اندام فوقانی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

کتف، ترقوه و مفاصل شانه

کمربند شانه‌ای (Shoulder Girdle) یک ساختار استخوانی پیچیده و بسیار حیاتی در بدن انسان است که وظیفه‌ی اصلی آن اتصال اندام فوقانی به اسکلت محوری بدن می‌باشد. این سیستم کمربندی از سه استخوان اصلی تشکیل شده است که شامل استخوان ترقوه یا همان Clavicle، استخوان کتف یا Scapula، و استخوان بازو یا Humerus می‌شود. برای درک بهتر این آناتومی باید توجه داشته باشیم که سایر استخوان‌های اندام فوقانی، مانند استخوان Radius، هیچ نقشی در تشکیل ساختار اصلی این کمربند ایفا نمی‌کنند. ارتباط ساختاری میان این استخوان‌ها از طریق مفاصل ویژه‌ای برقرار می‌گردد. به عنوان نمونه، استخوان Clavicle و استخوان Scapula به طور مستقیم از طریق مفصل acromioclavicular (آکرومیوکلاویکولار) به یکدیگر متصل و متصل نگه داشته می‌شوند. این در حالی است که مفصل glenohumeral (گلنوهومرال) میان استخوان Scapula و سر استخوان Humerus شکل می‌گیرد تا اتصال بازو به تنه را برقرار سازد. مفصل شانه یا همان glenohumeral به عنوان متحرک‌ترین مفصل در کل بدن انسان به شمار می‌رود و امکان حرکات در جهات گوناگون را فراهم می‌کند.

مفصل شانه یا همان مفصل glenohumeral متحرک‌ترین مفصل در کل بدن است و دامنه‌ی حرکتی فوق‌العاده وسیعی را برای اندام فوقانی فراهم می‌کند.

استخوان Scapula که به شکل یک استخوان پهن و مثلثی است، دارای بالی بزرگ می‌باشد که در کف آن حفره‌ی subscapular (ساب‌اسکاپولار) قرار گرفته است. در سمت خلفی این استخوان، یک برجستگی استخوانی کشیده به نام خار کتف وجود دارد که این سطح را به دو ناحیه متمایز تقسیم می‌کند؛ حفره‌ی supraspinatus (سوپرااسپیناتوس) در بالای خار کتف و حفره‌ی infraspinatus (اینفرااسپیناتوس) در پایین این خار قرار گرفته است. یکی دیگر از بخش‌های کلیدی استخوان Scapula، حفره‌ی glenoid (گلنوئید) است که سطح مفصلی لازم برای تشکیل مفصل با سر استخوان Humerus را مهیا می‌کند. همچنین، زائده‌ی coracoid (کوراکوئید) که یک برجستگی قلاب‌مانند است، در استخوان Scapula قرار دارد و نباید آن را با استخوان Clavicle اشتباه گرفت. این زائده به راحتی در حفره‌ی infraclavicular (اینفراکلاویکولار) که در زیر ترقوه قرار دارد، توسط انگشتان دست قابل لمس و بررسی بالینی است.
ویژگی آناتومیکاستخوان Scapulaاستخوان Clavicle
زائده‌ی coracoid✓✗
حفره‌ی glenoid✓✗
مفصل acromioclavicular✓✓
در بررسی کالبدشناسی استخوان‌های اندام فوقانی، باید به موقعیت دقیق هر حفره توجه کرد. برای مثال، حفره‌ی olecranon (اولکرانون) که ممکن است در ذهن دانشجو با حفره‌های کتف اشتباه گرفته شود، در انتهای دیستال استخوان Humerus قرار دارد و در استخوان Scapula وجود ندارد. شناخت دقیق این حفره‌ها و برجستگی‌ها به پزشک کمک می‌کند تا در معاینات فیزیکی شانه و بازو، محل آسیب را به درستی شناسایی کند.

برای مثال، در صورتی که ضربه‌ای شدید به شانه وارد شود، لمس زائده‌ی coracoid در حفره‌ی infraclavicular به پزشک کمک می‌کند تا یکپارچگی استخوان کتف را بدون نیاز به تصویربرداری اولیه ارزیابی کند.

واژگان کلیدی

کمربند شانه‌ای
مجموعه‌ای از استخوان‌ها شامل Clavicle، Scapula و Humerus که اندام فوقانی را به اسکلت محوری متصل می‌کنند.
زائده‌ی coracoid
برجستگی قلاب‌مانند در بخش فوقانی استخوان Scapula که در حفره‌ی infraclavicular قابل لمس است.
مفصل acromioclavicular
مفصلی که استخوان‌های Clavicle و Scapula را به یکدیگر متصل می‌کند.
حفره‌ی glenoid
حفره‌ای در بخش خارجی استخوان Scapula که با سر استخوان Humerus مفصل شده و مفصل glenohumeral را می‌سازد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه زائده‌ی coracoid در استخوان Clavicle قرار دارد، در حالی که این زائده متعلق به استخوان Scapula است.
  • فرض نادرست اینکه استخوان Radius در تشکیل کمربند شانه‌ای نقش دارد، در حالی که این کمربند فقط شامل Clavicle، Scapula و Humerus است.
  • اشتباه گرفتن محل حفره‌ی olecranon و انتساب آن به Scapula، در حالی که این حفره در انتهای دیستال Humerus قرار دارد.
  • تصور اینکه مفصل hip متحرک‌ترین مفصل بدن است، در حالی که مفصل شانه (glenohumeral) این عنوان را دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • کمربند شانه‌ای شامل استخوان‌های Clavicle، Scapula و Humerus بوده و فاقد استخوان Radius است.
  • استخوان‌های Clavicle و Scapula از طریق مفصل acromioclavicular به یکدیگر اتصال می‌یابند.
  • استخوان Scapula دارای لندمارک‌های مهمی شامل زائده‌ی coracoid، حفره‌ی subscapular و حفره‌های supraspinatus و infraspinatus است.
  • مفصل glenohumeral از اتصال سر Humerus به حفره‌ی glenoid کتف تشکیل شده و متحرک‌ترین مفصل بدن است.
  • حفره‌ی olecranon برخلاف سایر حفره‌های مرتبط با کتف، در انتهای دیستال استخوان Humerus قرار دارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مفصل glenohumeral شانه به دلیل عمق بسیار کم حفره‌ی glenoid در مقایسه با سر بزرگ استخوان Humerus، متحرک‌ترین مفصل بدن است؛ اما همین ویژگی آن را مستعدترین مفصل برای دررفتگی در میان تمام مفاصل بزرگ بدن نیز می‌کند. تکامل این ساختار به انسان‌ها اجازه داده است تا بتوانند اشیاء را با سرعت و دقت بالا پرتاب کنند، مهارتی که در طول تاریخ برای بقا و شکار حیاتی بوده است.

عضلات شانه و حرکات بازو

حرکت و پایداری مفصل شانه به هماهنگی دقیق گروهی از عضلات بستگی دارد که در اطراف این مفصل بزرگ و پرتحرک قرار گرفته‌اند. یکی از مهم‌ترین ساختارهای عضلانی شانه، کلاهک گرداننده یا rotator cuff نام دارد. این کلاهک از چهار عضله‌ی اختصاصی تشکیل شده است که عبارتند از عضله‌ی supraspinatus (سوپرااسپیناتوس)، عضله‌ی infraspinatus (اینفرااسپیناتوس)، عضله‌ی teres minor (ترس مینور) و عضله‌ی subscapularis (ساب‌اسکاپولاریس). این عضلات وظیفه‌ی پایدار نگه‌داشتن سر استخوان بازو درون حفره‌ی مفصلی کتف را بر عهده دارند. باید توجه داشت که عضله‌ی deltoid (دلتوئید) که حجم اصلی شانه را تشکیل می‌دهد، جزو عضلات کلاهک گرداننده به شمار نمی‌رود، هرچند که در حرکات بازو نقش بسیار کلیدی ایفا می‌کند.

عضلات کلاهک گرداننده (rotator cuff) شامل چهار عضله‌ی supraspinatus، infraspinatus، teres minor و subscapularis هستند و عضله‌ی deltoid جزو این گروه نیست.

عضلات شانه وظایف حرکتی متفاوتی را بر عهده دارند. برای مثال، حرکت دور کردن بازو از خط میانی بدن یا همان ابداکشن (abduction) بازو، فرآیندی دو مرحله‌ای است؛ شروع این حرکت با انقباض عضله‌ی supraspinatus آغاز می‌شود و در ادامه، انقباض رشته‌های میانی عضله‌ی deltoid است که این حرکت ابداکشن را تا بالا ادامه می‌دهد. در مقابل، حرکت چرخش داخلی بازو به عضلات بزرگتر و قوی‌تری وابسته است. عضلات pectoralis major (سینه‌ای بزرگ)، teres major (ترس ماژور)، subscapularis و latissimus dorsi (لاتیسیموس دورسی) همگی عضلات بزرگی هستند که در چرخش داخلی بازو نقش دارند و نباید عملکرد آن‌ها را با چرخش خارجی اشتباه گرفت. عضله‌ی deltoid به عنوان ابداکتور اصلی بازو عمل می‌کند در حالی که teres major در چرخش داخلی نقش دارد و ابداکتور اصلی نیست.مبدأ و انتهای این عضلات نیز ویژگی‌های آناتومیک خاصی دارد. عضله‌ی pectoralis major دارای مبدأ بسیار وسیعی از استخوان Clavicle (ترقوه) و لبه‌ی استخوان استرنوم (جناغ) است و در نهایت به توبرکل بزرگ استخوان Humerus متصل می‌شود. در مقابل، عضله‌ی pectoralis minor (سینه‌ای کوچک) به زائده‌ی coracoid استخوان Scapula متصل می‌گردد. همچنین، عضله‌ی subscapularis از حفره‌ی ساب‌اسکاپولاریس واقع در سطح قدامی استخوان Scapula منشأ می‌گیرد، در حالی که عضله‌ی supraspinatus از سطح خلفی و فوقانی کتف سرچشمه می‌گیرد و مسیر کاملاً متفاوتی دارد.
نام عضلهمحل منشأ (Origin)محل اتصال نهایی (Insertion)
subscapularisسطح قدامی کتفتوبرکل کوچک Humerus
supraspinatusسطح خلفی/فوقانی کتفتوبرکل بزرگ Humerus
pectoralis majorClavicle و لبه استرنومتوبرکل بزرگ Humerus

برای مثال، هنگامی که بازوی خود را برای برداشتن وسیله‌ای از روی قفسه‌ی بالا حرکت می‌دهید، ابتدا عضله‌ی supraspinatus بازو را تا زاویه‌ای کوچک بالا می‌برد و سپس رشته‌های میانی deltoid کار بالا بردن کامل دست را انجام می‌دهند.

واژگان کلیدی

کلاهک گرداننده (rotator cuff)
گروهی متشکل از چهار عضله که مفصل شانه را تثبیت کرده و به حرکات چرخشی بازو کمک می‌کنند.
ابداکشن (abduction)
حرکت دور کردن بازو از خط میانی بدن که توسط supraspinatus و رشته‌های میانی deltoid انجام می‌شود.
چرخش داخلی (internal rotation)
حرکت چرخشی بازو به سمت داخل که توسط عضلات pectoralis major، teres major، subscapularis و latissimus dorsi انجام می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • قرار دادن عضله‌ی deltoid در میان عضلات کلاهک گرداننده (rotator cuff)، در حالی که این کلاهک فقط شامل supraspinatus، infraspinatus، teres minor و subscapularis است.
  • تصور اینکه pectoralis major به زائده‌ی coracoid متصل می‌شود، در حالی که pectoralis minor به آن متصل است و pectoralis major به توبرکل بزرگ Humerus می‌رود.
  • اشتباه در منشأ supraspinatus و فرض اینکه از سطح قدامی کتف می‌آید، در حالی که subscapularis از سطح قدامی منشأ می‌گیرد.
  • فرض نادرست اینکه عضلات pectoralis major و latissimus dorsi بازو را به خارج می‌چرخانند، در حالی که این عضلات چرخاننده‌ی داخلی بازو هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات کلاهک گرداننده شامل چهار عضله با وظیفه تثبیت شانه هستند که عضله‌ی deltoid جزو آن‌ها نیست.
  • حرکت ابداکشن بازو با انقباض supraspinatus شروع شده و توسط رشته‌های میانی deltoid ادامه می‌یابد.
  • عضله‌ی deltoid ابداکتور اصلی بازو است و عضله‌ی teres major نقشی در ابداکشن ندارد و چرخاننده‌ی داخلی است.
  • عضلات pectoralis major، teres major، subscapularis و latissimus dorsi همگی مسئول چرخش داخلی بازو هستند.
  • عضله‌ی subscapularis از سطح قدامی کتف و عضله‌ی supraspinatus از سطح خلفی/فوقانی کتف منشأ می‌گیرند.

نکتهٔ تکمیلی

سندرم گیر افتادگی شانه یکی از شایع‌ترین آسیب‌های ورزشی است که معمولاً به دلیل التهاب تاندون عضله‌ی supraspinatus رخ می‌دهد. از آنجا که تاندون این عضله در زیر زائده‌ی آکرومیون کتف عبور می‌کند، انجام حرکات تکراری بالای سر (مانند شنا یا والیبال) می‌تواند باعث فشرده شدن این تاندون و ایجاد درد شدید در هنگام شروع ابداکشن بازو شود.

استخوان بازو و عضلات آن

استخوان Humerus (بازو) بزرگترین استخوان اندام فوقانی است که در بخش پروگزیمال (نزدیک به تنه) و دیستال (دور از تنه) خود لندمارک‌های آناتومیک بسیار مهمی دارد. در انتهای پروگزیمال Humerus، ساختارهایی نظیر توبرکل بزرگ (greater tubercle)، توبرکل کوچک (lesser tubercle) و ناودان بین توبرکلی یا همان intertubercular groove قرار گرفته‌اند. باید توجه داشت که ساختار adductor tubercle (تکمه ادکتور) متعلق به استخوان‌های اندام تحتانی است و در Humerus یا هیچ‌یک از استخوان‌های اندام فوقانی وجود ندارد. در انتهای دیستال Humerus، ساختارهای مفصلی و غیرمفصلی ویژه‌ای دیده می‌شوند؛ در نمای قدامی این بخش دیستال, برآمدگی capitulum در سمت خارج و trochlea در سمت داخل واقع شده است. همچنین، در نمای قدامی انتهای دیستال هومروس، حفره‌های radial (رادیال) و coronoid (کورونوئید) قرار دارند، در حالی که حفره‌ی عمیق olecranon (اولکرانون) در نمای خلفی انتهای دیستال استخوان Humerus قرار گرفته است.

در نمای قدامی بخش دیستال استخوان Humerus، برآمدگی capitulum در سمت خارج و برآمدگی trochlea در سمت داخل قرار دارد، در حالی که حفره‌ی olecranon در نمای خلفی آن جای گرفته است.

عضلات اطراف استخوان بازو در دو کمپارتمان اصلی قدامی و خلفی سازماندهی شده‌اند. عضلات کمپارتمان قدامی بازو شامل عضلات biceps brachii (دوسر بازویی)، coracobrachialis (غرابی-بازویی) و brachialis (بازویی) است. در مقابل، عضله‌ی triceps brachii (سه سر بازویی) در کمپارتمان خلفی بازو قرار دارد. عضله‌ی دوسر بازویی یا biceps brachii دارای دو سر است؛ سر دراز آن از تکمه‌ی supraglenoid (سوپراگلنوئید) استخوان کتف منشأ می‌گیرد و سر کوتاه آن از زائده‌ی coracoid (کوراکوئید) کتف شروع می‌شود. انتهای این عضله به برجستگی رادیال (radial tuberosity) متصل می‌گردد. این عضله علاوه بر اینکه یک خم‌کننده‌ی (فلکسور) قوی برای آرنج است، به عنوان یک سوپیناتور (supinator) بسیار قوی ساعد نیز عمل می‌کند و نباید آن را پروناتور ساعد دانست.عضله‌ی سه سر بازویی یا triceps brachii به عنوان بازکننده‌ی اصلی (اکستنسور) ساعد عمل می‌کند و به زائده‌ی olecranon استخوان Ulna متصل می‌شود. سر دراز این عضله از تکمه‌ی infraglenoid (اینفراگلنوئید) کتف منشأ گرفته و سر داخلی آن از تنه استخوان Humerus در پایین شیار رادیال (radial groove) منشأ می‌گیرد. برای خم کردن مفصل آرنج، عضلات اصلی شامل brachialis، biceps brachii و brachioradialis فعال می‌شوند. در این میان، عضله‌ی brachioradialis (براکیورادیالیس) وظیفه چرخش ساعد در وضعیت midposition را بر عهده دارد. توجه به این نکته ضروری است که عضله‌ی pronator teres (پروناتور ترس) در کمپارتمان ساعد قرار دارد و متعلق به عضلات بازو نیست.
عضلهمحل اتصال نهایی (Insertion)عملکرد اصلی در مفصل آرنج
biceps brachiiبرجستگی رادیال (radial tuberosity)فلکسیون آرنج و سوپیناسیون ساعد
triceps brachiiزائده‌ی olecranon استخوان Ulnaاکستانسیون (باز کردن) آرنج
brachioradialisبخش دیستال Radius (زند زبرین)فلکسیون آرنج در وضعیت midposition

برای مثال، در حین انجام حرکت شنای سوئدی، با فشار دادن زمین و باز کردن آرنج‌ها، عضلات triceps brachii در کمپارتمان خلفی بازو به شدت منقبض می‌شوند تا ساعد را در مفصل آرنج صاف کنند.

واژگان کلیدی

capitulum
بخش مفصلی نیم‌کره‌ای در سمت خارج انتهای دیستال Humerus که با سر رادیوس مفصل می‌شود.
trochlea
بخش مفصلی قرقره‌مانند در سمت داخل انتهای دیستال Humerus که با بریدگی trochlear استخوان Ulna مفصل می‌شود.
biceps brachii
عضله‌ی دوسر بازویی در کمپارتمان قدامی بازو که وظیفه‌ی خم کردن آرنج و سوپیناسیون ساعد را دارد.
triceps brachii
عضله‌ی سه سر بازویی در کمپارتمان خلفی بازو که اکستنسور اصلی آرنج است.

اشتباه‌های رایج

  • در نظر گرفتن adductor tubercle به عنوان لندمارک استخوان Humerus، در حالی که این ساختار متعلق به اندام تحتانی است.
  • قرار دادن ناودان intertubercular در انتهای دیستال هومروس، در حالی که این ساختار در بخش پروگزیمال قرار دارد.
  • اشتباه در موقعیت capitulum و trochlea و جابه‌جا فرض کردن آن‌ها (capitulum در خارج و trochlea در داخل است).
  • تصور اینکه biceps brachii پروناتور ساعد است، در حالی که این عضله سوپیناتور قوی ساعد می‌باشد.
  • فرض نادرست اینکه عضله‌ی pronator teres در کمپارتمان بازو قرار دارد، در حالی که این عضله متعلق به ساعد است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتهای پروگزیمال هومروس شامل توبرکل‌های بزرگ و کوچک و ناودان intertubercular است.
  • در بخش دیستال هومروس، capitulum در خارج، trochlea در داخل، و حفره‌های radial، coronoid و olecranon قرار دارند.
  • کمپارتمان قدامی بازو شامل biceps brachii، coracobrachialis و brachialis است و triceps brachii در کمپارتمان خلفی قرار دارد.
  • عضله‌ی biceps brachii علاوه بر خم کردن آرنج، یک سوپیناتور قوی ساعد است که به برجستگی رادیال متصل می‌شود.
  • عضله‌ی triceps brachii به عنوان اکستنسور ساعد عمل کرده و سر داخلی آن در پایین شیار رادیال منشأ می‌گیرد.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از آسیب‌های متداول در میان ورزشکاران پرورش اندام، پارگی سر دراز تاندون biceps brachii است که به دلیل عبور آن از داخل مفصل شانه و ناودان intertubercular هومروس، تحت اصطکاک مداوم قرار دارد. در صورت پارگی این تاندون، عضله به سمت دیستال کشیده شده و برآمدگی مشخصی در جلوی بازو ایجاد می‌کند که در اصطلاح پزشکی به آن «نشانه ملوان زبل» (Popeye deformity) می‌گویند.

آناتومی ساعد و مچ دست

ساعد و مچ دست از ساختارهای استخوانی و عضلانی متعددی تشکیل شده‌اند که انجام حرکات ظریف و قوی دست را میسر می‌سازند. دو استخوان ساعد شامل Radius (زند زبرین) و Ulna (زند زیرین) هستند که ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. استخوان Ulna دارای لندمارک‌های آناتومیک برجسته‌ای نظیر زائده‌ی olecranon (اولکرانون)، زائده‌ی coronoid (کورونوئید)، ستیغ supinator (سوپیناتور)، بریدگی radial (رادیال) و بریدگی trochlear (قرقره‌ای) است. بریدگی radial برخلاف نامش، بر روی استخوان Ulna قرار گرفته و محلی برای مفصل شدن با سر استخوان Radius است. همچنین باید توجه داشت که زائده‌ی coronoid متعلق به استخوان Ulna است، در حالی که حفره‌ی coronoid در بخش دیستال استخوان Humerus (بازو) قرار دارد و نباید این دو ساختار را با یکدیگر اشتباه گرفت. در انتهای ساعد، مچ دست قرار دارد که از هشت استخوان کارپال در دو ردیف تشکیل شده است؛ ردیف پروگزیمال (نزدیک) شامل استخوان‌های scaphoid (اسکافوئید)، lunate (هلالی)، triquetrum (سه‌گوش) و pisiform (نخودی) است و ردیف دیستال (دور) شامل trapezium (ذوزنقه)، trapezoid (شبه‌ذوزنقه)، capitate (بزرگ) و hamate (قلاب‌دار) می‌باشد. از میان این استخوان‌ها، scaphoid و lunate در ردیف پروگزیمال مستقیماً در تشکیل مفصل مچ دست با استخوان Radius شرکت می‌کنند.

استخوان‌های scaphoid و lunate از ردیف پروگزیمال مچ دست مستقیماً با استخوان Radius مفصل مچ دست را تشکیل می‌دهند.

عضلات ساعد نیز به دو کمپارتمان اصلی قدامی و خلفی تقسیم می‌شوند که عملکرد متفاوتی را در کنترل دست ارائه می‌دهند. عضلات کمپارتمان قدامی ساعد وظایف متعددی را بر عهده دارند که شامل پروناسیون (pronation) ساعد، فلکسیون (خم کردن) مچ دست و همچنین فلکسیون سطحی و عمقی انگشتان و شست می‌باشد. در مقابل، عضلات کمپارتمان خلفی ساعد مسئولیت انجام سوپیناسیون (supination) ساعد، اکستانسیون (باز کردن) مچ دست، اکستانسیون سطحی و عمقی انگشتان و شست و ابداکشن (دور کردن) شست را بر عهده دارند. یکی از وظایف اصلی و بارز عضلات کمپارتمان خلفی، اکستانسیون مچ دست و انگشتان است و نباید به اشتباه حرکت سوپیناسیون را به عضلات کمپارتمان قدامی نسبت داد، چرا که کمپارتمان قدامی عهده‌دار پروناسیون است. در واقع، این دو کمپارتمان به صورت متقابل عمل می‌کنند؛ کمپارتمان قدامی با خم کردن مچ و پروناسیون، و کمپارتمان خلفی با باز کردن مچ و سوپیناسیون، تعادل حرکتی دست را برقرار می‌کنند.
کمپارتمان ساعدعملکردهای اصلی حرکتیجهت چرخش ساعد
کمپارتمان قدامیفلکسیون مچ و انگشتانپروناسیون (رو به پایین)
کمپارتمان خلفیاکستانسیون مچ و انگشتان، ابداکشن شستسوپیناسیون (رو به بالا)

برای مثال، هنگام نوشتن با قلم، عضلات کمپارتمان قدامی ساعد فعال هستند تا مچ و انگشتان را خم نگه دارند، در حالی که رها کردن قلم و باز کردن کامل دست توسط عضلات کمپارتمان خلفی ساعد انجام می‌شود.

واژگان کلیدی

بریدگی radial
فرورفتگی روی استخوان Ulna که سر استخوان Radius در آن قرار می‌گیرد تا مفصل رادیواولنار پروگزیمال را بسازد.
پروناسیون (pronation)
چرخش ساعد به گونه‌ای که کف دست رو به عقب یا پایین قرار گیرد و کار کمپارتمان قدامی ساعد است.
سوپیناسیون (supination)
چرخش ساعد به گونه‌ای که کف دست رو به جلو یا بالا قرار گیرد و کار کمپارتمان خلفی ساعد است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه بریدگی radial بر روی استخوان Radius قرار دارد، در حالی که این بریدگی متعلق به استخوان Ulna است.
  • اشتباه گرفتن زائده‌ی coronoid با حفره‌ی coronoid؛ اولی متعلق به استخوان Ulna و دومی در استخوان Humerus است.
  • قرار دادن استخوان lunate در ردیف دیستال استخوان‌های مچ دست، در حالی که lunate متعلق به ردیف پروگزیمال است.
  • فرض نادرست اینکه عضلات کمپارتمان قدامی ساعد مسئول سوپیناسیون هستند، در حالی که سوپیناسیون توسط کمپارتمان خلفی انجام می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • استخوان Ulna دارای لندمارک‌های مهمی نظیر زائده‌ی olecranon، زائده‌ی coronoid، ستیغ supinator و بریدگی radial است.
  • استخوان‌های scaphoid و lunate از ردیف پروگزیمال مچ دست با استخوان Radius مفصل مچ را می‌سازند.
  • ردیف دیستال مچ شامل استخوان‌های trapezium، trapezoid، capitate و hamate است.
  • عضلات کمپارتمان قدامی ساعد مسئولیت پروناسیون، فلکسیون مچ و خم کردن انگشتان و شست را بر عهده دارند.
  • عضلات کمپارتمان خلفی ساعد کارهایی نظیر سوپیناسیون، اکستانسیون مچ و انگشتان و ابداکشن شست را هدایت می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

استخوان scaphoid شایع‌ترین استخوان مچ دست است که در اثر زمین خوردن با دست باز دچار شکستگی می‌شود. به دلیل خون‌رسانی ضعیف و خاصی که این استخوان دارد (خون‌رسانی معکوس از انتهای دیستال به پروگزیمال)، شکستگی در بخش میانی یا پروگزیمال آن می‌تواند منجر به سیاه شدن یا نکروز آواسکولار نیمه‌ی پروگزیمال استخوان شود که نیاز به درمان‌های جراحی پیچیده دارد.

شبکه بازویی و اعصاب آن

شبکه بازویی (brachial plexus) یک شبکه عصبی بسیار مهم است که از ریشه‌های C۵ تا T۱ نخاع گردنی و سینه‌ای منشأ می‌گیرد. این شبکه وظیفه‌ی عصب‌دهی حسی و حرکتی کل اندام فوقانی را بر عهده دارد و آسیب به هر بخش از آن می‌تواند اختلالات حرکتی شدیدی ایجاد کند. در این میان باید توجه داشت که عصب phrenic (فرنیک) یکی از شاخه‌های منشعب از شبکه بازویی نیست، بلکه این عصب از شبکه گردنی منشأ می‌گیرد. شاخه‌های مختلف شبکه بازویی از بخش‌های متفاوتی مانند ریشه‌ها، تنه‌ها یا طناب‌ها منشعب می‌شوند. برای مثال، عصب suprascapular (سوپرااسکاپولار) که به عضلات supraspinatus و infraspinatus می‌رود و عصب long thoracic (توراسیک بلند) که به عضله‌ی serratus anterior (سراتوس قدامی) متصل می‌شود، هر دو مستقیماً از ریشه‌ها یا تنه‌های شبکه بازویی جدا می‌شوند و از طناب‌ها منشأ نمی‌گیرند. در مقابل، اعصابی نظیر musculocutaneous (موسکولوکوتانئوس) و عصب pectoral خارجی از طناب خارجی شبکه بازویی جدا می‌شوند. عصب ulnar (اولنار) از طناب داخلی منشأ می‌گیرد و عصب median (مدین) به طور مشترک از شاخه‌های طناب داخلی و خارجی تشکیل می‌شود. همچنین، اعصاب منشعب از طناب خلفی شبکه بازویی شامل اعصاب subscapular (ساب‌اسکاپولار)، thoracodorsal (توراکودورسال)، axillary (اگزیلاری) و radial (رادیال) هستند.

عصب long thoracic که به عضله‌ی serratus anterior می‌رود مستقیماً از ریشه‌ها یا تنه‌ها جدا می‌شود، در حالی که عصب radial از طناب خلفی شبکه بازویی منشأ می‌گیرد.

عصب‌دهی عضلات اندام فوقانی به طور دقیق بین اعصاب شبکه بازویی تقسیم شده است تا عملکرد هماهنگ ایجاد کند. عضله‌ی serratus anterior توسط عصب long thoracic عصب‌دهی می‌شود و نباید آن را با latissimus dorsi اشتباه گرفت. عضلات کمپارتمان قدامی بازو توسط عصب musculocutaneous عصب‌دهی می‌شوند، در حالی که عصب حرکتی عضلات کمپارتمان خلفی بازو عصب radial است. در ناحیه ساعد، عضلات کمپارتمان قدامی عمدتاً توسط عصب median عصب‌دهی می‌شوند. با این حال، دو استثنای مهم در این کمپارتمان وجود دارد؛ عضله‌ی فلکسور کارپی اولناریس (flexor carpi ulnaris) و نیمه داخلی عضله‌ی فلکسور عمقی انگشتان (medial half of flexor digitorum profundus) توسط عصب ulnar عصب‌دهی می‌شوند. در نهایت، عصب حرکتی تمامی عضلات کمپارتمان خلفی ساعد، عصب radial است که کنترل حرکت اکستانسیون را بر عهده دارد.
عصب حرکتیناحیه تحت پوشش در بازوناحیه تحت پوشش در ساعد
radialکمپارتمان خلفیکمپارتمان خلفی
musculocutaneousکمپارتمان قدامی✗
median✗کمپارتمان قدامی (به جز دو استثنا)
ulnar✗دو استثنای کمپارتمان قدامی ساعد

برای مثال، در صورت آسیب به عصب radial در بازو، فرد قادر به باز کردن مچ دست خود نخواهد بود که این وضعیت بالینی به عنوان مچ افتاده (wrist drop) شناخته می‌شود.

واژگان کلیدی

شبکه بازویی (brachial plexus)
شبکه عصبی منشعب از ریشه‌های C۵ تا T۱ که وظیفه عصب‌دهی اندام فوقانی را دارد.
عصب long thoracic
عصبی که مستقیماً از ریشه‌ها یا تنه‌های شبکه بازویی جدا شده و به عضله‌ی serratus anterior می‌رود.
طناب خلفی
بخشی از شبکه بازویی که اعصاب subscapular، thoracodorsal، axillary و radial از آن منشعب می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • دانستن عصب phrenic به عنوان یکی از شاخه‌های شبکه بازویی، در حالی که این عصب از شبکه بازویی منشأ نمی‌گیرد.
  • فرض اینکه اعصاب suprascapular و long thoracic از طناب‌های شبکه بازویی جدا می‌شوند، در حالی که آن‌ها از ریشه‌ها یا تنه‌ها می‌آیند.
  • تصور اینکه عصب ulnar از طناب خارجی یا عصب musculocutaneous از طناب داخلی منشأ می‌گیرد، در حالی که این وضعیت کاملاً برعکس است.
  • اعتقاد به عصب‌دهی تمامی عضلات کمپارتمان قدامی ساعد توسط عصب median، بدون در نظر گرفتن استثناهای ulnar (فلکسور کارپی اولناریس و نیمه داخلی فلکسور عمقی انگشتان).
  • اشتباه در عصب‌دهی کمپارتمان قدامی بازو و انتساب آن به عصب median، در حالی که این بخش توسط musculocutaneous عصب‌دهی می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شبکه بازویی از ریشه‌های C۵ تا T۱ منشأ می‌گیرد و عصب phrenic جزء این شبکه به شمار نمی‌آید.
  • اعصاب suprascapular و long thoracic از بخش‌های ریشه یا تنه شبکه بازویی جدا می‌شوند و مربوط به طناب‌ها نیستند.
  • عصب median از ترکیب طناب‌های داخلی و خارجی تشکیل می‌شود و عصب ulnar تنها از طناب داخلی منشأ می‌گیرد.
  • عصب musculocutaneous بخش قدامی بازو، و عصب radial بخش‌های خلفی بازو و ساعد را عصب‌دهی می‌کنند.
  • عضلات کمپارتمان قدامی ساعد عمدتاً با عصب median عصب‌دهی می‌شوند به جز دو استثنا که توسط عصب ulnar کنترل می‌گردند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از آسیب‌های جالب بالینی، آسیب به ریشه‌های فوقانی شبکه بازویی (C۵ و C۶) است که به «فلج ارب-دوشن» (Erb-Duchenne palsy) معروف است. در این حالت به دلیل از کار افتادن عضلات ابداکتور و چرخاننده‌ی خارجی شانه و خم‌کننده‌های آرنج، دست بیمار در کنار بدن به صورت چرخش‌یافته به داخل و مچ خم‌شده قرار می‌گیرد که در اصطلاح پزشکی به آن «پوزیشن انعام‌بگیر» (waiter's tip position) گفته می‌شود.

خلاصهٔ درس

شانه تا مچ دستت چطور کار می‌کند؟

Anatomy · Upper Limb Structure

کتف، ترقوه و مفاصل شانه

  • کمربند شانه‌ای: شامل Clavicle، Scapula و Humerus؛ بدون دخالت Radius
  • اتصال Clavicle و Scapula: از طریق مفصل آکرومیوکلاویکولار
  • زائده‌ی coracoid: برجستگی قلاب‌مانند کتف در حفره‌ی infraclavicular
  • مفصل glenohumeral: اتصال سر Humerus به حفره‌ی glenoid؛ متحرک‌ترین مفصل بدن
  • حفره‌ی olecranon: واقع در انتهای دیستال Humerus؛ نه در استخوان Scapula
زائده coracoid (Coracoid process)
برجستگی قلاب‌مانند استخوان کتف

نکته: عمق کم حفره‌ی glenoid نسبت به سر بزرگ Humerus، شانه را مستعدترین مفصل بدن برای دررفتگی می‌کند.

عضلات شانه و حرکات بازو

  • کلاهک گرداننده (rotator cuff): شامل ۴ عضله؛ deltoid جزو آن‌ها نیست
  • شروع ابداکشن بازو: با supraspinatus ← ادامه با رشته‌های میانی deltoid
  • عضله deltoid: ابداکتور اصلی بازو؛ teres major نقشی در ابداکشن ندارد
  • چرخش داخلی بازو: توسط pectoralis major، teres major، subscapularis و latissimus
  • منشأ عضلات: subscapularis از سطح قدامی و supraspinatus از سطح خلفی کتف
ابداکشن (Abduction)
حرکت دور کردن بازو از خط میانی بدن

نکته: در سندرم گیر افتادگی شانه، حرکات بالای سر با فشردن تاندون supraspinatus زیر آکرومیون باعث درد شدید می‌شود.

استخوان بازو و عضلات آن

  • انتهای پروگزیمال Humerus: شامل توبرکل‌ها و ناودان بین توبرکلی
  • بخش دیستال Humerus: برآمدگی capitulum در خارج و trochlea در داخل
  • حفره‌های دیستال Humerus: حفره‌های radial و coronoid در قدام؛ olecranon در خلف
  • عضله biceps brachii: فلکسور آرنج و سوپیناتور ساعد؛ متصل به برجستگی رادیال
  • عضله triceps brachii: اکستنسور اصلی آرنج؛ متصل به زائده‌ی olecranon
کپیتولوم (Capitulum)
بخش مفصلی خارج انتهای دیستال Humerus

نکته: پارگی سر دراز تاندون biceps به دلیل اصطکاک در ناودان بازو، تغییر شکل «ملوان زبل» را ایجاد می‌کند.

آناتومی ساعد و مچ دست

  • لندمارک‌های Ulna: شامل زائده‌های olecranon و coronoid و بریدگی radial
  • scaphoid و lunate: از ردیف پروگزیمال مچ دست که با Radius مفصل می‌شوند
  • ردیف دیستال مچ دست: شامل trapezium، trapezoid، capitate و hamate
  • کمپارتمان قدامی ساعد: مسئول پروناسیون ساعد، فلکسیون مچ و خم کردن انگشتان
  • کمپارتمان خلفی ساعد: مسئول سوپیناسیون ساعد، اکستانسیون مچ و انگشتان
پروناسیون (Pronation)
چرخش ساعد به طوری که کف دست رو به پایین باشد

نکته: شکستگی scaphoid به دلیل خون‌رسانی معکوس دیستال به پروگزیمال، می‌تواند منجر به نکروز نیمه پروگزیمال شود.

شبکه بازویی و اعصاب آن

  • منشأ شبکه بازویی: ریشه‌های C5 تا T1؛ عصب phrenic جزو این شبکه نیست
  • اعصاب suprascapular و long thoracic: منشعب از ریشه‌ها یا تنه‌ها
  • طناب‌ها: musculocutaneous از خارج، ulnar از داخل و radial از طناب خلفی
  • عصب musculocutaneous: مسئول قدام بازو؛ عصب radial: مسئول خلف بازو و ساعد
  • قدام ساعد: با median؛ به جز دو استثنای ulnar (مانند flexor carpi ulnaris)
شبکه بازویی (Brachial plexus)
شبکه عصبی منشعب از ریشه‌های C5 تا T1

نکته: در فلج ارب‌دوشن، آسیب C5 و C6 باعث قرارگیری دست در پوزیشن چرخش داخلی و مچ خمیده (انعام‌بگیر) می‌شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • زائده‌ی coracoid متعلق به استخوان Scapula است، نه استخوان Clavicle
  • عضله deltoid جزو کلاهک گرداننده (rotator cuff) نیست؛ این گروه فقط شامل ۴ عضله است
  • در انتهای دیستال بازو، capitulum در سمت خارج و trochlea در سمت داخل قرار دارد
  • بریدگی radial روی استخوان Ulna قرار دارد، نه روی استخوان Radius
  • عصب phrenic از شبکه گردنی منشأ می‌گیرد، نه از شبکه بازویی (brachial plexus)
  • عضله flexor carpi ulnaris توسط عصب ulnar عصب‌دهی می‌شود، نه عصب median

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در عصب‌دهی عضلات تنه و بازو، اعصاب مختلفی از طناب‌های شبکه بازویی جدا می‌شوند. در رابطه با توزیع این اعصاب و عضلات تحت کنترل آن‌ها، کدام عبارت درست است؟

  1. عضله‌ی لاتیسیموس دورسی با عصب توراسیک بلند و سراتوس قدامی با عصب توراکودورسال عصب‌دهی می‌شوند، کمپارتمان خلفی بازو تحت کنترل عصب رادیال و کمپارتمان قدامی آن تحت کنترل عصب مدین است و مسیر بلندی دارد.
  2. عضله‌ی لاتیسیموس دورسی با عصب توراسیک بلند و سراتوس قدامی با عصب توراکودورسال عصب‌دهی می‌شوند، کمپارتمان خلفی بازو تحت عصب موسکولوکوتانئوس و کمپارتمان قدامی آن تحت عصب موسکولوکوتانئوس است و کنترل می‌گردد.
  3. عضله‌ی لاتیسیموس دورسی با عصب توراکودورسال و سراتوس قدامی با عصب توراسیک بلند عصب‌دهی می‌شوند، کمپارتمان خلفی بازو تحت کنترل عصب رادیال و کمپارتمان قدامی آن تحت کنترل عصب موسکولوکوتانئوس است.
  4. عضله‌ی لاتیسیموس دورسی با عصب توراکودورسال و سراتوس قدامی با عصب توراسیک بلند عصب‌دهی می‌شوند، کمپارتمان خلفی بازو تحت کنترل عصب موسکولوکوتانئوس و کمپارتمان قدامی آن تحت کنترل عصب مدین است و تغذیه می‌گردد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

عضله‌ی latissimus dorsi (لاتیسیموس دورسی) توسط عصب thoracodorsal (توراکودورسال) و عضله‌ی serratus anterior (سراتوس قدامی) توسط عصب long thoracic (توراسیک بلند) عصب‌دهی می‌شود. عصب حرکتی عضلات کمپارتمان خلفی بازو (مانند تریسپس) عصب radial (رادیال) است، در حالی که عضلات کمپارتمان قدامی بازو (مانند بایسپس و براکیالیس) توسط عصب musculocutaneous (موسکولوکوتانئوس) عصب‌دهی می‌شوند. بنابراین گزینه ۳ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: عضله‌ی لاتیسیموس دورسی با عصب توراکودورسال و سراتوس قدامی با عصب توراسیک بلند عصب‌دهی می‌شوند؛ همچنین عضلات کمپارتمان قدامی بازو تحت کنترل عصب موسکولوکوتانئوس هستند (نه مدین). گزینه ۲: لاتیسیموس دورسی با عصب توراکودورسال و سراتوس قدامی با عصب توراسیک بلند عصب‌دهی می‌شوند؛ همچنین عضلات کمپارتمان خلفی بازو تحت کنترل عصب رادیال می‌باشند. گزینه ۴: عضلات کمپارتمان خلفی بازو توسط عصب رادیال و عضلات کمپارتمان قدامی بازو توسط عصب موسکولوکوتانئوس عصب‌دهی می‌شوند.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی