عضلات صورت، جونده و گردن

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

مسیر، شاخه‌ها و عصب‌دهی عصب صورتی

عصب صورتی (Facial nerve) یا زوج هفتم مغزی، عصب اصلی کنترل‌کننده عضلات حالت‌دهنده چهره (facial expression) است. بررسی دقیق مسیر آناتومیک این عصب و شاخه‌های مختلف آن برای درک نحوه عملکرد عضلات صورت اهمیت فراوانی دارد. این عصب پس از طی مسیر داخل جمجمه‌ای خود، از طریق سوراخ استایلوماستوئید (stylomastoid foramen) از پایه جمجمه خارج می‌شود. بلافاصله پس از خروج از این مجرا، عصب صورتی به سمت جلو حرکت کرده و وارد غده پاروتید (parotid gland) یا همان غده بزاقی بناگوشی می‌شود. یکی از اشتباهات رایج کالبدشناسی این است که تصور شود این عصب از سوراخ جوگولار (jugular foramen) خارج می‌گردد، در حالی که مسیر خروجی حقیقی آن سوراخ استایلوماستوئید است.

عصب صورتی پس از ورود به غده پاروتید در ضخامت این غده منشعب شده و پنج شاخه انتهایی و اصلی خود را تشکیل می‌دهد. این شاخه‌ها وظیفه هدایت پیام‌های حرکتی به عضلات حالت‌دهنده در بخش‌های مختلف صورت را بر عهده دارند و به صورت کاملاً منظم از بالا به پایین (جهت فوقانی به تحتانی) سازمان‌دهی شده‌اند. شاخه نخست که در بالاترین بخش قرار دارد، شاخه temporal (گیجگاهی) است. شاخه دوم، شاخه zygomatic (گونه‌ای) نام دارد. شاخه سوم، شاخه buccal (دهانی) است که به نواحی میانی چهره می‌رود. شاخه چهارم، شاخه marginal mandibular (حاشیه‌ای فک تحتانی) و شاخه پنجم و پایانی، شاخه cervical (گردنی) است که به عضلات گردن عصب‌دهی می‌کند. ترتیب دقیق این شاخه‌ها از بالا به پایین شامل temporal، zygomatic، buccal، marginal mandibular و cervical می‌باشد.

پنج شاخه انتهایی عصب Facial در غده پاروتید از بالا به پایین شامل temporal، zygomatic، buccal، marginal mandibular و cervical هستند.

در عصب‌دهی حرکتی عضلات صورت، نکات ظریف و گاه غیرمنتظره‌ای وجود دارد که آگاهی از آن‌ها برای معاینات بالینی ضروری است. برای مثال، عضله Risorius که در کشیدن گوشه دهان به طرفین و ایجاد حالت خنده نقش دارد، با وجود نزدیکی به عضلات فک تحتانی، به طور کامل توسط عصب صورتی (زوج ۷) عصب‌دهی می‌شود و عصب mandibular هیچ نقشی در تحریک حرکتی آن ایفا نمی‌کند. نمونه دیگر، عضلات ناحیه لب تحتانی صورت هستند که بر اساس یافته‌های دقیق کالبدشناسی این بخش، توسط شاخه دهانی یا همان buccal عصب صورتی عصب‌دهی می‌شوند؛ این در حالی است که ممکن است به اشتباه تصور شود شاخه marginal mandibular مسئول عصب‌دهی به این ناحیه است.
عضلهعصب‌دهی صحیحعصب‌دهی نادرست
Risoriusعصب Facialعصب mandibular
لب تحتانیشاخه buccalشاخه marginal mandibular

واژگان کلیدی

عصب Facial
عصب زوج ۷ مغزی که کنترل عضلات حالت‌دهنده چهره را بر عهده دارد.
سوراخ stylomastoid
مجرایی در جمجمه که عصب صورتی از آن خارج شده و وارد غده parotid می‌شود.
غده parotid
غده بزاقی بزرگی در ناحیه بناگوش که محل انشعاب پنج شاخه حرکتی انتهایی عصب صورتی است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه عصب Facial از سوراخ jugular خارج می‌شود؛ در حالی که این عصب از سوراخ stylomastoid عبور کرده و سپس وارد غده parotid می‌گردد.
  • باور به اینکه عضله Risorius به دلیل موقعیتش توسط عصب mandibular عصب‌دهی می‌شود؛ در صورتی که عصب‌دهی حرکتی آن بر عهده عصب Facial (زوج ۷) است.
  • این تصور نادرست که عضلات لب تحتانی توسط شاخه marginal mandibular عصب صورتی عصب‌دهی می‌شوند؛ چرا که عصب‌دهی این بخش توسط شاخه buccal انجام می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب Facial (زوج ۷) عصب حرکتی اصلی برای عضلات مختلف حالت‌دهنده چهره است.
  • این عصب پس از خروج از سوراخ stylomastoid، مستقیماً وارد غده parotid می‌شود.
  • در داخل غده parotid، این عصب به ۵ شاخه انتهایی از temporal تا cervical تقسیم می‌گردد.
  • عضلات ناحیه لب تحتانی برخلاف تصور رایج، توسط شاخه buccal عصب صورتی عصب‌دهی می‌شوند.
  • عضله Risorius به عنوان یکی از عضلات چهره، مستقیماً توسط عصب Facial عصب‌دهی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

یک کاربرد بالینی مهم عصب صورتی، بیماری فلج بل (Bell's Palsy) است. در این حالت، التهاب عصب در مسیر خروج از جمجمه باعث فلج موقت عضلات یک طرف صورت می‌شود. بیمار توانایی بستن چشم یا خندیدن در سمت آسیب‌دیده را از دست می‌دهد. پزشکان با ارزیابی شاخه‌های پنج‌گانه عصب صورتی در غده پاروتید و بررسی عملکرد عضلاتی مانند ریسوریوس، محل و شدت آسیب عصب را تشخیص می‌دهند.

عضلات بالایی چهره و چشم

عضلات بخش فوقانی چهره نقش بسیار مهمی در محافظت از چشم‌ها و ایجاد حالات هیجانی مانند اخم، تعجب و پیشانی پر از چین و چروک دارند. یکی از کلیدی‌ترین این عضلات، عضله orbicularis oculi (حلقوی چشم) است. این عضله مسئول بستن شکاف پلکی و محافظت از چشم در برابر نور شدید یا ذرات خارجی است. عصب‌دهی این عضله برخلاف تصور اولیه که ممکن است عصب oculomotor (حرکتی چشم که حرکات کره چشم را کنترل می‌کند) پنداشته شود، توسط عصب صورتی یا همان عصب Facial (زوج ۷) انجام می‌گیرد؛ یعنی عصب صورتی پیام‌های حرکتی را به این عضله می‌رساند. عضله orbicularis oculi خود از دو بخش مجزا تشکیل شده است: بخش پلکی (palpebral) و بخش اوربیتال (orbital). این دو بخش دارای عملکردها و عضلات آنتاگونیست (مخالف) متفاوتی هستند. آنتاگونیست بخش پلکی که وظیفه باز کردن پلک را دارد، عضله levator (بالابرنده پلک) است. در مقابل، آنتاگونیست بخش اوربیتال، عضله frontalis (پیشانی) می‌باشد که پیشانی را بالا می‌کشد.
بخش عضلهآنتاگونیست
بخش پلکیعضله levator
بخش اوربیتالعضله frontalis
عضله مهم دیگر در این ناحیه، عضله occipitofrontalis (پیشانی-پس‌سری) است که ساختار اسکالپ را پوشش می‌دهد. این عضله بزرگ دارای دو بطن یا ناحیه قدامی (پیشانی) و خلفی (پس‌سری) است که عصب‌دهی حرکتی متفاوتی دریافت می‌کنند. ناحیه قدامی عضله occipitofrontalis توسط شاخه temporal (گیجگاهی) عصب صورتی عصب‌دهی می‌شود. در مقابل، بطن خلفی این عضله توسط عصب posterior auricular عصب‌دهی می‌گردد که خود شاخه‌ای جداگانه از عصب صورتی است. این عصب یعنی posterior auricular مسئول عصب‌دهی حرکتی به بخشی از ناحیه اسکالپ (پوست سر) یعنی بطن خلفی این عضله است.

ناحیه قدامی عضله occipitofrontalis توسط عصب temporal و بطن خلفی آن توسط عصب posterior auricular عصب‌دهی می‌شود.

در نهایت، در ناحیه بین دو ابرو، عضله procerus (هرمی) قرار دارد. انقباض این عضله کوچک اما پرکاربرد، پوست بین دو ابرو را به سمت پایین می‌کشد. این عمل باعث ایجاد چین‌های عرضی روی پوست بین دو ابرو می‌شود که معمولاً در حالات اخم کردن، تمرکز شدید یا ناراحتی مشاهده می‌گردد. همبستگی عملکردی این عضلات بالایی چهره، هماهنگی دقیقی را برای بیان احساسات ایجاد می‌کند.

واژگان کلیدی

عضله orbicularis oculi
عضله حلقوی دور چشم که مسئول بستن شکاف پلکی است و از عصب Facial عصب‌دهی می‌شود.
عضله occipitofrontalis
عضله‌ای دو بطنی در ناحیه اسکالپ که بخش قدامی آن توسط عصب temporal و بخش خلفی آن توسط عصب posterior auricular عصب‌دهی می‌شود.
عضله procerus
عضله‌ای هرمی‌شکل در بین دو ابرو که با انقباض خود چین عرضی روی پوست بین دو ابرو ایجاد می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه عضله orbicularis oculi توسط عصب oculomotor عصب‌دهی می‌شود؛ در حالی که عصب‌دهی آن بر عهده عصب Facial (زوج ۷) است.
  • اشتباه در یکسان دانستن آنتاگونیست‌های دو بخش عضله orbicularis oculi؛ آنتاگونیست بخش پلکی عضله levator و آنتاگونیست بخش اوربیتال عضله frontalis است.
  • تصور نادرست اینکه کل عضله occipitofrontalis توسط عصب posterior auricular عصب‌دهی می‌شود؛ در صورتی که ناحیه قدامی آن توسط عصب temporal عصب‌دهی می‌گردد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضله orbicularis oculi مسئول بستن شکاف پلکی است و تحت عصب‌دهی عصب Facial قرار دارد.
  • این عضله حلقوی چشم از دو بخش پلکی و اوربیتال با آنتاگونیست‌های متفاوت تشکیل شده است.
  • عضله levator آنتاگونیست بخش پلکی و عضله frontalis آنتاگونیست بخش اوربیتال است.
  • عضله occipitofrontalis از بطن‌های قدامی و خلفی تشکیل شده که به ترتیب توسط اعصاب temporal و posterior auricular عصب‌دهی می‌شوند.
  • عضله procerus با کشیدن پوست بین دو ابرو به سمت پایین، سبب ایجاد چین عرضی در این ناحیه می‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

در تزریقات زیبایی مانند بوتاکس (Botox)، این عضلات هدف اصلی هستند. فلج کردن موقت عضله پروستروس مانع از ایجاد چین اخم بین دو ابرو می‌شود، در حالی که تزریق در عضله فرونتالیس چین و چروک پیشانی را برطرف می‌کند. همچنین تزریق در بخش اوربیتال عضله حلقوی چشم، چروک‌های پنجه کلاغی اطراف چشم را کاهش می‌دهد. درک دقیق کالبدشناسی این عضلات و اعصاب آن‌ها مانع از عوارضی همچون افتادگی پلک (پتوز) می‌شود.

عضلات دهان، گونه و مودیولوس

اطراف دهان و لب‌ها توسط عضلات متعددی احاطه شده است که اعمال بسیار مهمی از جمله صحبت کردن، جویدن، بلعیدن غذا و ابراز حالات چهره را تسهیل می‌نمایند. یکی از ساختارهای کلیدی و بسیار حیاتی در گوشه دهان، مودیولوس (modiolus) است. مودیولوس در واقع یک نقطه اتکای فیبروماسکیولار متراکم و محکم است که به عنوان محل همگرایی و اتصال برای چندین عضله دهانی عمل می‌کند. از جمله عضلات مهمی که به طور بسیار دقیق به modiolus متصل می‌شوند، عضله zygomaticus major (گونه‌ای بزرگ) است. در کالبدشناسی عضلات چهره باید دقت کرد که عضله zygomaticus minor (گونه‌ای کوچک) به مودیولوس منتهی نمی‌شود و این اتصال منحصربه‌فرد و دقیق متعلق به عضله گونه‌ای بزرگ است. عضله دیگری که به این ساختار منتهی می‌گردد، عضله levator anguli oris (بالابرنده گوشه دهان) است. این عضله بالابرنده از حفره canine استخوان maxilla (فک بالایی) مبدأ گرفته و در نهایت به modiolus در گوشه دهان متصل می‌شود تا در بالا بردن گوشه لب‌ها و ایجاد لبخند نقش ایفا کند.
عضلهاتصال به modiolus
zygomaticus major✓
zygomaticus minor✗
عضله کلیدی و محوری دیگر در ناحیه گونه، عضله buccinator (شیپوری) است. این عضله دیواره جانبی و گوشتی گونه را تشکیل می‌دهد و نقش بسیار مهمی در روند بلع و انتقال غذا ایفا می‌کند. وظیفه اصلی عضله buccinator فشردن دیواره گونه بر روی دندان‌های molar (آسیای بزرگ) است. این اقدام مانع از تجمع و گیر افتادن ذرات غذا در فضای دهلیزی بین گونه و دندان‌ها در حین فرآیند جویدن و بلعیدن می‌شود. فلج شدن این عضله پیامدهای بالینی واضحی به همراه دارد. برای مثال، در بیمارانی که دچار آسیب‌های مغزی نظیر سکته مغزی یا آسیب عصب صورتی می‌شوند، تجمع غذا بین گونه و دندان‌ها به صورت بالینی و مکرر دیده می‌شود. این عارضه شایع مستقیماً ناشی از فلج شدن عضله buccinator است که دیگر توانایی فشردن گونه را ندارد؛ و برخلاف تصورات اشتباه، ناشی از فلج عضله masseter (یکی از عضلات اصلی جویدن) نیست. شناخت این تفاوت‌های ساختاری و عملکردی به تشخیص درست فلج عضلات در معاینات بالینی کمک شایانی می‌کند.

برای مثال، در بیماران دچار آسیب مغزی که عضله buccinator آن‌ها فلج شده است، ذرات غذا بین دندان‌های molar و دیواره گونه تجمع می‌یابد، زیرا نیروی فشاری گونه حذف شده است.

بدین ترتیب، عضلات گونه و دور دهانی با اتصالات منظم خود به مودیولوس و فشرده‌سازی دیواره‌های دهان، عملکردهای پیچیده زیستی را اداره می‌کنند.

واژگان کلیدی

مودیولوس (modiolus)
نقطه تقاطع فیبروماسکیولار در گوشه دهان که محل اتصال عضلات مختلف دهانی مانند zygomaticus major است.
عضله levator anguli oris
عضله‌ای که از حفره سگی (canine) استخوان maxilla منشأ گرفته و به مودیولوس متصل می‌شود.
عضله buccinator
عضله شیپوری گونه که با فشردن دیواره گونه به دندان‌های molar به انتقال غذا در حین بلع کمک می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه عضله zygomaticus minor به modiolus متصل می‌شود؛ در حالی که تنها عضله zygomaticus major به طور دقیق به این نقطه اتصال دارد.
  • تصور اینکه تجمع غذا بین گونه و دندان‌ها به دلیل فلج عضله masseter رخ می‌دهد؛ در صورتی که این نقص بالینی به دلیل فلج عضله buccinator است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مودیولوس (modiolus) ساختاری متراکم در گوشه دهان است که محل اتصال چندین عضله چهره به شمار می‌آید.
  • عضله levator anguli oris از حفره canine استخوان maxilla شروع شده و به modiolus ختم می‌شود.
  • عضله zygomaticus major به طور دقیق به modiolus متصل می‌شود ولی عضله zygomaticus minor چنین اتصالی ندارد.
  • وظیفه اصلی عضله buccinator، فشردن دیواره گونه بر روی دندان‌های molar در حین جویدن است.
  • تجمع غذا بین گونه و دندان‌ها در بیماران آسیب مغزی ناشی از فلج عضله buccinator است و ربطی به عضله masseter ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اصطلاح مودیولوس در لاتین به معنای «محور چرخ» است و این نام‌گذاری به دلیل نقشی است که این ساختار به عنوان مرکز چرخش و اتصال عضلات متعدد در حرکات پیچیده لب‌ها ایفا می‌کند. این نقطه کوچک هماهنگی بین خندیدن، فوت کردن، سوت زدن و حتی صحبت کردن را ممکن می‌سازد و پزشکان در جراحی‌های ترمیمی صورت تلاش زیادی برای حفظ یا بازسازی دقیق آن انجام می‌دهند.

رافه تریگومندیبولار و عضلات جویدن

رافه تریگومندیبولار (pterygomandibular raphe) یک ساختار رباطی و کلاژنی بسیار مهم در عضلات سر و گردن است که به عنوان مرز و محل اتصال عضلات کلیدی دهان و حلق عمل می‌کند. این رافه نقشی حیاتی در پایداری عضلات دیواره جانبی دهان و حلق دارد. از نظر موقعیت آناتومیک، رافه تریگومندیبولار بین قلاب پتریگوئید (pterygoid hamulus) در بالا و انتهای خلفی خط مایلوهیوئید (mylohyoid line) در پایین (در نزدیکی زائده coronoid مندیبل) کشیده شده است. یکی از نکات کالبدشناسی که معمولاً در آزمون‌ها مطرح می‌شود، عدم اتصال عضله middle constrictor (تنگ‌کننده میانی حلق) به این رافه است؛ در حالی که عضله buccinator (شیپوری) به طور مستقیم به رافه تریگومندیبولار متصل می‌گردد و از آن منشأ می‌گیرد.

رافه pterygomandibular بین قلاب pterygoid و انتهای خلفی خط mylohyoid کشیده شده و محل اتصال عضله buccinator (و نه middle constrictor) است.

موقعیت رافه تریگومندیبولار و نزدیکی آن به بخش‌های استخوانی مندیبل (فک پایینی) اهمیت بالینی خاصی دارد. به عنوان نمونه، شکستگی در زائده coronoid مندیبل (و نه زائده condylar) به دلیل مجاورت بسیار نزدیک با رافه تریگومندیبولار، می‌تواند عملکرد عضلات متصل به آن را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. آسیب به این ساختار استخوانی باعث کشش غیرطبیعی یا پارگی نسبی اتصالات رافه شده و به تبع آن عملکرد انقباضی عضله buccinator مختل می‌گردد که بارزترین نشانه بالینی آن، اختلال در عمل فوت کردن و پوزخند زدن است.

در مجاورت این نواحی، عضلات جونده (muscles of mastication) قرار دارند که حرکات فک پایینی را کنترل می‌کنند. سه عضله اصلی جونده که با انقباض خود باعث بسته شدن دهان (بالا بردن مندیبل) می‌شوند شامل عضلات temporalis (گیجگاهی)، medial pterygoid (پتریگوئید داخلی) و masseter (ماستر) هستند. این سه عضله با همکاری یکدیگر نیروی لازم برای خرد کردن غذا را فراهم می‌آورند. در مقابل، عضله lateral pterygoid (پتریگوئید خارجی) برخلاف عضلات فوق، در بسته شدن دهان نقشی ندارد بلکه وظیفه اصلی آن کمک به باز کردن دهان (پایین آوردن مندیبل) است. شناخت تفکیک وظایف این عضلات برای ارزیابی اختلالات مفصل گیجگاهی‌فکی بسیار حائز اهمیت است.
عضله جوندهعملکرد (دهان)
temporalisبستن دهان
medial pterygoidبستن دهان
masseterبستن دهان
lateral pterygoidباز کردن دهان

واژگان کلیدی

رافه pterygomandibular
ساختار رباطی بین قلاب pterygoid و انتهای خلفی خط mylohyoid که محل اتصال عضله buccinator است.
زائده coronoid
زائده استخوانی در بخش قدامی فوقانی شاخ مندیبل که به دلیل مجاورت با رافه تریگومندیبولار، شکستگی آن بر عمل فوت کردن اثرگذار است.
عضلات جونده (mastication)
گروهی از عضلات شامل temporalis، masseter و medial pterygoid که دهان را می‌بندند و lateral pterygoid که دهان را باز می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه رافه pterygomandibular بین قلاب pterygoid و انتهای قدامی خط mylohyoid قرار دارد؛ در حالی که به انتهای خلفی این خط متصل است.
  • باور به اینکه عضله middle constrictor به رافه تریگومندیبولار متصل می‌شود؛ در صورتی که عضله متصل به آن buccinator است.
  • اشتباه در این ادعا که شکستگی زائده condylar بیشترین اختلال را در فوت کردن ایجاد می‌کند؛ چرا که شکستگی زائده coronoid به دلیل نزدیکی به رافه این مشکل را پدید می‌آورد.
  • تصور اینکه عضله lateral pterygoid باعث بسته شدن دهان می‌شود؛ در حالی که این عضله مسئول باز کردن دهان است و سه عضله دیگر دهان را می‌بندند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رافه pterygomandibular پیوندگاهی بین قلاب pterygoid و انتهای خلفی خط mylohyoid است.
  • عضله buccinator به رافه pterygomandibular متصل می‌شود، اما عضله middle constrictor به آن اتصالی ندارد.
  • شکستگی زائده coronoid مندیبل به علت نزدیکی به رافه، باعث اختلال در انقباض عضله buccinator و عمل فوت کردن می‌شود.
  • سه عضله temporalis، medial pterygoid و masseter وظیفه بالا بردن مندیبل و بستن دهان را بر عهده دارند.
  • عضله lateral pterygoid برعکس سایر عضلات جونده، به پایین آوردن مندیبل و باز کردن دهان کمک می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

در دندانپزشکی، رافه تریگومندیبولار یک نشانه آناتومیک بسیار مهم برای انجام بلاک عصب آلوئولار تحتانی (تزریق بی‌حسی دندانپزشکی) است. دندانپزشک سوزن را درست در مجاورت و خارج این رافه وارد می‌کند تا عصب حسی فک پایین را بدون آسیب رساندن به عروق و اعصاب دیگر بی‌حس کند. خطا در شناسایی این رافه می‌تواند منجر به عدم بی‌حسی موثر یا تزریق در ماهیچه‌های اطراف و ایجاد درد شدید پس از تزریق شود.

خلاصهٔ درس

عضلات چهره چگونه کنترل می‌شوند؟

Anatomy · Face and Neck Muscles

مسیر و شاخه‌های عصب صورتی

  • زوج ۷ مغزی: عصب اصلی کنترل عضلات حالت‌دهنده چهره
  • مسیر خروج: عبور از سوراخ استایلوماستوئید و ورود به غده پاروتید
  • ۵ شاخه حرکتی: ترتیب فوقانی به تحتانی از گیجگاهی تا گردنی
  • عضله ریسوریوس: عصب‌دهی کامل با عصب صورتی، بدون نقش مندیبولار
  • عضلات لب تحتانی: عصب‌دهی با شاخه دهانی (buccal) عصب صورتی
سوراخ استایلوماستوئید (Stylomastoid)
مجرای خروج عصب ۷ از جمجمه

نکته: در فلج بل، التهاب عصب صورتی در خروجی جمجمه باعث فلج موقت عضلات یک طرف صورت می‌شود.

عضلات بالایی چهره و چشم

  • عضله حلقوی چشم: مسئول بستن شکاف پلکی تحت عصب‌دهی عصب صورتی
  • بخش پلکی حلقوی چشم: آنتاگونیست آن عضله بالابرنده (levator) است
  • بخش اوربیتال حلقوی چشم: آنتاگونیست آن عضله پیشانی (frontalis)
  • عضله پیشانی‌پس‌سری: قدامی با temporal و خلفی با posterior auricular
  • عضله هرمی (procerus): کشش پوست به پایین ← ایجاد چین عرضی بین ابروها
حلقوی چشم (Orbicularis oculi)
عضله مسئول بستن پلک با عصب صورتی

نکته: در تزریق بوتاکس، فلج موقت عضله پروستروس مانع چین اخم و فرونتالیس مانع چروک پیشانی می‌شود.

عضلات دهان، گونه و مودیولوس

  • مودیولوس: نقطه اتکای فیبروماسکیولار و محل اتصال عضلات گوشه دهان
  • گونه‌ای بزرگ (major): اتصال به مودیولوس؛ نه گونه‌ای کوچک (minor)
  • بالابرنده گوشه دهان: شروع از حفره سگی ماگزیلا ← اتصال به مودیولوس
  • عضله شیپوری (buccinator): فشردن گونه به دندان مولار جهت انتقال غذا
  • فلج شیپوری: تجمع غذا بین گونه و دندان؛ نه فلج عضله ماستر (masseter)
مودیولوس (Modiolus)
نقطه تقاطع عضلات مختلف چهره در گوشه دهان

نکته: مودیولوس به معنای محور چرخ است و هماهنگی بین خندیدن، فوت کردن و صحبت کردن را ممکن می‌سازد.

مجاورت‌ها و اتصالات رافه

  • رافه تریگومندیبولار: ساختار رباطی جهت پایداری عضلات دهان و حلق
  • مسیر رافه: بین قلاب پتریگوئید و انتهای خلفی خط مایلوهیوئید
  • اتصال مستقیم: عضله شیپوری (buccinator)؛ نه تنگ‌کننده میانی حلق
  • شکستگی زائده کرونوئید: اختلال در انقباض عضله شیپوری و عمل فوت کردن
  • تأثیر شکستگی فک: آسیب کرونوئید مخل فوت کردن است؛ نه زائده کندیلار
پتریگومندیبولار (Pterygomandibular)
رافه رباطی متصل به عضله شیپوری

نکته: در دندانپزشکی، رافه تریگومندیبولار نشانه بالینی تزریق بی‌حسی فک پایین است.

عملکرد عضلات جونده

  • عضلات جونده: مسئول کنترل حرکات فک پایینی و خرد کردن غذا
  • بستن دهان: با همکاری عضلات گیجگاهی، ماستر و پتریگوئید داخلی
  • باز کردن دهان: کارکرد اختصاصی عضله پتریگوئید خارجی (lateral)
  • بالا بردن مندیبل: فاقد حضور عضله پتریگوئید خارجی (lateral)
  • اختلالات مفصل گیجگاهی‌فکی: لزوم ارزیابی عملکرد عضلات جونده
عضلات جونده (Mastication)
گروه عضلانی مسئول باز و بسته کردن دهان

نکته: خطا در تعیین محل رافه می‌تواند منجر به تزریق نادرست در ماهیچه‌های اطراف و ایجاد درد شدید شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • محل خروج عصب صورتی سوراخ استایلوماستوئید است، نه سوراخ جوگولار
  • عضلات لب تحتانی توسط شاخه دهانی (buccal) عصب‌دهی می‌شوند، نه فک تحتانی
  • عضله حلقوی چشم با عصب صورتی تحریک می‌شود، نه عصب حرکتی چشم
  • تجمع غذا در گونه ناشی از فلج عضله شیپوری است، نه ضعف عضله ماستر
  • عضله متصل به رافه تریگومندیبولار، buccinator است نه تنگ‌کننده میانی
  • عضله پتریگوئید خارجی دهان را باز می‌کند؛ سه عضله دیگر دهان را می‌بندند

یک تست از این درس

خودت را بسنج

پزشکی در بیمارستان با یک بیمار مواجه می‌شود که پس از آسیب مغزی، در حین بلع غذا دچار تجمع لقمه بین گونه و دندان‌های آسیای بزرگ خود شده و همچنین چین عرضی روی پوست بین دو ابروی او در معاینه تشکیل نمی‌شود. فلج کدام عضلات توصیف‌کننده این یافته‌های بالینی است؟

  1. تجمع غذا در دهان بیمار ناشی از فلج عضله masseter است که به طور معمول گونه را به دندان‌های مولار می‌فشارد، و عدم وجود چین بین دو ابرو ناشی از نقص در انقباض عضله procerus می‌باشد.
  2. تجمع غذا در دهان بیمار ناشی از فلج عضله buccinator است که به طور معمول گونه را به دندان‌های مولار می‌فشارد، و عدم وجود چین بین دو ابرو ناشی از انقباض بیش از حد عضله masseter است.
  3. تجمع غذا در دهان بیمار ناشی از فلج عضله buccinator است که به طور معمول گونه را به دندان‌های مولار می‌فشارد، و عدم وجود چین بین دو ابرو نشان‌دهنده اختلال در انقباض عضله procerus می‌باشد.
  4. تجمع غذا در دهان بیمار ناشی از فلج عضله masseter است که به طور معمول گونه را به دندان‌های مولار می‌فشارد، و عدم وجود چین بین دو ابرو نشان‌دهنده اختلال در انقباض عضله buccinator است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

گزینه ۳ صحیح است. بر اساس کارت‌های آموزشی، وظیفه اصلی عضله buccinator (شیپوری) فشردن گونه به دندان‌های مولار (آسیای بزرگ) است که مانع از تجمع غذا بین گونه و دندان‌ها در حین بلع می‌شود و فلج این عضله عامل این عارضه در بیماران با آسیب مغزی است، نه عضله masseter (کارت ۱۴ و ۱۵). همچنین انقباض عضله procerus (هرمی) باعث ایجاد چین عرضی روی پوست بین دو ابرو می‌شود و نقص در عملکرد آن مانع ایجاد این چین می‌گردد (کارت ۱۶). بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: تجمع لقمه غذا به علت فلج عضله buccinator رخ می‌دهد و عضله masseter نقشی در فشردن گونه به دندان‌های مولار ندارد (کارت ۱۵). گزینه ۲: عدم وجود چین عرضی در بین دو ابرو به علت نقص در عملکرد عضله procerus است و ارتباطی به انقباض عضله masseter ندارد (کارت ۱۶). گزینه ۴: اولاً تجمع غذا به علت فلج عضله buccinator است، نه masseter (کارت ۱۵). ثانیاً عدم وجود چین عرضی بین دو ابرو نشان‌دهنده اختلال در انقباض عضله procerus است، نه buccinator (کارت ۱۶).

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی