سیستم ورید پورت و عصبدهی پاراسمپاتیک دستگاه گوارش
سیستم ورید پورت و تخلیه سیاهرگی گوارش
خون سیاهرگی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا توسط ورید پورت به داخل کبد هدایت میشود. این سیستم سیاهرگی نقش حیاتی در انتقال مواد مغذی جذبشده از لوله گوارش به کبد ایفا میکند. با این حال، ورید پورت تمام طول مسیر گوارشی را تخلیه نمیکند؛ برای مثال، این ورید تنها خون مربوط به ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مجرای مقعدی را تخلیه مینماید و وظیفه تخلیه سایر بخشهای این اندامها بر عهده سیستم سیاهرگی عمومی (کاوا) است.
ورید پورت خون وریدی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را تخلیه کرده و به کبد میبرد.
ارتباطات پورت - کاوا (آناستوموزها)
در شرایط طبیعی یا پاتولوژیک، ارتباطاتی میان سیستم ورید پورت و سیستم ورید اجوف (سیستم کاوا) برقرار میشود که به آنها آناستوموزهای پورت - کاوا میگویند. این ارتباطات در چندین منطقه آناتومیک کلیدی وجود دارند که عبارتند از: ۱/۳ تحتانی مری، ناحیه آنورکتال، مناطق اطراف ناف، ناحیه برهنه کبد، سطح خلفی پانکراس و ناحیه رتروپریتوئن. در این نقاط، سیاهرگهای متعلق به سیستم پورت با سیاهرگهای متعلق به سیستم اجوف آناستوموز میدهند. نکته بسیار مهم آناتومیک این است که علیرغم تخلیه خون طحال به ورید پورت، در خود عضو طحال هیچگونه ارتباط پورت - کاوا مشاهده نمیشود.
| ناحیه آناتومیک | ارتباط پورت-کاوا |
|---|---|
| ۱/۳ تحتانی مری | ✓ |
| سطح خلفی پانکراس | ✓ |
| رتروپریتوئن | ✓ |
| طحال | ✗ |
عصبدهی پاراسمپاتیک لوله گوارش
تنظیم فعالیتهای گوارشی به عصبدهی سیستم عصبی خودمختار وابستگی دارد. عصبدهی پاراسمپاتیک لوله گوارش به صورت دوبخشی تقسیم میشود. بخش اول که شامل بخشهای ابتدایی لوله گوارش تا ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی است، تحت کنترل و عصبدهی عصب واگوس قرار دارد. بخش دوم از ۱/۳ دیستال کولون عرضی آغاز شده و شامل کولون نزولی و Rectum میشود. عصبدهی پاراسمپاتیک این بخشهای انتهایی از عصب واگوس منشأ نمیگیرد، بلکه توسط اعصاب احشایی (اسپلانکنیک) لگنی تأمین میگردد که با منشأ پاراسمپاتیک ساکرال از طریق شبکه مزانتریک تحتانی به این اندامها هدایت میشوند.
این تقسیمبندی دقیق آناتومیک نشان میدهد که عصبدهی پاراسمپاتیک در طول کولون عرضی دچار یک تغییر منبع میشود؛ به طوری که ۲/۳ پروگزیمال آن وابسته به عصب واگوس بوده و ۱/۳ دیستال باقیمانده تحت کنترل اعصاب اسپلانکنیک لگنی قرار میگیرد. همچنین، در بررسی مسیرهای سیاهرگی باید دقت داشت که تخلیه ورید پورت به داخل کبد صورت میگیرد و هرگونه اختلال در جریان خون این سیستم میتواند بر آناستوموزهای پورت - کاوا در مناطقی نظیر رتروپریتوئن یا ۱/۳ تحتانی مری تأثیرگذار باشد.
واژگان کلیدی
- ورید پورت
- سیاهرگی که خون بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را به کبد منتقل میکند.
- آناستوموز پورت - کاوا
- ارتباطات عروقی بین سیستم سیاهرگی پورت کبد و سیستم بزرگسیاهرگ (اجوف) که در مناطقی مانند مری و رتروپریتوئن دیده میشود.
- اعصاب اسپلانکنیک لگنی
- اعصابی با منشأ پاراسمپاتیک ساکرال که عصبدهی بخشهای انتهایی لوله گوارش نظیر کولون نزولی و Rectum را بر عهده دارند.
اشتباههای رایج
- تصور اینکه ورید پورت خون تمام بخشهای مری و مجرای مقعدی را تخلیه میکند نادرست است؛ این سیستم تنها ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مجرای مقعدی را تخلیه مینماید.
- فرض وجود ارتباط پورت - کاوا در طحال اشتباه است؛ اگرچه طحال به سیستم پورت تخلیه میشود، اما هیچ آناستوموز پورت - کاوایی در آن وجود ندارد.
- تصور اینکه عصب واگوس تمام بخشهای کولون عرضی را عصبدهی میکند غلط است؛ عصبدهی واگوس تنها تا ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی ادامه دارد و ۱/۳ دیستال آن توسط اعصاب اسپلانکنیک لگنی تأمین میشود.
جمعبندی این مفهوم
- ورید پورت خون سیاهرگی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را جهت پردازش به کبد منتقل میکند.
- سیستم پورت تنها بخشهای خاصی از مری (۱/۳ تحتانی) و مجرای مقعدی (۱/۲ فوقانی) را تخلیه کرده و مابقی تحت پوشش سیستم عمومی هستند.
- آناستوموزهای پورت - کاوا در مناطقی نظیر ۱/۳ تحتانی مری، رتروپریتوئن، اطراف ناف و سطح خلفی پانکراس برقرارند اما در طحال وجود ندارند.
- عصبدهی پاراسمپاتیک لوله گوارش تا محدوده ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی توسط عصب زوج دهم مغزی یا همان عصب واگوس تأمین میشود.
- بخشهای انتهایی لوله گوارش شامل ۱/۳ دیستال کولون عرضی، کولون نزولی و Rectum توسط اعصاب اسپلانکنیک لگنی با منشأ ساکرال عصبدهی میشوند.
نکتهٔ تکمیلی
در شرایطی مانند سیروز کبدی، جریان خون در ورید پورت با مقاومت مواجه شده و فشار آن بالا میرود (فشار خون پورت). در این حالت، خون تلاش میکند از مسیرهای جایگزین یعنی آناستوموزهای پورت - کاوا عبور کند. افزایش جریان خون در این مناطق ضعیف موجب اتساع وریدی میشود؛ به عنوان مثال، در مری باعث ایجاد واریس مری و خونریزیهای شدید، و در اطراف ناف باعث ایجاد نمایی موسوم به «سر مدوزا» (Caput Medusae) میگردد که اهمیت بالینی این ارتباطات عروقی را نشان میدهد.