مثلث‌ها و مجاورات گردن

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

اعصاب پتوزال و طناب صماخی

ساختار و الیاف اعصاب پتوزال و طناب صماخی

در بررسی سیستم عصبی خودکار گردن و سر، شناخت دقیق نوع الیاف موجود در اعصاب مختلف اهمیت بالایی دارد. عصب deep petrosal یکی از اعصاب کلیدی است که حاوی الیاف پس‌همدل (postganglionic sympathetic) می‌باشد. این الیاف سمپاتیک پس‌همدل مستقیماً از شبکه کاروتید منشا می‌گیرند تا به مقاصد خود هدایت شوند. در مقابل، عصب greater petrosal ساختار و کارکرد کاملاً متفاوتی دارد. برخلاف عصب قبلی، عصب greater petrosal حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای (preganglionic parasympathetic) است و هیچ الیاف سمپاتیکی در آن وجود ندارد. این تمایز در آزمون‌ها بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که شباهت نام اعصاب پتوزال ممکن است داوطلبان را به اشتباه بیندازد.

عصب deep petrosal تنها عصب در این گروه است که حاوی الیاف سمپاتیک (پس‌همدل) است، در حالی که اعصاب greater petrosal، lesser petrosal و chorda tympani همگی حاوی الیاف پاراسمپاتیک بوده و فاقد الیاف سمپاتیک هستند.

علاوه بر این دو عصب، عصب lesser petrosal نیز مسیر و محتوای الیاف خاص خود را دارد. این عصب مانند عصب greater petrosal در دسته اعصابی قرار می‌گیرد که حاوی الیاف پاراسمپاتیک می‌باشند و به هیچ وجه الیاف سمپاتیک در ترکیب آن یافت نمی‌شود. عصب دیگری که در این حوزه بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد، عصب chorda tympani است. این عصب نیز فاقد الیاف سمپاتیک بوده و در عوض، حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای است که به غدد بزاقی عصب‌دهی می‌کند. همچنین، عصب chorda tympani دارای الیاف حس چشایی است که نقش مهمی در انتقال حس چشایی ایفا می‌کنند.

عصبالیاف سمپاتیکالیاف پاراسمپاتیک
deep petrosal✓ (پس‌همدل)✗
greater petrosal✗✓ (پیش‌گره‌ای)
lesser petrosal✗✓
chorda tympani✗✓ (پیش‌گره‌ای)

بنابراین، شناخت تفاوت‌های ساختاری میان این اعصاب و نوع الیاف خودکار آن‌ها برای دانشجویان رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی یک ضرورت محسوب می‌شود. عصب deep petrosal تنها عصبی است در این گروه که حاوی الیاف سمپاتیک است و این الیاف پس از خروج از شبکه کاروتید وارد آن می‌شوند. در مقابل، اعصاب greater petrosal، lesser petrosal و chorda tympani همگی الیاف پاراسمپاتیک را حمل می‌کنند و فاقد الیاف سمپاتیک هستند. هرگونه ابهام در شناخت نوع الیاف این اعصاب می‌تواند منجر به اشتباه در تحلیل فیزیولوژی و آناتومی اعصاب جمجمه‌ای شود.

در تحلیل نهایی، مسیرهای عصبی خودکار در ناحیه سر و گردن از سازمان‌دهی بسیار دقیقی برخوردارند. الیاف سمپاتیک پس‌همدل مسیر متفاوتی را نسبت به الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای طی می‌کنند. برای مثال، الیاف سمپاتیک پس‌همدل در عصب deep petrosal پس از عبور از شبکه کاروتید به مسیر خود ادامه می‌دهند، در حالی که الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای در اعصاب دیگر نظیر chorda tympani برای عملکردهای ترشحی غدد بزاقی به کار می‌روند. این سازمان‌دهی به تفکیک دقیق وظایف حرکتی احشایی و حسی کمک می‌کند.

واژگان کلیدی

deep petrosal
عصبی حاوی الیاف پس‌همدل سمپاتیک که از شبکه کاروتید منشا می‌گیرد.
greater petrosal
عصبی حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای که فاقد الیاف سمپاتیک است.
chorda tympani
عصبی حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای برای غدد بزاقی و الیاف حس چشایی که فاقد الیاف سمپاتیک است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه عصب greater petrosal حاوی الیاف سمپاتیک است؛ در حالی که این عصب حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای می‌باشد.
  • اشتباه گرفتن نوع الیاف عصب lesser petrosal و فرض وجود الیاف سمپاتیک در آن؛ در حالی که این عصب تنها حاوی الیاف پاراسمپاتیک است.
  • فرضیه نادرست درباره وجود الیاف سمپاتیک در عصب chorda tympani؛ در حالی که این عصب الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای و حس چشایی دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب deep petrosal حاوی الیاف سمپاتیک پس‌همدل است که از شبکه کاروتید منشا می‌گیرند.
  • عصب greater petrosal حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای است و الیاف سمپاتیک ندارد.
  • عصب lesser petrosal فاقد الیاف سمپاتیک بوده و حامل الیاف پاراسمپاتیک است.
  • عصب chorda tympani حاوی الیاف پاراسمپاتیک پیش‌گره‌ای برای غدد بزاقی و الیاف حس چشایی است.

نکتهٔ تکمیلی

عصب chorda tympani یا طناب صماخی به دلیل مسیر عبور جالبش از گوش میانی بدین نام خوانده می‌شود. این عصب از بخش درون‌جمجمه‌ای عصب چهره‌ای (زوج هفتم) جدا شده و از حفره صماخی عبور می‌کند تا در نهایت به عصب لینگوال (شاخه‌ای از زوج پنجم) ملحق شود و الیاف چشایی دو‌سوم قدامی زبان و الیاف ترشحی غدد بزاقی زیرزبانی و زیرفکی را تامین کند.

تقسیم‌بندی و حدود مثلث‌های گردن

تقسیم‌بندی آناتومیک و مرزهای مثلث‌های گردن

گردن انسان از نظر آناتومیک به دو ناحیه بزرگ تحت عنوان مثلث‌های قدامی و خلفی تقسیم می‌شود. عضله sternocleidomastoid (SCM) به عنوان شاخص اصلی، این تقسیم‌بندی را ایجاد می‌کند. عضله sternocleidomastoid در تشکیل مرزهای مثلث‌های متعددی از جمله مثلث‌های کاروتید، عضلانی، اکسیپیتال (occipital) و سوپراکلاویکولار (omoclavicular) شرکت دارد، اما در تشکیل مرزهای مثلث submandibular (دی‌گاستریک) هیچ نقشی ایفا نمی‌کند. در حقیقت، مثلث submandibular توسط حاشیه تحتانی mandible در بالا و بطن‌های قدامی و خلفی عضله digastric در پایین محدود می‌گردد.

عضله sternocleidomastoid در تشکیل مثلث‌های کاروتید، عضلانی، occipital و omoclavicular نقش دارد، اما در مرزهای مثلث submandibular شرکت نمی‌کند.

در قدامی‌ترین بخش گردن، مثلث submental قرار دارد. مرزهای این مثلث توسط خط وسط گردن، استخوان hyoid و بطن قدامی عضله digastric تشکیل می‌شوند. باید توجه داشت که عضله omohyoid با دو بطن خود نقش مهمی در تقسیم‌بندی این فضاها دارد. بطن فوقانی عضله omohyoid به عنوان مرز مشترک، در تشکیل ضلع تحتانی قدامی مثلث کاروتید و ضلع فوقانی مثلث عضلانی گردن شرکت می‌کند. این در حالی است که عضله digastric در تشکیل مرزهای مثلث کاروتید حضور دارد، اما در تشکیل مرزهای مثلث عضلانی نقشی ندارد. همچنین، خط وسط گردن که در مرزهای مثلث submental و عضلانی نقش دارد، در تشکیل مرزهای مثلث کاروتید فاقد نقش است.

مثلثمرزهای اصلینقش عضله SCM
submandibularحاشیه mandible و بطن‌های digastric✗ (بدون نقش)
submentalخط وسط گردن، hyoid و بطن قدامی digastric✗ (بدون نقش)
occipitalSCM و بطن تحتانی omohyoid✓ (مرز قدامی)
omoclavicularSCM و بطن تحتانی omohyoid✓ (مرز قدامی)

در بخش خلفی گردن، عضله sternocleidomastoid به همراه بطن تحتانی عضله omohyoid در تشکیل مرزهای دو مثلث مهم یعنی مثلث occipital و مثلث omoclavicular (سوپراکلاویکولار) همکاری می‌کنند. این عضلات و بطن‌ها به عنوان خطوط راهنما، پزشکان و جراحان را در شناسایی عروق و اعصاب این نواحی یاری می‌دهند. یادگیری تفاوت‌های عضلات تشکیل‌دهنده مرزهای هر مثلث به پیشگیری از خطاهای جراحی کمک شایانی می‌کند.

علاوه بر این، درک دقیق روابط فضایی بین این عضلات به پزشکان کمک می‌کند تا در معاینات بالینی و جراحی‌های ناحیه گردن، موقعیت ساختارهای حیاتی زیرین را به درستی تخمین بزنند. برای مثال، تمایز قائل شدن بین نقش بطن فوقانی و بطن تحتانی عضله omohyoid بسیار حیاتی است؛ بطن فوقانی در جلو مرز مثلث کاروتید و عضلانی را می‌سازد، در حالی که بطن تحتانی در عقب به همراه عضله sternocleidomastoid مرز بین مثلث‌های occipital و omoclavicular را مشخص می‌سازد.

واژگان کلیدی

submandibular
مثلثی در زیر فک پایین که مرزهای آن توسط mandible و بطن‌های قدامی و خلفی عضله digastric تشکیل می‌شود.
submental
مثلثی قدامی و تک در گردن که مرزهای آن را خط وسط گردن، استخوان hyoid و بطن قدامی digastric تشکیل می‌دهند.
omoclavicular
مثلثی خلفی که به همراه مثلث occipital توسط عضله sternocleidomastoid و بطن تحتانی omohyoid مرزبندی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه عضله sternocleidomastoid در تشکیل مثلث submandibular نقش دارد؛ در حالی که این عضله در تشکیل این مثلث فاقد نقش است.
  • فرض نادرست مبنی بر اینکه عضله digastric در تشکیل مثلث عضلانی گردن نقش دارد؛ در حالی که این عضله در ساختار این مثلث شرکت نمی‌کند.
  • اشتباه گرفتن نقش خط وسط گردن به عنوان مرز مثلث کاروتید؛ در حالی که خط وسط گردن هیچ نقشی در تشکیل مرزهای مثلث کاروتید ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضله sternocleidomastoid گردن را به مثلث‌های قدامی و خلفی تقسیم کرده و در مرزهای چندین مثلث فرعی نقش دارد.
  • مثلث submandibular توسط حاشیه mandible و بطن‌های عضله digastric تشکیل شده و عضله sternocleidomastoid در آن نقشی ندارد.
  • مثلث submental توسط خط وسط گردن، استخوان hyoid و بطن قدامی عضله digastric محدود می‌شود.
  • بطن فوقانی عضله omohyoid مرز مشترک میان مثلث کاروتید و مثلث عضلانی را تشکیل می‌دهد.
  • مثلث‌های occipital و omoclavicular در بخش خلفی توسط عضله sternocleidomastoid و بطن تحتانی omohyoid مرزبندی می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که نام‌گذاری عضلاتی مانند digastric و omohyoid ریشه در ساختار آناتومیک آن‌ها دارد؛ واژه digastric از ریشه یونانی به معنای «دو بطنی» گرفته شده است، زیرا دارای دو بطن عضلانی مجزا است که توسط یک تاندون واسط به هم متصل می‌شوند. واژه omohyoid نیز از کلمه یونانی omos به معنی «شانه» گرفته شده است، زیرا بطن تحتانی آن از استخوان کتف (scapula) منشا گرفته و بطن فوقانی آن به استخوان hyoid متصل می‌شود.

مثلث کاروتید: مرزها و محتویات

مرزها و عناصر آناتومیک مثلث کاروتید

مثلث کاروتید یکی از مهم‌ترین فضاهای آناتومیک در ناحیه قدامی گردن است که به دلیل عبور عناصر حیاتی عروقی و عصبی اهمیت بالایی دارد. برای درک صحیح مرزبندی این ناحیه، باید دانست که ضلع تحتانی قدامی این مثلث توسط بطن فوقانی عضله omohyoid محدود می‌شود. در مقابل، بطن تحتانی عضله omohyoid هیچ نقشی در تشکیل مرزهای این مثلث ندارد. ضلع عقب مثلث کاروتید توسط کنار قدامی عضله sternocleidomastoid تشکیل می‌گردد و حد فوقانی آن توسط عضله stylohyoid و بطن خلفی عضله digastric محدود می‌شود. بنابراین، بطن قدامی عضله digastric و خط وسط گردن در ساخت مرزهای این مثلث نقشی ندارند.

مثلث کاروتید توسط کنار قدامی عضله sternocleidomastoid، بطن فوقانی omohyoid، عضله stylohyoid و بطن خلفی digastric محدود می‌شود و محل استقرار عروق و اعصاب حیاتی گردن است.

محتویات درون مثلث کاروتید شامل ساختارهای بسیار مهمی است. اعصاب مغزی متعددی در این محدوده حضور دارند؛ از جمله عصب واگ (CN X)، عصب هیپوگلوسال (CN XII) و عصب اکسسوری (CN XI) که همگی در مثلث کاروتید یافت می‌شوند. عصب هیپوگلوسال در این مسیر از روی شریان‌های کاروتید داخلی و خارجی عبور کرده و آن‌ها را کراس می‌کند. غده تیروئید به همراه وریدهای تیروئیدی فوقانی و میانی نیز از اجزای موجود در مثلث کاروتید به شمار می‌روند. با این حال، عناصری مانند عصب trigeminal (زوج ۵)، ورید ژوگولار خارجی و قوس گردنی (ansa cervicalis) در این مثلث حضور ندارند؛ ورید ژوگولار خارجی به صورت سطحی از روی عضله sternocleidomastoid عبور می‌کند و قوس گردنی نیز در مثلث خلفی قرار دارد.

در جریان جراحی‌های گردن، شناسایی دقیق بطن فوقانی عضله omohyoid به جراح کمک می‌کند تا به سرعت مرز تحتانی مثلث کاروتید را یافته و بدون آسیب به عصب هیپوگلوسال که از روی شریان‌های کاروتید عبور می‌کند، به عروق بزرگ دسترسی پیدا کند.

شناخت دقیق این روابط آناتومیک به دانشجویان و پزشکان کمک می‌کند تا در مواجهه با تروماها یا جراحی‌های گردن، از آسیب به عصب واگ یا هیپوگلوسال جلوگیری کنند. عدم حضور عصب سه قلو و قوس گردنی در این محدوده نیز از نکات کلیدی است که در تشخیص‌های افتراقی و امتحانات آناتومی به کرات مورد سوال قرار می‌گیرد. به طور خلاصه، بررسی دقیق مرزها و محتویات این مثلث، شالوده اصلی آناتومی کاربردی گردن را تشکیل می‌دهد.

واژگان کلیدی

vagus nerve
عصب مغزی زوج دهم (CN X) که به همراه شریان کاروتید و ورید ژوگولار داخلی درون غلاف کاروتید در مثلث کاروتید قرار دارد.
hypoglossal nerve
عصب مغزی زوج دوازدهم (CN XII) که در مثلث کاروتید حضور داشته و از روی شریان‌های کاروتید داخلی و خارجی عبور می‌کند.
superior belly of omohyoid
بطن عضلانی که مرز تحتانی قدامی مثلث کاروتید و مرز فوقانی مثلث عضلانی را تشکیل می‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه بطن قدامی عضله digastric در تشکیل مرز فوقانی مثلث کاروتید شرکت دارد؛ در حالی که مرز فوقانی توسط بطن خلفی digastric و عضله stylohyoid تشکیل می‌شود.
  • فرض نادرست مبنی بر اینکه ورید ژوگولار خارجی و قوس گردنی (ansa cervicalis) جزو محتویات اصلی درون مثلث کاروتید هستند؛ در حالی که ورید ژوگولار خارجی سطحی است و قوس گردنی در مثلث خلفی قرار دارد.
  • اشتباه گرفتن عصب سه قلو (trigeminal) به عنوان یکی از اعصاب موجود در مثلث کاروتید؛ در حالی که این عصب در مثلث کاروتید وجود ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مثلث کاروتید توسط کنار قدامی sternocleidomastoid، بطن فوقانی omohyoid، عضله stylohyoid و بطن خلفی digastric محدود می‌شود.
  • اعصاب واگ، هیپوگلوسال و اکسسوری از محتویات مهم عصبی موجود در مثلث کاروتید هستند.
  • عصب هیپوگلوسال در این مثلث از روی شریان‌های کاروتید داخلی و خارجی عبور کرده و آن‌ها را کراس می‌کند.
  • غده تیروئید و وریدهای تیروئیدی فوقانی و میانی درون این مثلث واقع شده‌اند.
  • عناصری مانند ورید ژوگولار خارجی، قوس گردنی و عصب سه قلو در مثلث کاروتید حضور ندارند.

نکتهٔ تکمیلی

نام‌گذاری مثلث کاروتید به دلیل وجود انشعاب شریان کاروتید مشترک به دو شاخه داخلی و خارجی در این ناحیه است. در این محل، دو ساختار حسی بسیار مهم به نام‌های سینوس کاروتید (گیرنده فشار خون) و جسم کاروتید (گیرنده شیمیایی برای سنجش اکسیژن و دی‌اکسید کربن خون) قرار دارند که از طریق عصب گلوسوفارنژیال (زوج نهم) پیام‌های خود را به مغز مخابره می‌کنند تا فشار خون و تنفس را در محدوده طبیعی نگه دارند.

حدود و محتویات مثلث عضلانی

حدود و محتویات مثلث عضلانی گردن

مثلث عضلانی (muscular triangle) یکی از تقسیمات چهارگانه مثلث قدامی گردن است که به دلیل در برگرفتن عضلات زیرلامی (infrahyoid muscles) و احشای حیاتی گردن، اهمیت ویژه‌ای در آناتومی دارد. محتویات این مثلث عمدتاً شامل عضلات thyrohyoid، sternohyoid و sternothyroid است. این عضلات وظیفه حرکت دادن استخوان لامی و غضروف‌های حنجره را بر عهده دارند. با این حال، باید توجه داشت که بطن تحتانی عضله omohyoid جزء محتویات درون مثلث عضلانی گردن به شمار نمی‌رود، هرچند بطن فوقانی این عضله در تشکیل مرز آن مشارکت دارد.

عضلات thyrohyoid، sternohyoid و sternothyroid به همراه غدد تیروئید و پاراتیروئید از محتویات اصلی مثلث عضلانی گردن هستند.

علاوه بر عضلات زیرلامی، احشای بسیار مهم گردنی نیز در محدوده مثلث عضلانی قرار گرفته‌اند. برخلاف تصور نادرست برخی، غده تیروئید و غدد پاراتیروئید خارج از این مثلث نیستند، بلکه مستقیماً جزء محتویات درون مثلث عضلانی گردن محسوب می‌شوند. همچنین، عروق خونرسان به این غدد، یعنی شریان تیروئیدی فوقانی و شریان تیروئیدی تحتانی نیز در این فضا قرار دارند. شریان تیروئیدی تحتانی به عنوان یکی از عروق اصلی خونرسانی به بخش‌های پایینی تیروئید، در مثلث قدامی گردن قرار دارد و برخلاف برخی عروق و اعصاب شبکه گردنی، به هیچ وجه در مثلث خلفی گردن یافت نمی‌شود.

در حین عمل جراحی تیروئیدکتومی (برداشتن غده تیروئید)، جراح با باز کردن مثلث عضلانی و کنار زدن عضلات sternohyoid و sternothyroid، به غده تیروئید و شریان‌های تیروئیدی فوقانی و تحتانی دسترسی پیدا می‌کند.

بنابراین، شناخت مرزها و محتویات مثلث عضلانی نه تنها از نظر تئوری بلکه در کارهای بالینی و جراحی‌های غده تیروئید بسیار حیاتی است. تمایز بین شریان تیروئیدی تحتانی که در مثلث قدامی (عضلانی) قرار دارد و سایر عناصر عروقی که ممکن است در مثلث خلفی دیده شوند، اهمیت شایانی در امتحانات علوم پایه پزشکی دارد. تسلط بر محل قرارگیری غدد پاراتیروئید و شریان‌های همراه آن‌ها در پیشگیری از عوارض پس از جراحی نظیر کاهش کلسیم خون نقش کلیدی ایفا می‌کند.

واژگان کلیدی

muscular triangle
یکی از مثلث‌های قدامی گردن که حاوی عضلات زیرلامی و احشایی چون غده تیروئید است.
inferior thyroid artery
شریان خونرسان به غده تیروئید که در مثلث قدامی (عضلانی) گردن قرار دارد و در مثلث خلفی یافت نمی‌شود.
infrahyoid muscles
گروهی از عضلات شامل thyrohyoid، sternohyoid و sternothyroid که درون مثلث عضلانی قرار دارند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور نادرست مبنی بر اینکه غده تیروئید و غدد پاراتیروئید خارج از محدوده مثلث عضلانی گردن قرار دارند؛ در حالی که این غدد از محتویات اصلی این مثلث هستند.
  • فرض اینکه بطن تحتانی عضله omohyoid جزء محتویات مثلث عضلانی است؛ در حالی که این بطن عضلانی در خارج از این مثلث قرار دارد.
  • اشتباه در محل قرارگیری شریان تیروئیدی تحتانی و فرض وجود آن در مثلث خلفی گردن؛ در حالی که این شریان در مثلث قدامی قرار گرفته است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مثلث عضلانی گردن حاوی عضلات زیرلامی شامل thyrohyoid، sternohyoid و sternothyroid است.
  • بطن تحتانی عضله omohyoid در تشکیل محتویات مثلث عضلانی گردن نقشی ندارد.
  • غده تیروئید و غدد پاراتیروئید از احشای اصلی درون مثلث عضلانی گردن هستند.
  • شریان‌های تیروئیدی فوقانی و تحتانی که خونرسانی به غده تیروئید را بر عهده دارند، در این مثلث واقع شده‌اند.
  • شریان تیروئیدی تحتانی به طور اختصاصی در مثلث قدامی گردن قرار دارد و در مثلث خلفی دیده نمی‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

غدد پاراتیروئید که معمولاً چهار عدد هستند و در پشت غده تیروئید قرار دارند، هورمون پاراتورمون (PTH) را ترشح می‌کنند که تنظیم‌کننده اصلی سطح کلسیم در خون است. در جراحی‌های برداشتن تیروئید (تیروئیدکتومی)، حفظ این غدد بسیار حیاتی است، زیرا آسیب ناخواسته به آن‌ها یا قطع خونرسانی‌شان توسط شریان تیروئیدی تحتانی می‌تواند منجر به افت شدید کلسیم خون (هیپوکلسمی) و انقباضات دردناک عضلانی (تتانی) شود.

عضله sternocleidomastoid و مجاورات آن

عضله sternocleidomastoid و مجاورات عروقی و عصبی آن

عضله sternocleidomastoid (SCM) یکی از مهم‌ترین لندمارک‌های آناتومیک در ناحیه گردن است که روابط بسیار نزدیکی با عروق و اعصاب سطحی و عمقی دارد. این عضله به همراه عضله trapezius توسط شاخه نخاعی عصب accessory (زوج ۱۱) عصب‌دهی حرکتی می‌شود. در مقابل، عضلاتی مانند omohyoid از این عصب عصب‌دهی نمی‌شوند. لبه قدامی عضله sternocleidomastoid به عنوان یک پوشش محافظ روی ساختارهای عمقی گردن از جمله غلاف کاروتید، ورید ژوگولار داخلی (IJV) و گره‌های لنفاوی عمقی گردن قرار می‌گیرد و آن‌ها را محافظت می‌کند.

عضلات sternocleidomastoid و trapezius توسط شاخه نخاعی عصب accessory عصب‌دهی می‌شوند؛ در حالی که عضله omohyoid از این عصب پیام حرکتی دریافت نمی‌کند.

در بررسی مجاورات سطحی این عضله، ورید ژوگولار خارجی و اعصاب سطحی گردن نقش پررنگی دارند. ورید ژوگولار خارجی به صورت سطحی از روی سطح خارجی عضله sternocleidomastoid عبور کرده و در زیر عضله platysma به سمت پایین حرکت می‌کند تا به ورید ساب‌کلاوین تخلیه شود. به موازات این ورید، عصب گوشی بزرگ (great auricular nerve) که از شاخه‌های جلدی شبکه گردنی است، از روی عضله sternocleidomastoid عبور می‌کند. با این حال، قوس گردنی (ansa cervicalis) برخلاف این عناصر سطحی، در عمق قرار داشته و بر روی سطح خارجی این عضله وجود ندارد.

در بیحسی‌های موضعی گردن برای جراحی‌های سطحی، جراحان با هدف قرار دادن نقطه عصبی گردن (Erb's point) در وسط حاشیه خلفی عضله SCM، شاخه‌های جلدی شبکه گردنی را بدون آسیب به ساختارهای عمقی بیحس می‌کنند.

یکی از نکات بسیار مهم و کاربردی در آزمون‌ها، محل خروج شاخه‌های جلدی شبکه گردنی است. این شاخه‌ها از نقطه عصبی گردن (Erb's point) که در قسمت میانی حاشیه خلفی عضله sternocleidomastoid قرار دارد، خارج می‌شوند. داوطلبان نباید حاشیه خلفی را با حاشیه قدامی اشتباه بگیرند، زیرا حاشیه قدامی عمدتاً به عنوان پوششی برای غلاف کاروتید و مجاری عمقی عمل می‌کند. شناخت دقیق مسیر عصب گوشی بزرگ و ورید ژوگولار خارجی روی سطح خارجی این عضله، خطر آسیب به این ساختارها را در حین مداخلات بالینی به حداقل می‌رسند.

واژگان کلیدی

spinal accessory nerve
عصب مغزی زوج یازدهم (CN XI) که عصب‌دهی حرکتی عضلات sternocleidomastoid و trapezius را بر عهده دارد.
great auricular nerve
عصبی جلدی از شبکه گردنی که به موازات ورید ژوگولار خارجی از روی عضله sternocleidomastoid عبور می‌کند.
Erb's point
نقطه عصبی گردن واقع در قسمت میانی حاشیه خلفی عضله sternocleidomastoid که محل خروج شاخه‌های جلدی شبکه گردنی است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه شاخه‌های جلدی شبکه گردنی از حاشیه قدامی عضله sternocleidomastoid خارج می‌شوند؛ در حالی که این شاخه‌ها از حاشیه خلفی آن (Erb's point) بیرون می‌آیند.
  • فرض اشتباه بر اینکه قوس گردنی (ansa cervicalis) از روی سطح خارجی عضله sternocleidomastoid عبور می‌کند؛ در حالی که این قوس عصبی در عمق گردن قرار دارد.
  • اعتقاد به اینکه عضله omohyoid نیز همانند sternocleidomastoid از عصب accessory عصب‌دهی می‌شود؛ در حالی که omohyoid توسط عصب accessory عصب‌دهی نمی‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات sternocleidomastoid و trapezius توسط ریشه نخاعی عصب accessory (زوج ۱۱) عصب‌دهی می‌شوند.
  • لبه قدامی عضله sternocleidomastoid پوشش محافظی را برای غلاف کاروتید، ورید ژوگولار داخلی و غدد لنفاوی عمقی فراهم می‌کند.
  • ورید ژوگولار خارجی و عصب گوشی بزرگ به صورت سطحی از روی عضله sternocleidomastoid عبور می‌کنند.
  • قوس گردنی (ansa cervicalis) ساختاری عمقی است و برخلاف اعصاب جلدی، روی سطح خارجی sternocleidomastoid قرار ندارد.
  • شاخه‌های جلدی شبکه گردنی از نقطه عصبی در وسط حاشیه خلفی عضله sternocleidomastoid خارج می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

عضله sternocleidomastoid یا جناغی‌چنبری‌پستانی نام خود را از اتصالاتش یعنی جناغ سینه (sternum)، ترقوه (clavicle) و زایده ماستوئید استخوان گیجگاهی (mastoid process) گرفته است. انقباض یک‌طرفه این عضله باعث چرخش سر به سمت مخالف و خم شدن آن به همان سمت می‌شود، در حالی که انقباض دوطرفه آن سر را به جلو خم می‌کند. کوتاهی مادرزادی یا اسپاسم این عضله منجر به عارضه‌ای به نام کجی گردن یا تورتیکولی (torticollis) می‌شود که در آن سر بیمار به یک سمت متمایل می‌گردد.

لایه‌های فاسیای عمقی و غلاف کاروتید

لایه‌های فاسیای عمقی گردن و غلاف کاروتید

فاسیای عمقی گردن از چندین لایه مجزا تشکیل شده است که عضلات، عروق و احشا را احاطه و از هم تفکیک می‌کنند. لایه پوشاننده (investing layer) خارجی‌ترین لایه فاسیای عمقی گردن است که روی عضلات trapezius و sternocleidomastoid را پوشانده و سقف مثلث خلفی گردن را می‌سازد. در مقابل، کف مثلث خلفی گردن توسط لایه پیش‌مهره‌ای (prevertebral layer) پوشیده شده است. این لایه پیش‌مهره‌ای، علاوه بر پوشش عضلات جلوی مهره و ستون مهره، عضلات اسکالن قدامی، میانی و خلفی و همچنین زنجیره سمپاتیک گردن را احاطه می‌کند. بنابراین، لایه پیش‌تراشه‌ای (pretracheal layer) در احاطه عضلات اسکالن نقشی نداشته و صرفاً احشای گردن مانند نای و مری را پوشش می‌دهد.

سقف مثلث خلفی گردن توسط لایه پوشاننده (investing layer) و کف آن توسط لایه پیش‌مهره‌ای (prevertebral layer) تشکیل می‌شود؛ لایه پیش‌مهره‌ای همچنین عضلات اسکالن و زنجیره سمپاتیک را در بر می‌گیرد.

یکی دیگر از ساختارهای فاسیایی مهم گردن، فاسیای آلار (alar fascia) است. فاسیای آلار یک لایه نازک است که در جلوی فاسیای prevertebral قرار گرفته و مستقیماً از آن منشا می‌گیرد، نه از لایه پوشاننده (investing fascia). ساختار مهم دیگر، غلاف کاروتید (carotid sheath) است. این غلاف حاوی شریان‌های کاروتید مشترک و کاروتید داخلی، ورید ژوگولار داخلی، عصب واگ (vagus nerve) و همچنین گره‌های لنفاوی عمقی گردن است. باید توجه داشت که گره‌های لنفاوی عمقی در درون غلاف کاروتید واقع شده‌اند و خارج از آن نیستند. برعکس، تنه سمپاتیک (sympathetic trunk) درون غلاف کاروتید قرار ندارد، بلکه در خلف غلاف کاروتید و در ضخامت فاسیای prevertebral جای گرفته است.

ساختار فاسیاییمحتویات یا اتصالاتمنشا یا موقعیت
investing layerسقف مثلث خلفی، عضلات SCM و trapeziusسطحی‌ترین لایه عمقی
prevertebral layerکف مثلث خلفی، عضلات اسکالن، زنجیره سمپاتیکدور ستون مهره
alar fasciaجلوی فاسیای prevertebralمنشعب از فاسیای prevertebral
carotid sheathشریان‌های کاروتید، IJV، عصب واگ، lymph nodesخلف آن تنه سمپاتیک است

به طور خلاصه، تمایز میان این لایه‌های فاسیایی و محتویات آن‌ها برای درک مسیرهای انتشار عفونت در گردن بسیار حیاتی است. برای مثال، فضای پشت حلق (retropharyngeal space) که بین فاسیای آلار در جلو و فاسیای پیش‌مهره‌ای در عقب قرار دارد، مسیر مهمی برای عبور عفونت‌ها به قفسه سینه است. تسلط بر تفاوت‌های ساختاری و محتویات غلاف کاروتید و لایه‌های اطراف آن، کلید موفقیت در پاسخ به سوالات آناتومی و جراحی سر و گردن می‌باشد.

واژگان کلیدی

prevertebral layer
لایه‌ای از فاسیای عمقی گردن که کف مثلث خلفی را پوشانده و دور ستون مهره، عضلات اسکالن و زنجیره سمپاتیک را احاطه می‌کند.
carotid sheath
غلافی فاسیایی حاوی شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی، ورید ژوگولار داخلی، عصب واگ و گره‌های لنفاوی عمقی گردن.
alar fascia
لایه نازکی در قدام فاسیای prevertebral که از خود فاسیای prevertebral منشا می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه کف مثلث خلفی گردن با لایه پیش‌تراشه‌ای (pretracheal) پوشیده شده است؛ در حالی که کف این مثلث توسط لایه پیش‌مهره‌ای (prevertebral) پوشانده می‌شود.
  • فرض اینکه فاسیای آلار (alar fascia) مستقیماً از لایه پوشاننده (investing fascia) منشا می‌گیرد؛ در حالی که منشا آن فاسیای prevertebral است.
  • اشتباه در قرار دادن تنه سمپاتیک (sympathetic trunk) در داخل غلاف کاروتید؛ در حالی که تنه سمپاتیک در خلف غلاف کاروتید و در ضخامت فاسیای prevertebral قرار دارد.
  • باور به اینکه گره‌های لنفاوی عمقی گردن در خارج از غلاف کاروتید واقع شده‌اند؛ در حالی که این گره‌ها درون غلاف کاروتید قرار دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • لایه پوشاننده (investing layer) سقف مثلث خلفی را می‌سازد و عضلات trapezius و sternocleidomastoid را احاطه می‌کند.
  • لایه پیش‌مهره‌ای (prevertebral layer) کف مثلث خلفی را تشکیل داده و عضلات اسکالن و زنجیره سمپاتیک را در بر می‌گیرد.
  • فاسیای آلار به صورت لایه‌ای نازک در جلوی فاسیای prevertebral قرار داشته و از آن منشعب می‌شود.
  • غلاف کاروتید شامل شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی، ورید ژوگولار داخلی، عصب واگ و گره‌های لنفاوی عمقی است.
  • تنه سمپاتیک در خارج و خلف غلاف کاروتید و در ضخامت فاسیای prevertebral قرار گرفته است.

نکتهٔ تکمیلی

شناخت فضاهای فاسیایی گردن در پزشکی بسیار حیاتی است، زیرا این فضاها مسیرهایی با مقاومت کم برای انتشار عفونت‌ها ایجاد می‌کنند. فضای خطر (danger space) که بین فاسیای آلار در جلو و فاسیای پیش‌مهره‌ای در عقب قرار دارد، از قاعده جمجمه تا میان‌سینه (mediastinum) در قفسه سینه امتداد می‌یابد. عفونت‌های دندانی یا حلق شدید می‌توانند از طریق این فضا به سرعت به قفسه سینه منتشر شده و منجر به بیماری مرگبار مدیاستینیت شوند.

آناتومی و مجاورات عضلات اسکالن

آناتومی عضلات اسکالن و مجاورات عصبی‌عروقی آن‌ها

عضلات اسکالن (قدامی، میانی و خلفی) نقش بسیار مهمی در ثبات گردن و تنفس کمکی دارند و به دلیل عبور اعصاب و عروق کلیدی از مجاورت آن‌ها، از اهمیت بالایی برخوردارند. عضله اسکالن میانی از زائده عرضی تکمه خلفی مهره‌های گردنی C۲ تا C۷ منشا می‌گیرد و مبدا آن شامل مهره C۱ نمی‌شود. این عضله در پایین به دنده اول اتصال می‌یابد. شریان ساب‌کلاوین (subclavian artery) در مسیر خود از پشت عضله اسکالن میانی عبور می‌کند. ریشه‌های شبکه بازویی (brachial plexus) نیز پس از عبور از فضای بین عضلات اسکالن قدامی و میانی، در قدام عضله اسکالن میانی قرار می‌گیرند.

عضله اسکالن میانی از مهره‌های گردنی C۲ تا C۷ منشا گرفته و به دنده اول متصل می‌شود؛ ریشه‌های شبکه بازویی در قدام آن قرار دارند، در حالی که شریان ساب‌کلاوین از پشت آن می‌گذرد.

عضله اسکالن قدامی مجاورات بسیار مهمی دارد که می‌توان آن‌ها را به دو دسته قدامی و خلفی تقسیم کرد. در قدام (جلوی) عضله اسکالن قدامی، ساختارهای زیر عبور می‌کنند: ورید ساب‌کلاوین (subclavian vein) که برخلاف شریان هم‌نامش در جلوی عضله قرار دارد؛ عصب فرنیک (phrenic nerve) که در مسیر نزولی خود به سمت قفسه سینه از روی سطح قدامی این عضله می‌گذرد و نباید آن را با اسکالن میانی اشتباه گرفت؛ شریان صعودی گردن (ascending cervical artery) و شریان گردنی عرضی (transverse cervical artery) نیز در مجاورت قدامی این عضله قرار گرفته‌اند.

در مقابل، در خلف (پشت) عضله اسکالن قدامی، عناصر متفاوتی قرار دارند: شریان ساب‌کلاوین (قسمت دوم آن)؛ ریشه‌های شبکه بازویی (brachial plexus roots) که به همراه شریان ساب‌کلاوین در خلف این عضله و بین آن و اسکالن میانی قرار دارند؛ قله پرده جنب (cupula of the pleura) که برخلاف تصور نادرست برخی، در خلف عضله اسکالن قدامی واقع شده است و در جلوی آن قرار ندارد.

موقعیت نسبت به اسکالن قدامیعناصر عروقیعناصر عصبی و احشایی
قدام (جلو)ورید ساب‌کلاوین، شریان‌های صعودی و عرضی گردنعصب فرنیک
خلف (پشت)شریان ساب‌کلاوین (قسمت دوم)شبکه بازویی، قله پرده جنب

در نتیجه، سازمان‌دهی این مجاورات به شدت در جراحی‌های گردن و بی‌حسی‌های شبکه بازویی کاربرد دارد. برای مثال، در بلوک‌های عصبی شبکه بازویی از روش بین اسکالنی (interscalene) استفاده می‌شود که در آن ریشه‌های شبکه بازویی در فضای بین اسکالن قدامی و میانی هدف قرار می‌گیرند. تسلط بر تفاوت‌های ساختاری مانند منشا اسکالن میانی از C۲ تا C۷ و روابط قدامی-خلفی عصب فرنیک و ورید ساب‌کلاوین، برای درک آناتومی ناحیه ریشه گردن و پاسخ به سوالات تستی امتحانات پزشکی کاملاً ضروری است.

واژگان کلیدی

middle scalene muscle
عضله‌ای در گردن که از زائده عرضی تکمه خلفی مهره‌های C۲ تا C۷ منشا گرفته و به دنده اول متصل می‌شود.
phrenic nerve
عصبی که از روی سطح قدامی عضله اسکالن قدامی عبور کرده و وظیفه حرکت دیافراگم را بر عهده دارد.
cupula of the pleura
قله پرده جنب ریه که در خلف عضله اسکالن قدامی قرار گرفته است.

اشتباه‌های رایج

  • اعتقاد به اینکه مبدا عضله اسکالن میانی از تمام مهره‌های گردنی (C۱ تا C۷) است؛ در حالی که مبدا آن مهره‌های C۲ تا C۷ است و مهره C۱ را شامل نمی‌شود.
  • فرض اینکه شریان ساب‌کلاوین در جلوی عضله اسکالن قدامی قرار دارد؛ در حالی که شریان ساب‌کلاوین در خلف عضله اسکالن قدامی و ورید ساب‌کلاوین در جلوی آن واقع شده است.
  • تصور اینکه عصب فرنیک از روی سطح خلفی عضله اسکالن میانی می‌گذرد؛ در حالی که عصب فرنیک روی سطح قدامی عضله اسکالن قدامی طی مسیر می‌کند.
  • اشتباه در تعیین موقعیت قله پرده جنب (cupula of the pleura) و فرض قرارگیری آن در جلوی عضله اسکالن قدامی؛ در حالی که قله پرده جنب در خلف آن قرار دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضله اسکالن میانی از تکمه خلفی مهره‌های C۲ تا C۷ منشا گرفته و به دنده اول متصل می‌شود.
  • شریان ساب‌کلاوین از پشت عضله اسکالن میانی عبور می‌کند و ریشه‌های شبکه بازویی در قدام آن قرار دارند.
  • ورید ساب‌کلاوین، عصب فرنیک، شریان صعودی گردن و شریان گردنی عرضی در جلوی عضله اسکالن قدامی واقع شده‌اند.
  • شریان ساب‌کلاوین، ریشه‌های شبکه بازویی و قله پرده جنب در پشت عضله اسکالن قدامی قرار دارند.
  • عصب فرنیک در مسیر خود به سمت سینه، اختصاصاً از روی سطح قدامی عضله اسکالن قدامی عبور می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

عصب فرنیک که از شاخه‌های قدامی اعصاب گردنی C۳، C۴ و C۵ (به ویژه C۴) منشا می‌گیرد، پیام‌های حرکتی را به دیافراگم منتقل می‌کند. در جراحی‌های گردن یا بلوک شبکه بازویی به روش بین اسکالنی، خطر فلج موقت عصب فرنیک و در نتیجه فلج یک‌طرفه دیافراگم وجود دارد. به همین دلیل، انجام بلوک بین اسکالنی در بیمارانی که مشکلات شدید ریوی دارند باید با احتیاط فراوان یا با هدایت سونوگرافی انجام شود تا از انتشار ناخواسته ماده بی‌حسی به روی سطح قدامی عضله اسکالن قدامی جلوگیری گردد.

خلاصهٔ درس

راز مثلث‌ها و مجاورات گردن چیست؟

Anatomy · Neck Triangles

حدود مثلث‌های گردن

  • تقسیم گردن به مثلث قدامی و خلفی توسط عضله SCM انجام می‌شود.
  • عدم نقش عضله SCM در تشکیل مرزهای مثلث ساب‌مندیبولار
  • مرزهای مثلث ساب‌مندیبولار: حاشیه مندیبل و بطن‌های عضله دی‌گاستریک
  • مرزهای مثلث ساب‌منتال: خط وسط گردن، هیوئید و بطن قدامی دی‌گاستریک
  • مرزبندی مثلث‌های اکسیپیتال و اوموکلاویکولار با بطن تحتانی omohyoid
ساب‌منتال (Submental)
مثلث قدامی محدود به خط وسط و دی‌گاستریک

نکته: بطن تحتانی عضله اوموهایوئید از کتف منشا گرفته و بطن فوقانی آن به هیوئید وصل می‌شود.

مثلث کاروتید و عروق آن

  • مرز تحتانی قدامی مثلث کاروتید با بطن فوقانی omohyoid است.
  • عدم نقش بطن قدامی دی‌گاستریک و خط وسط در مرزهای مثلث کاروتید
  • حضور اعصاب واگ، هیپوگلوسال و اکسسوری (CN XI) در مثلث کاروتید
  • عبور عصب هیپوگلوسال از روی شریان‌های کاروتید داخلی و خارجی
  • عدم حضور ورید ژوگولار خارجی، قوس گردنی و عصب سه قلو در این مثلث
واگ (Vagus nerve)
عصب زوج ۱۰ درون غلاف کاروتید همراه با IJV

نکته: سینوس کاروتید (فشارسنج) و جسم کاروتید (شیمی‌گیرنده) توسط عصب زوج ۹ عصب‌دهی می‌شوند.

مثلث عضلانی و احشای آن

  • حضور عضلات زیرلامی تیروهایوئید، استرنوهایوئید و استرنوتیروئید در این مثلث
  • عدم حضور بطن تحتانی omohyoid در محتویات درون مثلث عضلانی
  • قرارگیری غده تیروئید و پاراتیروئید به عنوان احشای اصلی در این مثلث
  • عبور شریان‌های تیروئیدی فوقانی و تیروئیدی تحتانی در این مثلث
  • محل اختصاصی شریان تیروئیدی تحتانی در مثلث قدامی است، نه مثلث خلفی.
تیروئیدی تحتانی (Inferior thyroid)
شریان تیروئید در مثلث قدامی

نکته: آسیب به شریان تیروئیدی تحتانی در تیروئیدکتومی می‌تواند باعث تتانی و افت کلسیم شود.

عضله SCM و فاسیای گردن

  • عصب‌دهی عضلات SCM و trapezius با شاخه نخاعی عصب اکسسوری (CN XI)
  • پوشش محافظتی لبه قدامی SCM برای غلاف کاروتید و ورید ژوگولار داخلی (IJV)
  • عبور سطحی ورید ژوگولار خارجی و عصب گوشی بزرگ از روی سطح خارجی SCM
  • خروج شاخه‌های جلدی شبکه گردنی از نقطه عصبی (Erb's point) در حاشیه خلفی
  • پوشش سقف مثلث خلفی با لایه پوشاننده و کف آن با لایه پیش‌مهره‌ای
غلاف کاروتید (Carotid sheath)
غلاف حاوی کاروتید، IJV و عصب واگ

نکته: فضای خطر بین فاسیای آلار و پیش‌مهره‌ای، مسیر انتشار عفونت حلق به قفسه سینه است.

اسکالن‌ها و اعصاب خودکار

  • منشا عضله اسکالن میانی از مهره‌های C۲ تا C۷ است و شامل C۱ نیست.
  • عبور شریان ساب‌کلاوین از پشت اسکالن میانی و ریشه‌های شبکه بازویی از جلو
  • عبور عصب فرنیک و ورید ساب‌کلاوین از روی سطح قدامی اسکالن قدامی
  • قرارگیری شریان ساب‌کلاوین، شبکه بازویی و قله پرده جنب در خلف اسکالن
  • عصب deep petrosal حاوی الیاف سمپاتیک پس‌همدل است و پاراسمپاتیک ندارد.
فرنیک (Phrenic nerve)
عصب حرکتی دیافراگم روی اسکالن قدامی

نکته: در بلوک بین اسکالنی، خطر فلج موقت عصب فرنیک و فلج یک‌طرفه دیافراگم وجود دارد.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • عصب greater petrosal حاوی الیاف پاراسمپاتیک است، نه سمپاتیک.
  • عضله SCM در تشکیل مرزهای مثلث ساب‌مندیبولار نقشی ندارد.
  • شریان ساب‌کلاوین در خلف اسکالن قدامی است، نه در جلوی آن.
  • تنه سمپاتیک در خلف غلاف کاروتید است، نه در داخل آن.
  • عصب فرنیک روی سطح قدامی اسکالن قدامی می‌گذرد، نه اسکالن میانی.
  • شاخه‌های جلدی شبکه گردنی از حاشیه خلفی SCM خارج می‌شوند، نه قدامی.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

کدام عبارت در ارتباط با محتویات غلاف کاروتید (carotid sheath) و ساختارهای مجاور آن در ناحیه گردن درست است؟

  1. شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی هر دو درون غلاف کاروتید قرار دارند؛ عصب واگ و ورید ژوگولار خارجی هر دو جزء محتویات این غلاف هستند و گره‌های لنفاوی عمقی گردن نیز توسط این غلاف احاطه می‌شوند.
  2. شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی هر دو درون غلاف کاروتید قرار دارند؛ عصب واگ و ورید ژوگولار داخلی نیز جزء محتویات این غلاف هستند اما تنه سمپاتیک (sympathetic trunk) در داخل غلاف کاروتید قرار گرفته است.
  3. شریان‌های کاروتید مشترک و خارجی هر دو درون غلاف کاروتید قرار دارند؛ عصب واگ و ورید ژوگولار داخلی نیز جزء محتویات این غلاف هستند اما گره‌های لنفاوی عمقی گردن در خارج از غلاف کاروتید واقع شده‌اند.
  4. شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی هر دو درون غلاف کاروتید قرار دارند؛ عصب واگ و ورید ژوگولار داخلی نیز جزء محتویات این غلاف هستند و گره‌های لنفاوی عمقی گردن توسط این غلاف احاطه می‌شوند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه ۴ صحیح است. غلاف کاروتید یک غلاف فاسیایی است که شریان‌های کاروتید مشترک و کاروتید داخلی (صحت بخش اول)، عصب واگ (زوج ۱۰) و ورید ژوگولار داخلی (صحت بخش دوم) را در بر می‌گیرد. این غلاف همچنین گره‌های لنفاوی عمقی گردن را احاطه می‌کند (صحت بخش سوم). بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: ورید ژوگولار داخلی (IJV) درون غلاف کاروتید قرار دارد، در حالی که ورید ژوگولار خارجی (EJV) یک ساختار سطحی است که از روی عضله SCM عبور می‌کند و ارتباطی با محتویات این غلاف ندارد. گزینه ۲: زنجیره یا تنه سمپاتیک درون غلاف کاروتید قرار ندارد، بلکه در خلف غلاف کاروتید و در ضخامت فاسیای prevertebral واقع شده است. گزینه ۳: شریان کاروتید خارجی بر خلاف کاروتید داخلی درون غلاف کاروتید باقی نمی‌ماند. همچنین گره‌های لنفاوی عمقی گردن درون غلاف کاروتید قرار دارند، نه خارج از آن.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی