وظایف و اختیارات دادستان

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

شروع به تعقیب و شکوائیه

فرآیند دادرسی کیفری با شروع به تعقیب آغاز می‌شود که جهات آن در ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری احصا شده است. این جهات شامل شکایت شاکی، اعلام جرم توسط مقامات رسمی یا اشخاص عادی، و اطلاع دادستان از وقوع جرم از طرق قانونی است. در جرایم قابل گذشت، شکایت شاکی تنها جهت قانونی برای شروع به تعقیب است؛ در حالی که در جرایم غیرقابل گذشت، شکایت شاکی تنها یکی از طرق ممکن است و دادستان موظف به تعقیب مستقل است.

ساختار و تشریفات شکوائیه

قوه قضاییه مکلف به تهیه اوراق متحدالشکل شکوائیه است؛ با این حال، عدم استفاده از این اوراق یا عدم رعایت برخی شرایط شکلی (مانند عدم ذکر نام شاکی یا نشانی مشتکی‌عنه در صورت عدم امکان) مانع از استماع شکایت نخواهد بود. این رویکرد به منظور تسهیل دسترسی مردم به عدالت اتخاذ شده است. شاکی می‌تواند شخصاً یا توسط وکیل شکایت خود را مطرح کند و دادستان مکلف به پذیرش شکایات کتبی و شفاهی در هر زمان است.

تکالیف مقامات و اشخاص در اعلام جرم

اعلام جرم برای اشخاص عادی عموماً اختیاری است، مگر اینکه اعلام‌کننده ناظر وقوع جرمی غیرقابل گذشت باشد و دلیلی بر صحت ادعا وجود داشته باشد. اما برای مقامات و اشخاص رسمی، اطلاع از وقوع جرایم غیرقابل گذشت در حوزه کاری‌شان یک تکلیف قانونی است و باید فوراً به دادستان اطلاع دهند.

اطلاع دادستان از وقوع جرم تنها در صورتی مبنای شروع به تعقیب است که از طرق قانونی حاصل شده باشد؛ اطلاع از طریق شنود غیرقانونی حق تعقیب ایجاد نمی‌کند.

واژگان کلیدی

شکوائیه
سندی که بزه دیده یا مدعی خصوصی برای اعلام شکایت و تقاضای تعقیب کیفری متهم به مراجع قضایی ارائه می‌دهد.
جرایم قابل گذشت
جرایمی که تعقیب و اجرای مجازات در آن‌ها منوط به شکایت شاکی است و با گذشت وی متوقف می‌شود.
اوراق متحدالشکل
فرم‌های چاپی و استانداردی که توسط قوه قضاییه برای تسهیل و یکسان‌سازی طرح شکایات تهیه می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم عدم استفاده از فرم‌های مخصوص شکوائیه باعث رد شکایت می‌شود؛ این نقص مانع استماع شکایت نیست.
  • برخلاف تصور عام، مقامات رسمی مکلف به اعلام هر نوع جرمی نیستند، بلکه این تکلیف صرفاً ناظر بر «جرایم غیرقابل گذشت» در «حوزه کاری» آن‌هاست.
  • در جرایم قابل گذشت، صرف اعلامِ ناظر برای شروع تعقیب کافی نیست و حتماً به شکایت شاکی نیاز است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جهات شروع به تعقیب شامل شکایت شاکی، اعلام مقامات رسمی، اخبار اشخاص و اطلاع قانونی دادستان است.
  • قوه قضاییه موظف به تهیه اوراق متحدالشکل است، اما عدم استفاده از آن‌ها مانع رسیدگی نمی‌شود.
  • مقامات رسمی مکلفند جرایم غیرقابل گذشت حوزه کاری خود را فورا به دادستان اعلام کنند.
  • در جرایم غیرقابل گذشت، شکایت شاکی الزامی نیست اما در جرایم قابل گذشت، تنها راه شروع تعقیب محسوب می‌شود.
  • اطلاع دادستان از جرم باید صرفاً از طرق قانونی باشد تا حق تعقیب ایجاد گردد.

قرار ترک تعقیب و میانجیگری

قرار ترک تعقیب و میانجیگری از نهادهای ارفاقی آیین دادرسی کیفری هستند که بر اساس «اصل اقتضای تعقیب» پایه‌گذاری شده‌اند.

قرار ترک تعقیب

این قرار مختص جرایم قابل گذشت است و شاکی می‌تواند تا قبل از صدور کیفرخواست، درخواست آن را مطرح کند. صلاحیت صدور این قرار با دادستان است و در حالتی که پرونده مستقیماً در دادگاه مطرح باشد، با دادگاه خواهد بود. نکته مهم این است که پس از صدور قرار ترک تعقیب، شاکی می‌تواند فقط یک بار و حداکثر تا یک سال از تاریخ صدور قرار، فاقد محدودیت دفعات، تعقیب مجدد متهم را درخواست کند.

میانجیگری و صلح و سازش

میانجیگری فرآیندی است که در آن متهم و بزه دیده با حضور شخص ثالث برای حل اختلافات توافق می‌کنند. ارجاع به میانجیگری مستلزم درخواست متهم و موافقت بزه دیده است. این نهاد در جرایم تعزیری درجه ۶ تا ۸ (اعم از قابل گذشت یا غیرقابل گذشت) که مجازات آن‌ها قابل تعلیق باشد، کاربرد دارد.

ویژگیترک تعقیبمیانجیگری
قلمرو جرمفقط قابل گذشتدر تعزیرات ۶ تا ۸
مهلت صدورتا قبل کیفرخواستدر تمام مراحل
نیاز به موافقت متهم✗✓

مدت میانجیگری حداکثر سه ماه است که تنها برای یک بار به مدت سه ماه دیگر قابل تمدید است. در صورت عدم اجرای تعهدات توسط متهم در فرآیند میانجیگری، لغو قرار تعلیق ناشی از آن صرفاً بنا به درخواست شاکی صورت می‌گیرد.

واژگان کلیدی

ترک تعقیب
توقف موقت تعقیب متهم در جرایم قابل گذشت به درخواست شاکی برای مدت معین.
میانجیگری
روش حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات کیفری با حضور شخص ثالث (شورای حل اختلاف، شخص یا موسسه).
کیفرخواست
ادعانامه دادستان خطاب به دادگاه که نشان‌دهنده پایان تحقیقات مقدماتی و تقاضای تعیین مجازات برای متهم است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود مهلت یک ساله تعقیب مجدد از تاریخ درخواست شاکی شروع می‌شود؛ مبدأ این مهلت «تاریخ صدور قرار» است.
  • برخلاف قرار تعلیق، برای صدور قرار ترک تعقیب نیازی به موافقت متهم نیست.
  • میانجیگری برخلاف ترک تعقیب، هم در جرایم قابل گذشت و هم در جرایم غیرقابل گذشت (در رده تعزیری ۶ تا ۸) امکان‌پذیر است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • قرار ترک تعقیب صرفاً در جرایم قابل گذشت و تا پیش از صدور کیفرخواست قابل صدور است.
  • شاکی تنها یک بار و ظرف مهلت یک سال از صدور قرار ترک تعقیب، حق درخواست تعقیب مجدد دارد.
  • ارجاع به میانجیگری در تعزیرات درجه ۶، ۷ و ۸ مشروط به قابلیت تعلیق مجازات و موافقت طرفین است.
  • مدت زمان میانجیگری ۳ ماه است و فقط برای یک بازه ۳ ماهه دیگر تمدید می‌شود.
  • مقام قضایی در صورت عدم اجرای تعهدات میانجیگری، صرفاً با درخواست شاکی قرار را لغو می‌کند.

تعلیق تعقیب و آثار آن

تعلیق تعقیب به معنای توقف موقت فرآیند تعقیب متهم برای مدتی معین و تحت شرایط خاص است. این نهاد در جرایم تعزیری درجه شش، هفت و هشت صادر می‌شود، مشروط بر اینکه مجازات قانونی آن جرم «قابل تعلیق» باشد. صلاحیت صدور این قرار با دادستان است و بازپرس صرفاً حق پیشنهاد آن را دارد.

شرایط صدور و الزامات

صدور قرار تعلیق تعقیب منوط به موافقت متهم است. دادستان می‌تواند متهم را بین شش ماه تا دو سال به انجام دستوراتی (مانند خودداری از اشتغال به حرفه معین حداکثر تا یک سال) ملزم نماید. در جرایم غیرقابل گذشت، یکی از شروط حیاتی تعلیق، «عدم سابقه محکومیت مؤثر کیفری» متهم است.

برای مثال، اگر فردی مرتکب جرم اقتصادی مانند پول‌شویی شود، چنانچه مبلغ بیش از ۱.۴۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال باشد، مباشرت در آن قابل تعلیق نیست، اما معاونت در آن همچنان می‌تواند مشمول تعلیق تعقیب قرار گیرد.

لغو و ابقای تعلیق

در صورتی که متهم دستورات مقام قضایی را اجرا نکند یا در مدت تعلیق مرتکب جرمی (تعزیر درجه ۷ و بالاتر) شود که منجر به صدور کیفرخواست گردد، قرار تعلیق الزاماً لغو می‌شود. در صورت لغو، مدت زمان تعلیق جزء مرور زمان محسوب نمی‌شود. اگر متهم از اتهام دوم تبرئه شود، قرار تعلیق اولیه ابقا می‌گردد.

صدور قرار تعلیق تعقیب در صلاحیت دادستان یا دادگاه (در موارد طرح مستقیم) است؛ بازپرس به هیچ وجه حق صدور این قرار را ندارد.

واژگان کلیدی

تعلیق تعقیب
توقف موقت فرآیند قضایی علیه متهم به منظور اصلاح وی و مشروط به اجرای دستورات قانونی.
محکومیت مؤثر کیفری
سوابق کیفری که به موجب قانون، فرد را از برخی حقوق اجتماعی محروم کرده و مانع از برخورداری او از نهادهای ارفاقی می‌شود.
مرور زمان
گذشت مدتی قانونی که پس از آن تعقیب، صدور حکم یا اجرای مجازات امکان‌پذیر نخواهد بود.

اشتباه‌های رایج

  • اینکه فکر کنیم قرار تعلیق برای تمام جرایم صادر می‌شود غلط است؛ جرایم علیه امنیت داخلی/خارجی و سرقت مسلحانه ذاتاً غیرقابل تعلیق هستند.
  • برخلاف تصور، لغو قرار تعلیق در صورت تخلف متهم اختیاری نیست و جنبه الزامی دارد.
  • اشتباه است که بازپرس را واجد صلاحیت صدور قرار تعلیق بدانیم؛ او فقط پیشنهاد دهنده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تعلیق تعقیب در جرایم تعزیری درجه ۶ تا ۸ و به شرط موافقت متهم صادر می‌شود.
  • مدت تعلیق بین ۶ ماه تا ۲ سال است و دادستان ناظر بر اجرای دستورات آن است.
  • معاونت در جرایم اقتصادی سنگین برخلاف مباشرت، قابل تعلیق تعقیب می‌باشد.
  • در صورت ارتکاب جرم جدید یا عدم اجرای دستورات، قرار تعلیق الزاماً لغو و تعقیب با رعایت تعدد جرم ادامه می‌یابد.
  • مدت زمان تعلیق در صورت لغو، جزء مهلت مرور زمان محاسبه نخواهد شد.

تحقیقات مقدماتی و نظارت دادستان

تحقیقات مقدماتی مجموعه‌ای از اقدامات است که برای کشف جرم، حفظ آثار و جلوگیری از فرار متهم انجام می‌شود. دادستان نقش محوری در نظارت بر این مرحله دارد. او می‌تواند بر تمامی تحقیقاتی که توسط بازپرس انجام می‌شود نظارت کند، در جلسات حضور یابد و پیش از ارجاع کلی پرونده، انجام تحقیقات خاصی را از بازپرس تقاضا کند. در این صورت، بازپرس مکلف است فقط همان تحقیق مورد تقاضا را انجام دهد.

صلاحیت نظارتی در نیابت قضایی

نظارت بر تحقیقات مقدماتی بر عهده دادستانی است که تحقیقات در حوزه او انجام می‌شود. بنابراین، در صورت ارجاع نیابت قضایی به شهری دیگر، دادستان شهر صادرکننده نیابت حق نظارت مستقیم بر آن تحقیقات را ندارد و این وظیفه بر عهده دادستانِ محل اجرای نیابت است.

اقدامات فوری در جرایم مشهود

در جرایم مشهود سنگین (موضوع ماده ۳۰۲)، دادستان این اختیار را دارد که پیش از مداخله بازپرس، برای حفظ آثار جرم و جلوگیری از مخفی شدن متهم، اقدامات لازم را انجام دهد. این اختیارات فراتر از جرایم علیه امنیت بوده و شامل طیف وسیعی از جرایم مهم می‌شود.

دادستان حق نظارت بر تحقیقات را دارد، اما حق متوقف کردن جریان تحقیقات مقدماتی توسط بازپرس را ندارد.

کیفرخواست شفاهی

در غیر از جرایم سنگین (ماده ۳۰۲)، اگر تحقیقات مقدماتی کامل باشد، دادستان می‌تواند دعوا را به صورت شفاهی در دادگاه مطرح کند. در این حالت، اخذ تأمین از متهم با دادگاه است و در صورت درخواست متهم برای وکیل، دادگاه باید حداقل سه روز مهلت دهد. رسیدگی غیابی در کیفرخواست شفاهی مجاز نیست.

واژگان کلیدی

تحقیقات مقدماتی
مرحله‌ای از دادرسی که پیش از ورود پرونده به دادگاه در دادسرا برای جمع‌آوری ادله انجام می‌شود.
نیابت قضایی
واگذاری انجام برخی اقدامات تحقیقاتی از سوی یک مرجع قضایی به مرجع قضایی دیگر در حوزه‌ای متفاوت.
کیفرخواست شفاهی
طرح دعوا در دادگاه بدون طی تشریفات کتبی کیفرخواست، به منظور تسریع در رسیدگی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم دادستان در همه جرایم قبل از بازپرس حق دخالت دارد؛ این حق محدود به جرایم مشهود ماده ۳۰۲ است.
  • در نیابت قضایی، نظارت با صادرکننده نیابت نیست، بلکه با دادستان «محل انجام تحقیق» است.
  • مهلت تدارک دفاع در کیفرخواست شفاهی «سه روز» است، نه یک هفته.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دادستان بر کل فرآیند تحقیقات مقدماتی نظارت دارد اما حق توقف آن را ندارد.
  • در نیابت قضایی، مسئولیت نظارت بر عهده دادستان حوزه جغرافیاییِ انجام تحقیقات است.
  • بازپرس در پاسخ به تقاضای موردی دادستان، صرفاً مجاز به انجام همان تحقیق خواسته شده است.
  • کیفرخواست شفاهی صرفاً در جرایم سبک‌تر و با حضور متهم در دادگاه ممکن است.
  • در صورت غیاب دادستان و معاون، دادیارِ با سابقه قضایی بیشتر جانشین وی می‌شود.

نقش سازمان‌های مردم‌نهاد (SGO)

سازمان‌های مردم‌نهاد (NGO) که اساسنامه آن‌ها در زمینه‌های خاصی مانند حمایت از اطفال، زنان، محیط زیست، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حقوق شهروندی است، طبق ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری دارای جایگاه ویژه‌ای هستند.

حقوق و محدودیت‌ها

این سازمان‌ها می‌توانند اعلام جرم کنند، دلایل خود را ارائه دهند و در تمامی مراحل دادرسی شرکت نمایند. برای بهره‌مندی از این حقوق، اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح قانونی الزامی است. نکته حائز اهمیت این است که این سازمان‌ها حق اعتراض به آرا را ندارند.

ملاحظات مربوط به بزه دیده

در صورتی که جرم ارتکابی دارای بزه دیده خاص باشد، سازمان مردم‌نهاد برای هرگونه اقدام قانونی، ملزم به کسب رضایت بزه دیده است. این شرط برای احترام به حریم خصوصی و اراده فرد آسیب‌دیده وضع شده است.

نوع جرماعلام جرمارائه دلیلشرکت در جلسه
جرایم عمومی✓✓✓
منافی عفت✓✓✗

در جرایم منافی عفت (مانند تجاوز به عنف)، سازمان‌های مذکور صرفاً حق اعلام جرم و ارائه دلیل را دارند و به دلیل حساسیت‌های اخلاقی و حفظ حرمت افراد، حق شرکت در جلسات رسیدگی از آن‌ها سلب شده است.

واژگان کلیدی

سازمان مردم‌نهاد
تشکل‌های غیردولتی و داوطلبانه که در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی یا زیست‌محیطی فعالیت می‌کنند.
جرایم منافی عفت
جرایمی که بر خلاف عفت عمومی و اخلاق جامعه هستند، مانند زنا یا لواط.
بزه دیده خاص
شخص معینی که مستقیماً از وقوع جرم آسیب دیده است، در مقابل جرایمی که مدعی خصوصی معین ندارند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم NGOها می‌توانند به حکم دادگاه اعتراض کنند؛ آن‌ها فاقد این حق هستند.
  • در جرایم منافی عفت، هیچ استثنائی برای حضور NGOها در جلسه دادگاه وجود ندارد؛ حضور آن‌ها مطلقاً ممنوع است.
  • جلب رضایت بزه دیده جایگزین مجوز قانونی نیست؛ سازمان باید هم مجوز داشته باشد و هم رضایت بزه دیده خاص را جلب کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه‌های تخصصی اساسنامه خود حق اعلام جرم و ارائه ادله دارند.
  • شرکت NGOها در مراحل دادرسی منوط به اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح است.
  • در جرایم دارای بزه دیده خاص، کسب رضایت وی برای اقدام سازمان ضروری است.
  • حضور در جلسات دادرسی برای NGOها در جرایم منافی عفت ممنوع است.
  • سازمان‌های مردم‌نهاد تحت هیچ شرایطی حق اعتراض به آرای صادره را ندارند.

حقوق محجوران، عاقله و بیت‌المال

در قانون آیین دادرسی کیفری، برای افرادی که دارای محدودیت در اهلیت قانونی هستند یا مسئولیت مالی بر عهده آن‌هاست، قواعد ویژه‌ای پیش‌بینی شده است.

وضعیت اشخاص سفیه و محجور

شخص سفیه (کسی که توانایی مدیریت مالی ندارد) در دعاوی کیفری غیرمالی مانند توهین یا قصاص، می‌تواند بدون نیاز به ولی یا قیم، شخصاً شکایت کند. اما در دعاوی واجد جنبه مالی، رعایت ترتیب قانونی (ولی، قیم یا دادستان) الزامی است. در مورد صغیر ممیز، این استثنا وجود ندارد و او همواره نیازمند نماینده قانونی است.

اگر بزه دیده محجوری ولی یا قیم نداشته باشد، دادستان می‌تواند خود تعقیب را شروع کند یا قیم موقت تعیین کند. در جرایم غیرقابل گذشت (مانند تحصیل مال نامشروع)، دادستان بدون نیاز به تعیین قیم اتفاقی، رسیدگی را ادامه می‌دهد.

مسئولیت عاقله و بیت‌المال

در مواردی که پرداخت دیه بر عهده عاقله است، هیچ‌یک از محدودیت‌های متهم (تفهیم اتهام یا قرار تأمین) برای او اعمال نمی‌شود. صرفاً به او اخطار می‌شود تا حضور یابد و اظهاراتش اخذ شود. عدم حضور عاقله مانع رسیدگی نیست.

در شرایطی که طبق قانون دیه باید از بیت‌المال پرداخت شود، پرونده پس از اتخاذ تصمیم در مورد سایر جنبه‌ها، صرفاً به دستور دادستان (و نه بازپرس) برای صدور حکم به دادگاه ارسال می‌شود.

واژگان کلیدی

سفیه
فردی که به سن بلوغ رسیده اما عقل معاش ندارد و نمی‌تواند مصلحت مالی خود را تشخیص دهد.
عاقله
بستگان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری مجرم که در موارد خاص قانونی (مثل قتل خطای محض) مسئول پرداخت دیه هستند.
قیم موقت
شخصی که توسط دادستان برای اداره امور بزه دیده محجور در موارد فوت وقت یا تضرر، به صورت موقت منصوب می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم سفیه در تمام جرایم حق شکایت دارد؛ حق او محدود به جرایم «غیرمالی» است.
  • تفهیم اتهام و صدور قرارهای تأمین (مانند کفالت یا وثیقه) فقط برای متهم است و برای «عاقله» صادر نمی‌شود.
  • ارسال پرونده بیت‌المال به دادگاه وظیفه دادستان است، نه بازپرس؛ این یک نکته تست‌خیز است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سفیه می‌تواند در جرایم غیرمالی (مثل قصاص و توهین) شخصاً و بدون قیم شکایت کند.
  • در جرایم غیرقابل گذشت، رسیدگی به پرونده محجور نیازمند تعیین قیم اتفاقی نیست.
  • عاقله مشمول تشریفات متهم (مثل تفهیم اتهام یا قرارهای تأمین) نمی‌گردد و صرفاً اظهاراتش اخذ می‌شود.
  • عدم حضور عاقله در دادرسی مانع از ادامه رسیدگی و صدور رأی علیه وی نخواهد بود.
  • در موارد پرداخت دیه از بیت‌المال، پرونده منحصراً با دستور دادستان به دادگاه می‌رود.

تعقیب و تعلیق قضات

تعقیب کیفری قضات به دلیل حساسیت جایگاه آن‌ها، تابع تشریفات ویژه‌ای در «قانون نظارت بر رفتار قضات» است. این فرآیند بسته به عمدی یا غیرعمدی بودن جرم متفاوت است.

جرایم عمدی و غیرعمدی

در صورتی که قاضی در مظان ارتکاب جرم عمدی قرار گیرد و دلایل کافی علیه او وجود داشته باشد، دادستان انتظامی قضات تعلیق وی را از «دادگاه عالی انتظامی قضات» تقاضا می‌کند. این تعلیق تا صدور رأی قطعی ادامه می‌یابد تا سلامت دستگاه قضا حفظ شود.

در جرایم غیرعمدی، قاضی به خودی خود معلق نمی‌شود؛ مگر در شرایطی که تعقیب یا اجرای حکم مستلزم جلب یا بازداشت او باشد. در این موارد نیز اعلام مرجع کیفری و اجازه دادستان انتظامی قضات ضروری است.

نوع جرمشرط تعلیقمرجع تصمیم‌گیر
عمدیتوجه اتهامدادگاه عالی انتظامی
غیرعمدینیاز به جلبدادستان انتظامی

تعلیق قاضی محدود به جرایم سنگین نیست و بر اساس عمدی یا غیرعمدی بودن جرم تعیین می‌شود.

واژگان کلیدی

دادگاه عالی انتظامی قضات
مرجع عالی رسیدگی به تخلفات و تصمیم‌گیری درباره صلاحیت و تعلیق قضات.
تعلیق از سمت قضایی
توقف موقت فعالیت حرفه‌ای قاضی به منظور رسیدگی به اتهامات کیفری وارده.
جرم عمدی
جرمی که در آن مرتکب قصد انجام فعل مجرمانه و حصول نتیجه را داشته است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم در جرم عمدی، دادستان انتظامی خودش قاضی را معلق می‌کند؛ او فقط تقاضا می‌دهد و تصمیم با «دادگاه عالی» است.
  • این باور غلط است که قاضی در جرم غیرعمدی تحت هیچ شرایطی معلق نمی‌شود؛ اگر نیاز به جلب باشد، تعلیق صورت می‌گیرد.
  • تعلیق قاضی «بعد از حکم قطعی» نیست، بلکه اقدامی پیشگیرانه «تا زمان صدور حکم» است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تعقیب قاضی در جرایم عمدی مستلزم ارائه دلایل کافی و تقاضای تعلیق از دادگاه عالی است.
  • در جرایم غیرعمدی، قاضی تنها در صورت نیاز به جلب یا بازداشت از خدمت معلق می‌شود.
  • تصمیم نهایی برای تعلیق در جرایم عمدی بر عهده دادگاه عالی انتظامی قضات است.
  • تعقیب در جرایم غیرعمدی نیازمند «اعلام مرجع کیفری» و «اجازه دادستان انتظامی» است.
  • تعلیق یک اقدام موقت در طول رسیدگی است و تا پایان دادرسی ادامه می‌یابد.

