اسیدیته دهان به زیر محدوده بحرانی شده و از مینای دندان‌ها در برابر پوسیدگی محافظت می‌کند.

غدد بزاقی و تنظیم ترشح آن‌ها

غدد بزاقی دهان بر اساس نوع ترشح و ساختار خود به گروه‌های متفاوتی تقسیم می‌شوند که با ترشح مواد مختلف به هضم و حفاظت از دهان کمک می‌کنند. غدد پاروتید (بناگوشی) بزاقی ترشح می‌کنند که تقریباً به طور کامل سروزی بوده و سرشار از آنزیم پتیالین (آمیلاز بزاقی) برای شروع هضم کربوهیدرات‌ها است. در مقابل، غدد گونه‌ای (buccal) غدد کوچکی هستند که ترشح آن‌ها انحصاراً از نوع موکوسی حاوی پروتئین موسین جهت روان‌سازی و حفاظت از مخاط دهان است. غدد زیرفکی (submandibular) و زیرزبانی (sublingual) بر خلاف پاروتید و گونه‌ای، غدد مخلوطی هستند که هر دو نوع ترشح سروزی (حاوی پتیالین) و موکوسی (حاوی موسین) را تولید و ترشح می‌کنند.

نوع غدهترشح سروزیترشح موکوسی
پاروتید
گونه‌ای
زیرفکی و زیرزبانی

کنترل و تنظیم ترشح بزاق برخلاف بسیاری از بخش‌های دیگر دستگاه گوارش که تحت کنترل هورمونی شدید هستند، عمدتاً از طریق سیستم عصبی هدایت می‌شود. کنترل اصلی و غالب غدد بزاقی بر عهده سیستم عصبی پاراسمپاتیک است. سیگنال‌های پاراسمپاتیک از هسته‌های بزاقی فوقانی و تحتانی در ساقه مغز نشأت می‌گیرند و تحریک آن‌ها باعث ترشح مداوم و آبکی بزاق می‌شود. از سوی دیگر، نقش سیستم عصبی سمپاتیک در غدد بزاقی منحصر‌به‌فرد است؛ در حالی که در اکثر بخش‌های لوله گوارش تحریک سمپاتیک ترشحات را مهار می‌کند، تحریک سمپاتیک در غدد بزاقی ترشح بزاق را به میزان اندکی افزایش می‌دهد و موجب مهار کامل ترشح یا ایجاد خشکی شدید دهان نمی‌شود.

کنترل اصلی ترشح بزاق بر عهده سیستم عصبی پاراسمپاتیک (منشأ گرفته از ساقه مغز) است، اما تحریک سمپاتیک نیز بر خلاف سایر بخش‌های گوارش، ترشح بزاق را به میزان اندکی افزایش می‌دهد.

علاوه بر کنترل عصبی، عوامل موضعی نیز بر میزان ترشح بزاق تأثیرگذارند. هورمون موضعی برادی‌کینین (bradykinin) یکی از این عوامل است. برادی‌کینین با اثر بر روی عروق خونی غدد بزاقی، موجب گشاد شدن عروق (vasodilation) و در نتیجه افزایش جریان خون غدد می‌شود. افزایش خون‌رسانی به غدد بزاقی مواد اولیه لازم برای تولید بزاق را فراهم کرده و ترشح آن را تقویت می‌کند. بنابراین، برخلاف تصور اشتباهی که برادی‌کینین را عامل تنگ‌کننده عروق و کاهنده ترشح می‌داند، این ماده یک تسهیل‌کننده قوی موضعی برای ترشح بزاق است.

برای مثال، فعال شدن غدد بزاقی با افزایش ترشح برادی‌کینین همراه است که با گشاد کردن عروق و افزایش خون‌رسانی، آب و الکترولیت‌های لازم برای ترشح حجم زیادی از بزاق را تأمین می‌کند.

واژگان کلیدی

غده پاروتید (Parotid)
غده بزاقی بزرگی که ترشح آن تقریباً کاملاً سروزی و حاوی آنزیم هضم‌کننده پتیالین است.
هسته‌های بزاقی ساقه مغز
هسته‌های فوقانی و تحتانی در ساقه مغز که منشأ فیبرهای پاراسمپاتیک کنترل‌کننده غدد بزاقی هستند.
برادی‌کینین (Bradykinin)
یک هورمون موضعی گشادکننده عروق که با افزایش جریان خون غدد بزاقی، ترشح بزاق را تسهیل می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • این تصور غلط که غدد گونه‌ای ترشح سروزی غنی از پتیالین دارند و غدد پاروتید کاملاً موکوسی هستند؛ در حقیقت غدد پاروتید سروزی و غدد گونه‌ای کاملاً موکوسی هستند.
  • باور به اینکه غدد زیرفکی و زیرزبانی فقط یک نوع ترشح تولید می‌کنند؛ در حالی که هر دو غده مخلوطی از ترشحات سروزی و موکوسی را تولید می‌کنند.
  • این پندار اشتباه که تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را به طور کامل مهار کرده و خشکی شدید دهان ایجاد می‌کند؛ تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را به میزان اندکی افزایش می‌دهد.
  • تصور اینکه برادی‌کینین عروق غدد بزاقی را تنگ کرده و جریان خون و ترشح بزاق را تضعیف می‌کند؛ در حالی که برادی‌کینین عروق را گشاد کرده و ترشح بزاق را افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • غدد پاروتید ترشح سروزی، غدد گونه‌ای ترشح موکوسی، و غدد زیرفکی و زیرزبانی مخلوطی از هر دو نوع ترشح را تولید می‌کنند.
  • سیستم عصبی پاراسمپاتیک کنترل‌کننده اصلی ترشح بزاق است که از هسته‌های بزاقی فوقانی و تحتانی ساقه مغز نشأت می‌گیرد.
  • تحریک سیستم سمپاتیک بر خلاف سایر بخش‌های گوارش، ترشح بزاق را مهار نکرده بلکه به میزان اندکی افزایش می‌دهد.
  • ماده برادی‌کینین به عنوان یک هورمون موضعی، با گشاد کردن عروق و افزایش جریان خون غدد بزاقی، ترشح بزاق را تقویت می‌کند.
  • تنگ شدن عروق خونی غدد بزاقی ترشح بزاق را کاهش می‌دهد، در حالی که گشادی عروق ناشی از برادی‌کینین آن را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

احساس خشکی دهان هنگام ترس یا استرس ناشی از عملکرد جالب اعصاب اتونوم است. اگرچه تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را کاملاً قطع نمی‌کند، اما بزاقی که تحت اثر سمپاتیک ترشح می‌شود بسیار کم‌حجم، غلیظ و چسبنده (سرشار از موکوس) است. در شرایط استرس‌زا، تحریک قوی پاراسمپاتیک که بزاق آبکی و فراوان تولید می‌کند سرکوب شده و در نتیجه بزاق چسبنده سمپاتیک غلبه می‌یابد که حس خشکی دهان را به ما القا می‌کند.

خلاصهٔ درس

اسرار ترشح بزاق و حرکات روده!

Physiology · Digestive Secretory Functions

حرکات و انقباضات کولون

  • کیموس پس از دریچه ایلئوسکال وارد سکوم و کولون می‌شود.
  • انقباض کیسه‌ای (هاوسترا) حرکت پیش‌برنده اصلی کولون است.
  • انتقال کیموس با هاوسترا بسیار کند و ۸ تا ۱۵ ساعت است.
  • حرکات توده‌ای (mass movements) فقط در کولون رخ می‌دهند.
  • حرکات دودی و قطعه‌ای در سراسر روده باریک و بزرگ وجود دارند.
haustrations
انقباضات کیسه‌ای آرام و مداوم در روده بزرگ

نکته: عدم تکامل مهارکننده‌های عصبی در نوزادان علت واکنش شدید رفلکس معده‌ای-کولونی است.

رفلکس‌ها و تنظیم کولون

  • ورود غذا به معده و دوازدهه اجابت مزاج را تحریک می‌کند.
  • رفلکس معده‌ای-کولونی حرکات توده‌ای کولون را تسهیل می‌کند.
  • رفلکس دوازدهه‌ای-کولونی حرکات توده‌ای کولون را تحریک می‌کند.
  • قطع اعصاب اتونوم کولون، این رفلکس‌ها را تضعیف می‌کند.
  • رفلکس روده‌ای-معده‌ای ترشح و تخلیه معده را مهار می‌کند.
Gastro-Colic reflex
رفلکس معده‌ای-کولونی تسهیل‌کننده حرکات توده‌ای

نکته: شیر خوردن در نوزادان از طریق رفلکس‌های کولونی بلافاصله موجب تحریک اجابت مزاج می‌شود.

مراحل ترشح اولیه بزاق

  • ترشح بزاق فرآیندی دو مرحله‌ای در آسینوس‌ها و مجاری است.
  • آسینوس‌ها مایع اولیه را با غلظت یونی مشابه ECF ترشح می‌کنند.
  • در مجاری، یون‌های سدیم و کلر بازجذب فعال و غیرفعال می‌شوند.
  • یون‌های پتاسیم و بیکربنات به داخل مجرا ترشح می‌شوند.
  • بازجذب سدیم پتانسیل منفی ۷۰ میلی‌ولت در مجرا ایجاد می‌کند.
Acini
واحدهای ترشحی بزاق با تولید مایع اولیه مشابه مایع خارج سلولی

نکته: بافر بیکربنات بزاق با خنثی کردن اسید باکتری‌ها، از مینای دندان در برابر پوسیدگی محافظت می‌کند.

ترکیب یونی و سرعت بزاق

  • در حالت پایه، پتاسیم بزاق به ۷ برابر پلاسما می‌رسد.
  • سدیم و کلر بزاق پایه به یک‌هفتم تا یک‌دهم پلاسما کاهش می‌یابند.
  • با افزایش سرعت ترشح بزاق، غلظت سدیم و کلر بیشتر می‌شود.
  • با ترشح سریع، فرصت کافی برای عملکرد ترانسپورترها نیست.
  • ترشح بیکربنات برعکس پتاسیم، با افزایش سرعت ترشح بالا می‌رود.
Saliva flow rate
سرعت ترشح تعیین‌کننده غلظت نهایی یون‌های بزاق

نکته: تحریک شدید بزاق با ترشیجات باعث شوری مزه آن به دلیل افزایش غلظت سدیم و کلر می‌شود.

آناتومی و کنترل غدد بزاقی

  • غده پاروتید ترشح کاملاً سروزی و غنی از پتیالین دارد.
  • ترشح غدد گونه‌ای منحصراً موکوسی و برای روان‌سازی است.
  • غدد زیرفکی و زیرزبانی دارای ترشح مخلوط سروزی و موکوسی هستند.
  • سیستم پاراسمپاتیک کنترل‌کننده اصلی و غالب ترشح بزاق است.
  • هورمون برادی‌کینین با گشاد کردن عروق، ترشح را افزایش می‌دهد.
Bradykinin
هورمون موضعی گشادکننده عروق و تقویت‌کننده ترشح بزاق

نکته: خشکی دهان در استرس ناشی از غلبه ترشح غلیظ سمپاتیک و سرکوب بزاق آبکی پاراسمپاتیک است.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • حرکات دودی در سراسر روده وجود دارند، نه فقط روده باریک.
  • انتقال در سکوم کند و ۸ تا ۱۵ ساعت است، نه سریع زیر ۱ ساعت.
  • رفلکس روده‌ای-معده‌ای مهارکننده معده است، نه محرک کولون.
  • مایع اولیه آسینوس‌ها هم‌غلظت پلاسما است، نه رقیق‌تر از آن.
  • در مجاری، سدیم و کلر بازجذب و پتاسیم ترشح می‌شود، نه برعکس.
  • تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را کمی افزایش می‌دهد، نه مهار کامل.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در بیماری که متعاقب یک جراحی شکمی دچار قطع اعصاب اتونوم ورودی به روده بزرگ شده است، وضعیت حرکتی لوله گوارش با کدام مشخصه توصیف می‌شود؟

  1. اثر رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی با قطع اعصاب اتونوم تضعیف می‌شود، حرکات توده‌ای انحصارساز در کولون بوده و در روده باریک وجود ندارند و پیشروی کیموس در سکوم با انقباضات کیسه‌ای حدود ۸ تا ۱۵ ساعت طول می‌کشد.
  2. رفلکس روده‌ای-معده‌ای با تحریک حرکات توده‌ای کولون علت اصلی اجابت مزاج نوزادان است، حرکات دودی و قطعه‌ای برخلاف حرکات توده‌ای فقط در روده باریک رخ می‌دهند و غدد گونه‌ای ترشح تقریباً کاملاً سروزی سرشار از پتیالین دارند.
  3. قطع اعصاب اتونوم تأثیری بر شدت رفلکس‌های تسهیل‌کننده حرکات توده‌ای ندارد، انقباضات قطعه‌ای سریع اصلی‌ترین نوع حرکت برای جلو راندن کیموس در سکوم است و بزاق اولیه آسینوسی غلظت یونی بسیار کمتری نسبت به مایع خارج سلولی دارد.
  4. در مجاری بزاقی یون‌های پتاسیم و بیکربنات بازجذب و سدیم فعال ترشح می‌شود، در حالت پایه غلظت یون‌های سدیم و کلر در بزاق به حدود ۷ برابر پلاسما می‌رسد و تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را به طور کامل مهار کرده و خشکی دهان ایجاد می‌کند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

با قطع اعصاب اتونوم، اثر تسهیل‌کننده رفلکس‌های معده‌ای-کولونی (Gastro-Colic) و دوازدهه‌ای-کولونی (Duodeno-Colic) بر حرکات توده‌ای کولون تضعیف می‌شود. همچنین حرکات توده‌ای (mass movements) به عنوان حرکات پیش‌برنده تغییرشکل‌یافته منحصراً در کولون رخ می‌دهند و در روده باریک وجود ندارند. از سوی دیگر، بخش عمده پیشروی کیموس در سکوم و کولون صعودی توسط انقباضات کیسه‌ای (haustrations) صورت می‌گیرد که بسیار کند بوده و حدود ۸ تا ۱۵ ساعت زمان می‌برد؛ بنابراین گزینه ۱ صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۲: رفلکس روده‌ای-معده‌ای (Entero-Gastric) یک رفلکس مهارکننده است که ترشح و تخلیه معده را مهار می‌کند، نه اینکه محرک حرکات توده‌ای کولون باشد. همچنین حرکات دودی و قطعه‌ای در سراسر روده باریک و کولون جریان دارند. غدد گونه‌ای نیز فقط ترشح موکوسی دارند. گزینه ۳: اولاً قطع اعصاب اتونوم تأثیر رفلکس‌ها را تضعیف می‌کند. ثانیاً معمولی‌ترین حرکت پیش‌برنده در سکوم انقباضات کیسه‌ای است، نه انقباضات قطعه‌ای سریع. ثالثاً بزاق اولیه آسینوسی غلظت یونی مشابه ECF دارد. گزینه ۴: اولاً در مجاری سدیم/کلر بازجذب و پتاسیم/بیکربنات ترشح می‌شوند. ثانیاً غلظت سدیم و کلر بزاق نهایی بسیار کمتر از پلاسما است. ثالثاً تحریک سمپاتیک ترشح بزاق را اندکی افزایش می‌دهد، نه مهار کامل.

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی