مبانی نظریه مراجعمحور و میدان پدیداری
رویکرد ابداعی کارل راجرز که در روانشناسی با نامهای متعددی از جمله درمان غیرمستقیم، درمان بیرهنمود، درمان متمرکز بر درمانجو و درمان متمرکز بر شخص شناخته میشود، پایههای خود را بر ادراک مستقیم فرد از واقعیت بنا نهاده است. هسته اصلی این رویکرد بر این فرض استوار است که برای درک رفتار انسان، باید جهان را از دریچه چشم خود او دید. این زاویه دید، رویکرد پدیدارشناختی نام دارد که در آن واقعیت عینی و بیرونی اهمیت کمتری نسبت به ادراک ذهنی فرد دارد. راجرز بر خلاف نظریهپردازان روانکاو که شخصیت را تحت سلطه گذشته یا ناهشیار میدانستند، بر زمان حال و توانایی انتخاب هشیارانه متمرکز بود.
جهان تجربی و میدان پدیداری
راجرز مفهوم جهان تجربی یا میدان پدیداری را به عنوان بستر اصلی تجربه معرفی میکند. این میدان شامل تمام تجربههای یک فرد در هر لحظه مشخص است. این میدان صرفاً به رویدادهای هشیار محدود نمیشود؛ بلکه تمام خاطرات گذشته، محرکهای درونی و محرکهایی را که فرد در حال حاضر از آنها آگاهی هشیارانه ندارد اما در ارگانیسم حضور دارند، در بر میگیرد. در این رویکرد، پدیدارشناسی مهمترین وجه اشتراک میان نظریه راجرز و فلسفه اصالت وجود (اگزیستانسیالیسم) است؛ زیرا هر دو دیدگاه تأکید دارند که واقعیت عینی واحدی وجود ندارد و ادراک شخصی و ذهنی فرد، بالاترین اقتدار و سنگ محک برای قضاوت و رفتارهای اوست.
تمایز مفهوم خود و نقش خودفهمی
مفهوم خویشتن یا خودپنداره نسبت به میدان پدیداری گستره بیشتری دارد؛ زیرا میدان پدیداری عمدتاً در حیطه هوشیاری است، اما خویشتن واجد مؤلفههای درونی نیز میباشد. نوزاد در بدو تولد فاقد مفهوم متمایز «خود» است؛ اما همزمان با گسترش جهان تجربی، بهتدریج بخشهایی از این جهان را به عنوان من یا مال من جدا کرده و خودپنداره را شکل میدهد. راجرز در پژوهشهای خود دریافت که با وجود تأثیر عوامل بیرونی متعدد نظیر محیط خانوادگی، وضعیت اقتصادی، بهداشت و رشد عقلی بر ساختار شخصیت، در نهایت خودفهمی یا خودبینی درونی کودک (که شامل پذیرش خود، پذیرش واقعیت و مسئولیتپذیری است) تنها پیشبینیکننده مهم و نیرومند رفتارهای بعدی فرد در آینده است.
خودفهمی یا خودبینی درونی شامل پذیرش خود و واقعیت، تنها پیشبینیکننده مهم رفتارهای بعدی فرد است و تأثیری بسیار فراتر از عوامل بیرونی دارد.
به عنوان مثال، نوزادی که در ابتدا تفاوتی بین بدن خود و محیط اطراف قائل نیست، با لمس انگشتان خود و تجربه حس مالکیتی که از لمس اسباببازیها متمایز است، به تدریج مرزهای «من» را بنا میکند.
واژگان کلیدی
- میدان پدیداری
- مجموعه کامل تجربههای هشیار و ناهشیار یک فرد در هر لحظه که جهان تجربی او را میسازد
- خودپنداره
- تصویر و پنداره متمایز و سازمانیافتهای از خویشتن که فرد به مرور زمان از تعامل با جهان تجربی خود به دست میآورد
- خودفهمی
- میزان شناخت، پذیرش واقعبینانه خود و مسئولیتپذیری درونی که قویترین پیشبینیکننده رفتارهای بعدی فرد است
اشتباههای رایج
- اشتباه است اگر تصور کنیم جهان تجربی تنها شامل رویدادهای هشیار فرد است؛ این جهان خاطرات گذشته و محرکهایی را که فرد در حال حاضر از آنها آگاهی ندارد نیز شامل میشود.
- نباید تصور کرد که عوامل بیرونی مانند محیط خانوادگی یا وضعیت اقتصادی مهمترین پیشبینیکننده رفتار کودک در آینده هستند؛ تحقیقات راجرز نشان داد خودفهمی درونی پیشبینیکننده اصلی است.
- نباید تصور کرد که مفهوم خود از بدو تولد به صورت متمایز وجود دارد؛ این مفهوم تدریجاً با گسترش جهان تجربی متمایز میشود.
جمعبندی این مفهوم
- رویکرد راجرز با نامهای درمان غیرمستقیم، بیرهنمود، مراجعمحور و متمرکز بر شخص شناخته میشود.
- میدان پدیداری یا جهان تجربی شامل تمام تجربههای هشیار و ناهشیار فرد در لحظه حال است.
- مفهوم خویشتن از میدان پدیداری وسیعتر بوده و به مرور زمان از تعامل نوزاد با محیط متمایز میشود.
- پدیدارشناسی نقطه اشتراک راجرز و اگزیستانسیالیسم است که تجربه شخصی را بالاترین سنگ محک اعتبار میداند.
- خودفهمی و پذیرش خودِ کودک قویترین پیشبینیکننده رفتارهای بعدی او در مقایسه با عوامل بیرونی است.
نکتهٔ تکمیلی
راجرز پیش از اینکه نظریه خود را فرموله کند، پژوهشهای گستردهای روی کودکان بزهکار انجام داد. او در ابتدا متقاعد شده بود که عوامل محیطی مثل فقر یا سوءرفتار خانوادگی علت اصلی بزهکاری هستند؛ اما تحلیل دادههای آماری او را شگفتزده کرد. او دریافت که پذیرش خود و خودبینی درونی کودک، با ثباتی باورنکردنی، رفتار آینده او را بسیار بهتر از عوامل خانوادگی و اجتماعی پیشبینی میکند. این کشف، سنگ بنای رویکرد مراجعمحور او شد.