اعصاب سر و گردن

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ورید ژوگولار خارجی و شبکه وریدی تریگوئید

ورید ژوگولار خارجی (External jugular vein) از جمله عروق سطحی کلیدی در آناتومی گردن به شمار می‌رود. این ورید بلافاصله در عمق عضله پلاتیسما قرار گرفته و در سراسر مسیر گردنی خود در زیر این عضله پهن و سطحی طی مسیر می‌کند. درک موقعیت دقیق این ورید نسبت به عضله پلاتیسما اهمیت بالایی دارد؛ زیرا ورید ژوگولار خارجی برخلاف تصورات اولیه، از روی عضله پلاتیسما عبور نکرده بلکه بلافاصله در زیر آن واقع شده است و ورید ژوگولار داخلی (Internal jugular vein) در موقعیتی بسیار عمقی‌تر نسبت به پلاتیسما قرار دارد.

ورید ژوگولار خارجی در گردن دقیقاً در عمق عضله پلاتیسما حرکت می‌کند و از اتحاد بخش خلفی ورید رترومندیبولار با ورید گوشی خلفی تشکیل می‌شود.

تشکیل ورید ژوگولار خارجی حاصل یک اتحاد عروقی مشخص در ناحیه خلف فک است. این ورید از پیوند بخش خلفی ورید رترومندیبولار (retromandibular vein) با ورید گوشی خلفی (posterior auricular) شکل می‌گیرد. در بررسی مسیرهای جایگزین، باید به خاطر داشت که بخش خلفی ورید رترومندیبولار با تخلیه به ورید فاسیال (facial) در تشکیل این مجرا نقشی ندارد، بلکه پیوند مستقیم آن با ورید گوشی خلفی است که اساس ایجاد ورید ژوگولار خارجی را فراهم می‌آورد.

ساختار وریدیمحل قرارگیری/ارتباط اصلیمبدأ تشکیل/ارتباط جمجمه‌ای
ورید ژوگولار خارجیعمق عضله پلاتیسمااتحااد رترومندیبولار خلفی و گوشی خلفی
شبکه وریدی تریگوئیدحفره اینفراتمپورالارتباط با سینوس کاورنوس از سوراخ‌های قاعده جمجمه

در بخش عمیق‌تر آناتومی صورت، شبکه وریدی تریگوئید قرار دارد که یک سیستم ارتباطی مهم بین وریدهای خارج و داخل جمجمه ایجاد می‌کند. این شبکه به طور مستقیم و از طریق مجاری آورنده و سوراخ‌های قاعده جمجمه با سینوس کاورنوس (Cavernosus) در ارتباط است. سوراخ‌های قاعده جمجمه که این مسیر ارتباطی از میان آن‌ها عبور می‌کند شامل سوراخ‌های اوال و لاسروم هستند. این شبکه هیچ‌گونه ارتباط مستقیمی با سینوس سژیتال فوقانی (Superior sagittal sinus) ندارد و هرگونه ادعا مبنی بر عدم ارتباط این شبکه با سینوس‌های داخل جمجمه نادرست است، چرا که ارتباط آن با سینوس کاورنوس از نظر آناتومیک کاملاً تایید شده است.

در بررسی آناتومی وریدهای سر و گردن، تمایز بین وریدهای سطحی مانند ژوگولار خارجی و ساختارهای عمیق‌تر مانند شبکه تریگوئید اهمیت ویژه‌ای دارد. ورید ژوگولار خارجی به عنوان یک ورید سطحی، سیستم تخلیه متفاوتی را نسبت به وریدهای عمیق ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، شبکه وریدی تریگوئید به دلیل موقعیت خاص خود در حفره اینفراتمپورال، به عنوان یک ایستگاه واسط عمل کرده و عروق سطحی صورت را به سیستم سینوس‌های وریدی سخت‌شامه‌ای متصل می‌سازد. این اتصال که به سینوس کاورنوس منتهی می‌شود، اهمیت بالایی در درک مسیر جریان خون وریدی سر دارد. سوراخ‌های اوال و لاسروم به عنوان معابری کلیدی در قاعده جمجمه عمل می‌کنند که به این وریدهای ارتباطی اجازه عبور می‌دهند. در نتیجه، کل این سیستم وریدی یک شبکه به هم پیوسته را تشکیل می‌دهد که در آن ورید ژوگولار خارجی در بخش سطحی گردن و شبکه تریگوئید در بخش عمیق جمجمه فعالیت می‌کنند.

واژگان کلیدی

ورید ژوگولار خارجی
وریدی سطحی در ناحیه گردن که در عمق عضله پلاتیسما قرار دارد و از اتحاد بخش خلفی ورید رترومندیبولار و ورید گوشی خلفی تشکیل می‌شود.
شبکه وریدی تریگوئید
شبکه‌ای از وریدها در حفره عمیق صورت که از طریق سوراخ‌های قاعده جمجمه با سینوس کاورنوس ارتباط مستقیم دارد.
ورید رترومندیبولار
وریدی در ناحیه پشت فک که بخش خلفی آن در تشکیل ورید ژوگولار خارجی نقش مستقیم ایفا می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در فرض عبور ورید ژوگولار خارجی از روی عضله پلاتیسما؛ این ورید دقیقاً در عمق (زیر) این عضله قرار گرفته است.
  • تصور اشتباه در مورد تشکیل ورید ژوگولار خارجی از اتحاد بخش خلفی ورید رترومندیبولار و ورید فاسیال؛ پیوند اصلی با ورید گوشی خلفی صورت می‌گیرد.
  • تصور نادرست ارتباط شبکه وریدی تریگوئید با سینوس سژیتال فوقانی یا عدم ارتباط آن با سینوس‌های داخل جمجمه؛ این شبکه با سینوس کاورنوس ارتباط دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ورید ژوگولار خارجی وریدی سطحی در گردن است که در عمق عضله پلاتیسما قرار دارد.
  • این ورید از پیوند بخش خلفی ورید رترومندیبولار و ورید گوشی خلفی ایجاد می‌شود.
  • شبکه وریدی تریگوئید در بخش عمیق صورت قرار گرفته و با سینوس کاورنوس مرتبط است.
  • ارتباط شبکه تریگوئید با سینوس کاورنوس از طریق سوراخ‌های قاعده جمجمه مانند اوال و لاسروم برقرار می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که ورید ژوگولار خارجی به دلیل موقعیت سطحی خود در زیر پلاتیسما، در زمان افزایش فشار داخل قفسه سینه (مانند آواز خواندن، فریاد زدن یا حبس کردن نفس) به وضوح برجسته و قابل مشاهده می‌شود. این ویژگی در معاینات بالینی پزشکی برای ارزیابی فشار وریدی سیستمیک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

عصب فاسیال و شاخه‌های حرکتی و حسی آن

عصب فاسیال (Facial) یا زوج هفتم مغزی، یکی از اعصاب کرانیال کلیدی است که در فعالیت‌های حرکتی و حسی سر و صورت نقش حیاتی دارد. مبدأ این عصب در سطح قدامی مغز، از حد فاصل و شیار بین پل مغزی و بصل‌النخاع منشأ می‌گیرد. این عصب مستقیماً از بخش میانی بصل‌النخاع شروع نمی‌شود، بلکه دقیقاً در مرز بین این دو بخش ساقه مغز ریشه می‌گیرد.

عصب فاسیال دارای ۵ شاخه انتهایی حرکتی برای عضلات صورت است و عصب کوردا تیمپانی آن در کانال فاسیال جدا شده و حس چشایی ۲/۳ قدامی زبان را تامین می‌کند.

عصب فاسیال پس از خروج از جمجمه، عضلات بیان‌کننده حالت صورت را عصب‌دهی می‌کند. این عصب دارای ۵ شاخه انتهایی اصلی است که شامل شاخه‌های تمپورال (Temporal)، زایگوماتیک (Zygomatic)، بوکال (Buccal)، مندیبولار (Mandibular) و سرویکال (Cervical) می‌باشند. این شاخه‌ها عضلات ظریف صورت از جمله عضله ریزوریوس (Risorius) را عصب‌دهی می‌کنند که در کشیدن گوشه لب به خارج و ایجاد لبخند نقش دارد. برخلاف عضلات جونده که عصب‌دهی حرکتی خود را از عصب مندیبولار (Mandibular) دریافت می‌کنند، عضلات بیان حالت صورت همگی تحت فرمان عصب فاسیال هستند. تعداد شاخه‌های انتهایی عصب فاسیال دقیقاً ۵ شاخه است و فرضیه وجود ۶ شاخه انتهایی برای عصب‌دهی صورت نادرست است.

ویژگی حسی زبان (۲/۳ قدامی)عصب مسئولمبدأ اصلی عصب
حس چشاییکوردا تیمپانی (Chorda tympani)عصب فاسیال (CN VII)
حس عمومی (درد و حرارت)لینگوال (Lingual)عصب مندیبولار (CN V۳)

یکی از شاخه‌های منحصربه‌فرد و درون‌کانالی عصب فاسیال، عصب کوردا تیمپانی (Chorda tympani) است. جدا شدن عصب کوردا تیمپانی از عصب فاسیال در طول مسیر آن در کانال فاسیال صورت می‌گیرد. این در حالی است که عصب دیگر یعنی پتروزال بزرگ در گانگلیون زانویی منشعب می‌گردد. عصب کوردا تیمپانی دو وظیفه بسیار مهم و متمایز را بر عهده دارد: اول اینکه، الیاف پاراسمپاتیک پیش‌عقده‌ای ترشحی مربوط به غدد تحت فکی (Submandibular) و زیرزبانی (Sublingual) را حمل می‌کند تا ترشح بزاق را تحریک کند. دوم اینکه، این عصب حاوی الیاف حس چشایی ۲/۳ قدامی زبان و کف دهان است. در بررسی حس‌های زبان، تمایز بسیار مهمی وجود دارد؛ حس عمومی درد و حرارت در ۲/۳ قدامی زبان توسط عصب کوردا تیمپانی منتقل نمی‌شود، بلکه عصب لینگوال (که شاخه‌ای از عصب مندیبولار است) این حس عمومی را حمل می‌کند. عصب کوردا تیمپانی صرفاً مسئول انتقال حس ویژه چشایی در این بخش و هدایت الیاف ترشحی پاراسمپاتیک است.

واژگان کلیدی

عصب فاسیال
زوج هفتم مغزی که از مرز پل مغزی و بصل‌النخاع منشأ می‌گیرد و عضلات بیان‌کننده حالت صورت را عصب‌دهی می‌کند.
عصب کوردا تیمپانی
شاخه‌ای از عصب فاسیال در کانال فاسیال که مسئول چشایی ۲/۳ قدامی زبان و تحریک ترشحی غدد بزاقی تحت فکی و زیرزبانی است.
عضله ریزوریوس
یکی از عضلات بیان‌کننده حالت صورت که عصب‌دهی حرکتی خود را از شاخه‌های انتهایی عصب فاسیال دریافت می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در فرض این که عصب کوردا تیمپانی در گانگلیون زانویی جدا می‌شود؛ این عصب در کانال فاسیال منشعب می‌شود.
  • تصور نادرست مبنی بر این که حس عمومی (درد و حرارت) زبان توسط کوردا تیمپانی منتقل می‌شود؛ این حس بر عهده عصب لینگوال است.
  • اعتقاد به وجود ۶ شاخه انتهایی برای عصب فاسیال در صورت؛ تعداد شاخه‌ها ۵ عدد است.
  • اشتباه گرفتن عصب‌دهی حرکتی عضله ریزوریوس با عصب مندیبولار؛ این عضله صورت توسط عصب فاسیال عصب‌دهی می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب فاسیال در حد فاصل پل مغزی و بصل‌النخاع در سطح قدامی مغز شروع می‌شود.
  • این عصب دارای ۵ شاخه انتهایی حرکتی برای کنترل عضلات صورت از جمله عضله ریزوریوس است.
  • عصب کوردا تیمپانی در کانال فاسیال از عصب فاسیال جدا می‌شود و الیاف چشایی و ترشحی دارد.
  • چشایی ۲/۳ قدامی زبان و غدد تحت فکی و زیرزبانی توسط کوردا تیمپانی عصب‌دهی می‌شوند.
  • حس عمومی ۲/۳ قدامی زبان برخلاف چشایی، توسط عصب لینگوال (شاخه‌ای از مندیبولار) حمل می‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

فلج بل (Bell's palsy) عارضه‌ای است که در اثر التهاب عصب فاسیال در داخل کانال استخوانی فاسیال رخ می‌دهد. این بیماری منجر به ضعف یا فلج ناگهانی عضلات یک طرف صورت می‌شود و بیمار توانایی بستن چشم یا لبخند زدن در آن سمت را از دست می‌دهد. همچنین ممکن است حس چشایی در بخش جلویی زبان نیز به دلیل درگیر شدن الیاف کوردا تیمپانی مختل شود.

