اختلالات طیف اوتیسم

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

سیر تحول تشخیصی طیف اوتیسم

تاریخچه اصطلاح و طبقه‌بندی‌های اولیه

اصطلاح درخودماندگی یا اوتیسم (Autism) پیشینه‌ای طولانی در روان‌پزشکی دارد. برخلاف تصور عموم، این اصطلاح برای نخستین بار توسط اوژن بلولر برای توصیف یکی از نشانگان بنیادی روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی)، یعنی قطع تماس با واقعیت به‌کار رفت، نه لئو کانر. با این حال، لئو کانر در سال ۱۹۴۳ میلادی به عنوان اولین کسی بود که این اختلال را به عنوان یک سندرم بالینی مستقل در کودکان توصیف کرد. سال‌ها پیش از او، در سال ۱۸۶۷ میلادی، هنری مودزلی به عنوان نخستین روان‌پزشک متوجه گروهی از کودکان بسیار خردسال با انحراف و تحریف بارز در رشد روانی شده بود.

تا پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی، اختلال درخودماندگی و سایر اختلال‌های فراگیر رشد پدیده‌ای مجزا از اسکیزوفرنی محسوب نمی‌شدند و کودکان مبتلا به آن‌ها تحت عنوان اسکیزوفرنیای کودکی طبقه‌بندی می‌شدند. اصطلاح اختلالات فراگیر رشد (PDD) نخستین بار در سال ۱۹۸۰ میلادی معرفی شد که دربرگیرنده ناسازگاری‌های شدید روانی در رده سنی کودک و نوجوان بود. در طبقه‌بندی‌های قدیمی‌تر مانند DSM-IV، چهار اختلال فراگیر رشد شامل اوتیسم، سندرم رت، سندرم آسپرگر و اختلال از هم پاشیدگی کودکی وجود داشت که اوتیسم شایع‌ترین نوع در میان آن‌ها به شمار می‌آمد (سندرم بیش‌فعالی جزو این طبقه نبود).

ویژگیاوتیسماسکیزوفرنی کودکی
سن شروعاوایل کودکیاواخر نوجوانی
توهم و هذیان✗✓
تشنج و عقب‌ماندگیشایع‌ترکمتر

تحولات تشخیصی در راهنمای تشخیصی DSM-۵

در راهنمای تشخیصی DSM-۵، تحولات بزرگی رخ داد. انواع مجزای اختلالات فراگیر رشد (نظیر اختلال آسپرگر، اختلال فروپاشنده دوران کودکی و اختلال رت) حذف شده و همگی تحت یک عنوان واحد به‌نام طیف اختلال اوتیسم (ASD) بر روی یک پیوستار قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، معیارهای نقص در تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی که در نسخه‌های قبلی مجزا بودند، در یک حوزه کلی تحت عنوان نقص در ارتباط و تعامل اجتماعی ادغام شده‌اند.

برخلاف گذشته، در DSM-۵ سطح شدت اختلال به صورت یک نمره کلی تعیین نمی‌شود. بلکه متخصصان باید درجه نقص را برای مشکلات موجود in ارتباط اجتماعی و رفتارهای تکراری به‌طور جداگانه و بر روی ۳ سطح شدت ارزیابی و تعیین کنند.

در راهنمای DSM-۵، مقوله‌های مستقل قبلی حذف و همگی در قالب طیف اختلال اوتیسم ادغام شدند و شدت نقایص ارتباطی و رفتاری باید به شکل جداگانه ارزیابی شود.

با وجود پیشرفت‌های فراوان علمی، هنوز برای تشخیص قطعی و درمان اختلال اوتیسم، هیچ آزمون استاندارد زیستی یا روش بالینی کاملاً منحصربه‌فرد و منفردی وجود ندارد و تشخیص همچنان مبتنی بر مشاهده دقیق رفتار و معیارهای بالینی است.

واژگان کلیدی

طیف اختلال اوتیسم (ASD)
مقوله تشخیصی واحد در DSM-۵ که اختلالات فراگیر رشد قبلی را روی یک پیوستار قرار می‌دهد.
اسکیزوفرنیای کودکی
اصطلاح تشخیصی قدیمی که پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی برای طبقه‌بندی کودکان مبتلا به اختلالات فراگیر رشد استفاده می‌شد.
اوژن بلولر
روان‌پزشک سوئیسی که برای نخستین بار اصطلاح اوتیسم را برای توصیف گسست از واقعیت در بیماران اسکیزوفرنی به کار برد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم اصطلاح اوتیسم را اولین بار لئو کانر مطرح کرد؛ این اصطلاح ابتدا توسط اوژن بلولر معرفی شد.
  • نباید تصور کرد که سطح شدت اوتیسم در DSM-۵ یک نمره کلی است؛ بلکه شدت نقص‌های ارتباطی و رفتارهای تکراری به صورت جداگانه در ۳ سطح تعیین می‌شود.
  • این باور که اختلالات آسپرگر و رت همچنان در DSM-۵ به عنوان طبقات مستقل تشخیصی حفظ شده‌اند نادرست است؛ همه آنها تحت عنوان طیف اختلال اوتیسم ادغام شده‌اند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اصطلاح اوتیسم نخستین بار توسط اوژن بلولر مطرح شد و لئو کانر در سال ۱۹۴۳ آن را به عنوان اختلالی مستقل توصیف کرد.
  • تا پیش از سال ۱۹۸۰ میلادی، کودکان مبتلا به اختلال‌های فراگیر رشد تحت عنوان اسکیزوفرنیای کودکی طبقه‌بندی می‌شدند.
  • در DSM-۵، تمامی اختلالات فراگیر رشد حذف و در یک طبقه واحد به نام طیف اختلال اوتیسم ادغام گردیدند.
  • ملاک‌های تعامل اجتماعی و ارتباط اجتماعی در DSM-۵ در یک حوزه کلی ادغام شده‌اند.
  • تعیین سطح شدت اختلال برای نقص‌های ارتباطی و رفتارهای تکراری به طور جداگانه در ۳ سطح انجام می‌گیرد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تفاوت در سن شروع و تظاهرات بالینی اوتیسم و اسکیزوفرنی سال‌ها موضوع بحث محققان بوده است. در حالی که اوتیسم از بدو تولد یا در سال‌های نخستین زندگی (قبل از ۳ سالگی) نمایان می‌شود، اسکیزوفرنی معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی با هذیان و توهم آشکار می‌شود. تفاوت دیگر در این است که کودکان مبتلا به اوتیسم در خطر بالاتری برای بروز تشنج و کم‌توانی ذهنی قرار دارند، در حالی که در اسکیزوفرنی دوران کودکی، این میزان به‌مراتب کمتر است.

نشانه‌شناسی و الگوهای رفتاری اوتیسم

علائم هسته‌ای و تعاملی اوتیسم

نشانه‌های مرضی اختلال طیف اوتیسم به‌طور هماهنگ در ۳ طبقه کلی قرار می‌گیرند: مشکلات تعامل اجتماعی، نقایص ارتباطی/زبان‌شناختی، و رفتارها یا علایق محدود و تکراری. نقص در تعامل اجتماعی به عنوان اولین علامت مشهود و نشانه مشترک تمامی اختلالات طیف اوتیسم به شمار می‌رود. این نقص در ماه‌های اولیه نوزادی خود را به صورت فقدان نگاه چشمی، عدم وجود لبخند اجتماعی، رفتارهای دلبستگی معمول و نبود اضطراب جدایی نشان می‌دهد. در دو سال اول زندگی, نارسایی و نقص در مهارت توجه اشتراکی (Joint Attention) به عنوان یکی از بارزترین نشانه‌های تعاملی اولیه شناخته می‌شود.

از نظر همه‌گیرشناسی، میزان شیوع اوتیسم در پسران ۴ تا ۵ برابر دختران است؛ اما دختران مبتلا معمولاً به کم‌توانی ذهنی شدیدتر دچار می‌شوند. در حدود ۷۵ درصد مبتلایان به اوتیسم درجاتی از کم‌توانی ذهنی دارند. همچنین شیوع هم‌زمان هراس (فوبیا) در کودکان مبتلا به اوتیسم نسبت به کودکان کم‌توان ذهنی یا بیش‌فعال بالاتر است.

نقایص ارتباطی و زبانی

کودکان مبتلا به اوتیسم در رشد زبان انحرافات مشخصی نشان می‌دهند. یکی از این الگوها پدیده پژواک‌گویی (Echolalia) یا تکرار مستقیم کلمات دیگران است. همچنین وارونگی یا معکوس‌سازی ضمایر در این کودکان بسیار رایج است؛ به‌طوری که برای بیان خواسته‌های خود به جای ضمیر «من»، از ضمیر «تو» یا نام خود استفاده می‌کنند. نقص در به‌کارگیری ایما و اشاره‌ها و رفتارهای غیرکلامی نیز از دیگر مشخصه‌های زبانی آنهاست.

به عنوان مثال، وقتی از کودک اوتیستیک پرسیده می‌شود «آیا آب می‌خواهی؟»، او ممکن است به جای گفتن «بله، من آب می‌خواهم»، جمله را عیناً تکرار کند و بگوید «آیا آب می‌خواهی؟» یا بگوید «تو آب می‌خواهی».

رفتارها و علایق تکراری و کلیشه‌ای

یکی دیگر از ملاک‌های تشخیصی اوتیسم، رفتارهای محدود و قالبی است. رایج‌ترین حرکت تکراری در این کودکان، جلو و عقب رفتن بدنی (Rocking) است. این کودکان ناتوانی شدیدی در انجام بازی‌های نمادین و تخیلی (مانند وانمود کردن به نوشیدن از لیوان خالی) دارند. واکنش این کودکان به محیط‌های ناآشنا یا کم‌تحریک، تشدید رفتارهای خودتحریکی جهت جبران محرک‌های محیطی است. برای تشخیص سنتی، تمامی این علائم بالینی باید پیش از سن ۳ سالگی (۳۶ ماهگی) در کودک نمایان شده باشند. شیوع این بیماری درخودماندگی بسیار اندک و معادل ۴ تا ۵ مورد در هر ده هزار نفر گزارش شده است.

شایع‌ترین حرکت کلیشه‌ای در اوتیسم، جلو و عقب رفتن بدنی است و علائم بالینی باید حتماً پیش از سن ۳ سالگی آشکار شوند.

واژگان کلیدی

توجه اشتراکی (Joint Attention)
توانایی به اشتراک گذاشتن تمرکز بر روی یک شیء یا رویداد با فردی دیگر که در اوتیسم دچار نقص است.
پژواک‌گویی (Echolalia)
تکرار طوطی‌وار و مستقیم کلمات یا جملات شنیده‌شده از دیگران که در کودکان اوتیستیک و نابینا دیده می‌شود.
معکوس‌سازی ضمایر
استفاده نادرست از ضمایر شخصی، مانند استفاده از ضمیر «تو» به جای «من» در کلام کودک اوتیستیک.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم پژواک‌گویی منحصراً در کودکان مبتلا به اوتیسم دیده می‌شود؛ این پدیده در کودکان نابینا نیز رایج است.
  • نباید تصور کرد که کودکان اوتیستیک دلبستگی شدید و لبخند اجتماعی عادی در نوزادی نشان می‌دهند؛ این رفتارها در آنها وجود ندارد یا بسیار ضعیف است.
  • این باور که رایج‌ترین حرکت کلیشه‌ای در کودکان اوتیستیک تغذیه مکرر است نادرست است؛ رایج‌ترین حرکت، جلو و عقب رفتن بدنی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نشانه‌های اوتیسم در سه طبقه نقص تعامل اجتماعی، نقایص ارتباطی و رفتارهای تکراری دسته‌بندی می‌شوند.
  • نقص در توجه اشتراکی و تعامل اجتماعی، اولین و بارزترین علائم مشهود در دو سال اول زندگی هستند.
  • الگوهای گفتاری غیراستاندارد شامل پژواک‌گویی، معکوس‌سازی ضمایر و ناتوانی در استفاده از ایما و اشاره است.
  • کودکان اوتیستیک در محیط‌های کم‌تحریک، رفتارهای خودتحریکی مانند جلو و عقب رفتن بدنی را تشدید می‌کنند.
  • شیوع اختلال در پسران ۴ تا ۵ برابر دختران است، اما دختران مبتلا به کم‌توانی ذهنی شدیدتری دچار می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از یافته‌های جالب در زمینه الگوهای رفتاری کودکان اوتیستیک، تفاوت واکنش‌های آن‌ها با کودکان مبتلا به کم‌توانی ذهنی عادی است. کودکان کم‌توان ذهنی معمولاً نیمرخ رشدی یک‌دست‌تری دارند و متناسب با سن عقلی خود ارتباط برقرار می‌کنند، در حالی که کودکان اوتیستیک نیمرخ رشدی کاملاً ناهمگون دارند؛ به طوری که ممکن است در یک مهارت خاص فوق‌العاده قوی و در مهارت‌های پایه‌ای ارتباطی بسیار ضعیف باشند. این ناهمگونی رشد از ویژگی‌های متمایزکننده طیف اوتیسم است.

تشخیص‌های افتراقی در طیف اوتیسم

ویژگی‌های بالینی و افتراقی سندرم رت

سندرم رت (Rett Syndrome) اختلالی بادوام و پیش‌رونده است که تقریباً منحصراً در دختران رخ می‌دهد. نوزادان پسر حامل این جهش ژنتیکی معمولاً مرده متولد می‌شوند یا مدت کوتاهی پس از تولد می‌میرند. در این اختلال، رشد کودک قبل از تولد، در دوره پری‌ناتال و دست‌کم در ۵ ماه اول پس از تولد کاملاً طبیعی است. اما پس از آن، کاهش رشد سر بین سنین ۵ تا ۴۸ ماهگی اتفاق می‌افتد. همچنین کودک بین سنین ۵ تا ۳۰ ماهگی مهارت‌های دستی هدفمند خود را از دست داده و حرکات قالبی و کلیشه‌ای دست (نظیر مالیدن دست‌ها، شستن دست‌ها یا درهم پیچیدن کلیشه‌ای انگشتان) جایگزین آن می‌شود.

ویژگیسندرم رتاختلال اوتیسم
جنسیت غالبدخترانپسران
سیر اختلالپیش‌رونده (پسرفت مداوم)غیرپیش‌رونده
تشنج و تنفسبسیار شایع (۷۵٪ تشنج)غیرشایع
زبانتخریب کامل کلامیزبان نابهنجار

در سندرم رت، بیش‌فعالی و تکانشگری به‌ندرت دیده می‌شود و کندی روانی-حرکتی بارزتر است. همچنین تخریب کامل کلامی در رت رخ می‌دهد، در حالی که کودکان اوتیستیک معمولاً از زبان نابهنجار استفاده می‌کنند.

اختلال فروپاشنده دوران کودکی (هلر)

در اختلال فروپاشنده دوران کودکی یا سندرم هلر، کودک حداقل ۲ سال اول زندگی رشد کاملاً طبیعی دارد. پس از این دوره رشد طبیعی، پسرفت شدیدی در مهارت‌های ارتباطی، زبانی و همچنین مهارت‌های خودیاری نظیر عدم کنترل روده و مثانه (ادرار و مدفوع) رخ می‌دهد. افت توانایی‌های زبانی در هلر حتی شدیدتر از کودکان اوتیستیک پرکارکرد است. این اختلال در پسران ۴ تا ۸ برابر شایع‌تر از دختران است.

سندرم آسپرگر

ملاک اصلی و ضروری در تشخیص افتراقی اختلال آسپرگر نسبت به اوتیسم، عدم وجود تأخیر مشخص در رشد کارکردهای زبان و رشد شناختی است. کودکان مبتلا به آسپرگر توانایی‌های شناختی طبیعی و مهارت‌های انطباقی کاملاً مناسبی دارند. نقایص اجتماعی این کودکان معمولاً با ورود به پیش‌دبستانی و مواجهه با همسالان آشکار می‌شود. آن‌ها به دلیل دامنه محدود علایق، تمایل افراطی به صحبت یک‌طرفه درباره یک موضوع خاص دارند و در درک شوخی، طنز و استعاره‌ها با مشکل جدی مواجه هستند.

تمایز اصلی آسپرگر از اوتیسم، فقدان تأخیر در رشد زبان و شناخت است؛ در حالی که تمایز سندرم رت، بروز آن منحصراً در دختران و وجود پسرفت و کاهش رشد سر است.

واژگان کلیدی

سندرم رت (Rett)
اختلال ژنتیکی پیش‌رونده منحصراً در دختران، همراه با کاهش رشد سر و از دست رفتن حرکات هدفمند دست.
اختلال فروپاشنده دوران کودکی (هلر)
اختلالی که در آن کودک پس از حداقل ۲ سال رشد طبیعی، دچار پسرفت شدید در زبان، رفتار و مهارت‌های خودیاری می‌شود.
سندرم آسپرگر (Asperger)
اختلالی از طیف اوتیسم بدون تأخیر در رشد زبان و هوش، اما همراه با نقایص اجتماعی و علایق محدود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم در سندرم رت رشد کودک از همان بدو تولد نابهنجار است؛ رشد در ۵ ماه اول کاملاً طبیعی است.
  • نباید تصور کرد که اختلال فروپاشنده کودکی (هلر) در دختران شایع‌تر است؛ این اختلال در پسران ۴ تا ۸ برابر شایع‌تر است.
  • این باور که کودکان مبتلا به آسپرگر در درک شوخی و طنز قوی هستند اشتباه است؛ آن‌ها در این حوزه نقایص شناختی اجتماعی جدی دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سندرم رت منحصراً در دختران رخ می‌دهد و با کاهش رشد سر بین ۵ تا ۴۸ ماهگی همراه است.
  • در سندرم رت، مهارت‌های دستی هدفمند بین ۵ تا ۳۰ ماهگی جای خود را به حرکات قالبی نظیر شستن دست‌ها می‌دهند.
  • اختلال فروپاشنده کودکی (هلر) پس از حداقل ۲ سال رشد طبیعی اولیه، با پسرفت شدید در کنترل ادرار و مدفوع آغاز می‌شود.
  • ملاک تمایز اصلی آسپرگر از اوتیسم، عدم وجود تأخیر در رشد زبان و رشد اولیه شناختی است.
  • نقایص اجتماعی کودکان مبتلا به آسپرگر هنگام ورود به محیط پیش‌دبستانی و تعامل با همسالان آشکار می‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در مطالعات ژنتیکی مشخص شده است که علت اصلی سندرم رت، جهش در ژن MECP۲ روی کروموزوم X است. از آنجا که دختران دو کروموزوم X دارند، وجود یک نسخه سالم از ژن به آن‌ها اجازه بقا می‌دهد، اگرچه دچار علائم شدید بالینی می‌شوند. در مقابل، پسران تنها یک کروموزوم X دارند و در صورت داشتن این جهش، فاقد نسخه سالم بوده و به همین دلیل معمولاً زنده نمی‌مانند یا پیش از تولد از بین می‌روند. این توجیه عصب‌شناختی علت بروز انحصاری این سندرم در دختران را نشان می‌دهد.

نظریه‌های شناختی تبیین اوتیسم

نظریه انسجام مرکزی ضعیف

تئوری ضعف انسجام مرکزی (Weak Central Coherence) نخستین بار توسط یوتا فریت در سال ۱۹۸۹ میلادی مطرح گردید تا ناتوانی افراد اوتیستیک در درک اطلاعات پیوسته و کلی را توضیح دهد. بر اساس این نظریه، افراد مبتلا به اوتیسم پردازش‌گرهای محلی (جزء‌نگر) هستند؛ یعنی در یکپارچه‌سازی اطلاعات ناتوان بوده و به جزئیات توجه فوق‌العاده‌ای دارند. در حالی که افراد غیراوتیستیک کل‌نگر بوده و کل را سریع‌تر پردازش می‌کنند.

این تفاوت در تست ناون (Navon Task) آشکار می‌شود؛ در این تست، افراد عادی شکل کلی بزرگ (ویژگی جهانی) را سریع‌تر از حروف کوچک تشکیل‌دهنده آن (ویژگی محلی) تشخیص می‌دهند، اما در اوتیسم عکس این صادق است. همچنین افراد مبتلا به اوتیسم به دلیل تمرکز بر اجزا، کمتر تحت تأثیر کل تصویر قرار گرفته و حساسیت بسیار کمتری نسبت به توهمات نوری و بصری نشان می‌دهند.

به عنوان مثال، در یک تصویر متشکل از یک درخت بزرگ که خود از چسباندن صدها سیب کوچک ساخته شده است، فرد عادی در وهله اول درخت را می‌بیند، اما فرد مبتلا به اوتیسم فوراً روی تک‌تک سیب‌های کوچک تمرکز می‌کند.

نظریه ذهن

نظریه ذهن (Theory of Mind) توانایی استنباط حالات ذهنی دیگران (افکار، باورها، نیازها و باورهای کاذب) برای پیش‌بینی رفتارهای اجتماعی است. این توانایی در کودکان عادی به طور طبیعی در حدود ۴ تا ۵ سالگی مستقر می‌شود و نیازمند مهارت‌های تحولی پایه‌ای نظیر توجه مشترک, بازی وانمودی، تغییر شناختی و توانایی خواندن چشم دیگران است. در کودکان مبتلا به اوتیسم، این توانایی دچار نقص جدی است که تبیین‌کننده کمبودهای پایدار در ارتباط و تعامل اجتماعی (ملاک اول DSM-۵) است.

نظریه همدلی/سیستم‌سازی و مغز مردانه افراطی

نظریه همدلی/سیستم‌سازی (E-S) که توسط بارون کوهن مطرح شد، اوتیسم را نمونه‌ای افراطی از ویژگی‌های مغز مردانه (Extreme Male Brain) می‌داند. در این نظریه، مردان تمایل بیشتری به سیستم‌سازی (مغز نوع S) و زنان تمایل بیشتری به همدلی (مغز نوع E) دارند. افراد اوتیسم در سیستم‌سازی فوق‌العاده قوی اما در همدلی شدیداً ضعیف هستند. فرضیه‌سازی شده است که بالا بودن توانایی سیستم‌سازی با مواجهه جنین با سطوح بالای هورمون تستوسترون در دوران بارداری ارتباط دارد.

سیستم‌سازی یعنی ایجاد الگوهای منظم از داده‌ها برای شناخت قوانین و پیش‌بینی رفتار سیستم. کودکان اوتیسم برای به دست آوردن حس آرامش و امنیت، مایلند در امور غیرسیستماتیک الگوهای سیستمی ایجاد کنند. سیستم‌سازی انواع مختلفی دارد؛ مانند سیستم‌سازی حرکتی (الگوهای گره زدن، تکنیک‌های تنیس، چرخیدن، پریدن روی ترامپولین و تماشای چرخش ماشین لباسشویی)، سیستم‌سازی جمع‌آوری (ساخت لیست، کاتالوگ یا جمع‌آوری برگ‌ها) و سیستم‌سازی عددی (وسواس به تقویم یا حل مسائل ریاضی).

بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم سیستم‌سازان قدرتمندی هستند، اما اکثر آنها از فاز اول (جمع‌آوری اطلاعات) گذر نمی‌کنند و به سطح دوم (استخراج قوانین) نمی‌رسند؛ برعکس نوابغ اوتیستیک که توانایی استخراج قوانین را دارند.

همچنین این افراد ممکن است از طریق یادگیری به همدلی شناختی (اکتسابی) دست یابند، اما این همدلی در دنیای ذهنی آنها هرگز شهودی یا ابتدایی نخواهد شد.

واژگان کلیدی

انسجام مرکزی (Central Coherence)
توانایی ذهن برای پیوند دادن تکه‌های اطلاعات به منظور ایجاد یک مفهوم کلی و معنادار.
نظریه ذهن (Theory of Mind)
توانایی شناختی برای نسبت دادن حالات ذهنی به خود و دیگران جهت درک و پیش‌بینی رفتارها.
مغز مردانه افراطی (EMB)
نظریه‌ای که اوتیسم را ناشی از تقویت شدید ویژگی‌های سیستم‌سازی مردانه در اثر تستوسترون جنینی بالا می‌داند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم افراد اوتیسم پردازش جهانی دارند؛ آن‌ها پردازش‌گر محلی (جزء‌نگر) هستند و به جزئیات توجه دارند.
  • نباید تصور کرد نظریه ذهن در نوزادان زیر یک سال کاملاً مستقر می‌شود؛ این مهارت معمولاً در سنین ۴ تا ۵ سالگی شکل می‌گیرد.
  • این باور که تماشای چرخش لباسشویی یا پریدن روی ترامپولین سیستم‌سازی فضایی است نادرست است؛ این‌ها نمونه‌های سیستم‌سازی حرکتی هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نظریه انسجام مرکزی ضعیف یوتا فریت، پردازش جزء‌نگر و ناتوانی در کل‌نگری افراد اوتیستیک را تبیین می‌کند.
  • افراد مبتلا به اوتیسم به دلیل پردازش محلی، حساسیت کمتری نسبت به توهمات نوری و بصری نشان می‌دهند.
  • نقص در تئوری ذهن مانع از استنباط حالات ذهنی دیگران و پیش‌بینی رفتارهای اجتماعی در اوتیسم می‌شود.
  • بر اساس تئوری همدلی/سیستم‌سازی، اوتیسم نشان‌دهنده ابعاد افراطی مغز مردانه (نوع S) است.
  • اکثر افراد اوتیسم در فاز اول سیستم‌سازی (جمع‌آوری داده‌ها) متوقف شده و به فاز استخراج قوانین نمی‌رسند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از کاربردهای جالب تئوری انسجام مرکزی ضعیف در زندگی روزمره، توانایی خیره‌کننده برخی افراد اوتیسم در بازی‌هایی مانند پازل یا پیدا کردن اشیاء پنهان در تصاویر شلوغ است. از آنجا که ذهن این افراد تحت تأثیر کل تصویر قرار نمی‌گیرد (که در افراد عادی مانع از دیدن تک‌تک قطعات می‌شود)، آن‌ها می‌توانند قطعه مناسب پازل را صرفاً بر اساس شکل هندسی و بدون توجه به تصویر کلی، بسیار سریع‌تر از افراد عادی پیدا کنند. این ویژگی نشان می‌دهد که چگونه یک نقص پردازشی در شرایط خاص می‌تواند به یک استعداد شگفت‌انگیز تبدیل شود.

تبیین‌های زیستی و عصب‌شناختی اوتیسم

یافته‌های ژنتیکی و ساختارهای مغزی

پژوهش‌های نوین ثابت کرده‌اند که علت عمده وقوع اختلالات طیف اوتیسم، یک ناهنجاری زیستی و عصب‌شناختی در سیستم وراثتی و ساختارهای مغزی است. یافته‌های ژنتیکی به طور خاص به ژن‌های فرضی بر روی کروموزوم‌های شماره ۲، ۷ و ۱۵ اشاره دارند که مسئول بروز این اختلال معرفی شده‌اند.

از نظر ساختاری، تصاویر MRI نشان داده‌اند که با وجود افزایش حجم کلی مغز در مبتلایان به اوتیسم، جسم پینه‌ای مغز (Corpus Callosum) در این افراد کوچک‌تر است. بیشترین افزایش اندازه مغز در لوب‌های پس‌سری، آهیانه و گیجگاهی رخ می‌دهد، هرچند ناهنجاری لوب پیشانی نیز اهمیت اساسی دارد. مطالعات نوروآناتومی همچنین بر درگیر بودن و آسیب‌شناسی لوب گیجگاهی (Temporal Lobe) در بروز تشنج‌ها و رفتارهای مکرر کلیشه‌ای تاکید دارند. علاوه بر این، عملکرد نورون‌های آینه‌ای مغز که مسئول الگوبرداری، اجتماع‌پذیری، یادگیری مشاهده‌ای و برون‌گرایی هستند، در این کودکان دچار نقص شده است.

با وجود افزایش حجم کلی مغز در افراد مبتلا به اوتیسم، جسم پینه‌ای مغز در این افراد کوچک‌تر است و ژن‌های مرتبط روی کروموزوم‌های ۲، ۷ و ۱۵ قرار دارند.

نوروشیمی و سیستم‌های تنظیمی

در ناهنجاری‌های نوروشیمیایی اوتیسم، مهم‌ترین ناقل عصبی درگیر سروتونین (Serotonin) است که میزان پلاسمای آن در حدود یک‌سوم و بر اساس اکثر تحقیقات در بیش از نیمی از افراد مبتلا افزایش نشان می‌دهد. در مقابل، کاهش گابا (GABA) و اکسی‌توسین گزارش شده است؛ که کاهش هورمون اکسی‌توسین مستقیماً با فقدان برون‌گرایی و اجتماعی شدن مرتبط است.

همچنین تبیین‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهند که به علت کم‌تحرکی دستگاه رتیکولار در اوتیسم، دستگاه لیمبیک توسط این سیستم مهار و منع شده و مانع از دریافت بهینه محرک‌های بیرونی می‌گردد. نتایج نوار مغزی (EEG) نیز حاکی از فقدان تصفیه اخبار حسی بر اساس افزایش ریتم‌های سریع است که سبب افزایش صدای زمینه در این بیماران می‌شود.

الگوهای حسی و حسی - حرکتی

کودکان اوتیستیک ناهنجاری‌های حسی متغیری را تجربه می‌کنند؛ به عنوان مثال احساس درد در آن‌ها ممکن است کمتر یا بیشتر از حد معمول باشد. بر اساس دیدگاه گشتالت مایر، آشفتگی رفتاری کودک ناشی از ناتوانی ذهن در حذف اطلاعات زائد و بروز اضافه بار حسی است که منجر به واکنش‌های جنگ یا گریز می‌شود. در همین راستا، نظریه اورنیتز و ریتوو بیان می‌کند که اوتیسم حاصل اغتشاش هماهنگی حسی - حرکتی به دلیل ناهنجاری در تعامل بین سیستم دهلیزی و سیستم بصری است.

به عنوان مثال، در یک اتاق معمولی، صدای خفیف تیک‌تاک ساعت یا نور ملایم لامپ که برای افراد عادی به راحتی فیلتر می‌شود، در مغز کودک اوتیستیک تصفیه نشده و مانند صدای بلند طبل یا نور شدید پروژکتور تجربه می‌شود و او را دچار اضافه بار حسی می‌کند.

واژگان کلیدی

جسم پینه‌ای (Corpus Callosum)
پلی از رشته‌های عصبی که دو نیمکره مغز را به هم متصل می‌کند و در افراد اوتیستیک کوچک‌تر از حد طبیعی است.
نورون‌های آینه‌ای (Mirror Neurons)
نورون‌هایی که هنگام انجام یک عمل یا مشاهده انجام آن توسط دیگری فعال می‌شوند و در تقلید و همدلی نقش دارند.
دستگاه رتیکولار (Reticular System)
شبکه‌ای از نورون‌ها در ساقه مغز که مسئول کنترل سطح برانگیختگی و فیلتر کردن محرک‌های ورودی است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم ناهنجاری‌های حسی اوتیسم صرفاً به شکل کاهش احساس درد است; احساس درد در این کودکان ممکن است کمتر یا بیشتر از حد معمول باشد.
  • نباید تصور کرد حجم جسم پینه‌ای مغز به موازات افزایش حجم کلی مغز در اوتیسم افزایش می‌یابد؛ تصاویر MRI نشان داده‌اند که جسم پینه‌ای کوچک‌تر است.
  • این باور که نورون‌های آینه‌ای در مغز کودکان اوتیسم فعالیت بیش از حد دارند غلط است؛ کارکرد این نورون‌ها دچار نقص و کمبود شده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • علت اساسی اوتیسم یک اختلال زیستی و عصب‌شناختی مرتبط با کروموزوم‌های ۲، ۷ و ۱۵ است.
  • با وجود افزایش حجم کلی مغز (به‌ویژه در لوب‌های پس‌سری، آهیانه و گیجگاهی)، جسم پینه‌ای در مبتلایان کوچک‌تر است.
  • افزایش سروتونین در بیش از نیمی از بیماران و کاهش گابا و اکسی‌توسین از اصلی‌ترین ناهنجاری‌های نوروشیمیایی اوتیسم است.
  • کم‌تحرکی سیستم رتیکولار و عدم تصفیه اخبار حسی در EEG، منجر به افزایش صدای زمینه حسی در مغز می‌شود.
  • ناهنجاری در تعامل سیستم‌های دهلیزی و بصری طبق نظریه اورنیتز و ریتوو، عامل اغتشاش حسی - حرکتی است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که نقص در کارکرد نورون‌های آینه‌ای توجیه‌کننده بسیاری از دشواری‌های تقلیدی در کودکان مبتلا به اوتیسم است. نوزادان عادی به طور غریزی از ماه‌های اول زندگی شروع به تقلید حالات چهره والدین خود (مانند لبخند زدن یا تعجب کردن) می‌کنند که این فرآیند پایه همدلی و ارتباطات بعدی است. در کودکان اوتیسم، به دلیل کارکرد ضعیف این شبکه نورونی، یادگیری مشاهده‌ای و الگوبرداری به یک فرآیند پیچیده و نیازمند آموزش مستقیم تبدیل می‌شود، زیرا مغز آن‌ها به طور خودکار قادر به «انعکاس» رفتارهای دیگران در خود نیست.

نظریه‌های تحولی و پویشی اوتیسم

دیدگاه‌های روان‌پویشی و تحولی مارگارت ماهلر

اولین رویکردهای روان‌پویشی در حیطه اوتیسم بر این فرض استوار بودند که مشکلات کودک ناشی از نقص در روابط اولیه و پیوند عاطفی است. از نظر تحولی، مارگارت ماهلر مرحله‌ای به نام درخودماندگی (اوتیسم) بهنجار را مطرح کرد که یک مرحله طبیعی در رشد روانی نوزاد از زمان تولد تا حدود ۲ ماهگی است. به عقیده ماهلر، تثبیت یا بازگشت کودک به دلیل شکست در عبور از این مرحله بهنجار به مرحله بعدی یعنی مرحله همزیستی (که بازه ۲ تا ۱۲ ماهگی را شامل می‌شود)، منجر به ظهور بالینی اوتیسم می‌گردد. پس از مرحله همزیستی, مرحله جدایی - تفرد آغاز می‌شود که به طور طبیعی از حدود ۸ تا ۱۰ ماهگی شروع شده و تا ۲ تا ۳ سالگی ادامه می‌یابد.

دیدگاه‌های بتلهایم و کانر

لئو کانر در ابتدا علت اساسی اوتیسم را ناشی از عدم پاسخ‌دهی هیجانی والدین و به اصطلاح مادران یخچالی یا سردی روابط خانواده می‌دانست (هرچند بعدها پایه‌های زیستی آن اثبات شد) و معتقد بود اوتیسم نتیجه یک ناتوانی مادرزادی در شکل دادن به رابطه محبت‌آمیز با دیگران است. با الهام از این دیدگاه، برونو بتلهایم اوتیسم را شکل شدیدی از وسواس قلمداد می‌کرد که ریشه در تجارب تهدیدکننده اولیه، طرد والدینی و نقص در خودمختاری کودک دارد. او اوتیسم را به عنوان کوشش نامنظم برای کشف یا بازیابی خویشتن تعریف نمود.

مارگارت ماهلر اوتیسم را حاصل شکست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به همزیستی می‌دانست، در حالی که بتلهایم آن را شکل شدیدی از وسواس ناشی از نقص خودمختاری معرفی کرد.

دیدگاه‌های تاستن و فرستر

در نظریه درمانگری فرانسیس تاستن، کودک درخودمانده پیوستگی بین بدن خود و جهان را حفظ می‌کند تا از هرگونه تجربه جدایی اجتناب کند. در دنیای ذهنی او، جدایی صرفاً از دست دادن موضوع (ابژه) نیست، بلکه همچون از دست دادن بخشی از بدن اوست. تاستن ریخت‌های مختلفی از اوتیسم را مطرح کرد؛ از جمله درخودماندگی ثانوی زرهی که قرابت مفهومی زیادی با اوتیسم کانر دارد، در حالی که درخودماندگی نخستین بهنجار او به پدیده بیمارستان‌زدگی اشپیتز نزدیک است.

در مقابل تبیین‌های روان‌پویشی، نظریه تحولی فرستر بر اصول یادگیری مبتنی است. فرستر معتقد بود رشد رفتاری کودک حاصل یادگیری فعال بر پایه سیستم پاداش و تنبیه والدین است. در این فرآیند، والدین به عنوان تقویت‌کننده‌های شرطی‌شده در شکل‌گیری الگوهای رفتاری کودک عمل می‌کنند و نقص در این تقویت‌ها مانع رشد رفتارهای اجتماعی مطلوب می‌شود.

مثال بالینی تاستن نشان می‌دهد که وقتی نوزاد از سینه مادر جدا می‌شود، این جدایی فیزیکی در ذهن او به عنوان بریده شدن یا کنده شدن عضوی از بدنش تجربه می‌شود و او با ایجاد یک زره روانی (اوتیسم زرهی) سعی در انکار این جدایی دارد.

واژگان کلیدی

درخودماندگی بهنجار
مرحله طبیعی رشد روانی از تولد تا ۲ ماهگی در نظریه ماهلر که نوزاد در آن فاقد تمایز بین خود و جهان است.
مادران یخچالی
اصطلاح قدیمی لئو کانر برای توصیف والدین سرد و بی‌عاطفه‌ای که فرض می‌شد علت ابتلای فرزندشان به اوتیسم هستند.
درخودماندگی ثانوی زرهی
ریخت بالینی اوتیسم در نظریه تاستن که در آن کودک دیواری دفاعی و زره‌مانند به دور خود می‌کشد و مشابه اوتیسم کانر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم ماهلر اوتیسم را یک مرحله مرضی غیرطبیعی در سراسر سه سال اول زندگی می‌دانست; او آن را مرحله‌ای طبیعی و بهنجار در بدو تولد تلقی می‌کرد.
  • نباید تصور کرد مرحله جدایی - تفرد ماهلر از ۲ تا ۱۲ ماهگی است؛ این بازه مربوط به مرحله همزیستی است و جدایی - تفرد از ۸ تا ۱۰ ماهگی آغاز می‌شود.
  • این باور که کودک درخودمانده در نظریه تاستن تلاش می‌کند روابط ابژه جدیدی ایجاد کند نادرست است؛ او پیوستگی بدن و جهان را حفظ می‌کند تا اصلاً تجربه‌ی جدایی رخ ندهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مارگارت ماهلر اوتیسم را ناشی از شکست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به مرحله همزیستی تبیین کرد.
  • مرحله همزیستی بین ۲ تا ۱۲ ماهگی و مرحله جدایی - تفرد از ۸ تا ۱۰ ماهگی تا ۳ سالگی ادامه دارد.
  • بتلهایم اوتیسم را نوعی وسواس شدید ناشی از طرد والدین و نقص در خودمختاری کودک تعریف نمود.
  • تاستن معتقد بود کودک درخودمانده جدایی را مانند از دست دادن بخشی از بدن خود تجربه می‌کند.
  • نظریه فرستر با تکیه بر اصول یادگیری، والدین را به عنوان تقویت‌کننده‌های شرطی‌شده در شکل‌گیری رفتار کودک معرفی می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اصطلاح «مادران یخچالی» که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی بسیار رایج بود، ضربه روحی و عاطفی شدیدی به والدین، به‌ویژه مادران کودکان مبتلا به اوتیسم وارد کرد. آن‌ها نه تنها باید با چالش‌های سخت مراقبت از یک کودک دارای نیازهای ویژه مواجه می‌شدند، بلکه از سوی جامعه روان‌پزشکی نیز مقصر اصلی این اختلال معرفی می‌شدند. با پیشرفت علوم اعصاب و ژنتیک در دهه‌های بعدی، این نظریه کاملاً رد شد و مشخص گردید که اوتیسم یک اختلال عصب‌تحولی با پایه‌های قوی زیستی است، نه ناشی از سردی عاطفی مادر.

پیش‌آگهی و رویکردهای درمانی اوتیسم

نیمرخ شناختی و سندرم ساوانت

کودکان مبتلا به اوتیسم در حیطه شناختی دارای یک نیمرخ نامتقارن هستند. عملکرد و مهارت شناختی آن‌ها در انجام تکالیف دیداری - فضایی به‌طور چشمگیری از تکالیف مستلزم مهارت‌های استدلال کلامی بالاتر است. به دلیل کارآمدی عالی و بالاتر از متوسط این کودکان در آزمون‌های حافظه و تجسم فضایی با وجود ضعف شدید در کلام، در گذشته به آن‌ها اصطلاح «دانشمندان اوتیستیک» داده می‌شد.

این پدیده با اصطلاح سندرم ساوانت (Savant Syndrome) شناخته می‌شود. سندرم ساوانت در راهنمای تشخیصی DSM-۵ ثبت نشده است و اصطلاحی عمومی است؛ به‌طوری که نیمی از آن‌ها مبتلا به اوتیسم و نیم دیگر دارای کم‌توانی ذهنی هستند و از توانایی‌های جزئی‌نگر خیره‌کننده‌ای سود می‌برند.

برنامه درمانیپایه نظرینقش والدین / خانوادهملاک پذیرش هوشی
لوواس (Lovaas)شرطی‌سازی کنشیهمکاری با مربی مستمرذکر نشده
راتر (Rutter)تغییر رفتار و بازیتغییر رفتارهای اجتماعیبهره هوشی بالای ۶۰
شاپلر (Schopler)نیمرخ PEPخانواده منسجم و مشارکت فعالذکر نشده

شاخص‌های پیش‌آگهی

بهره هوشی (IQ) قوی‌ترین و یکی از بهترین ضوابط پیش‌بینی‌کننده برای سنجش وضعیت پیشرفت‌های تحصیلی و اجتماعی بعدی کودک مبتلا به اوتیسم گزارش شده است. بهترین شاخص پیش‌آگهی در روند درمانی، داشتن بهره هوشی بیش از ۷۰ و استفاده از زبان ارتباطی پیش از سن ۵ تا ۷ سالگی است.

رویکردهای مداخله‌ای و درمانی

رویکردهای روان‌پویشی بر شکل‌گیری توحیدیافتگی طرح بدنی کودک و تحول مناسب رابطه ابژه تمرکز داشتند. در دهه‌های بعدی، روش‌های ساختاریافته‌تری ظاهر شدند:

۱. برنامه درمانی لوواس (Lovaas): بر اصول شرطی‌سازی کنشی - ابزاری استوار است و اثربخشی آن به حضور مداوم، نظام‌دار و مستمر مربی در تمام طول روز بستگی دارد.

۲. برنامه درمانی مایکل راتر (Rutter): راتر با تکیه بر بخش غیرکلامی آزمون هوشی وکسلر موفق به ترسیم نیمرخ روانی اختلال اوتیسم شد. شرط پذیرش کودک در درمان راتر، داشتن بهره هوشی بالاتر از ۶۰ (بر اساس وکسلر یا مریل-پالمر) است. روش «دخالت مصمم» راتر با هدف برقراری ارتباط با کودکان اوتیستیکی که شدیداً گوشه‌گیر بوده و از هرگونه تعامل امتناع دارند، پی‌ریزی می‌شود و بر تغییر رفتارهای مکرر و بازی‌ها متمرکز است.

۳. برنامه درمانی اریک شاپلر (Schopler - TEACCH): یکی از دستاوردهای عملی برجسته این برنامه، طراحی ابزار ارزیابی «نیمرخ روانی - تربیتی» (PEP) است. از معیارهای اصلی پذیرش در این برنامه، وجود خانواده منسجم و تمایل بالای والدین به مشارکت دادن فعالانه کودک در برنامه است.

بهترین پیش‌آگهی در درمان اوتیسم مربوط به کودکانی با بهره هوشی بالای ۷۰ و دارای زبان ارتباطی پیش از ۵ تا ۷ سالگی است.

واژگان کلیدی

سندرم ساوانت (Savant Syndrome)
وضعیتی غیررسمی که در آن فرد مبتلا به ناتوانی ذهنی یا اوتیسم، دارای توانایی‌های شگفت‌انگیز در یک حوزه خاص مانند ریاضی یا موسیقی است.
نیمرخ روانی - تربیتی (PEP)
ابزار ارزیابی و سنجش تحولی کودکان اوتیستیک که به عنوان بخشی از برنامه درمانی شاپلر طراحی شده است.
دخالت مصمم (Determined Intervention)
رویکرد درمانی راتر که با هدف نفوذ به انزوای شدید کودک اوتیستیک از طریق تغییر رفتارهای مکرر و بازی‌ها طراحی شده است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر تصور کنیم سندرم ساوانت یک تشخیص رسمی روان‌پزشکی در راهنمای DSM-۵ است; این اصطلاح در راهنما وجود ندارد.
  • این باور که برنامه درمانی لوواس بر اساس رابطه پویا بدون نیاز به پیگیری مستمر مربی است نادرست است؛ لوواس بر شرطی‌سازی کنشی و حضور مداوم و نظام‌دار مربی متمرکز است.
  • نباید تصور کرد که مشارکت فعال خانواده هیچ جایگاهی در پذیرش برنامه شاپلر ندارد؛ داشتن خانواده منسجم و تمایل والدین از معیارهای اصلی پذیرش است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • کودکان اوتیسم در تکالیف دیداری - فضایی عملکرد بهتری نسبت به تکالیف استدلال کلامی دارند.
  • سندرم ساوانت در DSM-۵ ثبت نشده و نیمی از دارندگان آن اوتیستیک و نیمی دیگر کم‌توان ذهنی هستند.
  • بهره هوشی بالای ۷۰ و کسب زبان ارتباطی پیش از ۵ تا ۷ سالگی، قوی‌ترین شاخص‌های پیش‌آگهی خوب درمان هستند.
  • برنامه لوواس بر شرطی‌سازی کنشی و برنامه شاپلر بر ارزیابی نیمرخ روانی - تربیتی (PEP) و مشارکت فعال خانواده تمرکز دارند.
  • درمان راتر نیازمند بهره هوشی بالای ۶۰ بوده و از روش دخالت مصمم برای ارتباط با کودکان گوشه‌گیر استفاده می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از معروف‌ترین نمونه‌های واقعی سندرم ساوانت، کیم پیک (Kim Peek) بود که الهام‌بخش ساخت فیلم مشهور «مرد بارانی» (Rain Man) شد. کیم پیک با وجود مشکلات شدید حرکتی و ناتوانی در انجام کارهای روزمره شخصی، حافظه تصویری خارق‌العاده‌ای داشت. او قادر بود یک کتاب کامل را در کمتر از دو ساعت بخواند و حدود ۹۸ درصد از مطالب آن را با تمام جزئیات به یاد آورد. او همچنین می‌توانست مسیرهای نقشه شهری را به سرعت حفظ کند. این نمونه نشان می‌دهد که چگونه توانایی‌های مغز در سندرم ساوانت می‌تواند مرزهای متعارف ذهن انسان را جابه‌جا کند.

خلاصهٔ درس

اوتیسم چطور شناخته می‌شود؟

Abnormal Psychology · Autism Spectrum

سیر تشخیصی و نشانه‌شناسی

  • اصطلاح اوتیسم را نخستین بار بلولر مطرح کرد، نه کانر.
  • در DSM-۵ اختلالات فراگیر رشد در طیف اوتیسم ادغام شدند.
  • تعیین شدت نقایص ارتباطی و رفتاری جداگانه در ۳ سطح است.
  • نقص در توجه اشتراکی در دو سال اول از بارزترین علائم است.
  • پدیده پژواک‌گویی و معکوس‌سازی ضمایر از الگوهای گفتاری است.
پژواک‌گویی (Echolalia)
تکرار طوطی‌وار کلمات یا جملات دیگران

نکته: شیوع اوتیسم در پسران ۴ تا ۵ برابر است، اما دختران به کم‌توانی شدیدتری مبتلا می‌شوند.

تشخیص‌های افتراقی طیف

  • سندرم رت منحصراً در دختران رخ داده و سیری پیش‌رونده دارد.
  • کاهش رشد سر در رت بین ۵ تا ۴۸ ماهگی پس از رشد طبیعی است.
  • در سندرم رت، حرکات قالبی دست جایگزین مهارت‌های هدفمند است.
  • سندرم هلر پس از حداقل ۲ سال رشد طبیعی با پسرفت شدید همراه است.
  • ملاک تمایز آسپرگر، عدم وجود تأخیر در رشد زبان و شناخت است.
سندرم رت (Rett)
اختلال پیش‌رونده در دختران همراه با کاهش رشد سر

نکته: پسران مبتلا به جهش ژنتیکی رت معمولاً مرده متولد شده یا در نوزادی می‌میرند.

نظریه‌های شناختی اوتیسم

  • تئوری انسجام مرکزی ضعیف مبین پردازش جزء‌نگر در اوتیسم است.
  • بیماران به دلیل پردازش محلی کمتر دچار توهمات نوری می‌شوند.
  • نقص در نظریه ذهن مانع پیش‌بینی رفتارها و درک حالات ذهنی است.
  • نظریه مغز مردانه افراطی اوتیسم را ناشی از تستوسترون جنینی می‌داند.
  • اکثر بیماران در فاز اول سیستم‌سازی (جمع‌آوری داده) متوقف می‌شوند.
نظریه ذهن (Theory of Mind)
توانایی استنباط حالات ذهنی دیگران

نکته: کودکان اوتیسم پازل‌ها را سریع‌تر حل می‌کنند، چون ذهنشان تحت تأثیر کل تصویر قرار نمی‌گیرد.

تبیین‌های زیستی و عصب‌شناختی

  • ژن‌های مرتبط با اوتیسم روی کروموزوم‌های ۲، ۷ و ۱۵ قرار دارند.
  • با وجود افزایش حجم مغز, جسم پینه‌ای در اوتیسم کوچک‌تر است.
  • نقص نورون‌های آینه‌ای مانع تقلید و یادگیری مشاهده‌ای آنهاست.
  • افزایش سروتونین پلاسما و کاهش گابا و اکسی‌توسین گزارش شده است.
  • کم‌تحرکی دستگاه رتیکولار عامل عدم فیلتر محرک و اضافه بار حسی است.
جسم پینه‌ای (Corpus Callosum)
رابطه عصبی متصل‌کننده دو نیمکره مغز

نکته: در اوتیسم، صدای تیک‌تاک ساعت به دلیل عدم فیلتر حسی، مانند صدای طبل بزرگ تجربه می‌شود.

نظریه‌های تحولی و درمانی

  • ماهلر علت اوتیسم را شکست در عبور از درخودماندگی بهنجار می‌دانست.
  • تاستن معتقد بود کودک جدایی را مثل از دست دادن بخشی از بدن می‌بیند.
  • پیش‌آگهی خوب مستلزم بهره هوشی بالای ۷۰ و تکلم پیش از ۷ سالگی است.
  • درمان لوواس بر پایه شرطی‌سازی کنشی و حضور مستمر مربی در روز است.
  • درمان راتر نیازمند بهره هوشی بالای ۶۰ و شاپلر نیازمند مشارکت خانواده است.
دخالت مصمم (Determined Intervention)
روش راتر برای تغییر بازی‌ها

نکته: نظریه قدیمی «مادران یخچالی» به غلط علت اوتیسم را سردی عاطفی مادران معرفی می‌کرد.

نکات کلیدی آزمون

  • اصطلاح اوتیسم نخستین بار توسط بلولر معرفی شد، نه لئو کانر.
  • شدت اوتیسم بر اساس شدت نقایص مجزا تعیین می‌شود، نه یک نمره کلی.
  • سندرم رت و هلر در DSM-۵ حذف و در طیف اوتیسم ادغام شده‌اند، نه مستقل.
  • رشد در سندرم رت تا ۵ ماهگی کاملاً طبیعی است، نه اینکه از بدو تولد نابهنجار باشد.
  • افراد اوتیسم پردازش‌گر محلی و جزء‌نگر هستند، نه کل‌نگر و جهانی.
  • جسم پینه‌ای مغز در اوتیسم کوچک‌تر است، نه متناسب با حجم کلی مغز.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی مرضی (آسیب شناسی روانی)