ارزیابی

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ارزیابی بالینی و سنجش‌های فیزیولوژیک و نوزادی

مقدمه‌ای بر ارزیابی بالینی

ارزیابی بالینی فرایندی است که در آن متخصص روان‌شناسی به سنجش و شناخت دقیق وضعیت مراجع می‌پردازد. این ارزیابی همه‌جانبه بر اساس ۳ عامل بنیادین روانی، جسمانی و اجتماعی که بیشترین تأثیر را بر عملکرد فرد دارند، صورت می‌گیرد. بر خلاف برخی تصورات رایج، عامل معنوی به عنوان یکی از محورهای مستقل و رسمی در این ارزیابی سه‌گانه سنجیده نمی‌شود و ارزیابی در این سه محور خلاصه می‌گردد. متخصصان بالینی برای به دست آوردن تصویری جامع از مراجع، از ۵ شیوه عمده ارزیابی رفتار استفاده می‌کنند. این شیوه‌ها شامل مصاحبه، معاینه وضع روانی، آزمون‌های روان‌شناختی، مشاهده رفتاری و ارزیابی سیستم فیزیولوژیکی است. هر یک از این روش‌ها جنبه‌های متفاوتی از عملکرد مراجع را آشکار می‌سازند. برای مثال، در جریان مصاحبه‌های درمانی، ارزیابی کیفیت فرآیند درمان از سوی مراجعان به شدت به درک دنیای هیجانی و سیستم عاطفی آن‌ها توسط درمانگر وابسته است؛ به طوری که مراجع باید حس کند احساسات و عواطف درونی‌اش به خوبی درک شده است.

ارزیابی بالینی به طور رسمی بر سنجش سه عامل روانی، جسمانی و اجتماعی مراجع متمرکز است که بیشترین تأثیر را بر عملکرد او دارند.

سنجش‌های فیزیولوژیک و بیولوژیک

در حوزه سنجش‌های فیزیولوژیک و بیولوژیک، ابزارهای علمی مختلفی برای تشخیص مشکلات روانی بر پایه ویژگی‌های زیستی به کار می‌روند که شامل آزمون‌های سایکوفیزیولوژیک (نوروسایکولوژی) و تکنیک‌های پیشرفته تصویربرداری مغزی هستند. این تکنیک‌ها به پزشکان و روان‌شاسان بالینی کمک می‌کنند تا ساختار و عملکرد مغز مراجع را با دقت بالا تحلیل نمایند. در میان این ابزارها، روش الکترومیوگرافی (EMG) جایگاه ویژه‌ای دارد. این تکنیک برای ارزیابی و ثبت پتانسیل‌های الکتریکی تولید شده توسط عضلات بدن در زمان انقباض و انبساط طراحی شده است. الکترومیوگرافی با الکتروکاردیوگرام (ECG) که به ثبت و سنجش پتانسیل‌های الکتریکی قلب می‌پردازد، تفاوت ساختاری و کارکردی دارد و نباید این دو ابزار با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.

ابزارهدف سنجشناحیه بررسی
EMGپتانسیل الکتریکی عضلاتماهیچه‌ها در انقباض
ECGپتانسیل الکتریکی قلبسیستم قلبی

سنجش فیزیولوژیک نوزاد: تست آپگار

علاوه بر ارزیابی بزرگسالان، ارزیابی‌های فیزیولوژیک در بدو تولد نوزادان نیز اهمیت حیاتی دارند. تست آپگار یک ابزار سنجش فیزیولوژیک فوری است که بلافاصله پس از تولد نوزاد در دقایق ۱ و ۵ اجرا می‌شود. این تست سلامت عمومی نوزاد را با بررسی ۵ معیار شامل تعداد ضربان قلب، وضعیت تنفس، قوام یا قوت عضلانی، وضعیت عمومی و رنگ پوست مورد ارزیابی قرار می‌دهد. باید توجه داشت که کارکرد این تست صرفاً بررسی وضعیت بقا و سلامت نوزاد در بدو تولد است و توانایی پیش‌بینی چگونگی سلامت یا رشد کودک در آینده را ندارد.

واژگان کلیدی

ارزیابی بالینی
فرایند سنجش مراجع بر اساس سه عامل روانی، جسمانی و اجتماعی برای شناخت دقیق عملکرد او.
الکترومیوگرافی (EMG)
تکنیکی برای محاسبه و ثبت پتانسیل‌های الکتریکی تولید شده توسط عضلات بدن در زمان انقباض و انبساط.
تست آپگار
ابزار غربالگری فوری نوزاد در بدو تولد بر اساس پنج معیار فیزیولوژیک جهت سنجش سلامت عمومی موقت.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه ارزیابی بالینی فرد را بر اساس ۴ عامل روانی، جسمانی، اجتماعی و معنوی می‌سنجد؛ در حالی که عامل معنوی جزء این سنجش سه‌گانه نیست و ارزیابی فقط بر اساس ۳ عامل صورت می‌گیرد.
  • اشتباه گرفتن الکترومیوگرافی (EMG) به عنوان ابزار ثبت پتانسیل‌های قلب؛ در حالی که این ابزار مختص عضلات است و ثبت پتانسیل قلب با ECG انجام می‌شود.
  • فرض اینکه تست آپگار می‌تواند سلامت نوزاد را در آینده یا در طول رشد او پیش‌بینی کند؛ در صورتی که این تست فقط وضعیت زمان تولد را می‌سنجد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ارزیابی بالینی بر اساس ۳ عامل روانی، جسمانی و اجتماعی انجام می‌شود و فاقد ارزیابی مستقل معنوی است.
  • ۵ شیوه عمده ارزیابی رفتار شامل مصاحبه، معاینه وضع روانی، آزمون‌های روان‌شناختی، مشاهده رفتاری و سنجش فیزیولوژیکی است.
  • ابزارهای بیولوژیک نظیر تصویربرداری مغزی و آزمون‌های سایکوفیزیولوژیک تغییرات زیستی را برای تشخیص اختلالات ثبت می‌کنند.
  • الکترومیوگرافی (EMG) فعالیت الکتریکی عضلات بدن را ثبت می‌کند و با الکتروکاردیوگرام (ECG) مربوط به قلب متفاوت است.
  • تست آپگار سلامت نوزاد را در بدو تولد با ۵ معیار می‌سنجد اما پیش‌بینی‌کننده سلامت آینده او نیست.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید نام این تست علاوه بر اینکه ادای احترامی به ابداع‌کننده آن، دکتر ویرجینیا آپگار در سال ۱۹۵۲ میلادی است، به عنوان یک شبه‌مخفف (Acronym) انگلیسی نیز به یاد سپرده می‌شود: Appearance (رنگ پوست)، Pulse (ضربان قلب)، Grimace (پاسخ رفلکسی)، Activity (قوام عضلانی) و Respiration (تنفس). این تست ساده و سریع از زمان ابداع تاکنون توانسته نرخ مرگ‌ومیر نوزادان را در سراسر جهان به شدت کاهش دهد.

مصاحبه بالینی سنجشی و ابزارهای ساختاریافته

ساختار و اهداف مصاحبه بالینی

مصاحبه سنجشی یا تشخیصی یکی از ابزارهای بنیادین در روان‌شناسی بالینی است که هدف اصلی آن جمع‌آوری اطلاعات جامع و ارزیابی دقیق رفتار مراجع است. برخلاف مصاحبه‌های درمانی، در مصاحبه سنجشی هدف ارائه مداخله‌های درمانی مستقیم یا راهکارهای درمانی در اولین جلسه تعامل رودررو نیست. این مصاحبه‌ها به طور کلی به ۳ نوع فاقد ساختار، ساختاریافته و نیمه ساختاریافته تقسیم می‌شوند. در مصاحبه فاقد ساختار، مصاحبه‌گر به جای دنبال کردن متنی از پیش تعیین‌شده، محتوا و ترتیب سؤالات را در لحظه و بر اساس پاسخ‌های مراجع تنظیم می‌کند. بخش مهمی از این مصاحبه را تاریخچه‌نگاری تشکیل می‌دهد که در آن اطلاعات خانوادگی و زمان رویدادهای گذشته ثبت می‌شود.

ویژگیفاقد ساختارساختاریافته
پایاییپایینبسیار بالا
انعطافبسیار زیادبسیار کم
ترتیب سؤالپویاثابت

مصاحبه‌های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته

در مصاحبه‌های ساختاریافته، مواد مصاحبه، طرز بیان و ترتیب سؤالات به صورت رسمی نوشته شده‌اند و به تجربه یا قضاوت ذهنی مصاحبه‌گر متکی نیستند. این ویژگی باعث می‌شود پایایی (ثبات سنجش) مصاحبه‌های ساختاریافته بسیار بالا باشد و احتمال توافق دو مصاحبه‌گر بر یک تشخیص واحد افزایش یابد. یکی از معروف‌ترین این ابزارها، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات راهنمای تشخیصی (SCID) است؛ ابزار SCID-I برای تشخیص اختلال‌های محور ۱ و ابزار SCID-II برای تشخیص اختلال‌های محور ۲ طراحی شده است. این ابزار از طرح شاخه‌ای (branching) بهره می‌برد که به مصاحبه‌گر اجازه می‌دهد بر اساس پاسخ‌ها به کاوش بیشتر پرداخته یا به سمت سؤالات تشخیصی متفاوت هدایت شود. روش نیمه ساختاریافته به عنوان حد وسط عمل می‌کند؛ در این روش مصاحبه‌گر چند سؤال کلیدی در اختیار دارد ولی مراجع در ارائه پاسخ‌ها آزادتر است.

برای مثال، در ابزار SCID اگر مراجع در پاسخ به سؤال غربالگری افسردگی بگوید که هرگز خلق غمگین نداشته است، مصاحبه‌گر با استفاده از طرح شاخه‌ای از بقیه سؤالات افسردگی عبور کرده و به بخش بعدی می‌رود.

نقدهای وارد بر مصاحبه‌های ساختاریافته

با وجود مزایای متعدد، مصاحبه‌های ساختاریافته بدون نقص نیستند. یکی از معایب اصلی آن‌ها انعطاف‌ناپذیری است؛ این ابزارها حتی به مصاحبه‌گران باتجربه اجازه میان‌بر زدن نمی‌دهند، در حالی که متخصصان معمولاً برای رسیدن به تشخیص به اطلاعات کمتری نسبت به مبتدیان نیاز دارند. علاوه بر این، اگرچه پایایی این مصاحبه‌ها بالا است، اما روایی (اعتبار) آن‌ها توسط متخصصان زیر سؤال رفته است، چرا که در حال حاضر هیچ مصاحبه تشخیصی وجود ندارد که به تنهایی قادر به ارزیابی تمامی تشخیص‌های ذکر شده در راهنمای DSM-IV-TR باشد. همچنین، نوع سؤالات نیز در روایی مصاحبه اثرگذار است؛ سؤالات بازپاسخ به مراجع اجازه پاسخ‌های گسترده می‌دهند، در حالی که سؤالات بسته‌پاسخ مراجع را به پاسخ‌های محدودی مانند بله یا خیر منحصر می‌کنند.

واژگان کلیدی

تاریخچه‌نگاری
بخش کلیدی مصاحبه فاقد ساختار که در آن اطلاعات خانوادگی و زمان رویدادهای گذشته ثبت می‌شود.
طرح شاخه‌ای (Branching)
ساختاری در مصاحبه SCID که به مصاحبه‌گر اجازه می‌دهد بر اساس پاسخ‌های مراجع، سؤالات بعدی را تغییر داده و مسیر تشخیصی را هدایت کند.
پایایی مصاحبه
میزان ثبات سنجش به طوری که احتمال توافق دو مصاحبه‌گر بر یک تشخیص واحد افزایش یابد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه هدف مصاحبه سنجشی یا تشخیصی، ارائه راهکارهای درمانی مستقیم به مراجع در اولین جلسه است؛ در حالی که هدف اصلی آن جمع‌آوری اطلاعات است.
  • استفاده از ابزار SCID-I برای اختلالات محور ۲ یا بالعکس؛ در حالی که SCID-I مختص محور ۱ و SCID-II مختص محور ۲ است.
  • فرض اینکه مصاحبه‌های ساختاریافته علاوه بر پایایی بالا، دارای اعتبار یا روایی بی‌نقص در ارزیابی تمام تشخیص‌های DSM-IV-TR هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هدف مصاحبه سنجشی جمع‌آوری اطلاعات و ارزیابی رفتار مراجع است و مداخله درمانی در آن انجام نمی‌شود.
  • مصاحبه فاقد ساختار منعطف است و ترتیب سؤالات آن بر اساس پاسخ‌های مراجع تعیین می‌گردد.
  • مصاحبه‌های ساختاریافته استاندارد بوده، به قضاوت ذهنی مصاحبه‌گر وابسته نیستند و پایایی بالایی دارند.
  • ابزار SCID-I برای اختلالات محور ۱ و SCID-II برای اختلالات محور ۲ با استفاده از طرح شاخه‌ای طراحی شده‌اند.
  • انعطاف‌ناپذیری مصاحبه ساختاریافته مانع از میان‌بر زدن ارزیابان با‌تجربه می‌شود و اعتبار آن مورد نقد است.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از دلایل اصلی محبوبیت مصاحبه‌های ساختاریافته در پژوهش‌های بالینی، نیاز به همسان‌سازی نمونه‌ها در مقالات علمی است. وقتی پژوهشگران در سراسر جهان می‌خواهند تأثیر یک داروی جدید یا روش درمانی را روی اختلال خاصی بسنجند، باید مطمئن باشند که تعریف و تشخیص اختلال در تمامی بیماران کاملاً یکسان است. مصاحبه‌های ساختاریافته مانند SCID این استانداردسازی علمی را فراهم می‌کنند، هرچند درمانگران در مطب‌های شخصی خود به دلیل نیاز به برقراری رابطه صمیمانه با مراجع، معمولاً مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته یا فاقد ساختار را ترجیح می‌دهند.

معاینه وضعیت روانی (Mental Status Examination)

ماهیت معاینه وضعیت روانی

معاینه وضعیت روانی (MSE) یک ابزار ارزیابی بالینی پویا است که هدف اصلی آن سنجش فرآیندهای شناختی و رفتاری کنونی فرد در زمان مصاحبه است. یکی از اصول کلیدی در اجرای معاینه وضعیت روانی این است که روان‌شناس بالینی فقط و فقط پدیده‌هایی را که در جریان جلسه مصاحبه مشاهده می‌کند، ثبت و گزارش می‌نماید. نوسانات رفتاری یا خلقی گذشته مراجع در این ثبت جاری لحاظ نمی‌شود. این امر به این دلیل است که وضعیت روانی مراجع خصیصه‌ای کاملاً پایدار نیست، بلکه ویژگی ناپایداری است که می‌تواند به صورت روزبه‌روز یا حتی ساعت به ساعت دستخوش تغییر شود؛ بنابراین، معاینه وضعیت روانی مانند یک عکس فوری (اسنپ‌شات) از وضعیت ذهنی بیمار در یک لحظه خاص عمل می‌کند.

معاینه وضعیت روانی یک ویژگی ناپایدار را می‌سنجد و فقط پدیده‌های مشاهده‌شده در زمان مصاحبه را ثبت می‌کند، نه نوسانات گذشته را.

رئوس معاینه در بزرگسالان

ساختار معاینه وضعیت روانی برای بزرگسالان شامل توصیف ظاهر، نحوه تکلم، اعمال و حرکات بدنی، محتوا و جریان افکار، خلق و عملکرد شناختی در طول مصاحبه است. نکته مهم این است که برخی ویژگی‌های کلی زندگی روزمره مراجع مانند الگوی خواب او به صورت مستقیم در معاینه وضعیت روانی ثبت و گزارش نمی‌شود، چرا که تمرکز این ابزار بر پدیده‌های زنده و مشهود در جلسه سنجش است. بر اساس رئوس استاندارد معاینه، بررسی مواردی نظیر جهت‌یابی زمانی، مکانی و شخصی (تشخیص اینکه مراجع در چه زمانی و مکانی قرار دارد و کیست) به همراه میزان تمرکز او، مستقیماً ذیل بخش «وضعیت هوشیاری و شناختی» قرار می‌گیرد.

برای مثال، در معاینه وضعیت روانی یک بزرگسال، روان‌شناس آشفتگی در ظاهر، تکلم سریع و پرش افکار مراجع را در همان ساعت ملاقات ثبت می‌کند، اما سوابق رشدی یا الگوی خواب او در این بخش نوشته نمی‌شود.

معاینه وضعیت روانی کودک

معاینه وضعیت روانی زمانی که برای کودکان اجرا می‌شود، ساختار متفاوتی به خود می‌گیرد تا اطلاعات جامع‌تر و پیش‌آگهی دقیق‌تری حاصل شود. در معاینه وضعیت روانی کودک، ارزیاب علاوه بر وضعیت فعلی او، مواردی مانند مشخصات کودک، مشخصات اعضای خانواده، سوابق رشدی و حرکتی کودک و شکایات عمده او را به عنوان نکات مورد توجه مورد سنجش قرار می‌دهد. این اطلاعات زمینه‌ای به متخصص کمک می‌کند تا رفتارهای کودک را در بافت تحولی و خانوادگی او تفسیر کند و پیش‌آگهی دقیق‌تری به دست آورد. در واقع، این سوابق رشدی و مشخصات خانوادگی به متخصص نشان می‌دهد که آیا رفتارهای کودک با سن تحولی او همخوانی دارد یا خیر.

واژگان کلیدی

معاینه وضعیت روانی (MSE)
ابزار ارزیابی بالینی برای سنجش و ثبت فرآیندهای شناختی و رفتاری مراجع در لحظه حال و در جریان مصاحبه.
جهت‌یابی (Orientation)
توانایی مراجع در تشخیص صحیح موقعیت زمانی، مکانی و هویت شخصی خود که در بخش وضعیت هوشیاری ارزیابی می‌شود.
سوابق رشدی کودک
اطلاعات مربوط به مراحل تحولی و رشد کودک که در معاینه وضعیت روانی کودکان (برخلاف بزرگسالان) ثبت می‌گردد.

اشتباه‌های رایج

  • ثبت نوسانات گذشته یا الگوهای رفتاری خارج از جلسه مانند وضعیت خواب در معاینه وضعیت روانی بزرگسال؛ در حالی که تمرکز بر پدیده‌های مشهود در جلسه است.
  • فرض اینکه وضعیت روانی مراجع خصیصه‌ای پایدار است و در طول روز تغییر نمی‌کند؛ در صورتی که این وضعیت بسیار متغیر و ناپایدار است.
  • نادیده گرفتن سوابق رشدی و مشخصات خانواده در معاینه وضعیت روانی کودک؛ در حالی که این سوابق جزء کلیدی معاینه کودک هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هدف معاینه وضعیت روانی ارزیابی فرآیندهای شناختی و رفتاری مراجع در لحظه مصاحبه است.
  • وضعیت روانی خصیصه‌ای ناپایدار است که می‌تواند روزبه‌روز یا ساعت به ساعت تغییر کند.
  • در معاینه وضعیت روانی بزرگسالان ظاهر، تکلم، اعمال، افکار، خلق و شناختی بررسی شده و مواردی چون الگوی خواب گزارش نمی‌شود.
  • جهت‌یابی زمانی، مکانی و شخصی به همراه تمرکز، زیرمجموعه وضعیت هوشیاری و شناختی قرار دارند.
  • معاینه وضعیت روانی کودک شامل سوابق رشدی، مشخصات خانواده و شکایات عمده او است.

نکتهٔ تکمیلی

معاینه وضعیت روانی را می‌توان به «معاینه فیزیکی» در پزشکی تشبیه کرد. همان‌طور که پزشک عمومی با گرفتن فشار خون و گوش دادن به ضربان قلب، وضعیت جسمانی شما را در همان لحظه ارزیابی می‌کند، روان‌شناس بالینی نیز با MSE وضعیت ذهنی بیمار را می‌سنجد. این ابزار به ویژه در بخش‌های اورژانس روان‌پزشکی کارآمد است، زیرا به متخصصان کمک می‌کند تا تغییرات حاد شناختی مانند دلیریوم یا روان‌پریشی فعال را که ممکن است به سرعت تغییر کنند، در همان لحظه شناسایی کرده و تصمیمات درمانی فوری اتخاذ نمایند.

سنجش هوش و آزمون‌های هوش وکسلر

مفاهیم بنیادی سنجش روان‌شناختی

سنجش روان‌شناختی بر دو مفهوم بنیادی پایایی و روایی استوار است. پایایی نشان‌دهنده ثبات نمره‌ها در طول زمان و همچنین همسانی درونی (همبستگی متقابل سؤالات آزمون با یکدیگر) است. در مقابل، روایی (Validity) مشخص می‌کند که یک آزمون چقدر در اندازه‌گیری واقعی خصیصه مورد نظر موفق عمل می‌کند. نخستین آزمون هوش در سال ۱۹۰۵ میلادی توسط آلفرد بینه و تئوفیل سیمون برای شناسایی کودکان کم‌توان ذهنی طراحی شد که بعدها در سال ۱۹۱۶ توسط لویس ترمن و ماد مریل اصلاح گردید. در این آزمون‌های اولیه، هوشبهر سنتی (IQ) از فرمول تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر ۱۰۰ به دست می‌آمد. در حوزه نظری، چارلز اسپیرمن نظریه هوش عمومی یا عامل g را مطرح کرد که بازتابی از توانایی‌های فطری فرد و همچنین تأثیرات آموزش و محیط است.

هوشبهر سنتی حاصل تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر ۱۰۰ است، در حالی که هوشبهر انحرافی وکسلر، هوش فرد را در مقایسه با همسالان او ارزیابی می‌کند.

ساختار مقیاس هوش وکسلر

دیوید وکسلر با ابداع روش هوشبهر انحرافی تحولی بزرگ ایجاد کرد. در این روش، هوش فرد در مقایسه با همسالان خودش سنجیده می‌شود. آزمون هوش وکسلر در مجموع ۳ نمره هوشبهر شامل هوشبهر کلی، هوشبهر کلامی و هوشبهر عملی به دست می‌دهد. هوشبهر کلامی از عامل‌هایی چون درک کلامی و حافظه کاری تشکیل شده است؛ برای مثال، خرده‌آزمون‌های محاسبه، فراخنای ارقام و توالی حروف - رقم همگی زیرمجموعه حافظه کاری هستند. در بخش کلامی، خرده‌آزمون «گنجینه لغات» به عنوان شاخص تقریبی حداکثر کارآمدی ذهنی و رشد زبان شناخته می‌شود، خرده‌آزمون «درک و فهم» قضاوت اجتماعی، عقل سلیم و پختگی اجتماعی را می‌سنجد (در حالی که شباهت‌ها به مفهوم‌سازی کلامی می‌پردازد) و خرده‌آزمون «فراخنای ارقام» بر یادگیری طوطی‌وار، دقت و توالی زنجیره‌ای شنیداری تمرکز دارد.

شاخص هوشبهرنمره‌های عاملیخرده‌آزمون‌های نمونه
هوشبهر کلامیحافظه کاری، درک کلامیگنجینه لغات، فراخنای ارقام
هوشبهر عملیاستدلال ادراکی، سرعت پردازشطراحی مکعب، تنظیم تصاویر

بخش عملی و فرم‌های کوتاه

در بخش عملی وکسلر، دو نمره عاملی اصلی شامل استدلال ادراکی و سرعت پردازش اطلاعات وجود دارد. خرده‌آزمون «طراحی مکعب‌ها» توانایی تجسم فضایی، تحلیل کل به اجزا و هماهنگی دیداری-حرکتی-فضایی را ارزیابی می‌کند. خرده‌آزمون «تنظیم تصاویر» توانایی برنامه‌ریزی، پیش‌بینی پیامدها و فهم موقعیت‌های بین‌فردی غیرکلامی را می‌سنجد که نباید با تکمیل تصاویر اشتباه شود. همچنین، خرده‌آزمون «مازها» جزء ثابت تمامی آزمون‌های وکسلر نیست و فقط در مقیاس کودکان (WISC-R) وجود دارد. برای برآوردهای سریع، بهترین فرم کوتاه دوخرده‌آزمونی شامل «گنجینه لغات» و «طراحی مکعب» است، و بهترین فرم کوتاه چهارخرده‌آزمونی شامل گنجینه لغات و محاسبه (از بخش کلامی) به همراه طراحی مکعب و تنظیم تصاویر (از بخش عملی) می‌باشد.

واژگان کلیدی

همسانی درونی
نوعی پایایی که نشان‌دهنده همبستگی متقابل سؤال‌های آزمون با یکدیگر است.
عامل g
نظریه هوش عمومی اسپیرمن که تا اندازه ای منعکس‌کننده توانایی فطری و تا اندازه‌ای نمایانگر تأثیر آموزش است.
هوشبهر انحرافی
روش ابداعی دیوید وکسلر جهت بررسی هوش کلامی و عملی فرد در مقایسه با همسالان خودش.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن طراحان اولیه آزمون هوش در سال ۱۹۰۵ (بینه و سیمون) با اصلاح‌کنندگان بعدی آن در سال ۱۹۱۶ (ترمن و مریل).
  • تصور اینکه آزمون وکسلر علاوه بر نمرات کلامی، عملی و کلی، نمره هوشبهر خلقی نیز به دست می‌دهد.
  • فرض اینکه خرده‌آزمون مازها در تمام مقیاس‌های کودکان و بزرگسالان وکسلر وجود دارد؛ در صورتی که فقط در مقیاس کودکان (WISC-R) وجود دارد.
  • اشتباه گرفتن سنجش‌های خرده‌آزمون تنظیم تصاویر (برنامه‌ریزی و پیش‌بینی) با کارکرد خرده‌آزمون تکمیل تصاویر.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پایایی به ثبات نمره‌ها در طول زمان و همسانی درونی اشاره دارد، در حالی که روایی دقت سنجش خصیصه هدف را نشان می‌دهد.
  • اولین آزمون هوش در سال ۱۹۰۵ توسط بینه و سیمون طراحی شد و فرمول سنتی هوشبهر تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر ۱۰۰ بود.
  • مقیاس وکسلر بر هوشبهر انحرافی استوار است و سه نمره هوشبهر کلی، کلامی و عملی را در مقایسه با همسالان ارائه می‌دهد.
  • خرده‌آزمون‌های کلامی مانند گنجینه لغات و عملی مانند طراحی مکعب، مبنای اصلی آزمون و فرم‌های کوتاه آن هستند.
  • خرده‌آزمون مازها جزء ثابت کل آزمون‌ها نبوده و تنها در مقیاس هوش کودکان (WISC-R) گنجانده شده است.

نکتهٔ تکمیلی

خرده‌آزمون طراحی مکعب‌ها در مقیاس وکسلر، علاوه بر سنجش هوش عملی، یکی از حساس‌ترین ابزارها برای تشخیص آسیب‌های مغزی در حوزه عصب‌روان‌شناسی (نوروسایکولوژی) است. بیمارانی که دچار آسیب در لوب آهیانه‌ای راست مغز (که مسئول پردازش فضایی است) می‌شوند، اغلب دچار وضعیتی به نام «کنِش‌پریشی ساختاری» می‌گردند. این افراد با اینکه الگوی مکعب‌ها را کاملاً می‌بینند و درک می‌کنند، اما در هماهنگ کردن دست و چشم خود برای بازسازی آن الگو ناتوان هستند. این امر باعث شده طراحی مکعب‌ها ابزاری فراتر از یک تست هوش ساده باشد.

پرسشنامه‌های عینی شخصیت (MMPI و NEO)

ماهیت پرسشنامه‌های عینی و ساختار MMPI

پرسشنامه‌های بالینی خودسنجی به این دلیل «عینی» نامیده می‌شوند که نمره‌گذاری آن‌ها بر اساس روندی استاندارد انجام شده و نیازی به قضاوت بالینی پیچیده و تفسیر شخصی متخصص ندارد. معروف‌ترین این ابزارها، آزمون شخصیت چندوجهی مینه‌سوتا (MMPI) است که بر اساس روش کلیدیابی تجربی ملاکی طراحی گردیده است. نسخه MMPI-۲ دارای ۵۶۷ ماده تستی است و از ۱۰ مقیاس بالینی و ۳ مقیاس روایی اصلی تشکیل شده است. مقیاس‌های روایی اصلی شامل L (وانمود خوب) و K (تدافعی بودن با ۳۰ ماده) هستند. همچنین مقیاس F (نابسامدی) نشان‌دهنده بی‌دقتی و گیجی فرد در پاسخ به سوالات است و بالا بودن آن به معنی تلاش فعالانه برای دروغ‌گویی تعمدی نیست. برای بررسی‌های دقیق‌تر، مقیاس‌های اعتباری الحاقی نظیر VRIN (پاسخ‌دهی تصادفی با ۴۷ جفت ماده) و TRIN (ناهمسانی پاسخ درست/غلط) تعبیه شده‌اند، در حالی که سنجش مبالغه در مشکلات با مقیاس Fb صورت می‌گیرد.

آزمون‌های عینی شخصیت به دلیل استاندارد بودن شیوه نمره‌گذاری و عدم اتکا به تفسیر شخصی و قضاوت بالینی ارزیاب، عینی نامیده می‌شوند.

مقیاس‌های بالینی MMPI-۲

در مقیاس‌های بالینی MMPI-۲، ویژگی‌های متعددی سنجیده می‌شوند: مقیاس Hs (هیپوکندری) میزان توجه افراطی به مریضی‌های جسمانی خود بدون وجود عارضه واقعی را بررسی می‌کند؛ مقیاس Mf (مردانگی-زنانگی) که در آن مردان با تحصیلات بالا نمره بالا و زنان با تحصیلات بالا نمره پایین دریافت می‌کنند؛ مقیاس Pa (پارانویا) سوءظن شدید و بی‌اعتمادی را می‌سنجد (در حالی که واکنش‌های ضداجتماعی با مقیاس Pd یعنی انحراف روانی اجتماعی ارزیابی می‌شود)؛ مقیاس PT (پسیکاستنی با ۴۸ ماده) نشان‌دهنده خستگی و ضعف روانی است؛ مقیاس SC (اسکیزوفرنی با ۷۸ سوال) احساس بیگانگی، دوری از موقعیت‌های اجتماعی، هذیان، توهم و افکار عجیب را نشان می‌دهد؛ مقیاس Ma (شیدایی خفیف) ویژگی‌هایی برعکس افسردگی (پرانرژی و شاد بودن) را می‌سنجد؛ و مقیاس Si (درون‌گرایی اجتماعی) تمایل آزمودنی به کناره‌گیری از تماس‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی را ارزیابی می‌کند.

آزمونتعداد سوالاتمبنای ساختاری
MMPI-۲۵۶۷ مادهکلیدیابی تجربی ملاکی
MMPI-۲-RF۳۳۸ مادهمقیاس‌های بازسازی‌شده (Rc)

نسخه بازسازی‌شده و آزمون NEO

در سال ۲۰۰۸، نسخه بازسازی‌شده MMPI-۲-RF با ۳۳۸ ماده معرفی شد که بر پایه مقیاس‌های بالینی بازسازی‌شده (Rc) استوار است. در این نسخه، مقیاس Rc۶ نشان‌دهنده افکار گزند و آسیب، مقیاس Rc۳ نشان‌دهنده بدبینی و فرافکنی (که با Rc۴ یعنی رفتار ضداجتماعی متفاوت است) و مقیاس Rc۹ بیانگر برانگیختگی هیپومانیک (پرخاشگری، تکانشگری و بزرگ‌منشی) است. در کنار MMPI، پرسش‌نامه شخصیت NEO بر اساس نظریه پنج عامل بزرگ (مک‌کری و کوستا) با ۲۴۰ ماده ساخته شده و پنج بعد روان‌رنجورخویی (N)، برون‌گرایی (E)، گشودگی به تجربه (O)، مقبولیت (A) و وظیفه‌شناسی (C) را می‌سنجد که بعد روان‌پریشی در آن وجود ندارد.

واژگان کلیدی

کلیدیابی تجربی ملاکی
روش ساخت آزمون بر اساس مقایسه پاسخ‌های گروه ملاک بالینی با گروه هنجار جهت گزینش تجربی ماده‌ها.
مقیاس نابسامدی (F)
مقیاسی اعتباری در MMPI که بالا بودن آن نشان‌دهنده بی‌دقتی، گیجی یا پاسخ‌دهی نامنظم مراجع است.
مدل پنج عاملی شخصیت (Big Five)
نظریه مک‌کری و کوستا که شخصیت را در پنج بعد اصلی شامل N، E، O، A و C ارزیابی می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه نمره بالا در مقیاس F نشان‌دهنده تلاش فعالانه برای دروغ‌گویی تعمدی است؛ در حالی که نشان‌دهنده بی‌دقتی و گیجی است.
  • فرض اینکه بعد روان‌پریشی (سایکوتیسیسم) یکی از ابعاد پنج‌گانه ارزیابی‌شده در پرسش‌نامه شخصیت NEO است.
  • انتساب نمره بالا در مقیاس Mf به زنان تحصیل‌کرده و نمره پایین به مردان تحصیل‌کرده؛ در صورتی که برعکس آن صادق است.
  • اشتباه گرفتن مقیاس Rc۳ (بدبینی و فرافکنی) با مقیاس Rc۴ (قانون‌شکنی و رفتارهای ضد اجتماعی) در آزمون MMPI-۲-RF.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پرسشنامه‌های عینی شخصیت به دلیل شیوه نمره‌گذاری استاندارد و عدم نیاز به قضاوت شخصی متخصص عینی نامیده می‌شوند.
  • نسخه MMPI-۲ دارای ۵۶۷ ماده است و از ۱۰ مقیاس بالینی و ۳ مقیاس روایی اصلی (L، F و K) استفاده می‌کند.
  • مقیاس‌های اعتباری الحاقی نظیر VRIN پاسخ‌دهی تصادفی را با ۴۷ جفت ماده و TRIN ناهمسانی پاسخ درست/غلط را می‌سنجند.
  • نسخه MMPI-۲-RF که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، دارای ۳۳۸ ماده است و بر مبنای مقیاس‌های بازسازی‌شده (Rc) کار می‌کند.
  • آزمون شخصیت NEO بر اساس نظریه پنج عامل بزرگ کوستا و مک‌کری طراحی شده و دارای ۲۴۰ ماده بدون بعد روان‌پریشی است.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از نکات جالب درباره ابداع روش کلیدیابی تجربی ملاکی در طراحی MMPI این است که ماده‌های آزمون بدون توجه به نظریه‌های از پیش تعیین‌شده شخصیت و صرفاً بر اساس آمار انتخاب شدند. گروه هنجار اولیه که در اواخر دهه ۱۹۳۰ میلادی مورد بررسی قرار گرفت، شامل بازدیدکنندگان روستایی بیمارستان دانشگاه مینه‌سوتا بود که به «روستاییان مینه‌سوتا» معروف شدند. این روش تجربی باعث شد سوالاتی که ظاهراً ربطی به بیماری ندارند، به طور شگفت‌انگیزی بیماران واقعی را از افراد سالم متمایز کنند و ابزاری قدرتمند پدید آورند.

آزمون‌های فرافکن شخصیت

فرضیه فرافکن و ماهیت آزمون‌ها

آزمون‌های فرافکن شخصیت گروهی از ابزارهای ارزیابی روان‌شناختی هستند که بر فرض فرافکنی استوارند. بر اساس این فرضیه، برای دسترسی به سطوح ناهشیار شخصیت فرد، مراجع با یک ماده یا تکلیف کاملاً مبهم و بدون ساختار مواجه می‌شود. ابهام موجود در محرک باعث می‌شود که آزمودنی ساختار ذهنی، تعارض‌ها، نیازها و معانی ناهشیار خود را بر روی آن محرک فرافکنی کند. این روش در تضاد کامل با آزمون‌های عینی است که از سوالات واضح و ساختاریافته استفاده می‌کنند. یکی از معروف‌ترین آزمون‌های فرافکن، آزمون لکه‌های جوهر رورشاخ است که یک آزمون فرافکن ادراکی تلقی می‌شود و در آن از مراجع خواسته می‌شود تصاویر تداعی‌شده با لکه‌های جوهر مبهم را توصیف کند.

آزمون‌های فرافکن با ارائه تکالیف یا مواد مبهم به مراجع، امکان فرافکنی انگیزه‌ها و تعارض‌های ناهشیار او را فراهم می‌آورند.

سیستم نمره‌گذاری آزمون رورشاخ

نمره‌گذاری و تفسیر آزمون رورشاخ فرآیندی پیچیده است. پاسخ‌های مراجع در این آزمون بر اساس ۴ حوزه اصلی شامل جایگاه یا موقعیت (محل ادراک لکه)، عوامل تعیین‌کننده (مانند شکل، رنگ یا حرکت)، محتوای پاسخ و در نهایت رایج یا عمومی بودن پاسخ نمره‌گذاری می‌شوند. در نظام جامع نمره‌گذاری رورشاخ، برای جایگاه ادراک از نمادهای خاصی استفاده می‌شود: نماد W برای مواردی به کار می‌رود که آزمودنی از کل شکل لکه جوهر برای ارائه پاسخ استفاده کند؛ نماد S نشان‌دهنده استفاده از فضای سفید موجود در لکه جوهر است؛ نماد D برای نواحی متداول لکه که اغلب توسط افراد شناسایی می‌شوند استفاده می‌شود؛ و نماد Dd به بخش‌های نامتداول لکه که به ندرت مورد شناسایی قرار می‌گیرند اختصاص دارد. همچنین در تفسیر بالینی این آزمون، شاخص‌های ویژه‌ای وجود دارند؛ به عنوان نمونه، شاخص SCZI برای ارزیابی اسکیزوفرنی و شاخص DEPI برای سنجش نشانه‌های مربوط به افسردگی به کار می‌رود.

نماد جایگاهمحدوده ادراکتوضیح فراوانی
Wکل لکه جوهرپاسخ به کل تصویر
Sفضای سفید لکهاستفاده از پس‌زمینه سفید
Dبخش‌های متداولنواحی اغلب شناسایی‌شده
Ddبخش‌های نامتداولنواحی به ندرت دیده‌شده

آزمون اندریافت موضوع (TAT)

آزمون اندریافت موضوع (TAT) نمونه برجسته دیگری از آزمون‌های فرافکن است که توسط کریستیانا مورگان و هنری موری ابداع گردید. این آزمون دارای ۳۱ کارت محرک (شامل ۳۰ کارت تصویر داستان‌گونه و ۱ کارت کاملاً سفید) است. در آزمون TAT، از مراجع خواسته می‌شود برای تصاویر مبهم کارت‌ها داستانی بسازد. این ابزار به دلیل ماهیت منعطف خود، یکی از مناسب‌ترین ابزارها برای بررسی و سنجش نیازها و انگیزه‌های عمیق انسان، از جمله نیاز به پیشرفت و نیازهای جنسی است و به روان‌شناس کمک می‌کند تا تعارض‌های بین‌فردی مراجع را ردیابی کند. متخصص بالینی با تحلیل قهرمان داستان، نیازها و فشارهای محیطی ادراک‌شده توسط مراجع، ساختار شخصیتی او را تبیین می‌نماید.

واژگان کلیدی

لکه‌های جوهر رورشاخ
آزمون شخصیت فرافکن ادراکی شامل لکه‌های متقارن جوهر که ساختار روانی مراجع را ارزیابی می‌کند.
آزمون اندریافت موضوع (TAT)
آزمون فرافکن تصویری شامل ۳۱ کارت مبهم که برای سنجش نیازها و تعارض‌های ناهشیار استفاده می‌شود.
شاخص SCZI
شاخص ویژه در نظام جامع رورشاخ که برای ارزیابی نشانه‌های مربوط به اسکیزوفرنی طراحی شده است.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه آزمون‌های فرافکن برای دسترسی به سطح ناهشیار فرد، کار برگرفته از تکالیف کاملاً ساختاریافته و واضح را ارائه می‌دهند.
  • استفاده از نماد W در آزمون رورشاخ برای مواردی که آزمودنی تنها به یک بخش بسیار کوچک پاسخ داده است؛ در حالی که W نشان‌دهنده پاسخ کلی به تمام شکل لکه است.
  • اشتباه گرفتن تفسیر نمادهای D و Dd در رورشاخ؛ به طوری که D معرف نواحی متداول (اغلب شناسایی‌شده) و Dd معرف نواحی نامتداول (به ندرت شناسایی‌شده) است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آزمون‌های فرافکن با استفاده از محرک‌های مبهم، دسترسی به نیازها و پدیده‌های ناهشیار مراجع را ممکن می‌سازند.
  • پاسخ‌های آزمون رورشاخ بر اساس چهار ملاک جایگاه، عوامل تعیین‌کننده، محتوا و رایج بودن پاسخ نمره‌گذاری می‌شوند.
  • در رورشاخ نماد W نشان‌دهنده پاسخ به کل لکه، S پاسخ به ناحیه سفید، D پاسخ به اجزای متداول و Dd پاسخ به اجزای نامتداول است.
  • شاخص‌های ویژه SCZI و DEPI در رورشاخ به ترتیب برای بررسی اختلال اسکیزوفرنی و افسردگی کاربرد دارند.
  • آزمون TAT شامل ۳۱ کارت تصویری است و انگیزه‌های عمیق مانند نیاز به پیشرفت و نیازهای جنسی را ارزیابی می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های آزمون TAT، کارت شماره ۱۶ است که کاملاً سفید و فاقد هرگونه تصویر است. وقتی این کارت به مراجع ارائه می‌شود، درمانگر از او می‌خواهد تصویری روی آن تصور کرده و داستانی درباره‌اش بگوید. از آنجا که هیچ نشانه بصری روی کارت وجود ندارد، هر آنچه مراجع توصیف می‌کند ۱۰۰٪ حاصل تخیل، نیازها و تعارضات درونی خود اوست. این ویژگی، کارت سفید را به یکی از غنی‌ترین و افشاکننده‌ترین کارت‌ها در کل مجموعه آزمون تبدیل می‌سازد.

خلاصهٔ درس

با چه ابزاری روان را می‌سنجیم؟

Clinical Psychology · Assessment

ارزیابی بالینی: پایه‌ها و ابزارها

  • ارزیابی بر ۳ عامل روانی، جسمانی، اجتماعی استوار است — نه ۴
  • ۵ شیوهٔ سنجش: مصاحبه، MSE، آزمون، مشاهده، فیزیولوژیک
  • EMG ← پتانسیل الکتریکی عضلات؛ ECG ← پتانسیل قلب
  • آپگار: ۵ معیار (ضربان، تنفس، قوام عضلانی، وضعیت عمومی، رنگ پوست) در دقایق ۱ و ۵
  • آپگار فقط سلامت لحظهٔ تولد را می‌سنجد؛ آیندهٔ نوزاد را پیش‌بینی نمی‌کند
ارزیابی بالینی
سنجش مراجع بر پایهٔ سه محور روانی، جسمانی و اجتماعی

نکته: APGAR علاوه بر نام ابداع‌کننده، مخفف: Appearance، Pulse، Grimace، Activity، Respiration نیز هست.

انواع مصاحبهٔ بالینی و ابزار SCID

  • هدف مصاحبهٔ سنجشی: جمع‌آوری اطلاعات — نه مداخلهٔ درمانی
  • فاقد ساختار ← منعطف، پایایی پایین؛ ساختاریافته ← پایایی بالا، انعطاف کم
  • SCID-I برای اختلالات محور ۱؛ SCID-II برای اختلالات محور ۲
  • طرح شاخه‌ای (Branching) ← مسیر سؤالات را بر اساس پاسخ‌ها تغییر می‌دهد
  • ساختاریافته پایاست اما روایی آن زیر سؤال است؛ کل DSM را به‌تنهایی نمی‌پوشاند
طرح شاخه‌ای (Branching)
ساختاری در SCID که مسیر تشخیص را بر اساس پاسخ هدایت می‌کند

نکته: پژوهشگران برای یکسان‌سازی نمونه در مقالات از SCID استفاده می‌کنند؛ درمانگران در مطب ترجیح می‌دهند نیمه‌ساختاریافته کار کنند.

معاینهٔ وضعیت روانی (MSE)

  • MSE «عکس فوری» وضعیت ذهنی مراجع در لحظهٔ مصاحبه است
  • وضعیت روانی ناپایدار است؛ ساعت به ساعت ممکن است تغییر کند
  • در بزرگسال: ظاهر، تکلم، اعمال، افکار، خلق، شناخت — الگوی خواب ثبت نمی‌شود
  • جهت‌یابی زمانی، مکانی و شخصی زیرمجموعهٔ «وضعیت هوشیاری» است
  • در کودک: سوابق رشدی، مشخصات خانواده و شکایات عمده نیز ثبت می‌شود ← تفاوت کلیدی
جهت‌یابی (Orientation)
توانایی تشخیص موقعیت زمانی، مکانی و هویت شخصی مراجع

نکته: MSE در اورژانس روان‌پزشکی بسیار کارآمد است: دلیریوم یا روان‌پریشی حاد را در همان لحظه شناسایی می‌کند.

سنجش هوش: وکسلر و هوشبهر انحرافی

  • اولین آزمون هوش: بینه و سیمون (۱۹۰۵)؛ اصلاح: ترمن و مریل (۱۹۱۶)
  • IQ سنتی = سن عقلی ÷ سن تقویمی × ۱۰۰؛ وکسلر از این فرمول استفاده نکرد
  • وکسلر: هوشبهر انحرافی ← مقایسه با همسالان؛ سه نمره: کلی، کلامی، عملی
  • «گنجینهٔ لغات» شاخص حداکثر کارآمدی ذهنی؛ «درک و فهم» ← قضاوت اجتماعی
  • خرده‌آزمون مازها فقط در WISC-R (کودکان) وجود دارد، نه همهٔ مقیاس‌ها
هوشبهر انحرافی
روش وکسلر برای سنجش هوش فرد در مقایسه با همسالان خود

نکته: «طراحی مکعب» حساس‌ترین ابزار تشخیص آسیب لوب آهیانه‌ای راست (کنش‌پریشی ساختاری) در عصب‌روان‌شناسی است.

آزمون‌های شخصیت: عینی و فرافکن

  • آزمون عینی: نمره‌گذاری استاندارد، بدون قضاوت شخصی ارزیاب
  • MMPI-2: ۵۶۷ ماده، ۱۰ مقیاس بالینی؛ MMPI-2-RF: ۳۳۸ ماده (۲۰۰۸)
  • مقیاس F (نابسامدی) = بی‌دقتی؛ دروغ تعمدی نیست — اشتباه نشود
  • NEO: پنج عامل بزرگ (N, E, O, A, C) با ۲۴۰ ماده — روان‌پریشی ندارد
  • آزمون فرافکن (رورشاخ، TAT): محرک مبهم ← برون‌ریزی ناهشیار مراجع
کلیدیابی تجربی ملاکی
روش انتخاب مادهٔ MMPI بر اساس تمایز گروه بالینی از هنجار

نکته: در TAT کارت شمارهٔ ۱۶ کاملاً سفید است؛ هر چه مراجع ببیند ۱۰۰٪ از ذهن خودش می‌آید.

نکات کلیدی — تله‌های آزمون

  • ارزیابی بالینی ۳ محور دارد (روانی، جسمانی، اجتماعی)؛ معنوی در آن نیست
  • EMG برای عضلات است نه قلب؛ ECG برای قلب است نه عضلات
  • تست آپگار پیش‌بینی‌کنندهٔ رشد آینده نیست — فقط لحظهٔ تولد را می‌سنجد
  • SCID-I ← محور ۱؛ SCID-II ← محور ۲ — جابه‌جا نشوند
  • MSE بزرگسال: الگوی خواب ثبت نمی‌شود؛ کودک: سوابق رشدی ثبت می‌شود
  • نمره بالا در مقیاس F (نابسامدی MMPI) = بی‌دقتی، نه دروغ‌گویی تعمدی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارزیابی ویژگی‌های روان‌سنجی آزمون‌ها و شاخص‌های سنجش بالینی، کدام مورد درست است؟

  1. روایی به معنای سنجش دقیق خصیصه مورد نظر است و همسانی درونی به پایداری نمره‌های یک آزمون روان‌شناختی در طول زمان اشاره دارد.
  2. پایایی همواره به عنوان میزان همسانی درونی آزمون تعریف می‌شود و وضعیت روانی مراجع خصیصه‌ای کاملاً پایدار در طول زمان است.
  3. پایایی نشان‌دهنده میزان همبستگی متقابل سؤال‌ها با یکدیگر است و روایی به تغییرات روزانه یا ساعت به ساعت مراجع مربوط می‌شود.
  4. روایی به معنای سنجش دقیق خصیصه مورد نظر است و وضعیت روانی مراجع خصیصه‌ای کاملاً ناپایدار و متغیر در طول زمان محسوب می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه چهارم درست است. روایی (Validity) مشخص می‌کند که آزمون چقدر در اندازه‌گیری واقعی خصیصه‌ای که برای سنجش آن طراحی شده موفق است. همچنین وضعیت روانی مراجع خصیصه‌ای ناپایدار و متغیر است که می‌تواند به صورت روزبه‌روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر کند. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: پایداری نمره‌ها در طول زمان معرف پایایی مصحح یا آزمون-بازآزمون است؛ همسانی درونی نشان‌دهنده همبستگی متقابل سؤال‌های آزمون با یکدیگر است. گزینه دوم: پایایی دارای دو جنبه است (همسانی درونی و ثبات در طول زمان)؛ همچنین وضعیت روانی خصیصه‌ای ناپایدار و متغیر است و در طول زمان به صورت روزانه یا حتی ساعت به ساعت تغییر می‌کند. گزینه سوم: پایایی نشان‌دهنده میزان همبستگی متقابل سؤال‌ها با یکدیگر (همسانی درونی) یا ثبات نمره‌ها در طول زمان است. روایی به کارآیی آزمون برای اندازه‌گیری دقیق خصیصه مورد نظر ربط دارد و ربطی به نوسانات ساعت به ساعت مراجع نزد آزمودنی ندارد.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی مرضی (آسیب شناسی روانی)