نظریههای روانشناختی اضطراب
درک ماهیت اضطراب و تمایز آن از سایر پدیدههای روانی، محور پژوهشهای نظریهپردازان متعددی بوده است. بارلو اضطراب را یک سازه شناختی - عاطفی پیچیده توصیف میکند. برخلاف تصور عامه که ممکن است اضطراب را با تمرکز بیرونی و مهارپذیری مرتبط بداند، ویژگی اصلی اضطراب از نظر بارلو شامل تجربه سطوح بالایی از هیجان منفی، مهارناپذیری، تمرکز بر خود و خودشیفتگی است. بارلو برای تبیین منشأ بیم اضطرابی، ۳ منبع تأثیرپذیری مهم را مطرح میکند که شامل استعداد زیستی (برآمده از ساختارهای ژنتیکی فرد)، آمادگی روانشناختی (ناشی از تجارب اولیه زندگی در دوران کودکی) و یادگیری اولیه (که به متمرکز شدن تجربه اضطراب در فرد منتهی میشود) است.
دیدگاههای روانتحلیلی و رفتاری
در حوزه روانتحلیلی، سالیوان و فروید دیدگاههای متفاوتی را درباره اضطراب ارائه دادهاند. سالیوان با تمرکز بر اهمیت بیبدیل محیط اجتماعی، اضطراب را به عنوان یک پدیده اجتماعی بینفردی و برخاسته از روابط با دیگران تبیین میکند. او برخلاف سنت رایج در روانتحلیلی کلاسیک، بر مفهوم جدایی نخستین تأکیدی نمیورزد. در مقابل، فروید در نظریه ۲ خود درباره اضطراب، تبیینی درونروانی و ساختاریافته ارائه میدهد؛ به عقیده او، رابطه علت و معلولی بین اضطراب و سرکوبی برعکس تصورات اولیه است. در این نظریه، ابتدا «من» (Ego) خطر را استنباط کرده و در پاسخ به آن اضطراب تولید میکند، سپس فرآیند سرکوبی به عنوان یک راهبرد دفاعی ناخودآگاه برای کاهش دادن این اضطراب تولیدشده به کار گرفته میشود؛ بنابراین، سرکوبی معلول اضطراب است و نه علت اولیه آن.
دیدگاههای رفتاری و تحولی نیز ابعاد دیگری از این سازه را روشن میسازند. از منظر یادگیری - رفتارینگری، ترس یا اضطراب نه به عنوان یک کشاننده نخستین و غریزی، بلکه به عنوان یک کشاننده ثانویه عمل میکند که ارگانیسم را فعال میسازد تا رفتارهای جدیدی را برای کاهش دادن این حالت ناخوشایند بیاموزد. ماورر نیز اضطراب را نوعی ترس میداند، اما تمایز مهم آن در این است که منبع اضطراب برخلاف ترسهای معمولی، مبهم یا سرکوب شده است و عینیت مشخصی ندارد. از بعد فلسفی و تحولی، کییرکگارد اضطراب را با آزادی و شناخت انسان از امکانات خود پیوند میدهد و معتقد است تحول به سمت آزادی بدون تجربه اضطراب ممکن نیست؛ از این رو انتخاب اضطراب امری گریزناپذیر است. در نهایت، پژوهشهای ماتیوس و همکاران نشان میدهد که تجربه سطوح بالای اضطراب و افسردگی با افت محسوس عملکرد در انجام تکالیف پیچیده شناختی همراه بوده و افسردگی به طور مستقیم ظرفیت ابتکارات شناختی فرد را کاهش میدهد.
طبق نظریه ۲ فروید، اضطراب علت سرکوبی است؛ یعنی ابتدا «من» خطر را درک کرده و اضطراب ایجاد میکند، سپس سرکوبی برای کاهش آن فعال میشود.
| دیدگاه | ماهیت اصلی اضطراب | منشأ اولیه |
|---|---|---|
| بارلو | سازه شناختی - عاطفی | ژنتیک، تجارب اولیه، یادگیری |
| سالیوان | پدیده بینفردی | محیط اجتماعی |
| رفتاری | کشاننده ثانویه | یادگیری و شرطیسازی |
واژگان کلیدی
- کشاننده ثانویه
- نیروی محرکهای که بر اثر یادگیری و شرطیسازی ایجاد شده و ارگانیسم را برای کاهش اضطراب به فعالیت وا میدارد.
- بیم اضطرابی
- وضعیتی هیجانی که از تعامل آمادگی ژنتیکی، تجارب اولیه تحولی و یادگیریهای متمرکزکننده شکل میگیرد.
اشتباههای رایج
- اشتباه رایج این است که سرکوبی را علت اولیه اضطراب در نظریه ۲ فروید بدانیم، در حالی که اضطراب خود عامل برانگیزاننده سرکوبی است.
- برخی به غلط تصور میکنند که ترس یا اضطراب در رویکرد رفتاری یک کشاننده غریزی و نخستین است، در صورتی که این پدیده یک کشاننده ثانویه و آموختهشده به شمار میرود.
- نباید پنداشت که از دیدگاه بارلو، اضطراب با تمرکز بر دنیای پیرامون و مهارپذیری همراه است؛ بلکه ویژگی آن تمرکز خود و مهارناپذیری است.
جمعبندی این مفهوم
- بارلو اضطراب را سازهای شناختی - عاطفی با ویژگی مهارناپذیری، تمرکز بر خود و هیجان منفی توصیف میکند.
- سالیوان برخلاف فروید اضطراب را پدیدهای بینفردی و برخاسته از تعاملات اجتماعی میداند.
- در نظریه ۲ فروید، اضطراب هشداردهنده خطر است و سرکوبی متعاقب آن برای کاهش تنش رخ میدهد.
- رفتارگرایان ترس و اضطراب را کشانندهای ثانویه میدانند که رفتارهای اجتنابی جدید را فعال میکند.
- کییرکگارد تجربه اضطراب را لازمه رسیدن به آزادی و آگاهی از امکانات انسانی قلمداد میکند.
نکتهٔ تکمیلی
ایده کییرکگارد درباره اضطراب به عنوان بهای آزادی، در رواندرمانی اگزیستانسیال بسیار تأثیرگذار بوده است. او اضطراب را به سرگیجه ناشی از نگاه کردن به درهای عمیق تشبیه میکند؛ سرگیجهای که نه از خود دره، بلکه از آگاهی انسان به این موضوع سرچشمه میگیرد که او میتواند خود را به درون آن پرتاب کند یا در لبه آن بایستد. این تمثیل نشان میدهد که اضطراب ارتباط تنگاتنگی با امکان انتخاب و مسئولیت فردی دارد.