خلاصهٔ درس

دادستان کجا حق دخالت دارد؟

Criminal Procedure · Prosecutor Powers

شروع تعقیب و اعلام جرم

  • آغاز تعقیب ← منوط به جهات قانونی ماده ۶۴ قانون است
  • در جرایم قابل گذشت، شکایت شاکی تنها راه شروع تعقیب است
  • عدم ارائه شکایت در اوراق متحدالشکل مانع استماع نیست
  • اعلام جرایم غیرقابل‌گذشت حوزه کاری برای مقامات رسمی تکلیف است
  • شرکت سازمان‌های مردم‌نهاد در دادرسی ← منوط به اخذ مجوز است
شکوائیه (Complaint)
سند اعلام شکایت و تقاضای تعقیب متهم

نکته: اطلاع دادستان از وقوع جرم از طریق شنود غیرقانونی، حق تعقیب ایجاد نمی‌کند.

ترک تعقیب و میانجیگری

  • ترک تعقیب ← فقط در جرایم قابل گذشت و تا پیش از کیفرخواست
  • تقاضای تعقیب مجدد ← فقط یک بار و تا یک سال از صدور قرار
  • ارجاع به میانجیگری ← در تعزیرات ۶ تا ۸ با توافق طرفین
  • مهلت میانجیگری حداکثر ۳ ماه است و فقط یک بار تمدید می‌شود
  • لغو قرار تعلیق میانجیگری ← فقط به درخواست شاکی است
ترک تعقیب (Discontinuance)
توقف موقت تعقیب متهم به درخواست شاکی

نکته: برای صدور قرار ترک تعقیب، برخلاف قرار تعلیق، نیازی به موافقت متهم نیست.

تعلیق تعقیب و شرایط آن

  • تعلیق تعقیب ← در تعزیرات ۶ تا ۸ و با موافقت متهم صادر می‌شود
  • مدت تعلیق ۶ ماه تا ۲ سال است و بازپرس حق صدور آن را ندارد
  • در جرایم غیرقابل گذشت ← شرط تعلیق فقدان سابقه مؤثر است
  • مباشرت در جرایم اقتصادی بیش از ۱.۴ میلیارد ریال غیرقابل تعلیق است
  • مدت زمان تعلیق در صورت لغو ← جزء مرور زمان محسوب نمی‌شود
تعلیق تعقیب (Suspension)
توقف موقت تعقیب متهم جهت اصلاح وی

نکته: معاونت در جرایم اقتصادی کلان (بالای ۱.۴ میلیارد ریال) برخلاف مباشرت، قابل تعلیق تعقیب است.

تحقیقات مقدماتی و نظارت

  • دادستان حق نظارت بر تحقیقات را دارد، اما حق توقف آن را ندارد
  • نظارت در نیابت قضایی ← با دادستان محل انجام تحقیقات است
  • در جرایم مشهود ماده ۳۰۲ ← دادستان حق اقدامات فوری دارد
  • کیفرخواست شفاهی ← صرفاً در جرایم غیر از ماده ۳۰۲ مجاز است
  • در غیاب دادستان و معاون ← دادیار با سابقه بیشتر جانشین است
کیفرخواست شفاهی (Oral Indictment)
طرح دعوا بدون تشریفات کتبی

نکته: در کیفرخواست شفاهی، در صورت درخواست متهم برای وکیل، دادگاه باید حداقل ۳ روز مهلت دفاع دهد.

حقوق محجوران و تعقیب قضات

  • فرد سفیه در جرایم غیرمالی ← می‌تواند شخصاً شکایت کند
  • جرایم غیرقابل‌گذشت محجور ← نیازی به تعیین قیم اتفاقی ندارد
  • عاقله مشمول تشریفات متهم مانند تفهیم اتهام و تأمین نیست
  • ارسال پرونده بیت‌المال به دادگاه ← با دستور دادستان است
  • تعلیق قاضی در جرم عمدی ← مستلزم تقاضا از دادگاه عالی است
عاقله (Aqilah)
خویشاوندان ذکور نسبی متهم که مسئول پرداخت دیه هستند

نکته: تعلیق قاضی متهم به جرم عمدی، تا زمان صدور حکم قطعی و جهت حفظ سلامت دستگاه قضا ادامه می‌یابد.

نکات کلیدی و تله‌های آزمون

  • عدم استفاده از فرم شکوائیه مانع استماع شکایت نیست و باعث رد آن نمی‌شود
  • مبدأ مهلت ۱ ساله تعقیب مجدد، تاریخ صدور قرار ترک تعقیب است نه درخواست شاکی
  • صدور قرار تعلیق تعقیب در صلاحیت دادستان یا دادگاه است، نه بازپرس پرونده
  • در نیابت قضایی، نظارت بر تحقیقات با دادستان محل انجام نیابت است نه صادرکننده
  • سازمان‌های مردم‌نهاد اعلام‌کننده جرم، فاقد حق اعتراض به آرای دادگاه هستند
  • تصمیم‌گیری درباره تعلیق قاضی در جرم عمدی، با دادگاه عالی انتظامی است نه دادستان

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در صورتی که دادستان و معاون او در حوزه قضایی حضور نداشته باشند، اداره دادسرا و جانشینی دادستان به چه ترتیب صورت می‌گیرد؟

  1. وظایف دادستان در ایام غیبت وی به دادیار با سابقه قضایی بیشتر محول می‌گردد؛ بازپرس با سابقه قضایی بیشتر در صورت نبود دادیار واجد شرایط، جانشین دادستان خواهد شد و در صورت تساوی سابقه، دادیار مسن‌تر جانشین می‌شود.
  2. دادیار واجد سابقه قضایی بیشتر عهده‌دار وظایف دادستان غایب است؛ در صورت تساوی سابقه قضایی، دادیار دارای سن کمتر جانشین دادستان شده و بازپرس شعبه اول نیز فاقد صلاحیت قانونی برای ایفای نقش جانشینی وی می‌باشد.
  3. دادیاری که دارای سابقه قضایی بیشتری در آن دادسرا است جانشین دادستان می‌شود؛ در صورت تساوی سابقه قضایی، دادیاری که سن کمتری دارد جانشین دادستان می‌شود و بازپرس شعبه اول نیز صلاحیت جانشینی را نخواهد داشت.
  4. اداره امور دادسرا با دادیار واجد سابقه قضایی بیشتر خواهد بود؛ در صورت تساوی سابقه قضایی دادیاران، دادیار مسن‌تر جانشین دادستان شده و بازپرس تحت هیچ فرضی صلاحیت تصدی جانشینی دادستان را در غیاب وی ندارد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

مطابق ماده ۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری، در غیاب دادستان و معاون او، دادیاری که سابقه قضایی بیشتری دارد جانشین دادستان می‌شود. همچنین در صورت تساوی سابقه قضایی میان دادیاران، دادیاری که سن بیشتری دارد جانشین دادستان می‌شود. بازپرس نیز تحت هیچ فرضی جانشین دادستان نخواهد شد. بنابراین گزینه چهارم صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: بازپرس تحت هیچ شرایطی جانشین دادستان نمی‌شود و سابقه قضایی او تاثیری در این امر ندارد. گزینه دوم: در صورت تساوی سابقه قضایی دادیاران، دادیار مسن‌تر (دارای سن بیشتر) جانشین دادستان می‌شود، نه دادیار دارای سن کمتر (جوان‌تر). گزینه سوم: در صورت تساوی سابقه قضایی، دادیاری که سن بیشتری دارد جانشین دادستان می‌شود و دادیار با سن کمتر اولویت ندارد.

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی کیفری