گانگلیون‌های پاراسمپاتیک پتریگوپالاتین و اوتیک

سیستم پاراسمپاتیک در ناحیه سر و صورت از طریق چهار گانگلیون اصلی هدایت می‌شود که دو مورد از مهم‌ترین آن‌ها گانگلیون پتریگوپالاتین (Pterygopalatine) و گانگلیون اوتیک (Otic) هستند. این گانگلیون‌ها به عنوان ایستگاه‌های سیناپسی برای الیاف پیش‌عقده‌ای عمل کرده و نقش مهمی در کنترل ترشحی غدد دارند.

گانگلیون پتریگوپالاتین ترشح اشک و مخاط بینی/کام را از طریق الیاف عصب فاسیال (پتروزال بزرگ) کنترل می‌کند؛ در حالی که گانگلیون اوتیک ترشح غده پاروتید را از طریق الیاف عصب گلوسوفارنژیال (پتروزال کوچک) تنظیم می‌نماید.

گانگلیون پتریگوپالاتین در حفره‌ای به همین نام قرار گرفته و توسط شاخه‌های عصب ماگزیلاری (Maxillary) آویزان است. الیاف پاراسمپاتیک پیش‌عقده‌ای ورودی به این گانگلیون توسط عصب پتروزال بزرگ (Greater petrosal) حمل می‌شوند. این عصب در محل گانگلیون زانویی از عصب فاسیال جدا می‌شود اما در آنجا سیناپس نمی‌دهد؛ بلکه سیناپس الیاف آن در گانگلیون پتریگوپالاتین رخ می‌دهد. الیاف پس‌عقده‌ای خارج‌شده از گانگلیون پتریگوپالاتین از طریق شاخه زایگوماتیک (Zygomatic) عصب ماگزیلاری به عصب لاکریمال (Lacrimal) پیوسته و ترشح غدد اشکی را تحریک می‌کنند. همچنین الیاف تحریک‌کننده غدد مخاطی بینی و کام از طریق اعصاب بینی و کام از این گانگلیون خارج می‌شوند. این گانگلیون هیچ نقشی در عصب‌دهی غده تحت فکی (که عصب‌دهی آن توسط کوردا تیمپانی تامین می‌شود) ندارد.

گانگلیونعصب پیش‌عقده‌ای (مبدأ)عصب پس‌عقده‌ای (حامل)هدف ترشحی غده
پتریگوپالاتینپتروزال بزرگ (CN VII)شاخه زایگوماتیک V۲ و لاکریمال V۱غده اشکی، بینی و کام
اوتیکپتروزال کوچک (CN IX)اوریکولوتمپورال (V۳)غده پاروتید

گانگلیون اوتیک در حفره اینفراتمپورال، بلافاصله زیر جمجمه و در سمت داخل عصب مندیبولار (Mandibular) واقع شده است و به عصبی که به عضله پتریگوئید داخلی می‌رود چسبیده است. این گانگلیون در سمت خارج عصب ماگزیلاری یا چسبیده به عصب پتریگوئید خارجی قرار ندارد. الیاف پیش‌عقده‌ای پاراسمپاتیک این گانگلیون توسط عصب پتروزال کوچک (Lesser petrosal) حمل می‌شوند که شاخه‌ای از عصب ۹ مغزی (گلوسوفارنژیال) است و از شبکه تیمپانیک (Tympanic plexus) منشعب می‌شود. این الیاف از عصب پتروزال بزرگ یا پتروزال عمقی منشأ نمی‌گیرند. الیاف پس‌عقده‌ای حاصل از گانگلیون اوتیک توسط عصب اوریکولوتمپورال (Auriculotemporal) که شاخه‌ای از عصب مندیبولار است، جهت تحریک ترشح به غده پاروتید (Parotid) می‌رسند. کنترل ترشح غده پاروتید کاملاً بر عهده عصب گلوسوفارنژیال (از طریق شاخه تیمپانیک، شبکه صماخی، عصب پتروزال کوچک، گانگلیون اوتیک و در نهایت عصب اوریکولوتمپورال) است و عصب واگ (Vagus) در هدایت این الیاف نقشی ندارد.

واژگان کلیدی

گانگلیون پتریگوپالاتین
گانگلیونی پاراسمپاتیک در حفره پتریگوپالاتین که غدد اشکی، بینی و کام را عصب‌دهی می‌کند و توسط عصب ماگزیلاری آویزان است.
گانگلیون اوتیک
گانگلیونی پاراسمپاتیک در زیر جمجمه و سمت داخل عصب مندیبولار که ترشح غده پاروتید را کنترل می‌کند.
عصب پتروزال بزرگ
شاخه‌ای از عصب فاسیال که در گانگلیون زانویی منشعب شده و الیاف پیش‌عقده‌ای را به گانگلیون پتریگوپالاتین می‌رساند.
عصب پتروزال کوچک
شاخه‌ای از عصب گلوسوفارنژیال که از شبکه تیمپانیک جدا شده و الیاف پیش‌عقده‌ای را به گانگلیون اوتیک منتقل می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اعتقاد به این که عصب پتروزال بزرگ در گانگلیون زانویی سیناپس می‌دهد؛ این عصب در گانگلیون زانویی فقط جدا شده و سیناپس آن در گانگلیون پتریگوپالاتین رخ می‌دهد.
  • اشتباه در فرض این که عصب پتروزال کوچک شاخه‌ای از عصب فاسیال است؛ این عصب شاخه‌ای از عصب ۹ مغزی (گلوسوفارنژیال) است.
  • تصور نادرست مبنی بر این که الیاف ورودی به گانگلیون اوتیک توسط عصب پتروزال بزرگ یا عصب پتروزال عمقی حمل می‌شوند؛ این کار توسط عصب پتروزال کوچک انجام می‌شود.
  • اعتقاد به این که گانگلیون پتریگوپالاتین غده تحت فکی را عصب‌دهی می‌کند؛ غده تحت فکی توسط عصب کوردا تیمپانی عصب‌دهی می‌شود.
  • تصور این که گانگلیون اوتیک به عصب پتریگوئید خارجی متصل است یا در خارج عصب ماگزیلاری قرار دارد؛ این گانگلیون به عصب پتریگوئید داخلی متصل بوده و در سمت داخل عصب مندیبولار قرار دارد.
  • اشتباه گرفتن عصب واگ به عنوان کنترل‌کننده اصلی ترشح غده پاروتید؛ عصب گلوسوفارنژیال کنترل‌کننده اصلی آن است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • گانگلیون پتریگوپالاتین توسط شاخه‌های عصب ماگزیلاری آویزان است و غدد اشکی، بینی و کام را تامین می‌کند.
  • الیاف پیش‌عقده‌ای گانگلیون پتریگوپالاتین توسط عصب پتروزال بزرگ (از عصب فاسیال) تامین شده و در این گانگلیون سیناپس می‌دهند.
  • گانگلیون اوتیک در سمت داخل عصب مندیبولار و چسبیده به عصب پتریگوئید داخلی قرار دارد.
  • عصب پتروزال کوچک (از عصب گلوسوفارنژیال) الیاف پیش‌عقده‌ای را به گانگلیون اوتیک منتقل می‌کند.
  • الیاف پس‌عقده‌ای گانگلیون اوتیک از طریق عصب اوریکولوتمپورال ترشح غده پاروتید را تحریک می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

