دستهبندی و نشانهشناسی اختلالات خلقی و دوقطبی
تمایز خلق و عاطفه
در نشانهشناسی اختلالات روانی، تفکیک میان خلق (mood) و عاطفه (affect) اهمیت اساسی دارد. خلق به حالت احساسی نافذ، پایدار و عمیقی اطلاق میشود که به صورت درونی توسط خود بیمار تجربه و گزارش میگردد؛ در حالی که عاطفه، نما و تجلی بیرونی، موقت و زودگذر این حالت احساسی درون فرد است که توسط دیگران مشاهده میشود. بر اساس راهنمای تشخیصی DSM-۵، مفهوم یکپارچه اختلالات خلقی که در نسخههای پیشین وجود داشت، کنار گذاشته شده و این اختلالات به دو فصل کاملاً مجزا شامل اختلالات افسردگی و اختلالات دوقطبی و اختلالات مرتبط تقسیم شدهاند. در این میان، ملال (dysphoria) ویژگی اصلی اختلالات افسردگی و سرخوشی (euphoria) یا شیدایی ویژگی متمایزکننده اختلالات دوقطبی است.
دورههای شیدایی (مانیا) و هیپومانیا
دوره شیدایی (mania) با خلق نابهنجار بالا، گشاده، یا تحریکپذیر همراه با افزایش مداوم فعالیت هدفمند یا انرژی مشخص میشود که باید حداقل به مدت ۱ هفته (یا هر مدتی اگر بستری شدن بیمار ضروری باشد) ادامه یابد. این تغییرات باید به افت شدید عملکرد اجتماعی یا شغلی منجر شده یا نیازمند بستری شدن در بیمارستان جهت جلوگیری از صدمه به خود و دیگران باشد. در مقابل، دوره هیپومانیا (hypomania) یا شیدایی خفیف نیازمند تداوم علائم برای حداقل ۴ روز پیاپی است، اما شدت علائم آن به حدی نیست که منجر به افت شدید عملکرد اجتماعی-شغلی یا نیاز به بستری شدن شود. در هر دو دوره، کاهش نیاز به خواب (مثلاً احساس سرحالی تنها پس از ۳ ساعت خواب) از علائم اولیه و هشداردهنده شایع است.
دستهبندی اختلالات دوقطبی و ادواری
تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک مستلزم تجربه حداقل ۱ دوره شیدایی کامل در طول عمر است؛ هرچند دورههای افسردگی یا هیپومانیا در این بیماران شایع است، اما برای تشخیصگذاری الزامی نیستند. بیماران دچار مانیای یکقطبی یا خالص نیز در این طبقه قرار میگیرند زیرا سرانجام فاز افسردگی را تجربه خواهند کرد. اختلال دوقطبی نوع دو با تجربه دورههای افسردگی اساسی و هیپومانیا مشخص میشود. اختلال خلق ادوارهای (سیکلوتایمی) نوعی نوسان خلقی مزمن است که در بزرگسالان حداقل ۲ سال و در کودکان و نوجوانان ۱ سال تداوم دارد و فرد نباید هر بار بیش از ۲ ماه پیاپی بدون نشانه باقی بماند.
خلق حالت احساسی درونی، عمیق و پایدار است، در حالی که عاطفه تجلی بیرونی و زودگذر آن به شمار میآید. این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
| ویژگی | دوره شیدایی (مانیا) | دوره هیپومانیا |
|---|---|---|
| حداقل مدت علائم | ۱ هفته (یا هر مدت در صورت بستری) | ۴ روز پیاپی |
| افت عملکرد شغلی/اجتماعی | ✓ (شدید) | ✗ (خفیف یا بدون اختلال) |
| نیاز به بستری شدن | ✓ (در موارد شدید) | ✗ (هرگز) |
برای مثال، عقاید بزرگمنشی در کودکان شیدا زمانی ملاک تشخیصی محسوب میشود که بر خلاف شواهد آشکار وجود داشته باشد؛ مانند کودکی که اصرار دارد میتواند با هواپیماها ارتباط تلهپاتیک برقرار کند و این ادعا رفتار عادی او را کاملاً مختل کند.
واژگان کلیدی
- خلق (Mood)
- حالت احساسی درونی، عمیق و پایداری که بیمار تجربه و گزارش میکند و بر ادراک او از جهان تأثیر میگذارد.
- عاطفه (Affect)
- نما و تجلی بیرونی، موقت و مشهود حالت احساسی درونی فرد در یک لحظه خاص.
- شیدایی (Mania)
- دوره خلقی شدید با افزایش انرژی، خلق بالا یا تحریکپذیر به مدت حداقل ۱ هفته که عملکرد فرد را مختل میکند.
- شیدایی خفیف (Hypomania)
- دوره خلقی خفیفتر از شیدایی به مدت حداقل ۴ روز که بدون افت شدید عملکرد یا نیاز به بستری شدن سپری میشود.
- اختلال خلق ادوارهای (Cyclothymia)
- اختلال خلقی مزمن با دورههای خفیف هیپومانیک و افسردگی به مدت حداقل ۲ سال در بزرگسالان.
اشتباههای رایج
- تصور اشتباه اینکه تشخیص دوقطبی نوع یک مستلزم تجربه دوره افسردگی است؛ در حالی که تنها وجود حداقل ۱ دوره مانیا برای تشخیص کافی است.
- اشتباه گرفتن کاهش نیاز به خواب در شیدایی با بیخوابی؛ در بیخوابی فرد مایل به خوابیدن است ولی نمیتواند، اما در کاهش نیاز به خواب فرد با خواب بسیار کم احساس خستگی نمیکند.
- اشتباه گرفتن خلق و عاطفه؛ خلق حالت احساسی پایدار و درونی است و عاطفه تجلی بیرونی و موقت آن است.
- تصور اینکه دوره هیپومانیا نیز مانند مانیا نیازمند ۱ هفته تداوم علائم است؛ در حالی که حداقل ۴ روز پیاپی برای هیپومانیا کافی است.
جمعبندی این مفهوم
- خلق حالت احساسی درونی و پایدار است، در حالی که عاطفه تجلی بیرونی و موقت احساسات فرد به شمار میرود.
- در راهنمای DSM-۵ اختلالات خلقی به دو فصل مجزای اختلالات افسردگی و اختلالات دوقطبی تقسیم شدهاند.
- دوره مانیا حداقل ۱ هفته طول میکشد و عملکرد را مختل میکند، در حالی که هیپومانیا حداقل ۴ روز طول کشیده و فاقد افت عملکرد شدید است.
- تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک تنها نیازمند تجربه حداقل ۱ دوره شیدایی (مانیا) در طول عمر بیمار است.
- اختلال خلق ادوارهای نوسان خلقی مزمنی است که حداقل ۲ سال در بزرگسالان و ۱ سال در کودکان تداوم دارد.
نکتهٔ تکمیلی
امیل کرپلین روانپزشک نامدار آلمانی، برای اولین بار اصطلاح جنون مانیا-افسردگی را معرفی کرد و مشخص ساخت که این اختلال، بر خلاف دمانس زودرس (اسکیزوفرنی)، سیر رو به زوال و تخریب دائمی شخصیت ندارد. جالب است بدانید که در دوره مانیا، افراد به علت افزایش انرژی و تکانشگری بالا اغلب پروژههای متعددی را با آگاهی و شناخت بسیار کم از موضوع آغاز میکنند که این پروژهها به صورت همپوش و ناتمام رها میشوند و کوهی از مشکلات مالی و ارتباطی به بار میآورند.