فیزیولوژی تکلم و انواع آفازی
قشر مغز دارای نواحی تخصصی برای پردازش زبان و تولید گفتار است. دو ناحیه اصلی در این فرآیند نقش دارند: ناحیه Wernicke و ناحیه Broca. ناحیه Wernicke که مرکز اصلی درک زبان است، وظیفه تفسیر و فهم کلمات شنیده شده و خوانده شده را بر عهده دارد. در مقابل، ناحیه Broca که در قشر prefrontal خلفی-جانبی و بخشی از ناحیه پیشحرکتی قرار دارد، الگوهای حرکتی مورد نیاز برای ادای کلمات و بیان گفتار را برنامهریزی میکند. اختلال در هر یک از این نواحی منجر به نوع خاصی از آفازی (لکنت یا زوال گفتار) میشود. آسیب به ناحیه Wernicke باعث بروز آفازی حسی میشود که در آن بیمار در درک کلام (چه به صورت شفاهی و چه کتبی) دچار مشکل جدی میشود، اما آسیب به ناحیه Broca منجر به آفازی حرکتی میگردد که در آن فهم کلام کاملاً سالم است ولی بیمار قادر به تولید کلام روان و ادای کلمات نیست و فقط اصوات نامفهوم تولید میکند.
آسیب به ناحیه Wernicke منجر به آفازی حسی و اختلال در فهم شنیداری و دیداری میشود، در حالی که آسیب به ناحیه Broca باعث آفازی حرکتی و ناتوانی در تولید گفتار روان با وجود درک سالم میگردد.
علاوه بر این دو مرکز، شکنج زاویهای (angular gyrus) به عنوان یک پل ارتباطی بین قشر بینایی و ناحیه Wernicke عمل میکند. آسیب به شکنج زاویهای باعث قطع جریان اطلاعات بینایی به ناحیه Wernicke میشود که نتیجه آن بروز اختلالی به نام دیسلکسی (dyslexia) یا کوری نسبت به کلمات است. در این حالت، بیمار توانایی خواندن و فهم متون کتبی را از دست میدهد، اما از آنجا که ناحیه Wernicke سالم است، درک شنیداری او کاملاً طبیعی و عالی باقی میماند. این تفاوت اساسی نشان میدهد که تخریب ناحیه Wernicke همزمان فهم شفاهی و کتبی را مختل میکند، در حالی که آسیب شکنج زاویهای فقط فهم کتبی را هدف قرار میدهد.
| نوع آفازی | درک کلام | تولید روان | تکرار کلمات |
|---|---|---|---|
| حسی (Wernicke) | ✗ | ✓ | ✗ |
| حرکتی (Broca) | ✓ | ✗ | ✗ |
| هدایتی (Conduction) | ✓ | ✓ | ✗ |
ارتباط بین نواحی مختلف گفتاری توسط الیاف قوسی (arcuate fasciculus) برقرار میشود که ناحیه Broca را به قشر حرکتی و نواحی اطراف قشر شنوایی متصل میسازد. ضایعه در این مسیر ارتباطی باعث بروز آفازی هدایتی (conduction aphasia) میشود. بیماران مبتلا به آفازی هدایتی درک کاملی از گفتار و نوشتار دارند، اما توانایی تکرار کلمات و نوشتن در آنها مختل میشود. همچنین، باید توجه داشت که آسیب به ناحیه Broca علت آپراکسی حرکتی نیست؛ آپراکسی حرکتی ناشی از آسیب به ناحیه حرکات ماهرانه دست است، در حالی که آسیب به Broca به طور اختصاصی باعث آفازی حرکتی میشود.
واژگان کلیدی
- ناحیه Wernicke
- مرکز اصلی درک زبان در قشر مغز که تفسیر و فهم کلمات شنیداری و دیداری را بر عهده دارد.
- ناحیه Broca
- ناحیهای در قشر prefrontal خلفی-جانبی که مسئول برنامهریزی الگوهای حرکتی برای بیان کلمات است.
- آفازی هدایتی
- نوعی اختلال گفتاری ناشی از آسیب به الیاف قوسی که در آن درک گفتار سالم است اما تکرار کلمات مختل میشود.
- دیسلکسی
- اختلال کوری نسبت به کلمات که به دلیل آسیب به شکنج زاویهای و قطع ارتباط قشر بینایی با ناحیه Wernicke رخ میدهد.
اشتباههای رایج
- تصور اشتباه این است که آسیب به ناحیه Wernicke باعث آفازی حرکتی میشود؛ در واقع این آسیب باعث آفازی حسی شده و آفازی حرکتی ناشی از ضایعه ناحیه Broca است.
- برخی فکر میکنند آسیب شکنج زاویهای درک شنیداری کلمات را مختل میکند؛ اما در صورت سلامت ناحیه Wernicke، درک از طریق شنیدن کاملاً طبیعی بوده و تنها خواندن مختل میشود.
- نباید آفازی حرکتی را با آپراکسی حرکتی یکسان دانست؛ آپراکسی حرکتی ناشی از آسیب به ناحیه حرکات ماهرانه دست است، نه ناحیه Broca.
- بسیاری گمان میکنند در آفازی هدایتی درک بیمار از بین میرود؛ در حالی که درک گفتار و نوشتار حفظ شده و فقط قدرت تکرار کلمات و نوشتن آسیب میبیند.
جمعبندی این مفهوم
- ناحیه Wernicke مسئول درک شنیداری و دیداری کلمات و ناحیه Broca مسئول برنامهریزی الگوهای حرکتی تکلم است.
- آسیب به شکنج زاویهای منجر به دیسلکسی یا کوری نسبت به کلمات مکتوب میشود، در حالی که درک شنیداری همچنان طبیعی باقی میماند.
- تخریب ناحیه Wernicke برخلاف شکنج زاویهای، به طور همزمان فهم شفاهی و کتبی کلمات را مختل میسازد.
- آفازی هدایتی به دلیل ضایعه در الیاف قوسی رخ میدهد و مشخصه آن حفظ درک کلام ولی اختلال در تکرار کلمات است.
- آپراکسی حرکتی ناشی از ضایعه در ناحیه حرکات ماهرانه دست است و نباید آن را با آفازی حرکتی ناشی از آسیب Broca اشتباه گرفت.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که در جراحیهای مغز و اعصاب، برای جلوگیری از آسیب به نواحی حیاتی تکلم مانند Broca و Wernicke، گاهی جراحی به صورت «بیدار» انجام میشود. در این حالت، جراح در حین تحریک ملایم بخشهای مختلف قشر مغز با بیمار گفتگو میکند؛ اگر بیمار ناگهان توانایی نامیدن اشیاء یا ادای کلمات را از دست بدهد، جراح متوجه میشود که این منطقه مربوط به تکلم است و باید از دستکاری آن خودداری کند. این روش از بروز آفازیهای دائمی بعد از جراحی پیشگیری میکند.