تمایز هیجان و خلق و دیدگاههای تبیین زیستی و کارکردی
تحلیل تبیینهای زیستی و کارکردی هیجان
علاوه بر تفاوتهای ساختاری، تبیین هیجانها به دو دیدگاه عمده زیستشناختی و کارکردی تقسیم میشود. طبق دیدگاه زیستی، هیجانها پدیدههایی بدنی و برخاسته از ساختار لیمبیک مغز هستند که مسیر تکاملی و ژنتیکی مشخصی را طی کردهاند. بر اساس این رویکرد، انسانها مجهز به ۲ تا ۱۵ هیجان اصلی و متمایز هستند که به صورت ژنتیکی منتقل میشوند و مبنای سایر حالتهای عاطفی قرار میگیرند. در کنار این نگاه زیستی، دیدگاه کارکردی به بررسی نقش سازشی هیجانها در بقای ارگانیسم میپردازد. این دیدگاه معتقد است هر هیجان اصلی با یک موقعیت محرک ویژه تحریک شده، رفتار بیرونی خاصی را سازماندهی میکند و وظیفه زیستی یا اجتماعی معینی را انجام میدهد که به انطباق ارگانیسم با شرایط محیطی یاری میرساند.
هیجان از رویدادهای زودگذر چندثانیهای یا چنددقیقهای پدید میآید و اعمال خاص را هدایت میکند، در حالی که خلق حاصل رویدادهای مبهم چندساعته یا چندروزه است و بر شناخت اثر میگذارد.
برای درک بهتر دیدگاه کارکردی، میتوان به چگونگی عملکرد هیجان غم اشاره کرد؛ هنگامی که فرد با موقعیت محرکِ «از دست دادن فردی عزیز» مواجه میشود، این هیجان رفتار همخوانِ «درخواست کمک» را فعال میکند که کارکرد نهایی آن ایجاد «اتحاد» و بازیابی حمایت اجتماعی است. همچنین، هیجانهای تعجب و نفرت هر کدام وظایف کارکردی منحصربهفردی را در مواجهه با محیط ایفا میکنند که به بقای فرد کمک شایانی میرساند.
| هیجان | موقعیت محرک | رفتار همخوان | وظیفه زیستی |
|---|---|---|---|
| غم (Sadness) | از دست دادن عزیز | درخواست کمک | اتحاد (Affiliation) |
| تعجب (Surprise) | موقعیت جدید | توجه/تغییر تمرکز | جهتگیری (Orientation) |
| نفرت (Disgust) | شیء نامناسب | دوری/طرد | طرد کردن (Rejection) |
واژگان کلیدی
- خلق (Mood)
- حالتهای عاطفی با دوام و پایدار چندساعته یا چندروزه که علل مبهم و ناشناخته دارند و عمدتاً بر شناخت و افکار فرد تأثیر میگذارند.
- هیجان (Emotion)
- واکنشهای روانی کوتاهمدت چندثانیهای یا چنددقیقهای که ناشی از ارزیابی رویدادهای مشخص زندگی بوده و رفتارهای بیرونی و اعمال خاص را هدایت میکنند.
- دیدگاه کارکردی (Functional View)
- رویکردی که هیجانها را ابزارهایی تکاملی برای بقا میداند که هرکدام وظیفه زیستی و کارکرد سازشی خاصی را در مواجهه با محرکهای محیطی ایفا میکنند.
اشتباههای رایج
- اشتباه گرفتن خلق با هیجان؛ در حالی که هیجانها بر رفتار و اعمال خاص تأثیر فوری دارند، خلقها عمدتاً سیستم شناختی و افکار فرد را هدایت میکنند.
- تصور اینکه هیجانها مانند خلقها از فرآیندهای مبهم ناشی میشوند؛ هیجانها همواره ناشی از موفقیتها یا رویدادهای مهم زندگی و ارزیابی آنها هستند.
- باور به اینکه وظیفه زیستی هیجان نفرت، جهتگیری است؛ در حالی که جهتگیری وظیفه هیجان تعجب بوده و وظیفه نفرت، طرد کردن یا Rejection است.
جمعبندی این مفهوم
- هیجانها پاسخهای زودگذر چندثانیهای یا چنددقیقهای هستند که اعمال بیرونی و خاص را هدایت میکنند.
- خلقها حالتهای عاطفی پایدارتری هستند که چند ساعت یا چند روز دوام میآورند و بر شناخت و افکار متمرکز هستند.
- دیدگاه زیستی منشأ هیجان را در لیمبیک و تغییرات بدنی دانسته و تعداد هیجانهای اصلی را بین ۲ تا ۱۵ مورد برمیشمرد.
- دیدگاه کارکردی هر هیجان را پاسخی به یک محرک خاص میداند که وظیفه زیستی معینی مانند اتحاد برای غم یا طرد کردن برای نفرت دارد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که چرا خلقها اینقدر مبهم و طولانی هستند؛ از دیدگاه تکاملی، خلقها مانند یک فیلتر پسزمینه عمل میکنند تا سیستم شناختی ما را با شرایط کلی محیط هماهنگ کنند. به عنوان مثال، خلق افسرده در شرایط ابهام یا تهدید طولانیمدت، فرد را به کاهش فعالیت و ارزیابی مجدد موقعیتها وادار میکند، بدون اینکه نیاز باشد به یک محرک فوری و خاص واکنش نشان دهد. این فرآیند به ذخیره انرژی و بقای ارگانیسم در درازمدت کمک میکند.