اندام تحتانی

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

عروق و اعصاب مچ دست

آناتومی اعصاب ناحیه ساعد

ناحیه ساعد و مچ دست شامل شبکه‌ای پیچیده از عضلات، اعصاب و شریان‌ها است که وظیفه کنترل حرکات ظریف و حس دست را بر عهده دارند. برای درک صحیح عملکرد این بخش، بررسی مسیر عبور اعصاب و عروق و ارتباط آن‌ها با ساختارهای مجاور اهمیت بالایی دارد. در ابتدا، عضلات ناحیه قدامی ساعد را بررسی می‌کنیم. بخش عمده عضلات ناحیه قدامی ساعد از عصب Median عصب‌گیری می‌کنند. این عصب نقش کلیدی در کنترل عضلات تا کننده (فلکسور) ایفا می‌کند و تحریک الکتریکی آن موجب انقباض عضلات قدامی می‌شود. در مقابل، عصب Median در ساعد، عصب‌دهی عضلات ناحیه خلفی ساعد را بر عهده ندارد. عضلات خلفی ساعد که وظیفه اکستانسیون مچ و انگشتان را دارند، از مسیرهای دیگری عصب‌گیری می‌کنند. بنابراین، عصب Median در ساعد صرفاً وظیفه عصب‌دهی به عضلات قدامی را دارد و نقشی در تامین عصب عضلات خلفی ندارد.

ساختار و محتویات تونل کارپ

در بخش مچ دست، یک مجرای مهم به نام تونل کارپ (Carpal tunnel) وجود دارد که توسط استخوان‌های مچ دست و رباط فلکسور رتیناکولوم محدود شده است. عناصر عبورکننده از داخل تونل کارپ شامل عصب Median، تاندون عضلات فلکسور سطحی انگشتان، تاندون عضلات فلکسور عمقی انگشتان، تاندون عضله فلکسور بلند شست و تاندون عضله فلکسور کارپی رادیالیس هستند. این عناصر به صورت فشرده در کنار یکدیگر عبور می‌کنند. در این میان، تاندون عضله پالماریس لونگوس از داخل تونل کارپ عبور نمی‌کند. این تاندون از درون بافت فلکسور رتیناکولوم عبور کرده و برخلاف تاندون عضلات فلکسور انگشتان، در داخل کانال یا تونل کارپ قرار ندارد. همچنین، عصب رادیال نیز در مچ دست همراه با تاندون‌های فلکسور از داخل تونل کارپ عبور نمی‌کند، بلکه این عصب از خارج مجرا عبور کرده و به سمت پشت دست (سطح خلفی) حرکت می‌کند تا حس آن ناحیه را تامین کند.

ساختارتونل کارپموقعیت
عصب Median✓قدام ساعد
پالماریس لونگوس✗رتیناکولوم
عصب رادیال✗پشت دست
عصب اولنار✗سمت داخل

مسیرهای عروقی و لمس نبض در مچ دست

در ادامه مسیر عروقی و عصبی، عصب اولنار در مچ دست، در سمت داخلی (مدیال) به همراه شریان اولنار عبور می‌کند و وارد دست می‌شود. این همراهی عصب و شریان اولنار در سمت داخلی مچ دست، یک نشانه آناتومیک مهم است. از سوی دیگر، برای ارزیابی علائم حیاتی و لمس نبض مچ دست، از شریان رادیال استفاده می‌شود. نبض مچ دست توسط شریان رادیال در سمت خارج (لترال) تاندون عضله فلکسور کارپی رادیالیس گرفته می‌شود و قرار دادن انگشت در سمت داخلی این تاندون برای لمس نبض یک اشتباه رایج بالینی است.

نبض شریان رادیال در مچ دست همواره در سمت خارج (لترال) تاندون عضله فلکسور کارپی رادیالیس لمس می‌شود و عصب رادیال از درون تونل کارپ عبور نمی‌کند.

واژگان کلیدی

عصب Median
عصب اصلی ناحیه قدامی ساعد که از داخل تونل کارپ عبور کرده و به عضلات قدامی عصب‌دهی می‌کند.
تونل کارپ (Carpal tunnel)
کانالی استخوانی-فیبری در مچ دست که عصب Median و تاندون عضلات فلکسور انگشتان از درون آن می‌گذرند.
عضله پالماریس لونگوس
عضله‌ای در قدام ساعد که تاندون آن به جای عبور از داخل تونل کارپ، از درون بافت فلکسور رتیناکولوم عبور می‌کند.
شریان رادیال
شریان مهم مچ دست که نبض آن در سمت لترال (خارجی) تاندون عضله فلکسور کارپی رادیالیس قابل لمس است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه عصب رادیال یا تاندون پالماریس لونگوس از داخل تونل کارپ عبور می‌کنند؛ در حالی که عصب رادیال به پشت دست رفته و تاندون پالماریس لونگوس از درون فلکسور رتیناکولوم می‌گذرد.
  • تلاش برای لمس نبض شریان رادیال در سمت داخلی تاندون فلکسور کارپی رادیالیس، در صورتی که این نبض در سمت خارجی (لترال) آن قرار دارد.
  • فرض اینکه عصب Median عصب‌دهی عضلات خلفی ساعد را بر عهده دارد، در حالی که این عصب منحصراً عضلات قدامی ساعد را عصب‌دهی می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات قدامی ساعد عمدتاً توسط عصب Median عصب‌دهی می‌شوند و عضلات خلفی از آن عصب نمی‌گیرند.
  • تونل کارپ مجرایی برای عبور عصب Median و تاندون‌های فلکسور انگشتان، شست و مچ دست است.
  • تاندون عضله پالماریس لونگوس و عصب رادیال از داخل تونل کارپ عبور نمی‌کنند.
  • عصب و شریان اولنار در مچ دست با همدیگر و از سمت داخلی (مدیال) عبور می‌کنند.
  • نبض شریان رادیال در سمت خارج (لترال) تاندون عضله فلکسور کارپی رادیالیس لمس می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

سندروم تونل کارپ (CTS) یکی از شایع‌ترین اختلالات فشاری عصب است که بر اثر کارهای تکراری مچ دست ایجاد می‌شود. در این بیماری، افزایش فشار درون تونل کارپ به عصب Median آسیب زده و منجر به بی‌حسی و ضعف در انگشتان شست، اشاره و میانی می‌شود. جالب است بدانید از آنجا که تاندون عضله پالماریس لونگوس از داخل این تونل عبور نمی‌کند، تحت تاثیر این سندروم قرار نمی‌گیرد. پزشکان گاهی در جراحی‌های ترمیمی تاندون، از تاندون این عضله به عنوان پیوند (گرافت) استفاده می‌کنند، زیرا نبود آن اختلال حرکتی شدیدی در دست ایجاد نمی‌کند.

وریدهای سطحی اندام فوقانی

مسیر وریدها در اندام فوقانی

وریدهای سطحی اندام فوقانی نقش بسیار مهمی در سیستم گردش خون و همچنین در اقدامات بالینی مانند خون‌گیری و تزریقات ایفا می‌کنند. دو ورید سطحی اصلی در دست، ورید سفالیک (Cephalic vein) و ورید بازیلیک (Basilic vein) هستند که مسیرهای متفاوتی را در اندام فوقانی طی می‌کنند و شناخت دقیق تفاوت‌های آن‌ها ضروری است. از نظر موقعیت آناتومیک، ورید سفالیک در سمت خارج (لترال و در امتداد انگشت شست) اندام فوقانی قرار گرفته است، در حالی که ورید بازیلیک در سمت داخل (مدیال و در امتداد انگشت کوچک) اندام فوقانی قرار دارد. این دو ورید بزرگ سطحی در طول ساعد و بازو جریان دارند و خون غیر اکسیژن‌دار را از بخش‌های محیطی دست جمع‌آوری می‌کنند.

وریدموقعیتتخلیه/ارتباط
سفالیکسمت خارجورید اگزیلاری
بازیلیکسمت داخلوریدهای عمقی
Median cubitalقدام آرنجاتصال سفالیک به بازیلیک

ارتباط وریدی در قدام آرنج

در ناحیه قدام آرنج یا همان حفره کوبیتال، یک ساختار وریدی مهم به نام ورید Median cubital قرار دارد. این ورید به صورت مورب در ناحیه قدامی آرنج قرار گرفته و بین دو ورید سفالیک (در سمت خارج) و ورید بازیلیک (در سمت داخل) ارتباط مستقیم برقرار می‌کند. به دلیل موقعیت آناتومیکی مناسب و ثابت بودن نسبی، ورید Median cubital اولین انتخاب برای انجام رگ‌گیری، خون‌گیری و تزریق مایعات وریدی در بخش‌های اورژانس و آزمایشگاه‌ها به شمار می‌رود.

ناودان دلتوپکتورال و نحوه تخلیه نهایی

در بخش‌های بالاتر اندام فوقانی، ورید سفالیک مسیر صعودی خود را ادامه می‌دهد تا به شانه برسد. در این ناحیه، ورید سفالیک وارد ناودان دلتوپکتورال می‌شود که مرز بین عضله دلتوئید و عضله پکتورالیس ماژور است. یک نکته بسیار مهم آناتومیک که غالباً در آزمون‌ها مطرح می‌شود، نحوه تخلیه این ورید است. ورید سفالیک پس از عبور از ناودان دلتوپکتورال مستقیماً به ورید سابکلاوین تخلیه نمی‌شود. این ورید ابتدا دیواره را سوراخ کرده و به ورید اگزیلاری (Axillary) می‌ریزد. در ادامه مسیر، ورید اگزیلاری پس از عبور از مرزهای آناتومیکی مشخص، به ورید سابکلاوین تغییر نام می‌دهد. بنابراین، مسیر تخلیه نهایی ورید سفالیک از طریق ورید اگزیلاری به ورید سابکلاوین انجام می‌پذیرد.

ورید سفالیک در سمت خارج (لترال) دست قرار دارد و در نهایت به ورید اگزیلاری تخلیه می‌شود، نه اینکه مستقیماً به ورید سابکلاوین بریزد.

واژگان کلیدی

ورید سفالیک (Cephalic vein)
ورید سطحی در سمت خارج اندام فوقانی که پس از عبور از ناودان دلتوپکتورال به ورید اگزیلاری تخلیه می‌شود.
ورید بازیلیک (Basilic vein)
ورید سطحی در سمت داخل اندام فوقانی که خون سیاهرگی را به بخش‌های عمقی‌تر هدایت می‌کند.
ورید Median cubital
وریدی در قدام آرنج که دو ورید سفالیک و بازیلیک را به یکدیگر متصل می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن مسیر وریدها؛ به این صورت که ورید سفالیک را در سمت داخل و ورید بازیلیک را در سمت خارج تصور کنند.
  • باور نادرست مبنی بر اینکه ورید سفالیک مستقیماً به ورید سابکلاوین تخلیه می‌شود، در حالی که ابتدا به ورید اگزیلاری می‌ریزد.
  • تصور اینکه ورید Median cubital در بازو یا ساعد قرار دارد، در حالی که موقعیت دقیق آن در ناحیه قدام آرنج است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ورید سفالیک در سمت خارج (لترال) و ورید بازیلیک در سمت داخل (مدیال) اندام فوقانی قرار گرفته‌اند.
  • ورید Median cubital در قدام آرنج قرار دارد و واسط بین وریدهای سفالیک و بازیلیک است.
  • ورید سفالیک در انتهای مسیر خود از ناودان دلتوپکتورال عبور می‌کند.
  • تخلیه ورید سفالیک به ورید اگزیلاری انجام می‌شود و مستقیماً به ورید سابکلاوین نمی‌ریزد.

نکتهٔ تکمیلی

نام‌گذاری ورید سفالیک ریشه در ترجمه‌های تاریخی متون پزشکی دارد. واژه Cephalic از کلمه یونانی به معنای سر گرفته شده است، زیرا پزشکان باستان معتقد بودند فصد یا خون‌گیری از این ورید می‌تواند بیماری‌های سر و جمجمه را درمان کند. امروزه در اورژانس‌های پزشکی، ورید Median cubital به علت قطر مناسب و نزدیکی به سطح پوست، پرکاربردترین رگ برای دسترسی سریع عروقی و احیا به شمار می‌رود، در حالی که در جراحی‌های قلب، از وریدهای سطحی دیگر اندام‌ها برای پیوند بای‌پس عروق کرونر استفاده می‌شود.

استخوان‌شناسی لگن و فمور

ویژگی‌های ساختاری استخوان ایلیوم

شناخت دقیق ویژگی‌های ساختاری استخوان‌های کمربند لگنی و ران، پایه و اساس درک حرکات اندام تحتانی است. استخوان هیپ (Hip) و استخوان فمور (Femur) دو بخش ساختاری اصلی را در این ناحیه تشکیل می‌دهند که اتصالات عضلانی متعددی روی آن‌ها قرار دارد. ابتدا به استخوان هیپ و بخش بالایی آن یعنی استخوان ایلیوم (Ilium) می‌پردازیم. استخوان هیپ از سه بخش تشکیل شده است که ایلیوم فوقانی‌ترین و بزرگ‌ترین آن‌هاست. استخوان ایلیوم در تشکیل دیواره‌های داخلی، فوقانی، قدامی و خلفی استخوان هیپ نقش بسزایی دارد و سطوح وسیعی را برای حمایت از اعضای داخلی و اتصال عضلات فراهم می‌کند. با این حال، یک نکته کالبدشناسی بسیار مهم و سوال‌خیز این است که استخوان ایلیوم در تشکیل کناره تحتانی استخوان هیپ مشارکت ندارد. کناره تحتانی لگن توسط بخش‌های اسکیوم و پوبیس شکل می‌گیرد و ایلیوم هیچ نقشی در آن ایفا نمی‌کند.

