ساختار دستگاه عصبی

10 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ساختار و حفاظت از دستگاه عصبی مرکزی

اجزای اصلی و ساختار بافتی

دستگاه عصبی مرکزی انسان شامل دو بخش حیاتی مغز و نخاع است. مغز خود از سه بخش اصلی مخ، مخچه و ساقه مغز تشکیل شده که همگی با یکدیگر در تماس هستند. از نظر بافتی، این اندام‌ها دارای دو بخش ماده خاکستری (حاوی جسم یاخته‌ای نورون‌ها و رشته‌های بدون میلین) و ماده سفید (حاوی رشته‌های میلین‌دار) می‌باشند. در مغز، ماده خاکستری در سطح بیرونی (قشر) قرار دارد، اما در نخاع، ماده خاکستری در مرکز و به شکل پروانه‌ای (H) قرار گرفته و ماده سفید آن را احاطه کرده است.

ماده خاکستری محل تمرکز جسم یاخته‌ها و سوخت‌وساز آن‌هاست، در حالی که ماده سفید به دلیل داشتن میلین، محل هدایت جهشی و سریع پیام‌ها می‌باشد.

عوامل محافظتی

با توجه به حساسیت بالای دستگاه عصبی مرکزی، چندین لایه محافظتی از آن مراقبت می‌کنند. استخوان‌های جمجمه و ستون مهره (که از جنس بافت پیوندی هستند) اولین سد دفاعی فیزیکی محسوب می‌شوند. لایه بعدی، پرده‌های مننژ هستند که از سه لایه بافت پیوندی تشکیل شده‌اند: سخت‌شامه (خارجی‌ترین، ضخیم‌ترین و دو لایه‌ای که با جمجمه در تماس است)، عنکبوتیه (لایه میانی با ساختار رشته‌مانند) و نرم‌شامه (داخلی‌ترین لایه که به سطح مغز و نخاع چسبیده و وارد شیارها می‌شود).

ویژگیسخت‌شامهعنکبوتیهنرم‌شامه
ضخامتبسیار زیادمتوسطبسیار کم
تماس با استخوان✓✗✗
ورود به شیارها✗✗✓

مایع مغزی-نخاعی و سد خونی

مایع مغزی-نخاعی که در بطن‌های مغز، مجرای مرکزی نخاع و فضای بین عنکبوتیه و نرم‌شامه جریان دارد، به عنوان یک ضربه‌گیر عمل می‌کند. همچنین، یاخته‌های پوششی مویرگ‌های مغز و نخاع از نوع پیوسته و فاقد منفذ هستند که سد خونی-مغزی/نخاعی را می‌سازند. این سد از ورود بسیاری از میکروب‌ها و مواد مضر (مانند اوره) جلوگیری کرده، اما به گازهای تنفسی و گلوکز اجازه عبور می‌دهد.

واژگان کلیدی

مننژ
سه پرده از جنس بافت پیوندی که پیرامون مغز و نخاع را برای حفاظت می‌پوشانند.
سد خونی-مغزی
ساختاری ایجاد شده توسط مویرگ‌های فاقد منفذ که تبادل مواد بین خون و بافت عصبی را به شدت تنظیم می‌کند.
ماده سفید
بخشی از دستگاه عصبی مرکزی که از تجمع رشته‌های عصبی میلین‌دار تشکیل شده و رنگ سفید دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود نخاع تا انتهای ستون مهره ادامه دارد؛ در حالی که نخاع تنها تا دومین مهره کمر امتداد می‌یابد.
  • بسیاری به غلط فکر می‌کنند سد خونی-مغزی واجد منفذ است؛ در حالی که یاخته‌های آن کاملاً به هم چسبیده و فاقد منفذ هستند.
  • تصور نادرست این است که DNA در ماده سفید وجود ندارد؛ در حالی که هسته یاخته‌های پشتیبان و پوششی مویرگ‌ها حاوی DNA هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز (مخ، مخچه و ساقه مغز) و نخاع است.
  • حفاظت فیزیکی توسط استخوان‌های جمجمه، ستون مهره و پرده‌های سه‌گانه مننژ انجام می‌شود.
  • مایع مغزی-نخاعی در فضای زیر عنکبوتیه، بطن‌ها و مجرای مرکزی نخاع نقش ضربه‌گیری دارد.
  • سد خونی-مغزی با تنظیم شدید تبادل مواد، از ورود میکروب‌ها و سموم به بافت عصبی جلوگیری می‌کند.
  • توزیع ماده سفید و خاکستری در مغز و نخاع برعکس یکدیگر است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که حجم کل مایع مغزی-نخاعی در بدن یک فرد بالغ حدود ۱۵۰ میلی‌لیتر است، اما در طول یک شبانه‌روز حدود ۵۰۰ میلی‌لیتر از این مایع تولید و جذب می‌شود. این یعنی سیستم حفاظتی مغز شما هر روز حدود سه بار تمام مایع ضربه‌گیر خود را نوسازی و تصفیه می‌کند تا محیطی کاملاً پاک و پایدار برای نورون‌ها فراهم سازد.

تفکر، یادگیری و حافظه در مغز

قشر مخ: مرکز هوشمندی

مخ بزرگترین بخش مغز انسان است که مسئول توانمندی‌های عالی ذهن می‌باشد. قشر مخ (ماده خاکستری بیرونی) در پردازش نهایی اطلاعات حسی، تفکر، یادگیری و عملکردهای هوشمندانه نقش حیاتی دارد. مخ از دو نیمکره تشکیل شده که توسط ساختارهای سفیدرنگی به نام رابط پینه‌ای (بالاتر) و رابط سه گوش (پایین‌تر) به هم متصل‌اند. نیمکره‌ها با همکاری هم، اطلاعات را از تمام بدن پردازش می‌کنند، اما هر یک دارای تخصص‌هایی هستند: نیمکره چپ در ریاضیات و استدلال، و نیمکره راست در مهارت‌های هنری تخصص دارد.

اگر فردی در حال حل یک معادله پیچیده ریاضی است، نیمکره چپ او فعالیت بیشتری دارد، اما برای درک زیبایی بصری یک تابلوی نقاشی، نیمکره راست نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کند.

لوب‌های مخ و ارتباطات

هر نیمکره مخ به چهار لوب تقسیم می‌شود: پیشانی (بزرگترین و جلویی‌ترین)، آهیانه (بیشترین سطح تماس با سایر لوب‌ها)، گیجگاهی (پایین‌ترین لوب و مجاور گوش) و پس‌سری (کوچکترین و عقبی‌ترین لوب که مرکز بینایی است). چین‌خوردگی‌ها و شیارهای عمیق، مرز این لوب‌ها را تعیین کرده و سطح قشر مخ را افزایش می‌دهند.

