نقش هیپوتالاموس، قشر مخ و خودمختار در هیجان
کنترل مغزی دستگاه خودمختار و نقش هیپوتالاموس
تنظیم فیزیولوژیک هیجانها حاصل تعامل پویای قشر جدید مخ (Neocortex)، ساختارهای زیرقشری و دستگاه عصبی خودمختار است. کنترل اصلی فعالیت دستگاه خودمختار در هنگام هیجان بر عهده هیپوتالاموس و بخشهایی از دستگاه لیمبیک (کناری) است و ساقه مغز به تنهایی این وظیفه را انجام نمیدهد. آزمایشهای هس بر روی گربهها نشان داد که تحریک الکتریکی مصنوعی مناطق مشخصی از هیپوتالاموس میتواند در حیوانات رام، پرخاشگری و حمله ایجاد کند. همچنین فلین نشان داد تحریک قسمت میانی هیپوتالاموس منجر به «حمله عاطفی» میشود، در حالی که تحریک بخش جانبی هیپوتالاموس منجر به «حمله دزدانه» (که با تعقیب پنهانی آغاز میشود) میگردد. مسرمن معتقد بود تخریب مسیر جلو قشر مخ تا هیپوتالاموس موجب بروز «خشم ساختگی» میشود که برخلاف خشم واقعی، علت، انگیزه و هدف مشخصی ندارد. در همین راستا، یافتههای برد تایید میکند که قشر جدید مخ در پردازشهای هیجانی نقش مهارکنندگی روی سیستمهای زیرقشری دارد؛ قشربرداری با حذف این اثر مهارکننده، خشم و هیجان حیوانات را به شدت افزایش میدهد.
قشر جدید مخ نقش بازدارنده بر سیستمهای هیجانی زیرقشری دارد و حذف آن (قشربرداری) منجر به افزایش شدید خشم ساختگی میگردد.
سم کورار و واکنشهای دستگاه عصبی خودمختار
آزمایش گلهورن با سم کورار نشان داد که منطقه حسی قشر جدید مخ اثر تسهیلکنندگی مهمی بر عملکرد ادغامکننده هیپوتالاموس دارد. سم کورار با مسدود کردن گیرندههای استیل کولین (نه گلوتامات) و مهار انقباض عضلانی، بازخورد حسی به قشر مخ را قطع کرده و در نتیجه تحریکشدگی بخش خلفی هیپوتالاموس را به شدت کاهش میدهد. در همین حال، دستگاه عصبی خودمختار نقش اجرایی دارد؛ در حین برانگیختگی هیجانی، فعالیت دستگاه سمپاتیک باعث افزایش میزان قند خون، کاهش ترشحات مخاط، افزایش ضربان قلب و گشاد شدن مردمک چشم (نه تنگ شدن آن) میشود تا نور بیشتری وارد شبکیه گردد. پس از خاتمه واکنش هیجانی، دستگاه پاراسمپاتیک عهدهدار کاهش فعالیتهای بدنی و بازگرداندن تعادل است. طی دوره تحول پستانداران، ساختار و اندازه دستگاه کناری (لیمبیک) برخلاف تغییرات وسیع قشر جدید مخ، بسیار پایدار مانده که اهمیت بقامحور آن را ثابت میکند.
| بخش فیزیولوژیک | تحریک/فعالسازی | پیامد هیجانی و بدنی |
|---|---|---|
| بخش میانی هیپوتالاموس | تحریک الکتریکی مستقیم | حمله عاطفی شدید |
| بخش جانبی هیپوتالاموس | تحریک الکتریکی مستقیم | حمله دزدانه و تعقیبی |
| دستگاه سمپاتیک | برانگیختگی شدید هیجانی | افزایش قند خون و گشاد شدن مردمک |
| سم کورار | مسدود کردن گیرندههای استیلکولین | کاهش برانگیختگی هیپوتالاموس خلفی |
برای مثال، سم کورار با فلج کردن عضلات بدن و قطع پیامهای حسی به کورتکس، مانع از فعال شدن هیپوتالاموس خلفی میشود و نشان میدهد که واکنشهای بدنی چگونه مغز را برای هیجان آماده نگه میدارند.
واژگان کلیدی
- خشم ساختگی
- واکنشی پرخاشگرانه و بدون انگیزه یا هدف مشخص که در اثر تخریب مسیر کورتکس به هیپوتالاموس ایجاد میشود.
- حمله عاطفی
- نوعی رفتار پرخاشگرانه خشن و پر سر و صدا که از تحریک بخش میانی هیپوتالاموس ناشی میشود.
- حمله دزدانه
- نوعی پرخاشگری پنهانی و تعقیبکننده که از تحریک بخش جانبی هیپوتالاموس سرچشمه میگیرد.
اشتباههای رایج
- اشتباه است اگر تصور شود فعالیت سمپاتیک مردمک چشم را تنگ میکند; تحریک سمپاتیک مردمک را گشاد میسازد.
- سم کورار انتقالدهنده گلوتامات را مهار نمیکند، بلکه گیرندههای استیلکولین را مسدود کرده و تحریکشدگی بخش خلفی هیپوتالاموس را کاهش میدهد.
- خشم ساختگی برخلاف خشم واقعی که هدفمند و دارای انگیزه مشخص است، فاقد علت و هدف معین در رفتار جاندار میباشد.
جمعبندی این مفهوم
- هیپوتالاموس و سیستم لیمبیک کنترل دستگاه عصبی خودمختار را در هیجان بر عهده دارند.
- تحریک میانی هیپوتالاموس باعث حمله عاطفی و تحریک جانبی آن باعث حمله دزدانه میشود.
- قشر مخ نقش مهارکنندگی روی سیستمهای زیرقشری دارد و قشربرداری خشم را تشدید میکند.
- سم کورار با مهار استیلکولین و قطع بازخورد حسی، فعالیت هیپوتالاموس خلفی را کاهش میدهد.
- دستگاه سمپاتیک قند خون و ضربان قلب را افزایش و پاراسمپاتیک تعادل را بازمیگرداند.
نکتهٔ تکمیلی
پدیده خشم ساختگی (Sham Rage) که اولین بار توسط فیلیپ بارد در دهه ۱۹۲۰ میلادی مطالعه شد، نشان داد که گربههای قشربرداری شده با کوچکترین محرک خنثی (مانند وزش باد ملایم) واکنشهای خشم بسیار شدیدی نشان میدهند. این خشم فاقد جهتگیری مشخصی بود؛ یعنی گربه به جای حمله به منبع تهدید، به هر چیزی چنگ میزد. این کشف ثابت کرد که تجربه خشم به طور مستقیم در هیپوتالاموس تولید میشود، اما قشر مخ مسئول هدایت هدفمند و کنترل مهارکننده آن است.