نشانه‌های آناتومیک استخوان فمور

استخوان بعدی، فمور یا استخوان ران است که قوی‌ترین استخوان بدن انسان است. این استخوان از سه بخش انتهای فوقانی، تنه و انتهای تحتانی تشکیل شده است. در انتهای تحتانی استخوان فمور، ساختارهای مفصلی و برجستگی‌های مهمی قرار دارند. تکمه ادداکتور (Adductor tubercle)، کندیل‌های داخلی و خارجی، برجستگی‌های بین کندیلی (intercondylar notch) و سطح مفصلی همگی جزء انتهای تحتانی استخوان فمور هستند و در تشکیل مفصل زانو و برقراری ثبات آن مشارکت دارند. تنه استخوان فمور نیز دارای نشانه‌های آناتومیک ویژه‌ای است که بارزترین آن‌ها خط خشن (Linea aspera) است. خط خشن یک ستیغ برجسته است که در سطح خلفی تنه فمور قرار دارد، نه در انتهای فوقانی آن.

برجستگی فمورموقعیتنقش
خط خشنخلف تنهمبدأ عضلات
تکمه ادداکتورانتهای تحتانیاتصال انتهایی
کندیل‌هاانتهای تحتانیمفصل زانو

محل‌های اتصال عضلات نزدیک‌کننده

از نظر عملکرد عضلانی، خط خشن در سطح خلفی تنه فمور، محل مبدأ عضلات ادداکتور (نزدیک‌کننده) ران است. در مقابل، تکمه ادداکتور (Adductor tubercle) که در بخش تحتانی استخوان فمور واقع شده است، محل اتصال انتهایی عضلات ادداکتور ران به شمار می‌رود. این تفاوت آناتومیک بین محل مبدأ عضلات روی خط خشن تنه و محل اتصال نهایی آن‌ها روی تکمه تحتانی فمور، کارایی مکانیکی عضلات نزدیک‌کننده را تضمین می‌کند.

خط خشن (Linea aspera) در سطح خلفی تنه فمور قرار داشته و مبدأ عضلات ادداکتور ران است، در حالی که تکمه ادداکتور در انتهای تحتانی فمور محل اتصال انتهایی این عضلات است.

واژگان کلیدی

استخوان ایلیوم (Ilium)
بخش فوقانی استخوان هیپ که دیواره‌های داخلی، فوقانی، قدامی و خلفی آن را تشکیل می‌دهد اما در کناره تحتانی نقشی ندارد.
خط خشن (Linea aspera)
برجستگی طولی در سطح خلفی تنه استخوان فمور که محل مبدأ عضلات نزدیک‌کننده ران است.
تکمه ادداکتور (Adductor tubercle)
برجستگی استخوانی در انتهای تحتانی فمور که محل اتصال نهایی عضلات نزدیک‌کننده ران می‌باشد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه مبنی بر مشارکت استخوان ایلیوم در تشکیل کناره تحتانی استخوان هیپ، در حالی که ایلیوم دیواره‌های داخلی، فوقانی، قدامی و خلفی را می‌سازد.
  • فرض اینکه خط خشن (Linea aspera) بر روی انتهای فوقانی فمور قرار دارد، در صورتی که این خط در سطح خلفی تنه قرار گرفته است.
  • اشتباه گرفتن نقش عملکردی خط خشن و تکمه ادداکتور؛ خط خشن محل مبدأ (Origin) و تکمه ادداکتور محل اتصال (Insertion) عضلات ادداکتور ران است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • استخوان ایلیوم دیواره‌های داخلی، فوقانی، قدامی و خلفی هیپ را می‌سازد ولی در کناره تحتانی آن نقشی ندارد.
  • انتهای تحتانی استخوان فمور شامل تکمه ادداکتور، کندیل‌های داخلی و خارجی و سطح مفصلی است.
  • خط خشن فمور در سطح خلفی تنه آن واقع شده و در انتهای فوقانی وجود ندارد.
  • خط خشن به عنوان محل مبدأ عضلات ادداکتور ران عمل می‌کند.
  • تکمه ادداکتور در بخش تحتانی فمور، محل اتصال نهایی عضلات ادداکتور ران است.

نکتهٔ تکمیلی

خط خشن (Linea aspera) در زبان لاتین به معنای «خط ناهموار» است. این ناهمواری به دلیل نیروهای کششی مداومی است که عضلات بزرگ ران در طول زندگی روزمره و راه رفتن بر روی استخوان فمور وارد می‌کنند. در کالبدشناسی جنایی و انسان‌شناسی استخوان، برجستگی این خط می‌تواند اطلاعات مفیدی درباره میزان فعالیت بدنی و قدرت عضلانی فرد در طول حیات ارائه دهد. همچنین، شکستگی‌های تنه فمور در نزدیکی خط خشن به دلیل خون‌رسانی قوی شریان‌های نفوذی این ناحیه، می‌توانند باعث خونریزی شدید داخلی شوند که نیازمند تثبیت فوری ارتوپدی است.

عضلات ناحیه لگن و ران

عضلات خم‌کننده و بازکننده مفصل ران

عضلات ناحیه لگن و ران بر اساس موقعیت آناتومیکی خود به کمپارتمان‌های متفاوتی تقسیم می‌شوند که هر کدام حرکات مشخصی را در مفصل ران (Hip) و مفصل زانو کنترل می‌کنند. بررسی هماهنگی عملکردی این عضلات برای درک مکانیک راه رفتن، دویدن و ایستادن بسیار ضروری است. ابتدا عضلات خم‌کننده یا فلکسور مفصل ران را بررسی می‌کنیم. عضلات ایلیاکوس و سواس ماژور با پیوستن به یکدیگر، عضله قدرتمند ایلیوسواس (Iliopsoas) را تشکیل می‌دهند. عضله ایلیوسواس به عنوان فلکسور اصلی مفصل ران عمل می‌کند و ران را به سمت تنه حرکت می‌دهد. در مقابل، باز شدن یا اکستانسیون مفصل ران بر عهده عضلات خلفی است. عضله گلوتئوس ماگزیموس (Gluteus maximus) به عنوان اکستانسور اصلی مفصل ران عمل می‌کند و عضلات کمپارتمان خلفی ران نیز در این حرکت با آن مشارکت دارند.

عضلهکمپارتمانعملکرد اصلی
چهارسر رانیقدامیراست کردن زانو
همسترینگخلفیخم کردن زانو
ایلیوسواسلگن (قدام)خم کردن ران
گلوتئوس ماگزیموسخلف لگنراست کردن ران

کمپارتمان خلفی و عضلات ابداکتور

عضلات کمپارتمان خلفی ران که به عضلات همسترینگ نیز معروف هستند، شامل عضله دوسر رانی (Biceps femoris)، سمی‌تندینوزوس و سمی‌ممبرانوزوس می‌باشند. این گروه از عضلات در اکستانسیون مفصل ران و خم کردن (فلکسیون) زانو نقش کلیدی دارند. باید توجه داشت که عضله دوسر رانی از عضلات ابداکتور (دورکننده) مفصل ران نیست، بلکه وظیفه اصلی آن همان حرکت همسترینگ است. عضلات ابداکتور مفصل ران شامل گلوتئوس مدیوس، گلوتئوس مینیموس و سارتوریوس هستند. همچنین، عضله Gracilis که در بخش داخلی ران قرار دارد، بر خلاف تصور رایج، جزء عضلات خلف ران (همسترینگ) به شمار نمی‌رود.

کمپارتمان قدامی ران

در سمت قدامی ران، عضله چهار سر رانی (Quadriceps) قرار دارد. این عضله بزرگ در کمپارتمان قدامی ران قرار گرفته است، نه خلفی؛ و عمل راست کردن (اکستنشن) زانو را انجام می‌دهد. این در حالی است که عضلات کمپارتمان خلفی ران برعکس عمل کرده و زانو را خم (فلکس) می‌کنند. شناخت این تفاوت‌های عملکردی در کمپارتمان‌های قدامی و خلفی ران برای تحلیل آسیب‌های ورزشی از اهمیت بالایی برخوردار است.

عضله ایلیوسواس فلکسور اصلی مفصل ران و عضله گلوتئوس ماگزیموس اکستانسور اصلی آن است؛ همچنین عضله دوسر رانی جزء عضلات همسترینگ بوده و ابداکتور ران به شمار نمی‌آید.

واژگان کلیدی

عضله ایلیوسواس (Iliopsoas)
عضله‌ای متشکل از ایلیاکوس و سواس ماژور که قوی‌ترین فلکسور مفصل ران است.
عضله گلوتئوس ماگزیموس
بزرگ‌ترین عضله ناحیه باسن که به عنوان اکستانسور اصلی مفصل ران عمل می‌کند.
عضلات همسترینگ (Hamstrings)
گروهی متشکل از عضلات دوسر رانی، سمی‌تندینوزوس و سمی‌ممبرانوزوس در خلف ران که زانو را خم و ران را راست می‌کنند.
عضله چهار سر رانی (Quadriceps)
عضله بزرگ کمپارتمان قدامی ران که مسئول اکستانسیون (راست کردن) مفصل زانو است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه عضله دوسر رانی ابداکتور مفصل ران است، در حالی که این عضله جزء همسترینگ‌ها بوده و در اکستانسیون ران و فلکسیون زانو نقش دارد.
  • اشتباه گرفتن کمپارتمان و عملکرد عضله چهار سر رانی با عضلات خلفی؛ به این صورت که تصور شود چهار سر رانی در خلف قرار دارد و زانو را خم می‌کند.
  • فرض نادرست مبنی بر اینکه عضله Gracilis جزء عضلات همسترینگ است، در صورتی که همسترینگ‌ها فقط شامل دوسر رانی، سمی‌تندینوزوس و سمی‌ممبرانوزوس هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضله ایلیوسواس از ترکیب ایلیاکوس و سواس ماژور تشکیل شده و فلکسور اصلی مفصل ران است.
  • عضله گلوتئوس ماگزیموس و عضلات همسترینگ مسئولیت اکستانسیون مفصل ران را بر عهده دارند.
  • عضلات ابداکتور ران شامل گلوتئوس مدیوس، گلوتئوس مینیموس و سارتوریوس هستند و دوسر رانی جزء آن‌ها نیست.
  • عضله چهار سر رانی در کمپارتمان قدامی قرار دارد و زانو را راست (اکستند) می‌کند.
  • عضلات همسترینگ شامل دوسر رانی، سمی‌تندینوزوس و سمی‌ممبرانوزوس در خلف ران قرار دارند و زانو را خم می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

کشیدگی عضلات همسترینگ یکی از شایع‌ترین آسیب‌ها در میان ورزشکاران دو و میدانی و فوتبال است. این آسیب معمولاً در فاز شتاب‌گیری یا ضربه زدن به توپ رخ می‌دهد، یعنی زمانی که عضلات همسترینگ به طور فعال در حال انقباض برای کنترل راست شدن سریع زانو (که توسط چهارسر رانی انجام می‌شود) هستند. ایجاد تعادل قدرتی مناسب بین عضله چهارسر رانی در قدام ران و عضلات همسترینگ در خلف ران، کلید اصلی پیشگیری از این نوع آسیب‌های ورزشی است. جالب است بدانید که نام همسترینگ از کلمه انگلیسی «هم» به معنای کشاله ران خوک گرفته شده است، زیرا در گذشته قصابان از تاندون‌های این عضلات برای آویزان کردن لاشه خوک استفاده می‌کردند.

آناتومی ساق و استخوان‌های پا

استخوان‌ها و قوزک‌های ساق پا

ساق و پا بخش انتهایی اندام تحتانی را تشکیل می‌دهند که وظیفه تحمل وزن بدن و فراهم کردن امکان حرکت روی زمین را بر عهده دارند. استخوان‌ها و عضلات این ناحیه ساختاری هماهنگ برای تحمل فشارهای مکانیکی و حفظ تعادل در حین حرکت ایجاد می‌کنند. در ابتدا، استخوان‌های ساق پا را بررسی می‌کنیم. ساق پا دارای دو استخوان تیبیا (درشت‌نی) و فیبولا (نازک‌نی) است. استخوان تیبیا در سمت داخل ساق قرار دارد و قوزک داخلی مچ پا را می‌سازد. در مقابل، استخوان فیبولا در سطح خارجی ساق پا قرار داشته و قوزک خارجی مچ پا را ایجاد می‌کند.

استخوان‌های مچ پا و مفصل مچ پا

در مچ پا، استخوان‌های تارس وجود دارند که شامل تالوس، کالکانئوس، ناویکولار، کوبوئید و سه استخوان کوئی‌نیفورم هستند. باید توجه داشت که استخوان اسکافوئید از استخوان‌های مچ دست است و ربطی به مچ پا ندارد. از میان استخوان‌های تارس، استخوان تالوس (Talus) با استخوان‌های ساق پا مفصل شده و مفصل مچ پا را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین استخوان کالکانئوس (پاشنه) به طور مستقیم در تشکیل مفصل مچ پا با ساق پا شرکت نمی‌کند. استخوان کالکانئوس در بخش فوقانی خود با تالوس و در بخش جلویی خود با استخوان کوبوئید مفصل می‌شود. همچنین در وضعیت آناتومیکی، جهت‌گیری سطوح پا بسیار مهم است؛ به کف پا سطح Plantar و به روی پا سطح Dorsal می‌گویند.

حرکت/ساختارکمپارتمان/استخوانموقعیت
دورسی فلکشنکمپارتمان قدامیجلوی ساق
چرخش خارجی (Eversion)کمپارتمان خارجیسمت خارج ساق
مفصل مچ پااستخوان تالوسبین ساق و مچ پا
استخوان پاشنهکالکانئوسزیر تالوس

حرکات تخصصی مچ پا و عملکرد عضلات

عضلات ساق پا نیز به طور اختصاصی کار می‌کنند. عضلات کمپارتمان قدامی ساق پا مسئول دورسی فلکشن مچ پا، چرخش داخلی پا (Inversion) و اکستانسیون انگشتان هستند. در مقابل، چرخش مچ پا به خارج (Eversion) بر عهده عضلات کمپارتمان خارجی ساق پا است، نه عضلات کمپارتمان خلفی. عضلات کمپارتمان خلفی عمدتاً در حرکت تا کردن کف پا (Plantar flexion) نقش دارند. همکاری متقابل این عضلات و رباط‌ها به انسان اجازه می‌دهد بر روی سطوح ناهموار تعادل خود را حفظ کند. انقباض عضلات قدامی باعث بالا رفتن مچ پا در فاز راه رفتن می‌شود تا انگشتان پا به زمین گیر نکنند، در حالی که عضلات کمپارتمان خارجی با انجام eversion از انحراف بیش از حد پا به داخل جلوگیری می‌نمایند.

استخوان تالوس تنها استخوان مچ پا است که با تیبیا و فیبولا مفصل مچ پا را می‌سازد؛ همچنین کف پا سطح Plantar و روی پا سطح Dorsal نامیده می‌شود.

واژگان کلیدی

استخوان تالوس (Talus)
استخوانی در مچ پا که با استخوان‌های تیبیا و فیبولای ساق مفصل شده و مفصل مچ پا را پدید می‌آورد.
استخوان کالکانئوس (Calcaneus)
بزرگ‌ترین استخوان مچ پا (پاشنه) که در بالا با تالوس و در جلو با استخوان کوبوئید مفصل می‌شود.
چرخش داخلی پا (Inversion)
حرکتی که در آن کف پا به سمت داخل (مدیال) چرخیده و توسط عضلات قدامی ساق انجام می‌شود.
چرخش خارجی پا (Eversion)
حرکتی که در آن کف پا به سمت خارج (لترال) چرخیده و توسط عضلات خارجی ساق هدایت می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه استخوان کالکانئوس به طور مستقیم با استخوان‌های ساق پا مفصل مچ پا را تشکیل می‌دهد، در حالی که این وظیفه بر عهده تالوس است.
  • اشتباه گرفتن استخوان اسکافوئید به عنوان یکی از استخوان‌های مچ پا، در حالی که اسکافوئید در مچ دست قرار دارد و استخوان مشابه آن در مچ پا ناویکولار نام دارد.
  • نسبت دادن عمل چرخش مچ پا به خارج (Eversion) به عضلات کمپارتمان خلفی، در حالی که این حرکت وظیفه عضلات کمپارتمان خارجی ساق است.
  • اشتباه نامیدن روی پا به عنوان سطح Plantar و کف پا به عنوان سطح Dorsal، در صورتی که کف پا Plantar و روی پا Dorsal است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • استخوان تیبیا در سمت داخل قوزک داخلی را می‌سازد و استخوان فیبولا در سمت خارج قوزک خارجی را تشکیل می‌دهد.
  • استخوان تالوس با استخوان‌های ساق پا مفصل شده و مفصل اصلی مچ پا را پدید می‌آورد.
  • استخوان کالکانئوس در بالا با تالوس و در قدام با استخوان کوبوئید مفصل می‌شود ولی با ساق پا مفصلی ندارد.
  • عضلات کمپارتمان قدامی ساق عمل دورسی فلکشن و چرخش داخلی پا (Inversion) را انجام می‌دهند.
  • چرخش خارجی پا (Eversion) بر عهده عضلات کمپارتمان خارجی است و عضلات خلفی نقشی در آن ندارند.

نکتهٔ تکمیلی

پیچ‌خوردگی مچ پا یکی از شایع‌ترین آسیب‌های اسکلتی عضلانی است که در اکثر موارد به صورت انحراف شدید پا به سمت داخل (Inversion) رخ می‌دهد. در این حالت، رباط‌های خارجی مچ پا که قوزک خارجی (فیبولا) را به تالوس و کالکانئوس متصل می‌کنند، دچار کشیدگی یا پارگی می‌شوند. جالب است بدانید قوزک خارجی به دلیل پایین‌تر بودن نسبت به قوزک داخلی و قدرت عضلات کمپارتمان خارجی در انجام eversion، مانع طبیعی بهتری در برابر پیچ‌خوردگی به خارج ایجاد می‌کند؛ به همین دلیل است که پیچ‌خوردگی به سمت داخل بسیار شایع‌تر از پیچ‌خوردگی به سمت خارج است.

اعصاب اندام تحتانی

عصب فمورال و اوبتراطور

اعصاب اندام تحتانی از دو شبکه عصبی اصلی یعنی شبکه لومبار (کمری) و شبکه لومبوساکرال (کمری-خاجی) منشأ می‌گیرند. این اعصاب مسئول کنترل حسی و حرکتی عضلات مختلف ران، لگن و ساق پا هستند و هر کدام مسیر کالبدشناسی ویژه‌ای را در بدن طی می‌کنند که شناخت آن‌ها اهمیت بالایی دارد. ابتدا به عصب فمورال (Femoral nerve) می‌پردازیم. عضلات قدام ران (مانند چهار سر رانی) و عضلات فلکسور هیپ توسط عصب فمورال عصب‌دهی می‌شوند. این عصب از شبکه لومبار (Lumbar) منشأ می‌گیرد. عصب فمورال در مسیر عبور خود به سمت ران، از درون غلاف فمورال عبور می‌کند. از نظر مسیر یابی، عصب فمورال در ناحیه گلوتئال از بریدگی سیاتیک عبور نمی‌کند، بلکه مسیر قدامی دارد. عصب بعدی، عصب اوبتراطور (Obturator nerve) است. عضلات بخش داخلی ران (ادداکتورها) توسط عصب اوبتراطور عصب‌دهی می‌شوند. این عصب از سوراخ اوبتراطور استخوان پوبیس عبور می‌کند. این دو مسیر کاملاً مجزا هستند، به طوری که عصب فمورال از درون غلاف فمورال و عصب اوبتراطور از درون سوراخ اوبتراطور عبور می‌نمایند.

عصبمنشأکمپارتمانمسیر
فموراللومبارقدام رانغلاف فمورال
اوبتراطورلومبارداخل رانسوراخ اوبتراطور
سیاتیکلومبوساکرالخلف رانبریدگی سیاتیک

مسیر و عصب‌دهی عصب سیاتیک

در نهایت، عصب سیاتیک (Sciatic nerve) را بررسی می‌کنیم. عضلات بخش خلفی ران (عضلات همسترینگ) توسط عصب سیاتیک عصب‌دهی می‌شوند. عصب سیاتیک به طور مستقیم و کامل از شبکه لومبار منشأ نمی‌گیرد، بلکه از شبکه لومبوساکرال (Lumbosacral plexus) منشأ گرفته و شاخه تیبیال آن بخش ساکرال است. عصب سیاتیک در ناحیه گلوتئال از بریدگی سیاتیک عبور کرده و به سمت پایین ران نزول می‌کند. همچنین باید توجه داشت که عضله گلوتئوس ماگزیموس توسط عصب سیاتیک عصب‌دهی نمی‌شود؛ بلکه این وظیفه بر عهده عصب گلوتئال تحتانی (Inferior gluteal nerve) است.

اهمیت بالینی تمایز عصب‌دهی‌ها

این تمایز در منشأ عصبی به پزشکان کمک می‌کند تا در زمان بروز اختلالات حسی یا حرکتی در اندام تحتانی، ریشه عصبی آسیب‌دیده را به درستی تشخیص دهند. برای مثال، ضعف در عضلات ادداکتور ران نشان‌دهنده آسیب احتمالی در مسیر عصب اوبتراطور است، در حالی که از دست رفتن حس قدام ران و ضعف در باز کردن زانو به عصب فمورال مربوط می‌شود. همچنین آسیب‌های ناحیه باسن که به عصب گلوتئال تحتانی صدمه می‌زنند، مستقیماً عملکرد عضله گلوتئوس ماگزیموس را مختل می‌کنند بدون اینکه عصب سیاتیک را درگیر نمایند.

عصب سیاتیک از شبکه لومبوساکرال منشأ گرفته و با عبور از بریدگی سیاتیک به عضلات خلف ران می‌رود، در حالی که عضله گلوتئوس ماگزیموس توسط عصب گلوتئال تحتانی عصب‌دهی می‌شود.

واژگان کلیدی

عصب فمورال (Femoral nerve)
عصبی برخاسته از شبکه لومبار که عضلات قدامی ران را عصب‌دهی کرده و از درون غلاف فمورال می‌گذرد.
عصب اوبتراطور (Obturator nerve)
عصبی برخاسته از شبکه کمری که از سوراخ اوبتراطور عبور کرده و عضلات داخلی ران را عصب‌دهی می‌کند.
عصب سیاتیک (Sciatic nerve)
بزرگ‌ترین عصب بدن برخاسته از شبکه لومبوساکرال که از بریدگی سیاتیک عبور کرده و به عضلات خلف ران عصب می‌دهد.
عصب گلوتئال تحتانی
عصب تغذیه‌کننده عضله گلوتئوس ماگزیموس که آسیب به آن باعث ضعف در اکستانسیون مفصل ران می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه عضلات بخش داخلی ران توسط عصب سیاتیک عصب‌دهی می‌شوند، در حالی که عصب‌دهی آن‌ها بر عهده عصب اوبتراطور است.
  • اشتباه در مسیرهای عبور؛ به این صورت که فرض شود عصب فمورال از سوراخ اوبتراطور عبور می‌کند و عصب اوبتراطور از درون غلاف فمورال می‌گذرد.
  • باور نادرست مبنی بر اینکه عصب فمورال در ناحیه گلوتئال از بریدگی سیاتیک عبور می‌کند، در حالی که این مسیر متعلق به عصب سیاتیک است و عصب فمورال مسیر قدامی دارد.
  • فرض اینکه عصب سیاتیک مستقیماً و به طور کامل از شبکه لومبار منشأ می‌گیرد یا اینکه عضله گلوتئوس ماگزیموس را عصب‌دهی می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات قدامی ران توسط عصب فمورال که از شبکه لومبار منشأ می‌گیرد عصب‌دهی می‌شوند.
  • عضلات بخش داخلی ران توسط عصب اوبتراطور و عضلات خلف ران توسط عصب سیاتیک عصب‌گیری می‌کنند.
  • عصب فمورال از درون غلاف فمورال عبور کرده و عصب اوبتراطور از سوراخ اوبتراطور پوبیس می‌گذرد.
  • عصب سیاتیک از شبکه لومبوساکرال منشأ می‌گیرد و از بریدگی سیاتیک در باسن عبور می‌کند.
  • عضله گلوتئوس ماگزیموس برخلاف عضلات خلفی ران، توسط عصب گلوتئال تحتانی عصب‌دهی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

درد سیاتیک یکی از شناخته‌شده‌ترین دردهای عصبی در پزشکی است که معمولاً به دلیل فتق دیسک کمر یا اسپاسم عضله پیریفورمیس در باسن ایجاد می‌شود. این وضعیت باعث فشار بر روی عصب سیاتیک در مسیر عبور آن از بریدگی سیاتیک شده و دردی تیرکشنده را از باسن تا پشت ران و حتی کف پا منتشر می‌کند. از سوی دیگر، غلاف فمورال که عصب فمورال به همراه شریان و ورید فمورال از درون آن عبور می‌کنند، یکی از نواحی مهم برای ایجاد فتق‌های فمورال در زنان است. جالب است بدانید که پزشکان برای انجام جراحی‌های زانو یا قدام ران، عصب فمورال را در بالای ران به صورت موضعی بلوک (بی‌حس) می‌کنند.

عصب پرونئال مشترک و آسیب‌ها

مبدأ و تقسیمات عصب پرونئال مشترک

عصب پرونئال مشترک (Common peroneal nerve) که با نام عصب فیبولار مشترک نیز شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین شاخه‌های عصبی اندام تحتانی است که نقش حیاتی در کنترل عضلات حرکت‌دهنده مچ و انگشتان پا دارد. به دلیل موقعیت آناتومیکی خاص این عصب در مجاورت استخوان ساق، آسیب‌های آن عوارض بالینی شدیدی به همراه دارد و در کالبدشناسی بالینی بسیار مورد توجه است. از نظر کالبدشناسی، عصب پرونئال مشترک یکی از شاخه‌های انتهایی عصب سیاتیک است. عصب سیاتیک در انتهای مسیر خود در ران به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آن‌ها پرونئال مشترک است. این عصب در ادامه مسیر خود، بعداً به دو شاخه انتهایی دیگر یعنی عصب پرونئال عمقی (Deep peroneal) و عصب پرونئال سطحی (Superficial peroneal) تقسیم می‌شود که عضلات قدامی و خارجی ساق را عصب‌دهی می‌کنند.

عصبمنشأ مستقیمکمپارتمان‌های تحت تاثیر آسیب
پرونئال مشترکعصب سیاتیکقدامی و خارجی ساق
پرونئال عمقی و سطحیپرونئال مشترکقدامی و خارجی ساق

مسیر آسیب‌پذیر در اطراف گردن فیبولا

مسیر عبور این عصب بسیار ویژه و آسیب‌پذیر است؛ عصب پرونئال مشترک در اطراف گردن استخوان فیبولا (نازک‌نی) دور می‌زند. به دلیل این مجاورت سطحی با استخوان، شکستگی گردن فیبولا می‌تواند به راحتی منجر به آسیب به عصب پرونئال مشترک شود. حتی گچ‌گیری‌های بسیار سفت یا فشارهای خارجی طولانی‌مدت به این ناحیه نیز می‌تواند عصب را تحت فشار قرار دهد.

پیامد حرکتی آسیب و پدیده افتادگی پا

آسیب به عصب پرونئال مشترک منجر به فلج عضلات کمپارتمان قدامی و خارجی ساق پا می‌شود. از آنجا که عضلات کمپارتمان قدامی مسئول دورسی فلکشن مچ و اکستانسیون انگشتان هستند و عضلات کمپارتمان خارجی چرخش به خارج (Eversion) را انجام می‌دهند، آسیب به این عصب باعث می‌شود بیمار توانایی بالا آوردن پا و چرخش آن به خارج را از دست بدهد. در نتیجه، هنگام راه گرفتن انگشتان پا به زمین کشیده می‌شوند که به این حالت بالینی افتادگی پا (Foot drop) می‌گویند. تشخیص بالینی این آسیب معمولاً با معاینه حرکت دورسی فلکشن و ارزیابی حس پوست در بخش‌های قدامی و خارجی ساق و روی پا صورت می‌گیرد. به دلیل فلج عضلات قدامی و خارجی، بیماران برای جلوگیری از برخورد انگشتان با زمین ناچارند زانو و ران خود را بیش از حد معمول در حین گام برداشتن خم کنند. ترمیم سریع استخوان فیبولا و برداشتن فشار از روی عصب پرونئال مشترک برای بازگشت عملکرد حرکتی مچ پا حیاتی است.

برای مثال، بیماری که به دنبال تصادف دچار شکستگی گردن فیبولا شده است، هنگام راه رفتن قادر به بالا آوردن نوک پای خود نیست و برای گام برداشتن مجبور است پای خود را بیش از حد بالا بکشد.

شکستگی گردن استخوان فیبولا شایع‌ترین علت آسیب به عصب پرونئال مشترک است که منجر به فلج عضلات کمپارتمان‌های قدامی و خارجی ساق پا می‌شود.

واژگان کلیدی

عصب پرونئال مشترک (Common peroneal nerve)
یکی از شاخه‌های انتهایی عصب سیاتیک که در اطراف گردن استخوان فیبولا عبور کرده و عضلات قدامی و خارجی ساق را عصب‌دهی می‌کند.
گردن فیبولا (Fibula neck)
ناحیه‌ای باریک از استخوان نازک‌نی ساق پا که محل عبور عصب پرونئال مشترک بوده و شکستگی آن ریسک بالای آسیب عصبی دارد.
عصب پرونئال عمقی و سطحی
دو شاخه انتهایی عصب پرونئال مشترک که پس از عبور عصب از دور گردن فیبولا منشعب می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه شکستگی گردن فیبولا باعث آسیب به عصب تیبیال یا سیاتیک می‌شود، در حالی که عصب پرونئال مشترک مستقیماً در این ناحیه آسیب می‌بیند.
  • فرض نادرست مبنی بر اینکه آسیب عصب پرونئال مشترک تنها عضلات کمپارتمان قدامی را فلج می‌کند، در حالی که عضلات کمپارتمان خارجی ساق نیز فلج می‌شوند.
  • اشتباه گرفتن منشأ عصب پرونئال مشترک و فرض اینکه شاخه مستقیم شبکه لومبار است، در صورتی که این عصب شاخه انتهایی عصب سیاتیک می‌باشد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب پرونئال مشترک به عنوان یکی از شاخه‌های انتهایی عصب سیاتیک شناخته می‌شود.
  • این عصب بعداً به دو شاخه فرعی پرونئال عمقی و پرونئال سطحی تقسیم می‌گردد.
  • مسیر عبور عصب پرونئال مشترک از اطراف گردن استخوان فیبولا در ساق پا است.
  • شکستگی گردن فیبولا می‌تواند منجر به صدمه به این عصب و بروز اختلالات حرکتی شود.
  • آسیب به عصب پرونئال مشترک باعث فلج عضلات کمپارتمان‌های قدامی و خارجی ساق پا می‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

افتادگی پا (Foot drop) ناشی از آسیب عصب پرونئال مشترک، الگوی راه رفتن فرد را به طرز چشمگیری تغییر می‌دهد. فرد مبتلا برای جلوگیری از کشیده شدن انگشتان پا روی زمین، زانوی خود را در حین گام برداشتن بسیار بالا می‌آورد که به این وضعیت «راه رفتن استپاژ» یا «راه رفتن اسبی» می‌گویند. برای درمان و بهبود کیفیت زندگی این بیماران، از ارتوزهای مخصوصی به نام AFO (مچ‌بندهای طبی پا) استفاده می‌شود که مچ پا را در وضعیت ۹۰ درجه (خنثی) نگه می‌دارد تا بیمار بتواند بدون زمین خوردن راه برود. جالب است بدانید فشار ساده ناشی از انداختن طولانی‌مدت پاها روی یکدیگر نیز می‌تواند به طور موقت این عصب را فلج کند.

خلاصهٔ درس

«افتادگی پا» چطور رخ می‌دهد؟

Anatomy · Lower Limb Anatomy

عروق و اعصاب اندام فوقانی

  • عصب Median: عصب‌دهی عضلات قدامی ساعد؛ نه عضلات خلفی
  • عبور عصب Median و تاندون‌های فلکسور از تونل کارپ مچ دست
  • عبور تاندون پالماریس لونگوس و عصب رادیال از خارج تونل کارپ
  • لمس نبض شریان رادیال در سمت لترال تاندون فلکسور کارپی رادیالیس
  • تخلیه ورید سفالیک لترال به ورید اگزیلاری؛ نه سابکلاوین
تونل کارپ (Carpal tunnel)
کانال استخوانی-فیبری مچ دست

نکته: در سندروم تونل کارپ (CTS)، تاندون پالماریس لونگوس به دلیل عبور از خارج تونل آسیب نمی‌بیند.

استخوان‌شناسی لگن و فمور

  • عدم مشارکت استخوان ایلیوم در تشکیل کناره تحتانی استخوان هیپ
  • تشکیل کناره تحتانی لگن توسط بخش‌های اسکیوم و پوبیس
  • وجود خط خشن (Linea aspera) در سطح خلفی تنه استخوان فمور
  • خط خشن فمور: محل مبدأ عضلات نزدیک‌کننده (ادداکتور) ران
  • تکمه ادداکتور در انتهای تحتانی: محل اتصال نهایی عضلات نزدیک‌کننده
خط خشن (Linea aspera)
ستیغ برجسته در سطح خلفی تنه فمور

نکته: برجستگی خط خشن فمور در انسان‌شناسی، نشان‌دهنده میزان فعالیت بدنی و قدرت عضلانی فرد است.

عضلات ناحیه لگن و ران

  • عضله ایلیوسواس: قوی‌ترین خم‌کننده (فلکسور) مفصل ران
  • عضله گلوتئوس ماگزیموس: راست‌کننده (اکستانسور) اصلی مفصل ران
  • عضلات همسترینگ: خم‌کننده زانو و راست‌کننده مفصل ران
  • عضله چهار سر رانی: راست‌کننده مفصل زانو در کمپارتمان قدامی
  • عضله دوسر رانی: جزء همسترینگ؛ نه عضلات دورکننده (ابداکتور) ران
ایلیوسواس (Iliopsoas)
فلکسور اصلی ران متشکل از ایلیاکوس و سواس

نکته: عدم تعادل قدرت بین چهارسر رانی در قدام و همسترینگ در خلف ران، عامل اصلی آسیب‌های ورزشی است.

آناتومی ساق و استخوان‌های پا

  • تشکیل قوزک داخلی توسط تیبیا و قوزک خارجی توسط فیبولا
  • استخوان تالوس: تنها استخوان مچ پا که با ساق پا مفصل می‌شود
  • عدم ارتباط مستقیم استخوان کالکانئوس (پاشنه) با استخوان‌های ساق پا
  • عضلات کمپارتمان قدامی ساق: مسئول دورسی فلکشن و چرخش داخلی پا
  • عضلات کمپارتمان خارجی ساق: مسئول چرخش خارجی (Eversion) مچ پا
تالوس (Talus)
استخوان مفصل‌شونده با استخوان‌های ساق پا

نکته: بیشتر پیچ‌خوردگی‌های مچ پا به سمت داخل (Inversion) رخ داده و به رباط‌های خارجی آسیب می‌زند.

اعصاب اندام تحتانی و آسیب‌ها

  • عصب فمورال: برخاسته از شبکه لومبار و عبورکننده از غلاف فمورال
  • عصب سیاتیک: منشأ از شبکه لومبوساکرال و عبور از بریدگی سیاتیک
  • عصب‌دهی گلوتئوس ماگزیموس با عصب گلوتئال تحتانی؛ نه عصب سیاتیک
  • عبور عصب پرونئال مشترک (شاخه سیاتیک) از اطراف گردن فیبولا
  • شکستگی گردن فیبولا ← آسیب عصب پرونئال و بروز افتادگی پا
عصب سیاتیک (Sciatic nerve)
عصب برخاسته از شبکه لومبوساکرال

نکته: فتق دیسک کمر یا اسپاسم عضله پیریفورمیس با فشار به عصب سیاتیک، موجب انتشار درد تا کف پا می‌شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • نبض شریان رادیال در سمت لترال تاندون فلکسور کارپی رادیالیس است، نه سمت مدیال
  • ورید سفالیک به ورید اگزیلاری تخلیه می‌شود، نه اینکه مستقیماً به سابکلاوین بریزد
  • استخوان ایلیوم در تشکیل دیواره‌های هیپ نقش دارد، نه کناره تحتانی استخوان هیپ
  • خط خشن محل مبدأ عضلات ادداکتور ران است و تکمه ادداکتور محل اتصال نهایی آن‌ها
  • استخوان تالوس با ساق پا مفصل مچ پا را می‌سازد، نه استخوان کالکانئوس (پاشنه)
  • شکستگی گردن فیبولا باعث آسیب عصب پرونئال مشترک می‌شود، نه عصب تیبیال یا سیاتیک

یک تست از این درس

خودت را بسنج

چه تعداد از عبارت‌های زیر در خصوص آناتومی عضلات و عروق اندام‌های فوقانی و تحتانی صحیح است؟ الف) تاندون عضله پالماریس لونگوس برخلاف تاندون عضلات فلکسور انگشتان، از درون بافت فلکسور رتیناکولوم عبور کرده و وارد تونل کارپ نمی‌شود. ب) ورید سفالیک پس از عبور از ناودان دلتوپکتورال مستقیماً به ورید سابکلاوین تخلیه می‌شود. ج) عضلات ایلیاکوس و سواس ماژور با تشکیل عضله ایلیوسواس، عمل فلکسیون مفصل ران را بر عهده دارند. د) چرخش مچ پا به خارج (Eversion) عمل اصلی عضلات کمپارتمان خلفی ساق پا است.

  1. ۱
  2. ۲
  3. ۳
  4. ۴
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

بررسی عبارت‌ها: عبارت الف) صحیح است. تاندون عضله پالماریس لونگوس برخلاف عضلات فلکسور انگشتان، در داخل کانال یا تونل کارپ قرار نداشته و از درون بافت فلکسور رتیناکولوم عبور می‌کند. عبارت ب) نادرست است. ورید سفالیک در ناودان دلتوپکتورال به ورید اگزیلاری (Axillary) می‌ریزد و سپس به ورید سابکلاوین تغییر نام می‌دهد (مستقیماً به سابکلاوین نمی‌ریزد). عبارت ج) صحیح است. عضلات ایلیاکوس و سواس ماژور با پیوستن به یکدیگر عضله ایلیوسواس را تشکیل می‌دهند که فلکسور مفصل ران (hip) است. عبارت د) نادرست است. چرخش مچ پا به خارج (Eversion) بر عهده عضلات کمپارتمان خارجی ساق پا است، نه کمپارتمان خلفی. بنابراین در مجموع ۲ عبارت (الف و ج) صحیح هستند و گزینه ۲ پاسخ صحیح است.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی