خواب و صرع و دستگاه عصبی اتونوم

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

فیزیولوژی و مراحل خواب (REM و Non-REM)

خواب یک فرآیند فعال فیزیولوژیک است که به دو بخش اصلی یعنی خواب با امواج آهسته (Non-REM) و خواب همراه با حرکات سریع چشم (REM) تقسیم می‌شود. در یک فرد بالغ، خواب با امواج آهسته حدود ۷۵ درصد از کل زمان خواب شبانه را تشکیل می‌دهد و ۲۵ درصد باقیمانده به خواب REM اختصاص دارد. این دو مرحله تفاوت‌های ساختاری و فیزیولوژیک عمیقی با یکدیگر دارند و به تناوب در طول شب تکرار می‌شوند.

ویژگی‌های فیزیولوژیک خواب با امواج آهسته (Non-REM)

خواب با امواج آهسته به عنوان یک مرحله عمیق و آرام‌بخش شناخته می‌شود. در طی این مرحله، بدن در وضعیت استراحت کامل قرار می‌گیرد؛ به طوری که کاهش تون عروق محیطی رخ می‌دهد که منجر به افت فشار خون شریانی می‌شود. علاوه بر این، تعداد تنفس منظم‌تر شده و سرعت متابولیک پایه بدن بین ۱۰ تا ۳۰ درصد کاهش می‌یابد. در این مرحله، اگرچه تون عضلات اسکلتی کاهش می‌یابد، اما این کاهش شدید نیست و فرد همچنان تا حدی کنترل عضلانی دارد. یکی از نکات مهم این است که رویاها و حتی کابوس‌ها در خواب با امواج آهسته نیز رخ می‌دهند، اما به دلیل عدم تثبیت رویا در حافظه طی این مرحله، معمولاً پس از بیداری به خاطر سپرده نمی‌شوند.

ویژگیNon-REMREM
سهم خواب بالغین۷۵٪۲۵٪
نظم تنفس
شلی کامل عضلات
افزایش متابولیسم

ویژگی‌های فیزیولوژیک خواب REM

در مقابل، خواب REM مرحله‌ای است که در آن مغز به شدت فعال می‌شود. در این فاز، متابولیسم کلی مغز ممکن است تا ۲۰ درصد افزایش یابد و امواج مغزی از نوع بتا که نشان‌دهنده فعالیت بالای ذهنی هستند ثبت می‌شوند. با این حال، تفاوت شگفت‌انگیز این است که تون عضلات اسکلتی در سرتاسر بدن در خواب REM به طور فوق‌العاده‌ای کاهش می‌یابد که نوعی شلی عضلانی کامل ایجاد می‌کند تا بدن در پاسخ به رویاها حرکت نکند. بر خلاف خواب با امواج آهسته یا بیداری، ضربان قلب و تعداد تنفس در خواب REM معمولاً کاملاً نامنظم می‌شوند. همچنین، با پیشرفت خواب در طول شب و نزدیک شدن به صبح، طول دوره‌های خواب REM به طور متوسط افزایش می‌یابد. از نظر سنی نیز، سهم و مدت‌زمان خواب REM در نوزادان به طور قابل‌توجهی بیشتر از افراد بالغ است.

در طی خواب REM، برخلاف خواب با امواج آهسته، ضربان قلب و تنفس نامنظم شده، متابولیسم مغز ۲۰ درصد افزایش می‌یابد و شلی عضلانی کامل رخ می‌دهد.

برای مثال، نوزادان بخش زیادی از خواب خود را در مرحله REM سپری می‌کنند و حرکات سریع چشم در آن‌ها مشهود است؛ در حالی که در بزرگسالان این دوره‌ها کوتاه‌تر بوده و در طول شب به تدریج طولانی‌تر می‌شوند تا در نزدیک صبح به بیشترین حد خود برسند.

واژگان کلیدی

خواب REM
مرحله‌ای از خواب همراه با حرکات سریع چشم، فعالیت مغزی بالا (مشابه بیداری)، رویاهای واضح و شلی عضلانی کامل.
خواب با امواج آهسته
مراحل غیر REM خواب که بخش عمده خواب شبانه را تشکیل داده و با کاهش فشار خون و متابولیسم همراه است.
تثبیت حافظه
فرآیندی که طی آن اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت منتقل می‌شوند و در خواب با امواج آهسته برای رویاها رخ نمی‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه ضربان قلب و تنفس در خواب REM منظم‌تر از بیداری یا خواب با امواج آهسته است؛ در حالی که علائم حیاتی در خواب REM کاملاً نامنظم می‌شوند.
  • پندار نادرست مبنی بر اینکه رویا دیدن فقط مختص خواب REM است؛ رویاها در خواب با امواج آهسته نیز رخ می‌دهند ولی به علت عدم تثبیت در حافظه، به یاد سپرده نمی‌شوند.
  • اشتباه گرفتن شدت کاهش تون عضلانی؛ شلی عضلانی شدید و فوق‌العاده در خواب REM رخ می‌دهد، نه در خواب با امواج آهسته.
  • این فرضیه غلط که طول خواب REM در نوزادان کمتر از بالغین است؛ نوزادان سهم و مدت‌زمان خواب REM بسیار بیشتری دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • خواب شبانه از دو بخش اصلی Non-REM (۷۵ درصد) و REM (۲۵ درصد) تشکیل شده است.
  • خواب با امواج آهسته با کاهش فشار خون، ضربان قلب منظم و کاهش ۱۰ تا ۳۰ درصدی متابولیسم پایه همراه است.
  • در خواب REM، متابولیسم مغز تا ۲۰ درصد افزایش یافته و امواج بتا ثبت می‌شوند ولی تون عضلانی به شدت افت می‌کند.
  • طول دوره‌های خواب REM با پیشرفت خواب شبانه و نزدیک شدن به صبح به تدریج افزایش می‌یابد.
  • رویاها در هر دو مرحله خواب رخ می‌دهند اما رویاهای خواب با امواج آهسته به علت عدم تثبیت حافظه فراموش می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که شلی عضلانی شدید در خواب REM یک مکانیسم حفاظتی تکاملی حیاتی است. این فلج موقت عضلانی که تحت عنوان «آتونی خواب» شناخته می‌شود، مانع از آن می‌شود که ما رویاهای خود را به صورت فیزیکی اجرا کنیم. به عنوان مثال، اگر در خواب در حال دویدن یا مبارزه هستید، این مکانیسم جلوی حرکت واقعی دست‌ها و پاهای شما را می‌گیرد. اختلال در این فرآیند می‌تواند منجر به راه رفتن در خواب یا رفتارهای خطرناک دیگر در حین خواب دیدن شود.

پیام‌رسان‌های عصبی و تنظیم شیمیایی خواب و بیداری

خواب یک پدیده غیرفعال نیست که صرفاً با خستگی مغز رخ دهد، بلکه یک فرآیند فعال و به‌شدت هماهنگ‌شده است که توسط پیام‌رسان‌های عصبی و ساختارهای خاصی در مغز کنترل می‌شود. تعادل میان ناقل‌های عصبی مختلف، تعیین‌کننده عبور بین حالت بیداری، خواب با امواج آهسته و خواب REM است.

منشأ و پیش‌سازهای خواب طبیعی

یکی از سیستم‌های اصلی در ایجاد خواب طبیعی، فیبرهای عصبی تولیدکننده سروتونین هستند. منشأ این فیبرهای سروتونینی، هسته‌های رافه (Raphe nuclei) در بصل‌النخاع است و تحریک فعال این هسته‌ها می‌تواند خوابی تقریباً طبیعی و آرام ایجاد کند. پیش‌ساز مستقیم برای تولید سروتونین و به دنبال آن هورمون ملاتونین، اسید آمینه تریپتوفان است. تریپتوفان با عبور فعال از سد خونی مغزی، وارد مغز شده و به عنوان ماده اولیه ساخت این پیام‌رسان‌ها به کار می‌رود؛ بنابراین کمبود تریپتوفان در رژیم غذایی مستقیماً سبب اختلال در خواب می‌شود، در حالی که اسید آمینه تیروزین چنین نقشی را بر عهده ندارد.

پیام‌رسان عصبیوضعیت در خواب REM
استیل‌کولینافزایش
سروتونینکاهش
نوراپی‌نفرینکاهش

تغییرات ناقل‌های عصبی در خواب REM

فرآیند خواب REM محصول یک مکانیزم مهارکننده فعال است. در حین خواب REM، الگوی ترشح مواد شیمیایی در مغز به طور چشمگیری تغییر می‌کند. ترشح دو ناقل عصبی مهم یعنی سروتونین و نوراپی‌نفرین به شدت کاهش می‌یابد، در حالی که میزان ترشح استیل‌کولین با افزایش قابل‌توجهی همراه است. این افزایش استیل‌کولین در فعال‌سازی قشر مخ و ایجاد رویاها نقش کلیدی دارد. همچنین انتقال‌دهنده عصبی نوراپی‌نفرین در فرآیند مهارکننده فعال که زمینه‌ساز ایجاد و نگهداری خواب REM است، نقش مؤثری ایفا می‌کند.

تحریک فیبرهای سروتونینی هسته‌های رافه بصل‌النخاع خواب طبیعی ایجاد می‌کند و اسید آمینه تریپتوفان پیش‌ساز اصلی آن است.

اورکسین و حفظ هوشیاری

علاوه بر انتقال‌دهنده‌های محرک خواب، برخی مواد شیمیایی وظیفه حفظ بیداری را بر عهده دارند. اورکسین (Orexin) ماده‌ای است که توسط نورون‌های خاصی در هیپوتالاموس ترشح می‌شود. این پیام‌رسان نقش حیاتی در حفظ وضعیت بیداری و هوشیاری دارد. کاهش شدید یا فقدان کامل پیام‌رسانی اورکسین، که عمدتاً به دلیل تخریب خودایمنی نورون‌های ترشح‌کننده آن در هیپوتالاموس یا نقص در گیرنده‌های آن رخ می‌دهد، عامل اصلی بروز بیماری نارکولپسی (Narcolepsy) یا حملات ناگهانی خواب در طول روز است.

برای مثال، بیماران مبتلا به نارکولپسی در هنگام خندیدن یا هیجان‌زده شدن شدید، ناگهان کنترل عضلانی خود را از دست داده و به خواب می‌روند، زیرا فاقد انتقال‌دهنده عصبی اورکسین برای حفظ پایداری بیداری هستند.

واژگان کلیدی

هسته‌های رافه
گروهی از هسته‌ها در بصل‌النخاع که فیبرهای سروتونینی ترشح می‌کنند و تحریک آن‌ها باعث القای خواب طبیعی می‌شود.
تریپتوفان
اسید آمینه‌ای ضروری که از سد خونی مغزی عبور کرده و پیش‌ساز مستقیم ساخت سروتونین و ملاتونین است.
اورکسین
پیام‌رسان عصبی ترشح‌شده از هیپوتالاموس که نقش کلیدی در بیداری داشته و کمبود آن باعث حملات نارکولپسی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه اسید آمینه تیروزین پیش‌ساز مستقیم سروتونین و ملاتونین است؛ در حقیقت تریپتوفان پیش‌ساز مستقیم این هورمون‌ها است.
  • پندار غلط مبنی بر اینکه تحریک فیبرهای سروتونینی منشأ گرفته از لوکوس سرلئوس خواب طبیعی ایجاد می‌کند؛ در حالی که منشأ این فیبرها هسته‌های رافه بصل‌النخاع است.
  • فرضیه نادرست افزایش ترشح سروتونین و نوراپی‌نفرین در خواب REM؛ در طی خواب REM ترشح این دو ماده کاهش یافته و ترشح استیل‌کولین افزایش می‌یابد.
  • تصور اینکه نارکولپسی ناشی از افزایش اورکسین است؛ در حالی که علت آن تخریب نورون‌های تولیدکننده اورکسین و کاهش پیام‌رسانی آن است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • خواب طبیعی از طریق تحریک فیبرهای سروتونین‌ساز هسته‌های رافه در بصل‌النخاع ایجاد می‌شود.
  • اسید آمینه تریپتوفان با عبور از سد خونی مغزی پیش‌ساز سنتز سروتونین و ملاتونین قرار می‌گیرد.
  • خواب REM ناشی از یک فرآیند مهارکننده فعال است که در آن ترشح استیل‌کولین افزایش و سروتونین و نوراپی‌نفرین کاهش می‌یابد.
  • نورون‌های هیپوتالاموسی با ترشح اورکسین نقش اساسی در حفظ بیداری و هوشیاری ایفا می‌کنند.
  • کاهش یا فقدان اورکسین به دلیل تخریب نورونی منجر به بیماری نارکولپسی و حملات ناگهانی خواب می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مصرف غذاهای کربوهیدراتی ساده می‌تواند خواب‌آلودگی را افزایش دهد. کربوهیدرات‌ها ترشح انسولین را تحریک می‌کنند و انسولین باعث جذب اکثر اسیدهای آمینه به عضلات می‌شود، به جز تریپتوفان. با کاهش رقابت سایر اسیدهای آمینه، تریپتوفان راحت‌تر از سد خونی مغزی عبور می‌کند و در مغز به سروتونین و ملاتونین تبدیل می‌شود. به همین دلیل نوشیدن یک لیوان شیر گرم (که حاوی تریپتوفان است) قبل از خواب، به عنوان یک درمان سنتی مؤثر برای بی‌خوابی شناخته می‌شود.

امواج الکتروآنسفالوگرام (EEG) مغزی و ویژگی‌های آن‌ها

فعالیت الکتریکی نورون‌های قشر مخ را می‌توان به صورت زنده با استفاده از الکتروآنسفالوگرام (EEG) ثبت کرد. این فعالیت‌ها به شکل امواجی با فرکانس‌ها و دامنه‌های متفاوت ظاهر می‌شوند که بازتاب‌دهنده وضعیت‌های مختلف هوشیاری، تمرکز، استراحت یا آسیب‌های مغزی هستند. این امواج به چهار گروه اصلی آلفا، بتا، تتا و دلتا تقسیم می‌شوند.

امواج آلفا و بتا

امواج آلفا با فرکانس ۸ تا ۱۳ سیکل در ثانیه، نشان‌دهنده مغزی آرام و در حال استراحت، به ویژه با چشمان بسته است. این امواج بیشترین شدت خود را در ناحیه پس‌سری (occipital) ایجاد می‌کنند و به محض باز شدن چشم‌ها یا شروع تمرکز ذهنی ناپدید می‌شوند. در زمان فعالیت فعال ذهنی و متمرکز، امواج بتا جایگزین امواج آلفا می‌شوند. امواج بتا دارای فرکانس بالا و ولتاژ پایین (ناهمزمان) هستند. به عنوان مثال، حتی اگر دانشجویی در ظاهر به استاد نگاه کند اما در ذهن خود فعالانه برنامه‌ریزی کند، امواج مغزی او به علت این فعالیت متمرکز ذهنی از نوع بتا خواهد بود.

موجفرکانسولتاژ
بتابالاترینپایین
آلفامتوسطمتوسط
تتاپایینمتوسط
دلتاپایین‌ترینبالاترین

امواج تتا و دلتا

امواج تتا با فرکانس ۴ تا ۷ سیکل در ثانیه، به طور طبیعی در مغز کودکان دیده می‌شود. در بزرگسالان، این امواج در زمان تجربه ناکامی، ناامیدی و استرس‌های شدید هیجانی، و یا در برخی بیماری‌های تخریبی مغز ثبت می‌گردند. امواج دلتا دارای پایین‌ترین فرکانس (کمتر از ۳.۵ سیکل در ثانیه) و بالاترین دامنه و ولتاژ (معادل ۲ تا ۴ برابر سایر امواج مغزی) هستند. این امواج به طور طبیعی در دوران شیرخوارگی (نوزادی و کودکی اولیه) و همچنین در خواب بسیار عمیق بزرگسالان رخ می‌دهند.

امواج دلتا دارای کمترین فرکانس و بیشترین ولتاژ هستند؛ ظهور این امواج در بیداری بزرگسالان یا قطع ارتباط قشر مخ با دیانسفال نشان‌دهنده اختلال است.

مکانیسم‌های تولید امواج مغزی

مطالعات نشان می‌دهند که منشأ امواج سریع مغزی مانند بتا، نیازمند ارتباط قشر مخ با ساختارهای زیرین نظیر دیانسفال است. اگر ارتباط دیانسفال با قشر مخ یا ساقه مغز قطع شود، امواج سریع بتا در نوار مغزی ناپدید شده و امواج دلتای بسیار آهسته ظاهر و پایدار می‌شوند. این پدیده نشان می‌دهد که قشر مخ به صورت مستقل و بدون تحریکات صعودی دیانسفال، مستعد تولید امواج دلتا است.

برای مثال، زمانی که یک دانشجو در کلاس درس ظاهراً به تخته نگاه می‌کند اما عمیقاً در حال فکر کردن به مسائل شخصی خود است، قشر مخ او امواج همزمان بتا تولید می‌کند که بازتابی از فعالیت ذهنی متمرکز است.

واژگان کلیدی

امواج آلفا
امواج مغزی با فرکانس ۸ تا ۱۳ سیکل در ثانیه که در حالت استراحت ذهنی و چشمان بسته در ناحیه پس‌سری ثبت می‌شوند.
امواج بتا
امواج مغزی سریع با ولتاژ پایین که در زمان فعالیت‌های ذهنی متمرکز و هوشیاری کامل جایگزین امواج آلفا می‌شوند.
امواج دلتا
کندترین امواج مغزی با فرکانس کمتر از ۳.۵ سیکل در ثانیه و بیشترین ولتاژ که در خواب عمیق یا نوزادی دیده می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور غلط اینکه امواج بتا ولتاژ بسیار بالا و فرکانس پایینی دارند؛ حقیقت این است که امواج بتا فرکانس بالا و ولتاژ پایینی دارند.
  • این باور اشتباه که قطع ارتباط دیانسفال با قشر مخ باعث پایداری امواج سریع بتا می‌شود؛ در واقع این قطع ارتباط منجر به ظهور امواج آهسته دلتا می‌گردد.
  • تصور اینکه امواج تتا هرگز در بزرگسالان رخ نمی‌دهد؛ این امواج در بزرگسالان تحت شرایط استرس هیجانی، ناکامی یا بیماری‌های تخریبی قشر مغز ظاهر می‌شوند.
  • فرضیه نادرست که امواج دلتا فقط در خواب عمیق رخ می‌دهند؛ در حالی که به طور طبیعی در دوران شیرخوارگی (نوزادی و کودکی اولیه) نیز وجود دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • امواج مغزی ثبت‌شده در EEG شامل چهار الگوی اصلی آلفا، بتا، تتا و دلتا هستند.
  • امواج آلفا در زمان استراحت با چشمان بسته در ناحیه پس‌سری شدت دارند و با فعالیت ذهنی به بتا تبدیل می‌شوند.
  • امواج تتا در مغز کودکان طبیعی است و در بالغین در زمان ناکامی، استرس‌های هیجانی و بیماری‌های تخریبی دیده می‌شود.
  • امواج دلتا دارای کمترین فرکانس (کمتر از ۳.۵ سیکل در ثانیه) و بالاترین ولتاژ در میان امواج مغزی هستند.
  • قطع ارتباط دیانسفال با قشر مخ، امواج سریع بتا را ناپدید کرده و باعث پایداری امواج دلتا می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که بررسی امواج مغزی در جرم‌شناسی و بازجویی‌های پیشرفته نیز کاربرد دارد. تستی به نام «انگشت‌نگاری مغزی» با ثبت امواج مغزی (مانند موج بتا یا پاسخ P۳۰۰) بررسی می‌کند که آیا متهم با دیدن تصاویر صحنه جرم، واکنش ذهنی آگاهی نشان می‌دهد یا خیر. از آنجا که این امواج در صدم ثانیه و به طور ناخودآگاه توسط مغز تولید می‌شوند، فرد نمی‌تواند واکنش‌های الکتریکی قشر مخ خود را به صورت ارادی پنهان یا کنترل کند، که این امر دقت آزمایش را بسیار بالا می‌برد.

فیزیولوژی صرع، حملات تشنجی و مکانیسم‌های مهار آن

صرع یک اختلال عصبی است که با تخلیه الکتریکی غیرطبیعی، بیش از حد و همزمان نورون‌های مغزی مشخص می‌شود. این فعالیت الکتریکی کنترل‌نشده، بسته به ناحیه درگیر در مغز، می‌تواند منجر به حملات حرکتی، حسی یا تغییر در سطح هوشیاری گردد. شناخت مکانیسم‌های سلولی و عوامل فیزیولوژیک آغازکننده یا مهارکننده تشنج، پایه درمان‌های بالینی است.

مکانیسم‌های یونی مهار تشنج

از نظر سلولی، پتانسیل عمل نورون‌ها به شدت تحت تأثیر جریان‌های یونی غشایی است. از آنجا که تشنج به علت فعالیت بیش از حد و کنترل‌نشده نورون‌ها رخ می‌دهد، راهکار مهار آن کاهش تحریک‌پذیری سلولی است. یکی از روش‌های مؤثر برای دستیابی به این هدف، باز کردن کانال‌های پتاسیمی غشای نورون‌ها است. باز شدن این کانال‌ها باعث خروج یون‌های پتاسیم از داخل سلول به خارج شده و پتانسیل غشا را به سمت مقادیر منفی‌تر (هیپرپلاریزاسیون) هدایت می‌کند. این پدیده نورون را از آستانه تحریک دور کرده و مانع انتشار پتانسیل‌های عمل غیرطبیعی می‌شود. بنابراین، برخلاف تصور اشتباه، بستن کانال‌های پتاسیمی نه تنها مفید نیست بلکه با دپلاریزه نگه داشتن سلول، تحریک‌پذیری را افزایش داده و تشنج را تشدید می‌کند.

وضعیت فیزیولوژیکاثر بر تشنج
آلکالوزتحریک‌کننده
اسیدوز متابولیکمهارکننده
باز شدن کانال پتاسیممهارکننده
محرک‌های CNS و تبتحریک‌کننده

انواع صرع و الگوهای الکتریکی

صرع‌ها انواع مختلفی دارند که هر کدام الگوی الکتریکی منحصر‌به‌فردی در EEG ایجاد می‌کنند. صرع سایکوموتور (Psychomotor epilepsy) یکی از این انواع است که نوار مغزی آن با امواجی با فرکانس پایین و شکل مستطیلی مشخص می‌شود. در صرع بزرگ (Grand mal)، فعالیت‌های تشنجی شدید و سراسری رخ می‌دهد.

اسیدوز متابولیک و باز شدن کانال‌های پتاسیمی (با ایجاد هیپرپلاریزاسیون) فعالیت نورون‌ها را مهار می‌کنند؛ در حالی که آلکالوز و تب تحریک‌پذیری مغز را افزایش می‌دهند.

عوامل آغازکننده و مهارکننده حملات صرع بزرگ

حملات صرع بزرگ به شدت تحت تأثیر تعادل اسید و باز مایعات بدن و وضعیت فیزیولوژیک سیستم عصبی مرکزی قرار دارند. عواملی مانند آلکالوز (قلیایی شدن خون)، تب بالا، محرک‌های هیجانی شدید و داروهای محرک سیستم عصبی مرکزی (CNS) با افزایش تحریک‌پذیری نورون‌ها، عوامل شروع‌کننده و ماشه‌چکان حملات صرع بزرگ در افراد مستعد هستند. در مقابل، اسیدوز متابولیک (اسیدی شدن خون) اثر مهاری قوی بر فعالیت سلول‌های عصبی دارد و می‌تواند آستانه تشنج را افزایش داده و احتمال حمله را کاهش دهد.

برای مثال، در برخی تست‌های بالینی از بیمار مبتلا به صرع خواسته می‌شود سریع و عمیق نفس بکشد (هایپرونتیلاسیون)؛ این کار با دفع CO۲ باعث آلکالوز تنفسی شده و می‌تواند حمله صرع بزرگ را جهت تشخیص قوی‌تر کند.

واژگان کلیدی

صرع سایکوموتور
نوعی صرع که نوار مغزی آن با امواج مستطیلی شکل و فرکانس پایین مشخص می‌شود.
هیپرپلاریزاسیون
افزایش اختلاف پتانسیل غشای سلول به سمت مقادیر منفی‌تر، که تحریک‌پذیری سلول عصبی را کاهش می‌دهد.
اسیدوز متابولیک
وضعیتی که با کاهش pH خون مشخص می‌شود و به دلیل اثرات مهاری بر نورون‌ها، آستانه تشنج را بالا می‌برد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه بستن کانال‌های پتاسیمی برای مهار تشنج مفید است؛ برعکس، باز کردن این کانال‌ها با خروج پتاسیم و هیپرپلاریزاسیون سلول باعث مهار تشنج می‌شود.
  • این باور غلط که اسیدوز متابولیک محرک حملات صرع بزرگ است؛ در حقیقت اسیدوز اثر مهاری دارد و این آلکالوز است که تشنج را تحریک می‌کند.
  • تصور اینکه صرع سایکوموتور با امواج نوک‌تیز سریع مشخص می‌شود؛ در حالی که مشخصه الکتریکی آن امواج با فرکانس پایین و شکل مستطیلی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تشنج ناشی از تخلیه الکتریکی غیرطبیعی، کنترل‌نشده و همزمان گروهی از نورون‌های مغز است.
  • باز کردن کانال‌های پتاسیمی با ایجاد هیپرپلاریزاسیون غشا، تحریک‌پذیری سلول را کاهش داده و تشنج را مهار می‌کند.
  • صرع سایکوموتور الگوی خاصی در EEG به صورت امواج با فرکانس پایین و مستطیلی نشان می‌دهد.
  • آلکالوز، تب، محرک‌های هیجانی و داروهای محرک CNS با افزایش تحریک نورون‌ها، آغازکننده صرع بزرگ هستند.
  • اسیدوز متابولیک برعکس آلکالوز، اثر مهاری بر روی قشر مغز داشته و فعالیت نورونی را تضعیف می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که ارتباط نزدیکی بین تغذیه و مهار تشنج وجود دارد. «رژیم غذایی کتوژنیک» که حاوی چربی بالا و کربوهیدرات بسیار کم است، بدن را وادار به چربی‌سوزی و تولید اجسام کتونی می‌کند. این وضعیت منجر به ایجاد یک اسیدوز خفیف در خون می‌شود. همان‌طور که می‌دانید اسیدوز فعالیت نورونی را مهار می‌کند. به همین دلیل، پزشکان از رژیم کتوژنیک به عنوان یک درمان غیردارویی و بسیار مؤثر برای کنترل تشنج در کودکان مبتلا به صرع مقاوم به درمان استفاده می‌کنند.

ساختار عمومی و پیام‌رسان‌های سیستم اتونوم

سیستم عصبی اتونوم (خودمختار) وظیفه کنترل و هماهنگی عملکردهای غیرارادی اندام‌های داخلی بدن را بر عهده دارد و به دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می‌شود. هر دو مسیر به طور کلی شامل دو نورون متوالی هستند: نورون پیش‌عقده‌ای (preganglionic) که جسم سلولی آن در سیستم عصبی مرکزی است، و نورون پس‌عقده‌ای که به اندام هدف منتهی می‌شود. ارتباط شیمیایی در محل سیناپس‌های این نورون‌ها به ساختار پیام‌رسان‌ها و گیرنده‌ها وابسته است.

نورون‌های پیش‌عقده‌ای و عقده‌های اتونوم

یک اصل کلی و بدون استثنا در هر دو سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک وجود دارد: تمامی نورون‌های پیش‌عقده‌ای از نوع کولینرژیک هستند؛ به این معنا که در انتهای خود ناقل عصبی استیل‌کولین ترشح می‌کنند. گیرنده‌های استیل‌کولینی که در غشای نورون‌های پس‌عقده‌ای (درون عقده‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک) قرار دارند و این پیام را دریافت می‌کنند، همگی از نوع نیکوتینی هستند. از نظر موقعیت آناتومیک، اگرچه اکثر جسم‌های سلولی نورون‌های پس‌عقده‌ای سمپاتیک در زنجیره عقده‌های سمپاتیک دو طرف ستون فقرات قرار دارند، اما این قاعده انحصاری نیست و برخی از نورون‌های سمپاتیک پس‌عقده‌ای در عقده‌های سمپاتیک محیطی (خارج از زنجیره) واقع شده‌اند و در آنجا شروع می‌شوند.

بخش عصبیناقل عصبینوع گیرنده هدف
پیش‌عقده‌ای (هر دو)استیل‌کولیننیکوتینی
پس‌عقده‌ای پاراسمپاتیکاستیل‌کولینموسکارینی
پس‌عقده‌ای سمپاتیک (اکثر)نوراپی‌نفرینآلفا/بتا
پس‌عقده‌ای سمپاتیک (عرق و مو)استیل‌کولینموسکارینی

نورون‌های پس‌عقده‌ای و استثناهای سمپاتیک

نورون‌های پس‌عقده‌ای سیستم پاراسمپاتیک همگی کولینرژیک بوده و استیل‌کولین آزاد می‌کنند تا بر روی گیرنده‌های موسکارینی اندام هدف اثر بگذارند. در مقابل، بیشتر نورون‌های پس‌عقده‌ای سمپاتیک از نوع آدرنرژیک هستند و نوراپی‌نفرین آزاد می‌کنند؛ با این حال، استثناهای بسیار مهمی در سیستم سمپاتیک وجود دارد که در مباحث بالینی و آزمون‌ها بسیار حائز اهمیت است. فیبرهای پس‌عقده‌ای سمپاتیک که به غدد عرق، عضلات راست‌کننده مو (سیخ‌کننده موها) و برخی رگ‌های خونی ختم می‌شوند، کولینرژیک هستند و به جای نوراپی‌نفرین، استیل‌کولین ترشح می‌کنند.

تمامی اعصاب پیش‌عقده‌ای خودمختار کولینرژیک بوده و بر گیرنده‌های نیکوتینی اثر می‌گذارند؛ اما اعصاب پس‌عقده‌ای سمپاتیک غدد عرق و عضلات مو، استیل‌کولین را بر گیرنده‌های موسکارینی آزاد می‌کنند.

گیرنده‌های اندام‌های هدف سمپاتیک کولینرژیک

در اندام‌های هدفی که توسط اعصاب سمپاتیک کولینرژیک عصب‌دهی می‌شوند، گیرنده‌های استیل‌کولین در غشای سلول‌ها از نوع موسکارینی هستند. برای نمونه، عضلات راست‌کننده مو دارای گیرنده‌های موسکارینی استیل‌کولین هستند و تحریک آن‌ها از مسیر اعصاب سمپاتیک پس‌عقده‌ای که استیل‌کولین آزاد می‌کنند، رخ می‌دهد. این نوع سازمان‌دهی نشان می‌دهد که چگونه یک بخش از سیستم عصبی (مانند سمپاتیک) می‌تواند در اندام‌های مختلف از ناقل‌ها و گیرنده‌های متفاوتی برای اعمال اثرات خود استفاده کند و به نیازهای فیزیولوژیک پاسخ دهد.

برای مثال، هنگامی که فرد دچار استرس یا سرمای شدید می‌شود، واکنش «سیخ شدن موها» رخ می‌دهد. این پدیده به دلیل تحریک اعصاب سمپاتیک پس‌عقده‌ای کولینرژیک و فعال شدن گیرنده‌های موسکارینی در عضلات راست‌کننده مو ایجاد می‌گردد.

واژگان کلیدی

گیرنده‌های نیکوتینی
گیرنده‌های استیل‌کولینی موجود در غشای نورون‌های پس‌عقده‌ای در تمام عقده‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک.
گیرنده‌های موسکارینی
گیرنده‌های هدف استیل‌کولینی که در اندام‌های تحت کنترل پاراسمپاتیک و برخی استثناهای سمپاتیک (مانند عضلات مو و غدد عرق) یافت می‌شوند.
عقده‌های سمپاتیک محیطی
عقده‌هایی خارج از زنجیره دو طرف ستون فقرات که محل استقرار جسم سلولی برخی نورون‌های پس‌عقده‌ای سمپاتیک هستند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور نادرست مبنی بر اینکه گیرنده‌های موجود در عقده‌های سمپاتیک از نوع موسکارینی هستند؛ این گیرنده‌ها همگی از نوع نیکوتینی هستند.
  • این باور غلط که تمامی اعصاب پس‌عقده‌ای سمپاتیک آدرنرژیک بوده و نوراپی‌نفرین ترشح می‌کنند؛ اعصاب سمپاتیک پس‌عقده‌ای غدد عرق، عضلات مو و برخی عروق، کولینرژیک هستند.
  • اعتقاد غلط به اینکه تمام نورون‌های پس‌عقده‌ای سمپاتیک در زنجیره سمپاتیک مجاور ستون فقرات قرار دارند؛ برخی در عقده‌های سمپاتیک محیطی شروع می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سیستم عصبی اتونوم شامل دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک و دارای نورون‌های پیش‌عقده‌ای و پس‌عقده‌ای است.
  • تمام نورون‌های پیش‌عقده‌ای اتونوم کولینرژیک هستند و با ترشح استیل‌کولین روی گیرنده‌های نیکوتینی عقده‌ها اثر می‌گذارند.
  • نورون‌های پس‌عقده‌ای سمپاتیک غالباً آدرنرژیک بوده و نوراپی‌نفرین آزاد می‌کنند تا بر گیرنده‌های آلفا یا بتا اثر بگذارند.
  • به عنوان استثنا، فیبرهای سمپاتیک منتهی به غدد عرق و عضلات راست‌کننده مو، کولینرژیک بوده و استیل‌کولین آزاد می‌کنند.
  • عضلات راست‌کننده مو دارای گیرنده‌های موسکارینی استیل‌کولین هستند که با تحریک اعصاب سمپاتیک فعال می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مسمومیت با قارچ‌های سمی خاص حاوی ماده «موسکارین»، علائمی مشابه تحریک شدید پاراسمپاتیک ایجاد می‌کند، زیرا این سم به طور اختصاصی روی گیرنده‌های موسکارینی اثر می‌گذارد. با این حال، به دلیل استثناهای سمپاتیک کولینرژیک، این مسمومیت باعث تعریق شدید نیز می‌شود (که معمولاً یک پاسخ سمپاتیک است). پزشکان برای خنثی کردن این مسمومیت خطرناک از داروی «آتروپین» استفاده می‌کنند که یک مسدودکننده اختصاصی گیرنده‌های موسکارینی است و بلافاصله تپش قلب را بالا برده و ترشحات اضافی را مهار می‌کند.

گیرنده‌های آدرنرژیک و تنظیم قلبی‌عروقی و متابولیک

سیستم عصبی سمپاتیک نقش بسیار حیاتی در مواجهه با شرایط اضطراری (پاسخ جنگ یا گریز) دارد. این سیستم از طریق ترشح نوراپی‌نفرین و هورمون اپی‌نفرین بر گیرنده‌های آدرنرژیک (شامل گیرنده‌های آلفا و بتا)، جریان خون و متابولیسم بدن را مجدداً تنظیم می‌کند.

گیرنده‌های بتا-۱ و بتا-۲ آدرنرژیک و اثرات متابولیک

اثرات متابولیک تحریک سمپاتیک عمدتاً از طریق گیرنده‌های بتا واسطه‌گری می‌شوند. در این میان، هورمون اپی‌نفرین ترشح‌شده از بخش مرکزی غده فوق‌کلیه گیرنده‌های بتا را به طور بسیار قوی تحریک می‌کند، در حالی که نوراپی‌نفرین تمایل بیشتری به گیرنده‌های آلفا دارد. گیرنده‌های بتا به دو دسته اصلی بتا-۱ و بتا-۲ تقسیم می‌شوند. تحریک گیرنده‌های بتا-۱ آدرنرژیک عمدتاً در قلب رخ داده و باعث تسریع ضربان قلب و افزایش قدرت انقباضی آن می‌شود. در مقابل، تحریک گیرنده‌های بتا-۲ باعث گشاد شدن عروق خونی عضلانی، انبساط و شل شدن عضلات صاف رحم و اتساع برونش‌ها می‌گردد.

بخش اتونوماثر بر برون‌ده قلباثر بر مقاومت عروقتغییر فشار خون
سمپاتیکافزایشافزایش شدیدافزایش حاد
پاراسمپاتیککاهشبدون اثرکاهش جزئی

تنظیم فشار خون و جریان خون در خونریزی

فشار خون شریانی به برون‌ده قلب و مقاومت عروقی بستگی دارد. تحریک سمپاتیک با افزایش همزمان برون‌ده قلبی و مقاومت محیطی عروق، فشار خون را به شدت افزایش می‌دهد. در مقابل، تحریک پاراسمپاتیک اگرچه عمل تلمبه‌ای قلب را مهار می‌کند، اما عملاً هیچ اثری روی مقاومت عروق محیطی ندارد و تنها باعث افت جزئی فشار خون می‌شود. در شرایط بحرانی مانند خونریزی‌های متوسط، سیستم سمپاتیک با انقباض وریدهای زیر پوست به حفظ بازگشت وریدی و فشار خون کمک می‌کند. اثر انقباض عروقی سمپاتیک در اندام‌های مختلف یکسان نیست؛ این اثر در پوست، طحال، کلیه‌ها و روده‌ها بسیار قوی است تا خون را به اندام‌های حیاتی بفرستد، در حالی که در مغز و عضلات اسکلتی ضعیف است تا خون‌رسانی آن‌ها مختل نشود.

تحریک گیرنده‌های بتا-۱ قلب را تقویت می‌کند، در حالی که گیرنده‌های بتا-۲ عروق، رحم و برونش‌ها را گشاد و شل می‌سازند.

مرز سیستم اتونوم با عضلات مخطط

نکته بسیار مهم در فیزیولوژی سیستم اتونوم این است که اعصاب خودمختار (هم سمپاتیک و هم پاراسمپاتیک) هیچ تأثیری بر روی عضلات مخطط بدن ندارند. به عنوان مثال، عضلات مخطط حلق که در فرآیند بلع نقش دارند، تحت کنترل سیستم عصبی پیکری (ارادی) بوده و اعصاب سمپاتیک نمی‌توانند سرعت بلع را در شرایط استرس افزایش دهند.

برای مثال، در هنگام خونریزی شدید، پوست فرد بیمار سرد و رنگ‌پریده می‌شود؛ این نشان‌دهنده انقباض عروق خونی پوست توسط سمپاتیک برای حفظ خون‌رسانی به مغز و قلب است که در آن‌ها انقباض عروقی سمپاتیک بسیار ضعیف است.

واژگان کلیدی

گیرنده‌های بتا-۱ آدرنرژیک
گیرنده‌های مستقر در قلب که تحریک آن‌ها توسط اپی‌نفرین یا نوراپی‌نفرین باعث افزایش ضربان و قدرت انقباض قلب می‌شود.
گیرنده‌های بتا-۲ آدرنرژیک
گیرنده‌های آدرنرژیک موجود در عروق خونی، رحم و برونش‌ها که تحریک آن‌ها باعث شل شدن عضلات صاف این اندام‌ها می‌شود.
تنگ‌کننده عروق (Vasoconstrictor)
خاصیت منقبض‌کننده رگ‌ها که توسط اعصاب سمپاتیک در پوست و کلیه‌ها اعمال شده اما در مغز و عضلات اسکلتی ضعیف است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه تحریک گیرنده‌های بتا-۱ باعث گشاد شدن عروق و شل شدن رحم می‌شود؛ این اعمال وظیفه گیرنده‌های بتا-۲ است و بتا-۱ عمدتاً قلب را تحریک می‌کند.
  • این باور غلط که پاراسمپاتیک با گشاد کردن عروق محیطی فشار خون را کاهش می‌دهد؛ پاراسمپاتیک عملاً هیچ اثری روی مقاومت عروق محیطی ندارد.
  • فرض نادرست مبنی بر اینکه انقباض عروق سمپاتیک در شرایط خونریزی در مغز قوی‌تر از پوست است؛ برعکس، این اثر در مغز ضعیف و در پوست بسیار قوی است.
  • این تصور غلط که سیستم سمپاتیک می‌تواند با تاثیر مستقیم بر عضلات مخطط حلق، بلع را سریع‌تر کند؛ سیستم اتونوم هیچ تأثیری بر عضلات مخطط ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تحریک سمپاتیک اثرات متابولیک خود را عمدتاً از طریق گیرنده‌های بتا واسطه‌گری می‌کند که توسط اپی‌نفرین به شدت فعال می‌شوند.
  • گیرنده‌های بتا-۱ ضربان و قدرت انقباض قلب را افزایش می‌دهند، در حالی که گیرنده‌های بتا-۲ باعث اتساع عروق، برونش‌ها و رحم می‌شوند.
  • سمپاتیک با افزایش برون‌ده قلبی و مقاومت عروقی، فشار خون را بالا می‌برد؛ در حالی که پاراسمپاتیک اثری بر مقاومت عروقی ندارد.
  • در خونریزی، انقباض عروق سمپاتیک در پوست و طحال قوی بوده تا جریان خون مغز و عضله را که انقباض ضعیفی دارند حفظ کند.
  • سیستم خودمختار بر خلاف عضلات صاف و غدد، هیچ اثر مستقیم یا کنترلی بر روی عضلات مخطط بدن (مانند حلق) ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که کشف تفاوت‌های عملکردی گیرنده‌های بتا-۱ و بتا-۲ انقلابی در داروسازی ایجاد کرد. داروهای اولیه مسدودکننده بتا (مانند پروپرانولول) غیرانتخابی بودند و هم بتا-۱ و هم بتا-۲ را مسدود می‌کردند؛ این کار تپش قلب را کم می‌کرد اما با مسدود کردن بتا-۲ باعث تنگی نفس شدید در بیماران مبتلا به آسم می‌شد. امروزه پزشکان برای بیماران قلبی مبتلا به مشکلات تنفسی، از داروهای مسدودکننده انتخابی بتا-۱ (مانند متوپرولول) استفاده می‌کنند که بدون اثر منفی بر ریه‌ها، فقط فعالیت قلب را کنترل و فشار خون را کاهش می‌دهد.

اثرات اختصاصی اتونوم بر اندام‌های هدف

سیستم‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک از طریق اثرگذاری بر عضلات صاف و غدد، فعالیت اندام‌های مختلف را به صورت متضاد یا مکمل تنظیم می‌کنند. این هماهنگی دقیق به بدن اجازه می‌دهد تا با تغییرات فیزیولوژیک و محیطی سازگار شود.

کنترل اتونوم چشم و غدد ترشحی

در چشم، تنظیم مردمک و تحدب عدسی تحت کنترل دقیق خودمختار قرار دارد. تحریک پاراسمپاتیک باعث انقباض عضلات حلقوی عنبیه (تنگی مردمک یا میوز) و انقباض عضله مژگانی می‌شود که نتیجه آن افزایش تحدب و ضخامت عدسی برای تطابق دید نزدیک است. در مقابل، تحریک سمپاتیک با اثر بر عضلات شعاعی عنبیه موجب گشاد شدن مردمک (میدریاز) می‌شود، اما هیچ نقشی در تطابق عدسی ایفا نمی‌کند. در خصوص غدد بزاقی، پاراسمپاتیک حجم زیادی بزاق آبکی و روان ترشح کرده و رشد غدد و انقباض سلول‌های میوآپی‌تلیال را تحریک می‌کند، اما عروق خونی غدد را منقبض نمی‌کند؛ در حالی که تحریک سمپاتیک با اثر مستقیم خود بزاق غلیظ و موکوسی ایجاد می‌کند. تعریق نیز از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد است؛ هر دو نوع غدد عرق معمولی و غدد آپوکرین زیر بغل تنها تحت تأثیر سیستم سمپاتیک فعال می‌شوند و پاراسمپاتیک اثری بر آن‌ها ندارد.

اندام هدفتحریک سمپاتیکتحریک پاراسمپاتیک
مردمک چشمگشاد شدن (میدریاز)تنگ شدن (میوز)
تطابق عدسیبدون اثرتطابق دید نزدیک
غدد عرقفعال‌کننده تعریقبدون اثر
کیسه صفرا و حالبمهار (شل شدن)تحریک (انقباض)

اثر بر کلیه و عضلات صاف اندام‌های داخلی

در سیستم کلیوی، تحریک اعصاب سمپاتیک با انقباض آرتریول‌های آوران (وران) کلیه، باعث کاهش جریان خون کلیه و در نتیجه کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی (GFR) می‌شود. همچنین، عضلات صاف اندام‌های داخلی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. اکثر ساختارهای منشأ گرفته از اندودرم مانند مجاری صفراوی، کیسه صفرا، حالب‌ها، مثانه و مجاری تنفسی (درخت برونشی) در اثر تحریک سمپاتیک مهار و شل می‌شوند؛ در حالی که تحریک پاراسمپاتیک بر آن‌ها اثر تحریکی و انقباضی دارد. به عنوان مثال، فیبرهای پاراسمپاتیک هم بر عضلات صاف روده باریک اثر تحریکی دارند (افزایش حرکات گوارشی) و هم بر عضلات صاف درخت برونشی اثر تحریکی اعمال کرده و موجب انقباض و اسپاسم برونش‌ها می‌شوند.

عضلات مژگانی چشم برای تطابق دید نزدیک فقط توسط پاراسمپاتیک منقبض می‌شوند، در حالی که غدد عرق فقط توسط سمپاتیک فعال می‌گردند.

برای مثال، در پاسخ به ترس ناگهانی، سمپاتیک کیسه صفرا و مثانه را شل کرده و مردمک‌ها را گشاد می‌کند، در حالی که کلیه‌ها با انقباض آرتریول‌های آوران و کاهش GFR، آب بدن را حفظ می‌کنند.

واژگان کلیدی

تطابق عدسی (Accommodation)
تغییر ضخامت عدسی چشم برای تمرکز روی اشیای نزدیک، که منحصراً توسط اعصاب پاراسمپاتیک و انقباض عضله مژگانی انجام می‌شود.
میوز (Miosis)
تنگ شدن مردمک چشم که در اثر انقباض عضلات حلقوی عنبیه با تحریک پاراسمپاتیک رخ می‌دهد.
آرتریول‌های آوران
سرخرگ‌های کوچکی که خون را به داخل گلومرول‌های کلیه می‌آورند و انقباض آن‌ها توسط سمپاتیک باعث کاهش فیلتراسیون کلیه می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه سیستم سمپاتیک نقش مهمی در تطابق عدسی برای دید دور دارد؛ سمپاتیک هیچ نقشی در تطابق عدسی ندارد.
  • این باور غلط که تحریک پاراسمپاتیک باعث انقباض عروق خونی غدد بزاقی می‌شود؛ سیستم پاراسمپاتیک اثر انقباضی روی این عروق ندارد.
  • فرضیه نادرست که غدد عرق معمولی توسط پاراسمپاتیک و غدد آپوکرین توسط سمپاتیک فعال می‌شوند؛ هر دو فقط تحت کنترل سمپاتیک هستند.
  • اشتباه در اثر پاراسمپاتیک بر برونش‌ها؛ پاراسمپاتیک بر عضلات درخت برونشی اثر تحریکی (انقباضی) دارد، نه مهاری.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پاراسمپاتیک با انقباض مردمک و عضله مژگانی، چشم را برای دید نزدیک آماده می‌کند؛ سمپاتیک مردمک را گشاد می‌کند اما بر تطابق عدسی بی‌اثر است.
  • پاراسمپاتیک باعث ترشح بزاق آبکی و رشد غدد می‌شود ولی عروق آن‌ها را منقبض نمی‌کند؛ سمپاتیک ترشح بزاق غلیظ را تحریک می‌کند.
  • غدد عرق معمولی و آپوکرین تحت تأثیر مستقیم سیستم سمپاتیک فعال شده و پاراسمپاتیک نقشی در تعریق ندارد.
  • تحریک سمپاتیک با انقباض آرتریول‌های آوران کلیوی، فیلتراسیون گلومرولی (GFR) و جریان خون کلیه را کاهش می‌دهد.
  • سمپاتیک باعث شل شدن کیسه صفرا، حالب‌ها و برونش‌ها می‌شود؛ در حالی که پاراسمپاتیک آن‌ها را منقبض می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که چشم‌پزشکان برای معاینه شبکیه چشم از قطره‌های چشمی مانند «تروپیکامید» استفاده می‌کنند. این قطره‌ها مسدودکننده گیرنده‌های پاراسمپاتیک هستند. با مسدود شدن این مسیر، نه تنها مردمک به دلیل فعالیت بدون رقیب سمپاتیک کاملاً گشاد می‌شود (میدریاز)، بلکه عضله مژگانی نیز فلج موقت می‌گردد (سایکلوبلژی) و فرد تا چند ساعت توانایی تطابق برای دید نزدیک و خواندن متون را از دست می‌دهد. این حالت نمونه بارزی از چگونگی تعامل اعصاب اتونوم در کنترل اندام‌های ظریفی چون چشم است.

خلاصهٔ درس

رازهای خواب، صرع و کنترل اتونوم!

Physiology · Sleep, Epilepsy & Autonomic

فیزیولوژی و مراحل خواب

  • خواب شبانه شامل ۷۵٪ خواب امواج آهسته و ۲۵٪ خواب REM است.
  • در Non-REM ضربان قلب منظم شده و متابولیسم ۱۰ تا ۳۰٪ افت می‌کند.
  • در خواب REM متابولیسم مغز ۲۰٪ افزایش یافته و عضلات شل می‌شوند.
  • با پیشرفت خواب و نزدیک صبح، طول دوره‌های REM افزایش می‌یابد.
  • رویاهای خواب Non-REM به دلیل عدم تثبیت حافظه فراموش می‌شوند.
خواب REM (REM)
خواب با امواج سریع و شلی کامل عضلانی

نکته: شلی عضلانی خواب REM مانع از اجرای فیزیکی رویاها می‌شود.

امواج مغزی و شیمیایی خواب

  • تحریک سروتونینی هسته‌های رافه بصل‌النخاع خواب طبیعی ایجاد می‌کند.
  • اسید آمینه تریپتوفان پیش‌ساز مستقیم سروتونین و ملاتونین است.
  • فقدان پیام‌رسان اورکسین در هیپوتالاموس باعث حملات خواب می‌شود.
  • موج دلتا دارای کمترین فرکانس و بیشترین ولتاژ بین امواج مغزی است.
  • قطع ارتباط دیانسفال با قشر مخ، امواج دلتا را پایدار می‌کند.
اورکسین (Orexin)
ناقل عصبی هیپوتالاموس جهت حفظ بیداری

نکته: مصرف کربوهیدرات با انتقال تریپتوفان به مغز، ساخت سروتونین را افزایش می‌دهد.

صرع و مهار تشنج

  • تشنج ناشی از تخلیه الکتریکی غیرطبیعی و همزمان نورون‌ها است.
  • باز شدن کانال‌های پتاسیمی غشا، تحریک‌پذیری نورون‌ها را مهار می‌کند.
  • مشخصه صرع سایکوموتور در EEG، امواج فرکانس پایین و مستطیلی است.
  • آلکالوز و تب با افزایش تحریک‌پذیری، شروع‌کننده تشنج هستند.
  • اسیدوز متابولیک با کاهش تحریک نورون‌ها، تشنج را مهار می‌کند.
صرع سایکوموتور
صرع با امواج مستطیلی و فرکانس پایین

نکته: رژیم کتوژنیک با ایجاد اسیدوز خفیف در خون، تشنج را مهار می‌کند.

ساختار و ناقل‌های سیستم اتونوم

  • مسیرهای اتونوم دارای دو نورون پیش‌عقده‌ای و پس‌عقده‌ای هستند.
  • همه فیبرهای پیش‌عقده‌ای کولینرژیک بوده و بر گیرنده نیکوتینی اثر دارند.
  • اکثر اعصاب پس‌عقده‌ای سمپاتیک آدرنرژیک بوده و نوراپی‌نفرین دارند.
  • اعصاب پس‌عقده‌ای سمپاتیک عرق و عضلات مو استثنائاً کولینرژیک هستند.
  • عضلات راست‌کننده مو دارای گیرنده موسکارینی استیل‌کولین هستند.
گیرنده نیکوتینی
گیرنده استیل‌کولینی عقده‌های اتونوم

نکته: سم موسکارین قارچ به دلیل فیبرهای سمپاتیک کولینرژیک، باعث تعریق می‌شود.

گیرنده‌ها و اثرات اتونوم

  • تحریک بتا-۱ قلب را تقویت و بتا-۲ عروق عضلانی و رحم را شل می‌کند.
  • سمپاتیک فشار را بالا می‌برد اما پاراسمپاتیک بر مقاومت عروق بی‌اثر است.
  • انقباض عروقی سمپاتیک در خونریزی، در پوست شدید و در مغز ضعیف است.
  • اعصاب خودمختار هیچ کنترلی بر روی عضلات مخطط (مانند حلق) ندارند.
  • تطابق دید نزدیک منحصراً توسط اعصاب پاراسمپاتیک انجام می‌شود.
تطابق (Accommodation)
انقباض عضله مژگانی برای دید نزدیک

نکته: متوپرولول با مهار انتخابی بتا-۱، بدون ایجاد آسم فشار خون را کاهش می‌دهد.

نکات کلیدی آزمون

  • علائم حیاتی در خواب REM نامنظم می‌شوند، نه منظم‌تر از Non-REM.
  • پیش‌ساز سروتونین و ملاتونین تریپتوفان است، نه تیروزین.
  • اسیدوز متابولیک تشنج را مهار می‌کند و آلکالوز محرک آن است.
  • گیرنده‌های عقده‌های اتونوم همگی نیکوتینی هستند، نه موسکارینی.
  • تحریک بتا-۱ قلب را تقویت می‌کند؛ گشاد شدن عروق کار بتا-۲ است.
  • تطابق عدسی چشم برای دید نزدیک کار پاراسمپاتیک است، نه سمپاتیک.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در بررسی پاتوفیزیولوژی اختلالات خواب و هوشیاری، کدام عبارت در مورد پیام‌رسان‌های عصبی و هسته‌های مغزی تنظیم‌کننده چرخه خواب و بیداری صحیح است؟

  1. کاهش پیام‌رسانی اورکسین ناشی از تخریب نورون‌های مخچه عامل بروز نارکولپسی است؛ تیروزین پیش‌ساز مستقیم ساخت ملاتونین است؛ و هسته‌های رافه بصل‌النخاع منشأ فیبرهای سروتونینی مولد خواب هستند.
  2. کاهش پیام‌رسانی اورکسین ناشی از تخریب نورون‌های هیپوتالاموس عامل بروز نارکولپسی است؛ تیروزین پیش‌ساز مستقیم ساخت ملاتونین است؛ و هسته‌های رافه بصل‌النخاع منشأ فیبرهای سروتونینی مولد خواب هستند.
  3. کاهش پیام‌رسانی اورکسین ناشی از تخریب نورون‌های هیپوتالاموس عامل بروز نارکولپسی است؛ تریپتوفان پیش‌ساز مستقیم ساخت ملاتونین است؛ و هسته لوکوس سرلئوس منشأ فیبرهای سروتونینی مولد خواب است.
  4. کاهش پیام‌رسانی اورکسین ناشی از تخریب نورون‌های هیپوتالاموس عامل بروز نارکولپسی است؛ تریپتوفان پیش‌ساز مستقیم ساخت ملاتونین است؛ و هسته‌های رافه بصل‌النخاع منشأ فیبرهای سروتونینی مولد خواب هستند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه ۴ صحیح است. اورکسین توسط نورون‌های هیپوتالاموس ترشح شده و در حفظ بیداری نقش دارد که تخریب آن باعث نارکولپسی می‌شود. تریپتوفان اسید آمینه‌ای است که با عبور از سد خونی مغزی پیش‌ساز سروتونین و ملاتونین می‌شود. فیبرهای سروتونینی مولد خواب نیز از هسته‌های رافه بصل‌النخاع منشأ می‌گیرند. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: نورون‌های ترشح‌کننده اورکسین در هیپوتالاموس قرار دارند، نه مخچه؛ همچنین پیش‌ساز ملاتونین اسید آمینه تریپتوفان است. گزینه ۲: اسید آمینه تریپتوفان (نه تیروزین) پیش‌ساز مستقیم ساخت سروتونین و ملاتونین است. گزینه ۳: فیبرهای عصبی تولیدکننده سروتونین از هسته‌های رافه بصل‌النخاع منشأ می‌گیرند، نه از هسته لوکوس سرلئوس.

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی