الگوی زیستپزشکی و اساس ژنتیکی اختلالات
الگوی زیستپزشکی و فرآیند سببشناسی
در روانشناسی بالینی و روانپزشکی، الگوی زیستپزشکی (Biomedical Model) یکی از رویکردهای اصلی برای فهم و درمان بیماریهای روانی است. در این الگو، متخصصان پیش از آغاز هرگونه مداخله درمانی، ابتدا به بررسی سببشناسی (Etiology) اختلال در قالب چهار علت احتمالی میپردازند. پس از تعیین دقیق این علل، درمان زیستی مناسب انتخاب و اجرا میشود. یکی از اصول اساسی طرفداران این الگو، گروهبندی نشانههای گوناگون ولی همآیند تحت عنوان یک نشانگان (Syndrome) منسجم است تا تشخیص دقیق امکانپذیر شود.
در الگوی زیستپزشکی، ابتدا سببشناسی اختلال در قالب چهار علت احتمالی بررسی شده و سپس بر اساس آن، درمان مناسب انتخاب میشود.
مورد تاریخی فلج عمومی و نقش باکتریها
یک نمونه کلاسیک و حیاتی در تاریخ الگوی زیستپزشکی، بیماری فلج عمومی (General Paresis) است. این بیماری نوعی اضمحلال مغزی ناشی از عفونت سفلیس است که با ضعف اندامها و سیستم حرکتی شروع شده، به هذیانهای بزرگمقیاس منتهی گردیده و در نهایت به مرگ بیمار میانجامد. کشف رابطه میان سفلیس و فلج عمومی گام بزرگی در اثبات تاثیر عوامل زیستی بر اختلالات روانی بود. در این میان، دانشمندی به نام بایل اولین گام تجربی را برداشت؛ کار مهم بایل سازماندهی نشانهها در یک نشانگان بود که امکان تشخیص دقیق را فراهم کرد، نه کشف مستقیم میکروب عامل بیماری. شایان ذکر است که عوامل باکتریایی و میکروبی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ندارند و این اختلال در اثر مواجهه با رویدادهای آسیبزا رخ میدهد.
پژوهشهای ژنتیکی و دوقلوها
پژوهشهای ژنتیکی، به ویژه پژوهشهای دوقلوها، نقش مهمی در تبیین زیستی صفات دارند. یافتهها نشان میدهند که همبستگی و شباهت ویژگیهای شخصیتی در دوقلوهای تکتخمکی (یکتخمکی) که در محیطهای کاملاً جداگانه پرورش یافتهاند، بسیار قویتر از دوقلوهای دوتخمکی است. با این حال، درجه وراثتپذیری صفات شخصیتی ارثی در انسان نزدیک به عدد یک نیست، بلکه این میزان به طور کلی کمتر از ۵۰ درصد (۰.۵) نوسان دارد، یعنی ژنها به تنهایی تمام ابعاد شخصیت را تعیین نمیکنند.
| ویژگی | دوقلوی یکتخمکی | دوقلوی دوتخمکی |
|---|---|---|
| شباهت ژنتیکی | ۱۰۰٪ | ۵۰٪ |
| همبستگی شخصیتی | بسیار بالا | متوسط تا پایین |
| تاثیر محیط جداگانه | حفظ شباهت بالا | کاهش شدید شباهت |
فرضیه وراثتپذیری - استرس و رویکرد کاهشگرایی
بر اساس فرضیه وراثتپذیری - استرس جرج اینگل، ژنها بخش مهمی از آمادگی رفتاری را تعیین میکنند اما ظهور آنها کاملاً وابسته به محیط است. به عبارتی، وراثت ژنتیکی خاص برای ابتلای قطعی به اختلالاتی مانند اسکیزوفرنی و دوقطبی، نه شرط لازم است و نه شرط کافی. در تبیین زیستی، کاهشگرایان افراطی معتقدند که تمامی پدیدههای روانشناختی باید به پدیدههای زیستی کاهش یابند. در مقابل، ضدکاهشگرایان معتقدند حالات روانی و محیطی میتوانند تغییرات جسمانی ایجاد کنند. یک نمونه واقعی از این اثرگذاری، پدیده کوتولگی محرومیت (Psychosocial Dwarfism) است که در آن محیط محروم و پریشانی روانشناختی مستقیماً رشد بدنی و جسمانی کودک را متوقف میکند.
کودکی که در یک محیط خانوادگی سرشار از طرد شدید و بیمهری رشد میکند، ممکن است به دلیل پدیده کوتولگی محرومیت دچار توقف ترشح هورمون رشد و اختلال در رشد جسمانی شود.
واژگان کلیدی
- سببشناسی
- مطالعه و بررسی علل احتمالی پیدایش یک اختلال روانی یا بیماری جسمانی در فرد
- نشانگان
- مجموعهای از نشانهها و علائم بالینی که معمولاً با هم رخ میدهند و یک بیماری یا اختلال خاص را تعریف میکنند
- کوتولگی محرومیت
- نوعی نارسایی در رشد جسمانی کودکان که به دلیل محرومیتهای شدید عاطفی و تنشهای روانی در محیط خانواده ایجاد میشود
اشتباههای رایج
- اشتباه است که فکر کنیم بایل مستقیماً باکتری سفلیس را کشف کرد؛ سهم او تنها طبقهبندی نشانههای بیماری فلج عمومی در قالب یک نشانگان منسجم بود.
- نباید تصور کرد که ژنتیک شرط لازم و کافی برای بروز قطعی اختلالات اسکیزوفرنی و دوقطبی است؛ بروز نهایی این اختلالات نتیجه تعامل پیچیده ژن و محیط است.
- این پندار غلط است که وراثتپذیری صفات شخصیتی ارثی نزدیک به عدد یک است؛ این میزان همواره کمتر از ۵۰ درصد (۰.۵) است.
- باکتریها و میکروبها عاملی در بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نیستند، بلکه سببساز بیماریهای ساختاری مانند سفلیس میباشند.
جمعبندی این مفهوم
- الگوی زیستپزشکی ابتدا به سببشناسی اختلال پرداخته و سپس بر اساس آن درمان زیستی مناسب را تعیین میکند.
- بیماری فلج عمومی یک اضمحلال مغزی ناشی از عفونت سفلیس است که با ضعف حرکتی شروع شده و به هذیانهای بزرگ و مرگ میانجامد.
- شباهت ویژگیهای شخصیتی در دوقلوهای تکتخمکی جدا پرورشیافته به مراتب قویتر از دوقلوهای دوتخمکی است.
- بر اساس فرضیه جرج اینگل، ژنها آمادگی رفتاری را تعیین میکنند اما تبلور آنها کاملاً وابسته به شرایط محیطی است.
- پدیده کوتولگی محرومیت نشاندهنده اثر مستقیم محرومیت محیطی و تنش روانشناختی بر توقف رشد جسمانی است.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید ارتباطی که پزشکان در قرن نوزدهم بین بیماری سفلیس و فلج عمومی کشف کردند، نقطه عطفی در تاریخ روانپزشکی بود. تا پیش از آن، رفتارهای نابهنجار و هذیانهای بزرگمقیاس بیماران را به عوامل ماوراءالطبیعه یا ضعف اخلاقی نسبت میدادند. اثبات اینکه یک باکتری میکروسکوپی میتواند ساختار مغز را تخریب کرده و چنین تغییرات شگرفی در شخصیت و روان انسان ایجاد کند، مسیر را برای تولد روانپزشکی نوین و الگوهای زیستپزشکی هموار ساخت.