دستگاه چشایی و بویایی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

کالبدشناسی و گیرنده‌های حس چشایی

حس چشایی یکی از قدیمی‌ترین دستگاه‌های حسی انسان است که در رده حس‌های شیمیایی طبقه‌بندی می‌شود. این حس زمانی تحریک می‌شود که مولکول‌های مواد شیمیایی موجود در غذا با گیرنده‌های اختصاصی روی زبان برخلاف حس‌های مکانیکی تماس برقرار کنند. تفاوت اساسی میان حس‌های شیمیایی با حس‌های مکانیکی در این است که محرک حس‌های مکانیکی فشار، کشش یا حرکت است، در حالی که حس‌های شیمیایی مستقیماً توسط ساختار مولکولی مواد تحریک می‌شوند. ساختار اصلی پذیرنده چشایی بر روی زبان قرار دارد و شامل برجستگی‌ها و جوانه‌های چشایی است.

ساختار زبان و پراکندگی برجستگی‌ها

زبان انسان دارای سه نوع برجستگی اصلی است که جوانه‌های چشایی را در خود جای داده‌اند. برجستگی‌های قاعده‌ای در بخش عقبی زبان قرار دارند. در مقابل، برجستگی‌های قارچی‌شکل در تمام سطح زبان توزیع شده‌اند. نوع سوم، برجستگی‌های برگ‌مانند هستند که در طرفین زبان قرار گرفته‌اند؛ این برجستگی‌ها در کودکان بسیار خوب تکامل یافته‌اند، اما در بزرگسالان رو به تحلیل می‌گذارند. انسان در مجموع حدود ۲۰۰۰ جوانه چشایی دارد. در هر یک از این جوانه‌ها، گروهی متشکل از حدود ۵۰ سلول شامل سلول‌های حسی، سلول‌های محافظ و سلول‌های پایه قرار گرفته‌اند. سلول‌های محافظ وظیفه حفظ ساختار جوانه و سلول‌های پایه وظیفه نوسازی مداوم سلول‌های حسی را بر عهده دارند.

نوع برجستگیمحل در زبانوضعیت تکاملی
قاعده‌ایعقب زبانتجمع در عقب
قارچی‌شکلتمام سطحپراکندگی وسیع
برگ‌مانندطرفین زبانتحلیل‌رفته در بزرگسالی

ویژگی‌های گیرنده‌های چشایی و مواد تشدیدکننده

سلول‌های حسی چشایی از نوع سلول‌های حسی ثانویه هستند. این بدان معناست که این سلول‌ها فاقد آکسون بوده و برای انتقال پیام‌های عصبی به مغز، با یک تار عصبی مرکزرسان به صورت سیناپسی ارتباط برقرار می‌کنند.

گیرنده‌های چشایی از نوع سلول‌های حسی ثانویه (فاقد آکسون) هستند و پیام خود را از طریق سیناپس با تارهای عصبی مرکزرسان به مغز منتقل می‌کنند.

حساسیت به مزه‌های مختلف در بخش‌های گوناگون زبان متفاوت است. قدامی‌ترین بخش زبان (نوک زبان) بیشترین حساسیت را به مزه‌های شیرین و شور دارد. در حالی که نرم‌کام یعنی خلفی‌ترین بخش دهان، بیشترین حساسیت را به مزه تلخی نشان می‌دهد. برای مزه شیرین، حداقل دو نوع گیرنده متمایز وجود دارد: یک نوع گیرنده به گلوکز پاسخ می‌دهد که فقط مزه شیرینی خالص را ایجاد می‌کند، و دیگری به موادی مانند ساخارین حساس است که علاوه بر شیرینی، مزه تلخی را نیز در فرد ایجاد می‌نماید. برخی مواد شیمیایی نیز می‌توانند ادراک مزه‌ها را تقویت کنند؛ برای مثال، ماده شیمیایی تریتیلیوم توسیلت با تسهیل عبور یون‌های سدیم (Na+) از غشای سلول گیرنده، احساس مزه شوری را به شدت افزایش می‌دهد.

به عنوان نمونه، ماده تریتیلیوم توسیلت با آسان‌تر کردن جریان ورود یون‌های سدیم به داخل سلول گیرنده، باعث می‌شود که فرد مزه شوری را بسیار شدیدتر از حالت عادی احساس کند.

واژگان کلیدی

حس‌های شیمیایی
حس‌هایی مانند بویایی و چشایی که محرک آن‌ها مولکول‌های شیمیایی هستند و از نظر تکاملی از قدیمی‌ترین حواس به شمار می‌روند
سلول‌های حسی ثانویه
گیرنده‌های حسی فاقد آکسون که برای انتقال پیام عصبی باید با یک تار عصبی مرکزرسان سیناپس برقرار کنند
برجستگی‌های برگ‌مانند
برجستگی‌های حاوی جوانه‌های چشایی در طرفین زبان که در کودکان تکامل‌یافته و در بزرگسالان تحلیل‌رفته هستند
تریتیلیوم توسیلت
یک ماده شیمیایی که با تسهیل عبور یون‌های سدیم از غشای سلول گیرنده، شدت مزه شوری را به شدت افزایش می‌دهد

