نشانگان بالینی دلیریوم
اختلالات شناختی ناشی از آسیبهای مغزی، بیماریهای طبی یا مواد سمی، کارکردهای عالی مغز نظیر قضاوت، استدلال، حافظه، تفکر و حل مسئله را دستخوش تخریب میکنند. در گذشته، روانپزشکی سنتی برای تشخیص اختلالات عضوی مغز وجود یک حالت بیمارگون قابل شناسایی مانند تومور، بیماری عروقی یا مسمومیت دارویی را الزامی میدانست. یکی از شایعترین این اختلالات، دلیریوم است. دلیریوم یک بیماری مستقل بیولوژیک نیست، بلکه یک سندرم (نشانگان) بالینی است که با شروع حاد و ناگهانی و سیر کوتاهمدت و نوساندار مشخص میشود. علائم دلیریوم معمولاً هنگام عصر و شب، به دلیل کاهش محرکهای بیرونی، شدت مییابد. ویژگی کلاسیک دلیریوم این است که با شناسایی و رفع کامل عوامل سببی زمینهای، با بهبود سریع همراه بوده و نشانهها معمولاً ظرف ۳ تا ۷ روز (و حداکثر تا ۲ هفته) فروکش میکنند، هرچند در سالمندان این فرآیند بهبود بیشتر طول میکشد.
دلیریوم یک سندرم حاد و نوساندار است که با نقص توجه و تغییر سطح هوشیاری مشخص میشود و با رفع علت زمینهای، بهبود سریعی دارد.
از نظر سببشناسی، علاوه بر نقش اساسی انتقالدهنده عصبی استیلکولین، آسیب یا درگیری ساختاری در تشکیلات شبکهای ساقه مغز که مسئول تنظیم توجه و انگیختگی است، در بروز دلیریوم نقش دارد. شایعترین ویژگی فیزیولوژیک دلیریوم، تغییر در سوختوساز مغز است که در نوار مغزی (EEG) به صورت کندی بارز در فعالیت الکتریکی مغز منعکس میشود. دلیریوم به دو نوع بالینی تقسیم میشود: بیشفعال (Hyperactive) که با بیقراری، رفتارهای برانگیخته، راه رفتن کورمال و حرکات ناگهانی مشخص میشود، و کمفعال (Hypoactive) که با منگی، رخوت و کندی همراه است. این اختلال در میان کودکان، سالمندان، افراد با سابقه آسیب مغزی، مبتلایان به دیابت، سوءتغذیه، وابستگان به الکل و افرادی با جنسیت مذکر شیوع بیشتری دارد. شیوع آن در جامعه حدود ۱ تا ۲ درصد است اما با افزایش سن به شدت بالا رفته و در افراد بالای ۸۵ سال به ۱۴ درصد میرسد.
| ویژگی متمایزکننده | دلیریوم بیشفعال | دلیریوم کمفعال |
|---|---|---|
| وضعیت حرکتی | بیقراری و برانگیختگی | کندی و منگی |
| حرکات بدن | ناگهانی و کورمال | رخوتزده |
| شیوع و تشخیص | بارزتر | مشابه افسردگی |
تشخیص افتراقی دلیریوم از سایر اختلالات روانپزشکی بسیار حیاتی است. توهمات در دلیریوم برخلاف اسکیزوفرنی، ماهیتی بیثبات، بینظم و بدون سازمان خاص دارند و با هذیانها هماهنگ نیستند. همچنین دلیریوم کمفعال به دلیل کندی حرکتی ممکن است با افسردگی اشتباه گرفته شود، اما وجود کندی بارز امواج در EEG دلیریوم به خوبی این دو را متمایز میسازد. از سوی دیگر، اختلالات تجزیهای هرچند با فراموشی همراهند، اما فاقد تخریب کلی شناختی، ناهنجاری روانی-حرکتی و اختلال خواب اختصاصی دلیریوم هستند.
واژگان کلیدی
- دلیریوم
- نشانگان بالینی حاد و نوساندار مشخصشده با نقص توجه، کاهش سطح هوشیاری و آشفتگی در شناخت و خواب
- تشکیلات شبکهای
- ساختاری در ساقه مغز که تنظیمکننده اصلی توجه، هوشیاری و انگیختگی به شمار میرود
- دلیریوم کمفعال
- نوعی از دلیریوم که با رخوت، منگی و کندی روانی-حرکتی تظاهر میکند و اغلب با افسردگی اشتباه گرفته میشود
اشتباههای رایج
- اشتباه گرفتن دلیریوم به عنوان یک بیماری زیستی مستقل؛ دلیریوم یک نشانگان (سندرم) ثانویه ناشی از بیماری طبی، مسمومیت یا آسیب مغزی است.
- تصور اینکه روند بهبود علائم دلیریوم پس از رفع علت زمینهای بسیار طولانی است؛ در واقع ویژگی کلاسیک آن بهبود سریع طی ۳ تا ۷ روز است، هرچند در سالمندان بیشتر طول میکشد.
- یکسان پنداشتن توهمات دلیریوم با اسکیزوفرنی؛ توهمات دلیریوم بیثبات و نامنظم هستند، در حالی که توهمات اسکیزوفرنی باثبات و سازمانیافتهاند.
جمعبندی این مفهوم
- شناخت شامل کارکردهایی عالی مغز نظیر حافظه، تفکر، قضاوت، حل مسئله و استدلال است.
- دلیریوم یک سندرم با شروع ناگهانی، سیر نوساندار و بدتر شدن علائم در شب به علت کاهش محرکهاست.
- نقص در انتقالدهنده عصبی استیلکولین و درگیری تشکیلات شبکهای ساقه مغز از علل فیزیولوژیک اصلی آن هستند.
- نوار مغزی دلیریوم نشاندهنده کندی بارز امواج الکتریکی مغز است که به افتراق نوع کمفعال از افسردگی کمک میکند.
- بهبود دلیریوم پس از رفع علت زمینهای معمولاً سریع و ظرف ۳ تا ۷ روز اتفاق میافتد، هرچند با سن رابطه عکس دارد.
نکتهٔ تکمیلی
یکی از دلایل شایع دلیریوم در بخشهای مراقبت ویژه (ICU)، «محرومیت حسی» یا «اضافهبار حسی» است. بیمارانی که در اتاقهای بدون پنجره بستری هستند و صدای مداوم دستگاهها را میشنوند، ریتم شبانهروزی خود را از دست میدهند. به همین دلیل امروزه در طراحی بخشهای بیمارستانی تلاش میشود از نور طبیعی روز استفاده شود تا شیوع این اختلال شناختی کاهش یابد.