سیر تحول تشخیصی طیف اوتیسم
تاریخچه اصطلاح و طبقهبندیهای اولیه
اصطلاح درخودماندگی یا اوتیسم (Autism) پیشینهای طولانی در روانپزشکی دارد. برخلاف تصور عموم، این اصطلاح برای نخستین بار توسط اوژن بلولر برای توصیف یکی از نشانگان بنیادی روانگسیختگی (اسکیزوفرنی)، یعنی قطع تماس با واقعیت بهکار رفت، نه لئو کانر. با این حال، لئو کانر در سال ۱۹۴۳ میلادی به عنوان اولین کسی بود که این اختلال را به عنوان یک سندرم بالینی مستقل در کودکان توصیف کرد. سالها پیش از او، در سال ۱۸۶۷ میلادی، هنری مودزلی به عنوان نخستین روانپزشک متوجه گروهی از کودکان بسیار خردسال با انحراف و تحریف بارز در رشد روانی شده بود.
تا پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی، اختلال درخودماندگی و سایر اختلالهای فراگیر رشد پدیدهای مجزا از اسکیزوفرنی محسوب نمیشدند و کودکان مبتلا به آنها تحت عنوان اسکیزوفرنیای کودکی طبقهبندی میشدند. اصطلاح اختلالات فراگیر رشد (PDD) نخستین بار در سال ۱۹۸۰ میلادی معرفی شد که دربرگیرنده ناسازگاریهای شدید روانی در رده سنی کودک و نوجوان بود. در طبقهبندیهای قدیمیتر مانند DSM-IV، چهار اختلال فراگیر رشد شامل اوتیسم، سندرم رت، سندرم آسپرگر و اختلال از هم پاشیدگی کودکی وجود داشت که اوتیسم شایعترین نوع در میان آنها به شمار میآمد (سندرم بیشفعالی جزو این طبقه نبود).
| ویژگی | اوتیسم | اسکیزوفرنی کودکی |
|---|---|---|
| سن شروع | اوایل کودکی | اواخر نوجوانی |
| توهم و هذیان | ✗ | ✓ |
| تشنج و عقبماندگی | شایعتر | کمتر |
تحولات تشخیصی در راهنمای تشخیصی DSM-۵
در راهنمای تشخیصی DSM-۵، تحولات بزرگی رخ داد. انواع مجزای اختلالات فراگیر رشد (نظیر اختلال آسپرگر، اختلال فروپاشنده دوران کودکی و اختلال رت) حذف شده و همگی تحت یک عنوان واحد بهنام طیف اختلال اوتیسم (ASD) بر روی یک پیوستار قرار گرفتهاند. علاوه بر این، معیارهای نقص در تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی که در نسخههای قبلی مجزا بودند، در یک حوزه کلی تحت عنوان نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی ادغام شدهاند.
برخلاف گذشته، در DSM-۵ سطح شدت اختلال به صورت یک نمره کلی تعیین نمیشود. بلکه متخصصان باید درجه نقص را برای مشکلات موجود in ارتباط اجتماعی و رفتارهای تکراری بهطور جداگانه و بر روی ۳ سطح شدت ارزیابی و تعیین کنند.
در راهنمای DSM-۵، مقولههای مستقل قبلی حذف و همگی در قالب طیف اختلال اوتیسم ادغام شدند و شدت نقایص ارتباطی و رفتاری باید به شکل جداگانه ارزیابی شود.
با وجود پیشرفتهای فراوان علمی، هنوز برای تشخیص قطعی و درمان اختلال اوتیسم، هیچ آزمون استاندارد زیستی یا روش بالینی کاملاً منحصربهفرد و منفردی وجود ندارد و تشخیص همچنان مبتنی بر مشاهده دقیق رفتار و معیارهای بالینی است.
واژگان کلیدی
- طیف اختلال اوتیسم (ASD)
- مقوله تشخیصی واحد در DSM-۵ که اختلالات فراگیر رشد قبلی را روی یک پیوستار قرار میدهد.
- اسکیزوفرنیای کودکی
- اصطلاح تشخیصی قدیمی که پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی برای طبقهبندی کودکان مبتلا به اختلالات فراگیر رشد استفاده میشد.
- اوژن بلولر
- روانپزشک سوئیسی که برای نخستین بار اصطلاح اوتیسم را برای توصیف گسست از واقعیت در بیماران اسکیزوفرنی به کار برد.
اشتباههای رایج
- اشتباه است که فکر کنیم اصطلاح اوتیسم را اولین بار لئو کانر مطرح کرد؛ این اصطلاح ابتدا توسط اوژن بلولر معرفی شد.
- نباید تصور کرد که سطح شدت اوتیسم در DSM-۵ یک نمره کلی است؛ بلکه شدت نقصهای ارتباطی و رفتارهای تکراری به صورت جداگانه در ۳ سطح تعیین میشود.
- این باور که اختلالات آسپرگر و رت همچنان در DSM-۵ به عنوان طبقات مستقل تشخیصی حفظ شدهاند نادرست است؛ همه آنها تحت عنوان طیف اختلال اوتیسم ادغام شدهاند.
جمعبندی این مفهوم
- اصطلاح اوتیسم نخستین بار توسط اوژن بلولر مطرح شد و لئو کانر در سال ۱۹۴۳ آن را به عنوان اختلالی مستقل توصیف کرد.
- تا پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی، کودکان مبتلا به اختلالهای فراگیر رشد تحت عنوان اسکیزوفرنیای کودکی طبقهبندی میشدند.
- در DSM-۵، تمامی اختلالات فراگیر رشد حذف و در یک طبقه واحد به نام طیف اختلال اوتیسم ادغام گردیدند.
- ملاکهای تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی در DSM-۵ در یک حوزه کلی ادغام شدهاند.
- تعیین سطح شدت اختلال برای نقصهای ارتباطی و رفتارهای تکراری به طور جداگانه در ۳ سطح انجام میگیرد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که تفاوت در سن شروع و تظاهرات بالینی اوتیسم و اسکیزوفرنی سالها موضوع بحث محققان بوده است. در حالی که اوتیسم از بدو تولد یا در سالهای نخستین زندگی (قبل از ۳ سالگی) نمایان میشود، اسکیزوفرنی معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی با هذیان و توهم آشکار میشود. تفاوت دیگر در این است که کودکان مبتلا به اوتیسم در خطر بالاتری برای بروز تشنج و کمتوانی ذهنی قرار دارند، در حالی که در اسکیزوفرنی دوران کودکی، این میزان بهمراتب کمتر است.