نظریههای حیطه محدود و نیاز به پیشرفت
نظریههای حیطه محدود شخصیت که به نظریههای کوچک نیز معروف هستند، به جای بررسی کل شخصیت، بر یک وجه یا جنبه محدود از آن تمرکز دارند. هدف این کار، محدود کردن هدف تحقیق برای بررسی آن حیطه با جامعیت بیشتر است. طرفداران این نظریهها عموماً بالینگر نبوده و بیشتر پژوهشگران آزمایشگاهی هستند؛ از این رو بر ارزش درمانی نظریهها تأکید کمتری دارند. یکی از نمونههای بارز این رویکرد، نظریه دیوید مککللند درباره نیاز به پیشرفت (Need for Achievement) است. مککللند با الهام از خیالپردازیهای نظریه فروید، برای اندازهگیری این نیاز از آزمون فرافکن اندریافت موضوع (TAT) استفاده کرد. این آزمون ابتدا در سال ۱۹۳۵ توسط هنری موری طراحی شد که نیاز به پیشرفت را غلبه بر موانع، ممتاز شدن و برآوردن معیارهای عالی عملکرد تعریف کرده بود. فرض بنیادی آزمون TAT این است که افراد تصاویر مبهم و دوپهلو را بر اساس نیازها، ترسها، ارزشها یا خیالپردازیهای خود تفسیر و فرافکنی میکنند.
ویژگیهای افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا
پژوهشها نشان میدهند مردانی که نیاز به پیشرفت بالایی دارند، پرکارتر هستند؛ اما این عملکرد برتر صرفاً در تکالیفی بروز مییابد که امکان ترقی، چالش و فرصت ارضای نیاز به پیشرفت وجود داشته باشد. این افراد در برابر فشارهای اجتماعی مقاومتر بوده و به علت کارایی شناختی و تمایل به پیگیری اهداف، حافظه بهتری برای تکالیف ناتمام دارند. در سنین بالاتر، این نیاز معمولاً پس از میانسالی کاهش مییابد که ناشی از تغییر هدفها و تعریف مجدد موفقیت است. همچنین، رفتارهای سلطهگرانه و انعطافناپذیری والدین (بهویژه پدر) مانع شکلگیری این نیاز در فرزندان میشود؛ در حالی که تعیین معیارهای عملکردی بالا در سنین مناسب و قابل دستیابی، آن را تقویت میکند.
عملکرد برتر افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا تنها در تکالیف چالشبرانگیز با فرصت ترقی نمایان میشود و نه در کارهای ساده یا بدون فرصت پیشرفت.
تفاوتهای جنسیتی و مفهوم ترس از موفقیت
یافتههای پژوهشی نشان میدهند که مردان در مؤلفههای تسلط و رقابتجویی نمرات بالاتری میآورند، در حالی که زنان در جهتگیری شغلی (سختکوشی) پیشتاز هستند. با این حال، زنان دارای نیاز به پیشرفت بالا، برخلاف مردان که مجدانه بر کار متمرکز میشوند، اهمیت بیشتری به نقش همسری و مادری خود میدهند. مفهوم دیگر در این حیطه، ترس از موفقیت است؛ افرادی که ترس از موفقیت بالایی دارند، در بازیهای غیررقابتی و همکارانه به علت عدم چالش ناشی از رقابت مستقیم، عملکرد موفقتری نشان میدهند.
برای مثال، یک مدیر سازمان با نیاز به پیشرفت بالا ترجیح میدهد پروژههای جدید و چالشبرانگیز را به تنهایی یا با پذیرش ریسکهای متوسط هدایت کند، تا کارایی خود را اثبات نماید.
پژوهشها همبستگی مثبت بالایی میان نمرات نیاز به پیشرفت مدیران با موفقیت اقتصادی سازمان و ارتقای اقتصادی کل ملتها نشان دادهاند. این امر حاکی از آن است که انگیزه پیشرفت فردی میتواند به موتور محرکی برای توسعه جوامع تبدیل شود.
واژگان کلیدی
- نظریههای حیطه محدود
- نظریههایی کوچک در شخصیت که به جای بررسی کل شخصیت بر یک جنبه یا حیطه خاص و محدود تمرکز میکنند.
- آزمون اندریافت موضوع (TAT)
- یک آزمون فرافکن طراحیشده توسط هنری موری در سال ۱۹۳۵ که در آن آزمودنی تصاویر مبهم را بر اساس نیازها و ترسهای خود تفسیر میکند.
- نیاز به پیشرفت
- نیاز به غلبه بر موانع، ممتاز شدن و برآورده کردن معیارهای عالی عملکرد که توسط موری تعریف و توسط مککللند مطالعه شد.
- ترس از موفقیت
- پدیدهای روانی که در آن فرد به دلیل پیامدهای منفی احتمالی موفقیت، از رقابت مستقیم اجتناب کرده و در کارهای همکارانه موفقتر است.
اشتباههای رایج
- اشتباه است که تصور شود آزمون فرافکن TAT توسط خود مککللند طراحی شده است؛ این آزمون در واقع توسط هنری موری ساخته شده است.
- اشتباه است که فکر کنیم افراد با نیاز به پیشرفت بالا در تمامی کارها (حتی کارهای ساده و بدون چالش) برترند؛ برتری عملکردی آنها مختص تکالیف چالشبرانگیز و دارای فرصت ترقی است.
- نباید گمان کرد سلطهگری و انعطافناپذیری پدر باعث افزایش نیاز به پیشرفت فرزندان میشود؛ این رفتارها مانع شکلگیری این نیاز در فرزندان میگردد.
- این باور نادرست است که زنان نمرات بالاتری در تسلط و رقابتجویی دارند؛ مردان در تسلط و رقابتجویی و زنان در جهتگیری شغلی و سختکوشی نمرات بیشتری میآورند.
جمعبندی این مفهوم
- نظریههای حیطه محدود شخصیت با تمرکز بر حیطههای خاص، توسط پژوهشگران آزمایشگاهی و بدون تأکید بر درمان بالینی توسعه یافتهاند.
- نیاز به پیشرفت توسط موری تعریف و با استفاده از آزمون فرافکن اندریافت موضوع (TAT) سنجیده شد.
- افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا دارای حافظه بهتری برای تکالیف ناتمام و مقاومت بیشتری در برابر فشارهای اجتماعی هستند.
- پرورش خانوادگی و تعیین اهداف متناسب با سن کودک، نقش مهمی در شکلگیری نیاز به پیشرفت دارد و این نیاز پس از میانسالی کاهش مییابد.
- تفاوتهای جنسیتی نشان میدهد مردان در تسلط و رقابتجویی نمرات بالاتری دارند، در حالی که زنان در جهتگیری شغلی پیشتاز هستند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که فرضیه همبستگی بین نیاز به پیشرفت یک ملت و توسعه اقتصادی آن که توسط مککللند مطرح شد، با تحلیل محتوای ادبیات عامیانه، کتابهای درسی کودکان و داستانهای تاریخی ملل مختلف بررسی گردید. او دریافت در دورههایی که داستانهای کودکان سرشار از مفاهیم تلاش، غلبه بر مشکلات و موفقیت فردی است، آن جامعه چند دهه بعد رشد اقتصادی خیرهکنندهای را تجربه میکند؛ زیرا کودکان آن نسل با انگیزه پیشرفت بالاتری وارد بازار کار و مدیریت میشوند.