فیزیولوژی دستگاه دهلیزی و تعادل
کنترل خودکار تعادل و رفلکسهای مربوط به آن در سطح زیرقشری مغز انجام میشود. مسیر اصلی این رفلکسها از هستههای دهلیزی آغاز شده و به مخچه میرود تا تعادل به صورت خودکار و بدون نیاز به دخالت قشر مخ تنظیم گردد. دستگاه تعادلی گوش داخلی شامل ساختارهای تخصصی است که حرکت و موقعیت سر را در فضا پایش میکنند. این دستگاه دارای دو بخش اصلی یعنی اندامهای اتولیتی (اوتریکول و ساکول) و مجاری نیمدایرهای است.
اندامهای حسی اوتریکول و ساکول دارای ساختارهایی به نام ماکولا هستند که مسئولیت کشف شتاب خطی سر در فضا را بر عهده دارند. یک اشتباه رایج این است که تصور شود این اندامها سرعت خطی را تشخیص میدهند، در حالی که آنها تنها به تغییرات سرعت (شتاب) پاسخ میدهند. در مقابل، مجاری نیمدایرهای و ساختار حسی درون آنها یعنی کریستا آمپولا، حساسیت بسیار بالایی به شتاب زاویهای (چرخشی) دارند و برای تشخیص چرخش سر در جهتهای مختلف طراحی شدهاند.
| بخش دهلیزی | شتاب خطی | شتاب زاویهای | صفحه قائم |
|---|---|---|---|
| اوتریکول | ✓ | ✗ | ✗ |
| ساکول | ✓ | ✗ | ✓ |
| مجاری نیمدایره | ✗ | ✓ | ✗ |
مکانیسم تحریک سلولهای مژهدار تعادلی بسیار منحصربهفرد است. با خم شدن مژکهای حسی به سمت بزرگترین مژه (کینوسیلیوم)، مجاری یونی حساس به کشش باز میشوند. برخلاف بیشتر سلولهای تحریکپذیر بدن، در اینجا یونهای مثبت پتاسیم از مایع آندولنف اطراف (که غلظت پتاسیم بسیار بالایی دارد) به داخل سلول جریان یافته و موجب دپولاریزاسیون و تحریک سلول مژهدار میشوند. ورود سدیم نقشی در این تحریک اولیه ندارد.
تحریک سلولهای مژهدار دهلیزی بر اثر ورود یونهای مثبت پتاسیم از آندولنف رخ میدهد، نه یونهای سدیم.
جهتگیری فضایی ماکولاهای اوتریکول و ساکول وظایف متفاوتی به آنها میبخشد. ماکولای اوتریکول عمدتاً در صفحه افقی قرار دارد و نقش مهمی در تعیین جهتگیری سر در وضعیت قائم (ایستاده) ایفا میکند. در مقابل، ماکولای ساکول در صفحه قائم قرار گرفته و به شتابهای عمودی حساس است.
هنگامی که سوار آسانسور میشوید و آسانسور ناگهان رو به بالا شروع به حرکت میکند، شتاب عمودی ایجاد شده سبب تحریک ماکولای ساکول میگردد و شما حرکت به سمت بالا را حس میکنید.
یکی از رفلکسهای حیاتی این سیستم، رفلکس چشمی - دهلیزی (VOR) است. این رفلکس به ما اجازه میدهد هنگام حرکت دادن سر، نگاه خود را روی یک نقطه ثابت نگه داریم. سیگنالهای ناشی از چرخش سر از هستههای دهلیزی و از طریق یک مسیر ارتباطی به نام فاسیکولوس طولی داخلی (MLF) به هستههای اکولوموتور (کنترلکننده عضلات چشم) منتقل میشوند و چشمها را دقیقاً به همان میزان ولی در جهت مخالف چرخش سر حرکت میدهند. برای مثال، در شروع چرخش ناگهانی سر به طرف راست، مایع درون مجاری نیمدایره حرکت کرده و موجب تحریک و افزایش فعالیت فیبرهای آوران عصب دهلیزی-حلزونی (vestibulocochlear) سمت راست میشود، در حالی که فعالیت سمت چپ کاهش مییابد.
واژگان کلیدی
- شتاب خطی
- تغییر در سرعت حرکت در امتداد یک خط مستقیم که توسط ماکولاهای اوتریکول و ساکول شناسایی میشود.
- شتاب زاویهای
- تغییر در سرعت دوران یا چرخش سر در فضا که مجاری نیمدایرهای و کریستا آمپولا به آن حساس هستند.
- آندولنف
- مایع درون گوش داخلی که سرشار از یونهای پتاسیم است و نقش اصلی را در دپولاریزاسیون سلولهای مژهدار دارد.
- رفلکس چشمی - دهلیزی (VOR)
- رفلکسی که با چرخاندن چشمها در جهت مخالف حرکت سر، نگاه را بر روی یک هدف بصری تثبیت میکند.
اشتباههای رایج
- اشتباه است که فکر کنیم اوتریکول و ساکول سرعت خطی را تشخیص میدهند؛ این اندامها تنها به شتاب خطی حساس هستند.
- برخی گمان میکنند دپولاریزاسیون سلولهای مژهدار گوش داخلی مانند بیشتر سلولهای عصبی با ورود سدیم رخ میدهد؛ در حالی که این فرآیند با ورود پتاسیم آندولنف انجام میشود.
- اشتباه رایج دیگر، جابجا گرفتن صفحات قرارگیری ماکولاهاست؛ ماکولای اوتریکول در صفحه افقی و ماکولای ساکول در صفحه قائم قرار دارد.
- این تصور که چرخش سر به راست باعث تحریک عصب سمت چپ میشود غلط است؛ چرخش به راست باعث افزایش فعالیت فیبرهای آوران سمت راست میگردد.
جمعبندی این مفهوم
- دستگاه دهلیزی گوش داخلی مسئول کنترل خودکار و زیرقشری تعادل و وضعیت بدن است.
- ماکولاهای اوتریکول در صفحه افقی و ساکول در صفحه قائم، تغییرات شتاب خطی سر را کشف میکنند.
- کریستای مجاری نیمدایرهای به شتابهای زاویهای و چرخشی سر در فضا حساس است.
- تحریک گیرندههای مژهدار دهلیزی بر خلاف سایر سلولها وابسته به جریان ورود یون پتاسیم از آندولنف است.
- مسیر رفلکس VOR از طریق هستههای دهلیزی و فاسیکولوس طولی داخلی، چشمها را همجهت با تغییرات سر در جهت مخالف میچرخاند.
نکتهٔ تکمیلی
آیا تا به حال دچار ماشینگرفتگی شدهاید؟ این حالت ناشی از عدم هماهنگی اطلاعات ارسالی از چشمها و دستگاه دهلیزی به مغز است. مثلاً وقتی در ماشین در حال حرکت کتاب میخوانید، چشمان شما کتاب را ثابت میبیند، اما اندامهای اوتریکول و ساکول شتاب حرکت ماشین را حس میکنند. این تضاد اطلاعاتی در سطح زیرقشری، مغز را دچار سردرگمی کرده و پاسخهای رفلکسی ناخواستهای مانند حالت تهوع ایجاد میکند. جالب است بدانید فضانوردان در روزهای نخست حضور در فضا به دلیل نبود جاذبه و عدم تحریک طبیعی ماکولاها، پدیده مشابهی به نام بیماری فضا را تجربه میکنند.