عصبشیمی و ساختار خواب
خواب یک فرآیند زیستی پویا، فعال و بسیار سازمانیافته است که تحت کنترل مستقیم سیستمهای پیچیده عصبی و هورمونی مغز قرار دارد. برای بررسی علمی و دقیق چرخههای خواب، متخصصان بالینی از سه ابزار و شاخص الکتروفیزیولوژیک اصلی به صورت همزمان استفاده میکنند که شامل الکتروآنسفالوگرام (EEG) جهت ثبت امواج الکتریکی مغز، الکترواوکولوگرام (EOG) برای اندازهگیری و ردیابی دقیق حرکات چشم، و الکترومیوگرام (EMG) به منظور ارزیابی قوام، سفتی و تنوس عضلات ارادی بدن است. بر اساس این ارزیابیها، ساختار خواب یک جوان طبیعی به دو فاز کلی تقسیم میشود: بخش عمده خواب شبانه یعنی حدود ۷۵ درصد آن به خواب متعارف یا NREM اختصاص دارد و ۲۵ درصد باقیمانده مربوط به خواب متناقض یا REM است. از زمان تصمیمگیری برای خوابیدن تا زمان فرو رفتن واقعی در خواب، مدت زمانی سپری میشود که به آن دوره نهفتگی خواب میگویند؛ این دوره به طور میانگین بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه به طول میانجامد.
عصبشیمی تنظیم خواب متعارف و متناقض
تعادل بین بیداری و مراحل مختلف خواب توسط تعاملات پیچیده میان انتقالدهندههای عصبی و هورمونها کنترل میشود. هورمون ملاتونین نقش اساسی در شروع فرآیند خواب ایفا میکند؛ بدین معنی که ملاتونین باعث میشود فرد به خواب رفته و وارد فاز اولیه خواب متعارف (NREM) گردد. پس از آغاز خواب، انتقالدهنده عصبی سروتونین مسئولیت اصلی را بر عهده میگیرد و وظیفه آن تداوم بخشیدن به خواب متعارف است. در ادامه چرخه، برای ورود به خواب متناقض، انتقالدهنده عصبی استیلکولین فعال میشود. استیلکولین با مهار و سرکوب کردن فعالیت سروتونین، مانع تداوم خواب متعارف شده و زمینهساز اصلی ورود مغز به فاز خواب متناقض یا همان خواب REM میگردد.
هورمون ملاتونین آغازکننده خواب متعارف است، سروتونین تداومبخش آن میباشد، و استیلکولین با سرکوب سروتونین زمینه را برای ورود به خواب REM فراهم میکند.
نقش نوراپینفرین و اورکسین در هشیاری و ساختار خواب
علاوه بر این، انتقالدهندههای عصبی دیگر مانند نوراپینفرین و اورکسین نقشهای تعیینکنندهای در تعادل خواب و بیداری دارند. سطوح نوراپینفرین در تنظیم و وقوع هر دو نوع خواب متعارف و متناقض مؤثر است، به طوری که هرگونه اختلال یا از بین رفتن کامل نوراپینفرین در سیستم عصبی، ساختار خواب متناقض (REM) را به طور کلی نابود میکند و مانع از وقوع آن میشود. از طرف دیگر، در زمان بیداری، هورمون اورکسین (که به آن هیپوکرتین نیز گفته میشود) وظیفه اصلی را بر عهده دارد. این هورمون عامل اصلی هشیاری، بیداری و تداوم رفتارهای مربوط به انگیختگی روزانه در انسان است و از خوابآلودگی ناخواسته در طول روز جلوگیری میکند.
به عنوان مثال، در اختلال نارکولپسی یا حمله خواب، ترشح هورمون اورکسین کاهش مییابد که این امر منجر به ناتوانی فرد در حفظ بیداری در طول روز و فرو رفتن ناگهانی در خواب میشود.
واژگان کلیدی
- دوره نهفتگی خواب
- فاصله زمانی لازم برای به خواب رفتن از لحظه تلاش برای خواب، که به طور میانگین بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه طول میکشد.
- الکترومیوگرام (EMG)
- یکی از سه شاخص اصلی ارزیابی مراحل خواب که وظیفه بررسی قوام و سفتی عضلات را بر عهده دارد.
- اورکسین (هیپوکرتین)
- هورمون مسئول هشیاری، بیداری و تداوم رفتارهای مربوط به انگیختگی در طول روز.
اشتباههای رایج
- این اشتباه شایع وجود دارد که ملاتونین تنها مسئول تداوم خواب است؛ در حالی که ملاتونین القاکننده شروع خواب است و تداوم خواب بر عهده سروتونین است.
- نباید تصور کرد از بین رفتن نوراپینفرین تأثیری بر خواب متناقض ندارد؛ برعکس، فقدان کامل نوراپینفرین خواب REM را به کلی نابود میکند.
- برخی گمان میکنند بیشترین بخش خواب شبانه را خواب REM تشکیل میدهد، در حالی که ۷۵ درصد کل خواب شبانه مربوط به خواب NREM است.
جمعبندی این مفهوم
- مراحل خواب با استفاده از سه ابزار الکتروفیزیولوژیک EEG، EOG و EMG ارزیابی بصری میشوند.
- جوانان معمولی حدود ۷۵ درصد خواب خود را در مرحله NREM و ۲۵ درصد را در مرحله REM سپری میکنند.
- میانگین دوره نهفتگی خواب، یعنی مدت زمان لازم برای خواب رفتن، بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه است.
- ترشح ملاتونین و سروتونین به شروع و تداوم خواب NREM کمک کرده و استیلکولین شروع خواب REM را تحریک میکند.
- هورمون اورکسین عامل بیداری روزانه است و نوراپینفرین برای حفظ ساختار خواب متناقض ضرورت تام دارد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که کشف سیستم اورکسین (هیپوکرتین) در اواخر دهۀ ۱۹۹۰ میلادی انقلابی در درک ما از خواب و بیداری ایجاد کرد. پژوهشگران دریافتند که از دست رفتن یا تخریب سلولهای تولیدکننده اورکسین در هیپوتالاموس، علت اصلی بیماری نارکولپسی یا حمله خواب است. امروزه داروهای جدید خوابآور با مسدود کردن گیرندههای اورکسین عمل میکنند؛ این داروها برخلاف آرامبخشهای قدیمی که مغز را به طور عمومی سرکوب میکردند، فقط کلید بیداری مغز را خاموش میکنند و عوارض جانبی بسیار کمتری دارند.