گیرندههای حس عمقی عضلانی
دستگاه حرکتی بدن برای اجرای حرکات دقیق و هماهنگ، نیازمند دریافت اطلاعات مداوم از وضعیت عضلات است. این اطلاعات توسط دو نوع گیرنده حس عمقی به نامهای دوک ماهیچهای و اندام وتری گلژی تامین میشود. تارهای ماهیچهای اسکلتی به دو بخش عمده تقسیم میشوند: تارهای بروندوکی (Extrafusal) که بیشترین حجم و وزن کل یک ماهیچه اسکلتی را تشکیل میدهند و مسئول انقباض اصلی هستند، و تارهای دروندوکی (Intrafusal) که بخش بسیار کوچکی بوده و درون کپسول دوک جای دارند.
دوکهای ماهیچهای به صورت موازی نسبت به تارهای بروندوکی قرار گرفتهاند و حساس به تغییر طول ماهیچه هستند. به دور تارهای دروندوکی هر دوک، تنها یک تار حسی اولیه به نام تار حسی Ia (گیرنده حلقوی مارپیچی) میپیچد. در مقابل، اندام گلژی تاندون به عنوان گیرنده کشیدگی و تنش، در محل زردپی عضلانی مستقر است. این گیرنده به صورت زنجیرهای (سری) نسبت به تارهای بروندوکی قرار گرفته و به دور تارهای دروندوکی نمیپیچد، بلکه به دور تارهای بروندوکی در ناحیه اتصال زردپی پیچیده است. تار حسی متصل به اندام گلژی، تار حسی Ib نام دارد که با غلاف میلین پوشیده شده و پیامها را با سرعت بالای ۷۵ متر در ثانیه هدایت میکند که این سرعت معادل سرعت انتقال پیام در تار حسی Ia است.
| ویژگی | دوک ماهیچهای | اندام وتری گلژی |
|---|---|---|
| نحوه استقرار | موازی با تارهای عضلانی | زنجیرهای (سری) با تارهای عضلانی |
| محل اتصال | درون کپسول دوک | محل زردپی (به دور تارهای بروندوکی) |
| تار حسی مرتبط | تار حسی Ia | تار حسی Ib |
| پارامتر اندازهگیری | تغییر طول ماهیچه | اختلاف پتانسیل (Tension) ماهیچه |
تحریک تارهای دروندوکی و بروندوکی توسط نورونهای حرکتی متفاوتی صورت میگیرد. نورونهای حرکتی آلفا که قطری معادل ۱۲ تا ۲۱ میکرون دارند، تارهای بروندوکی را تحریک میکنند، در حالی که نورونهای حرکتی گاما با قطر کمتر یعنی ۲ تا ۸ میکرون، تارهای دروندوکی را منقبض و فعال نگه میدارند. همچنین توزیع دوکهای ماهیچهای در بدن یکنواخت نیست؛ نسبت فراوانی این دوکها در ماهیچههای کوچک عضلانی بسیار بیشتر است (حدود ۱۳۰ دوک در هر گرم ماهیچه) تا امکان کنترل ظریف فراهم شود، در حالی که در ماهیچههای بزرگ این میزان تنها حدود ۱ دوک در هر گرم است.
در انقباض ایزومتریک، فرکانس تخلیه الکتریکی اندام گلژی افزایش یافته ولی تخلیه دوک تغییر نمیکند؛ اما در انقباض ایزوتونیک، تخلیه دوک متوقف شده و تخلیه اندام گلژی افزایش مییابد.
عملکرد این گیرندهها در حالات مختلف حرکتی تفاوتهای بارزی دارد: در کشیدگی غیرفعال (یا انبساط) ماهیچه، ابتدا فرکانس تخلیه الکتریکی تار حسی Ia افزایش یافته و سپس گیرنده گلژی شروع به تخلیه میکند. در انقباض ایزوتونیک (همتنش)، به دلیل کوتاه شدن ماهیچه و کاهش فشار روی تارهای دروندوکی، تخلیه الکتریکی دوک متوقف میشود اما تخلیه اندام گلژی به دلیل کشیده ماندن زردپی افزایش مییابد. در انقباض ایزومتریک (هماندازه)، طول ماهیچه تغییر نمیکند بنابراین فرکانس تخلیه دوک ثابت میماند، ولی نیروی انقباضی و تانسیون شدیداً بالا رفته و فرکانس تخلیه اندام گلژی افزایش چشمگیری پیدا میکند.
برای مثال، هنگام بلند کردن یک وزنه بسیار سنگین به صورت ثابت (ایزومتریک)، بدون اینکه طول ماهیچه تغییر کند، کشش شدیدی در زردپی ایجاد میشود که اندام گلژی را فعال کرده و مانع آسیب به وتر میگردد.
واژگان کلیدی
- دوک ماهیچهای
- گیرنده حس عمقی موازی با تارهای عضلانی که مسئول سنجش تغییر طول ماهیچه است.
- اندام وتری گلژی
- گیرنده حس عمقی واقع در زردپی که به صورت سری با تارهای عضلانی قرار داشته و میزان پتانسیل و تانسیون ماهیچه را میسنجد.
- تارهای بروندوکی
- تارهای اصلی ماهیچه اسکلتی که مسئول ایجاد انقباض و حرکت بوده و بیشترین حجم ماهیچه را به خود اختصاص میدهند.
- تار حسی Ia
- تار عصبی حسی متصل به دوک ماهیچهای که پیامهای مربوط به تغییر طول عضله را با سرعت بالا منتقل میکند.
- تار حسی Ib
- تار عصبی حسی متصل به اندام وتری گلژی که پیامهای تانسیون عضله را با سرعت ۷۵ متر در ثانیه هدایت میکند.
اشتباههای رایج
- اشتباه: تصور اینکه تارهای دروندوکی بیشترین حجم ماهیچههای اسکلتی را تشکیل میدهند؛ در حالی که تارهای بروندوکی بخش اعظم حجم و وزن ماهیچه را تشکیل میدهند و تارهای دروندوکی بسیار کوچک هستند.
- اشتباه: باور به اینکه اندام گلژی به دور تارهای دروندوکی میپیچد؛ در صورتی که این گیرنده در زردپی به دور تارهای بروندوکی میپیچد.
- اشتباه: فرض اینکه سرعت انتقال پیام در تار حسی Ib کمتر از تار حسی Ia است؛ اما هر دو تار به دلیل داشتن میلین، پیام را با سرعت مساوی (۷۵ متر در ثانیه) منتقل میکنند.
- اشتباه: تصور اینکه فراوانی دوکهای ماهیچهای در ماهیچههای بزرگ بیشتر است؛ در حالی که عضلات کوچک به دلیل نیاز به دقت بالا، تراکم دوک بسیار بیشتری (حدود ۱۳۰ در گرم) نسبت به عضلات بزرگ دارند.
جمعبندی این مفهوم
- تارهای بروندوکی بیشترین بخش حجم ماهیچه را تشکیل داده و تارهای دروندوکی در کپسول دوک جای دارند.
- دوکهای ماهیچهای به صورت موازی مستقر شده و در سنجش تغییر طول ماهیچه نقش کلیدی ایفا میکنند.
- اندامهای وتری گلژی در زردپی به صورت سری با تارهای بروندوکی قرار گرفته و پتانسیل یا تانسیون عضله را میسنجند.
- سرعت انتقال پیام عصبی در تارهای حسی Ia و Ib به دلیل غلاف میلین یکسان و برابر ۷۵ متر در ثانیه است.
- در انقباض ایزومتریک فرکانس تخلیه اندام گلژی افزایش یافته ولی تخلیه دوک بدون تغییر میماند.
نکتهٔ تکمیلی
آیا میدانستید تکنیکهای کششی پیشرفته ورزشی مانند کشش تسهیل عصبی عضلانی گیرندههای عمقی (PNF)، مستقیماً از کارکرد اندام وتری گلژی بهره میبرند؟ در این روش, با ایجاد یک انقباض ایزومتریک قوی در ماهیچه هدف، اندام گلژی فعال میشود. این فعالسازی باعث اعمال اثر بازداری شدید بر روی نورونهای حرکتی همان ماهیچه شده و در نتیجه، عضله پس از انقباض به شدت شل و منبسط میشود. ورزشکاران از این فرصت طلایی و شلشدگی موقت عضلانی استفاده میکنند تا کششهای عمیقتر و بیخطری را بدون فعال شدن بازتاب کششی دوک ماهیچهای انجام دهند.