مبانی نظریه یادگیری اجتماعی راتر
پایههای فکری راتر
نظریه یادگیری اجتماعی جولیان راتر یکی از مهمترین رویکردهای شخصیت در روانشناسی معاصر است. این نظریه ترکیبی هماهنگ از نظریههای تقویت (رفتارگرایانه) و نظریههای شناختی است؛ به این معنا که تقویتهای محیطی جهت رفتار را تعیین میکنند، اما محرک اصلی برای کنشگری، تعبیر و انتظار شناختی فرد است. این تلفیق، راتر را از رفتارگرایان محض مانند اسکینر متمایز میسازد.
یکی از نقاط اصلی افتراق راتر از اسکینر این است که راتر بر فرآیندهای درونی و بیرونی به طور همزمان تمرکز میکند. اسکینر فقط به متغیرهای محیطی بیرونی میپرداخت، اما راتر تعامل ارگانیسم با محیط را در کانون توجه قرار میدهد. همچنین راتر برخلاف اسکینر به شدت از مطالعه روی حیوانات و استفاده از یافتههای آزمایشگاهی حیوانی برای تبیین رفتارهای پیچیده انسان انتقاد میکرد و معتقد بود رفتار پیچیده انسان باید از طریق آزمودنیهای انسانی و در تعاملات اجتماعی مطالعه شود.
نظریه راتر از آزمایشگاه کنترلشده برخاسته، نه از مصاحبههای بالینی؛ این ریشه آزمایشگاهی آن را از رویکردهای روانتحلیلگری متمایز میکند.
مفروضات بنیادین
راتر، بندورا و اسکینر هر سه بر اکتسابی بودن رفتارهای انسان توافق دارند، اگرچه در تبیین فرآیند یادگیری با یکدیگر تفاوت دارند. مفروضات اساسی راتر شامل موارد زیر است:
- شخصیت انسان آموختهشده است، نه ذاتی
- انگیزش انسان کاملاً هدفگرا است و افراد همواره تلاش میکنند رویدادهای آینده را پیشبینی کنند
- شخصیت هم تغییرپذیر (به دلیل تجربههای جدید) و هم دارای ثبات قابل توجه (به دلیل پیوند با تجربههای گذشته) است
- برای درک رفتار فعلی، مطالعه گذشته فرد (روش تاریخچهای) کاملاً ضروری است
راتر از تکیه محض اسکینر بر مطالعه انفرادی انتقاد میکرد، زیرا جهان واقعی را محیطی سرشار از وابستگیها و تعاملات متقابل بینفردی میدانست. ضمناً راتر جامعیت بیشتری نسبت به بندورا در بررسی فرآیندهای هشیار درونی نشان داده است.
| ویژگی | راتر | اسکینر |
|---|---|---|
| تمرکز | درونی + بیرونی | فقط بیرونی |
| آزمودنی | انسانی | حیوانی |
| شناخت | ✓ | ✗ |
| تقویت | ✓ | ✓ |
نقد بندورا به رویکرد صفات
آلبرت بندورا نیز رویکرد صفات را به شدت نقد میکند. او معتقد است جستجوی ساختار شخصیت از طریق تحلیل عاملی مجموعهای محدود از توصیفکنندهها، پژوهش در شخصیت را به ابزاری صرفاً روانسنجی محض تقلیل میدهد و از غنای واقعی رفتار انسان میکاهد.
واژگان کلیدی
- نظریه یادگیری اجتماعی
- رویکرد راتر که ترکیبی از نظریه تقویت و نظریه شناختی است؛ رفتار انسان را حاصل تعامل تقویتهای محیطی و انتظارات شناختی میداند
- روش تاریخچهای
- شیوه مطالعه شخصیت در نظریه راتر که بر ضرورت بررسی سابقه گذشته فرد برای درک رفتار فعلی او تأکید دارد
- فرآیندهای هشیار درونی
- نحوه درک و تفسیر آگاهانه موقعیتها توسط فرد که راتر با جامعیت بیشتری نسبت به بندورا به آن پرداخته است
اشتباههای رایج
- تصور اینکه راتر مانند اسکینر فقط بر متغیرهای بیرونی تمرکز میکند؛ در حالی که راتر هم متغیرهای درونی و هم بیرونی را در نظر میگیرد
- اشتباه در منشأ نظریه راتر: این نظریه از آزمایشگاه برخاسته، نه از کار بالینی درمانگاهی
- تصور اینکه راتر یادگیری بدون تقویت را ممکن نمیداند؛ در حالی که روانشناسان یادگیری اجتماعی (برخلاف رفتارگرایان محض) یادگیری بدون حضور مستقیم تقویت را ممکن میدانند
- تصور اینکه شخصیت در نظریه راتر کاملاً متغیر و بیثبات است؛ شخصیت هم تغییر میکند هم ثبات نسبی دارد
جمعبندی این مفهوم
- نظریه یادگیری اجتماعی راتر ترکیبی از رویکرد تقویت و رویکرد شناختی است که هر دو را لازموملزوم یکدیگر میداند
- راتر برخلاف اسکینر، هم فرآیندهای درونی و هم بیرونی را در نظر میگیرد و از مطالعه حیوانی برای تبیین رفتار انسان انتقاد میکند
- شالوده این نظریه در آزمایشگاه کنترلشده بنا شده، نه در کلینیک رواندرمانی
- انگیزش انسان از نظر راتر کاملاً هدفگراست و شخصیت هم پویا (تغییرپذیر) و هم دارای ثبات نسبی است
- مطالعه گذشته فرد (روش تاریخچهای) برای درک رفتار فعلی در نظریه راتر ضروری است
نکتهٔ تکمیلی
جالب است که راتر در دورهای به کار آموزشی و درمانی نیز مشغول بود، اما این تجربههای بالینی را در چارچوب آزمایشگاهی آزمون میکرد. این رویکرد «آزمایشگاه-محور» نظریه او را از نظریههای روانکاوانه که عمدتاً از کار بالینی ناب با بیماران مشتق شدهاند، متمایز میکند. همین ریشه آزمایشگاهی باعث شد نظریه راتر بسیار قابل آزمونپذیری تجربی باشد — ویژگیای که در روانشناسی علمی بسیار ارزشمند است.