اختلالات مرتبط با مواد

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

اختلالات مرتبط با مواد در ۵-DSM

داروهایی که مورد سوءمصرف قرار می‌گیرند، برخلاف رفتارهای انطباقی طبیعی، گذرگاه‌ها و سیستم پاداش مغز را به صورت مستقیم فعال می‌کنند. این فعال‌سازی مفرط و شدید که در تقویت رفتارها و تولید خاطرات مشارکت دارد، موجب می‌شود فرد از فعالیت‌های عادی روزمره غفلت کند. در راهنمای تشخیصی ۵-DSM، تغییرات بسیار مهمی در طبقه اختلالات مرتبط با مواد اعمال شده است. یکی از برجسته‌ترین تغییرات، ادغام دو طبقه تشخیصی مستقل سوءمصرف مواد و وابستگی به مواد در یک طبقه واحد به نام اختلالات اعتیادی و مرتبط با مواد است؛ چرا که شواهد نشان دادند مرز مشخصی میان این دو وجود ندارد و هر دو روی یک پیوستار (بعد) قرار می‌گیرند. بر همین اساس، در ۵-DSM وجود حداقل دو معیار بالینی از فهرست ملاک‌ها برای تشخیص اختلال مصرف مواد الزامی است (در حالی که در DSM-IV-TR تنها یک ملاک کافی بود)؛ این تغییر به حل مشکل تشخیصی موسوم به یتیم‌های بی‌تشخیص (افرادی که نشانه‌های بالینی خفیف داشتند اما واجد شرایط تشخیصی نبودند) کمک کرده است.

در ۵-DSM، تشخیص «وابستگی به چند ماده» حذف شده و معیار مشکلات قضایی جای خود را به معیار بالینی هوس یا ولع مصرف (Craving) داده است.

تغییرات ملاک‌ها در ۵-DSM شامل حذف نشانه مشکلات قضایی مرتبط با مواد و جایگزینی آن با معیار بالینی Craving (هوس یا میل شدید به مصرف) است. همچنین در صورتی که بیمار چندین ماده را همزمان مصرف کند، تشخیص منسجم وابستگی به چند ماده صادر نمی‌شود، بلکه هر ماده باید به طور جداگانه ثبت گردد. در حوزه سندرم‌های پرهیز، دو اختلال جدید یعنی سندرم پرهیز از حشیش و سندرم پرهیز از کافئین به راهنمای جدید تشخیصی اضافه شده‌اند. از سوی دیگر، اختلالات مرتبط با مواد به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: ۱- اختلالات مصرف مواد (Substance Use Disorders) و ۲- اختلالات ناشی از مواد (Substance-Induced Disorders) که شامل مسمومیت، ترک و سایر اختلالات روانی ناشی از مواد (نظیر افسردگی و اضطراب ناشی از مصرف) است.

شاخص مقایسهراهنمای DSM-IV-TRراهنمای ۵-DSM
طبقه‌بندی مواددو طبقه مجزای سوءمصرف و وابستگییک طبقه واحد ادغام‌شده روی پیوستار
حداقل ملاک لازمیک ملاک بالینیدو ملاک بالینی
معیار قضایی vs هوسوجود معیار مشکلات قضاییحذف معیار قضایی و افزودن Craving

در بخش اعتیادهای رفتاری، اختلال قماربازی (Gambling Disorder) نخستین و تنها اختلال رفتاری رسمی است که در ۵-DSM تحت این فصل طبقه‌بندی شده است؛ زیرا رفتارهای قماربازی سیستم پاداش مغز را مشابه مواد فعال کرده و نشانه‌های بالینی مشابهی ایجاد می‌کنند. در مقابل، سایر الگوهای اعتیاد رفتاری مانند اعتیاد به بازی‌های اینترنتی، خرید، ورزش یا رابطه جنسی به دلیل عدم وجود شواهد پژوهشی دقیق، به طور رسمی به عنوان اختلال منظور نشده‌اند.

واژگان کلیدی

هوس یا ولع مصرف
میل شدید، مقاومت‌ناپذیر و روانی فرد برای مصرف مجدد ماده که به عنوان معیار جدید در ۵-DSM اضافه شده است
یتیم‌های بی‌تشخیص
افرادی که علائم خفیف سوءمصرف مواد را داشتند اما با ملاک‌های تک‌موردی DSM-IV-TR بدون تشخیص رسمی می‌ماندند و مشکل آنها در ۵-DSM حل شد
اختلالات ناشی از مواد
طبقه‌ای از اختلالات مرتبط با مواد شامل مسمومیت، ترک و اختلالات روان‌پزشکی ثانویه که مستقیماً بر اثر مصرف مواد القا می‌شوند

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه در ۵-DSM سوءمصرف و وابستگی به عنوان دو تشخیص مستقل حفظ شده‌اند؛ این دو در یک طبقه واحد ادغام شده‌اند.
  • تصور اینکه هنوز مشکلات قضایی یک معیار تشخیصی است؛ مشکلات قضایی حذف شده و هوس یا ولع مصرف (Craving) جایگزین آن شده است.
  • فرض تشخیصی وابستگی به چند ماده در صورت مصرف همزمان؛ این تشخیص در ۵-DSM حذف شده و هر ماده باید جداگانه ثبت شود.
  • تصور اینکه اعتیاد به بازی‌های اینترنتی یا خرید به طور رسمی در ۵-DSM به عنوان اختلال پذیرفته شده‌اند؛ تنها قماربازی به عنوان اختلال رفتاری رسمی پذیرفته شده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مواد سوءمصرف به صورت مستقیم و شدید سیستم پاداش مغز را فعال کرده و منجر به تقویت رفتار و غفلت از امور عادی می‌شوند.
  • در ۵-DSM تشخیص‌های مستقل سوءمصرف و وابستگی به دلیل قرارگیری روی یک پیوستار ادغام شده‌اند.
  • برای تشخیص اختلال مصرف مواد در ۵-DSM، وجود حداقل دو ملاک بالینی الزامی است.
  • معیار مشکلات قضایی حذف شده و معیار هوس مصرف (Craving) به همراه سندرم‌های ترک حشیش و کافئین اضافه شده‌اند.
  • اختلال قماربازی تنها اعتیاد رفتاری پذیرفته شده است و مواردی چون اعتیاد اینترنتی یا خرید رسمیت ندارند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از دلایلی که باعث شد اعتیاد به بازی‌های ویدئویی و اینترنتی بر خلاف قماربازی به طور رسمی در بدنه اصلی ۵-DSM پذیرفته نشود و تنها در بخش سوم (نیازمند پژوهش بیشتر) قرار گیرد، تفاوت در پیامدهای مالی و سیستم‌های پاداش است. در قماربازی، پاداش‌ها غیرقابل پیش‌بینی و مبتنی بر شانس هستند که ترشح بسیار شدیدتر و ناگهانی دوپامین را به همراه دارند، شبیه به مکانیسم کوکائین. از طرفی بازی‌های اینترنتی دارای پاداش‌های ساختاریافته‌تر و تدریجی هستند. با این حال، سازمان جهانی بهداشت (WHO) در طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها (ICD-۱۱)، «اختلال بازی‌های ویدئویی» را به عنوان یک بیماری رسمی پذیرفته است.

مبانی بالینی و ابعاد روان‌شناختی اختلال مصرف مواد

تعاریف بالینی و تحول در اصطلاحات

در روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی، مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با مصرف مواد در طول زمان تکامل یافته‌اند. امروزه اصطلاح وابستگی دارویی جایگزین اصطلاح قدیمی‌تر اعتیاد شده است. در تعریف وابستگی دارویی، تفکیک مهمی بین جنبه‌های مختلف آن وجود دارد. وابستگی رفتاری بر فعالیت‌های موادجویی فرد و الگوهای مصرف بیمارگون تأکید دارد، در حالی که وابستگی جسمی به اثرات فیزیولوژیک دوره‌های متعدد مصرف مواد اطلاق می‌شود. علاوه بر این، وابستگی روانی یا خوگیری با تمایل شدید، مداوم یا متناوب به مصرف مواد به منظور اجتناب از حالت ملال مشخص می‌شود.

اصطلاح وابستگی دارویی جایگزین اصطلاح قدیمی «اعتیاد» شده است و شامل دو جنبه متمایز وابستگی رفتاری (تمرکز بر فعالیت‌های موادجویی) و وابستگی جسمی (تمرکز بر اثرات فیزیولوژیک) می‌شود.

ملاک‌های تشخیصی و تغییرات مغزی

اختلالات مصرف مواد بر اساس ملاک‌های بالینی دقیقی تشخیص داده می‌شوند. یکی از ملاک‌های مهم در طبقه کنترل معیوب، مصرف ماده در مقادیر بیشتر یا طی دوره‌ای طولانی‌تر از تصمیم اولیه فرد است. نشانگان ترک نیز زمانی رخ می‌دهد که فرد مصرف زیاد و طولانی‌مدت خود را متوقف کرده یا کاهش دهد. اختلال مصرف مواد می‌تواند برای هر ۱۵ طبقه مواد به کار رود، اما کافئین از این قاعده مستثنی بوده و تشخیص اختلال مصرف مواد برای آن مطرح نمی‌شود. همچنین، مسمومیت ناشی از مواد برای تمام مواد کاربرد دارد به جز توتون که نشانگان مسمومیت برای آن تعریف نمی‌شود. از دیدگاه عصب‌شناختی، اعتیاد یک بیماری مغزی است؛ زیرا تبدیل مصرف اختیاری به مصرف جبری ناشی از تغییرات ساختاری و شیمی اعصاب در مغز است. این تغییر اساسی در مدارهای مغزی امکان دارد حتی بعد از پایان دوره مسمومیت‌زدایی نیز ادامه یابد.

مفهوم بالینیملاک یا ویژگی اصلیاستثنای تشخیصی
اختلال مصرفکنترل معیوب و تغییر مدارهاکافئین
مسمومیت موادتغییرات رفتاری/روانی حادتوتون
نشانگان ترککاهش مصرف زیاد و طولانیکافئین و توتون

نقش خانواده و دیدگاه‌های روانی-پویشی

سوءمصرف مواد تنها فرد مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. اصطلاح وابستگی توأم (الکلیسم توأم یا اعتیاد توأم) به الگوهای رفتاری اعضای خانواده فرد معتاد اطلاق می‌شود که تحت تأثیر بیمار قرار گرفته‌اند. در این میان، فرآیند قادرسازی رفتاری زمانی رخ می‌دهد که اعضای خانواده با تسهیل رفتار اعتیادی، طوری عمل می‌کنند که گویی مصرف مواد رفتاری اختیاری و ارادی است. همچنین در فرآیند انکار، هم مصرف‌کننده و هم اعضای خانواده با وجود مشکلات عمده، به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی مصرف مواد مشکل چندانی ایجاد نکرده است. از سوی دیگر، نظریه‌های کلاسیک روان‌پویشی سوءمصرف مواد را به عنوان معادل خودارضایی و یک مکانیسم دفاعی تبیین می‌کنند.

برای مثال، در فرآیند انکار، همسری که متوجه غیبت‌های مکرر و افت شغلی همسر معتادش شده، با توجیه کار زیاد و خستگی، مشکل اعتیاد او را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

واژگان کلیدی

وابستگی دارویی
اصطلاح تخصصی در روان‌پزشکی که جایگزین اعتیاد شده و بر الگوهای مصرف بیمارگون و اثرات فیزیولوژیک مواد تمرکز دارد.
وابستگی رفتاری
بخشی از تعریف وابستگی دارویی که بر فعالیت‌های موادجویی بیمار و الگوهای مصرف نابهنجار تأکید می‌کند.
وابستگی جسمی
اثرات فیزیولوژیک ناشی از دوره‌های متعدد مصرف مواد که با پدیده‌هایی نظیر تحمل و ترک همراه است.
خوگیری یا وابستگی روانی
میل شدید و مستمر یا متناوب به مصرف مواد به منظور فرار یا اجتناب از حالت‌های ملال‌آور روحی.
قادرسازی رفتاری
رفتار اعضای خانواده فرد معتاد که با تسهیل مصرف مواد، به گونه‌ای عمل می‌کنند که انگار اعتیاد رفتاری کاملاً ارادی است.
وابستگی توأم
الگوهای رفتاری آسیب‌زا در اعضای خانواده فرد مبتلا به سوءمصرف مواد که تحت تأثیر بیماری او شکل می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن وابستگی جسمی با وابستگی رفتاری؛ اولی بر اثرات فیزیولوژیک و دومی بر رفتارهای موادجویی تأکید دارد.
  • تصور اینکه تغییرات مغزی ناشی از مصرف مواد بلافاصله پس از مسمومیت‌زدایی برطرف می‌شود؛ در حالی که این تغییرات مدارها ممکن است طولانی‌مدت باقی بمانند.
  • باور به اینکه تشخیص اختلال مصرف مواد شامل کافئین نیز می‌شود؛ در حالی که کافئین یک استثنای تشخیصی است.
  • فرض اینکه مسمومیت با مواد برای مصرف توتون نیز تشخیص داده می‌شود؛ مسمومیت برای توتون کاربرد تشخیصی ندارد.
  • اشتباه در پدیده قادرسازی رفتاری که تصور شود خانواده مصرف مواد را غیرارادی می‌داند؛ بلکه آن‌ها طوری رفتار می‌کنند که گویی مصرف مواد عملی اختیاری و ارادی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اصطلاح وابستگی دارویی شامل دو حیطه وابستگی رفتاری (موادجویی) و وابستگی جسمی (اثرات فیزیولوژیک) جایگزین واژه اعتیاد شده است.
  • اختلال مصرف مواد برای ۱۵ طبقه مواد به جز کافئین تشخیص داده می‌شود و مسمومیت نیز برای توتون کاربرد ندارد.
  • تغییرات ساختاری و شیمیایی مغز عامل تبدیل مصرف اختیاری به جبری است و این تغییرات مدارها حتی پس از مسمومیت‌زدایی تداوم می‌یابد.
  • پدیده‌های خانوادگی شامل وابستگی توأم، انکار مشکلات مصرف و قادرسازی رفتاری نقش مهمی در تداوم اختلال مصرف مواد دارند.
  • دیدگاه‌های کلاسیک روان‌پویشی سوءمصرف مواد را معادل خودارضایی و نوعی مکانیسم دفاعی در برابر تعارض‌ها قلمداد می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که ریشه اصطلاح «وابستگی توأم» ابتدا در محافل درمان الکلیسم (تحت عنوان الکلیسم توأم) شکل گرفت. این مفهوم نشان داد که اعضای خانواده بیمار نیز به اندازه خود او، اما به شکلی متفاوت، درگیر چرخه بیماری می‌شوند. آن‌ها به تدریج هویت و آرامش خود را به رفتار فرد مصرف‌کننده گره می‌زنند و ناخواسته با رفتارهایی مانند قادرسازی یا انکار، به بقای اعتیاد کمک می‌کنند؛ به همین دلیل امروزه درمان اعتیاد بدون مداخله خانواده‌درمانی ناقص تلقی می‌شود.

همه‌گیرشناسی عمومی و اختلالات مصرف مواد خاص

همه‌گیرشناسی عمومی سوءمصرف مواد

مطالعات همه‌گیرشناسی نشان می‌دهند که میزان شیوع سوءمصرف مواد در طول عمر در کل جمعیت عمومی حدود ۲ درصد است. میزان وابستگی به مواد در طول عمر با متغیرهای اجتماعی-اقتصادی رابطه مستقیمی دارد؛ به طوری که سطح پایین تحصیلات و درآمد به عنوان عامل پیش‌بینی‌کننده قوی برای این وابستگی محسوب می‌شود. همچنین، تفاوت‌های جنسیتی آشکاری در این زمینه دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که نسبت برتری وابستگی به مواد در مردان نسبت به زنان، بیش از دو برابر است. الگوی مصرف مواد نیز وابستگی شدیدی به سن دارد. این الگو در سنین ۱۸ تا ۲۵ سالگی به اوج خود می‌رسد و با افزایش سن روندی کاهشی پیدا می‌کند. در میان کل مصرف‌کنندگان، ماری‌جوانا شایع‌ترین داروی مورد سوءمصرف است.

شیوع مصرف مواد در سنین ۱۸ تا ۲۵ سالگی به اوج خود می‌رسد و شیوع کل آن در طول عمر حدود ۲ درصد است که در این میان مردان بیش از ۲ برابر زنان به مواد وابسته می‌شوند.

اختلال مصرف کانابیس و توهم‌زاها

کانابینوئیدها و به ویژه کانابیس پرمصرف‌ترین مواد روان‌گردان غیرمجاز در ایالات متحده به شمار می‌روند. شیوع ۱۲ ماهه اختلال مصرف کانابیس با افزایش سن کاهش می‌یابد؛ به طوری که از ۴/۴ درصد در سنین ۱۸ تا ۲۹ سال به پائین‌ترین حد خود یعنی ۰/۰۱ درصد در سنین بالای ۶۵ سال می‌رسد. در بازه سنی نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال، شیوع اختلال در پسران (۳/۸ درصد) بالاتر از دختران (۳ درصد) است. از آنجا که اکثریت مصرف‌کنندگان تجربه مسمومیت را دارند، شیوع مسمومیت با کانابیس تقریباً برابر با شیوع کلی مصرف آن است. در مقابل، اختلال مصرف سایر توهم‌زاها (به غیر از فن‌سیکلیدین یا PCP) یکی از نادرترین اختلالات مصرف مواد است. در بزرگسالی شیوع آن در مردان بیشتر است، اما در نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال روند برعکس بوده و شیوع در دختران (۰/۶ درصد) اندکی بیشتر از پسران (۰/۴ درصد) است. همچنین، اختلال ادراکی مستمر ناشی از توهم‌زاها (HPPD) در حدود ۴/۲ درصد از مصرف‌کنندگان تخمین زده می‌شود. در مورد فن‌سیکلیدین (PCP)، گزارش مصرف مادام‌العمر با افزایش سن بالا می‌رود؛ از ۰/۳ درصد در سنین ۱۲ تا ۱۷ سال به ۲/۹ درصد در سنین ۲۶ سال و بالاتر می‌رسد.

ماده مصرفیشیوع نوجوانان (۱۲-۱۷ سال)روند با افزایش سن
کانابیسپسران ۳/۸ درصد > دختران ۳ درصدکاهش شدید
توهم‌زاهادختران ۰/۶ درصد > پسران ۰/۴ درصدکاهش/نادر
فن‌سیکلیدین (PCP)کل مصرف‌کنندگان ۰/۳ درصدافزایش مصرف مادام‌العمر

اختلال قمار به عنوان اعتیاد رفتاری

یکی از تغییرات مهم تشخیصی در روان‌پزشکی، طبقه‌بندی اختلال قمار (gambling disorder) در فصل اختلالات اعتیادی و مصرف مواد در راهنمای DSM-۵ است. این اختلال برخلاف گذشته در طیف وسواس قرار نگرفته است؛ چرا که به عنوان اولین اختلال رفتاری شناخته می‌شود که سیستم پاداش مغز را به شکلی مشابه با داروهای مورد سوءمصرف فعال می‌سازد. این فعال‌سازی سیستم پاداش منجر به بروز نشانه‌های رفتاری می‌شود که با نشانه‌های ناشی از سوءمصرف مواد هم‌پوشانی بالینی نزدیکی دارند.

برای نمونه، فرد مبتلا به اختلال قمار با تجربه باخت‌های پیاپی، برای جبران خسارت و تجربه مجدد هیجان (پاداش مغزی)، به قمار حریصانه‌تری دست می‌زند که مشابه رفتار ولع در مصرف مواد است.

واژگان کلیدی

ماری‌جوانا
شایع‌ترین داروی مورد سوءمصرف بر اساس مطالعات همه‌گیرشناسی در میان مصرف‌کنندگان مواد.
اختلال ادراکی مستمر ناشی از توهم‌زاها (HPPD)
عارضه‌ای که در آن فرد مصرف‌کننده توهم‌زاها مدت‌ها پس از قطع مصرف، مجدداً توهم‌های بصری یا ادراکی را تجربه می‌کند و شیوع آن حدود ۴/۲ درصد تخمین زده می‌شود.
فن‌سیکلیدین (PCP)
یک ماده توهم‌زای خاص که الگوی مصرف مادام‌العمر آن برخلاف برخی مواد دیگر، با افزایش سن افزایش می‌یابد.
اختلال قمار (Gambling Disorder)
اولین اختلال رفتاری بدون ماده که به دلیل فعال کردن سیستم پاداش مغز مشابه با مواد مخدر، در راهنمای DSM-۵ در طبقه اختلالات اعتیادی جای گرفته است.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه کوکائین شایع‌ترین داروی مورد سوءمصرف است؛ در حالی که مطالعات ماری‌جوانا را شایع‌ترین می‌دانند.
  • تصور اشتباه مبنی بر اینکه شیوع اختلال مصرف کانابیس با افزایش سن بالا می‌رود؛ این شیوع با افزایش سن روندی کاملاً کاهشی دارد.
  • فرض اینکه در تمام رده‌های سنی، شیوع اختلال مصرف توهم‌زاها در مردان بیشتر از زنان است؛ در نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ سال، شیوع در دختران (۰/۶ درصد) بیشتر از پسران (۰/۴ درصد) است.
  • باور غلط به اینکه اختلال مصرف سایر توهم‌زاها شیوع بالایی دارد؛ این اختلال در واقع یکی از نادرترین اختلالات مصرف مواد است.
  • تصور اینکه گزارش مصرف مادام‌العمر فن‌سیکلیدین (PCP) در نوجوانان بیش از بزرگسالان است؛ این نسبت با افزایش سن رشد صعودی دارد.
  • پنداشت نادرست درباره قرارگیری اختلال قمار در طبقه اختلال طیف وسواس؛ این اختلال در طبقه اختلالات اعتیادی و مصرف مواد قرار دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شیوع سوءمصرف مواد در طول عمر حدود ۲ درصد است که در مردان بیش از دو برابر زنان بوده و با فقر و تحصیلات پایین رابطه دارد.
  • کانابیس پرمصرف‌ترین ماده غیرمجاز در آمریکا است و میزان شیوع اختلال مصرف آن همانند الکل با بالا رفتن سن کاهش چشمگیری می‌یابد.
  • اختلال مصرف توهم‌زاها بسیار نادر است و برعکس بزرگسالان، در میان نوجوانان شیوع آن در دختران بیشتر از پسران گزارش شده است.
  • مصرف مادام‌العمر فن‌سیکلیدین (PCP) با افزایش سن بالا رفته و از ۰/۳ درصد در نوجوانی به ۲/۹ درصد در سنین بالای ۲۶ سال می‌رسد.
  • اختلال قمار به عنوان نخستین اعتیاد رفتاری به علت فعال‌سازی مشابه سیستم پاداش مغز، در فصل اختلالات اعتیادی DSM-۵ طبقه‌بندی شده است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که پدیده فلاش‌بک یا همان اختلال ادراکی مستمر ناشی از توهم‌زاها (HPPD) می‌تواند بدون هیچ هشدار قبلی، ماه‌ها یا حتی سال‌ها پس از آخرین مصرف مواد توهم‌زا رخ دهد. در این حالت، فرد ناگهان هاله‌های نوری، تغییر در اندازه اشیاء یا حرکت‌های کاذب در میدان بینایی خود احساس می‌کند. این پدیده نشان می‌دهد که توهم‌زاها می‌توانند تغییرات عمیق و پایداری در سیستم پردازش بینایی مغز ایجاد کنند که تا مدت‌ها بعد از خروج کامل ماده از بدن پابرجا می‌ماند.

اختلال مصرف الکل و عوارض عصب‌شناختی آن

همه‌گیرشناسی و نشانه‌شناسی بالینی اختلال مصرف الکل

اختلال مصرف الکل یکی از مشکلات عمده سلامت روان است که الگوی شیوع آن متأثر از سن و جنسیت است. شیوع ۱۲ ماهه این اختلال در بزرگسالان با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد؛ بالاترین میزان شیوع در سنین ۱۸ تا ۲۹ سالگی برابر با ۱۶/۲ درصد است که این رقم در سنین ۶۵ سال به بالا به پائین‌ترین حد خود یعنی ۱/۵ درصد می‌رسد. همچنین، شیوع این اختلال در مردان بزرگسال (۱۲/۴ درصد) بسیار بیشتر از زنان بزرگسال (۴/۹ درصد) گزارش شده است. در صورت کاهش یا قطع ناگهانی مصرف الکل سنگین، فرد دچار سندرم محرومیت می‌شود. عوارض شدیدی مانند تشنج یا دلیریوم در محرومیت الکل نادر بوده و در کمتر از ۵ درصد مبتلایان رخ می‌دهد. با این حال، شیوع سندرم تمام‌عیار محرومیت در میان بی‌خانمان‌ها و افراد بستری به بیش از ۸۰ درصد می‌رسد، در حالی که در افراد طبقه متوسط با عملکرد بالا حدود ۵۰ درصد است.

سندرم تمام‌عیار محرومیت از الکل در میان افراد بستری و بی‌خانمان به بیش از ۸۰ درصد می‌رسد و بروز عوارض شدید مانند دلیریوم و تشنج در کل مبتلایان به محرومیت کمتر از ۵ درصد است.

فراموشی الکلی و سندرم ورنیکه-کورساکوف

مسمومیت با الکل می‌تواند عوارض شناختی حاد و مزمنی به همراه داشته باشد. یکی از عوارض حاد، دوره‌های فراموشی الکلی یا blackouts است. این حالت نوعی فراموشی پیش‌گستر محسوب می‌شود که شباهت زیادی به فراموشی یکپارچه گذرا (TGA) دارد؛ در طی آن حافظه دور فرد نسبتاً سالم می‌ماند، اما او دچار نقص در حافظه کوتاه‌مدت شده و قادر به یادآوری مطالب دقایق قبل نیست. از سوی دیگر، مصرف مزمن الکل منجر به سندرم ورنیکه-کورساکوف می‌شود که دو جزء مرتبط دارد. آنسفالوپاتی ورنیکه (یا آنسفالوپاتی الکلی) یک اختلال عصبی حاد است که با آتاکسی (ناهم‌آهنگی حرکتی)، گیجی ذهنی، اغتشاش شعور و ناهنجاری‌های حرکتی چشمی مانند نیستاگموس افقی، فلج نگاه دو چشمی و فلج عضله مستقیم خارجی تظاهر می‌یابد. در مقابل، سندرم کورساکوف یک سندرم نسیانی مزمن است که به دنبال آنسفالوپاتی ورنیکه ظاهر می‌شود و این دو اختلال پیوند فیزیوپاتولوژیک عمیقی دارند.

ویژگی بالینیآنسفالوپاتی ورنیکهسندرم کورساکوف
سیر زمانیحادمزمن
ماهیت بیماریآنسفالوپاتی الکلیسندرم نسیانی (فراموشی)
علائم بارزآتاکسی، گیجی، ناهنجاری چشمینقص شدید حافظه پایدار

ارزیابی بالینی و تشخیص‌های همزمان

هنگام ارزیابی بالینی اختلالات خلقی و اضطرابی نظیر افسردگی، اضطراب یا روان‌پریشی، همواره باید احتمال وجود اختلالات ناشی از مصرف مواد را مد نظر قرار داد. این امر به‌ویژه زمانی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند که اختلالات روان‌پزشکی مذکور به درمان‌های معمول پاسخ مناسبی نمی‌دهند. عدم پاسخ‌دهی به درمان، نشانه‌ای بسیار قوی از احتمال وجود سوءمصرف همزمان الکل یا سایر مواد است که نیاز به ارزیابی دقیق و مداخله همزمان دارد.

به عنوان مثال، بیمار مبتلا به افسردگی اساسی که با وجود مصرف منظم داروهای ضدافسردگی به مدت چند ماه هیچ بهبودی نشان نمی‌دهد، ممکن است به طور پنهانی برای مقابله با بی‌خوابی اقدام به مصرف سنگین الکل کند که مانع اثربخشی درمان می‌شود.

واژگان کلیدی

آنسفالوپاتی ورنیکه
اختلال عصبی حاد ناشی از مصرف الکل (معروف به آنسفالوپاتی الکلی) که مشخصه آن آتاکسی، گیجی ذهنی و ناهنجاری‌های حرکتی چشم است.
سندرم کورساکوف
یک سندرم نسیانی (فراموشی) مزمن که معمولاً در پی آنسفالوپاتی ورنیکه رخ داده و پیوند فیزیوپاتولوژیک نزدیکی با آن دارد.
فراموشی الکلی (Blackouts)
دوره‌های فراموشی پیش‌گستر در جریان مسمومیت الکلی که طی آن حافظه دور سالم مانده اما حافظه کوتاه‌مدت دچار نقص شدید می‌شود.
فراموشی یکپارچه گذرا (TGA)
یک اختلال موقت حافظه که دوره‌های فراموشی الکلی به دلیل بروز نقص در یادآوری مطالب دقایق قبل، شباهت بالایی به آن دارند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن دوره‌های زمانی دو سندرم؛ به طوری که آنسفالوپاتی ورنیکه یک اختلال حاد است، اما سندرم کورساکوف یک سندرم مزمن به شمار می‌رود.
  • باور غلط مبنی بر اینکه در فراموشی الکلی حافظه دور فرد از دست می‌رود؛ در واقع حافظه دور نسبتاً سالم می‌ماند و حافظه کوتاه‌مدت به شدت آسیب می‌بیند.
  • تصور اینکه شیوع اختلال مصرف الکل با افزایش سن بالا می‌رود؛ در حالی که این شیوع با رسیدن به پیری کاهش یافته و از ۱۶/۲ درصد به ۱/۵ درصد می‌رسد.
  • پنداشت اینکه عوارض شدیدی مانند دلیریوم و تشنج در اکثر افراد دچار محرومیت از الکل رخ می‌دهد؛ این عوارض در کمتر از ۵ درصد مبتلایان ظاهر می‌شود.
  • نادیده گرفتن احتمال سوءمصرف مواد در بیماران مبتلا به افسردگی یا اضطراب مقاوم به درمان؛ در حالی که عدم پاسخ به درمان نشانه‌ای قوی از سوءمصرف همزمان است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شیوع اختلال مصرف الکل با افزایش سن کاهش می‌یابد و در مردان بزرگسال (۱۲/۴ درصد) بسیار شایع‌تر از زنان بزرگسال (۴/۹ درصد) است.
  • عوارض شدید ترک الکل نظیر دلیریوم یا تشنج نادر بوده و کمتر از ۵ درصد افراد مبتلا به محرومیت را در بر می‌گیرد.
  • فراموشی الکلی (blackouts) نوعی فراموشی پیش‌گستر مشابه TGA است که باعث نقص حافظه کوتاه‌مدت با بقای حافظه دور می‌شود.
  • آنسفالوپاتی ورنیکه یک بیماری حاد عصبی با علائم آتاکسی و ناهنجاری چشمی است که می‌تواند پیش‌درآمد سندرم نسیانی مزمن کورساکوف باشد.
  • در صورت عدم پاسخ‌دهی اختلالات روانی مانند افسردگی یا اضطراب به درمان معمول، بررسی احتمال سوءمصرف مواد ضرورت تام دارد.

نکتهٔ تکمیلی

سندرم ورنیکه-کورساکوف به دلیل کمبود شدید ویتامین B۱ (تیامین) ایجاد می‌شود. الکل مانع جذب این ویتامین حیاتی در بدن شده و سوءتغذیه ناشی از مصرف سنگین آن، ذخایر تیامین مغز را تخلیه می‌کند. درمان فوری آنسفالوپاتی ورنیکه با تزریق سریع تیامین می‌تواند از بروز آسیب‌های مغزی دائمی جلوگیری کند. با این حال، اگر بیماری به مرحله سندرم کورساکوف (نسیان مزمن) برسد، بخش زیادی از نقایص حافظه غیرقابل بازگشت خواهند بود؛ به طوری که بیماران اغلب برای پر کردن چاله‌های عمیق حافظه خود به افسانه‌بافی یا ساختن داستان‌های خیالی (confabulation) روی می‌آورند.

خلاصهٔ درس

«سوءمصرف» یا «وابستگی»؟

Abnormal Psychology · Substance Use

تغییرات تشخیصی در ۵-DSM

  • ادغام سوءمصرف و وابستگی در یک طبقه واحد بر روی یک پیوستار
  • لزوم وجود حداقل دو معیار بالینی برای تشخیص اختلال مصرف مواد
  • حذف مشکلات قضایی و جایگزینی آن با هوس مصرف (Craving)
  • عدم صدور تشخیص وابستگی به چند ماده؛ ثبت جداگانه هر ماده
  • افزودن دو سندرم ترک جدید حشیش و کافئین به راهنمای تشخیصی
هوس مصرف (Craving)
میل شدید روانی برای مصرف مجدد مواد

نکته: قماربازی تنها اعتیاد رفتاری رسمی در ۵-DSM است؛ سایر موارد پذیرفته نشده‌اند.

مفاهیم بالینی و تغییرات مغزی

  • وابستگی دارویی شامل دو جنبه رفتاری و جسمی به جای اصطلاح اعتیاد
  • تمایل شدید به مصرف برای فرار از ملال ← وابستگی روانی
  • تبدیل مصرف اختیاری به جبری ناشی از تغییر مدارهای مغزی است
  • تداوم تغییرات ساختاری مغز حتی پس از پایان دوره مسمومیت‌زدایی
  • استثنای تشخیصی: کافئین اختلال مصرف و توتون مسمومیت ندارد
وابستگی جسمی
اثرات فیزیولوژیک ناشی از مصرف مواد

نکته: دیدگاه روان‌پویشی کلاسیک، سوءمصرف مواد را معادل خودارضایی و یک مکانیسم دفاعی می‌داند.

نقش خانواده و پدیده‌های توأم

  • الگوی رفتاری آسیب‌زای اعضای خانواده درگیر ← وابستگی توأم
  • تسهیل مصرف مواد توسط خانواده به عنوان عملی ارادی ← قادرسازی
  • انکار مشترک بیمار و خانواده به گونه‌ای که انگار مشکلی نیست
  • توجیه غیبت‌ها و خستگی بیمار توسط همسر برای کم‌اهمیت‌سازی اعتیاد
  • درمان اعتیاد بدون مداخله فعال و منظم خانواده‌درمانی ناقص است
قادرسازی رفتاری
تسهیل مصرف مواد توسط خانواده بیمار

نکته: در فرآیند انکار، اعضای خانواده با وجود عوارض شدید، طوری رفتار می‌کنند که انگار مشکلی رخ نداده است.

همه‌گیرشناسی و اختلالات خاص

  • شیوع سوءمصرف مواد در طول عمر در کل جمعیت حدود ۲ درصد است
  • میزان شیوع وابستگی به مواد در مردان بیش از دو برابر زنان است
  • الگوی مصرف مواد در سنین ۱۸ تا ۲۵ سالگی به اوج خود می‌رسد
  • ماری‌جوانا شایع‌ترین داروی مورد سوءمصرف در میان مصرف‌کنندگان است
  • شیوع اختلال کانابیس با افزایش سن روندی کاملاً کاهشی دارد
اختلال ادراکی مستمر (HPPD)
تجربه مجدد توهم پس از قطع مصرف توهم‌زاها

نکته: گزارش مصرف مادام‌العمر فن‌سیکلیدین (PCP) برخلاف ماری‌جوانا، با افزایش سن بالا می‌رود.

الکل و عوارض عصب‌شناختی

  • تشنج و دلیریوم در محرومیت الکل نادر بوده و در <۵ درصد رخ می‌دهد
  • شیوع محرومیت تمام‌عیار الکل در افراد بستری به >۸۰ درصد می‌رسد
  • فراموشی الکلی (Blackouts) نوعی فراموشی پیش‌گستر شبیه TGA است
  • آنسفالوپاتی ورنیکه بیماری حاد عصبی با آتاکسی و ناهنجاری چشمی است
  • سندرم کورساکوف اختلال نسیانی مزمن و پی‌آمد آنسفالوپاتی ورنیکه است
آنسفالوپاتی ورنیکه
بیماری حاد مغزی ناشی از کمبود ویتامین B۱

نکته: الکل مانع جذب تیامین می‌شود و بیماران کورساکوف برای جبران نقایص حافظه افسانه‌بافی می‌کنند.

نکات کلیدی

  • سوءمصرف و وابستگی در ۵-DSM در یک طبقه واحد ادغام شده‌اند، نه دو تشخیص مستقل
  • معیار مشکلات قضایی حذف شده و هوس مصرف (Craving) جایگزین آن شده است
  • در صورت مصرف همزمان چند ماده، تشخیص وابستگی به چند ماده صادر نمی‌شود
  • اعتیاد به بازی‌های اینترنتی رسمی نیست؛ قماربازی تنها اعتیاد رفتاری رسمی است
  • کافئین اختلال مصرف ندارد و توتون تشخیص مسمومیت ندارد
  • آنسفالوپاتی ورنیکه یک بیماری حاد و سندرم کورساکوف یک بیماری مزمن است

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارتباط با نشانگان ترک الکل و پدیده فراموشی الکلی، کدام عبارت درست است؟

  1. در قادرسازی رفتاری اعضای خانواده به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که مصرف مواد رفتاری غیرارادی است، در حالی که وابستگی توأم به الگوهای رفتاری خانواده معتاد اشاره دارد و ارزیابی همواره باید احتمال وجود مصرف مواد را بررسی کند.
  2. دوره‌های فراموشی الکلی (blackouts) نوعی فراموشی پیش‌گستر و شبیه فراموشی یکپارچه گذرا (TGA) هستند، در طی آن‌ها حافظه دور نسبتاً سالم مانده اما حافظه کوتاه‌مدت دچار نقص شده و کمتر از ۵ درصد افراد دچار تشنج یا دلیریوم ترک می‌شوند.
  3. در ویرایش ۵-DSM مشکلات قضایی به عنوان معیار تشخیصی جدید اضافه و هوس یا ولع مصرف حذف شده است، هرچند وجود حداقل دو ملاک برای تشخیص الزامی بوده و تشخیص مستقل وابستگی به چند ماده حذف گردیده است.
  4. میزان تجربه سندرم تمام‌عیار محرومیت از الکل در میان افراد طبقه متوسط با عملکرد بالا بیشتر از بی‌خانمان‌ها است، در حالی که شیوع در مردان بیش از زنان بوده و شیوع ۱۲ ماهه اختلال مصرف الکل با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

دوره‌های فراموشی الکلی (blackouts) با مسمومیت الکلی رخ می‌دهند و شباهت زیادی به فراموشی یکپارچه گذرا (TGA) دارند. در طی این دوره‌ها، حافظه دور نسبتاً سالم می‌ماند، اما فرد دچار نقص در حافظه کوتاه‌مدت می‌شود. همچنین بروز عوارض شدیدی مثل تشنج یا دلیریوم در جریان سندرم محرومیت از الکل نادر بوده و در کمتر از ۵ درصد مبتلایان رخ می‌دهد. بنابراین گزینه ۲ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: در قادر‌سازی رفتاری، اعضای خانواده رفتار اعتیادی را تسهیل کرده و به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که گویی مصرف مواد رفتاری اختیاری و ارادی است، نه غیرارادی. گزینه ۳: نشانه مشکلات قضایی از ۵-DSM حذف شده و معیار بالینی هوس یا ولع مصرف (Craving) اضافه شده است. گزینه ۴: میزان تجربه سندرم تمام‌عیار محرومیت در بی‌خانمان‌ها (بیش از ۸۰ درصد) بیشتر از افراد طبقه متوسط با عملکرد بالا (حدود ۵۰ درصد) است.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی مرضی (آسیب شناسی روانی)