اصول 107 تا 111 - رهبری

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

شئونات و جایگاه حقوقی رهبری

در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، مقام رهبری دارای جایگاهی منحصر‌به‌فرد است که در سه شأن اصلی تجلی می‌بابد: ولایت امر و امامت امت (اصول ۵ و ۵۷)، عالی‌ترین مقام رسمی کشور که مافوق قوای سه‌گانه قرار دارد (اصل ۱۱۳) و همچنین ریاست و مسئولیت مستقیم بخشی از قوه مجریه (اصول ۶۰ و ۱۱۳). برخلاف تصور عامه، مقام رهبری فراتر از قانون نیست؛ طبق اصل ۱۰۷ قانون اساسی، رهبر در برابر قانون با سایر افراد کشور برابر است.

شرایط و صفات رهبری

برای تصدی مقام رهبری، صفات ویژه‌ای در اصل ۱۰۹ پیش‌بینی شده است که شامل صلاحیت علمی (اجتهاد)، عدالت، تقوا و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت است. در فرآیند انتخاب توسط مجلس خبرگان، در صورت تعدد و تساوی واجدان شرایط، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‌تر باشد بر دیگران مقدم است.

رهبری در برابر قانون با تمام مردم کشور یکسان و برابر است و هیچ مقامی در نظام ایران فراتر از قانون محسوب نمی‌شود.

نظارت و حاکمیت مردم

در حالی که رهبری وظیفه نظارت بر قوای سه‌گانه را طبق قانون اساسی بر عهده دارد، اما این اختیار به معنای نادیده گرفتن حقوق مردم نیست. طبق اصول ۹ و ۵۶، هیچ مقامی (حتی رهبری) حق ندارد به نام حفظ استقلال یا تمامیت ارضی، آزادی‌های مشروع مردم را سلب کند یا حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش را در اختیار منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.

واژگان کلیدی

ولایت امر
شأن مذهبی و سیاسی رهبری به عنوان هدایت‌کننده جامعه اسلامی بر اساس موازین شرعی
بینش سیاسی
توانایی تحلیل صحیح مسائل داخلی و بین‌المللی که از شرایط لازم برای تصدی رهبری است
اصل برابری در قانون
قاعده‌ای که طبق آن همه شهروندان، از جمله رهبر، در برابر قانون و محاکم دارای حقوق و تکالیف یکسان هستند

اشتباه‌های رایج

  • اینکه تصور شود در صورت تساوی کاندیداهای رهبری، فرد با تقوای بیشتر مقدم است؛ در حالی که طبق قانون اساسی، فرد با بینش فقهی و سیاسی قوی‌تر مقدم می‌باشد.
  • برخی به اشتباه فکر می‌کنند رهبری مقامی مافوق قانون اساسی است، در حالی که طبق اصل ۱۰۷، ایشان در برابر قوانین با مردم برابر هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رهبر عالی‌ترین مقام رسمی کشور و دارای سه شأن ولایت امر، مقام عالی رسمی و مسئول بخشی از مجریه است.
  • بینش صحیح سیاسی، تدبیر و شجاعت در کنار اجتهاد و عدالت، از شرایط اساسی رهبری است.
  • در صورت تساوی نامزدهای رهبری، اولویت با کسی است که بینش فقهی و سیاسی نیرومندتری دارد.
  • رهبر در مقابل قانون با سایر اتباع کشور مساوی است و حق سلب آزادی‌های مشروع مردم را ندارد.

اختیارات رهبری و مجمع تشخیص مصلحت

بسیاری از اختیارات کلیدی رهبری در بازنگری سال ۱۳۶۸ به اصل ۱۱۰ اضافه شد. این وظایف شامل تعیین سیاست‌های کلی نظام، نظارت بر حسن اجرای این سیاست‌ها، فرمان همه‌پرسی و حل معضلات نظام است. رهبری برای تعیین سیاست‌های کلی و همچنین تعیین موارد بازنگری قانون اساسی، مکلف به مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است؛ هرچند این نظرات جنبه مشورتی داشته و برای ایشان الزام‌آور (لازم‌الاتباع) نیست.