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم حس‌های چشایی و بویایی مانند حس لامسه جزو حس‌های مکانیکی هستند؛ هر دوی این حواس شیمیایی بوده و با مولکول‌های مواد تحریک می‌شوند.
  • برخی تصور می‌کنند گیرنده‌های چشایی مانند گیرنده‌های بویایی دارای آکسون هستند، اما این گیرنده‌ها سلول‌های حسی ثانویه و فاقد آکسون می‌باشند.
  • نباید تعداد جوانه‌های چشایی با تعداد سلول‌های داخل هر جوانه اشتباه شود؛ انسان در مجموع حدود ۲۰۰۰ جوانه چشایی دارد و در هر جوانه حدود ۵۰ سلول قرار گرفته است.
  • ماده شیمیایی تریتیلیوم توسیلت عبور یون‌های سدیم را تسهیل می‌کند، نه یون‌های پتاسیم را.
  • برجستگی‌های برگ‌مانند در کودکان تکامل یافته و برجسته هستند، در حالی که در بزرگسالان رو به تحلیل می‌گذارند؛ فرضیه معکوس آن غلط است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حس چشایی یک حس شیمیایی است که توسط مولکول‌های مواد تحریک شده و گیرنده‌های آن سلول‌های حسی ثانویه فاقد آکسون هستند.
  • زبان انسان دارای برجستگی‌های قاعده‌ای در عقب، قارچی‌شکل در تمام سطح و برگ‌مانند در طرفین است که جوانه‌های چشایی را در خود جای داده‌اند.
  • انسان حدود ۲۰۰۰ جوانه چشایی دارد و هر جوانه شامل تقریباً ۵۰ سلول حسی، پایه و محافظ است.
  • نوک زبان بیشترین حساسیت را به مزه‌های شیرین و شور و نرم‌کام بیشترین حساسیت را به مزه تلخ نشان می‌دهد.
  • برخی مواد مانند تریتیلیوم توسیلت با تسهیل ورود یون‌های سدیم باعث تشدید احساس شوری و برخی گیرنده‌ها به مواد خاصی مثل ساخارین پاسخ می‌دهند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تفاوت در تعداد جوانه‌های چشایی میان افراد، پدیده‌ای به نام «ابرچشنده» (Supertaster) را ایجاد می‌کند. افرادی که تعداد جوانه‌های چشایی بسیار بیشتری روی زبان خود دارند، مزه‌ها به‌ویژه تلخی را با شدتی باورنکردنی احساس می‌کنند. این افراد معمولاً از خوردن قهوه تلخ، شکلات تیره یا سبزیجات خاصی مانند کلم بروکلی اجتناب می‌کنند، زیرا این مواد برای آن‌ها به شدت تلخ و گزنده است. در مقابل، افرادی با تعداد جوانه‌های کمتر ممکن است برای حس کردن طعم‌ها نیاز به ادویه‌ها و چاشنی‌های بسیار بیشتری داشته باشند.

مسیرهای عصبی و پردازش مغزی چشایی

انتقال اطلاعات چشایی از زبان به مغز از طریق مسیرهای عصبی مشخص و اعصاب مغزی ویژه‌ای صورت می‌گیرد. پیام‌های حسی مربوط به دو سوم جلوی زبان توسط طناب صماخی که شاخه‌ای از عصب چهره‌ای یا همان زوج هفتم مغزی است، منتقل می‌شوند. در مقابل، پیام‌های بخش عقبی زبان توسط عصب زبان‌حلقی یا زوج نهم مغزی ارسال می‌گردند. این تفکیک عصبی پیامدهای بالینی مهمی دارد؛ برای مثال، آسیب به عصب چهره‌ای علاوه بر فلج یک‌طرفه ماهیچه‌های صورت، منجر به از دست رفتن حس چشایی در بخش جلویی زبان می‌شود. همچنین قطع عصب زبانی‌حلقی موجب کاهش شدید حساسیت به مواد تلخ در بخش عقبی زبان می‌گردد، در حالی که آسیب به طناب صماخی باعث از بین رفتن مزه‌های شیرین، ترش و شور می‌شود.

مسیر انتقال پیام در ساقه مغز و نحوه پردازش آن

تارهای عصبی حس چشایی پس از ورود به ساقه مغز، نوار مجرد را تشکیل می‌دهند. این پیام‌ها سپس به هسته نوار مجرد که در پیاز مغز تیره یا همان بصل‌النخاع قرار دارد، ارسال و در آنجا پردازش اولیه می‌شوند. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد حس چشایی این است که انتقال اطلاعات آن به صورت همسو یعنی از یک سمت زبان به همان سمت مغز انجام می‌شود؛ پیام‌های سمت چپ زبان به نیمکره چپ و پیام‌های سمت راست به نیمکره راست مغز ارسال می‌گردند.

پردازش اطلاعات چشایی برخلاف اکثر حواس دیگر به صورت همسو (ipsilateral) انجام می‌شود؛ یعنی پیام‌های سمت چپ زبان به نیمکره چپ مغز و پیام‌های سمت راست زبان به نیمکره راست مغز ارسال می‌گردند.

بخش زبانعصب مسئولتأثیر آسیب عصبی
۲/۳ جلوییطناب صماخی (عصب ۷)از دست رفتن شیرینی، ترش و شوری
۱/۳ عقبیزبانی‌حلقی (عصب ۹)کاهش حساسیت به تلخی

مسیر قشر مخ و ادراک عاطفی

پس از ایستگاه بصل‌النخاع، پیام‌ها به سمت قشر مخ هدایت می‌شوند. قشر چشایی اولیه در ناحیه جانبی شکنج پس‌مرکزی و جزیره (اینسولا) قرار دارد. در اینجا فرآیند ادراک و تجزیه و تحلیل طعم‌های پیچیده انجام می‌گیرد؛ در حالی که احساس اولیه مزه‌ها در سطح گیرنده‌های حسی رخ می‌دهد. تفکیک بین احساس و ادراک در چشایی بسیار حائز اهمیت است؛ احساس فرآیندی فیزیولوژیک است که با تحریک فیزیکی گیرنده‌ها آغاز می‌شود، اما ادراک فرآیندی شناختی و مغزی است که در آن، مغز اطلاعات دریافتی را تعبیر و تفسیر کرده و معنای طعم‌ها را کشف می‌کند.

به عنوان مثال، آسیب به عصب چهره‌ای (زوج ۷) در اثر بیماری یا ضربه، نه تنها عضلات همان سمت صورت را فلج می‌کند، بلکه حس چشایی بخش جلویی زبان در همان سمت را نیز کاملاً از بین می‌برد.

علاوه بر مسیر قشری اصلی، راه عصبی دیگری از برجستگی حلقوی ساقه مغز به دستگاه کناری (لیمبیک) و هیپوتالاموس می‌رود که نقش کلیدی در ادراک عاطفی و لذت‌جویانه طعم‌ها و تنظیم رفتارهای تغذیه‌ای ایفا می‌کند.

واژگان کلیدی

طناب صماخی
شاخه‌ای از عصب چهره‌ای (زوج هفتم مغزی) که پیام‌های حسی مربوط به دو سوم جلوی زبان را منتقل می‌کند
هسته نوار مجرد
هسته‌ای در پیاز مغز تیره (بصل‌النخاع) که اولین ایستگاه پردازش اطلاعات چشایی و احشایی در ساقه مغز است
پردازش همسو (Ipsilateral)
انتقال و پردازش اطلاعات حسی از یک سمت بدن به نیمکره مغزی همان سمت، که ویژگی بارز سیستم چشایی است
قشر چشایی اولیه
ناحیه‌ای در بخش جانبی شکنج پس‌مرکزی و جزیره (اینسولا) در قشر مخ که مسئول ادراک و تحلیل طعم‌های پیچیده است

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه متداول این است که فکر کنیم پیام‌های چشایی به نیمکره مخالف مغز (متقابل) فرستاده می‌شوند؛ در حالی که چشایی به صورت همسو پردازش می‌شود.
  • نباید تصور کرد که هسته نوار مجرد در مغز میانی قرار دارد، بلکه این هسته حیاتی در بصل‌النخاع (پیاز مغز تیره) واقع شده است.
  • برخی گمان می‌کنند آسیب به عصب چهره‌ای (زوج هفتم) تنها باعث فلج عضلات صورت می‌شود، در حالی که این عصب از طریق طناب صماخی حس چشایی دو سوم جلویی زبان را نیز تأمین می‌کند.
  • این باور غلط است که قشر چشایی اولیه در شکنج پیش‌مرکزی و لوب پیشانی قرار دارد؛ محل دقیق آن بخش جانبی شکنج پس‌مرکزی و جزیره (اینسولا) است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پیام‌های چشایی دو سوم جلوی زبان توسط طناب صماخی (عصب ۷) و یک سوم عقبی توسط عصب زبان‌حلقی (عصب ۹) منتقل می‌شوند.
  • تارهای عصبی چشایی در ساقه مغز نوار مجرد را تشکیل داده و به هسته نوار مجرد در بصل‌النخاع ختم می‌شوند.
  • انتقال اطلاعات چشایی به صورت همسو انجام می‌گیرد، یعنی پیام‌های هر سمت زبان به نیمکره مغزی همان سمت می‌روند.
  • قشر چشایی اولیه در بخش جانبی شکنج پس‌مرکزی و جزیره واقع شده و مسئول ادراک و تفسیر طعم‌های پیچیده است.
  • علاوه بر مسیر اصلی، راه عصبی دیگری به دستگاه لیمبیک و هیپوتالاموس می‌رود که ارزیابی عاطفی و لذت‌جویانه از مزه‌ها را بر عهده دارد.

نکتهٔ تکمیلی

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا برخی طعم‌ها فوراً احساس خوشایند یا ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کنند؟ این موضوع به مسیر فرعی حس چشایی مربوط می‌شود که از بصل‌النخاع به دستگاه لیمبیک (مرکز احساسات) و هیپوتالاموس می‌رود. این مسیر بدون نیاز به پردازش آگاهانه در قشر مخ، واکنش‌های عاطفی و حتی زیستی فوری به غذاها نشان می‌دهد. به عنوان مثال، طعم شیرین از نظر تکاملی نشان‌دهنده کالری و انرژی است و فوراً حس لذت ایجاد می‌کند، در حالی که طعم تلخ به عنوان زنگ خطری برای سموم احتمالی عمل کرده و باعث ایجاد حس انزجار فوری می‌شود تا مانع بلعیدن ماده مضر گردد.

کالبدشناسی و ساختار گیرنده‌های بویایی

حس بویایی در کنار حس چشایی، از قدیمی‌ترین حواس شیمیایی انسان به شمار می‌آید. گیرنده‌های بویایی برخلاف گیرنده‌های چشایی، از نوع سلول‌های حسی اولیه هستند. این بدان معناست که این گیرنده‌ها خود دارای آکسون بوده و بدنه سلولی آن‌ها در مخاط بویایی قرار دارد. علاوه بر گیرنده‌های بویایی اختصاصی، انتهای آزاد اعصاب حسی دیگر نیز در مخاط بویایی پراکنده‌اند که در دریافت بوهای خاص نقش دارند.

ساختار مخاط بویایی و سلول‌های پشتیبان

در مخاط بویایی، سه نوع سلول اصلی وجود دارد: سلول‌های حسی، سلول‌های پشتیبان و سلول‌های پایه. سلول‌های پشتیبان وظیفه ترشح موکوس و حفظ تعادل یونی محیط اطراف مژک‌های بویایی را دارند، در حالی که سلول‌های پایه به عنوان سلول‌های بنیادی عمل می‌کنند. سلول‌های حسی بویایی طول عمر کوتاهی دارند؛ به طوری که هر ۶۰ روز یک‌بار، سلول‌های پایه موجود در مخاط بویایی که نقش پشتیبان و سلول‌های مادر را دارند، تقسیم شده و جایگزین سلول‌های حسی از بین رفته می‌شوند. حساسیت این گیرنده‌ها ثابت نیست و تحت تأثیر هورمون‌های مختلف، به ویژه هورمون‌های استروئیدی (جنسی)، قرار دارد؛ این هورمون‌ها می‌توانند میزان حساسیت سلول‌های بویایی را در شرایط مختلف زیستی تغییر دهند.

گیرنده‌های بویایی از نوع سلول‌های حسی اولیه (دارای آکسون) هستند و هر ۶۰ روز یک‌بار توسط تقسیم سلول‌های پایه در مخاط بویایی بازسازی و جایگزین می‌شوند.

ویژگی گیرندهحس بویاییحس چشایی
نوع سلول حسیاولیه (دارای آکسون)ثانویه (بدون آکسون)
محل پایان آکسونپیاز بویایی در مغزفاقد آکسون مستقیم
طول عمر / نوسازی۶۰ روز یک‌بارنوسازی مداوم جوانه

مسیر پیاز بویایی و مدارهای پردازش

مسیر انتقال پیام بویایی از جمجمه آغاز می‌شود. آکسون‌های سلول‌های بویایی پس از عبور از سوراخ‌های صفحه غربالی استخوان پرویزنی در کف جمجمه، وارد پیاز بویایی می‌شوند. پیاز بویایی اولین مرکز سازمان‌دهی و پردازش اطلاعات بویایی است و شامل مدارهای پردازشی متمایز است. نخستین سطح پردازش در لایه کلافه‌ها (گلومرول‌ها) صورت می‌گیرد، جایی که سلول‌های پری‌گلومرولر با آکسون سلول‌های بویایی ارتباط برقرار می‌کنند. کلافه‌ها ساختارهای کروی در پیاز بویایی هستند که در آن‌ها هزاران آکسون گیرنده بویایی هم‌گرا شده و با دندریت‌های سلول‌های میترال و سلول‌های پری‌گلومرولر سیناپس می‌سازند. در مرحله بعد، پیام‌ها به لایه سلول‌های میترال منتقل می‌شوند که به عنوان دومین مدار بویایی شناخته می‌شوند. دندریت‌های سلول‌های میترال پیام‌ها را دریافت کرده و آکسون‌های آن‌ها به یکدیگر می‌پیوندند تا طناب بویایی را بسازند. بنابراین، طناب بویایی از اجتماع آکسون‌های سلول‌های میترال تشکیل شده است و آکسون‌های گیرنده‌های بویایی اولیه هرگز از پیاز بویایی خارج نمی‌شوند بلکه در همان جا پایان می‌یابند.

برای مثال، حساسیت بویایی زنان در دوره‌های مختلف چرخه قاعدگی یا در دوران بارداری به دلیل نوسانات هورمون‌های جنسی (استروئیدی) تغییر می‌کند و می‌تواند بسیار قوی‌تر شود.

واژگان کلیدی

سلول‌های حسی اولیه
گیرنده‌های حسی که خود دارای آکسون اختصاصی هستند و پیام عصبی را مستقیماً به مراکز پردازش مرکزی ارسال می‌کنند
صفحه غربالی
بخشی سوراخ‌سوراخ از استخوان پرویزنی در کف جمجمه که آکسون‌های عصب بویایی از آن عبور می‌کنند تا وارد پیاز بویایی شوند
کلافه‌ها (Glomeruli)
ساختارهای کروی در پیاز بویایی که محل سیناپس اولیه میان آکسون گیرنده‌ها و دندریت سلول‌های میترال و پری‌گلومرولر است
سلول‌های میترال
سلول‌های عصبی موجود در پیاز بویایی که دندریت آن‌ها پیام را دریافت کرده و آکسون آن‌ها طناب بویایی را می‌سازد

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه شایع این است که تصور شود طناب بویایی از آکسون گیرنده‌های بویایی تشکیل شده است؛ در واقع طناب بویایی از آکسون سلول‌های میترال شکل می‌گیرد.
  • نباید گمان کرد آکسون سلول‌های بویایی پس از عبور از صفحه غربالی مستقیماً وارد تالاموس یا قشر مغز می‌شوند، بلکه ابتدا وارد پیاز بویایی شده و سیناپس برقرار می‌کنند.
  • این باور غلط است که سلول‌های بویایی تحت تأثیر هیچ هورمونی قرار ندارند؛ حساسیت این سلول‌ها به ویژه با تغییر هورمون‌های جنسی دستخوش نوسان می‌شود.
  • بعضی معتقدند که سلول‌های حسی بویایی مانند سلول‌های عصبی مغز غیرقابل بازسازی هستند، اما این سلول‌ها هر ۶۰ روز یک‌بار توسط سلول‌های پایه مخاط نوسازی می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حس بویایی یک حس شیمیایی است که گیرنده‌های آن سلول‌های حسی اولیه دارای آکسون و انتهای آزاد اعصاب هستند.
  • سلول‌های پایه در مخاط بویایی وظیفه دارند هر ۶۰ روز یک‌بار سلول‌های حسی تخریب‌شده را بازسازی و جایگزین کنند.
  • آکسون گیرنده‌ها با عبور از صفحه غربالی استخوان پرویزنی وارد پیاز بویایی شده و اولین مدار پردازش را در گلومرول‌ها شکل می‌دهند.
  • سلول‌های میترال تشکیل‌دهنده دومین مدار پردازش بویایی هستند و آکسون آن‌ها طناب بویایی را می‌سازد.
  • حساسیت گیرنده‌های بویایی ثابت نبوده و با ترشح هورمون‌های استروئیدی (جنسی) تعدیل و تنظیم می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

توانایی نوسازی سلول‌های بویایی یکی از معدود استثناهای سیستم عصبی انسان است. از آنجا که این سلول‌ها مستقیماً با محیط بیرون و انواع مواد شیمیایی، باکتری‌ها و ویروس‌ها در تماس هستند، به سرعت آسیب می‌بینند. اگر این قابلیت بازسازی وجود نداشت، ما در همان سال‌های ابتدایی زندگی حس بویایی خود را کاملاً از دست می‌دادیم. کشف این ویژگی دانشمندان را امیدوار کرده است که با مطالعه سلول‌های پایه مخاط بویایی، به روش‌های جدیدی برای ترمیم سلول‌های عصبی آسیب‌دیده در سایر بخش‌های سیستم عصبی و مغز دست یابند.