حافظه و سامانه لیمبیک

سامانه کناره‌ای (لیمبیک) مجموعه‌ای از ساختارهاست که در احساساتی مثل ترس، خشم، لذت و حافظه نقش دارند. این سامانه با قشر مخ، تالاموس و هیپوتالاموس در ارتباط است. یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن اسبک مغز (هیپوکامپ) نام دارد که در تشکیل حافظه کوتاه‌مدت و تبدیل آن به بلندمدت نقش کلیدی دارد. هیپوکامپ در لوب گیجگاهی قرار گرفته است.

آسیب به هیپوکامپ مانع از تشکیل خاطرات جدید می‌شود، اما معمولاً خاطرات قدیمی ثبت شده پیش از آسیب دست‌نخورده باقی می‌مانند.

واژگان کلیدی

رابط پینه‌ای
بزرگترین دسته از رشته‌های عصبی میلین‌دار که دو نیمکره مخ را به یکدیگر پیوند می‌دهند.
هیپوکامپ
بخشی از سامانه لیمبیک واقع در لوب گیجگاهی که مسئول اصلی تثبیت حافظه و یادگیری است.
قشر مخ
لایه خاکستری خارجی نیمکره‌های مخ که مرکز عالی‌ترین فعالیت‌های عصبی مانند تفکر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم تخصص نیمکره‌ها یعنی فقط یکی از آن‌ها فعال است؛ خیر، هر دو همزمان اطلاعات کل بدن را دریافت و پردازش می‌کنند.
  • بسیاری تصور می‌کنند هیپوکامپ مرکز ذخیره دائمی خاطرات است، در حالی که این بخش فقط در تشکیل و تبدیل حافظه نقش دارد.
  • اشتباه رایج در آزمون: لوب پیشانی بیشترین تماس را دارد؟ خیر، لوب آهیانه بیشترین سطح تماس را با سه لوب دیگر دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • قشر مخ جایگاه پردازش نهایی، تفکر، یادگیری و عملکردهای هوشمندانه است.
  • دو نیمکره مخ توسط رابط پینه‌ای و رابط سه گوش (به رنگ سفید) به هم متصل می‌شوند.
  • لوب پیشانی بزرگترین و لوب پس‌سری (مرکز بینایی) کوچکترین لوب مخ است.
  • هیپوکامپ (در لوب گیجگاهی) مسئول تبدیل حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت است.
  • سامانه لیمبیک رابطی بین احساسات، حافظه و قشر مخ ایجاد می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از نمونه‌های شگفت‌انگیز نقش هیپوکامپ مربوط به بیمار معروفی به نام H.M است. او به دلیل جراحی و برداشتن هیپوکامپ، تا پایان عمر هرگز نتوانست خاطره جدیدی بسازد. او می‌توانست با یک پزشک ساعت‌ها صحبت کند، اما اگر پزشک فقط برای چند دقیقه اتاق را ترک می‌کرد و بازمی‌گشت، H.M او را به طور کامل فراموش کرده بود و فکر می‌کرد برای اولین بار است که او را می‌بیند. با این حال، او همچنان می‌توانست خاطرات دوران کودکی‌اش را به وضوح به یاد آورد!

ساقه مغز، تالاموس و هیپوتالاموس

ساقه مغز و مراکز حیاتی

ساقه مغز رابط بین مغز و نخاع است و از سه بخش مغز میانی (بالاترین)، پل مغزی (برجسته‌ترین و حجیم‌ترین) و بصل‌النخاع (پایین‌ترین) تشکیل می‌شود. مغز میانی در بینایی، شنوایی و حرکت نقش دارد. پل مغزی مرکز تنظیم تنفس، ترشح بزاق و اشک است و به دلیل موقعیتش، به تالاموس نزدیک‌تر از بصل‌النخاع است. بصل‌النخاع مرکز اصلی تنظیم تنفس، ضربان قلب، فشار خون و انعکاس‌هایی مانند بلع، عطسه، سرفه و استفراغ است.

بصل‌النخاع حیاتی‌ترین بخش ساقه مغز است؛ زیرا آسیب به مراکز کنترل تنفس و قلب در این بخش می‌تواند منجر به مرگ آنی شود.

تالاموس و هیپوتالاموس

این دو ساختار در بالای ساقه مغز قرار دارند ولی جزو بخش‌های اصلی (مخ، مخچه، ساقه) نیستند. تالاموس ایستگاه رله اغلب اطلاعات حسی است که پیام‌ها را تقویت و پس از پردازش اولیه به قشر مخ می‌فرستد. هیپوتالاموس که زیر تالاموس قرار دارد، مرکز حفظ هم‌ایستایی بدن است و تنظیم خواب، بویایی (غیر مستقیم)، دمای بدن، تشنگی و گرسنگی را بر عهده دارد. هیپوتالاموس با بصل‌النخاع در تنظیم برون‌ده قلبی همکاری می‌کند.

ساختارهای داخلی و بطن‌ها

در عمق مغز، فضاهایی به نام بطن وجود دارند. بطن‌های ۱ و ۲ (جانبی) در نیمکره‌ها قرار دارند. بطن ۳ در عقب تالاموس و بطن ۴ بین مخچه و پل مغزی جای گرفته است. مجرای ارتباطی بین بطن ۳ و ۴ از داخل مغز میانی عبور می‌کند.

وظیفهپل مغزیبصل‌النخاعهیپوتالاموس
تنظیم تنفس✓✓✗
ترشح بزاق/اشک✓✗✗
دمای بدن✗✗✓
حس گرسنگی✗✗✓

واژگان کلیدی

بصل‌النخاع
پایین‌ترین بخش ساقه مغز و مرکز تنظیم فعالیت‌های حیاتی مانند ضربان قلب و تنفس.
تالاموس
ساختاری جفتی در بالای ساقه مغز که محل تقویت و پردازش اولیه اغلب پیام‌های حسی است.
پل مغزی
بخش میانی ساقه مغز که در تنظیم فعالیت‌های گوارشی (بزاق) و دفاعی (اشک) نقش دارد.

اشتباه‌های رایج

  • نباید تصور کرد هیپوتالاموس بخشی از مخ است؛ این بخش تحت‌نام دیانسفال شناخته شده و زیر تالاموس است.
  • غلط است که بگوییم تالاموس همه حس‌ها را رله می‌کند؛ حس بویایی استثنای معروفی است که مستقیماً به لوب بویایی می‌رود.
  • اشتباه در موقعیت: برجستگی‌های چهارگانه بخشی از مغز میانی هستند، نه پل مغزی.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ساقه مغز شامل مغز میانی (شنوایی/بینایی)، پل مغزی و بصل‌النخاع (فعالیت‌های حیاتی) است.
  • تالاموس مرکز گردآوری و تقویت اولیه اطلاعات حسی پیش از ارسال به قشر مخ می‌باشد.
  • هیپوتالاموس مسئول تنظیم گرسنگی، تشنگی، خواب و دمای بدن است.
  • بصل‌النخاع مرکز اصلی انعکاس‌های محافظتی مانند سرفه، عطسه و بلع است.
  • مایع مغزی-نخاعی در بطن‌های مغزی تولید شده و ضربه‌های فیزیکی را خنثی می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

شاید تعجب کنید که بوی نان داغ یا غذای مورد علاقه‌تان چگونه ناگهان خاطرات کودکی را در ذهنتان زنده می‌کند. دلیل این اتفاق ارتباط بسیار نزدیک و مستقیم لوب بویایی با سامانه لیمبیک و هیپوکامپ (مرکز حافظه) است. بر خلاف سایر حواس که باید ابتدا در ایستگاه تالاموس بازرسی و تقویت شوند، پیام‌های بویایی مسیر میانبری دارند و مستقیماً با بخش‌های احساسی و حافظه مغز صحبت می‌کنند؛ به همین دلیل است که بوها قوی‌ترین محرک‌های حافظه در انسان هستند.

مخچه و تعادل بدن

مرکز تعادل و هماهنگی

مخچه در پشت ساقه مغز و زیر لوب پس‌سری قرار دارد. این اندام از دو نیمکره و یک بخش مرکزی به نام کرمینه تشکیل شده است. مخچه به طور پیوسته پیام‌هایی را از اندام‌های حسی (مانند گیرنده‌های حس وضعیت در عضلات و گیرنده‌های تعادلی در گوش درونی) و همچنین از دیگر بخش‌های مغز و نخاع دریافت می‌کند. وظیفه اصلی آن هماهنگی فعالیت ماهیچه‌ها و حفظ وضعیت تعادل بدن در حالت‌های مختلف است.

مخچه با بررسی اطلاعات حسی و دستورات حرکتی، باعث می‌شود حرکات بدن نرم و هماهنگ باشند؛ بدون مخچه، انجام کارهای ظریفی مثل نوشتن یا بستن دکمه لباس غیرممکن است.

درخت زندگی

در برش عرضی مخچه، ساختاری سفیدرنگ و منشعب دیده می‌شود که در میان ماده خاکستری قرار گرفته است. به دلیل شباهت این شاخه‌های سفید به درخت، به آن درخت زندگی می‌گویند. ماده سفید مخچه در واقع دسته‌ای از آکسون‌های میلین‌دار است که پیام‌ها را به داخل و خارج مخچه هدایت می‌کنند.

هنگامی که یک ژیمناست روی چوب موازنه حرکت می‌کند، مخچه او با سرعت فوق‌العاده‌ای پیام‌های وضعیت بدن را پردازش کرده و دستورات اصلاحی را به عضلات می‌فرستد تا از سقوط او جلوگیری کند.

واژگان کلیدی

درخت زندگی
ساختار منشعب ماده سفید در داخل مخچه که شبیه به شاخه‌های درخت است.
کرمینه
بخش مرکزی و میانی مخچه که دو نیمکره آن را به هم متصل می‌کند.
حس وضعیت
اطلاعات حسی مربوط به میزان انقباض عضلات و موقعیت اندام‌های بدن که به مخچه ارسال می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر بگوییم مخچه دستور حرکت ارادی را صادر می‌کند؛ مخچه فقط حرکات صادر شده از مخ را تنظیم و هماهنگ می‌کند.
  • برخی به غلط تصور می‌کنند مخچه فقط از نخاع پیام می‌گیرد، اما مخچه از گوش‌ها و چشم‌ها نیز به طور مداوم پیام دریافت می‌کند.
  • اشتباه نکنید: کرمینه نیمکره‌های مخچه را وصل می‌کند، نه نیمکره‌های مخ را.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مخچه مرکز اصلی تنظیم وضعیت بدن، حفظ تعادل و هماهنگی حرکات است.
  • ساختار آن شامل دو نیمکره، کرمینه و بخش درونیِ سفیدرنگ (درخت زندگی) است.
  • مخچه به طور مداوم از گوش‌ها، چشم‌ها و گیرنده‌های حس وضعیت پیام دریافت می‌کند.
  • هماهنگی حرکات بدن توسط مخچه با همکاری مغز و نخاع انجام می‌شود.
  • مخچه در پشت ساقه مغز و مجاورت بطن چهارم قرار گرفته است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مخچه با وجود اینکه تنها ۱۰ درصد از حجم مغز را اشغال کرده است، حاوی بیش از نیمی از کل نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی شماست! این تراکم بالای نورونی نشان‌دهنده محاسبات پیچیده و سریعی است که برای حفظ تعادل و زمان‌بندی حرکات بدن لازم است. به همین خاطر است که حتی مقدار کمی الکل، با تاثیر بر این نورون‌های حساس، بلافاصله باعث لکنت زبان و تلوتلو خوردن فرد می‌شود.

دستگاه عصبی محیطی: بخش پیکری و خودمختار

ساختار اعصاب محیطی

دستگاه عصبی محیطی شامل اعصابی است که دستگاه عصبی مرکزی را به بخش‌های مختلف بدن متصل می‌کنند. این دستگاه دارای ۱۲ جفت عصب مغزی و ۳۱ جفت عصب نخاعی است. هر عصب نخاعی دارای دو ریشه است: ریشه پشتی (فقط حسی، حاوی جسم یاخته‌ای نورون حسی) و ریشه شکمی (فقط حرکتی، حاوی آکسون نورون‌های حرکتی).

در ریشه‌های عصب نخاعی هیچ سیناپسی تشکیل نمی‌شود؛ سیناپس‌ها در ماده خاکستری نخاع قرار دارند.

بخش حسی و حرکتی

بخش حسی پیام‌ها را از گیرنده‌ها به مرکز منتقل می‌کند. بخش حرکتی خود به دو دسته تقسیم می‌شود: پیکری و خودمختار. بخش پیکری بر ماهیچه‌های اسکلتی نظارت دارد و هم فعالیت‌های ارادی (نوشتن) و هم غیرارادی (انعکاس‌ها) را هدایت می‌کند. بخش خودمختار فعالیت ماهیچه‌های صاف، قلبی و غده‌ها را به صورت ناآگاهانه تنظیم می‌کند.

دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک

بخش خودمختار از دو قسمت سمپاتیک (هم‌حس) و پاراسمپاتیک (پادهم‌حس) تشکیل شده که معمولاً برخلاف هم عمل کرده و هر دو همواره فعال هستند. سمپاتیک بدن را برای حالت آماده‌باش (افزایش ضربان قلب و فشار خون، گشاد شدن مردمک، کاهش فعالیت گوارش) و پاراسمپاتیک بدن را برای حالت آرامش (کاهش ضربان قلب، افزایش فعالیت گوارش) آماده می‌کند.

ویژگیسمپاتیکپاراسمپاتیک
ضربان قلبافزایشکاهش
قطر مردمکافزایشکاهش
گوارشکاهشافزایش
فشار خونافزایشکاهش

واژگان کلیدی

اعصاب پیکری
بخشی از دستگاه عصبی محیطی که ماهیچه‌های اسکلتی را کنترل کرده و مسئول حرکات ارادی و انعکاس‌هاست.
اعصاب خودمختار
بخشی از دستگاه عصبی محیطی که فعالیت‌های غیرارادی اندام‌های داخلی و غدد را تنظیم می‌کند.
ریشه پشتی
بخشی از عصب نخاعی که تنها شامل رشته‌های حسی است و پیام‌ها را به نخاع می‌آورد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم بخش پیکری فقط مسئول حرکات ارادی است؛ انعکاس‌های عضلانی هم توسط این بخش کنترل می‌شوند.
  • نباید تصور کرد اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک نوبتی فعال می‌شوند؛ هر دو همواره فعال هستند و تعادل بین آن‌ها تغییر می‌کند.
  • اشتباه رایج: ماهیچه سه سر بازو توسط سمپاتیک کنترل می‌شود؟ خیر، عضلات اسکلتی فقط توسط بخش پیکری عصب‌دهی می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دستگاه عصبی محیطی شامل بخش‌های حسی و حرکتی (پیکری و خودمختار) است.
  • اعصاب پیکری ماهیچه‌های اسکلتی را در فعالیت‌های ارادی و انعکاسی کنترل می‌کنند.
  • اعصاب خودمختار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) غدد و عضلات صاف/قلبی را تنظیم می‌کنند.
  • ریشه پشتی عصب نخاعی حاوی نورون حسی و ریشه شکمی حاوی نورون حرکتی است.
  • فعالیت سمپاتیک بدن را برای شرایط استرس‌زا و آماده‌باش تنظیم می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

سیستم سمپاتیک شما یادگاری از دوران اجداد نخستین ماست که به آن پاسخ «جنگ یا گریز» می‌گویند. وقتی با یک محرک ترسناک روبرو می‌شوید، سمپاتیک با آزاد کردن نوراپی‌نفرین، خون را از پوست و دستگاه گوارش (که در آن لحظه اولویت ندارند) به سمت عضلات بزرگ دست و پا هدایت می‌کند تا قدرت شما را برای نبرد یا فرار چندبرابر کند. به همین دلیل است که هنگام ترس شدید، چهره فرد رنگ‌پریده می‌شود؛ چون خون از پوست به سمت عضلات فرار کرده است!

انعکاس عقب کشیدن دست

تعریف و اهمیت انعکاس

انعکاس‌ها پاسخ‌های غیرارادی، سریع و ناخودآگاه بدن به محرک‌ها هستند که برای حفظ هم‌ایستایی و حفاظت از بدن (مانند عقب کشیدن دست از جسم داغ) ضروری می‌باشند. مرکز تنظیم انعکاس عقب کشیدن دست، نخاع است و بدون نیاز به فرمان مستقیم مغز انجام می‌شود، هرچند مغز بعداً از وقوع آن آگاه می‌شود.

در یک قوس انعکاسی، پیام حسی وارد نخاع شده و دستور حرکتی صادر می‌شود؛ این فرآیند کوتاه‌ترین مسیر برای پاسخ به خطر است.

مسیر عصبی و سیناپس‌ها

در انعکاس عقب کشیدن دست، ۵ نورون نقش دارند: ۱ نورون حسی، ۲ نورون رابط و ۲ نورون حرکتی. در مجموع ۶ سیناپس وجود دارد؛ ۵ سیناپس فعال (انتقال دهنده پیام) و ۱ سیناپس غیرفعال (مهاری). نورون حسی پیام را به دو نورون رابط در ماده خاکستری نخاع می‌دهد. یکی از نورون‌های رابط، نورون حرکتی ماهیچه دوسر بازو را تحریک کرده و سیناپس تحریکی تشکیل می‌دهد. نورون رابط دیگر، نورون حرکتی ماهیچه سه سر بازو را مهار می‌کند.

مکانیسم تحریک و مهار

برای انجام حرکت، ماهیچه دوسر (خم‌کننده) باید منقبض و ماهیچه سه سر (راست‌کننده) باید شل شود. مهار نورون حرکتی ماهیچه سه سر با آزادسازی ناقل عصبی مهاری از نورون رابط و باز شدن کانال‌های پتاسومی در نورون حرکتی رخ می‌دهد که منجر به عدم آزادسازی ناقل عصبی در محل اتصال به ماهیچه می‌شود.

ماهیچهنخاعسیناپس نهاییوضعیت
دوسر بازوتحریکفعالانقباض
سه سر بازومهارغیرفعالاستراحت

واژگان کلیدی

نورون رابط
نورونی که کاملاً درون دستگاه عصبی مرکزی قرار دارد و ارتباط بین نورون‌های حسی و حرکتی را برقرار می‌کند.
ناقل مهاری
ماده شیمیایی که باعث کاهش پتانسیل الکتریکی نورون پس‌سیناپسی و جلوگیری از تولید پیام می‌شود.
قوس انعکاسی
مسیر عصبی کاملی که شامل دریافت محرک، پردازش در مرکز و پاسخ حرکتی است.

اشتباه‌های رایج

  • بسیاری فکر می‌کنند برای شل شدن ماهیچه سه سر، ناقل مهاری به ماهیچه می‌رسد؛ این غلط است. ناقل مهاری فقط در داخل نخاع و به نورون حرکتی می‌رسد.
  • اشتباه رایج: در انعکاس عقب کشیدن دست، مغز نقشی ندارد؟ مغز مرکز تنظیم نیست، اما گزارش پیام به آن ارسال می‌شود تا ما درد را حس کنیم.
  • نورون حرکتی که مهار شده، پتانسیل عمل تولید نمی‌کند، اما تغییر پتانسیل (منفی‌تر شدن) دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انعکاس عقب کشیدن دست یک پاسخ حفاظتی غیرارادی به مرکزیت نخاع است.
  • نورون حسی این مسیر، جسم یاخته‌ای در ریشه پشتی عصب نخاعی دارد.
  • نورون‌های رابط در ماده خاکستری نخاع وظیفه تحریک یک عضله و مهار عضله متضاد را دارند.
  • انقباض ماهیچه دوسر و شل شدن ماهیچه سه سر برای عقب کشیدن دست همزمان رخ می‌دهد.
  • در این انعکاس، هدایت جهشی فقط در نورون‌های میلین‌دار (حسی و حرکتی فعال) دیده می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

سرعت العمل در انعکاس‌ها حیرت‌انگیز است. زمانی که دست شما به یک اجاق داغ برخورد می‌کند، پیام عصبی با سرعتی معادل ۱۲۰ متر بر ثانیه حرکت می‌کند. تمام فرآیند از لحظه لمس داغی تا کشیدن دست، در زمانی کمتر از ۵۰ میلی‌ثانیه (یک‌بیستم ثانیه) رخ می‌دهد. این سرعت به قدری بالاست که دست شما از خطر فرار می‌کند، پیش از آنکه حتی مغزتان فرصت کند کلمه «آخ!» را پردازش کند.

بیماری MS و اثرات الکل و مواد اعتیادآور

بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS)

بیماری ام‌اس یک بیماری خودایمنی در دستگاه عصبی مرکزی است که در آن سیستم ایمنی به غلاف میلین و یاخته‌های پشتیبان تولیدکننده آن در مغز و نخاع حمله می‌کند. از بین رفتن میلین باعث می‌شود هدایت پیام‌ها از حالت جهشی خارج شده و سرعت انتقال به شدت کاهش یابد. این موضوع منجر به بروز علائمی مثل اختلال در بینایی و تعادل (به دلیل آسیب به مخچه و مغز میانی) می‌شود.

بیماری MS فقط به بخش‌های میلین‌دار (ماده سفید) آسیب می‌زند و ماده خاکستری یا قشر مخ مستقیماً تحت تهاجم این بیماری قرار نمی‌گیرند.

الکل و اثرات آن

اتانول حاصل از تخمیر الکلی، به سرعت از دستگاه گوارش جذب شده و از سد خونی-مغزی عبور می‌کند. الکل با اثر بر ناقل‌های عصبی تحریک‌کننده و مهاری، فعالیت مغز را کند کرده و منجر به ناهماهنگی حرکات، اختلال در گفتار و افزایش زمان واکنش نسبت به محرک‌ها می‌شود. مصرف طولانی مدت آن نیز آسیب‌های شدیدی به کبد و سیستم گردش خون (سکته قلبی) وارد می‌کند.

اعتیاد و تغییرات مغزی

مواد اعتیادآور (مانند کوکائین و هروئین) بر سامانه لیمبیک اثر گذاشته و باعث آزاد شدن بیش از حد دوپامین (ناقل لذت) می‌شوند. با مصرف مداوم، مغز برای مقابله، گیرنده‌ها یا تولید دوپامین را کم می‌کند که منجر به افسردگی و افزایش میزان مصرف برای رسیدن به سرخوشی قبلی می‌شود. همچنین، این مواد با اثر بر قشر مخ، توانایی قضاوت و خودکنترلی را کاهش می‌دهند.

یک فرد معتاد به کوکائین حتی پس از ۱۰۰ روز ترک، در تصویربرداری‌های مغزی همچنان کاهش شدید مصرف گلوکز را در لوب پیشانی نشان می‌دهد که به معنای باقی ماندن آسیب‌های عملکردی است.

واژگان کلیدی

دوپامین
ناقل عصبی اصلی در مسیر پاداش مغز که با ایجاد حس سرخوشی، نقش کلیدی در فرآیند اعتیاد دارد.
خودکنترلی
توانایی ذهنی برای مهار تکانه‌ها و رفتارهای آنی که تحت تأثیر مواد اعتیادآور در قشر مخ تضعیف می‌شود.
قشر پیش‌پیشانی
بخشی از لوب پیشانی مغز که مسئول تصمیم‌گیری است و کمترین میزان بهبودی را پس از ترک اعتیاد نشان می‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم الکل زمان واکنش را کاهش می‌دهد؛ الکل واکنش‌ها را کندتر کرده و زمان پاسخ را افزایش می‌دهد.
  • بسیاری تصور می‌کنند اثر مواد اعتیادآور فقط بر احساسات است، در حالی که این مواد با اثر بر قشر مخ، قدرت تفکر و قضاوت را هم مختل می‌کنند.
  • اشتباه در بیماری MS: آسیب به قشر مخ صورت می‌گیرد؟ خیر، آسیب به بخش‌های داخلی و سفید (میلین‌دار) مغز وارد می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بیماری MS با تخریب غلاف میلین، سرعت هدایت پیام‌های عصبی را مختل می‌کند.
  • الکل با عبور از سد خونی-مغزی، فعالیت نورون‌ها را کند و عملکرد مخچه را مختل می‌نماید.
  • مواد اعتیادآور از طریق افزایش دوپامین در سامانه لیمبیک، اعتیاد ایجاد می‌کنند.
  • مصرف طولانی‌مدت الکل با سرطان، سکته قلبی و نارسایی کبدی در ارتباط است.
  • تغییرات مغزی ناشی از اعتیاد (به خصوص در جبهه پیشانی) بسیار دیر بهبود می‌یابند.

نکتهٔ تکمیلی

تحقیقات نشان داده است که مغز نوجوانان در برابر مواد اعتیادآور بسیار آسیب‌پذیرتر از بزرگسالان است. دلیل این موضوع آن است که لوب پیشانی (مرکز قضاوت و منطق) آخرین بخشی از مغز است که تکامل می‌یابد (حدود ۲۵ سالگی). وقتی یک نوجوان مواد اعتیادآور مصرف می‌کند، این مواد بر روی سیستمی اثر می‌گذارند که هنوز کامل نشده است؛ به همین خاطر اعتیاد در سنین پایین بسیار سریع‌تر شکل می‌گیرد و اثرات مخرب آن بر هوش و رفتار پایدارتر است.

تکامل دستگاه عصبی در جانوران

شبکه عصبی در بی‌مهرگان ساده

ساده‌ترین ساختار عصبی متعلق به هیدر (کیسه‌تن) است که به صورت یک شبکه عصبی در سراسر بدن و بازوهایش پراکنده شده است. هیدر فاقد مغز، گره عصبی و تقسیم‌بندی مرکزی/محیطی است. یاخته‌های عصبی آن با تحریک یاخته‌های ماهیچه‌ای به حرکت جانور کمک می‌کنند.

سیستم عصبی نردبانی و گره‌دار

در پلاناریا (کرم پهن)، دستگاه عصبی پیشرفته‌تر شده و شامل دو گره عصبی در سر (تحت عنوان مغز) و دو طناب عصبی در طول بدن است که با رشته‌های عصبی به هم متصل شده و ساختاری نردبان‌مانند می‌سازند. این بخش‌ها دستگاه عصبی مرکزی را تشکیل می‌دهند و رشته‌های جانبی منشعب از آن‌ها، دستگاه عصبی محیطی محسوب می‌شود.

در حشرات، مغز از جوش خوردن چندین گره بزرگ تشکیل شده و تنها یک طناب عصبی شکمی دارند که در هر بند بدن، یک گره دارد تا ماهیچه‌های همان بند را کنترل کند.

دستگاه عصبی مهره‌داران

تمام مهره‌داران دارای طناب عصبی پشتی (نخاع) درون ستون مهره‌ها هستند. بخش جلویی این طناب برجسته شده و مغز را می‌سازد که درون جمجمه (استخوانی یا غضروفی) محافظت می‌شود. در تکامل مهره‌داران، اندازه نسبی مغز نسبت به وزن بدن افزایش یافته که در پستانداران و پرندگان به بیشترین حد می‌رسد.

جانورمغزطناب عصبیوضعیت طناب
پلاناریا۲ گره۲ عددنردبانی
حشراتچند گره جوش‌خورده۱ عددشکمی
مهره‌دارتمایز یافته۱ عددپشتی

واژگان کلیدی

شبکه عصبی
ساده‌ترین سیستم عصبی شامل رشته‌هایی پراکنده که فاقد مرکز کنترل (مغز) است.
طناب عصبی شکمی
ویژگی عصبی حشرات و کرم‌ها که در زیر دستگاه گوارش قرار گرفته است.
طناب عصبی پشتی
ساختار عصبی منحصر به مهره‌داران که در پشت دستگاه گوارش و درون ستون مهره جای دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم هیدر گره عصبی دارد؛ هیدر فاقد هرگونه گره یا مغز است.
  • غلط رایج: ملخ چندین طناب عصبی دارد؟ خیر، حشرات فقط یک طناب عصبی شکمی دارند.
  • نباید تصور کرد طناب عصبی پلاناریا یکنواخت است؛ این طناب در انتها نازک‌تر می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هیدر دارای ساده‌ترین ساختار عصبی به شکل شبکه عصبی پراکنده و فاقد مغز است.
  • پلاناریا دارای مغز دو گره‌ای و سیستم عصبی نردبانی (مرکزی) است.
  • حشرات مغزی متشکل از چندین گره جوش‌خورده و یک طناب عصبی شکمی گره‌دار دارند.
  • در مهره‌داران، طناب عصبی پشتی بوده و بخش جلویی آن مغز را تشکیل می‌دهد.
  • اندازه نسبی مغز در پستانداران و پرندگان نسبت به سایر مهره‌داران بزرگتر است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که نوع سیستم عصبی جانور با تقارن بدن او کاملاً هماهنگ است. جانورانی مثل هیدر که تقارن شعاعی دارند (شبیه چرخ)، سیستم عصبی شبکه‌ای دارند تا به محرک‌هایی که از هر جهتی می‌آیند پاسخ دهند. اما جانورانی با تقارن دوطرفه (مثل پلاناریا، حشرات و انسان) به سمت «سر شدگی» حرکت کرده‌اند؛ یعنی مراکز عصبی حساس خود را در جلوترین قسمت بدن جمع کرده‌اند تا هنگام حرکت رو به جلو، اولین جایی باشند که با محیط جدید روبرو می‌شوند.

تشریح مغز و مقایسه جانوری

تشریح سطحی مغز گوسفند

در نمای پشتی، نیمکره‌های مخ، شیار طولی بین آن‌ها و لوب‌های بویایی (در جلو) قابل مشاهده هستند. با باز کردن ملایم شیار طولی، رابط پینه‌ای (سفیدرنگ) دیده می‌شود. در نمای شکمی، علاوه بر مخ، لوب‌های بویایی و پل مغزی، کیاسمای بینایی (محل تقاطع عصب‌های بینایی) و بصل‌النخاع به وضوح دیده می‌شوند. مخچه تنها بخشی است که بدون برش، هم از نمای پشتی و هم از نمای شکمی قابل رؤیت است.

برای دیدن رابط سه گوش، باید رابط پینه‌ای را با برشی کم‌عمق برداریم؛ رابط سه گوش در عمق بیشتری قرار دارد.

بخش‌های درونی و عمقی

پس از ایجاد برش در رابط‌ها، بطن‌های ۱ و ۲ نمایان می‌شوند که حاوی اجسام مخطط هستند. زیر رابط سه گوش، تالاموس‌ها قرار دارند که با یک رابط به هم وصل‌اند. در عقب تالاموس‌ها، بطن سوم و غده اپی‌فیز جای گرفته‌اند. با بریدن کرمینه مخچه، فضای بطن چهارم که بین مخچه و ساقه مغز است، دیده می‌شود.

مقایسه مغز ماهی و انسان

در مغز ماهی، لوب‌های بینایی بزرگترین بخش مغز هستند، در حالی که در انسان مخ بزرگترین بخش است. در ماهی، مخچه در بالاترین نقطه و بصل‌النخاع در عقب‌ترین نقطه است. عصب بینایی در ماهی از زیر و عقب مخ وارد مغز می‌شود.

ویژگیمغز گوسفندمغز ماهی
بزرگترین بخشمخلوب بینایی
رابط‌های نیمکرهپینه‌ای/سه‌گوشبدون رابط
موقعیت مخچهپشت ساقه مغزبالاترین بخش

واژگان کلیدی

کیاسمای بینایی
محل ضربدری تقاطع اعصاب بینایی در سطح شکمی مغز.
اجسام مخطط
توده‌های خاکستری واقع در کف بطن‌های جانبی مغز که در کنترل حرکات نقش دارند.
لوب بینایی
بخش بسیار حجیم در مغز ماهی که مسئول پردازش تصاویر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم برای دیدن بطن چهارم باید رابط پینه‌ای را برید؛ برای دیدن آن باید مخچه را برش داد.
  • برخلاف تصور، رابط پینه‌ای بالای رابط سه گوش قرار دارد، نه برعکس.
  • توصیف غلط: لوب‌های بویایی فقط از بالا دیده می‌شوند؟ خیر، از هر دو نمای پشتی و شکمی قابل مشاهده‌اند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در نمای پشتی مغز، مخ، مخچه و رابط پینه‌ای (با باز کردن شیار) دیده می‌شوند.
  • در نمای شکمی، کیاسمای بینایی، پل مغزی و بصل‌النخاع قابل مشاهده هستند.
  • مخچه و نیمکره‌های مخ بدون نیاز به برش، از هر دو نمای پشتی و شکمی دیده می‌شوند.
  • در مغز ماهی، برخلاف انسان، لوب‌های بینایی بزرگترین بخش سیستم عصبی هستند.
  • تالاموس‌ها زیر رابط سه گوش قرار دارند و با کمترین فشار از هم جدا می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