نظارت و تفویض اختیار

رهبری می‌تواند وظیفه نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام تفویض کند که این کار در سال ۱۳۹۲ انجام شد. هیئت عالی نظارت در مجمع، مغایرت‌های مصوبات مجلس با سیاست‌های کلی را به شورای نگهبان اعلام می‌کند تا در فرآیند تقنین لحاظ شود.

نوع اقداممشورت با مجمعالزام‌آوری نظر مجمع
تعیین سیاست کلیاجباریخیر (مشورتی)
حل معضلات نظاماجباریبلی (از طریق مجمع)
بازنگری قانون اساسیاجباریخیر (مشورتی)

حل معضلات و محدودیت‌ها

حل معضلاتی که از طرق عادی قابل حل نیستند، باید از طریق مجمع انجام شود و رهبر مستقیماً و بدون واسطه این اقدام را انجام نمی‌دهد. همچنین باید توجه داشت که رهبری حق انحلال مجلس، عزل دولت یا ابطال خودسرانه قوانین مجلس را ندارد.

اگر مجلس قانونی تصویب کند که با «سیاست‌های کلی جمعیت» مغایر باشد، مجمع تشخیص مصلحت نظام این مغایرت را به شورای نگهبان می‌گوید و شورای نگهبان جلوی تایید آن قانون را می‌گیرد.

واژگان کلیدی

سیاست‌های کلی نظام
خط‌مشی‌های اساسی که جهت‌گیری حرکت کشور در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را تعیین می‌کند
تفیوض اختیار
واگذاری بخشی از مسئولیت‌ها به نهاد دیگر (مانند تفویض نظارت بر سیاست‌های کلی به مجمع تشخیص)
لازم‌الاتباع
حکمی که پیروی از آن برای شخص یا نهاد مخاطب اجباری و قانونی باشد

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در این مورد که رهبری می‌تواند مستقلاً و بدون مجمع، معضلات نظام را حل کند.
  • تصور اینکه نظرات مجمع در مورد سیاست‌های کلی برای رهبر الزام‌آور است؛ در حالی که صرفاً جنبه مشورتی دارد.
  • فکر کردن به اینکه اختیار فرمان همه‌پرسی از ابتدای انقلاب با رهبر بوده است؛ این اختیار در سال ۱۳۶۸ اضافه شد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رهبری برای تعیین سیاست‌های کلی و بازنگری قانون اساسی ملزم به مشورت با مجمع تشخیص مصلحت است.
  • نظرات مشورتی مجمع برای رهبری الزام‌آور نیست اما حل معضلات نظام حتماً باید از طریق مجمع باشد.
  • نظارت بر حسن اجرای سیاست‌ها به مجمع تفویض شده و نظرات آن به شورای نگهبان اعلام می‌شود.
  • رهبری فاقد اختیار برای انحلال مجلس، ابطال قوانین یا عزل کلی دولت است.

انتصابات و فرماندهی نیروهای مسلح

مقام رهبری در ساختار جمهوری اسلامی، کلیدی‌ترین انتصابات را بر عهده دارد. ایشان فرمانده کل نیروهای مسلح است و اختیار اعلان جنگ، صلح و بسیج نیروها را دارد. نکته مهم این است که این سه مورد (جنگ، صلح و بسیج) از اختیارات مطلق رهبری بوده و برخلاف برخی امور دیگر، نیازمند پیشنهاد یا مشورت با مقامی نظیر شورای عالی امنیت ملی نیست.

انتصابات مستقیم و غیرمستقیم

رهبری مسئول نصب و عزل مقامات زیر است: فقهای شورای نگهبان (۶ نفر)، رئیس قوه قضاییه، تمامی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس سازمان صداوسیما و فرماندهان عالی نظامی و انتظامی. باید توجه داشت که ایشان در نصب فقهای شورای نگهبان ملزم به رعایت شرایطی مانند عدالت و آگاهی به زمان هستند.

رهبری تنها فقهای شورای نگهبان را منصوب می‌کند؛ حقوقدانان توسط مجلس و به پیشنهاد رئیس قوه قضاییه انتخاب می‌شوند.

تغییرات تاریخی در انتصابات

پیش از بازنگری ۱۳۶۸، انتخاب رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور با رهبری بود، اما پس از بازنگری این اختیار به رئیس قوه قضاییه واگذار شد. همچنین برخی انتصابات مانند رئیس صداوسیما و عالی‌ترین مقام نیروی انتظامی پس از سال ۱۳۶۸ به فهرست وظایف رهبری افزوده گشت.

اگرچه اعضای شورای عالی امنیت ملی مصوباتی دارند، اما تا زمانی که به تأیید مقام رهبری نرسد، این مصوبات قابلیت اجرایی ندارند، در حالی که لزوماً همه اعضای این شورا منصوب مستقیم ایشان نیستند.

واژگان کلیدی

فرماندهی کل
بالاترین مقام هدایت‌کننده تمامی نیروهای نظامی (ارتش و سپاه) و انتظامی
عفو خصوصی
تخفیف یا بخشودگی مجازات محکومین توسط رهبری که پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه انجام می‌شود
شورای نظارت بر صداوسیما
نهادی شامل ۶ نماینده از قوای سه‌گانه که رهبری در آن نماینده مستقیم ندارد (برخلاف شورای عالی امنیت ملی)

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در اینکه رهبری حقوقدانان شورای نگهبان را هم عزل و نصب می‌کند؛ این اختیار محدود به فقهاست.
  • تصور اینکه رهبری در شورای نظارت بر صداوسیما نماینده دارد؛ این شورا فقط شامل نمایندگان سه قوه است.
  • فکر کردن به اینکه عفو محکومین اختیار مطلق رهبر است؛ در حالی که نیازمند پیشنهاد رئیس قوه قضاییه است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رهبری فرمانده کل نیروهای مسلح و تنها مرجع اعلان جنگ، صلح و بسیج نیروهاست.
  • نصب و عزل فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضاییه و رئیس صداوسیما با رهبری است.
  • اختیار عفو محکومین تنها پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه توسط رهبری اعمال می‌شود.
  • رهبری در شورای عالی امنیت ملی نماینده دارد اما در شورای نظارت بر صداوسیما خیر.
  • انتخاب رئیس دیوان عالی و دادستان کل پس از سال ۱۳۶۸ از رهبری سلب و به رئیس قوه قضاییه سپرده شد.

رابطه رهبری با رئیس‌جمهور و قوای سه‌گانه

رابطه رهبری با رئیس‌جمهور از لحظه شروع تا پایان دوره ریاست‌جمهوری دارای ابعاد حقوقی مهمی است. دوره ریاست‌جمهوری از زمان تنفیذ اعتبارنامه توسط رهبری آغاز می‌شود؛ این امضا جنبه غیرتشریفاتی و ماهیت تنفیذی دارد. همچنین تنظیم روابط قوای سه‌گانه که پیش از سال ۱۳۶۸ بر عهده رئیس‌جمهور بود، پس از بازنگری به رهبری واگذار شد.

فرآیند عزل رئیس‌جمهور

عزل رئیس‌جمهور توسط رهبری یک اقدام خودسرانه نیست و باید یکی از دو مسیر زیر طی شود:

  1. تخلف از وظایف قانونی: پس از صدور حکم توسط دیوان عالی کشور.
  2. عدم کفایت سیاسی: پس از رأی مجلس شورای اسلامی.

در هر دو مورد، رهبری با در نظر گرفتن مصالح کشور، حکم عزل را امضا می‌کند. جالب اینجاست که رئیس‌جمهور حتی در مقام اجرای قانون اساسی، اگر متخلف باشد توسط دیوان عالی قابل محاکمه است.

موضوعمرجع تشخیصمقام صادرکننده حکم عزل
تخلف قانونیدیوان عالی کشوررهبری
عدم کفایتمجلس شورای اسلامیرهبری

تشریفاتی بودن برخی امضاها

برخلاف امضای تنفیذ حکم رئیس‌جمهور یا امضای مصوبات شورای بازنگری که غیرتشریفاتی هستند، امضای قوانین مصوب مجلس توسط رئیس‌جمهور جنبه تشریفاتی دارد. یعنی اگر رئیس‌جمهور از امضا خودداری کند، رئیس مجلس دستور انتشار آن را صادر می‌کند.

اگر مجلس به عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور رأی دهد (مثل مورد بنی‌صدر)، رهبری این اختیار را دارد که با توجه به مصلحت، ایشان را عزل نماید یا نکند.

واژگان کلیدی

تنفیذ
اعتبار بخشیدن به حکم ریاست‌جمهوری توسط رهبری که آغازگر دوره قانونی چهارساله است
عدم کفایت سیاسی
وضعیتی که مجلس تشخیص می‌دهد رئیس‌جمهور توانایی هدایت سیاسی کشور را ندارد
تنظیم روابط قوا
مسئولیت هماهنگی و حل اختلاف بین قوای سه‌گانه که بر عهده رهبری است

اشتباه‌های رایج

  • اینکه دوره ریاست‌جمهوری از روز انتخابات شروع می‌شود؛ در حالی که از روز تنفیذ توسط رهبر شروع می‌شود.
  • اشتباه گرفتن مرجع تشخیص تخلف قانونی (دیوان عالی) با مرجع تشخیص عدم کفایت (مجلس).
  • تصور اینکه امضای رهبری برای بازنگری قانون اساسی تشریفاتی است؛ بدون امضای ایشان همه‌پرسی ممکن نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دوره ریاست‌جمهوری رسماً با تنفیذ اعتبارنامه توسط مقام رهبری آغاز می‌گردد.
  • عزل رئیس‌جمهور منوط به حکم دیوان عالی (تخلف) یا رأی مجلس (عدم کفایت) و سپس تایید رهبر است.
  • مسئولیت تنظیم روابط قوای سه‌گانه پس از سال ۱۳۶۸ از رئیس‌جمهور به رهبری منتقل شد.
  • امضای قوانین توسط رئیس‌جمهور تشریفاتی است، اما تنفیذ حکم وی توسط رهبر غیرتشریفاتی می‌باشد.

شورای موقت رهبری و مسائل جانبی

در صورت فوت، استعفا یا عزل رهبری، یا ناتوانی موقت ایشان به دلیل بیماری و حادثه، شورای موقت رهبری وظایف وی را بر عهده می‌گیرد. این شورا از سه نفر تشکیل می‌شود: رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام.

محدودیت‌های شورای موقت

شورای موقت رهبری از نظر قانونی تمام قدرت رهبری را به صورت مستقل ندارد. برای انجام وظایف حساسی مانند اعلان جنگ و صلح، بسیج نیروها، عزل رئیس‌جمهور، تعیین سیاست‌های کلی و نصب و عزل فرماندهان، این شورا حتماً باید موافقت سه چهارم اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام را جلب کند.

شورای موقت رهبری فاقد اختیار تعیین قائم‌مقام برای رهبری است، زیرا اساساً در قانون اساسی فعلی مقامی به نام «قائم‌مقام رهبری» پیش‌بینی نشده است.

نکات تکمیلی قانون اساسی

در کنار مباحث رهبری، نکات ظریفی در قانون اساسی وجود دارد: تغییر خطوط مرزی کشور اصولاً ممنوع است مگر با رعایت سه شرط: اصلاحات جزئی باشد، دوجانبه باشد و به تصویب چهار پنجم کل نمایندگان مجلس برسد. همچنین سوگند نمایندگان مجلس در اولین جلسه، یک اقدام صرفاً تشریفاتی نیست و برای آن‌ها آثار حقوقی به همراه دارد.

اگر رهبری برای عمل جراحی پیچیده‌ای به مدت دو ماه توان فعالیتی نداشته باشند، شورای موقت رهبری تشکیل می‌شود و پس از بازگشت ایشان به سلامت، شورا منحل می‌گردد.

واژگان کلیدی

شورای موقت رهبری
نهاد جایگزین رهبری برای جلوگیری از بن‌بست سیاسی در زمان غیبت یا فوت رهبر
حد نصاب چهار پنجم
اکثریت بسیار بالایی در مجلس که برای موارد فوق‌حساس مانند تغییر مرزها الزامی است
جنبه تکلیفی
وظیفه‌ای که قانون بر عهده فرد گذاشته و انجام ندادن آن مانع از استقرار حقوقی وی می‌شود (مثل سوگند نمایندگی)

اشتباه‌های رایج

  • اعتقاد به اینکه در قانون اساسی رهبر می‌تواند برای خود قائم‌مقام انتخاب کند.
  • تصور اینکه شورای موقت رهبری تا پایان دوره ریاست‌جمهوری باقی می‌ماند؛ در حالی که بلافاصله بعد از انتخاب رهبر جدید منحل می‌شود.
  • فکر کردن به اینکه شورای موقت می‌تواند به تنهایی اعلان جنگ کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ترکیب شورای موقت شامل روسای قوای مجریه و قضاییه به همراه یک فقیه شورای نگهبان است.
  • شورای موقت برای تصمیمات حیاتی به تایید سه چهارم اعضای مجمع تشخیص مصلحت نیاز دارد.
  • قانون اساسی اجازه تعیین قائم‌مقام را به رهبر نداده است، گرچه تفویض اختیارات غیرحساس ممکن است.
  • تغییر مرزهای کشور ممنوع است مگر در اصلاحات جزئی با تصویب چهار پنجم نمایندگان مجلس.
  • سوگند نمایندگان مجلس جنبه تکلیفی داشته و امضای آن دارای آثار حقوقی است.

خلاصهٔ درس

رهبری: اختیار یا مسئولیت؟

Constitutional Law · Leadership

جایگاه و شرایط رهبری

  • سه شأن: ولایت امر، عالی‌ترین مقام رسمی، و مسئول بخشی از قوه مجریه
  • شرط تصدی: اجتهاد، عدالت، تقوا، بینش سیاسی و تدبیر و شجاعت
  • در تساوی کاندیداها ← اولویت با بینش فقهی و سیاسی قوی‌تر است (نه تقوای بیشتر)
  • طبق اصل ۱۰۷: رهبر در برابر قانون با سایر افراد کشور برابر است
  • هیچ مقامی حق سلب آزادی‌های مشروع مردم به نام حفظ استقلال را ندارد (اصول ۹ و ۵۶)
ولایت امر
شأن مذهبی–سیاسی رهبری برای هدایت جامعه اسلامی

نکته: رهبری مافوق قانون نیست؛ اصل ۱۰۷ صراحتاً برابری حقوقی ایشان با مردم را اعلام می‌کند.

اختیارات رهبری و مجمع تشخیص

  • اختیارات کلیدی (فرمان همه‌پرسی، سیاست‌های کلی) در بازنگری ۱۳۶۸ اضافه شد
  • تعیین سیاست‌های کلی و بازنگری قانون اساسی ← مشورت با مجمع اجباری است
  • نظرات مجمع در سیاست‌های کلی الزام‌آور نیست؛ اما حل معضلات حتماً از طریق مجمع
  • نظارت بر سیاست‌ها به مجمع تفویض شده (۱۳۹۲)؛ مغایرت‌ها به شورای نگهبان اعلام می‌شود
  • رهبری فاقد اختیار انحلال مجلس، عزل کلی دولت یا ابطال خودسرانه قوانین است
لازم‌الاتباع
حکمی که پیروی از آن برای مخاطب اجباری و قانونی باشد

نکته: مشورت با مجمع الزامی است ولی پیروی از آن خیر — تفاوتی که اغلب در آزمون جا می‌افتد.

انتصابات و فرماندهی نظامی

  • رهبری فرمانده کل نیروهای مسلح: اعلان جنگ، صلح و بسیج ← اختیار مطلق
  • نصب و عزل: فقهای شورای نگهبان (۶ نفر)، رئیس قوه قضاییه، رئیس صداوسیما، فرماندهان عالی
  • تمام اعضای مجمع تشخیص توسط رهبری منصوب می‌شوند
  • عفو محکومین ← فقط پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه (اختیار مطلق نیست)
  • حقوقدانان شورای نگهبان را مجلس (با پیشنهاد رئیس قوه قضاییه) انتخاب می‌کند؛ نه رهبری
فرماندهی کل
بالاترین مقام هدایت‌کننده تمامی نیروهای نظامی و انتظامی

نکته: رهبری در شورای نظارت بر صداوسیما نماینده ندارد — این شورا فقط شامل نمایندگان سه قوه است.

رهبری، رئیس‌جمهور و قوای سه‌گانه

  • دوره ریاست‌جمهوری از تنفیذ اعتبارنامه توسط رهبری آغاز می‌شود (نه از روز انتخابات)
  • تنظیم روابط قوای سه‌گانه پس از ۱۳۶۸ از رئیس‌جمهور به رهبری منتقل شد
  • عزل رئیس‌جمهور — تخلف قانونی: حکم دیوان عالی + تأیید رهبری
  • عزل رئیس‌جمهور — عدم کفایت سیاسی: رأی مجلس + تأیید رهبری
  • امضای قوانین توسط رئیس‌جمهور تشریفاتی است؛ اما تنفیذ حکم وی توسط رهبر غیرتشریفاتی
تنفیذ
اعتباربخشی رهبری به حکم ریاست‌جمهوری که آغازگر دوره چهارساله است

نکته: اگر رئیس‌جمهور از امضای قانون سر باز زند، رئیس مجلس دستور انتشار آن را صادر می‌کند.

