اختلالات مرتبط با تروما و عوامل استرسزا
تغییرات طبقهبندی و نشانهشناسی اختلالات مرتبط با تروما
در راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی ویراست پنجم (DSM-۵)، تحولات اساسی در طبقهبندی اختلالات مرتبط با آسیب رخ داد. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال استرس حاد (ASD) از طبقه اختلالات اضطرابی خارج شده و در یک طبقه تشخیصی کاملاً جدید و مستقل تحت عنوان «اختلالات مرتبط با آسیب (تروما) و عامل استرسزا» قرار گرفتند. این طبقه جدید شامل اختلالات متعددی از جمله PTSD، استرس حاد، اختلال سازگاری و نهایتاً اختلال سوگ طولانیمدت است که این مورد اخیر در ویراست متنی راهنما (DSM-۵-TR) اضافه شده است. این تغییر طبقهبندی بازتابدهنده این حقیقت علمی است که مواجهه با تروما لزوماً در قالب اضطراب یا ترس شدید خود را نشان نمیدهد؛ بلکه بسیاری از افراد آسیبدیده وضعیتی پیدا میکنند که ویژگی بالینی عمدهشان ملال (فقدان حس لذت)، رفتارهای پرخاشگرانه، خشم برونریزی شده یا علائم بارز تجزیهای است.
در DSM-۵، بر خلاف گذشته، برای تشخیص PTSD الزامی جهت تجربه همزمان وحشت و درماندگی آنی در لحظه وقوع حادثه وجود ندارد.
ملاکهای تشخیصی و تمایز اختلالات این طبقه
یکی از ملاکهای بسیار مهم برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، تداوم نشانههاست؛ بدین صورت که علائم آسیبزا باید حداقل به مدت ۱ ماه بعد از تجربه رخداد ناگوار پابرجا بمانند تا این تشخیص تایید شود. همچنین در ملاکهای DSM-۵، بر خلاف گذشته، هیچ الزامی وجود ندارد که فرد در همان لحظه مواجهه با عامل استرسزا دچار وحشت و درماندگی شدید شده باشد و مواجهه میتواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم رخ دهد. از سوی دیگر، باید بین اختلالات این طبقه تمایز قائل شد؛ تشخیص اختلال سازگاری و اختلال سوگ طولانیمدت بر اساس مواجهه با رویدادهای ناگواری گذاشته میشود که در چارچوب تجربه عادی بشر (مانند طلاق یا از دست دادن عزیزان) رخ میدهند، برخلاف PTSD و ASD که مستلزم مواجهه با یک سانحه تهدیدکننده حیات هستند.
| اختلال دلبستگی | نوع نمود رفتاری | علائم اصلی |
|---|---|---|
| دلبستگی واکنشی (RAD) | دروننمود (Internalizing) | افسردگی، انزوا، عدم جستجوی راحتی |
| آمیختگی اجتماعی مهارنشده (DSED) | بروننمود (Externalizing) | رفتارهای مهارگسسته، صمیمیت بیش از حد با غریبهها |
اختلالات دلبستگی و غفلت اجتماعی در کودکی
دو اختلال دلبستگی واکنشی (RAD) و اختلال آمیختگی اجتماعی مهارنشده (DSED) نیز در این طبقه جای دارند. هر دوی این اختلالها ریشه و علت رشدی مشترکی دارند که همان تجربه تلخ غفلت اجتماعی و فقدان مراقب ابژه مناسب در دوران کودکی است. با این حال، تظاهرات رفتاری آنها کاملاً متضاد است. اختلال دلبستگی واکنشی یک اختلال دروننمود (Internalizing) است که با علائم افسردگی، گوشهگیری و انزوای عاطفی مشخص میشود؛ در حالی که اختلال آمیختگی اجتماعی مهارنشده یک اختلال بروننمود (Externalizing) است که با رفتارهای مهارگسسته، بیپروایی اجتماعی و تمایل شدید به برقراری ارتباط سریع و غیرعادی با افراد غریبه شناخته میشود.
به عنوان مثال، فردی پس از تصادف رانندگی شدید، به جای ترس، دچار ملال شدید، فوران خشم و بیاحساسی شده که این علائم بیش از ۱ ماه دوام داشتهاند.
واژگان کلیدی
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اختلال مرتبط با تروما که با بروز و تداوم حداقل ۱ ماه علائم ناخواسته، اجتناب و ملال پس از مواجهه با سانحه تهدیدکننده حیات مشخص میشود.
- اختلال دلبستگی واکنشی (Reactive Attachment Disorder)
- اختلالی دروننمود ناشی از غفلت اجتماعی در کودکی که با بازداری عاطفی و انزوا نسبت به مراقبان همراه است.
- اختلال آمیختگی اجتماعی مهارنشده (DSED)
- اختلالی بروننمود ناشی از غفلت شدید در کودکی که با رفتارهای بیپروایانه و صمیمیت نامتناسب با افراد غریبه مشخص میشود.
اشتباههای رایج
- این باور نادرست است که PTSD و اختلال استرس حاد همچنان زیرمجموعه اختلالات اضطرابی هستند؛ آنها در DSM-۵ به طبقه مستقل تروما منتقل شدهاند.
- اشتباه است اگر تصور کنیم تمام نشانههای تروما لزوماً به صورت اضطراب یا ترس بروز میکنند؛ تروما میتواند خود را به صورت ملال، خشم یا علائم تجزیهای نشان دهد.
- این تصور اشتباه است که اختلال دلبستگی واکنشی رفتارهای مهارگسسته دارد و آمیختگی اجتماعی دروننمود است؛ واقعیت دقیقاً برعکس است.
- اشتباه شایع این است که تشخیص اختلال سازگاری و سوگ طولانیمدت نیازمند مواجهه با سانحه تهدیدکننده حیات است؛ این دو اختلال با تجربههای عادی بشر نظیر طلاق یا سوگ فعال میشوند.
- این باور نادرست است که برای تشخیص PTSD حتماً باید فرد در لحظه مواجهه دچار وحشت و درماندگی شدید شده باشد؛ این الزام در DSM-۵ حذف شده است.
جمعبندی این مفهوم
- در راهنمای DSM-۵، اختلالات PTSD و ASD از طبقه اضطراب جدا شده و در طبقه جدید اختلالات مرتبط با آسیب و استرس قرار گرفتهاند.
- علائم ناشی از تروما لزوماً ترس نبوده و میتواند شامل ملال، خشم برونریزی شده یا علائم تجزیهای باشد.
- برای تشخیص PTSD، علائم باید حداقل به مدت ۱ ماه پس از تروما تداوم داشته باشند و وحشت آنی در زمان حادثه دیگر الزامی نیست.
- سوگ طولانیمدت در DSM-۵-TR به این طبقه اضافه شده و مانند اختلال سازگاری ناشی از استرسهای عادی زندگی (نه لزوماً تهدیدکننده حیات) است.
- غفلت اجتماعی ریشه مشترک RAD (دروننمود و انزواطلبانه) و DSED (بروننمود و مهارگسسته اجتماعی) در دوران کودکی است.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که حذف الزامِ «تجربه وحشت و درماندگی آنی» در لحظه تروما برای تشخیص PTSD در راهنمای DSM-۵، حاصل مطالعات گسترده بر روی نیروهای نظامی و امدادگران بود. بسیاری از این افراد به دلیل آموزشهای سخت، در لحظه مواجهه با سوانح وحشتناک نظیر انفجار یا سقوط هواپیما، واکنشی کاملاً خونسرد و حرفهای نشان میدهند و هیچ وحشتی بروز نمیدهند. با این حال، هفتهها یا ماهها بعد، به تدریج نشانههای فلجکننده کابوسها، افکار مزاحم و انزوای عاطفی در آنها ظاهر میشود. این تغییر ملاک تشخیصی راه را برای دریافت خدمات درمانی حیاتی برای این قهرمانان بدون سر و صدا هموار کرد.