شاید در تشریح مغز دیده باشید که برخی بخش‌ها سفید و برخی خاکستری رنگ هستند. این تفاوت رنگ دقیقاً به همان دلیلی است که سیم‌های برق روکش پلاستیکی دارند. بخش‌های سفید مغز همان آکسون‌هایی هستند که با پوشش چربی «میلین» عایق‌بندی شده‌اند تا پیام‌ها را با سرعت ۱۰۰ برابر بیشتر منتقل کنند. بخش‌های خاکستری فاقد این عایق هستند و محل پردازش اصلی اطلاعات و تصمیم‌گیری‌ها می‌باشند؛ به همین دلیل است که هرچه قشر مخ (بخش خاکستری) پیچیده‌تر باشد، توانایی‌های هوشی موجود بیشتر است.

ساختار نورون‌ها و دستگاه عصبی محیطی

انواع نورون‌ها بر اساس عملکرد

نورون‌ها از نظر عملکردی به سه دسته تقسیم می‌شوند: نورون‌های حسی (انتقال پیام از گیرنده به مرکز)، نورون‌های حرکتی (انتقال پیام از مرکز به اندام هدف مثل ماهیچه یا غده) و نورون‌های رابط (برقراری ارتباط بین نورون‌های حسی و حرکتی در دستگاه عصبی مرکزی). در نورون حسی، طول دندریت می‌تواند بلندتر از آکسون باشد.

جسم یاخته‌ای نورون حسی در ریشه پشتی عصب نخاعی قرار گرفته، در حالی که جسم یاخته‌ای نورون حرکتی و رابط در ماده خاکستری نخاع قرار دارد.

عصب و رشته‌های عصبی

هر عصب مجموعه‌ای از رشته‌های عصبی (آکسون یا دندریت بلند) است که توسط بافت پیوندی احاطه شده است. اعصاب پیکری همواره تحریکی هستند و فقط با ماهیچه‌های اسکلتی سیناپس می‌دهند، اما اعصاب خودمختار می‌توانند تحریکی یا مهاری باشند.

اثر آسیب‌های نخاعی

ارتباط مغز و نخاع در بصل‌النخاع صورت می‌گیرد. قطع این ارتباط باعث مختل شدن پیام‌های حسی از اندام‌ها به مغز و پیام‌های حرکتی از مغز به اندام‌های زیر محل قطع می‌شود. با این حال، انعکاس‌های نخاعی (مثل عقب کشیدن دست) لزوماً متوقف نمی‌شوند زیرا مرکز آن‌ها در خود نخاع است.

نورون‌های حرکتی که ماهیچه‌های صورت را عصب‌دهی می‌کنند، هسته‌شان در مغز (جمجمه) است، در حالی که نورون‌های حرکتی عضلات پا، هسته‌شان در نخاع (ستون مهره) قرار دارد.

واژگان کلیدی

جسم یاخته‌ای
بخش اصلی نورون حاوی هسته که مسئول سوخت‌وساز و ساخت ناقل‌های عصبی است.
آکسون (آسه)
رشته‌ای که پیام عصبی را از جسم یاخته‌ای خارج کرده و به سمت سیناپس می‌برد.
نوروگلیا (یاخته پشتیبان)
یاخته‌های غیرعصبی که از نورون‌ها محافظت و حمایت کرده و غلاف میلین را می‌سازند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم جسم یاخته‌ای همه نورون‌ها در ماده خاکستری است؛ جسم یاخته‌ای نورون حسی در گانگلیون ریشه پشتی (خارج از نخاع) قرار دارد.
  • بسیاری به غلط ریشه شکمی را حاوی جسم یاخته‌ای می‌دانند؛ در ریشه شکمی فقط آکسون دیده می‌شود.
  • اشتباه رایج: همه پیام‌های حسی باید به مغز برسند تا پاسخ داده شوند؟ خیر، پیام‌های انعکاسی در نخاع پاسخ داده می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نورون‌های حسی، حرکتی و رابط ارکان اصلی قوس‌های عصبی هستند.
  • جسم یاخته‌ای نورون حسی در خارج از نخاع و جسم یاخته‌ای نورون حرکتی در داخل نخاع است.
  • عصب مجموعه‌ای از رشته‌های عصبی در لفافی از بافت پیوندی است.
  • نورون‌های حرکتی پیکری فقط سیناپس تحریکی با عضلات اسکلتی برقرار می‌کنند.
  • آسیب زیر مهره دوم کمر، به نخاع آسیب نمی‌زند ولی ممکن است اعصاب محیطی را متاثر کند.

نکتهٔ تکمیلی

سرعت انتقال پیام در اعصاب میلین‌دار صد برابر بیشتر از اعصاب بدون میلین است. این تفاوت مانند تفاوت سرعت یک هواپیمای جت با یک فرد در حال پیاده‌روی است. چرا؟ چون در اعصاب میلین دار، پیام عصبی مجبور نیست کل طول رشته را طی کند، بلکه از یک گره رانویه به گره بعدی «می‌جهد». این تکامل به موجودات اجازه داد بدنی بزرگتر و واکنش‌هایی سریع‌تر داشته باشند بدون اینکه نگران تاخیر در رسیدن پیام به اندام‌های دوردست (مثل نوک انگشتان پا) باشند.

خلاصهٔ درس

فرماندهی بدن دست کیست؟

Biology · Nervous System Structure

حفاظت و ساختار سیستم مرکزی

  • بخش مرکزی شامل مغز و نخاع است و از ماده خاکستری و سفید تشکیل می‌شود
  • ماده خاکستری در مغز در سطح بیرونی و در نخاع در مرکز (پروانه‌ای) است
  • سد خونی-مغزی با مویرگ‌های بدون منفذ از ورود میکروب‌ها و اوره جلوگیری می‌کند
  • پرده مننژ ۳ لایه دارد که فقط نرم‌شامه وارد شیارهای مغز و نخاع می‌شود
  • مایع مغزی-نخاعی در فضای زیر عنکبوتیه و بطن‌ها نقش ضربه‌گیر دارد
سد خونی-مغزی (Blood-Brain Barrier)
مویرگ‌های فاقد منفذ محافظ مغز

نکته: سیستم حفاظتی مغز هر روز حدود ۳ بار تمام مایع ضربه‌گیر خود را نوسازی و تصفیه می‌کند.

قشر مخ و سامانه احساسات

  • قشر مخ مرکز پردازش اطلاعات حسی، تفکر، یادگیری و هوشمندی است
  • نیمکره‌ها توسط رابط‌های سفیدرنگ پینه‌ای و سه‌گوش به یکدیگر متصل هستند
  • لوب پیشانی بزرگ‌ترین و لوب پس‌سری کوچک‌ترین لوب‌های مخ هستند
  • اسبک مغز (هیپوکامپ) در لوب گیجگاهی قرار دارد و مرکز تشکیل حافظه است
  • سامانه لیمبیک در ایجاد احساساتی مانند ترس، خشم و لذت نقش کلیدی دارد
رابط پینه‌ای (Corpus Callosum)
رشته‌های میلین‌دار متصل‌کننده نیمکره‌های مخ

نکته: برداشتن هیپوکامپ مانع تشکیل خاطرات جدید می‌شود، ولی به خاطرات قدیمی آسیب نمی‌زند.

ساقه مغز، دیانسفال و مخچه

  • ساقه مغز شامل مغز میانی، پل مغزی و بصل‌النخاع بوده و رابط مغز و نخاع است
  • بصل‌النخاع حیاتی‌ترین بخش ساقه مغز و مرکز اصلی تنظیم تنفس و ضربان قلب است
  • تالاموس مرکز تقویت پیام‌های حسی و هیپوتالاموس مرکز حفظ هم‌ایستایی است
  • مخچه مرکز حفظ تعادل و هماهنگی حرکات ماهیچه‌های اسکلتی بدن است
  • بخش مرکزی مخچه (کرمینه) دو نیمکره مخچه را به یکدیگر متصل می‌کند
کرمینه (Vermis)
بخش مرکزی مخچه که دو نیمکره آن را به هم وصل می‌کند

نکته: پیام‌های بویایی برخلاف سایر حواس، بدون عبور از تالاموس مستقیماً به لیمبیک می‌روند.

دستگاه محیطی و قوس انعکاسی

  • دستگاه عصبی محیطی شامل ۱۲ جفت عصب مغزی و ۳۱ جفت عصب نخاعی است
  • ریشه پشتی عصب نخاعی فقط حسی و ریشه شکمی آن فقط حاوی رشته‌های حرکتی است
  • بخش خودمختار شامل سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که مخالف یکدیگر عمل می‌کنند
  • در انعکاس عقب کشیدن دست، ۵ نورون و ۶ سیناپس نقش دارند
  • با تحریک دوسر بازو (انقباض) و مهار سه سر بازو (شل شدن)، دست عقب کشیده می‌شود
ریشه پشتی (Dorsal root)
ریشه حسی عصب نخاعی حاوی جسم یاخته‌ای نورون حسی

نکته: در مهار ماهیچه سه سر، ناقل عصبی مهاری فقط در داخل نخاع آزاد می‌شود نه در ماهیچه.

بیماری‌ها، تکامل و تشریح مغز

  • ساده‌ترین سیستم عصبی در هیدر (شبکه عصبی) است؛ حشرات طناب عصبی شکمی دارند
  • در مغز ماهی برخلاف انسان، لوب‌های بینایی بزرگ‌ترین بخش مغز را تشکیل می‌دهند
  • در تشریح مغز گوسفند، با باز کردن شیار طولی مخ، رابط پینه‌ای سفید دیده می‌شود
  • بیماری MS با تخریب غلاف میلین در دستگاه عصبی مرکزی، هدایت پیام را کند می‌کند
  • الکل فعالیت مغز را کند کرده و مواد اعتیادآور با ترشح دوپامین اعتیاد می‌آورند
شبکه عصبی (Nerve net)
ساده‌ترین سیستم عصبی فاقد مغز و گره در هیدر

نکته: مصرف مواد اعتیادآور با کاهش مصرف گلوکز در لوب پیشانی، آسیب‌های ماندگار ایجاد می‌کند.

نکات کلیدی آزمون

  • نخاع تنها تا دومین مهره کمر امتداد دارد، نه تا انتهای ستون مهره
  • لوب آهیانه بیشترین سطح تماس را با سایر لوب‌ها دارد، نه لوب پیشانی
  • هیپوکامپ محل تشکیل و تبدیل حافظه است، نه محل ذخیره دائمی خاطرات
  • تالاموس ایستگاه رله اغلب حواس است، اما حس بویایی استثنا است و به آن نمی‌رود
  • مخچه حرکات ارادی را تنظیم و هماهنگ می‌کند، نه اینکه دستور حرکت صادر کند
  • در شل شدن ماهیچه، ناقل مهاری به نورون حرکتی در نخاع می‌رسد نه به خود ماهیچه

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در تشریح مغز گوسفند، کدام عبارت درست است؟

  1. برای مشاهده بطن چهارم مغز گوسفند، ایجاد برش در رابط پینه‌ای الزامی است؛ محل اتصال نخاع به بصل‌النخاع و لوب‌های بویایی هر دو در سطح شکمی مغز به خوبی قابل مشاهده هستند.
  2. برای مشاهده بطن چهارم مغز گوسفند، ایجاد برش در کرمینه مخچه الزامی است؛ محل اتصال نخاع به بصل‌النخاع و لوب‌های بویایی هر دو تنها در سطح پشتی مغز قابل مشاهده هستند.
  3. برای مشاهده بطن چهارم مغز گوسفند، ایجاد برش در رابط پینه‌ای الزامی است؛ محل اتصال نخاع به بصل‌النخاع و لوب‌های بویایی هر دو تنها در سطح پشتی مغز قابل مشاهده هستند.
  4. برای مشاهده بطن چهارم مغز گوسفند، ایجاد برش در کرمینه مخچه الزامی است؛ محل اتصال نخاع به بصل‌النخاع و لوب‌های بویایی هر دو در سطح شکمی مغز به خوبی قابل مشاهده هستند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

برای دیدن بطن چهارم در مغز گوسفند باید کرمینه مخچه بریده شود. همچنین محل اتصال نخاع به بصل‌النخاع و لوب‌های بویایی هر دو در سطح شکمی (زیرین) مغز قابل مشاهده هستند. بنابراین گزینه ۴ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: برای دیدن بطن چهارم باید کرمینه مخچه بریده شود، نه رابط پینه‌ای. گزینه ۲: این ساختارها در سطح شکمی مغز مشاهده می‌شوند، نه سطح پشتی. گزینه ۳: برش کرمینه مخچه برای بطن چهارم لازم است و این بخش‌ها در سطح شکمی دیده می‌شوند.

درس‌های دیگر این بخش · زیست یازدهم