شورای موقت رهبری

  • ترکیب: رئیس‌جمهور + رئیس قوه قضاییه + یک فقیه شورای نگهبان (به انتخاب مجمع)
  • تشکیل می‌شود در صورت: فوت، استعفا، عزل یا ناتوانی موقت (مثل بیماری) رهبری
  • برای تصمیمات حیاتی (جنگ، صلح، عزل رئیس‌جمهور…) ← موافقت سه‌چهارم مجمع الزامی است
  • قانون اساسی اجازه تعیین قائم‌مقام برای رهبری را نداده است
  • تغییر مرزها ممنوع است مگر اصلاح جزئی دوجانبه با چهار‌پنجم کل نمایندگان مجلس
شورای موقت رهبری
نهاد سه‌نفره جایگزین رهبری برای جلوگیری از بن‌بست سیاسی

نکته: شورای موقت بلافاصله پس از انتخاب رهبر جدید منحل می‌شود، نه پایان دوره ریاست‌جمهوری.

نکات کلیدی آزمون

  • در تساوی کاندیداهای رهبری ← بینش فقهی–سیاسی مقدم است، نه تقوای بیشتر
  • مشورت با مجمع اجباری است اما نظرش برای رهبر الزام‌آور نیست (جز حل معضلات)
  • رهبر حقوقدانان شورای نگهبان را منصوب نمی‌کند — فقط فقهای ۶‌گانه
  • عفو محکومان: نیازمند پیشنهاد رئیس قوه قضاییه است، اختیار مطلق نیست
  • دوره ریاست‌جمهوری از تنفیذ آغاز می‌شود نه از روز انتخابات
  • شورای موقت برای جنگ/صلح/عزل رئیس‌جمهور نیاز به سه‌چهارم مجمع دارد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

با توجه به تحولات حاصل از بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ در خصوص وظایف و اختیارات رهبری و رئیس‌جمهور، کدام مورد صحیح است؟

  1. صلاحیت تنظیم روابط قوای سه‌گانه پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ به رهبری واگذار شد، در حالی که فرمان همه‌پرسی پیش از بازنگری جزو اختیارات ایشان بود.
  2. تعیین سیاست‌های کلی نظام پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ به اختیارات رهبری اضافه گردید، اما اعلان جنگ، صلح و بسیج نیروها از پیش از بازنگری بر عهده وی بود.
  3. تنظیم روابط قوای سه‌گانه پیش از بازنگری سال ۱۳۶۸ بر عهده رئیس‌جمهور بود، ولی نظارت بر قوای سه‌گانه طبق قانون اساسی بر عهده رهبری قرار ندارد.
  4. حل معضلات غیرعادی نظام در بازنگری سال ۱۳۶۸ به اختیارات رهبری افزوده شد، اما صلاحیت تنظیم روابط قوا پس از بازنگری همچنان برای رئیس‌جمهور باقی ماند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

تعیین سیاست‌های کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنها طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ به اختیارات رهبری افزوده شد، اما اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها از وظایفی بود که از ابتدا و پیش از بازنگری نیز در صلاحیت رهبری قرار داشت. بنابراین گزینه ۲ صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: صلاحیت فرمان همه‌پرسی پس از بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ به اختیارات مقام رهبری افزوده شد و پیش از آن وجود نداشت. گزینه ۳: نظارت بر قوای سه‌گانه طبق اصول ۱۰۷ و ۱۱۰ قانون اساسی از وظایف و اختیارات مقام رهبری است. گزینه ۴: صلاحیت تنظیم روابط قوای سه‌گانه پس از بازنگری سال ۱۳۶۸ از رئیس‌جمهور سلب و به رهبری واگذار گردید و برای رئیس‌جمهور باقی نماند.

درس‌های دیگر این بخش · حقوق اساسی