مسیرهای عصبی، پردازش مغزی و تمایز بویایی

حس بویایی مسیرهای عصبی بسیار منحصربه‌فردی در مقایسه با سایر حواس انسان دارد. پیام‌های عصبی بویایی برخلاف سایر اعصاب حسی که ابتدا به هسته‌های تالاموس می‌روند، بدون ارتباط با تالاموس به طور مستقیم به قشر مخ راه می‌یابند. این ویژگی ساختاری نشان‌دهنده تکامل دیرینه این حس و ارتباط نزدیک و بی‌واسطه آن با دستگاه لیمبیک (کناری) است که در شکل‌گیری خاطرات و هیجانات نقش دارد.

پیام‌های عصبی بویایی برعکس سایر حواس، بدون عبور از ایستگاه رله تالاموس به طور مستقیم به قشر مخ وارد می‌شوند.

بخش‌های مختلف مغز بویایی

مسیرهای بویایی در مغز به بخش‌های متفاوتی تقسیم می‌شوند که هر کدام وظایف خاصی را بر عهده دارند. برای مثال، منطقه پیش‌پیاز (prepyriform) در مغز بویایی، نقش کلیدی در تفکیک، تمییز و تشخیص مواد معطر گوناگون از یکدیگر ایفا می‌کند. از طرف دیگر، بخش‌های مغز بویایی به دو ناحیه میانی و جانبی تقسیم می‌شوند: ناحیه بویایی میانی عمدتاً مسئول رفتارهای غریزی، ابتدایی و عاطفی مربوط به بوها است، در حالی که ناحیه بویایی جانبی در پردازش پاسخ‌های پیچیده‌تر، ادراک هوشیارانه و یادگیری بویایی دخالت دارد.

بخش مغز بویایینوع رفتارهای تحت کنترلسطح پردازش
ناحیه میانیاعمال ابتدایی و غریزیساده و ناخودآگاه
ناحیه جانبیپاسخ‌های ادراکی و پیچیدهعالی و هوشیارانه

آستانه‌های حسی و اعصاب کمکی

تفاوت‌های مهمی نیز در آستانه‌های حسی بویایی وجود دارد. بویایی حسی بسیار حساس‌تر از چشایی است؛ آستانه مطلق تحریک بویایی تنها به حدود ۱۰۷ مولکول در میلی‌لیتر هوا نیاز دارد، در حالی که چشایی به حداقل ۱۰۱۶ مولکول در میلی‌لیتر محلول نیازمند است. علاوه بر این، در خود حس بویایی بین آستانه ادراک (آگاهی از وجود بو) و آستانه تشخیص (شناسایی و نام‌گذاری بو) تفاوت زیادی هست؛ برای آگاهی اولیه از وجود یک بو به غلظت بسیار کمتری از ماده معطر نیاز است، در حالی که برای تشخیص دقیق و نام‌گذاری آن بو، غلظت باید بسیار بالاتر باشد.

به عنوان مثال، وقتی فردی بوی آمونیاک تند یا گاز سوزاننده‌ای را استشمام می‌کند، سوزش شدید ایجاد شده توسط عصب سه‌شاخه (پنجم) و عصب واگ (دهم) احساس می‌شود، حتی اگر عصب بویایی اصلی قطع شده باشد.

یکی دیگر از شگفتی‌های سیستم بویایی، همکاری اعصاب دیگر در دریافت بوهای خاص است. بوهای تند، آزاردهنده و سوزاننده (مانند بوی سوختگی) علاوه بر عصب اول بویایی، توسط انتهای آزاد اعصاب پنجم (سه‌شاخه)، نهم (زبان‌حلقی) و دهم (واگ) دریافت می‌شوند. به همین دلیل، حتی در صورت تصادف و قطع کامل دسته تارهای عصب بویایی اول، فرد همچنان قادر خواهد بود بوهای تند و سوزاننده را از طریق این اعصاب کمکی دریافت و احساس کند.

واژگان کلیدی

منطقه پیش‌پیاز (Prepyriform)
بخشی از مغز بویایی که نقش محوری در تفکیک و تشخیص دقیق بوها و مواد معطر مختلف از یکدیگر دارد
آستانه ادراک بویایی
حداقل غلظت لازم از ماده معطر در فضا که برای آگاهی اولیه فرد از وجود یک بو (بدون شناسایی نوع آن) کافی است
آستانه تشخیص بویایی
غلظتی از ماده معطر که برای شناسایی دقیق، تفکیک و نام‌گذاری نوع بو توسط فرد مورد نیاز است
ناحیه بویایی میانی
بخشی از سیستم بویایی مغز که عمدتاً مسئول رفتارهای غریزی، احساسی و اعمال ابتدایی مرتبط با بویایی است

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر گمان کنیم پیام‌های بویایی مانند پیام‌های بینایی و شنوایی ابتدا به تالاموس رفته و سپس به قشر مغز می‌رسند؛ بویایی تالاموس را دور می‌زند.
  • نباید تصور کرد با قطع کامل عصب بویایی اول، درک تمام بوها غیرممکن می‌شود؛ زیرا بوهای تند و محرک همچنان توسط اعصاب ۵، ۹ و ۱۰ قابل احساس هستند.
  • بعضی فرض می‌کنند آستانه تحریک چشایی حساس‌تر از بویایی است، در حالی که بویایی با غلظت بسیار کمتری (۱۰۷ مولکول) نسبت به چشایی (۱۰۱۶ مولکول) تحریک می‌شود.
  • این تصور نادرست است که برای آگاهی از وجود بو به غلظت بیشتری نسبت به شناسایی آن نیاز داریم؛ آستانه ادراک (آگاهی) همواره پایین‌تر از آستانه تشخیص (نام‌گذاری) است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پیام‌های بویایی مستقیم و بدون عبور از تالاموس به قشر مخ می‌روند که نشان‌دهنده تکامل دیرینه این حس است.
  • منطقه پیش‌پیاز وظیفه تفکیک بوها را دارد، در حالی که ناحیه میانی اعمال ابتدایی و ناحیه جانبی پاسخ‌های پیچیده بویایی را هدایت می‌کنند.
  • بویایی بسیار حساس‌تر از چشایی است و آستانه مطلق تحریک آن در هوا حدود ۱۰۷ مولکول در میلی‌لیتر است.
  • آستانه ادراک (آگاهی اولیه از بو) غلظت بسیار کمتری از ماده معطر را نسبت به آستانه تشخیص (نام‌گذاری بو) نیاز دارد.
  • بوهای تند و سوزاننده علاوه بر عصب اول بویایی، توسط اعصاب ۵، ۹ و ۱۰ مغزی دریافت و پردازش می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

از آنجا که مسیر بویایی تالاموس را دور می‌زند و مستقیماً به سیستم لیمبیک (به‌ویژه آمیگدال و هیپوکامپ) متصل می‌شود، بوها قوی‌ترین محرک‌ها برای زنده کردن خاطرات قدیمی و احساسات همراه با آن‌ها هستند. این پدیده که به «اثر پروست» (Proust Effect) معروف است، توضیح می‌دهد که چرا استشمام ناگهانی یک بوی خاص (مثل بوی یک عطر قدیمی یا بوی باران روی خاک) می‌تواند بلافاصله خاطره‌ای بسیار واضح از دوران کودکی را به همراه تمام احساسات آن لحظه در ذهن شما بازسازی کند؛ تجربه‌ای که هیچ محرک بینایی یا شنوایی نمی‌تواند با این سرعت و شدت آن را ایجاد کند.

اختلالات و پدیده‌های بالینی حواس شیمیایی

حواس شیمیایی چشایی و بویایی، علی‌رغم همکاری نزدیکی که در ایجاد ادراک طعم غذاها دارند، از نظر فیزیولوژیک مستقل هستند. یک مثال بارز برای این استقلال، وضعیت سرماخوردگی شدید است؛ در این حالت به دلیل احتقان مخاط بویایی، ادراک طعم‌های پیچیده که به حس بویایی وابسته‌اند مختل می‌شود، اما حس چشایی همچنان مستقل عمل می‌کند و بیمار می‌تواند به راحتی غذای با نمک را از غذای بی‌نمک تشخیص دهد. آسیب‌های ساختاری و مغزی می‌توانند بر عملکرد این حواس تأثیر بگذارند؛ برای نمونه، تخریب نواحی چشایی در قشر مخ با افزایش آستانه تشخیص، منجر به کاهش کلی حس چشایی می‌شود، یعنی فرد برای درک مزه‌ها به غلظت بالاتری از مواد نیاز خواهد داشت.

حس چشایی یک حس کاملاً مستقل است؛ به طوری که در سرماخوردگی شدید با وجود از دست رفتن بویایی، فرد همچنان می‌تواند مزه شوری را از بی‌نمکی تشخیص دهد.

انواع اختلالات چشایی

اختلالات چشایی را می‌توان بر اساس شدت به دسته‌های مختلفی تقسیم کرد. فقدان کامل حس چشایی یا آگوزیا (ageusia) شدیدترین حالت است که در آن بیمار حتی توانایی تشخیص محلول نمک طعام را از آب معمولی ندارد. شکل دیگر اختلال چشایی، تجربه مزه نامطبوع کاذب در دهان بدون حضور هیچ‌گونه محرک مادی خارجی است. این پدیده به طور شایعی در بیماران مبتلا به سرطان دیده می‌شود و با ایجاد بی‌اشتهایی شدید، تأثیر بسیار سوئی بر تغذیه بیمار گذاشته و در نهایت حال عمومی وی را وخیم‌تر می‌کند.

نوع اختلالحس چشاییحس بویایی
فقدان کاملآگوزیا (Ageusia)انوسمی (Anosmia)
کاهش حساسیتکاهش حس چشاییهایپوسمی (Hyposmia)
ادراک کاذبچشایی کاذب نامطبوعپاروسمی (Parosmia)

انواع اختلالات بویایی و پیامدها

در حوزه بویایی نیز اختلالات بالینی متعددی وجود دارد. فقدان کامل حس بویایی را انوسمی (anosmia) می‌نامند. در حالی که به کاهش جزئی یا افت حساسیت بویایی، هایپوسمی (hyposmia) گفته می‌شود. اختلال دیگر، پاروسمی (parosmia) نام دارد که به معنای ادراک بویایی کاذب یا توهم بویایی بدون علت عضوی واضح است که در آن فرد بویی را احساس می‌کند که در محیط وجود ندارد یا بوها را به شکل دگرگون‌شده و معمولاً ناخوشایند ادراک می‌کند. شایان ذکر است که بسیاری از بیمارانی که با شکایت از دست رفتن حس چشایی به پزشک مراجعه می‌کنند، در واقع دچار اختلال در حس بویایی (مانند انوسمی) هستند، زیرا سهم بویایی در درک طعم‌های ظریف غذاها بسیار حیاتی است. اختلالات چشایی و بویایی فراتر از یک مشکل حسی ساده، می‌توانند منجر به افسردگی، انزوای اجتماعی و کاهش شدید کیفیت زندگی شوند.

به عنوان مثال، بیماران تحت درمان سرطان گاهی از طعم‌های فلزی یا بسیار ناخوشایند کاذب بدون خوردن غذا شکایت دارند که همین امر باعث امتناع از غذا خوردن و ضعف شدید بدنی آن‌ها می‌شود.

واژگان کلیدی

آگوزیا (Ageusia)
فقدان کامل حس چشایی به گونه‌ای که بیمار توانایی تشخیص ساده‌ترین مزه‌ها مانند محلول نمک از آب را از دست می‌دهد
انوسمی (Anosmia)
فقدان کامل حس بویایی که می‌تواند به دلیل آسیب عصبی، ضربه به سر یا بیماری‌های مخاطی رخ دهد
پاروسمی (Parosmia)
اختلال ادراک بویایی کاذب یا توهم بویایی که طی آن فرد بوها را دگرگون‌شده و معمولاً ناخوشایند استشمام می‌کند
هایپوسمی (Hyposmia)
کاهش یا افت نسبی حساسیت حس بویایی در تشخیص و شناسایی رایحه‌های مختلف محیطی

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم سرماخوردگی شدید حس چشایی را کاملاً از بین می‌برد؛ در این حالت فقط بویایی مختل شده و تشخیص طعم‌های پیچیده غیرممکن می‌شود، اما تشخیص مزه‌های پایه مثل شوری همچنان برقرار است.
  • نباید آگوزیا را به عنوان یک کاهش خفیف چشایی در نظر گرفت؛ آگوزیا از دست رفتن کامل توانایی تشخیص مزه است.
  • برخی اصطلاحات بویایی را با هم اشتباه می‌گیرند؛ هایپوسمی کاهش بویایی و انوسمی فقدان کامل آن است، در حالی که پاروسمی به ادراک بویایی کاذب اطلاق می‌شود.
  • تخریب قشر چشایی آستانه تشخیص را کاهش نمی‌دهد، بلکه با افزایش آستانه تشخیص، حساسیت فرد را به مزه‌ها کم می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حس چشایی مستقل از بویایی عمل می‌کند؛ به همین دلیل در سرماخوردگی‌های شدید، تشخیص مزه‌های ساده‌ای مثل شوری همچنان ممکن است.
  • تخریب قشر چشایی در مغز با افزایش آستانه تشخیص، سبب افت شدید حساسیت چشایی در فرد می‌شود.
  • آگوزیا به معنی فقدان کامل حس چشایی است، در حالی که اختلال چشایی کاذب نامطبوع بیشتر در سرطان دیده شده و وضعیت عمومی بیمار را وخیم‌تر می‌کند.
  • در حوزه بویایی، انوسمی به معنای فقدان کامل، هایپوسمی به معنای کاهش حساسیت و پاروسمی به معنای ادراک بویایی کاذب و دگرگون‌شده است.
  • بسیاری از شکایت‌های مربوط به از دست رفتن چشایی، در واقع به دلیل اختلالات بویایی مانند انوسمی رخ می‌دهند.

نکتهٔ تکمیلی

شاید جالب باشد بدانید که در سال‌های اخیر، به ویژه پس از همه‌گیری کووید-۱۹، اختلالات بویایی مانند انوسمی و پاروسمی توجه بسیار زیادی را به خود جلب کردند. بسیاری از بیماران پس از بهبودی از ویروس، دچار پاروسمی شدند؛ یعنی بوهای مطبوعی مانند بوی قهوه، شکلات یا عطر را به صورت بوهای بسیار ناخوشایند مانند بوی لاستیک سوخته یا زباله ادراک می‌کردند. پزشکان بر این باورند که این پدیده به دلیل بازسازی نادرست و اتصال اشتباه آکسون‌های سلول‌های بویایی تازه متولد شده به گلومرول‌های پیاز بویایی رخ می‌دهد که خوشبختانه در اکثر موارد با مرور زمان و تمرین‌های توان‌بخشی بویایی اصلاح می‌شود.

خلاصهٔ درس

زبان و بینی چه می‌گویند؟

Physiology · Chemical Senses

ساختار گیرنده‌های چشایی

  • چشایی و بویایی «حس‌های شیمیایی» هستند، نه مکانیکی
  • حدود ۲۰۰۰ جوانه چشایی روی زبان ← هر جوانه ~۵۰ سلول
  • برجستگی قاعده‌ای (عقب)، قارچی (همه سطح)، برگ‌مانند (طرفین)
  • گیرنده‌ها: سلول‌های حسی ثانویه ← فاقد آکسون، پیام سیناپسی
  • تریتیلیوم توسیلت: ورود یون Na⁺ را تسهیل می‌کند ← شوری تشدید می‌شود
سلول حسی ثانویه
گیرنده‌ای بدون آکسون که پیام را سیناپسی ارسال می‌کند

نکته: ابرچشنده‌ها (Supertasters) جوانه‌های بیشتری دارند و تلخی را باورنکردنی احساس می‌کنند.

مسیر عصبی چشایی به مغز

  • ۲/۳ جلوی زبان ← طناب صماخی (شاخه عصب ۷، چهره‌ای)
  • ۱/۳ عقبی ← عصب زبان‌حلقی (زوج ۹) ← حساسیت به تلخ
  • پیام‌ها به هسته نوار مجرد در بصل‌النخاع (اولین پردازش)
  • قشر چشایی اولیه: شکنج پس‌مرکزی جانبی + جزیره (اینسولا)
  • انتقال همسو (ipsilateral): راست زبان ← نیمکره راست
طناب صماخی
شاخه عصب هفتم؛ آسیب آن حس شیرین، ترش و شور را حذف می‌کند

نکته: مسیر فرعی به لیمبیک و هیپوتالاموس می‌رود و واکنش عاطفی فوری به طعم‌ها ایجاد می‌کند.

ساختار و نوسازی گیرنده‌های بویایی

  • گیرنده بویایی: سلول حسی اولیه ← دارای آکسون، بدنه در مخاط
  • سلول‌های پایه: هر ۶۰ روز گیرنده‌های از بین رفته را بازسازی می‌کنند
  • آکسون‌ها از صفحه غربالی استخوان پرویزنی عبور ← پیاز بویایی
  • کلافه‌ها (Glomeruli): اولین سیناپس با سلول‌های میترال
  • حساسیت ← تحت تأثیر هورمون‌های استروئیدی (جنسی) نوسان دارد
کلافه (Glomerulus)
ساختار کروی در پیاز بویایی؛ محل اولین سیناپس آکسون‌های بویایی

نکته: توانایی نوسازی بویایی یکی از معدود استثناهای سیستم عصبی است و الهام‌بخش ترمیم عصبی است.

پردازش مغزی بویایی و آستانه‌های حسی

  • بویایی تالاموس را دور می‌زند ← مستقیم به قشر مخ
  • طناب بویایی = آکسون سلول‌های میترال (نه آکسون گیرنده‌ها)
  • آستانه بویایی ~۱۰^۷ مولکول؛ چشایی ~۱۰^۱۶ ← بویایی حساس‌تر است
  • آستانه ادراک (آگاهی از بو) < آستانه تشخیص (نام‌گذاری بو)
  • بوهای تند: اعصاب ۵، ۹ و ۱۰ هم کمک می‌کنند؛ قطع عصب ۱ کافی نیست
ناحیه پیش‌پیاز (Prepyriform)
مرکز تفکیک و تشخیص بوهای مختلف از یکدیگر

نکته: «اثر پروست»: بوها قوی‌ترین محرک خاطرات هستند زیرا مستقیم به آمیگدال و هیپوکامپ می‌رسند.

اختلالات بالینی حواس شیمیایی

  • آگوزیا = فقدان کامل چشایی؛ حتی نمک از آب تشخیص داده نمی‌شود
  • انوسمی = فقدان کامل بویایی؛ هایپوسمی = کاهش نسبی بویایی
  • پاروسمی = ادراک دگرگون‌شده یا کاذب بو؛ بدون محرک واقعی در محیط
  • چشایی کاذب نامطبوع ← شایع در سرطان ← بی‌اشتهایی و ضعف شدید
  • سرماخوردگی بویایی را مختل می‌کند نه چشایی؛ شوری هنوز حس می‌شود
پاروسمی (Parosmia)
ادراک بویایی دگرگون‌شده؛ بو وجود ندارد یا به‌شکل ناخوشایند ادراک می‌شود

نکته: بسیاری از شکایت از دست رفتن چشایی، در واقع اختلال بویایی (انوسمی) است نه آگوزیا.

نکات کلیدی آزمون

  • گیرنده چشایی: ثانویه (بدون آکسون) ← گیرنده بویایی: اولیه (دارای آکسون)
  • طناب بویایی از آکسون سلول‌های میترال است، نه آکسون گیرنده‌های بویایی
  • چشایی همسو پردازش می‌شود (ipsilateral)، نه متقاطع مانند بینایی
  • بویایی تالاموس را دور می‌زند؛ سایر حواس ابتدا به تالاموس می‌روند
  • برجستگی‌های برگ‌مانند در کودکان تکامل‌یافته‌اند، در بزرگسالان تحلیل می‌روند
  • هسته نوار مجرد در بصل‌النخاع است، نه مغز میانی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارتباط با آناتومی و فیزیولوژی ساختارهای چشایی زبان انسان، کدام عبارت درست است؟

  1. برجستگی‌های قارچی‌شکل منحصراً در بخش عقبی زبان مستقر هستند، طعم‌های شیرین و شور در قدامی‌ترین بخش زبان بیشترین حساسیت را برمی‌انگیزند و پیام‌های چشایی از طریق اعصاب مغزی هفتم و نهم به ساقه مغز هدایت می‌شوند.
  2. برجستگی‌های برگ‌مانند در طرفین زبان کودکان به خوبی تکامل یافته است، تحریک چشایی در دوسوم جلویی زبان توسط طناب صماخی انتقال می‌یابد و آسیب به عصب زبان‌حلقی موجب کاهش محسوس در حساسیت به طعم‌های تلخ می‌شود.
  3. برجستگی‌های قاعده‌ای در بخش عقبی زبان قرار دارند، ماده تریتیلیوم توسیلت با تسهیل عبور پتاسیم از غشای گیرنده احساس شوری را تشدید می‌کند و سلول‌های حسی چشایی فاقد آکسون بوده و نوعی گیرنده ثانویه هستند.
  4. هر جوانه چشایی در ساختار خود دارای حدود پنجاه سلول حسی و پشتیبان است، انتقال اطلاعات چشایی به نیمکره‌های مخ کاملاً همسو رخ می‌دهد و خلفی‌ترین بخش زبان یعنی نرم‌کام بیشترین حساسیت را به مزه شیرینی نشان می‌دهد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

گزینه ۲ درست است. بر اساس کارت‌های درس، برجستگی‌های برگ‌مانند در طرفین زبان کودکان به خوبی تکامل یافته است و در بزرگسالان تحلیل می‌رود. همچنین، پیام‌های چشایی دوسوم جلویی زبان توسط طناب صماخی (شاخه‌ای از عصب هفتم) منتقل شده و آسیب به عصب نهم (زبان‌حلقی) حساسیت به مواد تلخ را کاهش می‌دهد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: برجستگی‌های قارچی‌شکل در تمام سطح زبان توزیع شده‌اند، نه اینکه منحصراً در بخش عقبی زبان مستقر باشند (برجستگی‌های قاعده‌ای در عقب زبان قرار دارند). گزینه ۳: تریتیلیوم توسیلت با تسهیل عبور یون‌های سدیم (نه پتاسیم) موجب افزایش احساس شوری می‌شود. گزینه ۴: خلفی‌ترین بخش زبان و نرم‌کام بیشترین حساسیت را به مزه تلخی دارد، در حالی که حساسیت به مزه شیرینی در نوک زبان (قدامی‌ترین بخش) بیشتر است.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی فیزیولوژیک، انگیزش و هیجان