جرج کلی: انسان به مثابه دانشمند
جرج کلی رویکردی بسیار اصیل و متمایز را به شخصیت معرفی کرد که تحت عنوان نظریه سازههای شخصی شناخته میشود. این نظریه بر پایههای فلسفه پستمدرنیسم و رویکرد پدیدارشناسی استوار است.
مبانی فلسفی و پدیدارشناسی
وجه اشتراک عمده میان روانشناسی انسانگرایی و نظریه سازههای شخصی کلی، تأکید هر دو رویکرد بر پدیدارشناسی است؛ یعنی هر دو بر اهمیت ادراک و تفسیر ذهنی فرد از واقعیتهای جهان تأکید دارند، نه صرفاً رویدادهای عینی بیرونی. در این راستا، کلی از استعاره عینکهای رنگی استفاده میکند تا نشان دهد یک رویداد یکسان و ثابت، بر اساس رنگ عینک یا همان سازههای هر فرد، به شیوههای متفاوتی تعبیر و ادراک میشود. در واقع، تعبیر و تفسیر فرد از رویدادها حائز اهمیت است، نه خود رویدادها به صورت عینی.
بر اساس اصل تناوبگرایی تعبیری، انسانها هرگز زندانی تعابیر خود نیستند و همواره آزادی تغییر یا جایگزین کردن سازههای شناختی خود را دارند.
انسان به مثابه دانشمند و اصل تناوبگرایی
کلی انسانها را به مثابه دانشمند مینگریست. به باور او، مردم درباره جهان فرضیههایی میسازند و آنها را مورد آزمون تجربی قرار میدهند تا بتوانند رویدادها را پیشبینی کنند؛ بنابراین انسانها موجوداتی غیرفعال نیستند. طبق اصل چارهجویی سازهای یا تناوبگرایی تعبیری (constructive alternativism)، مردم به وسیله سازههایشان کنترل نمیشوند، بلکه در تغییر یا جایگزین کردن آنها کاملاً آزادند. البته کلی معتقد بود حفظ سازههای جاافتاده راحتتر است و بازسازی یک سازه معمولاً فرآیندی ناراحتکننده و اضطرابآور برای فرد به شمار میآید، به همین دلیل افراد گاهی تمایل دارند به سازههای تثبیتشده خود بچسبند.
| مفاهیم | نظریه جرج کلی | نظریه سنتی |
|---|---|---|
| ناخودآگاه و خود | ✗ | ✓ |
| انگیزش و هیجان | ✗ | ✓ |
| انرژی روانی | ✗ | ✓ |
| پدیدارشناسی | ✓ | ✓ |
حذف مفاهیم سنتی و نگاه به ماهیت انسان
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد نظریه کلی، حذف مفاهیم رایج روانشناختی است. مفاهیمی نظیر ناخودآگاه، خود، نیاز، سوق، تقویت، محرک و پاسخ، انگیزش و هیجان هیچ جایگاهی در نظریه او برای تبیین شخصیت ندارند. کلی حتی مفهوم انرژی روانی را نیز رد میکرد و باور داشت انسانها به خودی خود و از طریق به کارگیری سازههایشان در حرکت و تکاپو هستند.
در تبیین ابعاد ماهیت انسان، نگاه جرج کلی عمدتاً غایتشناختی است؛ او باور دارد دیدگاه فعلی فرد در مورد آینده است که رفتار حال حاضر او را تعیین میکند، نه رویدادهای گذشته یا آینده به خودی خود. همچنین، او در بعد انتخاب آزاد در برابر جبرگرایی، به سمت انتخاب آزاد گرایش دارد. کلی بر فرایندهای هشیار بیش از فرایندهای ناهشیار تأکیک داشت و در تبیین عوامل رفتار، بیشتر متمایل به تأثیرات اجتماعی بود تا تأثیرات زیستی. او برای تدوین سیستم جامع خود، عمدتاً از روشهای بررسی بالینی سود جست و روشهای تحلیل عاملی یا آزمایشهای مداخلهای را به کار نبرد.
واژگان کلیدی
- تناوبگرایی تعبیری
- اصل فلسفی مبنی بر اینکه انسانها توسط تعابیر خود محصور نیستند و میتوانند سازههای خود را تغییر دهند یا جایگزین کنند.
- انسان به مثابه دانشمند
- دیدگاه کلی که انسانها را موجوداتی فعال میداند که درباره جهان فرضیهسازی کرده و آنها را آزمایش میکنند.
- پدیدارشناسی
- رویکردی که بر ادراک، تفسیر و تجربه ذهنی منحصربهفرد فرد از واقعیتهای جهان تأکید دارد.
اشتباههای رایج
- تصور اشتباه اینکه رویدادهای گذشته به تنهایی رفتار حال حاضر را تعیین میکنند؛ در حالی که طبق نظر کلی، دیدگاه فعلی فرد درباره آینده هدایتکننده رفتار است.
- این باور غلط که نظریه کلی از مفاهیمی چون انگیزش، هیجان و ناخودآگاه استفاده میکند؛ در حالی که این مفاهیم کاملاً از نظریه او حذف شدهاند.
- این پندار نادرست که افراد توسط سازههای خود کنترل میشوند و توانایی تغییر آنها را ندارند؛ در حالی که اصل تناوبگرایی تعبیری بر آزادی انسان در تغییر سازهها تأکید دارد.
جمعبندی این مفهوم
- نظریه سازههای شخصی کلی بر پایه فلسفه پستمدرنیسم و پدیدارشناسی استوار است و بر تفسیر ذهنی فرد از رویدادها تأکید میکند.
- کلی انسانها را مانند دانشمندانی فعال میداند که همواره در حال فرضیهسازی و آزمودن فرضیههای خود درباره جهان هستند.
- طبق اصل تناوبگرایی تعبیری، انسانها در تغییر و جایگزینی سازههای خود آزادند، هرچند بازسازی سازه ممکن است اضطرابآور باشد.
- مفاهیم سنتی مانند انگیزش، هیجان، ناخودآگاه و انرژی روانی در این نظریه کاملاً طرد شده و پویایی ذاتی انسان جایگزین آنها شده است.
- نگاه کلی به انسان غایتشناختی، مبتنی بر انتخاب آزاد، تأکید بر فرایندهای هشیار و اثرات اجتماعی است که با روش بالینی بررسی شدهاند.
نکتهٔ تکمیلی
تصور کنید که دو نفر در یک روز بارانی به یک پارک میروند. یکی از آنها که سازه ذهنی «باران یعنی خرابی برنامهها» را دارد، غمگین و کلافه میشود. دیگری با سازه «باران یعنی طراوت و زیبایی»، از قدم زدن لذت میبرد. این مثال ساده، همان چیزی است که جرج کلی با استعاره عینکهای رنگی بیان میکند؛ دنیا همانگونه است که ما با سازههایمان آن را رنگآمیزی میکنیم. جالب است بدانید که این دیدگاه کلی سالها بعد به یکی از پایههای اصلی درمانهای شناختی-رفتاری (CBT) تبدیل شد، جایی که به درمانجویان آموزش داده میشود عینکهای شناختی خود را تغییر دهند تا احساس و رفتار متفاوتی را تجربه کنند.