یک نمونه جالب از اختلالات این مسیرها، سندرم "اشک تمساح" (Crocodile tears syndrome) است. این عارضه زمانی رخ می‌دهد که پس از آسیب به عصب فاسیال، الیاف پاراسمپاتیک در حال ترمیم که در اصل باید به غدد بزاقی تحت فکی می‌رفتند، مسیر خود را گم کرده و به سمت گانگلیون پتریگوپالاتین و سپس غده اشکی هدایت می‌شوند. در نتیجه، بیمار در زمان دیدن غذا یا غذا خوردن، به جای ترشح بزاق، دچار اشک‌ریزش می‌شود.

عصب سه‌قلو و شاخه‌های حسی پوست صورت

عصب سه‌قلو (Trigeminal) یا زوج پنجم مغزی، عصب حسی اصلی ناحیه صورت و جمجمه است. این عصب به سه شاخه اصلی تقسیم می‌شود: عصب افتالمیک (Ophthalmic) یا V۱، عصب ماگزیلاری (Maxillary) یا V۲، و عصب مندیبولار (Mandibular) یا V۳. هر یک از این شاخه‌ها نواحی کاملاً مشخصی از پوست صورت را حس‌دهی می‌کنند.

بلوک کردن عصب ماگزیلاری حس لب بالا و پلک پایین را از بین می‌برد اما حس لب پایین را دست‌نخورده می‌گذارد؛ چرا که حس لب پایین توسط عصب منتال (از شاخه‌های مندیبولار) تامین می‌شود.

عصب افتالمیک (Ophthalmic) حس عمومی پوست پیشانی، ملتحمه، پلک فوقانی و پوست پل بینی را تامین می‌کند. یکی از شاخه‌های مهم حسی آن، عصب فوق کاسه چشمی (Supraorbital) است که خود از عصب فرونتال (Frontal) منشعب می‌شود. عصب فوق کاسه چشمی ارتباطی با بخش مندیبولار عصب تری‌ژمینال ندارد و مجرای عبور آن نیز از شاخه اول تری‌ژمینال است.

ناحیه حسی صورتعصب شاخه اصلیشاخه انتهایی مسئول
پیشانی و ملتحمهافتالمیک (V۱)فوق کاسه چشمی (Supraorbital)
لب بالا و پلک پایینماگزیلاری (V۲)زیگوماتیکوتمپورال و ماگزیلاری مستقیم
لب پایین و چانهمندیبولار (V۳)منتال (Mental)

عصب ماگزیلاری (Maxillary) حس نواحی میانی صورت از جمله پوست لب بالا و پلک پایین را بر عهده دارد. شاخه حسی دیگر آن عصب زیگوماتیکوتمپورال (Zygomaticotemporal) است که از عصب زیگوماتیک منشعب می‌شود و نباید آن را شاخه‌ای مستقیم از بخش مندیبولار دانست. در حوزه بالینی، با بلوک کردن عصب ماگزیلاری، حس پوست لب بالا و پلک پایین از بین می‌رود و این مناطق بی‌حس می‌شوند، اما حس پوست لب پایین دست‌نخورده باقی می‌ماند زیرا عصب‌دهی لب پایین توسط عصب ماگزیلاری انجام نمی‌شود.

عصب مندیبولار (Mandibular) دارای دو تنه قدامی و خلفی است. شاخه‌های تنه قدامی عصب مندیبولار همگی حرکتی هستند (که عضلات جونده را تامین می‌کنند)، به جز عصب بوکال (Buccal) که حسی است و پوست و مخاط مجاور عضله بوکسیناتور را تامین می‌کند. عصب بوکال برخلاف اعصاب بخش خلفی (مانند لینگوال، آلوئولار تحتانی و اوریکولوتمپورال) از تنه قدامی جدا می‌شود. عصب‌دهی پوست لب پایین و چانه بر عهده عصب منتال (Mental) است که از عصب آلوئولار تحتانی (از بخش خلفی عصب مندیبولار) جدا می‌شود. عصب منتال شاخه مستقیم تنه قدامی عصب مندیبولار نیست و به هیچ وجه لب بالا را عصب‌دهی نمی‌کند، چرا که لب بالا منحصراً توسط عصب ماگزیلاری حس‌دهی می‌شود. شناخت این مرزهای دقیق حس‌دهی به پزشکان کمک می‌کند تا در زمان انجام جراحی‌های موضعی صورت، بلوک عصبی مناسب را به درستی انتخاب کنند.

