اعتراض به آرا

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

قابلیت تجدیدنظرخواهی و قطعیت آرا

در نظام دادرسی کیفری ایران، اصل بر قابل اعتراض بودن آرا است تا از تضییع حقوق افراد جلوگیری شود. با این حال، برای حفظ ثبات احکام و جلوگیری از اطاله دادرسی، برخی آرا قطعی تلقی می‌شوند. طبق ماده ۴۲۷ قانون آیین دادرسی کیفری، آرای دادگاه‌های کیفری قابل تجدیدنظر یا فرجام هستند مگر در موارد استثنایی.

معیارهای قطعیت آرا

آرای زیر به صورت قانونی قطعی و غیرقابل تجدیدنظرخواهی محسوب می‌شوند:

  • جرایم تعزیری درجه هشت: شامل حبس تا ۳ ماه یا جزای نقدی تا ارزش مقرر در قانون.
  • دیه و ارش: در صورتی که میزان یا جمع آن کمتر از یک‌دهم دیه کامل باشد.
  • جرایم غیرعمدی: جرایم درجه هفت ناشی از تصادفات رانندگی یا حوادث ناشی از کار.

ملاک قابلیت تجدیدنظرخواهی، مجازات قانونی اولیه جرم است، نه مجازات قضایی که دادگاه پس از تخفیف یا تبدیل (مانند تبدیل حبس به جزای نقدی) در حکم ذکر می‌کند.

قاعده تبعیت در اعتراض

طبق ماده ۴۲۹، اگر حکمی دارای چندین جنبه باشد (مثلاً حبس و دیه) و یکی از این جنبه‌ها قابل تجدیدنظر باشد، سایر جنبه‌ها نیز به تبع آن قابل تجدیدنظر خواهند بود؛ حتی اگر آن جنبه به تنهایی (مانند دیه کمتر از یک‌دهم) قطعی باشد.

نوع مجازاتدرجه/میزانوضعیت اعتراض
تعزیردرجه ۸قطعی
تعزیردرجه ۱ تا ۷قابل تجدیدنظر
دیه/ارشکمتر از ۱/۱۰قطعی
دیه/ارش۱/۱۰ و بیشترقابل تجدیدنظر

واژگان کلیدی

مجازات قانونی
مجازاتی که قانون‌گذار در متن قانون برای یک جرم پیش‌بینی کرده است.
مجازات قضایی
مجازاتی که قاضی پس از بررسی پرونده و اعمال تخفیف یا تشدید در حکم نهایی صادر می‌کند.
تبعیت در تجدیدنظر
قابلیت اعتراض به بخش قطعی یک حکم به واسطه قابل اعتراض بودن بخش دیگر همان حکم.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه اگر حبس به جزای نقدی تبدیل شود، ملاک اعتراض میزان جزای نقدی است؛ در حالی که ملاک همان حبس اولیه (مجازات قانونی) است.
  • اشتباه در مورد دیه: تصور قطعیت مطلق دیه کمتر از یک‌دهم؛ در حالی که اگر همراه با مجازات قابل اعتراض دیگری باشد، قابل تجدیدنظر می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آرای کیفری اصولاً قابل تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی هستند.
  • مجازات‌های تعزیری درجه ۸ و دیه‌های کمتر از یک‌دهم دیه کامل قطعی می‌باشند.
  • جرایم غیرعمدی درجه ۷ ناشی از کار و تصادفات رانندگی غیرقابل اعتراض هستند.
  • ملاک تشخیص قابلیت اعتراض، مجازات قانونی جرم است نه مجازات مندرج در حکم.
  • در صورت تعدد مجازات‌ها، قابل اعتراض بودن یک بخش، بخش‌های قطعی را هم قابل تجدیدنظر می‌کند.

فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی مرحله‌ای از رسیدگی به اعتراض است که در آن دیوان عالی کشور به عنوان عالی‌ترین مرجع قضایی، انطباق یا عدم انطباق آرای صادره از دادگاه‌های پایین‌تر با قانون را بررسی می‌کند. طبق ماده ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری، هر جرمی قابل فرجام نیست و تنها موارد خاصی در صلاحیت دیوان قرار دارند.

موارد صلاحیت دیوان عالی کشور

آرای صادره در خصوص جرایم زیر قابل فرجام‌خواهی هستند:

  • جرایمی که مجازات قانونی آن‌ها سلب حیات (اعدام، قصاص نفس)، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه ۳ و بالاتر باشد.
  • جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آن‌ها نصف دیه کامل یا بیشتر باشد.
  • جرایم سیاسی و مطبوعاتی (بدون توجه به میزان مجازات).

طبق رأی وحدت رویه ۷۷۸، مرجع اعتراض بر اساس عنوان اتهامی اولیه تعیین می‌شود. اگر اتهام اولیه در صلاحیت دیوان باشد (مانند قتل عمد)، حتی اگر دادگاه حکم به برائت یا مجازات سبک‌تر صادر کند، باز هم مرجع اعتراض دیوان است.

نکات کلیدی فرجام‌خواهی

۱. ملاک فرجام‌خواهی، مجازات قانونی جرم است، نه مجازاتی که قاضی پس از اعمال تخفیف تعیین کرده است.
۲. فرجام‌خواهی نسبت به جنبه کیفری با درخواست کتبی و پرداخت هزینه دادرسی مقرر صورت می‌گیرد.

به عنوان مثال، در جرمی با مجازات تعزیر درجه ۳، اگر دادگاه مجازات را به درجه ۵ تخفیف دهد، چون ملاک «مجازات قانونی» (درجه ۳) است، حکم همچنان قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود.

واژگان کلیدی

فرجام‌خواهی
بررسی انطباق حکم صادره با موازین شرعی و مقررات قانونی در دیوان عالی کشور.
عنوان اتهامی اولیه
اتهامی که در کیفرخواست یا ابتدای رسیدگی به متهم نسبت داده شده و مبنای تعیین صلاحیت مرجع اعتراض است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: تصور اینکه تعزیر درجه ۴ قابل فرجام‌خواهی است (در حالی که فقط درجه ۳ و بالاتر فرجام‌خواه هستند).
  • اشتباه: تصور اینکه اگر دیه کمتر از نصف دیه کامل باشد، می‌توان در دیوان فرجام‌خواهی کرد.
  • اشتباه: گمان اینکه اگر شاکی گذشت کند یا حکم بر اعدام صادر نشود، مرجع اعتراض از دیوان به دادگاه تجدیدنظر تغییر می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مرجع رسیدگی به فرجام‌خواهی، دیوان عالی کشور است.
  • جرایم با مجازات سلب حیات، حبس ابد و تعزیر درجه ۱ تا ۳ قابل فرجام هستند.
  • جنایات عمدی با دیه نصف یا بیش از نصف دیه کامل در صلاحیت دیوان قرار دارند.
  • آرای مربوط به جرایم سیاسی و مطبوعاتی همواره قابل فرجام‌خواهی در دیوان هستند.
  • ملاک صلاحیت دیوان، مجازات قانونی جرم و عنوان اتهامی اولیه است.

تخفیف مجازات با اسقاط حق اعتراض (ماده ۴۴۲)

قانون‌گذار برای تشویق محکومان به تسلیم در برابر حکم و کاهش بار دستگاه قضایی، نهادی را تحت عنوان تخفیف مجازات در قبال اسقاط حق تجدیدنظرخواهی پیش‌بینی کرده است. طبق ماده ۴۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری، این مزیت تنها در محکومیت‌های تعزیری قابل اعمال است.

شرایط و نحوه اعمال تخفیف

۱. محکوم‌علیه باید پیش از پایان مهلت قانونی برای اعتراض، حق خود را اسقاط کرده یا درخواست قبلی را مسترد کند.
۲. این درخواست باید به دادگاه صادرکننده رأی نخستین تقدیم شود.
۳. طبق رأی وحدت رویه ۸۲۳، این تخفیف تنها زمانی ممکن است که نه شاکی و نه دادستان تجدیدنظرخواهی نکرده باشند.

در صورت وجود شرایط، دادگاه تا یک چهارم مجازات مندرج در حکم را کسر می‌کند. توجه داشته باشید که دادگاه ملزم به کسر «دقیقاً» یک‌چهارم نیست، بلکه «تا سقف» آن اختیار دارد.

تشریفات رسیدگی

دادگاه در وقت فوق‌العاده و با حضور اجباری دادستان به این درخواست رسیدگی می‌کند. حکمی که در این مرحله صادر می‌شود قطعی بوده و دیگر قابل اعتراض نیست. همچنین این مقرره طبق آرای وحدت رویه، اسقاط حق فرجام‌خواهی را نیز شامل می‌شود.

اگر فردی به ۱۰۰ روز حبس محکوم شده و حق اعتراض خود را ساقط کند، دادگاه می‌تواند مجازات او را حداکثر تا ۷۵ روز کاهش دهد. اما نمی‌تواند حبس را به جزای نقدی تبدیل یا آن را معلق کند.

واژگان کلیدی

اسقاط حق
چشم‌پوشی ارادی و آگاهانه فرد از حقی که قانون برای او در نظر گرفته است.
وقت فوق‌العاده
زمانی که خارج از نوبت‌های عادی رسیدگی، برای بررسی موارد فوری یا خاص در دادگاه تعیین می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: تصور اینکه این تخفیف شامل جرایم حدی (مثل شرب خمر) هم می‌شود.
  • اشتباه: گمان اینکه اگر شاکی اعتراض کرده باشد، محکوم‌علیه باز هم می‌تواند با اسقاط حق خود تخفیف بگیرد.
  • اشتباه: تصور اینکه دادگاه می‌تواند در این مرحله مجازات را معلق یا تبدیل کند (فقط کسر تا یک‌چهارم ممکن است).

جمع‌بندی این مفهوم

  • تخفیف ماده ۴۴۲ مختص محکومیت‌های تعزیری است و شامل حدود نمی‌شود.
  • شرط اصلی، عدم اعتراض شاکی و دادستان به حکم صادره است.
  • میزان تخفیف، کسر «تا یک‌چهارم» مجازات تعیین شده در حکم است.
  • رسیدگی باید در وقت فوق‌العاده و با حضور دادستان انجام شود.
  • تصمیم دادگاه در خصوص این تخفیف، قطعی و غیرقابل اعتراض است.

دادرسی جرایم اطفال و نوجوانان

رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان دارای قواعد ویژه‌ای است که تفاوت‌های بنیادی با دادرسی بزرگسالان دارد. ملاک تشخیص، سن در زمان ارتکاب جرم است. دختران زیر ۹ سال قمری و پسران زیر ۱۵ سال قمری نابالغ محسوب می‌شوند.

صلاحیت مراجع رسیدگی

۱. دادگاه اطفال و نوجوانان: مرجع عمومی برای تمام جرایم افراد نابالغ و جرایم سبک نوجوانان بالغ (زیر ۱۸ سال).
۲. دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان: اگر نوجوان بالغ (زیر ۱۸ سال) مرتکب جرمی شود که در صلاحیت کیفری یک است (مانند قتل یا تعزیر درجه ۳)، در این دادگاه رسیدگی می‌شود.

تمام آرای صادره از دادگاه اطفال و نوجوانان بدون استثنا (حتی دیه‌های بسیار اندک) قابل تجدیدنظرخواهی هستند.

اشخاص دارای حق اعتراض

برخلاف بزرگسالان، دایره افراد دارای حق اعتراض در این پرونده‌ها گسترده‌تر است:

  • خود طفل یا نوجوان.
  • وکیل یا نماینده قانونی.
  • ولی یا سرپرست قانونی.
  • دادستان (در صورت مخالفت رای با قانون).
مرجع صادرکنندهنوع اعتراضمرجع معترض‌عنه
دادگاه اطفال/نوجوانانتجدیدنظردادگاه تجدیدنظر استان
کیفری ۱ ویژه نوجوانانفرجام‌خواهیدیوان عالی کشور

واژگان کلیدی

طفل
فردی که به سن بلوغ شرعی (۹ سال قمری برای دختر و ۱۵ سال برای پسر) نرسیده است.
نوجوان
فردی که بالغ شده اما سن او زیر ۱۸ سال تمام شمسی است.
ولی یا سرپرست
پدر، جد پدری یا فردی که طبق قانون مسئولیت نگهداری طفل را بر عهده دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: تصور اینکه سن بلوغ در پسران ۱۳ سال شمسی است.
  • اشتباه: گمان اینکه دیه کمتر از یک‌دهم در دادگاه اطفال قطعی است.
  • اشتباه: خلط بین مرجع تجدیدنظر دادگاه اطفال (استان) با مرجع فرجام کیفری ۱ ویژه نوجوانان (دیوان).
  • اشتباه: تصور اینکه مدعی خصوصی می‌تواند به تخفیف مجازات نوجوان (توسط دادگاه) اعتراض کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دختران زیر ۹ سال و پسران زیر ۱۵ سال قمری نابالغ هستند و اطفال محسوب می‌شوند.
  • رسیدگی به تمام جرایم نابالغان در صلاحیت دادگاه اطفال و نوجوانان است.
  • آرای دادگاه اطفال برخلاف آرای عمومی، در تمامی موارد قابل تجدیدنظرخواهی هستند.
  • ولی و سرپرست قانونی حق دارند مستقلاً درخواست تجدیدنظر بدهند.
  • مرجع اعتراض به آرای کیفری ۱ ویژه نوجوانان، دیوان عالی کشور می‌باشد.

جهات و تشریفات اعتراض به آرا

تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی فرآیندهایی شکلی هستند که باید مطابق مهلت‌ها و روش‌های مندرج در قانون انجام شوند. طبق ماده ۴۳۴ قانون آیین دادرسی کیفری، جهات قانونی برای اعتراض شامل مواردی نظیر ادعای عدم اعتبار ادله، مخالف بودن رای با قانون و عدم صلاحیت دادگاه است.

جهات قانونی اعتراض

  • ادعای مخالف بودن رای با قانون.
  • ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه (نه لزوماً شاکی).
  • ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی.
  • ادعای عدم صلاحیت دادگاه یا وجود جهات رد دادرس.

اگر شاکی و متهم کتباً توافق کنند که حق اعتراض را ساقط کنند، اعتراض بعدی آن‌ها مسموع نیست؛ مگر در مورد صلاحیت دادگاه یا قاضی.

تشریفات و هزینه‌ها

اعتراض نسبت به جنبه کیفری با درخواست کتبی صورت می‌گیرد، اما اعتراض مدعی خصوصی به ضرر و زیان نیازمند تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی طبق آیین دادرسی مدنی است.

معافیت زندانیان

تجدیدنظرخواه زندانی از پرداخت هزینه دادرسی مرحله اعتراض فقط در امری که به خاطر آن زندانی شده معاف است. اگر به خاطر جرم الف زندانی باشد و بخواهد به حکم جرم ب اعتراض کند، باید هزینه آن را بپردازد.

اگر فردی همزمان به حبس و رد مال محکوم شود و در بازداشت بماند، برای اعتراض به هر دو جنبه (کیفری و حقوقی) به طور همزمان، از پرداخت هزینه دادرسی و رعایت تشریفات مدنی معاف خواهد بود.

واژگان کلیدی

جهات رد دادرس
مواردی که قاضی به دلیل ذی‌نفع بودن یا رابطه با طرفین، قانونی اجازه رسیدگی به پرونده را ندارد.
قرار اناطه
توقف رسیدگی به جرم تا زمانی که تکلیف یک دعوای دیگر در مرجع صالح مشخص شود.
اعسار
ناتوانی مالی فرد از پرداخت هزینه دادرسی که باید در دادگاه بدوی به آن رسیدگی شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: تصور اینکه توافق شفاهی برای اسقاط حق اعتراض اعتبار دارد (باید کتبی باشد).
  • اشتباه: فکر کردن به اینکه ادعای اعسار در دادگاه تجدیدنظر بررسی می‌شود (در صلاحیت دادگاه نخستین است).
  • اشتباه: گمان اینکه اعتراض به جنبه کیفری همواره مستلزم تقدیم دادخواست حقوقی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جهات اعتراض شامل عدم صلاحیت، مخالفت با قانون و عدم اعتبار ادله دادگاه است.
  • تجدیدنظرخواهی نسبت به ضرر و زیان نیازمند دادخواست و هزینه دادرسی مدنی است.
  • زندانیان فقط در موضوعی که به خاطر آن در حبس هستند از هزینه دادرسی معافند.
  • در صورت نقص در درخواست، مدیر دفتر دادگاه بدوی اخطار رفع نقص ۱۰ روزه صادر می‌کند.
  • دادگاه تجدیدنظر در صورت تشخیص خطا، محدود به جهات اعلامی معترض نیست و رای را نقض می‌کند.

خلاصهٔ درس

به آرا اعتراض داری؟

Criminal Procedure · Appeals

قطعیت یا قابلیت تجدیدنظر؟

  • اصل: آرای کیفری قابل اعتراض هستند (ماده ۴۲۷)
  • تعزیر درجه ۸ ← حکم قطعی و غیرقابل اعتراض
  • دیه کمتر از یک‌دهم دیه کامل ← قطعی
  • جرایم غیرعمدی درجه ۷ (تصادف، حوادث کار) ← قطعی
  • ملاک: مجازات قانونی جرم، نه مجازات مندرج در حکم
مجازات قانونی
مجازاتی که قانون‌گذار در متن قانون برای جرم مقرر کرده

نکته: اگر حکم چند جنبه دارد و یکی قابل اعتراض باشد، بخش قطعی هم «به تبع» قابل تجدیدنظر می‌شود (ماده ۴۲۹).

فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور

  • صلاحیت دیوان: اعدام، قصاص نفس، قطع عضو، حبس ابد، تعزیر درجه ۳ و بالاتر
  • جنایت عمدی با دیه نصف یا بیش از نصف دیه کامل ← دیوان
  • جرایم سیاسی و مطبوعاتی همیشه در صلاحیت دیوانند
  • ملاک صلاحیت: عنوان اتهامی اولیه در کیفرخواست
  • تعزیر درجه ۴ قابل فرجام نیست؛ فقط درجه ۱ تا ۳
عنوان اتهامی اولیه
اتهامی که در کیفرخواست نسبت داده شده؛ مبنای تعیین مرجع اعتراض

نکته: طبق رأی وحدت رویه ۷۷۸، حتی اگر دادگاه تبرئه کند، مرجع اعتراض بر اساس عنوان اتهامی اولیه تعیین می‌شود.

تخفیف با چشم‌پوشی از اعتراض

  • ماده ۴۴۲: محکوم تعزیری می‌تواند حق اعتراض را ساقط کند
  • شرط: نه شاکی نه دادستان اعتراض نکرده باشند (رأی ۸۲۳)
  • تخفیف: کسر تا یک‌چهارم مجازات مندرج در حکم
  • رسیدگی در وقت فوق‌العاده با حضور اجباری دادستان
  • تصمیم دادگاه در این مرحله قطعی است
اسقاط حق
چشم‌پوشی ارادی و آگاهانه از حقی که قانون برای فرد مقرر کرده

نکته: دادگاه نمی‌تواند مجازات را در این مرحله معلق یا به جریمه تبدیل کند؛ فقط کسر تا یک‌چهارم مجاز است.

دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان

  • ملاک: سن در زمان ارتکاب جرم
  • نابالغ: دختر زیر ۹ سال قمری، پسر زیر ۱۵ سال قمری
  • آرای دادگاه اطفال همه قابل تجدیدنظرند (حتی دیه اندک)
  • جرایم سنگین نوجوان بالغ ← کیفری یک ویژه نوجوانان
  • معترض: خود نوجوان، ولی، وکیل یا دادستان
نوجوان
فرد بالغ زیر ۱۸ سال تمام شمسی؛ دارای دادرسی اختصاصی

نکته: دیه کمتر از یک‌دهم که در دادگاه بزرگسالان قطعی است، در دادگاه اطفال قابل تجدیدنظر است.

جهات و تشریفات اعتراض

  • جهات: مخالفت با قانون، عدم اعتبار ادله، عدم صلاحیت دادگاه
  • اعتراض کیفری: درخواست کتبی؛ بدون نیاز به دادخواست
  • اعتراض به ضرر و زیان: دادخواست + هزینه دادرسی مدنی
  • زندانی فقط در موضوع حبس خود از هزینه دادرسی معاف است
  • توافق اسقاط حق اعتراض باید کتبی باشد
اعسار
ناتوانی مالی از پرداخت هزینه دادرسی؛ در صلاحیت دادگاه بدوی است

نکته: اگر فردی به حبس و رد مال محکوم شود و در بازداشت باشد، برای اعتراض به هر دو جنبه از هزینه دادرسی معاف است.

نکات کلیدی آزمون

  • ملاک قابلیت اعتراض: مجازات قانونی است نه مجازاتی که قاضی در حکم تعیین کرده
  • تعزیر درجه ۴ قابل فرجام نیست؛ فقط درجه ۱ تا ۳ در صلاحیت دیوان است
  • تخفیف ماده ۴۴۲ شامل جرایم حدی نمی‌شود؛ فقط تعزیری
  • دیه کمتر از یک‌دهم در دادگاه اطفال قطعی نیست، برخلاف دادگاه عمومی
  • اسقاط حق اعتراض برای دریافت تخفیف، با اعتراض شاکی یا دادستان بی‌اثر می‌شود
  • مرجع اعتراض کیفری یک ویژه نوجوانان: دیوان عالی کشور، نه دادگاه تجدیدنظر استان

یک تست از این درس

خودت را بسنج

شخصی بالغ به اتهام قتل عمدی در دادگاه کیفری یک محاکمه شده و دادگاه با رد عنوان عمدی، او را به اتهام قتل شبه‌عمدی به پرداخت دیه کامل محکوم می‌کند. مرجع تجدیدنظرخواهی/فرجام‌خواهی از این رأی کدام است و ملاک تعیین این مرجع چیست؟

  1. مرجع رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان است، زیرا ملاک تعیین صلاحیت مرجع اعتراض، میزان مجازات تعیین شده در حکم دادگاه است.
  2. مرجع رسیدگی دیوان عالی کشور است، زیرا ملاک تعیین صلاحیت مرجع اعتراض، میزان مجازات تعیین شده در حکم دادگاه است.
  3. مرجع رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان است، زیرا ملاک تعیین صلاحیت مرجع اعتراض، عنوان اتهام انتسابی اولیه در کیفرخواست است.
  4. مرجع رسیدگی دیوان عالی کشور است، زیرا ملاک تعیین صلاحیت مرجع اعتراض، عنوان اتهام انتسابی اولیه در کیفرخواست است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

طبق رأی وحدت رویه شماره ۷۷۸ دیوان عالی کشور، در مواردی که عنوان اتهامی اولیه پرونده در صلاحیت دیوان عالی کشور باشد (مانند قتل عمدی که مجازات قانونی آن سلب حیات است و طبق ماده ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری فرجام‌خواهی آن در صلاحیت دیوان عالی کشور است)، رأی صادره صرف‌نظر از اینکه دادگاه بدوی متهم را محکوم به اعدام کند، یا تبرئه نماید و یا اتهام را به قتل شبه‌عمدی تغییر دهد، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود. بنابراین ملاک، صلاحیت عنوان اتهامی اولیه است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: مرجع اعتراض دیوان عالی کشور است، نه دادگاه تجدیدنظر استان؛ ملاک نیز عنوان اتهامی اولیه است، نه مجازات حکم. گزینه دوم: ملاک صلاحیت عنوان اتهامی اولیه است، نه مجازات تعیین‌شده در حکم دادگاه بدوی. گزینه سوم: مرجع اعتراض دیوان عالی کشور است، نه دادگاه تجدیدنظر استان.

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی کیفری