ارزیابی شناختی و الگوهای چندبعدی هیجان
ارزیابی شناختی آرنولد و ارزیابی لیمبیک
نظریههای مدرن شناختی-فیزیولوژیکی و تحولی هیجان، سازوکارهای ارزیابی موقعیت و روابط ساختاری میان هیجانها را تبیین میکنند. طبق نظریه شناختی - فیزیولوژیکی آرنولد، ارزیابی کامل موقعیتها هم به ارزیابیهای قشری مخ و هم به تعبیرها و ارزیابیهای زیرقشری (سیستم لیمبیک) بستگی دارد. آرنولد معتقد است ساختارهای سیستم لیمبیک نظیر بادامه (آمیگدال)، بدون نیاز به پردازشهای عالی قشری، ارزیابی خودکار و اولیهای از حالت لذتی اطلاعات حسی ارائه میدهند. این ارزیابیهای سریع و خودکار به بقای ارگانیسم در رویارویی با تهدیدهای فوری محیطی کمک میکنند تا جاندار بتواند پیش از تصمیمگیری عقلانی، واکنش دفاعی نشان دهد.
آرنولد ارزیابی را محصول مشترک قشر مخ و سیستم لیمبیک میداند؛ بادامه ارزیابی لذتی اولیه و قشر ارزیابی ثانویه و کامل را انجام میدهد.
الگوی مخروطی پلاچیک و نظریه تامکینز
رابرت پلاچیک روابط پیونددهنده میان هیجانهای مختلف را بر اساس سه بعدِ شدت، همانندی و دوقطبی بودن بررسی میکند و آنها را در یک الگوی مخروطی (فضایی) نشان میدهد. در این الگو، قویترین نوع هیجان در بالای بخش مخروط و ضعیفترین نوع آن در پایین قرار میگیرد. هیجانهای مجاور مکمل یکدیگر هستند، در حالی که هیجانهای متضاد روبهروی هم قرار گرفته و حالت دوقطبی دارند. پلاچیک معتقد است هیجانهای نخستین برای سازشیافتگی، حیات و بقای ارگانیسم در همه سطوح تحول جانداران ضروری هستند و هشت هیجان نخستین شامل اندوه، ترس، خشم، شادی، اعتماد، انزجار، انتظار و شگفتی است؛ بنابراین اضطراب جزء هیجانهای نخستین او نیست. هیجانهای مرکب از ترکیب هیجانهای نخستین شکل میگیرند؛ برای مثال، از ترکیب غم و تعجب هیجان مرکب «یأس» و از ترکیب انتظار و توجه (شادی)، هیجان مرکب «خوشبینی» ایجاد میشود. تامکینز نیز پایهای ژنتیکی برای هیجانها قائل است. او معتقد است پاسخهای هیجانی به صورت ژنتیکی برنامهریزی شدهاند و شش حالت مجرای شلیک عصبی (تغییر در سرعت شلیک نورونها) آنها را متمایز میکند. تامکینز برخلاف نظریههای نیازمحور، هیجان (و نه نیازهای زیستی) را منبع اصلی و تامینکننده انرژی برای رفتارهای ارگانیسم میداند و به این ترتیب، اهمیت انگیزشی سیستم هیجانی را برجسته میسازد.
| نظریهپرداز | ابعاد/هیجانهای اصلی | روابط یا ترکیبها |
|---|---|---|
| آرنولد | ارزیابی قشری و زیرقشری | ارزیابی بادامه خودکار و اولیه است |
| پلاچیک | ۸ هیجان نخستین (بدون اضطراب) | ترکیب غم و تعجب = هیجان مرکب یأس |
| تامکینز | ۶ حالت شلیک عصبی ژنتیکی | هیجان منبع اصلی انرژی رفتار است |
برای مثال، طبق نظریه پلاچیک، وقتی ما همزمان منتظر نتایج یک آزمون هستیم (انتظار) و به آن توجه و شادی داریم، هیجان مرکب خوشبینی را تجربه میکنیم.
واژگان کلیدی
- هشت هیجان نخستین (پلاچیک)
- هیجانهای پایهای شامل اندوه، ترس، خشم، شادی، اعتماد، انزجار، انتظار و شگفتی که بقای جاندار را تضمین میکنند.
- هیجان مرکب یأس
- هیجانی ثانویه در نظریه پلاچیک که حاصل ترکیب دو هیجان نخستین اندوه (غم) و تعجب است.
- شلیک عصبی (تامکینز)
- تغییر در سرعت شلیک جریانهای عصبی مغز که به عنوان متمایزساز ژنتیکی هیجانهای پایه عمل میکند.
اشتباههای رایج
- اشتباه است اگر تصور شود طبق نظریه آرنولد ارزیابی کامل موقعیتها تنها به قشر مخ بستگی دارد؛ ساختارهای زیرقشری (لیمبیک) نیز در آن نقش دارند.
- در مخروط پلاچیک، ضعیفترین نوع هیجان در بالای مخروط قرار ندارد، بلکه قویترین هیجانها در بالا و ضعیفترینها در پایین قرار میگیرند.
- اضطراب جزء هشت هیجان نخستین رابرت پلاچیک نیست، و هیجان خشم از ترکیب غم و تعجب حاصل نمیشود (حاصل آن یأس است).
جمعبندی این مفهوم
- آرنولد ارزیابی موقعیتها را وابسته به فعالیت توأم قشر مخ و ساختارهای زیرقشری لیمبیک میداند.
- بادامه به صورت خودکار و بدون نیاز به پردازش عالی، حالت لذتی اولیه اطلاعات حسی را ارزیابی میکند.
- پلاچیک روابط هیجانها را در سه بعد شدت، همانندی و دوقطبی بودن در یک الگوی مخروطی بررسی میکند.
- هیجانهای نخستین پلاچیک ۸ مورد است که ترکیب آنها هیجانهای مرکب (مثل یأس و خوشبینی) را میسازد.
- تامکینز هیجان را برنامهریزی ژنتیکی ناشی از شلیک عصبی و انرژیدهنده اصلی رفتار میداند.
نکتهٔ تکمیلی
مدل مخروطی پلاچیک (Plutchik's Wheel of Emotions) اغلب به صورت یک گل هشتپر دو بعدی ترسیم میشود. در این گل، پرهای متضاد روبهروی هم قرار دارند (خشم در برابر ترس، شادی در برابر اندوه). رنگهای تیره در مرکز نشاندهنده شدت بالا (مانند غضب یا وحشت) هستند که با حرکت به سمت بیرون کمرنگتر و ضعیفتر میشوند (مانند عصبانیت یا بیم). این چرخ ابزار بسیار مفیدی در هنردرمانی و هوش هیجانی برای کمک به افراد در شناسایی دقیق و ظریف احساساتشان است.