واژگان کلیدی

عصب افتالمیک
شاخه اول عصب تری‌ژمینال که حس عمومی پوست پیشانی، ملتحمه و پلک فوقانی را تامین می‌کند.
عصب منتال
شاخه‌ای از عصب آلوئولار تحتانی (از تنه خلفی مندیبولار) که به پوست لب پایین و چانه عصب‌رسانی می‌کند.
عصب بوکال
تنها شاخه حسی تنه قدامی عصب مندیبولار که پوست و مخاط مجاور عضله بوکسیناتور را تامین می‌کند.
عصب فوق کاسه چشمی
شاخه‌ای از عصب فرونتال (از افتالمیک) که به پوست پیشانی عصب‌رسانی می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور این که حس عمومی پوست پیشانی و ملتحمه توسط عصب ماگزیلاری تامین می‌شود؛ این نواحی توسط عصب افتالمیک عصب‌دهی می‌شوند.
  • اشتباه در فرض این که عصب منتال شاخه مستقیم تنه قدامی عصب مندیبولار است؛ این عصب از عصب آلوئولار تحتانی در بخش خلفی منشعب می‌شود.
  • تصور نادرست مبنی بر این که عصب بوکال (حسی) از بخش خلفی عصب مندیبولار جدا می‌شود؛ این عصب متعلق به تنه قدامی است.
  • اعتقاد به این که عصب فوق کاسه چشمی از بخش خلفی عصب مندیبولار یا عصب زیگوماتیکوتمپورال از بخش مندیبولار منشأ می‌گیرد؛ اولی از افتالمیک و دومی از ماگزیلاری منشأ می‌گیرد.
  • تصور این که بلوک عصب ماگزیلاری باعث بی‌حسی لب پایین می‌شود یا حس لب بالا و پلک پایین را دست‌نخورده باقی می‌گذارد؛ بلوک ماگزیلاری لب بالا و پلک پایین را بی‌حس می‌کند و اثری بر لب پایین ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب افتالمیک (V۱) حس عمومی پیشانی، ملتحمه و پلک فوقانی را تامین می‌کند.
  • عصب ماگزیلاری (V۲) حس لب بالا و پلک پایین را تامین می‌کند و بلوک آن این نواحی را بی‌حس می‌سازد.
  • عصب منتال (از شاخه‌های مندیبولار) مسئول حس‌دهی پوست لب پایین و چانه است.
  • تنه قدامی عصب مندیبولار (V۳) عمدتاً حرکتی است و تنها شاخه حسی آن عصب بوکال است.
  • عصب فوق کاسه چشمی و زیگوماتیکوتمپورال به ترتیب از شاخه‌های افتالمیک و ماگزیلاری هستند.

نکتهٔ تکمیلی

نورالژی عصب سه‌قلو (Trigeminal neuralgia) که به نام "درد جانکاه" نیز شناخته می‌شود، یک بیماری دردناک مزمن است که عصب سه‌قلو را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این عارضه، حتی تحریکات خفیف صورت مانند اصلاح کردن، مسواک زدن یا آرایش کردن می‌توانند باعث شلیک دردهای ناگهانی و شدید شبیه برق‌گرفتگی در مسیر شاخه‌های ماگزیلاری یا مندیبولار شوند. این بیماری به خوبی مرزبندی‌های آناتومیک دقیق شاخه‌های عصب تری‌ژمینال را در کلینیک نشان می‌دهد.

عصب‌دهی حسی سخت‌شامه و منشأ سردرد

سخت‌شامه (Dura mater) خارجی‌ترین لایه از پرده‌های مغزی (مننژ) است که مغز و نخاع را احاطه کرده و نقش حفاظتی دارد. برخلاف بافت خود مغز که فاقد گیرنده‌های درد است، سخت‌شامه دارای پایانه‌های عصبی حسی بسیار فراوانی است. این پایانه‌های عصبی به شدت به کشش (Traction) حساس هستند و هرگونه تحریک، تغییر فشار یا کشش فیزیکی در این پرده‌ها مستقیماً باعث فعال شدن این پایانه‌ها و ایجاد سردرد می‌گردد. بنابراین، سخت‌شامه برخلاف ادعاهای نادرست، فاقد گیرنده حسی نبوده و کاملاً به کشش یا درد حساس است و تحریک مکانیکی آن به عنوان یکی از مکانیسم‌های فیزیولوژیک اصلی در بروز سردردهای مننژیال شناخته می‌شود.

سخت‌شامه مغز دارای پایانه‌های عصبی فراوانی است که به کشش حساس بوده و تحریک آن‌ها باعث ایجاد سردرد می‌شود. عصب‌دهی حفره کرانیال میانی آن بر عهده عصب تری‌ژمینال است.

عصب‌دهی سخت‌شامه مغز توسط سیستم‌های عصبی مختلف و به صورت منطقه‌ای انجام می‌شود. این سیستم‌ها شامل شاخه‌های حسی عصب تری‌ژمینال (Trigeminal)، عصب واگ (Vagus) و سه عصب اول نخاعی گردنی (C۱، C۲ و C۳) به همراه الیاف سمپاتیک است. عصب فاسیال (Facial) هیچ‌گونه نقشی در عصب‌دهی حسی به سخت‌شامه ندارد و هرگونه فرضیه در مورد مشارکت عصب فاسیال در عصب‌دهی حسی این پرده‌ها نادرست است.

ناحیه سخت‌شامهاعصاب مسئول عصب‌دهیتأثیر آسیب/علائم
حفره کرانیال میانیعصب تری‌ژمینال (CN V)کاهش حس نشان‌دهنده آسیب تری‌ژمینال است
سایر نواحی سخت‌شامهعصب واگ (CN X) و اعصاب نخاعی C۱-C۳تحریک یا کشش پایانه‌های عصبی باعث ایجاد سردرد می‌شود

در این میان، تقسیم‌بندی مناطق عصب‌دهی سخت‌شامه در حفره‌های جمجمه اهمیت بالایی دارد. سخت‌شامه واقع در حفره کرانیال میانی به طور خاص توسط شاخه‌های عصب تری‌ژمینال عصب‌دهی می‌شود. به همین دلیل، کاهش یا از دست رفتن حس عمومی سخت‌شامه در حفره کرانیال میانی نشان‌دهنده آسیب یا اختلال در مسیر عصب تری‌ژمینال است و ارتباطی با عصب واگ ندارد؛ زیرا عصب واگ مسئولیت عصب‌دهی به بخش‌های متفاوتی از سخت‌شامه را بر عهده دارد. شناخت این جزئیات آناتومیک به پزشکان در افتراق بالینی آسیب‌های اعصاب کرانیال کمک فراوانی می‌کند.

این الگوی توزیع اعصاب حسی به این معناست که بخش‌های مختلف سخت‌شامه به پیام‌های درد از منشأهای مختلف پاسخ می‌دهند. برای مثال، در حالی که تری‌ژمینال مسئول بخش‌های میانی و جلویی است، اعصاب واگ و نخاعی گردنی C۱، C۲ و C۳ بخش‌های خلفی سخت‌شامه را پوشش می‌دهند. این عصب‌دهی گسترده و حساسیت شدید به تغییر شکل مکانیکی یا کشش، توجیه‌کننده دردهای ارجاعی و سردردهای متنوعی است که در زمان تحریک پرده‌های مغزی بروز می‌کنند. بنابراین، وجود پایانه‌های حسی متعدد در لایه‌های مختلف سخت‌شامه نقشی اساسی در درک درد دارد.

واژگان کلیدی

سخت‌شامه
لایه خارجی پرده‌های مننژ مغز که دارای پایانه‌های عصبی حسی فراوان و حساس به کشش و تغییرات فشار است.
حفره کرانیال میانی
بخشی از کف جمجمه که سخت‌شامه پوشاننده آن منحصراً توسط شاخه‌های عصب تری‌ژمینال عصب‌دهی حسی می‌شود.
اعصاب نخاعی C۱-C۳
سه عصب اول نخاعی گردنی که به همراه اعصاب تری‌ژمینال و واگ در عصب‌دهی حسی سخت‌شامه مشارکت دارند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه مبنی بر این که سخت‌شامه فاقد پایانه حسی بوده و به درد یا کشش حساس نیست؛ سخت‌شامه دارای گیرنده‌های فراوانی است که تحریک کششی آن‌ها سردرد ایجاد می‌کند.
  • اعتقاد به این که عصب فاسیال یکی از اعصاب مسئول عصب‌دهی حسی سخت‌شامه مغز است؛ عصب فاسیال هیچ نقشی در عصب‌دهی سخت‌شامه ندارد.
  • فرض نادرست این که کاهش حس عمومی سخت‌شامه در حفره کرانیال میانی ناشی از آسیب به عصب واگ است؛ این عصب‌دهی بر عهده عصب تری‌ژمینال است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سخت‌شامه دارای پایانه‌های عصبی حسی متعددی است که به شدت به کشش فیزیکی حساس هستند.
  • تحریک و کشش پایانه‌های عصبی سخت‌شامه یکی از عوامل اصلی بروز سردردهای مننژیال است.
  • عصب‌دهی سخت‌شامه توسط اعصاب تری‌ژمینال، واگ، سه عصب اول نخاعی گردنی و الیاف سمپاتیک انجام می‌شود.
  • سخت‌شامه حفره کرانیال میانی منحصراً توسط عصب تری‌ژمینال عصب‌دهی حسی می‌شود.
  • عصب فاسیال هیچ نقشی در عصب‌دهی حسی سخت‌شامه مغز ایفا نمی‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در طی جراحی‌های مغز و اعصاب، زمانی که بیمار تحت بی‌حسی موضعی بیدار نگه داشته می‌شود (Awake craniotomy)، جراح می‌تواند بافت مغز را بدون اینکه بیمار دردی احساس کند برش دهد؛ زیرا مغز فاقد گیرنده درد است. با این حال، دستکاری یا کشیدن سخت‌شامه می‌تواند درد بسیار شدیدی ایجاد کند، به همین دلیل جراحان باید قبل از هرگونه دستکاری پرده سخت‌شامه، آن را به طور موضعی بی‌حس کنند.

هسته‌ها و مؤلفه‌های عملکردی عصب گلوسوفارنژیال

عصب گلوسوفارنژیال (Glossopharyngeal) یا زوج نهم مغزی، یک عصب کرانیال مختلط با عملکردهای حرکتی، حسی و پاراسمپاتیکی متنوع است. الیاف تشکیل‌دهنده این عصب از هسته‌های متفاوتی در ساقه مغز منشأ می‌گیرند یا به آن‌ها ختم می‌شوند که هر کدام مسئول عملکرد خاصی در ناحیه حلق و دهان هستند.

الیاف حرکتی عصب گلوسوفارنژیال از هسته آمبیگوس، الیاف پاراسمپاتیک آن از هسته بزاقی تحتانی و الیاف آوران رفلکس تهوع از هسته سولیطاریوس منشأ گرفته یا به آن‌ها متصل می‌شوند.

الیاف سوماتیک حرکتی عصب گلوسوفارنژیال که عضلات حلقی را عصب‌دهی می‌کنند، از هسته آمبیگوس (Nucleus ambiguus) مبدأ می‌گیرند. هسته آمبیگوس منشأ اصلی الیاف حرکتی است و در تنظیم رفلکس تهوع به عنوان مسیر حرکتی نقش دارد. برخلاف تصور نادرست، الیاف منتقل‌کننده حس درد و دما در عصب گلوسوفارنژیال با هسته آمبیگوس در ارتباط مستقیم نیستند.

نوع فیبر عصب IXهسته مرتبط در ساقه مغزعملکرد یا رفلکس مرتبط
سوماتیک حرکتیهسته آمبیگوسعصب‌دهی عضلات حلقی
پاراسمپاتیکهسته بزاقی تحتانیترشح غده بزاقی پاروتید
آوران حسی رفلکسهسته سولیطاریوسرفلکس تهوع (Gag reflex)
حس عمومی (درد/دما)هسته نخاعی تری‌ژمینالانتقال حس درد و دمای حلق

الیاف پاراسمپاتیک پیش‌عقده‌ای این عصب که جهت عصب‌دهی ترشحی به غده پاروتید می‌روند، از هسته بزاقی تحتانی (Inferior salivatory nucleus) منشأ می‌گیرند. این هسته مبدأ الیاف ترشحی پاراسمپاتیک عصب نهم است. در بررسی مقایسه‌ای، باید توجه داشت که هسته بزاقی فوقانی (Superior salivatory nucleus) مربوط به عصب فاسیال (CN VII) است و در عصب‌دهی پاراسمپاتیک غده پاروتید توسط عصب نهم نقشی ندارد.

الیاف آوران حسی که مسئول رفلکس تهوع (Gag reflex) هستند، با هسته سولیطاریوس (Solitarius) مرتبط می‌باشند. این الیاف آوران حسی رفلکس تهوع به هسته بزاقی تحتانی نمی‌روند، بلکه به هسته سولیطاریوس متصل می‌شوند تا پاسخ حسی را پردازش کنند.

الیاف آوران مسئول حس عمومی دما و درد در عصب گلوسوفارنژیال با هسته نخاعی تری‌ژمینال در ارتباط هستند. این الیاف درد و دما برخلاف الیاف حرکتی، با هسته آمبیگوس ارتباطی ندارند. بنابراین، ساختار عملکردی عصب گلوسوفارنژیال شامل هسته‌های آمبیگوس (حرکتی)، بزاقی تحتانی (پاراسمپاتیک)، سولیطاریوس (حسی ویژه/رفلکس) و نخاعی تری‌ژمینال (حس عمومی) است و سلامت تک‌تک این ارتباطات هسته‌ای برای حفظ کارکرد حلق و غدد بزاقی ضروری است.

هر یک از این هسته‌ها وظیفه هدایت بخش خاصی از اطلاعات را بر عهده دارند تا عصب نهم بتواند به عنوان یک کل هماهنگ عمل کند. تطابق الیاف حسی دما و درد با هسته نخاعی تری‌ژمینال نشان‌دهنده مسیر مشترک حس عمومی با عصب سه قلو است. همچنین هماهنگی میان هسته سولیطاریوس به عنوان بخش حسی و هسته آمبیگوس به عنوان بخش حرکتی، اساس عملکردی رفلکس‌های محافظتی حلق را تشکیل می‌دهد. در نتیجه، سازمان‌دهی این هسته‌ها ساختار عملکردی بسیار پیچیده و کارآمدی را پدید می‌آورد.

واژگان کلیدی

هسته آمبیگوس
هسته حرکتی در ساقه مغز که منشأ الیاف سوماتیک حرکتی عصب گلوسوفارنژیال برای عضلات حلق است.
هسته بزاقی تحتانی
هسته پاراسمپاتیک عصب گلوسوفارنژیال در ساقه مغز که الیاف پیش‌عقده‌ای ترشحی غده پاروتید را تامین می‌کند.
هسته سولیطاریوس
هسته حسی در ساقه مغز که الیاف آوران رفلکس تهوع عصب گلوسوفارنژیال به آن متصل می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در فرض این که الیاف پاراسمپاتیک عصب گلوسوفارنژیال از هسته بزاقی فوقانی منشأ می‌گیرند؛ هسته بزاقی فوقانی مربوط به عصب فاسیال است و عصب نهم از هسته بزاقی تحتانی منشأ می‌گیرد.
  • تصور نادرست مبنی بر این که الیاف حسی رفلکس تهوع در عصب گلوسوفارنژیال به هسته بزاقی تحتانی ختم می‌شوند؛ این الیاف با هسته سولیطاریوس مرتبط هستند.
  • اعتقاد به ارتباط الیاف حس دما و درد عصب نهم با هسته آمبیگوس؛ این الیاف با هسته نخاعی تری‌ژمینال مرتبط بوده و هسته آمبیگوس منشأ الیاف حرکتی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب گلوسوفارنژیال دارای هسته‌های عملکردی متعددی در ساقه مغز است.
  • الیاف سوماتیک حرکتی این عصب برای عضلات حلقی از هسته آمبیگوس مبدأ می‌گیرند.
  • الیاف پیش‌عقده‌ای پاراسمپاتیک عصب نهم از هسته بزاقی تحتانی منشأ می‌گیرند.
  • الیاف آوران حسی رفلکس تهوع در عصب گلوسوفارنژیال به هسته سولیطاریوس متصل می‌شوند.
  • الیاف انتقال‌دهنده درد و دمای حلق با هسته نخاعی تری‌ژمینال در ارتباط هستند.

نکتهٔ تکمیلی

رفلکس تهوع (Gag reflex) یک مکانیسم دفاعی حیاتی برای جلوگیری از ورود اجسام خارجی به مجاری تنفسی است. در این رفلکس، عصب گلوسوفارنژیال به عنوان مسیر آوران (حسی) عمل کرده و لمس دیواره خلفی حلق را به هسته سولیطاریوس گزارش می‌دهد؛ سپس عصب واگ (CN X) به عنوان مسیر وابران (حرکتی) عمل کرده و باعث انقباض عضلات حلق می‌شود. ارزیابی این رفلکس در بیماران بیهوش یا دچار سکته مغزی برای اطمینان از باز بودن و ایمنی مجرای تنفسی بسیار حیاتی است.

خلاصهٔ درس

رازهای اعصاب سر و گردن را بشناس!

Anatomy · Head and Neck Nerves

ورید ژوگولار و شبکه تریگوئید

  • ژوگولار خارجی: حرکت در عمق عضله پلاتیسما؛ نه عبور از روی آن
  • تشکیل از: پیوند بخش خلفی رترومندیبولار با ورید گوشی خلفی
  • عدم دخالت ورید فاسیال در تشکیل مسیر ورید ژوگولار خارجی
  • شبکه تریگوئید: واقع در حفره اینفراتمپورال و مرتبط با سینوس کاورنوس
  • عبور مجاری ارتباطی شبکه تریگوئید از سوراخ‌های اوال و لاسروم
شبکه تریگوئید (Pterygoid plexus)
ارتباط ورید خارج و داخل جمجمه

نکته: ژوگولار خارجی با حبس نفس یا فریاد زدن، به دلیل افزایش فشار داخل قفسه سینه برجسته و قابل مشاهده می‌شود.

عصب فاسیال و شاخه‌های آن

  • مبدأ عصب فاسیال (VII): شیار بین پل مغزی و بصل‌النخاع در سطح قدامی مغز
  • عصب‌دهی عضلات بیان حالت صورت (مانند عضله ریزوریوس) با ۵ شاخه حرکتی
  • جدایی عصب کوردا تیمپانی در کانال فاسیال؛ نه در گانگلیون زانویی
  • کوردا تیمپانی: حمل حس چشایی ۲/۳ قدامی زبان و تحریک ترشح غدد تحت فکی
  • حس عمومی (درد/حرارت) ۲/۳ قدامی زبان: توسط عصب لینگوال؛ نه کوردا تیمپانی
عصب کوردا تیمپانی (Chorda tympani)
انتقال حس چشایی ۲/۳ قدامی زبان

نکته: التهاب عصب فاسیال در کانال استخوانی فاسیال باعث فلج بل (ضعف ناگهانی یک طرف صورت) می‌شود.

عصب تری‌ژمینال و سخت‌شامه

  • سه‌قلو: افتالمیک (V1) حس پیشانی؛ ماگزیلاری (V2) حس لب بالا و پلک پایین
  • عصب منتال (از تنه خلفی V3): عصب‌دهی حسی لب پایین و چانه؛ نه لب بالا
  • تنه قدامی عصب مندیبولار (V3): عمدتاً حرکتی؛ تنها شاخه حسی آن عصب بوکال
  • سخت‌شامه مغز: دارای پایانه‌های فراوان و حساس به کشش فیزیکی ← مولد سردرد
  • عصب‌دهی سخت‌شامه: حفره میانی با عصب تری‌ژمینال؛ عدم حضور عصب فاسیال
عصب افتالمیک (Ophthalmic)
شاخه اول عصب سه‌قلو و مسئول حس پیشانی

نکته: در awake craniotomy، بافت مغز فاقد گیرنده درد است، اما دستکاری سخت‌شامه درد شدیدی ایجاد می‌کند.

گانگلیون‌های پتریگوپالاتین و اوتیک

  • پتریگوپالاتین: آویزان از عصب ماگزیلاری؛ تحریک غدد اشکی و مخاط بینی/کام
  • عصب پتروزال بزرگ: بدون سیناپس در گانگلیون زانویی ← ورود به پتریگوپالاتین
  • اوتیک: واقع در سمت داخل عصب مندیبولار و اتصال به پتریگوئید داخلی
  • عصب پتروزال کوچک (از IX): هدایت الیاف پیش‌عقده‌ای به گانگلیون اوتیک
  • ترشح غده پاروتید: توسط عصب اوریکولوتمپورال (شاخه‌ای از مندیبولار)
عصب پتروزال کوچک (Lesser petrosal)
فیبر پیش‌عقده‌ای گانگلیون اوتیک

نکته: در سندرم اشک تمساح، ترمیم اشتباه الیاف غدد تحت فکی به سمت غده اشکی باعث اشک‌ریزش هنگام غذا خوردن می‌شود.

عصب گلوسوفارنژیال و هسته‌ها

  • عصب گلوسوفارنژیال (IX): دارای عملکرد حرکتی، حسی و پاراسمپاتیک در ساقه مغز
  • الیاف سوماتیک حرکتی حلق: مبدأ از هسته آمبیگوس؛ نه مرتبط با حس درد و دما
  • پاراسمپاتیک عصب نهم: مبدأ از هسته بزاقی تحتانی؛ نه هسته بزاقی فوقانی
  • مسیر آوران رفلکس تهوع: ختم به هسته سولیطاریوس؛ نه هسته بزاقی تحتانی
  • حس عمومی (درد/دما) حلق: مرتبط با هسته نخاعی تری‌ژمینال؛ نه هسته آمبیگوس
هسته آمبیگوس (Ambiguus)
منشأ الیاف حرکتی عصب گلوسوفارنژیال برای حلق

نکته: در رفلکس تهوع، عصب گلوسوفارنژیال مسیر آوران (حسی) و عصب واگ مسیر وابران (حرکتی) را تشکیل می‌دهد.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • ورید ژوگولار خارجی در عمق عضله پلاتیسما قرار دارد، نه روی آن
  • حس عمومی ۲/۳ قدامی زبان توسط عصب لینگوال منتقل می‌شود، نه کوردا تیمپانی
  • عصب پتروزال کوچک شاخه‌ای از عصب گلوسوفارنژیال است، نه عصب فاسیال
  • بلوک عصب ماگزیلاری باعث بی‌حسی لب بالا و پلک پایین می‌شود، نه لب پایین
  • کاهش حس سخت‌شامه حفره میانی ناشی از آسیب عصب تری‌ژمینال است، نه عصب واگ
  • الیاف پاراسمپاتیک عصب نهم از هسته بزاقی تحتانی منشأ می‌گیرد، نه فوقانی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در پاتوفیزیولوژی افزایش فشار داخل جمجمه‌ای و فلج عضلات بیانی صورت، عصب‌دهی حرکتی عضله ریزوریوس، مسیرهای حسی سخت‌شامه و عامل بروز سردرد ناشی از کشش مننژ چگونه ارزیابی می‌شود؟

  1. عصب‌دهی حرکتی عضله ریزوریوس توسط عصب فاسیال انجام می‌شود؛ سخت‌شامه مغز توسط شاخه‌های عصب تری‌ژمینال، واگ و سه عصب اول نخاعی گردنی عصب‌دهی می‌شود و کشش سخت‌شامه مغز به دلیل پایانه‌های عصبی فراوان آن باعث ایجاد سردرد می‌شود.
  2. عضله ریزوریوس توسط عصب مندیبولار عصب‌دهی حرکتی می‌شود؛ سخت‌شامه مغز توسط شاخه‌های عصب تری‌ژمینال، واگ و سه عصب اول نخاعی گردنی عصب‌دهی می‌شود و کشش سخت‌شامه مغز به دلیل پایانه‌های عصبی فراوان آن باعث ایجاد سردرد می‌شود.
  3. عصب‌دهی حرکتی عضله ریزوریوس توسط عصب فاسیال انجام می‌شود؛ عصب فاسیال یکی از اعصاب اصلی مسئول عصب‌دهی حسی به سخت‌شامه مغز است و کشش سخت‌شامه مغز به دلیل پایانه‌های عصبی فراوان آن باعث ایجاد سردرد می‌شود.
  4. عضله ریزوریوس توسط عصب مندیبولار عصب‌دهی حرکتی می‌شود؛ سخت‌شامه مغز توسط شاخه‌های عصب تری‌ژمینال، واگ و سه عصب اول نخاعی گردنی عصب‌دهی می‌شود و سخت‌شامه مغز فاقد هرگونه پایانه عصبی حسی بوده و به کشش یا درد حساس نمی‌باشد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

گزینه ۱ درست است. عضله ریزوریوس (بیان‌کننده حالت صورت) توسط عصب فاسیال عصب‌دهی حرکتی می‌شود. عصب‌دهی سخت‌شامه بر عهده عصب تری‌ژمینال، واگ و سه عصب اول نخاعی گردنی است. کشش سخت‌شامه به دلیل وجود پایانه‌های عصبی فراوان در آن سبب سردرد می‌گردد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۲: عضله ریزوریوس توسط عصب فاسیال عصب‌دهی حرکتی می‌شود، نه عصب مندیبولار (که عضلات جونده را عصب‌دهی می‌کند). گزینه ۳: عصب فاسیال در عصب‌دهی به سخت‌شامه نقشی ندارد. گزینه ۴: عضله ریزوریوس توسط عصب فاسیال عصب‌دهی می‌شود و سخت‌شامه دارای پایانه‌های عصبی فراوان و حساس به کشش است.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی