حرکات گوارشی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

فیزیولوژی بلع و حرکات مری

مرحله حلقوی (pharyngeal stage) بلع یکی از مراحل حیاتی و هماهنگ‌شده در انتقال لقمه غذا است. در طی این مرحله، رفلکس‌های مختلفی فعال می‌شوند تا از ورود غذا به مجاری تنفسی جلوگیری کنند. بالا آمدن کام نرم مانع از ورود مواد غذایی به سوراخ‌های خلفی بینی (نازوفارنکس) می‌شود. هم‌زمان، حنجره به سمت بالا و جلو کشیده شده و اپی‌گلوت روی ورودی مجرای نای (تراشه) را می‌پوشاند تا از ورود لقمه به ریه‌ها پیشگیری شود. علاوه بر این، در حین بلع حلقوی، مرکز بلع با مهار موقت مرکز تنفسی در بصل‌النخاع، تنفس را در هر نقطه‌ای از چرخه آن متوقف می‌کند. برای ورود لقمه به دستگاه گوارش، اسفنکتر فوقانی مری (UES) که در حالت عادی منقبض است، شل شده و تونیسیته آن کاهش می‌یابد تا مسیر ورود غذا به مری باز شود. این انسدادهای مکانیکی و مهارهای عصبی تضمین می‌کنند که غذا بدون ایجاد خطر خفگی به سمت مری هدایت شود.

موج دودی ثانویه مری در پاسخ به اتساع موضعی مری توسط غذای باقی‌مانده تحریک شده و برای راندن غذاهای جامد گیرکرده، از موج دودی اولیه قوی‌تر است.

پس از ورود غذا به مری، امواج حرکتی آغاز می‌شوند. موج دودی اولیه (primary peristalsis) ادامه‌ی موج دودی شروع‌شده در حلق است که تمام مسیر مری تا معده را در مدت زمان ۸ تا ۱۰ ثانیه طی می‌کند. اگر این موج نتواند کل لقمه غذا را به معده منتقل کند، غذای باقی‌مانده باعث اتساع موضعی دیواره مری می‌شود. این اتساع، امواج دودی ثانویه (secondary peristalsis) را از همان محل تحریک می‌کند. امواج دودی ثانویه از امواج دودی اولیه قوی‌تر هستند تا بتوانند ذرات جامد و گیرکرده را به معده برانند. این انقباضات متوالی تا زمانی که لقمه به معده برسد تکرار می‌شوند.

ویژگییک‌سوم فوقانی مریدو‌سوم تحتانی مری
نوع عضلهمخططصاف
کنترل عصبی اصلیاعصاب واگ و زبانی-حلقیشبکه میانتریک

کنترل حرکات مری به ساختار عضلانی آن بستگی دارد. یک‌سوم (۱/۳) فوقانی مری از عضلات مخطط تشکیل شده که تحت کنترل اعصاب زبانی-حلقی و واگ (حرکتی پیکری) است. در مقابل، دو‌سوم (۲/۳) تحتانی مری دارای عضلات صاف بوده و توسط شبکه عصبی میانتریک (myenteric plexus) کنترل می‌شود. انقباضات دودی اولیه به مسیرهای رفلکسی بلع و اعصاب اتونومیک (مغزی) وابسته‌اند. در صورت قطع اعصاب واگ (واگوتومی)، عملکرد امواج دودی ثانویه مری که بخشی از آن‌ها تحت کنترل رفلکس‌های واگ-واگی (از طریق بصل‌النخاع) هستند، مختل می‌شود. با این حال، حتی در صورت تخریب اعصاب اتونومیک مری و از بین رفتن انقباضات اولیه، انقباضات ثانویه می‌توانند به طور مستقل توسط سیستم عصبی انتریک (درونی) در پاسخ به اتساع موضعی ایجاد شده و به پاکسازی مری کمک کنند.

برای مثال، زمانی که یک لقمه بزرگ و خشک بلعیده می‌شود و در مری گیر می‌کند، موج دودی اولیه متوقف شده و اتساع دیواره مری فوراً موج دودی ثانویه قوی‌تری را برای راندن آن به معده فعال می‌کند.

واژگان کلیدی

موج دودی اولیه (Primary Peristalsis)
موج انقباضی پیش‌برنده‌ای که ادامه‌دهنده بلع حلقوی است و کل مری را در مدت ۸ تا ۱۰ ثانیه طی می‌کند.
موج دودی ثانویه (Secondary Peristalsis)
موج انقباضی قوی که به دنبال اتساع دیواره مری توسط غذای باقی‌مانده تحریک می‌شود.
اسفنکتر فوقانی مری (Upper Esophageal Sphincter)
دریچه‌ای عضلانی در ابتدای مری که در طی بلع حلقوی شل شده تا لقمه غذا وارد مری شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود بالا آمدن کام نرم مانع ورود غذا به نای می‌شود؛ کام نرم نازوفارنکس را می‌بندد و این اپی‌گلوت و حنجره هستند که نای را مسدود می‌کنند.
  • اشتباه است که فکر کنیم امواج دودی ثانویه ضعیف‌تر از اولیه هستند؛ این امواج قوی‌تر بوده تا لقمه‌های گیرکرده را حرکت دهند.
  • موج دودی اولیه مسیر مری را ظرف ۱ تا ۲ ثانیه طی نمی‌کند، بلکه این فرآیند حدود ۸ تا ۱۰ ثانیه زمان می‌برد.
  • کنترل حرکتی کل مری بر عهده شبکه میانتریک نیست؛ یک‌سوم فوقانی مری عضلات مخطط دارد و توسط اعصاب مغزی کنترل می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در مرحله حلقوی بلع، تنفس توسط مرکز بلع مهار شده و راه بینی با کام نرم و راه نای با حنجره و اپی‌گلوت بسته می‌شود.
  • اسفنکتر فوقانی مری با کاهش تونیسیته و شل شدن در طی بلع، اجازه ورود غذا به مری را می‌دهد.
  • موج دودی اولیه مری ظرف ۸ تا ۱۰ ثانیه غذا را به معده می‌رساند و در صورت باقی ماندن غذا، موج دودی ثانویه قوی‌تری تحریک می‌شود.
  • بخش صاف مری تحت کنترل شبکه میانتریک است، در حالی که بخش مخطط فوقانی با اعصاب واگ و زبانی-حلقی کنترل می‌شود.
  • قطع عصب واگ (واگوتومی) امواج ثانویه را مختل می‌کند، اما شبکه انتریک می‌تواند مستقل از اعصاب اتونومیک امواج ثانویه را در پاسخ به اتساع ایجاد کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که رفلکس بلع به قدری قوی و هماهنگ است که حتی اگر شخصی به صورت وارونه قرار گیرد، امواج دودی مری می‌توانند غذا و مایعات را برخلاف نیروی جاذبه زمین به سمت معده هدایت کنند. این پدیده نشان‌دهنده قدرت انقباضات عضلانی مری و استقلال نسبی سیستم عصبی انتریک در پیشبرد لقمه‌های غذایی است.

فیزیولوژی حرکتی، انبارش و پاکسازی معده

معده علاوه بر نقش گوارشی، به عنوان یک مخزن موقت برای مواد غذایی ورودی عمل می‌کند. انبارش غذا در معده نیازمند سازوکاری به نام شلی پذیرنده (receptive relaxation) است. با ورود غذا به معده، رفلکس واگ-واگی (vago-vagal reflex) فعال می‌شود. این رفلکس یک مسیر عصبی طولانی است که پیام اتساع معده را به بصل‌النخاع منتقل کرده و با فرستادن پیام‌های بازگشتی، سبب کاهش تونوس جدار عضلانی در تنه معده (body) و فوندوس می‌شود. این مکانیسم عصبی به معده اجازه می‌دهد تا متسع شده و بدون افزایش شدید فشار داخلی، حجم زیادی از غذا را در خود جای دهد و ظرفیت انباری خود را افزایش دهد. این عملکرد تطابقی به شدت وابسته به عصب واگ است؛ به طوری که قطع اعصاب واگ (واگوتومی) این رفلکس شلی پذیرنده در فوندوس و تنه معده را مختل کرده و توانایی معده در انبارش مناسب غذا را از بین می‌برد.

ref: رفلکس واگ-واگی با کاهش تونوس جدار عضلانی تنه معده، حجم‌پذیری آن را افزایش می‌دهد؛ در حالی که هورمون موتیلین در فاز ناشتایی محرک کمپلکس حرکتی مهاجر (MMC) برای پاکسازی مجرا است.

پس از پایان فرآیند هضم و تخلیه کامل معده، سیستم گوارش وارد فاز ناشتایی می‌شود. در این دوران، فعالیت حرکتی ویژه‌ای به نام کمپلکس حرکتی مهاجر (migrating motor complex یا MMC) آغاز می‌شود. این کمپلکس انقباضی معمولاً چندین ساعت پس از تخلیه معده شروع شده و هدف آن پاکسازی و جاروب کردن مواد غذایی هضم‌نشده و ذرات بزرگ به سمت روده بزرگ (کولون) است. کمپلکس حرکتی مهاجر بر خلاف حرکات دودی بعد از غذا، نقشی در مخلوط کردن کیموس با صفرا ندارد و با مصرف مجدد غذا متوقف می‌شود. بیشترین شدت انقباضات این کمپلکس در جوانان سالمی مشاهده می‌شود که از تون گوارشی بالایی برخوردارند. وجود این کمپلکس برای جلوگیری از تجمع باکتری‌ها و پاکسازی کامل مجرای گوارش در فواصل بین وعده‌های غذایی ضروری است. این انقباضات مهاجر به صورت امواج متوالی از معده شروع شده و تا انتهای روده باریک امتداد می‌یابند.

برای مثال، در طول خواب شبانه که معده خالی است، ترشح موتیلین افزایش یافته و امواج انقباضی MMC کل مسیر معده و روده باریک را جاروب می‌کنند تا بقایای غذا را تخلیه کنند.

عامل اصلی شروع و تنظیم کمپلکس حرکتی مهاجر، هورمونی به نام موتیلین (motilin) است. ترشح موتیلین در زمان ناشتایی و پس از تخلیه کامل معده آغاز می‌شود و با تحریک انقباضات قوی مجرا، به عنوان محرک اصلی MMC عمل می‌کند. بلافاصله با خوردن غذا و ورود مواد مغذی جدید، ترشح هورمون موتیلین پایان یافته و حرکات پاک‌کننده ناشتایی متوقف می‌شوند تا چرخه گوارش معمولی از سر گرفته شود و معده دوباره پذیرای غذا گردد. قطع اعصاب واگ (واگوتومی) علاوه بر از بین بردن شلی پذیرنده معده، عملکرد امواج دودی ثانویه مری را نیز مختل می‌کند، زیرا هر دو مکانیسم به رفلکس‌های طولانی واگ وابسته هستند.

واژگان کلیدی

شلی پذیرنده (Receptive Relaxation)
شل شدن عضلات فوندوس و تنه معده در پاسخ به ورود غذا که تحت کنترل رفلکس واگ-واگی انجام می‌شود.
کمپلکس حرکتی مهاجر (Migrating Motor Complex)
امواج انقباضی دوره‌ای ناشتایی که وظیفه پاکسازی و جاروب کردن ذرات هضم‌نشده لوله گوارش را دارند.
موتیلین (Motilin)
هورمونی که در حالت ناشتایی ترشح شده و آغازگر امواج انقباضی کمپلکس حرکتی مهاجر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود رفلکس واگ-واگی سبب افزایش انقباض و کاهش حجم‌پذیری تنه معده می‌شود؛ بلکه این رفلکس تونوس جدار را کاهش داده و حجم‌پذیری را افزایش می‌دهد.
  • کمپلکس حرکتی مهاجر بلافاصله بعد از صرف غذا برای مخلوط کردن کیموس با صفرا فعال نمی‌شود، بلکه چندین ساعت پس از تخلیه معده و در حالت ناشتایی برای جاروب کردن مجرا رخ می‌دهد.
  • برخلاف تصور، ترشح موتیلین با خوردن غذا آغاز نمی‌شود، بلکه در زمان ناشتایی شروع شده و با مصرف غذا ترشح آن متوقف می‌گردد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ورود غذا به معده با تحریک رفلکس واگ-واگی و شل کردن تنه معده سبب افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی آن می‌شود.
  • قطع اعصاب واگ (واگوتومی) رفلکس شلی پذیرنده معده را مختل کرده و فشار داخل معده را افزایش می‌دهد.
  • کمپلکس حرکتی مهاجر (MMC) در دوران ناشتایی وظیفه پاکسازی بقایای غذا به سمت کولون را بر عهده دارد.
  • بیشترین شدت انقباضات MMC in جوانان سالم که تون گوارشی بالایی دارند مشاهده می‌شود.
  • هورمون موتیلین در زمان ناشتایی ترشح شده و محرک MMC است و با خوردن غذا ترشح آن متوقف می‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که صدای غرغر شکم در زمان گرسنگی (Borborygmi) در واقع ناشی از فعالیت کمپلکس حرکتی مهاجر (MMC) است. در این حالت، مخلوطی از مایعات گوارشی و حباب‌های هوا توسط انقباضات قوی ناشی از موتیلین در لوله گوارش خالی حرکت داده می‌شوند که صدایی شنیدنی ایجاد می‌کند و نشان‌دهنده خانه‌تکانی فعال سیستم گوارش است.

مکانیسم‌ها و تنظیم تخلیه معده

تخلیه معده فرآیندی است که تحت کنترل دقیق سیگنال‌های عصبی و هورمونی قرار دارد تا سرعت ورود کیموس به دوازدهه با ظرفیت هضم و جذب روده هماهنگ باشد. هورمون گاسترین که در پاسخ به ورود غذا از معده ترشح می‌شود، با تحریک انقباضات معده و تقویت پمپ پیلوریک (pyloric pump) سبب تسریع تخلیه معده می‌گردد. این هورمون نیروی انقباضی معده را افزایش می‌دهد تا محتویات را به سمت پیلور براند. علاوه بر این، ترشح استیل‌کولین از پایانه‌های عصبی پاراسمپاتیک نیز باعث افزایش انقباضات دیواره معده و تسهیل تخلیه آن می‌شود، در حالی که مسیرهای سمپاتیک اثر معکوس دارند.

هورمون کوله‌سیستوکینین (CCK) قوی‌ترین هورمون مهارکننده تخلیه معده است که اثر محرک گاسترین را خنثی کرده و هم‌زمان باعث انقباض کیسه صفرا و شلی اسفنکتر اودی می‌شود.

در مقابل عوامل محرک، مکانیسم‌های مهاری قدرتمندی در دوازدهه (دئودنوم) وجود دارند که مانع از سرریز شدن بیش از حد مواد و آسیب به روده می‌شوند. اتساع دوازدهه ناشی از ورود کیموس، رفلکس‌های عصبی انتروگاستریک (enterogastric reflex) را فعال می‌کند. این رفلکس‌ها با افزایش تونوس اسفنکتر پیلور و مهار انقباضات معده، تخلیه معده را به تاخیر می‌اندازند. محرک‌های اصلی رفلکس انتروگاستریک شامل اسیدی بودن شدید کیموس (نه قلیایی بودن آن) و غلیظ یا هایپرتونیک بودن کیموس (نه رقیق بودن آن) است. ورود کیموس هایپرتونیک یا هایپوتونیک (به ویژه هایپرتونیک) به شدت سرعت تخلیه معده را کاهش می‌دهد تا از آسیب اسمزی به روده جلوگیری شود. این پاسخ فیدبکی به روده فرصت می‌دهد تا غلظت کیموس را تنظیم کند.

ماده/هورمونتأثیر بر تخلیه معدهمکانیسم یا منشأ اثر
گاسترینافزایشتحریک پمپ پیلوریک معده
استیل‌کولینافزایشانتهای اعصاب پاراسمپاتیک
کوله‌سیستوکینین (CCK)کاهشقوی‌ترین مهارکننده فیدبکی دئودنوم
GIPکاهشمهار حرکات و تحریک انسولین

سیگنال‌های هورمونی صادر شده از دوازدهه نیز نقش مهاری مهمی دارند. هورمون‌های کوله‌سیستوکینین (CCK)، سکرتین و GIP تخلیه معده را مهار می‌کنند. در این میان، کوله‌سیستوکینین (CCK) که از سلول‌های مخاط دوازدهه و ژژنوم ترشح می‌شود، قوی‌ترین هورمون مهارکننده فیدبکی معده است که می‌تواند اثرات محرک گاسترین در افزایش حرکات معده را خنثی کند. CCK علاوه بر این نقش، با انقباض کیسه صفرا و شل کردن اسفنکتر اودی (sphincter of Oddi) خروج صفرا به دوازدهه را تسهیل کرده و از طریق تحریک رشته‌های عصبی حسی آوران در دئودنوم، اشتها را در مغز مهار می‌کند. هورمون GIP (پپتید مهاری معده) نیز علاوه بر مهار حرکات معده، به عنوان یک اینکرتین عمل کرده و ترشح هورمون انسولین را از سلول‌های بتای پانکراس تحریک می‌کند و تأثیری بر افزایش گلوکاگون ندارد.

برای مثال، پس از مصرف یک وعده غذایی پرچرب و اسیدی، ترشح شدید CCK و تحریک رفلکس انتروگاستریک مانع از تخلیه سریع معده شده و فرصت کافی برای ترشح صفرا و هضم چربی‌ها فراهم می‌کند.

واژگان کلیدی

رفلکس انتروگاستریک (Enterogastric Reflex)
رفلکس عصبی ناشی از اتساع یا اسیدی شدن دوازدهه که موجب افزایش تون اسفنکتر پیلور و کاهش تخلیه معده می‌شود.
کوله‌سیستوکینین (CCK)
هورمونی گوارشی که قوی‌ترین مهارکننده تخلیه معده، محرک انقباض کیسه صفرا و مهارکننده اشتها است.
پپتید مهاری معده (GIP)
هورمونی که علاوه بر مهار حرکات معده، ترشح انسولین را در پاسخ به مواد مغذی تحریک می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود گاسترین تخلیه معده را مهار می‌کند؛ گاسترین برعکس هورمون‌های دوازدهه، پمپ پیلوریک را تقویت و تخلیه معده را تسریع می‌کند.
  • کاهش تخلیه معده و رفلکس انتروگاستریک با قلیایی یا رقیق شدن کیموس تحریک نمی‌شود، بلکه اسیدیته شدید و هایپرتونیک بودن کیموس محرک آن هستند.
  • ترشح استیل‌کولین پاراسمپاتیک سبب کاهش حرکات گوارشی نمی‌شود، بلکه فعالیت حرکتی و تخلیه معده را افزایش می‌دهد.
  • هورمون GIP ترشح گلوکاگون را تحریک نمی‌کند، بلکه این هورمون ترشح انسولین را تحریک می‌کند.
  • کوله‌سیستوکینین مانع خروج صفرا نمی‌شود؛ این هورمون با انقباض کیسه صفرا و شل کردن اسفنکتر اودی خروج صفرا را تسهیل می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تخلیه معده با افزایش انقباضات معده و تحریک پمپ پیلوریک توسط گاسترین و استیل‌کولین تسهیل می‌شود.
  • اتساع دوازدهه و اسیدی یا هایپرتونیک بودن کیموس از طریق رفلکس انتروگاستریک سبب مهار تخلیه معده می‌گردد.
  • کوله‌سیستوکینین (CCK) قوی‌ترین هورمون مهارکننده تخلیه معده است که اثر محرک گاسترین را خنثی می‌کند.
  • CCK علاوه بر مهار حرکات معده، خروج صفرا را تسهیل کرده و با تحریک رشته‌های آوران دوازدهه اشتها را کاهش می‌دهد.
  • هورمون GIP حرکات معده را مهار کرده و به عنوان اینکرتین سبب افزایش ترشح انسولین (و نه گلوکاگون) می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که نقش هورمون GIP در تحریک ترشح انسولین به قدری اهمیت دارد که در پزشکی به آن اثر اینکرتین (Incretin effect) می‌گویند. این پدیده توضیح می‌دهد که چرا مصرف خوراکی گلوکز در مقایسه با تزریق وریدی همان مقدار گلوکز، انسولین بسیار بیشتری آزاد می‌کند؛ زیرا عبور غذا از لوله گوارش هورمون GIP را آزاد کرده و پانکراس را پیش از بالا رفتن قند خون برای ترشح انسولین آماده می‌کند.

حرکات روده باریک و کنترل عصبی-هورمونی آن

حرکات روده باریک به طور کلی به دو دسته حرکات مخلوط‌کننده و حرکات پیش‌برنده تقسیم می‌شوند که هر کدام نقش متفاوتی در فرآیند گوارش دارند. حرکات قطعه‌قطعه‌شدن (segmentation) به عنوان حرکات مخلوط‌کننده روده باریک شناخته می‌شوند. این حرکات شامل انقباضات حلقوی متناوبی هستند که روده را به بخش‌های مجزا تقسیم کرده و کیموس را با شیرهای گوارشی مخلوط می‌کنند، بدون اینکه پیشرفت قابل توجهی به سمت جلو ایجاد نمایند. در مقابل، حرکات دودی (peristalsis) حرکات پیش‌برنده‌ای هستند که محتویات روده را در طول مجرا به حرکت درمی‌آورند. جهت حرکت امواج پیش‌برنده همواره به سمت مقعد تنظیم می‌شود که این پدیده تحت عنوان قانون روده (law of the gut) شناخته می‌شود. رفلکس میانتریک (myenteric reflex) یا رفلکس پریستالتیک، رفلکس حرکتی اصلی در روده است که این قانون را با ایجاد انقباض در پشت لقمه و شلی در جلوی آن اجرا می‌کند؛ در نتیجه، حرکات قطعه‌قطعه‌شدن بر خلاف حرکات دودی بخشی از قانون روده محسوب نمی‌شوند. این امر نشان می‌دهد که قانون روده منحصراً بر پایه هدایت امواج پیش‌برنده دودی استوار است.

جهت حرکت امواج پیش‌برنده دودی به سمت مقعد توسط رفلکس میانتریک (پریستالتیک) تنظیم می‌شود که به عنوان قانون روده (law of the gut) شناخته می‌شود.

تنظیم حرکات روده باریک تحت تأثیر ترکیبی از عوامل عصبی و هورمونی قرار دارد. از نظر کنترل عصبی، سیستم‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک اثرات متضادی بر عضلات صاف روده اعمال می‌کنند. برای مثال در ژژنوم (بخشی از روده باریک)، افزایش ترشح نوراپی‌نفرین از پایانه‌های عصبی سمپاتیک سبب کاهش فعالیت عضلات صاف و مهار حرکات روده می‌شود. در مقابل، ترشح استیل‌کولین از پایانه‌های پاراسمپاتیک فعالیت عضلات صاف را افزایش داده و حرکات روده را تقویت می‌نماید تا هضم تسریع گردد. این تضاد عملکردی به سیستم خودمختار اجازه می‌دهد تا در شرایط استرس حرکات روده را متوقف کند.

محرک‌های هورمونیتأثیر بر حرکات روده باریک
گاسترین، CCK، انسولین، موتیلین، سروتونینتقویت حرکات دودی
سکرتین، گلوکاگونکاهش و مهار حرکات دودی

علاوه بر اعصاب، هورمون‌های متعددی نیز حرکات دودی روده باریک را تنظیم می‌کنند. هورمون‌های گاسترین، کوله‌سیستوکینین (CCK)، انسولین، موتیلین و سروتونین با اثر بر عضلات روده باریک، حرکات دودی آن را تقویت می‌کنند. ترشح این هورمون‌ها در حین هضم سبب می‌شود تا مواد مغذی با سرعت مناسب در طول لوله گوارش منتقل شوند. در طرف مقابل، هورمون‌های سکرتین و گلوکاگون به عنوان عوامل مهاری عمل کرده و باعث کاهش و مهار حرکات دودی در روده باریک می‌گردند تا سرعت عبور مواد کاهش یافته و زمان کافی برای جذب در روده باریک فراهم شود. توازن بین این سیگنال‌های مثبت و منفی سرعت مناسب عبور کیموس را تضمین می‌کند.

واژگان کلیدی

قانون روده (Law of the Gut)
قاعده‌ای فیزیولوژیک که بر اساس آن امواج دودی پیش‌برنده لوله گوارش همواره جهت حرکتی به سمت مقعد دارند.
حرکات قطعه‌قطعه‌شدن (Segmentation)
انقباضات موضعی و مخلوط‌کننده روده باریک که کیموس را بدون پیش‌بردن با شیره‌های گوارشی ترکیب می‌کنند.
رفلکس میانتریک (Myenteric Reflex)
رفلکس حرکتی درونی روده که جهت امواج پیش‌برنده دودی را به سمت مقعد هدایت و تنظیم می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که حرکات قطعه‌قطعه‌شدن روده را جزء قانون روده بدانیم؛ قانون روده فقط مربوط به حرکات پیش‌برنده دودی است و حرکات قطعه‌قطعه‌شدن جنبه مخلوط‌کننده دارند.
  • افزایش ترشح نوراپی‌نفرین از پایانه‌های سمپاتیک فعالیت عضلات صاف ژژنوم را افزایش نمی‌دهد، بلکه سبب کاهش فعالیت و مهار حرکات آن می‌شود.
  • برخلاف تصور، هورمون‌های کوله‌سیستوکینین (CCK) و گاسترین حرکات دودی روده باریک را مهار نمی‌کنند، بلکه تحریک و تقویت می‌نمایند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حرکات روده باریک شامل حرکات مخلوط‌کننده قطعه‌قطعه‌شدن و حرکات پیش‌برنده دودی است.
  • قانون روده جهت امواج دودی را به سمت مقعد تنظیم می‌کند و توسط رفلکس میانتریک هدایت می‌شود.
  • افزایش فعالیت سمپاتیک و ترشح نوراپی‌نفرین سبب مهار فعالیت عضلات صاف روده می‌شود.
  • هورمون‌های گاسترین، CCK، انسولین، موتیلین و سروتونین حرکات دودی روده باریک را تقویت می‌کنند.
  • هورمون‌های سکرتین و گلوکاگون باعث مهار و کاهش حرکات دودی در روده باریک می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که شبکه عصبی میانتریک مستقر در دیواره روده باریک به قدری پیچیده و دارای سلول‌های عصبی متعدد است که از آن به عنوان مغز دوم یاد می‌شود. این شبکه حتی در صورت قطع کامل ارتباط عصبی با مغز و نخاع، می‌تواند انقباضات دودی و قانون روده را به طور کاملاً مستقل و هماهنگ اجرا کند که نشان‌دهنده خودمختاری بی‌نظیر سیستم عصبی انتریک است.

حرکات روده بزرگ و رفلکس دفع

حرکات روده بزرگ (کولون) دارای ویژگی‌های متمایزی است که با عملکرد ویژه آن در جذب نهایی آب و دفع فضولات سازگاری دارد. حرکات روده بزرگ به دو دسته حرکات مخلوط‌کننده و حرکات پیش‌برنده تقسیم می‌شوند. انقباضات کیسه‌ای یا مخلوط‌کننده کولون که هاوستراسیون (haustration) نام دارند، عمدتاً جهت مخلوط کردن محتویات و تسهیل جذب آب و الکترولیت‌ها طراحی شده‌اند. این انقباضات به روده بزرگ اجازه می‌دهند مایعات را جذب کرده و مدفوع را نیمه‌جامد کنند. در مقابل، مهم‌ترین حرکت پیش‌برنده در روده بزرگ، حرکاتی به نام حرکات توده‌ای (mass movements) هستند. حرکات توده‌ای شکل تغییریافته‌ای از حرکات دودی معمولی روده بوده و با انقباضات قوی و پیش‌رونده، محتویات کولون را به سمت رکتوم هدایت می‌کنند. این حرکات توده‌ای برخلاف حرکات دودی مداوم روده باریک، معمولاً در فواصل خاصی اتفاق می‌افتند.

حرکت توده‌ای (mass movement) حرکت پیش‌برنده اصلی در روده بزرگ است و شل شدن اسفنکتر خارجی مقعد بر خلاف اسفنکتر داخلی تحت کنترل ارادی و آگاهانه قرار دارد.

ایجاد حرکات توده‌ای معمولاً با مصرف غذا ارتباط مستقیم دارد. پس از صرف غذا و ورود مواد به معده و دوازدهه، رفلکس‌های عصبی ویژه‌ای به نام رفلکس‌های معده‌ای-کولونی (gastrocolic) و دوازدهه‌ای-کولونی (duodenocolic) تحریک می‌شوند. این رفلکس‌ها از طریق سیستم عصبی خودمختار، انقباضات کولون را تسهیل کرده و موجب بروز حرکات توده‌ای پیش‌برنده می‌شوند تا فضا برای مواد غذایی جدید باز شود. این پاسخ فیزیولوژیک هماهنگی بسیار خوبی را بین بخش‌های بالایی و پایینی لوله گوارش نشان می‌دهد، به طوری که ورود غذا به معده مستقیماً سیگنال‌هایی را برای حرکت توده مدفوع در روده بزرگ صادر می‌کند.

برای مثال، بلافاصله پس از خوردن صبحانه، رفلکس معده‌ای-کولونی تحریک شده و با فعال کردن حرکات توده‌ای در روده بزرگ، تمایل به دفع را ایجاد می‌کند.

انباشته شدن مدفوع در رکتوم به دنبال حرکات توده‌ای، رفلکس دفع را آغاز می‌کند. با اتساع دیواره رکتوم توسط مواد دفعی، سیگنال‌هایی صادر می‌شود که منجر به شل شدن اسفنکتر داخلی مقعد می‌گردد. شل شدن اسفنکتر داخلی مقعد کاملاً غیرارادی و خودکار رخ می‌دهد. با این حال، اسفنکتر خارجی مقعد تحت کنترل ارادی و آگاهانه فرد قرار دارد؛ بنابراین، اسفنکتر خارجی مقعد به صورت غیرارادی و بلافاصله پس از اتساع رکتوم و شل شدن اسفنکتر داخلی شل نمی‌شود، بلکه فرد می‌تواند به صورت ارادی زمان و مکان مناسب برای دفع را تعیین کند. این تمایز در کنترل اسفنکترها به انسان اجازه می‌دهد تا دفع را تا زمان مناسب به تعویق بیندازد.

واژگان کلیدی

حرکت توده‌ای (Mass Movement)
نوعی حرکت دودی تغییریافته و قوی در روده بزرگ که محتویات آن را در مسافت‌های طولانی به سمت رکتوم می‌راند.
رفلکس معده‌ای-کولونی (Gastrocolic Reflex)
رفلکس گوارشی که به دنبال ورود غذا به معده، حرکات توده‌ای را در روده بزرگ تسهیل و تحریک می‌کند.
اسفنکتر خارجی مقعد (External Anal Sphincter)
دریچه‌ای عضلانی و ارادی در انتهای روده بزرگ که کنترل نهایی عمل دفع را بر عهده دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود اسفنکتر خارجی مقعد به صورت غیرارادی و بلافاصله پس از اتساع رکتوم شل می‌شود؛ شل شدن اسفنکتر خارجی کاملاً ارادی و تحت کنترل آگاهانه است.
  • نباید حرکات کیسه‌ای (هاوستراسیون) را حرکت پیش‌برنده اصلی دانست؛ این حرکات مخلوط‌کننده بوده و حرکت توده‌ای حرکت پیش‌برنده اصلی کولون است.
  • رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی حرکات توده‌ای را مهار نمی‌کنند، بلکه پس از مصرف غذا این حرکات را تسهیل می‌نمایند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حرکات کیسه‌ای (هاوستراسیون) روده بزرگ برای مخلوط کردن و جذب آب و الکترولیت‌ها اهمیت دارند.
  • حرکت توده‌ای (mass movement) به عنوان اصلی‌ترین حرکت پیش‌برنده در روده بزرگ عمل می‌کند.
  • رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی پس از صرف غذا حرکات توده‌ای را در کولون تحریک می‌کنند.
  • اتساع رکتوم رفلکس دفع را آغاز کرده و سبب شل شدن غیرارادی اسفنکتر داخلی مقعد می‌شود.
  • کنترل نهایی دفع بر عهده اسفنکتر خارجی مقعد است که به صورت ارادی و آگاهانه عمل می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که رفلکس‌های معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی در نوزادان بسیار فعال‌تر از بزرگسالان است. به دلیل عدم تکامل کامل کنترل ارادی اسفنکتر خارجی مقعد و قدرت بالای این رفلکس‌ها، نوزادان تقریباً بلافاصله پس از هر بار شیر خوردن، عمل دفع را انجام می‌دهند. با رشد کودک و آموزش کنترل دفع, مغز یاد می‌گیرد که اسفنکتر خارجی را منقبض نگه داشته و این رفلکس خودکار را به تعویق بیندازد.

خلاصهٔ درس

لقمه چطور در بدن سفر می‌کند؟

Physiology · Gastrointestinal Motility

فیزیولوژی بلع و حرکات مری

  • مهار تنفس توسط مرکز بلع و انسداد نای با حنجره و اپی‌گلوت
  • شل شدن اسفنکتر فوقانی مری برای ورود لقمه به داخل مری
  • انتقال غذا به معده توسط موج دودی اولیه ظرف ۸ تا ۱۰ ثانیه
  • کنترل عضلات مخطط مری با اعصاب مغزی و عضلات صاف با شبکه میانتریک
  • تحریک موج دودی ثانویه به صورت مستقل توسط سیستم انتریک در پاسخ به اتساع
موج دودی اولیه (Primary Peristalsis)
موج انقباضی پیش‌برنده کل مری

نکته: امواج دودی مری حتی در حالت وارونه می‌توانند غذا را برخلاف نیروی جاذبه زمین به معده هدایت کنند.

انبارش و پاکسازی معده

  • افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی معده با شل شدن تنه آن توسط رفلکس واگ-واگی
  • اختلال شلی پذیرنده معده و افزایش فشار داخل آن در اثر واگوتومی
  • پاکسازی بقایای غذا به سمت کولون توسط کمپلکس حرکتی مهاجر (MMC)
  • مشاهده بیشترین شدت انقباضات MMC در جوانان سالم با تون گوارشی بالا
  • تحریک کمپلکس حرکتی مهاجر با ترشح هورمون موتیلین در فاز ناشتایی
شلی پذیرنده (Receptive Relaxation)
شل شدن عضلات معده با ورود غذا

نکته: صدای غرغر شکم در زمان گرسنگی ناشی از حرکت مایعات و هوا توسط انقباضات کمپلکس مهاجر است.

تنظیم تخلیه معده

  • تسهیل تخلیه معده با تقویت پمپ پیلوریک توسط گاسترین و استیل‌کولین
  • کاهش سرعت تخلیه معده با تحریک رفلکس انتروگاستریک دوازدهه
  • هورمون کوله‌سیستوکینین (CCK)؛ قوی‌ترین مهارکننده تخلیه معده
  • تسهیل خروج صفرا و کاهش اشتها توسط هورمون CCK در اثر تحریک آوران‌ها
  • مهار حرکات معده و افزایش ترشح انسولین توسط هورمون GIP
پپتید مهاری معده (GIP)
هورمون مهارکننده معده و محرک ترشح انسولین

نکته: اثر اینکرتین توضیح می‌دهد چرا گلوکز خوراکی نسبت به وریدی انسولین بیشتری آزاد می‌کند.

حرکات روده باریک

  • تقسیم حرکات روده باریک به مخلوط‌کننده (قطعه‌قطعه‌شدن) و پیش‌برنده (دودی)
  • هدایت امواج دودی به سمت مقعد بر اساس قانون روده توسط رفلکس میانتریک
  • کاهش فعالیت عضلات صاف ژژنوم در اثر ترشح نوراپی‌نفرین سمپاتیک
  • تقویت حرکات دودی روده توسط هورمون‌های گاسترین، CCK، موتیلین و سروتونین
  • مهار و کاهش حرکات دودی روده باریک توسط هورمون‌های سکرتین و گلوکاگون
حرکات قطعه‌قطعه‌شدن (Segmentation)
انقباضات مخلوط‌کننده موضعی روده باریک

نکته: شبکه میانتریک معروف به مغز دوم، حتی بدون ارتباط با مغز انقباضات دودی را مستقل اجرا می‌کند.

حرکات روده بزرگ و دفع

  • نقش انقباضات کیسه‌ای یا هاوستراسیون در مخلوط کردن و جذب آب کولون
  • هدایت مدفوع به سمت رکتوم توسط حرکات توده‌ای
  • تحریک حرکات توده‌ای پس از غذا با رفلکس معده‌ای-کولونی و دوازدهه‌ای-کولونی
  • شروع رفلکس دفع با اتساع رکتوم و شل شدن غیرارادی اسفنکتر داخلی مقعد
  • کنترل ارادی و آگاهانه عمل دفع توسط اسفنکتر خارجی مقعد
اسفنکتر خارجی مقعد (External Anal Sphincter)
دریچه ارادی کنترل دفع

نکته: فعال بودن زیاد رفلکس معده‌ای-کولونی در نوزادان علت دفع مدفوع بلافاصله پس از شیر خوردن است.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • انسداد نای با حنجره و اپی‌گلوت انجام می‌شود، نه کام نرم؛ کام نرم نازوفارنکس را می‌بندد.
  • رفلکس واگ-واگی سبب کاهش تونوس جدار و افزایش حجم معده می‌شود، نه افزایش انقباض آن.
  • هورمون GIP ترشح انسولین را تحریک می‌کند، نه گلوکاگون را.
  • حرکات قطعه‌قطعه‌شدن جنبه مخلوط‌کننده دارند و برخلاف حرکات دودی جزء قانون روده نیستند.
  • حرکت پیش‌برنده اصلی روده بزرگ حرکت توده‌ای است، نه هاوستراسیون که مخلوط‌کننده است.
  • شل شدن اسفنکتر خارجی مقعد کاملاً ارادی است، نه غیرارادی؛ برخلاف اسفنکتر داخلی مقعد.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

هورمون‌های دوازدهه نقش مهمی در هماهنگی گوارش، تخلیه معده و سیری دارند. کدام عبارت در رابطه با این هورمون‌ها صحیح است؟

  1. کوله‌سیستوکینین قوی‌ترین هورمون مهارکننده فیدبکی معده بوده، هورمون‌های گاسترین و کوله‌سیستوکینین حرکات دودی روده باریک را مهار می‌کنند و هورمون GIP ترشح انسولین از سلول‌های بتا را تحریک می‌نماید.
  2. کوله‌سیستوکینین قوی‌ترین هورمون مهارکننده فیدبکی معده بوده، هورمون کوله‌سیستوکینین با انقباض کیسه صفرا خروج صفرا را تسهیل و اشتها را مهار می‌کند و هورمون گلوکاگون حرکات دودی روده باریک را تقویت می‌نماید.
  3. کوله‌سیستوکینین قوی‌ترین هورمون مهارکننده فیدبکی معده بوده، هورمون کوله‌سیستوکینین با انقباض کیسه صفرا خروج صفرا را تسهیل و اشتها را مهار می‌کند و هورمون GIP ترشح انسولین از سلول‌های بتا را تحریک می‌نماید.
  4. کوله‌سیستوکینین با اثر بر معده باعث تقویت انقباضات ناشی از گاسترین شده، هورمون‌های گاسترین و کوله‌سیستوکینین حرکات دودی روده باریک را مهار می‌کنند و هورمون گلوکاگون حرکات دودی روده باریک را تقویت می‌نماید.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

هورمون کوله‌سیستوکینین (CCK) قوی‌ترین هورمون مهارکننده فیدبکی تخلیه معده است که اثر گاسترین را خنثی می‌کند. این هورمون سبب انقباض کیسه صفرا و شل شدن اسفنکتر اودی می‌شود تا خروج صفرا را تسهیل کند، و با تحریک رشته‌های حسی آوران در دئودنوم اشتها را مهار می‌کند. همچنین هورمون GIP به عنوان هورمون اینکرتین، ترشح انسولین از سلول‌های بتا را تحریک می‌کند. بنابراین گزینه سوم کاملاً صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: هورمون‌های گاسترین و کوله‌سیستوکینین حرکات دودی روده باریک را تقویت و فعال می‌کنند، نه اینکه آن‌ها را مهار نمایند. گزینه دوم: هورمون گلوکاگون حرکات دودی روده باریک را کاهش و مهار می‌کند، نه اینکه آن را تقویت نماید. گزینه چهارم: این گزینه دارای هر سه ایراد است؛ زیرا کوله‌سیستوکینین اثر گاسترین بر معده را خنثی (نه تقویت) می‌کند، گاسترین و کوله‌سیستوکینین حرکات روده باریک را تقویت (نه مهار) می‌کنند، و گلوکاگون حرکات روده باریک را مهار (نه تقویت) می‌نماید.

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی