حلق و کام

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

آناتومی و مجاورات غده بزاقی زیرفکی

ساختار آناتومیک غده زیرفکی

غده بزاقی زیرفکی یا Submandibular یکی از غدد بزاقی اصلی بدن است که در مثلث زیرفکی گردن قرار دارد. این غده به وسیله عضله Mylohyoid به دو بخش سطحی و عمقی تقسیم می‌شود. بخش سطحی بزرگ‌تر بوده و در خارج عضله مایلوهایوئید قرار دارد، در حالی که بخش عمقی کوچک‌تر است و در سطح داخلی این عضله و در کف دهان واقع شده است. شناخت مرزها و نحوه تقسیم غده زیرفکی برای جراحان اهمیت بسزایی دارد تا از آسیب به عروق و اعصاب مجاور جلوگیری کنند.

عضله Mylohyoid غده Submandibular را به دو بخش سطحی و عمقی تقسیم می‌کند و عصب Lingual در مجاورت خارجی مجرای این غده قرار دارد.

مجاورات عصبی غده و مجرای آن

بخش عمقی غده زیرفکی مجاورات بسیار مهمی با اعصاب جمجمه‌ای دارد. عصب Lingual (شاخه عصب سه‌قلو) در حفره دهان بالاتر از بخش عمقی غده قرار گرفته است. این عصب در مسیر خود، مجرای غده زیرفکی را دور می‌زند؛ به این صورت که ابتدا در سمت خارج مجرا قرار دارد، سپس از زیر آن عبور کرده و در نهایت به سمت داخل می‌رود تا به زبان برسد. از سوی دیگر، عصب Hypoglossal (عصب زوج ۱۲) در مجاورت تحتانی بخش عمقی غده قرار گرفته است. این رابطه تحتانی بدین معناست که در حین جراحی برداشتن غده زیرفکی، عصب هایپوگلوسال در معرض آسیب جدی قرار دارد و جراح باید با دقت فراوان این ناحیه را تشریح کند.

عصب موقعیت نسبی رابطه با مجرا
Lingual فوقانی مجاورت خارجی (دور زدن مجرا)
Hypoglossal تحتانی عدم ارتباط مستقیم

عصب‌دهی ترشحی غده

عصب‌دهی پاراسمپاتیک ترشحی (Secretomotor) برای غدد بزاقی زیرفکی (Submandibular) و زیرزبانی (Sublingual) داستان متفاوتی از پاروتید دارد. فیبرهای پاراسمپاتیک پیش‌گانگلیونی این غدد از هسته بزاقی فوقانی (Superior salivatory nucleus) در پل مغزی منشأ می‌گیرند. این فیبرها سپس وارد شاخه Chorda tympani از عصب صورتی (زوج ۷) شده و به عصب Lingual می‌پیوندند تا در نهایت در گانگلیون زیرفکی سیناپس کنند. بنابراین، هسته بزاقی تحتانی نقشی در این مسیر ندارد و مخصوص غده پاروتید است.

واژگان کلیدی

غده Submandibular
یکی از غدد بزاقی اصلی بدن واقع در مثلث زیرفکی گردن که توسط عضله مایلوهایوئید به دو بخش سطحی و عمقی تقسیم می‌شود.
عصب Lingual
شاخه‌ای از عصب مندیبولار که بالاتر از بخش عمقی غده زیرفکی قرار داشته و مجرای آن را از سمت خارج دور می‌زند.
عصب Hypoglossal
عصب زوج دوازده مغزی که در مجاورت تحتانی بخش عمقی غده زیرفکی قرار دارد و حین جراحی این ناحیه ممکن است آسیب ببیند.
هسته بزاقی فوقانی
هسته پاراسمپاتیک در پل مغزی که فیبرهای ترشحی غدد زیرفکی و زیرزبانی از آن منشأ می‌گیرند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مبدأ فیبرهای پاراسمپاتیک غدد زیرفکی و زیرزبانی و فرض منشأ گرفتن آن‌ها از هسته بزاقی تحتانی (در حالی که از هسته فوقانی منشأ می‌گیرند).
  • تصور اینکه عصب هایپوگلوسال در مجاورت فوقانی بخش عمقی غده قرار دارد (این عصب در مجاورت تحتانی قرار دارد و به همین دلیل در جراحی در معرض آسیب است).
  • اشتباه گرفتن عصب دور زننده مجرای غده زیرفکی؛ این عصب Lingual است که مجرا را دور می‌زند، نه عصب Hypoglossal.

جمع‌بندی این مفهوم

  • غده بزاقی Submandibular توسط عضله Mylohyoid به دو بخش سطحی و عمقی تقسیم می‌شود.
  • عصب Lingual در مجاورت فوقانی بخش عمقی غده قرار گرفته و از سمت خارج مجرای آن عبور می‌کند.
  • عصب Hypoglossal در مجاورت تحتانی بخش عمقی غده قرار دارد و در جراحی برداشتن غده در معرض آسیب است.
  • فیبرهای پاراسمپاتیک غدد Submandibular و Sublingual از هسته بزاقی فوقانی منشأ می‌گیرند.
  • این فیبرهای پاراسمپاتیک از طریق شاخه Chorda tympani عصب صورتی (زوج ۷) منتقل می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مسیر طولانی و صعودی مجرای غده زیرفکی (مجرای وارتون) به همراه غلظت بالای کلسیم و ماهیت قلیایی بزاق این غده، آن را به مستعدترین غده برای تشکیل سنگ‌های بزاقی (Sialolithiasis) تبدیل می‌کند. در جراحی‌های خارج کردن این سنگ‌ها از کف دهان، جراحان باید عصب Lingual را که دقیقاً در زیر مجرا حرکت دورانی دارد شناسایی کنند تا از بی‌حسی دائمی زبان بیمار جلوگیری شود.

آناتومی و ساختارهای حلق بینی (Nasopharynx)

آناتومی حلق بینی و مرزهای آن

حلق بینی یا Nasopharynx بالاترین بخش حلق است که در پشت حفره بینی و بالای کام نرم قرار گرفته است. این فضا به عنوان بخشی از مسیر تنفسی عمل می‌کند و ساختارهای لنفاوی و مکانیکی مهمی را در خود جای داده است. مخاط حلق بینی به طور کامل توسط شاخه Maxillary (شاخه V۲ عصب سه‌قلو یا زوج ۵) عصب‌دهی حسی می‌شود. این عصب‌دهی شامل حس عمومی لوزه حلقی و مخاط اطراف دهانه شیپور استاش است که نقشی حیاتی در انتقال پیام‌های حسی این ناحیه ایفا می‌کند.

لوزه حلقی و بن‌بست حلقی در Nasopharynx قرار دارند و حس مخاط آن توسط شاخه Maxillary (زوج ۵) تأمین می‌شود.

ساختارهای دیواره طرفی و سقف حلق بینی

در سقف و دیواره خلفی حلق بینی، تجمع بافت لنفاوی به نام لوزه حلقی یا Pharyngeal tonsil قرار دارد. در دیواره طرفی حلق بینی، دهانه حلقی شیپور استاش (Auditory tube) واقع شده است که گوش میانی را به حلق متصل می‌کند. در بالای این دهانه، یک برجستگی مخاطی به نام برآمدگی لوله‌ای یا Torus tubarius دیده می‌شود. همچنین در حد تحتانی مدخل شیپور استاش، برآمدگی دیگری به نام توروس لواتوریوس (Torus levatorius) وجود دارد که در اثر عبور عضله Levator veli palatini (بالابرنده پرده کام) ایجاد می‌شود. در پشت برآمدگی لوله‌ای نیز یک فرو رفتگی عمیق به نام بن‌بست حلقی یا Pharyngeal recess قرار دارد که ساختاری کاملاً متعلق به حلق بینی است.

برای مثال، هنگام بلع یا خمیازه کشیدن، انقباض عضله Salpingopharyngeus دهانه شیپور استاش را باز می‌کند تا فشار هوا بین گوش میانی و حلق بینی متعادل شود.

عضله سالپینگوفارنژیوس و تهویه گوش

عضله Salpingopharyngeus یکی از عضلات طولی حلق است که از بخش غضروفی شیپور استاش منشا می‌گیرد و به سمت پایین می‌رود. وظیفه اصلی این عضله در هنگام بلع این است که دهانه حلقی شیپور استاش را باز کند. این عمل به هوا اجازه می‌دهد تا وارد گوش میانی شود و فشار دو طرف پرده صماخ را متعادل سازد. انقباض نامناسب این عضله یا انسداد دهانه لوله می‌تواند منجر به مشکلات شنوایی و احساس گرفتگی در گوش شود.

واژگان کلیدی

Nasopharynx
بالاترین بخش حلق که در پشت حفره بینی و بالای کام نرم قرار گرفته و به عنوان مسیر تنفسی عمل می‌کند.
Torus Tubarius
برآمدگی مخاطی در حلق بینی که مرز فوقانی دهانه شیپور استاش را تشکیل می‌دهد.
Torus Levatorius
برآمدگی مخاطی در حد تحتانی مدخل شیپور استاش که ناشی از برجستگی عضله Levator veli palatini است.
عضله Salpingopharyngeus
عضله‌ای طولی در حلق که در هنگام بلع منقبض شده و دهانه شیپور استاش را باز می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • قراردادن لوزه حلقی (Pharyngeal tonsil) یا بن‌بست حلقی (Pharyngeal recess) در حلق دهانی (Oropharynx) به جای حلق بینی (Nasopharynx).
  • تصور اینکه عضله Salpingopharyngeus دهانه شیپور استاش را در حین بلع می‌بندد (در حالی که انقباض آن دهانه را باز می‌کند).
  • فرض اینکه حس عمومی مخاط حلق بینی توسط عصب گلوسوفارنژیال تامین می‌شود (حس این ناحیه بر عهده شاخه Maxillary عصب سه‌قلو است).

جمع‌بندی این مفهوم

  • حلق بینی (Nasopharynx) بالاترین بخش حلق است که در پشت حفره بینی قرار دارد.
  • لوزه حلقی در سقف حلق بینی و برآمدگی لوله‌ای (Torus tubarius) در بالای دهانه شیپور استاش قرار دارد.
  • توروس لواتوریوس در حد تحتانی دهانه شیپور استاش توسط عضله Levator veli palatini ایجاد می‌شود.
  • عضله Salpingopharyngeus هنگام بلع فعال شده و دهانه شیپور استاش را باز می‌کند.
  • عصب‌دهی حسی مخاط حلق بینی توسط شاخه Maxillary (شاخه V۲ عصب زوج ۵) انجام می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

لوزه حلقی زمانی که در کودکان بیش از حد بزرگ می‌شود، به عنوان «آدنوئید» یا لوزه سوم شناخته می‌شود. این تورم می‌تواند راه تنفس بینی را کاملاً مسدود کند و کودک را مجبور به تنفس دهانی مداوم نماید. تنفس دهانی مزمن در سنین رشد می‌تواند به تغییر فرم استخوان‌های صورت و فک منجر شود که در پزشکی به آن «چهره آدنوئیدی» می‌گویند. همچنین انسداد شیپور استاش در این حالت می‌تواند باعث تجمع مایع در گوش میانی و کاهش شنوایی شود.

آناتومی حلق دهانی، حلق حنجره‌ای و لوزه‌ها

آناتومی حلق دهانی و لوزه کامی

حلق دهانی یا Oropharynx بخش میانی حلق است که در پشت حفره دهان قرار دارد. مرز فوقانی آن کام نرم و مرز تحتانی آن لبه فوقانی اپی‌گلوت است. کف حلق دهانی توسط یک‌سوم خلفی زبان و فضای بین زبان و اپی‌گلوت که والکولا (Vallecula) نامیده می‌شود، شکل می‌گیرد. لوزه کامی یا Palatine tonsil که تجمعی از بافت لنفاوی است، در دیواره طرفی حلق دهانی و درون حفره لوزه‌ای قرار دارد. این حفره بین دو چین مخاطی واقع شده است: چین پالاتوگلوسال (Palatoglossal fold) در جلو و چین پالاتوفارنژیال (Palatopharyngeal fold) در عقب. چین پالاتوگلوسال حد قدامی حفره لوزه‌ای را ساخته و مرز خلفی دهان حقیقی را مشخص می‌کند.

لوزه کامی بین قوس‌های پالاتوگلوسال و پالاتوفارنژیال قرار دارد و عصب Glossopharyngeal در مجاورت خارجی آن، آوران رفلکس گگ است.

خون‌رسانی و عصب‌دهی لوزه کامی

خون‌رسانی اصلی لوزه کامی توسط شاخه لوزه‌ای شریان Facial تامین می‌شود. این شریان برای رسیدن به لوزه باید عضله Superior constrictor (تنگ‌کننده فوقانی حلق) را سوراخ کند. عصب‌دهی حسی حلق دهانی و لوزه کامی بر عهده عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) است. این عصب در مجاورت سطح خارجی (نه داخلی) لوزه کامی عبور می‌کند. به دلیل همین مجاورت، عصب زوج ۹ پیام‌های حسی این ناحیه از جمله پیام آوران رفلکس گگ (Gag reflex) را منتقل می‌کند.

بخش حلق عصب‌دهی حسی ساختار مرتبط
Nasopharynx Maxillary (V۲) لوزه حلقی
Oropharynx Glossopharyngeal لوزه کامی
Laryngopharynx Internal laryngeal حفره پیریفورم

آناتومی حلق حنجره‌ای و حفره پیریفورم

حلق حنجره‌ای یا Laryngopharynx پایین‌ترین بخش حلق است که در پشت حنجره قرار دارد. در طرفین ورودی حنجره، فرورفتگی‌های گلابی‌شکلی به نام حفره پیریفورم یا Piriformis fossa وجود دارد. مرز داخلی این حفره توسط چین آری‌اپی‌گلوتیک (Aryepiglottic fold) و مرز خارجی آن توسط غضروف Thyroid محدود می‌شود. حس مخاط حلق حنجره‌ای و حفره پیریفورم توسط شاخه حنجره‌ای داخلی عصب واگ (Internal laryngeal nerve) تامین می‌شود که با سوراخ کردن غشای تیروهایوئید وارد این ناحیه می‌گردد.

واژگان کلیدی

Palatine Tonsil
لوزه کامی واقع در حلق دهانی در فضای بین قوس پالاتوگلوسال در جلو و قوس پالاتوفارنژیال در عقب.
چین پالاتوگلوسال
چین مخاطی پوشاننده عضله‌ای به همین نام که مرز خلفی دهان حقیقی و مرز قدامی حفره لوزه‌ای را می‌سازد.
Piriformis Fossa
فرورفتگی مخاطی در طرفین ورودی حنجره در حلق حنجره‌ای که بین چین آری‌اپی‌گلوتیک و غضروف تیروئید قرار دارد.
عصب حنجره‌ای داخلی
شاخه‌ای از عصب واگ که حس غشای مخاطی حلق حنجره‌ای و حفره پیریفورم را تامین می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه لوزه کامی بین چین پالاتوگلوسال و سالپینگوفارنژیال قرار گرفته است (لوزه بین پالاتوگلوسال و پالاتوفارنژیال قرار دارد).
  • اشتباه در موقعیت عصب گلوسوفارنژیال و فرض قرارگیری آن در مجاورت داخلی لوزه کامی (این عصب در مجاورت خارجی لوزه قرار دارد).
  • قرار دادن حفره پیریفورم در حلق بینی (این حفره در طرفین ورودی حنجره و در حلق حنجره‌ای قرار دارد).

جمع‌بندی این مفهوم

  • کف حلق دهانی توسط یک‌سوم خلفی زبان و فضای بین زبان و اپی‌گلوت (والکولا) تشکیل می‌شود.
  • لوزه کامی در میان قوس‌های پالاتوگلوسال (قدامی) و پالاتوفارنژیال (خلفی) در حلق دهانی قرار دارد.
  • خونرسانی اصلی لوزه توسط شاخه لوزه‌ای شریان Facial با سوراخ کردن عضله Superior constrictor انجام می‌شود.
  • عصب Glossopharyngeal در سطح خارجی لوزه کامی قرار داشته و مسئول حس حلق دهانی و رفلکس گگ است.
  • حفره پیریفورم در حلق حنجره‌ای بین چین آری‌اپی‌گلوتیک (داخلی) و غضروف تیروئید (خارجی) واقع شده است.

نکتهٔ تکمیلی

حفره پیریفورم در پزشکی بالینی به عنوان «گیراندازنده اجسام خارجی» معروف است. استخوان‌های کوچک ماهی یا پوسته‌های سخت غذا معمولاً در این بن‌بست مخاطی گیر می‌افتند. تلاش برای خارج کردن این اجسام باید با احتیاط کامل صورت گیرد، زیرا عصب حنجره‌ای داخلی (Internal laryngeal nerve) دقیقاً در زیر مخاط نازک این حفره حرکت می‌کند و آسیب به آن می‌تواند حس فوقانی حنجره را مختل کرده و خطر ورود غذا به مجرای تنفسی (Aspiration) را به شدت افزایش دهد.

عضلات تنگ‌کننده حلق و شکاف‌های بین آن‌ها

عضلات تنگ‌کننده حلق و رباط تریگومندیبولار

دیواره حلق عمدتاً از سه عضله تنگ‌کننده هم‌پوشان تشکیل شده است: تنگ‌کننده فوقانی، میانی و تحتانی. عضله تنگ‌کننده فوقانی (Superior constrictor) در قدام به سطح خلفی رباط Pterygomandibular متصل می‌شود، در حالی که عضله Buccinator به سطح قدامی این رباط می‌چسبد. رباط تریگومندیبولار به عنوان یک باند وتری، زائده قلابی (Hamulus) صفحه پتریگوئید داخلی را به انتهای خلفی خط مایلوهایوئید روی مندیبل متصل می‌کند. عضله تنگ‌کننده میانی (Middle constrictor) از بخش تحتانی رباط Stylohyoid و شاخ‌های بزرگ و کوچک استخوان Hyoid منشا می‌گیرد. عضله تنگ‌کننده تحتانی (Inferior constrictor) نیز از خط مایل غضروف Thyroid و قوس غضروف Cricoid منشا می‌گیرد؛ این عضله بر خلاف عضله Stylopharyngeus که از زائده استیلوئید منشا می‌گیرد، به غضروف کریکوئید متصل است.

رباط Pterygomandibular مرز اتصال دو عضله است: عضله Buccinator در جلو و عضله Superior constrictor در عقب به آن می‌چسبند.

شکاف‌های حلقی فوقانی

در دیواره حلق، شکاف‌هایی بین عضلات وجود دارد که مسیر عبور ساختارهای حیاتی هستند. از شکاف بالای عضله تنگ‌کننده فوقانی (بین قاعده جمجمه و این عضله)، مجرای شیپور استاش (Auditory tube) و عضله Levator veli palatini عبور می‌کنند. در شکاف بعدی، یعنی بین عضلات تنگ‌کننده فوقانی و میانی، عضله Stylopharyngeus و عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) عبور کرده و وارد حلق می‌شوند تا وظایف حرکتی و حسی خود را ایفا کنند.

شکاف حلقی محتویات کلیدی
بالای فوقانی شیپور استاش و عضله Levator veli palatini
بین فوقانی و میانی عضله Stylopharyngeus و عصب Glossopharyngeal
بین میانی و تحتانی شریان حنجره‌ای فوقانی و عصب Internal laryngeal
زیر تحتانی عصب Recurrent laryngeal و عروق حنجره‌ای تحتانی

شکاف‌های حلقی تحتانی

در بخش‌های پایین‌تر، عناصر دیگری از شکاف‌ها عبور می‌کنند. از شکاف بین عضلات تنگ‌کننده میانی و تحتانی، شریان حنجره‌ای فوقانی (Superior laryngeal artery) و شاخه داخلی عصب حنجره‌ای فوقانی (Internal laryngeal nerve) عبور می‌کنند تا وارد حنجره شوند. در نهایت، عصب حنجره‌ای راجعه (Recurrent laryngeal nerve) به همراه عروق حنجره‌ای تحتانی از زیر مرز تحتانی عضله تنگ‌کننده تحتانی حلق صعود کرده و وارد بخش‌های پایینی حنجره می‌شوند.

واژگان کلیدی

رباط Pterygomandibular
رباطی که زائده هامولوس پتریگوئید داخلی را به بخش خلفی خط مایلوهایوئید مندیبل متصل کرده و محل اتصال Buccinator و Superior constrictor است.
عضله Inferior Constrictor
عضله تنگ‌کننده تحتانی حلق که از خط مایل غضروف تیروئید و قوس غضروف کریکوئید منشا می‌گیرد.
عصب حنجره‌ای راجعه
عصبی که از زیر مرز تحتانی عضله تنگ‌کننده تحتانی صعود کرده و به حنجره می‌رود.
عصب Glossopharyngeal
عصب زوج ۹ مغزی که به همراه عضله Stylopharyngeus از شکاف بین تنگ‌کننده فوقانی و میانی عبور می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • فرضیه نادرست مبنی بر اینکه عضله تنگ‌کننده میانی از غضروف تیروئید منشا می‌گیرد (این عضله از رباط Stylohyoid و استخوان Hyoid منشأ می‌گیرد).
  • اشتباه گرفتن محتویات شکاف بین تنگ‌کننده میانی و تحتانی و تصور عبور عصب راجعه از آن (عصب راجعه از زیر عضله تحتانی عبور می‌کند و عصب حنجره‌ای داخلی در این شکاف قرار دارد).
  • اشتباه در مبدا رباط Pterygomandibular نظیر اتصال آن به پتریگوئید خارجی یا بخش قدامی خط مایلوهایوئید (این رباط به پتریگوئید داخلی و بخش خلفی خط مایلوهایوئید متصل است).

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات تنگ‌کننده حلق (فوقانی، میانی و تحتانی) دیواره خلفی و طرفی حلق را تشکیل می‌دهند.
  • رباط Pterygomandibular صفحه پتریگوئید داخلی را به بخش خلفی خط مایلوهایوئید متصل کرده و محل چسبندگی عضلات Buccinator و Superior constrictor است.
  • عضله تنگ‌کننده میانی از استخوان Hyoid و رباط Stylohyoid منشا می‌گیرد، در حالی که تنگ‌کننده تحتانی به غضروف‌های Thyroid و Cricoid متصل است.
  • شیپور استاش و Levator veli palatini از بالای عضله فوقانی، و عصب زوج ۹ و عضله Stylopharyngeus از شکاف بین فوقانی و میانی عبور می‌کنند.
  • شکاف بین میانی و تحتانی حاوی عصب Internal laryngeal است، در حالی که عصب Recurrent laryngeal از زیر عضله تحتانی صعود می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

در جراحی‌های غده تیروئید، یکی از حیاتی‌ترین مراحل جراحی، شناسایی و حفظ عصب حنجره‌ای راجعه (Recurrent Laryngeal Nerve) است. این عصب به علت مسیر صعودی و نزدیکش به قطب تحتانی تیروئید و عبورش از زیر عضله تنگ‌کننده تحتانی حلق، مستعد آسیب است. هرگونه کشش یا بریدگی این عصب باعث فلج طناب‌های صوتی می‌شود. اگر آسیب یک‌طرفه باشد بیمار دچار گرفتگی شدید صدا (Hoarseness) می‌شود و اگر دوطرفه باشد، طناب‌های صوتی بسته شده و بیمار دچار تنگی نفس شدید اورژانسی می‌گردد.

شبکه حلقی و اعصاب جمجمه‌ای مرتبط

شبکه حلقی و سازمان‌دهی عصب‌دهی حلق

بخش عمده عصب‌دهی حسی و حرکتی حلق از طریق یک شبکه عصبی به نام شبکه حلقی یا Pharyngeal plexus صورت می‌گیرد که روی دیواره حلق (به ویژه عضله تنگ‌کننده میانی) قرار دارد. این شبکه از سه منبع اصلی تشکیل شده است: شاخه‌های حلقی عصب واگ (زوج ۱۰) که الیاف حرکتی را تامین می‌کنند، شاخه‌های حلقی عصب گلوسوفارنژیال (زوج ۹) که حس مخاط را بر عهده دارند، و فیبرهای سمپاتیک پس‌گانگلیونی که از گانگلیون گردنی فوقانی منشعب می‌شوند. تقریباً تمامی عضلات حلق عصب‌دهی حرکتی خود را از شبکه حلقی دریافت می‌کنند؛ با این حال، یک استثنای بسیار مهم وجود دارد که در آزمون‌ها مورد توجه است.

تمام عضلات حلق توسط شبکه حلقی (عصب واگ) عصب‌دهی می‌شوند؛ تنها استثنا عضله Stylopharyngeus است که توسط عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) عصب‌دهی می‌شود.

عضله استایلوفارنژیوس و استثنای حرکتی عصب زوج ۹

عضله Stylopharyngeus تنها عضله حلق است که از شبکه حلقی عصب نمی‌گیرد. این عضله مستقیماً و به طور اختصاصی توسط عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) عصب‌دهی حرکتی می‌شود. عصب گلوسوفارنژیال علاوه بر این وظیفه حرکتی تک و خاص، وظیفه حس عمومی یک‌سوم خلفی زبان و مخاط حلق دهانی را نیز بر عهده دارد. با این حال، این عصب هیچ‌گونه شاخه حرکتی به عضله استایلوگلوسوس (عضله زبان) نمی‌دهد، زیرا این عضله متعلق به زبان بوده و توسط عصب هایپوگلوسال عصب‌دهی می‌شود.

عضله استیلوئید عصب‌دهی ساختار هدف
Stylopharyngeus Glossopharyngeal (زوج ۹) دیواره حلق
Stylohyoid Facial (زوج ۷) استخوان هایوئید
Styloglossus Hypoglossal (زوج ۱۲) زبان

عضلات متصل به زائده استیلوئید و عصب‌دهی آن‌ها

سه عضله مهم از زائده استیلوئید (Styloid process) منشا می‌گیرند که هر کدام توسط یکی از اعصاب مغزی متفاوت عصب‌دهی می‌شوند: عضله Stylopharyngeus توسط عصب زوج ۹، عضله Stylohyoid توسط عصب زوج ۷ (عصب صورتی) و عضله Styloglossus توسط عصب زوج ۱۲ (عصب هایپوگلوسال). توجه به این عضلات و اعصاب آن‌ها بسیار مهم است؛ برای مثال عصب زوج ۱۲ منحصراً به عضلات زبان مثل استایلوگلوسوس عصب می‌دهد و نقشی در عصب‌دهی استایلوهایوئید ندارد.

واژگان کلیدی

Pharyngeal Plexus
شبکه عصبی روی دیواره حلق متشکل از اعصاب واگ، گلوسوفارنژیال و فیبرهای سمپاتیک گردنی فوقانی.
عضله Stylopharyngeus
تنها عضله حلق که مستقیماً توسط عصب گلوسوفارنژیال (زوج ۹) عصب‌دهی می‌شود و نه شبکه حلقی.
عضله Stylohyoid
عضله‌ای فوق لامی که از زائده استیلوئید منشا گرفته و توسط عصب صورتی (زوج ۷) عصب‌دهی می‌شود.
عضله Styloglossus
عضله‌ای خارجی برای زبان که از زائده استیلوئید منشا گرفته و توسط عصب هایپوگلوسال (زوج ۱۲) عصب‌دهی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه همه عضلات حلق بدون استثنا از شبکه حلقی عصب‌دهی می‌شوند (عضله Stylopharyngeus استثنا است و از زوج ۹ عصب می‌گیرد).
  • عصب‌دهی نادرست عضله Stylohyoid توسط عصب هایپوگلوسال (این عضله توسط عصب صورتی عصب‌دهی می‌شود).
  • فرض اینکه عصب گلوسوفارنژیال به عضله استایلوگلوسوس نیز شاخه حرکتی می‌دهد (استایلوگلوسوس توسط عصب ۱۲ عصب‌دهی می‌شود).

جمع‌بندی این مفهوم

  • شبکه حلقی (Pharyngeal plexus) از شاخه‌های عصب واگ (حرکتی)، گلوسوفارنژیال (حسی) و فیبرهای سمپاتیک تشکیل شده است.
  • تمامی عضلات حلق به جز Stylopharyngeus از طریق شبکه حلقی (زوج ۱۰) عصب‌دهی حرکتی می‌شوند.
  • سه عضله متصل به زائده استیلوئید یعنی Stylopharyngeus، Stylohyoid و Styloglossus به ترتیب توسط اعصاب ۹، ۷ و ۱۲ عصب‌دهی می‌شوند.
  • عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) حس یک‌سوم خلفی زبان را تامین کرده و به Stylopharyngeus عصب‌دهی حرکتی می‌کند اما به Styloglossus عصب نمی‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

سندرم ایگل (Eagle's Syndrome) یک اختلال نادر آناتومیکی است که به دلیل رشد بیش از حد و طویل شدن زائده استیلوئید جمجمه یا آهکی شدن رباط استایلوهایوئید رخ می‌دهد. این افزایش طول می‌تواند به اعصاب و عروق مجاور از جمله عصب گلوسوفارنژیال (زوج ۹) فشار وارد کند. بیماران مبتلا معمولاً از دردهای مبهم اما شدید در ناحیه گلو در هنگام بلع یا چرخاندن سر شکایت دارند که به سمت گوش منتشر می‌شود و این درد ناشی از تحریک عصب زوج ۹ در مجاورت عضلات استیلوئید است.

آناتومی و عصب‌دهی عضلات کام نرم

عضلات کام نرم و ارتباط با شیپور استاش

کام نرم ساختاری ماهیچه‌ای-غشایی است که عضلات مختلفی در عملکرد آن و همچنین باز کردن لوله شنوایی (شیپور استاش) دخیل هستند. عضله کشنده پرده کام یا Tensor veli palatini و عضله بالابرنده پرده کام یا Levator veli palatini هر دو دارای فیبرهایی هستند که از غضروف شیپور استاش منشا می‌گیرند. انقباض هم‌زمان این دو عضله در هنگام بلع باعث باز شدن مجرای شیپور استاش می‌شود. علاوه بر این دو عضله، عضله کشنده پرده صماخ یا Tensor tympani در گوش میانی نیز رشته‌هایی دارد که از غضروف شیپور استاش منشا می‌گیرند. تاندون عضله Tensor veli palatini پس از پایین آمدن، با زاویه ۹۰ درجه حول زائده هامولوس (Hamulus) صفحه پتریگوئید داخلی چرخیده و به صورت افقی پهن می‌شود تا آپونوروز کامی (Palatine aponeurosis) را تشکیل دهد. عضله Levator veli palatini نیز به سطح تحتانی بخش صخره‌ای (Petrous) استخوان تمپورال متصل می‌شود.

تمام عضلات کام نرم توسط عصب Vagus عصب‌دهی می‌شوند؛ تنها استثنا عضله Tensor veli palatini است که توسط شاخه Mandibular عصب سه‌قلو (V۳) عصب‌دهی می‌شود.

عصب‌دهی حرکتی و حسی کام نرم

عصب‌دهی حرکتی کام نرم توسط دو عصب صورت می‌گیرد: عصب واگ (زوج ۱۰) که تمامی عضلات کام نرم را عصب‌دهی می‌کند و عصب سه‌قلو (زوج ۵) که از طریق شاخه Mandibular (عصب V۳)، عضله Tensor veli palatini را عصب‌دهی حرکتی می‌نماید. از طرف دیگر، حس مخاط کام نرم توسط دو عصب تامین می‌شود: عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) و عصب کام کوچک (Lesser palatine nerve) که شاخه‌ای از عصب Maxillary (شاخه V۲ عصب سه‌قلو) است.

عضله کام عصب‌دهی اتصال اصلی عملکرد اصلی
Tensor veli palatini Mandibular (V۳) دور هامولوس پتریگوئید کشش کام نرم و باز کردن شیپور استاش
Levator veli palatini Vagus (زوج ۱۰) بخش پتروس تمپورال بالا بردن کام نرم و باز کردن شیپور استاش

پیامدهای بالینی آسیب‌های عصبی مرتبط

در صورت آسیب به عصب Vagus (مانند فلج عضله Levator veli palatini)، در معاینه فیزیکی انحراف زبان کوچک (Uvula) مشاهده می‌شود. زبان کوچک همیشه به سمت سالم (مقابل ضایعه) منحرف می‌شود؛ به عنوان مثال، انحراف زبان کوچک به سمت راست نشان‌دهنده فلج عضله سمت چپ است زیرا عضله سالم سمت راست آن را به سمت خود می‌کشد. همچنین در صورت آسیب به عصب Mandibular (عصب V۳)، عضلاتی نظیر Masseter (جونده)، Mylohyoid (کف دهان) و Tensor tympani (گوش میانی) به همراه Tensor veli palatini فلج می‌شوند، در حالی که عضله Levator veli palatini به دلیل عصب‌دهی از واگ، کاملاً سالم و بدون آسیب باقی می‌ماند.

واژگان کلیدی

عضله Tensor veli palatini
عضله کشنده پرده کام که توسط شاخه مندیبولار عصب سه‌قلو (V۳) عصب‌دهی شده و تاندون آن حول هامولوس می‌چرخد.
عضله Levator veli palatini
عضله بالابرنده پرده کام که به استخوان پتروس متصل شده و توسط عصب واگ عصب‌دهی می‌شود.
انحراف زبان کوچک (Uvula)
تغییر جهت زبان کوچک به سمت سالم در زمان فلج عضله Levator veli palatini سمت مقابل در اثر آسیب عصب واگ.
عضله Tensor tympani
عضله کشنده پرده صماخ در گوش میانی که دارای فیبرهایی از غضروف شیپور استاش بوده و توسط V۳ عصب‌دهی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • فرض اینکه تمام عضلات کام نرم بدون استثنا توسط عصب واگ عصب‌دهی می‌شوند (عضله Tensor veli palatini استثنا است و از V۳ عصب می‌گیرد).
  • تصور اشتباه اینکه فلج عضله Levator veli palatini باعث انحراف زبان کوچک به همان سمت آسیب‌دیده می‌شود (زبان کوچک به سمت سالم یعنی مقابل منحرف می‌شود).
  • فرضیه نادرست مبنی بر اینکه عضله Levator veli palatini توسط عصب مندیبولار عصب‌دهی می‌شود چون به بخش پتروس متصل است (این عضله توسط واگ عصب می‌گیرد).

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات Tensor veli palatini و Levator veli palatini هر دو در باز کردن شیپور استاش نقش دارند.
  • تاندون عضله Tensor veli palatini با چرخش ۹۰ درجه دور هامولوس پتریگوئید، آپونوروز کامی را می‌سازد.
  • تمامی عضلات کام نرم به جز Tensor veli palatini (که از V۳ عصب می‌گیرد)، توسط عصب Vagus عصب‌دهی می‌شوند.
  • عصب‌دهی حسی کام نرم بر عهده عصب کام کوچک (از V۲) و عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) است.
  • انحراف زبان کوچک به یک سمت در معاینه، نشان‌دهنده فلج عضله Levator veli palatini در سمت مقابل (ضایعه واگ سمت مقابل) است.

نکتهٔ تکمیلی

در کودکان مبتلا به «شکاف کام» (Cleft Palate)، عضلات کام نرم به درستی در خط وسط به هم متصل نمی‌شوند و در نتیجه عملکرد عضله Tensor veli palatini در باز کردن شیپور استاش مختل می‌گردد. بدون باز شدن مرتب شیپور استاش، فشار هوا در گوش میانی متعادل نشده و مایع در پشت پرده صماخ تجمع می‌یابد (که به آن اوتیت میانی ترشحی یا گوش چسبناک می‌گویند). به همین دلیل، کودکان مبتلا به شکاف کام به طور مکرر نیاز به کارگذاری لوله تهویه (Grommet) در پرده صماخ دارند.

خلاصهٔ درس

هنگام بلع در گلو چه می‌گذرد؟

Anatomy · Pharynx and Palate

غده بزاقی زیرفکی

  • محل غده: در مثلث زیرفکی گردن؛ دارای دو بخش سطحی و عمقی
  • تقسیم غده به دو بخش سطحی و عمقی ← عضله مایلوهایوئید
  • عصب Lingual: بالای بخش عمقی غده که مجرای آن را دور می‌زند
  • عصب Hypoglossal (زوج ۱۲) ← مجاورت تحتانی بخش عمقی غده
  • ترشح پاراسمپاتیک غدد زیرفکی و زیرزبانی ← هسته بزاقی فوقانی
غده Submandibular
غده بزاقی اصلی در مثلث زیرفکی گردن

نکته: مسیر صعودی مجرای وارتون و بزاق قلیایی آن، زمینه را برای تشکیل سنگ بزاقی مساعد می‌کند.

ساختار و مجاورات حلق بینی

  • حلق بینی: در پشت حفره بینی و بالای کام نرم به عنوان مسیر تنفس
  • عصب‌دهی حسی مخاط حلق بینی ← شاخه Maxillary (عصب زوج ۵)
  • لوزه حلقی (Pharyngeal tonsil): در سقف و دیواره خلفی حلق
  • Torus levatorius ← برجستگی ناشی از عبور Levator veli palatini
  • عضله Salpingopharyngeus: باز کردن دهانه شیپور استاش حین بلع
Nasopharynx
بالاترین بخش حلق در پشت بینی و بالای کام نرم

نکته: بزرگ شدن لوزه حلقی (آدنوئید) در کودکان با ایجاد تنفس دهانی مزمن، فرم فک و صورت را تغییر می‌دهد.

حلق دهانی و حلق حنجره‌ای

  • محدوده حلق دهانی: از کام نرم تا لبه فوقانی اپی‌گلوت
  • لوزه کامی: در میان دو قوس پالاتوگلوسال و پالاتوفارنژیال
  • خون‌رسانی لوزه ← شریان Facial با سوراخ کردن تنگ‌کننده فوقانی
  • عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) ← عبور از سطح خارجی لوزه
  • حس حلق حنجره‌ای و حفره پیریفورم ← عصب Internal laryngeal
Palatine Tonsil
لوزه کامی واقع در بین قوس‌های پالاتوگلوسال و پالاتوفارنژیال

نکته: عصب حنجره‌ای داخلی در زیر مخاط نازک حفره پیریفورم عبور می‌کند و هنگام خروج اجسام خارجی در معرض آسیب است.

عضلات تنگ‌کننده و شکاف‌های حلق

  • رباط Pterygomandibular: اتصال Buccinator و تنگ‌کننده فوقانی
  • منشأ تنگ‌کننده میانی: استخوان Hyoid و رباط Stylohyoid
  • شکاف بالای عضله فوقانی ← عبور شیپور استاش و Levator veli palatini
  • شکاف بین فوقانی و میانی ← عبور عصب ۹ و عضله Stylopharyngeus
  • شکاف بین میانی و تحتانی ← عبور شریان و عصب Internal laryngeal
رباط Pterygomandibular
مرز اتصال عضلات Buccinator و تنگ‌کننده فوقانی حلق

نکته: عصب حنجره‌ای راجعه از زیر عضله تنگ‌کننده تحتانی صعود می‌کند و آسیب یک‌طرفه آن سبب گرفتگی صدا می‌شود.

عضلات کام نرم و شبکه حلقی

  • حرکت کام نرم: عصب واگ برای کل عضلات به جز Tensor veli palatini
  • عضله Tensor veli palatini: عصب‌دهی از V3 و چرخش حول هامولوس
  • عصب‌دهی حرکتی Stylopharyngeus ← مستقیماً توسط عصب زوج ۹
  • سه عضله متصل به زائده استیلوئید ← عصب‌دهی با اعصاب ۹، ۷ و ۱۲
  • فلج عصب واگ ← انحراف زبان کوچک (Uvula) به سمت سالم (مقابل)
شبکه حلقی (Pharyngeal Plexus)
شبکه اعصاب ۹، ۱۰ و سمپاتیک بر روی دیواره حلق

نکته: سندرم ایگل ناشی از طویل شدن زائده استیلوئید است که با تحریک عصب زوج ۹ موجب درد در گلو و گوش می‌شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • مبدأ پاراسمپاتیک غده زیرفکی هسته فوقانی است، نه هسته بزاقی تحتانی
  • عصب دور زننده مجرای زیرفکی عصب Lingual است، نه عصب Hypoglossal
  • حس مخاط حلق بینی با عصب Maxillary (زوج ۵) است، نه گلوسوفارنژیال
  • لوزه کامی بین قوس‌های پالاتوگلوسال و پالاتوفارنژیال است، نه سالپینگوفارنژیال
  • عصب حنجره‌ای راجعه از زیر تنگ‌کننده تحتانی عبور می‌کند، نه از شکاف‌ها
  • در آسیب واگ، زبان کوچک به سمت سالم (مقابل ضایعه) منحرف می‌شود، نه بیمار

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در طی عمل جراحی برداشتن لوزه‌ها (Tonsillectomy) و معاینه مجاری هوایی فوقانی بیمار، کدام عبارت در رابطه با خون‌رسانی، حس مخاط و مجاورات ساختارها صحیح است؟

  1. عصب گلوسوفارنژیال (زوج ۹) در مجاورت سطح داخلی لوزه کامی قرار گرفته و به عنوان مسیر آوران رفلکس گگ عمل می‌کند، مرز داخلی حفره پیریفورم توسط چین آری‌اپی‌گلوتیک و مرز خارجی آن توسط غضروف تیروئید حنجره تشکیل می‌شود و حس ناحیه حلق بینی توسط شاخه ماگزیلاری عصب سه‌قلو تامین می‌گردد.
  2. خون‌رسانی اصلی لوزه کامی بر عهده شاخه لوزه‌ای شریان چهره‌ای است که پس از سوراخ کردن عضله تنگ‌کننده فوقانی حلق وارد لوزه می‌شود، مرز داخلی حفره پیریفورم توسط چین آری‌اپی‌گلوتیک و مرز خارجی آن توسط غضروف تیروئید حنجره تشکیل می‌شود و حس ناحیه حلق بینی توسط شاخه ماگزیلاری عصب سه‌قلو تامین می‌گردد.
  3. خون‌رسانی اصلی لوزه کامی بر عهده شاخه لوزه‌ای شریان چهره‌ای است که پس از سوراخ کردن عضله تنگ‌کننده فوقانی حلق وارد لوزه می‌شود، حس ناحیه حلق دهانی و لوزه کامی توسط شاخه حنجره‌ای داخلی عصب واگ (زوج ۱۰) تامین می‌شود و حس ناحیه حلق بینی توسط شاخه ماگزیلاری عصب سه‌قلو تامین می‌گردد.
  4. خون‌رسانی اصلی لوزه کامی بر عهده شاخه لوزه‌ای شریان چهره‌ای است که پس از سوراخ کردن عضله تنگ‌کننده فوقانی حلق وارد لوزه می‌شود، حس ناحیه حلق دهانی و لوزه کامی توسط شاخه حنجره‌ای داخلی عصب واگ (زوج ۱۰) تامین می‌شود و حفره پیریفورم یک فرورفتگی مخاطی در دیواره خارجی حلق بینی است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

گزینه ۲ صحیح است. شریان لوزه‌ای (Tonsillar branch) شاخه‌ای از شریان Facial (چهره‌ای) بوده و با عبور از عضله تنگ‌کننده فوقانی حلق (Superior constrictor) خون‌رسانی لوزه کامی را تامین می‌کند. حد داخلی حفره پیریفورم چین آری‌اپی‌گلوتیک و حد خارجی آن غضروف تیروئید است. حس ناحیه حلق بینی (Nasopharynx) نیز بر عهده شاخه Maxillary عصب زوج ۵ است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: عصب گلوسوفارنژیال (زوج ۹) در مجاورت سطح خارجی (نه داخلی) لوزه کامی قرار گرفته است. گزینه ۳: حس ناحیه حلق دهانی (Oropharynx) و لوزه کامی توسط عصب Glossopharyngeal (زوج ۹) تامین می‌شود، نه شاخه حنجره‌ای داخلی عصب واگ. گزینه ۴: علاوه بر نادرست بودن مسیر حسی حلق دهانی، حفره پیریفورم در بخش Laryngopharynx (حلق حنجره‌ای) قرار دارد، نه Nasopharynx.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی