لگن و پرینه

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

سیستم ورید پورت و عصب‌دهی پاراسمپاتیک دستگاه گوارش

سیستم ورید پورت و تخلیه سیاهرگی گوارش

خون سیاهرگی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا توسط ورید پورت به داخل کبد هدایت می‌شود. این سیستم سیاهرگی نقش حیاتی در انتقال مواد مغذی جذب‌شده از لوله گوارش به کبد ایفا می‌کند. با این حال، ورید پورت تمام طول مسیر گوارشی را تخلیه نمی‌کند؛ برای مثال، این ورید تنها خون مربوط به ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مجرای مقعدی را تخلیه می‌نماید و وظیفه تخلیه سایر بخش‌های این اندام‌ها بر عهده سیستم سیاهرگی عمومی (کاوا) است.

ورید پورت خون وریدی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را تخلیه کرده و به کبد می‌برد.

ارتباطات پورت - کاوا (آناستوموزها)

در شرایط طبیعی یا پاتولوژیک، ارتباطاتی میان سیستم ورید پورت و سیستم ورید اجوف (سیستم کاوا) برقرار می‌شود که به آن‌ها آناستوموزهای پورت - کاوا می‌گویند. این ارتباطات در چندین منطقه آناتومیک کلیدی وجود دارند که عبارتند از: ۱/۳ تحتانی مری، ناحیه آنورکتال، مناطق اطراف ناف، ناحیه برهنه کبد، سطح خلفی پانکراس و ناحیه رتروپریتوئن. در این نقاط، سیاهرگ‌های متعلق به سیستم پورت با سیاهرگ‌های متعلق به سیستم اجوف آناستوموز می‌دهند. نکته بسیار مهم آناتومیک این است که علیرغم تخلیه خون طحال به ورید پورت، در خود عضو طحال هیچ‌گونه ارتباط پورت - کاوا مشاهده نمی‌شود.

ناحیه آناتومیکارتباط پورت-کاوا
۱/۳ تحتانی مری✓
سطح خلفی پانکراس✓
رتروپریتوئن✓
طحال✗

عصب‌دهی پاراسمپاتیک لوله گوارش

تنظیم فعالیت‌های گوارشی به عصب‌دهی سیستم عصبی خودمختار وابستگی دارد. عصب‌دهی پاراسمپاتیک لوله گوارش به صورت دو‌بخشی تقسیم می‌شود. بخش اول که شامل بخش‌های ابتدایی لوله گوارش تا ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی است، تحت کنترل و عصب‌دهی عصب واگوس قرار دارد. بخش دوم از ۱/۳ دیستال کولون عرضی آغاز شده و شامل کولون نزولی و Rectum می‌شود. عصب‌دهی پاراسمپاتیک این بخش‌های انتهایی از عصب واگوس منشأ نمی‌گیرد، بلکه توسط اعصاب احشایی (اسپلانکنیک) لگنی تأمین می‌گردد که با منشأ پاراسمپاتیک ساکرال از طریق شبکه مزانتریک تحتانی به این اندام‌ها هدایت می‌شوند.

این تقسیم‌بندی دقیق آناتومیک نشان می‌دهد که عصب‌دهی پاراسمپاتیک در طول کولون عرضی دچار یک تغییر منبع می‌شود؛ به طوری که ۲/۳ پروگزیمال آن وابسته به عصب واگوس بوده و ۱/۳ دیستال باقی‌مانده تحت کنترل اعصاب اسپلانکنیک لگنی قرار می‌گیرد. همچنین، در بررسی مسیرهای سیاهرگی باید دقت داشت که تخلیه ورید پورت به داخل کبد صورت می‌گیرد و هرگونه اختلال در جریان خون این سیستم می‌تواند بر آناستوموزهای پورت - کاوا در مناطقی نظیر رتروپریتوئن یا ۱/۳ تحتانی مری تأثیرگذار باشد.

واژگان کلیدی

ورید پورت
سیاهرگی که خون بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را به کبد منتقل می‌کند.
آناستوموز پورت - کاوا
ارتباطات عروقی بین سیستم سیاهرگی پورت کبد و سیستم بزرگ‌سیاهرگ (اجوف) که در مناطقی مانند مری و رتروپریتوئن دیده می‌شود.
اعصاب اسپلانکنیک لگنی
اعصابی با منشأ پاراسمپاتیک ساکرال که عصب‌دهی بخش‌های انتهایی لوله گوارش نظیر کولون نزولی و Rectum را بر عهده دارند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه ورید پورت خون تمام بخش‌های مری و مجرای مقعدی را تخلیه می‌کند نادرست است؛ این سیستم تنها ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مجرای مقعدی را تخلیه می‌نماید.
  • فرض وجود ارتباط پورت - کاوا در طحال اشتباه است؛ اگرچه طحال به سیستم پورت تخلیه می‌شود، اما هیچ آناستوموز پورت - کاوایی در آن وجود ندارد.
  • تصور اینکه عصب واگوس تمام بخش‌های کولون عرضی را عصب‌دهی می‌کند غلط است؛ عصب‌دهی واگوس تنها تا ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی ادامه دارد و ۱/۳ دیستال آن توسط اعصاب اسپلانکنیک لگنی تأمین می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ورید پورت خون سیاهرگی بخش شکمی لوله گوارش، طحال، پانکراس و کیسه صفرا را جهت پردازش به کبد منتقل می‌کند.
  • سیستم پورت تنها بخش‌های خاصی از مری (۱/۳ تحتانی) و مجرای مقعدی (۱/۲ فوقانی) را تخلیه کرده و مابقی تحت پوشش سیستم عمومی هستند.
  • آناستوموزهای پورت - کاوا در مناطقی نظیر ۱/۳ تحتانی مری، رتروپریتوئن، اطراف ناف و سطح خلفی پانکراس برقرارند اما در طحال وجود ندارند.
  • عصب‌دهی پاراسمپاتیک لوله گوارش تا محدوده ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی توسط عصب زوج دهم مغزی یا همان عصب واگوس تأمین می‌شود.
  • بخش‌های انتهایی لوله گوارش شامل ۱/۳ دیستال کولون عرضی، کولون نزولی و Rectum توسط اعصاب اسپلانکنیک لگنی با منشأ ساکرال عصب‌دهی می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

در شرایطی مانند سیروز کبدی، جریان خون در ورید پورت با مقاومت مواجه شده و فشار آن بالا می‌رود (فشار خون پورت). در این حالت، خون تلاش می‌کند از مسیرهای جایگزین یعنی آناستوموزهای پورت - کاوا عبور کند. افزایش جریان خون در این مناطق ضعیف موجب اتساع وریدی می‌شود؛ به عنوان مثال، در مری باعث ایجاد واریس مری و خونریزی‌های شدید، و در اطراف ناف باعث ایجاد نمایی موسوم به «سر مدوزا» (Caput Medusae) می‌گردد که اهمیت بالینی این ارتباطات عروقی را نشان می‌دهد.

بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC) و تخلیه وریدی کلیه‌ها و غدد جنسی

ساختار بزرگ‌سیاهرگ زیرین و تخلیه عروقی اصلی

بزرگ‌سیاهرگ زیرین یا IVC اصلی‌ترین مجرای سیاهرگی در حفره شکم و لگن است که خون تیره اندام‌های تحتانی و تنه را به قلب بازمی‌گرداند. این سیاهرگ بزرگ مستقیماً خون وریدی را از رگ‌های متعددی دریافت می‌کند. از جمله مهم‌ترین وریدهایی که مستقیماً به IVC می‌ریزند می‌توان به وریدهای کبدی، وریدهای کلیوی راست و چپ و وریدهای ایلیاک مشترک (Common iliac vein) اشاره کرد. بر خلاف برخی تصورات اشتباه، هر دو ورید کلیوی راست و چپ به طور مستقیم و بدون واسطه به بزرگ‌سیاهرگ زیرین تخلیه می‌شوند.

وریدهای کلیوی راست و چپ، وریدهای کبدی و وریدهای ایلیاک مشترک به طور مستقیم به IVC تخلیه می‌شوند.

تخلیه سیاهرگی غدد جنسی و عدم تقارن آن

یکی از نکات آناتومیک بسیار مهم و آزمونی، عدم تقارن در مسیر تخلیه وریدی غدد جنسی (بیضه‌ها و تخمدان‌ها) است. وریدهای گونادال در سمت راست و چپ مسیرهای متفاوتی را برای رسیدن به سیستم کاوا طی می‌کنند. ورید بیضه‌ای راست در مردان و ورید تخمدانی راست در زنان به طور مستقیم به بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC) می‌ریزند. در مقابل، ورید بیضه‌ای چپ (Left testicular vein) و ورید تخمدانی چپ به صورت مستقیم به IVC متصل نمی‌شوند؛ بلکه ابتدا به ورید کلیوی چپ تخلیه شده و سپس از آن طریق وارد بزرگ‌سیاهرگ زیرین می‌گردند. این عدم تقارن می‌تواند تفاوت‌های بالینی مهمی را ایجاد کند.

سیاهرگ (ورید)تخلیه مستقیم به IVCتخلیه به ورید کلیوی چپ
ورید کلیوی چپ✓✗
ورید گونادال راست✓✗
ورید گونادال چپ✗✓
وریدهای ایلیاک مشترک✓✗

تخلیه سیاهرگی رحم

تخلیه سیاهرگی اندام‌های لگنی مانند رحم نیز از مسیرهای سیاهرگی کاوا پیروی می‌کند. خون سیاهرگی رحم برخلاف اندام‌های گوارشی شکم، به ورید پورت تخلیه نمی‌گردد. این جریان خون به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC) هدایت می‌شود تا به گردش خون عمومی بازگردد. شناخت تفاوت مسیر تخلیه اندام‌های گوارشی (سیستم پورت) و اندام‌های تناسلی و ادراری نظیر رحم و کلیه (سیستم کاوا) اهمیت بسزایی در درک پاتولوژی‌های عروقی شکم و لگن دارد.

برای بسط این موضوع، می‌توان به این نکته اشاره کرد که گرچه هر دو ورید کلیوی چپ و راست مسیر نهایی خود را مستقیماً به سمت بزرگ‌سیاهرگ زیرین باز می‌کنند، اما ورید کلیوی چپ به دلیل موقعیت آناتومیک خود، وظیفه اضافی دریافت خون از سیاهرگ بیضه‌ای یا تخمدانی چپ را نیز بر عهده دارد؛ موضوعی که در سمت راست دیده نمی‌شود زیرا ورید بیضه‌ای یا تخمدانی راست بدون عبور از ورید کلیوی راست، مستقیماً با زاویه‌ای تند به دیواره بزرگ‌سیاهرگ زیرین پیوند می‌خورد. این تفاوت در انشعابات، یکی از موارد اساسی در تمایز آناتومی عروق کلیوی و تناسلی در دو سمت بدن است.

واژگان کلیدی

بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC)
سیاهرگ اصلی شکم و لگن که خون تیره اندام‌های تحتانی و تنه را به دهلیز راست قلب هدایت می‌کند.
ورید بیضه‌ای چپ (Left testicular vein)
سیاهرگ تخلیه‌کننده بیضه چپ که برخلاف سمت راست، به جای ورود مستقیم به IVC به ورید کلیوی چپ می‌ریزد.
ورید ایلیاک مشترک (Common iliac vein)
سیاهرگ اصلی لگن که از اتصال وریدهای ایلیاک داخلی و خارجی ایجاد شده و به طور مستقیم به IVC تخلیه می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه ورید کلیوی چپ برخلاف ورید کلیوی راست به طور مستقیم به بزرگ‌سیاهرگ زیرین تخلیه نمی‌شود نادرست است؛ هر دو ورید کلیوی مستقیماً به IVC تخلیه می‌شوند.
  • فرض اینکه ورید بیضه‌ای چپ به طور مستقیم به IVC تخلیه می‌شود اشتباه است؛ این ورید ابتدا به ورید کلیوی چپ وارد می‌شود.
  • باور به اینکه خون وریدی رحم به ورید پورت می‌ریزد غلط است؛ خون سیاهرگی رحم به طور مستقیم یا غیرمستقیم به IVC تخلیه می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC) خون سیاهرگی وریدهای کلیوی، کبدی و ایلیاک مشترک را مستقیماً دریافت می‌کند.
  • هر دو ورید کلیوی راست و چپ بدون واسطه و به طور مستقیم به بزرگ‌سیاهرگ زیرین (IVC) تخلیه می‌شوند.
  • تخلیه سیاهرگی غدد جنسی غیرمتقارن است؛ ورید بیضه‌ای و تخمدانی راست به IVC و چپ به ورید کلیوی چپ می‌ریزند.
  • خون سیاهرگی رحم برخلاف احشای گوارشی به ورید پورت نرفته و به سیستم IVC تخلیه می‌شود.
  • تفاوت‌های آناتومیک در شاخه‌های وریدی دو سمت شکم نقش مؤثری در تفاوت شیوع برخی بیماری‌ها دارد.

نکتهٔ تکمیلی

عدم تقارن در تخلیه وریدهای بیضه‌ای علت اصلی شیوع بسیار بالاتر بیماری واریکوسل (واریس سیاهرگ‌های بیضه) در سمت چپ است. ورید بیضه‌ای چپ با زاویه ۹۰ درجه به ورید کلیوی چپ متصل می‌شود و تحت فشار ناشی از عبور شریان آئورت و مسدود شدن احتمالی قرار می‌گیرد که باعث افزایش فشار هیدروستاتیک و احتقان خون در سمت چپ می‌گردد؛ در حالی که ورید بیضه‌ای راست با زاویه‌ای مایل به IVC می‌ریزد و جریان خون راحت‌تری دارد.

آناتومی مثانه: مجاورات، رباط‌های نگهدارنده و اسفنکتر داخلی

موقعیت آناتومیک و مجاورات مثانه

مثانه یک اندام توخالی عضلانی در لگن حقیقی است که وظیفه ذخیره موقت ادرار را بر عهده دارد. شکل و مجاورات مثانه بسته به جنسیت بیمار تفاوت‌های چشمگیری را نشان می‌دهد. در جنس مونث، سطح فوقانی یا بالایی مثانه در مجاورت مستقیم با رحم، قوس‌های ایلئوم و کولون سیگموئید قرار دارد. در جنس مذکر، ساختارهای متفاوتی در اطراف مثانه دیده می‌شوند؛ به عنوان نمونه، غده کیسه منی یا Seminal vesicle برخلاف رحم، در مجاورت سطح خلفی مثانه مستقر شده است و با سطح بالایی آن ارتباطی ندارد. این مجاورات در جراحی‌های لگنی اهمیت حیاتی دارند.

در زنان، سطح بالایی مثانه با رحم، ایلئوم و کولون سیگموئید مجاورت دارد؛ در حالی که Seminal vesicle در سطح خلفی مثانه قرار دارد.

گردن مثانه و ساختارهای تثبیت‌کننده آن

پایین‌ترین و ثابت‌ترین بخش مثانه، گردن مثانه است که به مجرای پیشابراه منتهی می‌شود. موقعیت گردن مثانه در مردان به این صورت است که بر روی سطح فوقانی غده پروستات (Prostate gland) قرار می‌گیرد و با آن مجاور است. تثبیت گردن مثانه در جای خود متناسب با آناتومی جنسی متفاوت است. در مردان، این وظیفه بر عهده رباط‌های پوبوپروستاتیک است که گردن مثانه و پروستات را به استخوان پوبیس متصل می‌کنند. اما در زنان به دلیل عدم وجود پروستات، گردن مثانه توسط رباط‌های پوبووزیکال به استخوان عانه متصل و در جای خود محکم تثبیت می‌گردد.

برای مثال، در حین جراحی‌های لگنی در زنان، جراحان باید دقت کنند که آسیب به رباط‌های پوبووزیکال می‌تواند پایداری گردن مثانه را مختل کرده و منجر به بی‌اختیاری ادراری شود.

اسفنکتر داخلی پیشابراه

کنترل خروج ادرار از مثانه توسط اسفنکترهای پیشابراه انجام می‌شود. اسفنکتر داخلی پیشابراه ساختاری غیرارادی است که در محل خروجی مثانه یعنی گردن مثانه قرار دارد. این اسفنکتر از ضخیم شدن بخش حلقوی (و نه بخش طولی) پوشش عضلانی دیواره مثانه (عضله دتروسور) ایجاد می‌شود. انقباض این فیبرهای عضلانی حلقوی مانع از خروج ادرار در زمان‌های غیر از دفع می‌شود. درک تفاوت جهت‌گیری فیبرهای عضلانی (حلقوی در برابر طولی) در تشکیل این اسفنکتر برای شناخت صحیح عملکرد فیزیولوژیک سیستم ادراری در آزمون‌های آناتومی بسیار کلیدی است.

در بررسی بافت‌شناسی و آناتومی مقایسه‌ای مثانه، جهت‌گیری حلقوی فیبرهای عضلانی تضمین می‌کند که اسفنکتر داخلی ادرار به صورت یک دریچه سدکننده در گردن مثانه عمل کند. ضخیم شدن این فیبرهای حلقوی در مردان نقشی فراتر از کنترل ادرار دارد و در جلوگیری از انزال پس‌گرد (retrograde ejaculation) نیز دخیل است. همچنین، مجاورت‌های ذکر شده در زنان، از جمله تماس مستقیم سطح بالایی مثانه با رحم و روده‌ها، علت اصلی بروز علائم ادراری در دوران بارداری یا التهاب‌های روده است که به دلیل فشارهای مکانیکی مستقیم رخ می‌دهند.

واژگان کلیدی

رباط‌های پوبوپروستاتیک
رباط‌هایی در مردان که گردن مثانه و پروستات را به استخوان عانه متصل و در جای خود تثبیت می‌کنند.
رباط‌های پوبووزیکال
رباط‌هایی در زنان که گردن مثانه را به استخوان عانه متصل کرده و پایداری آن را تأمین می‌کنند.
اسفنکتر داخلی پیشابراه
دریچه غیرارادی خروجی مثانه که از ضخیم شدن فیبرهای عضلانی حلقوی در گردن مثانه ایجاد می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه رباط‌های پوبوپروستاتیک در زنان باعث تثبیت گردن مثانه می‌شوند غلط است؛ این رباط‌ها مختص مردان بوده و معادل آن‌ها در زنان رباط پوبووزیکال است.
  • اشتباه در بافت اسفنکتر داخلی با فرض ایجاد آن از فیبرهای طولی؛ این اسفنکتر منحصراً از ضخیم شدن فیبرهای حلقوی پوشش عضلانی ساخته می‌شود.
  • فرض اینکه غده Seminal vesicle با سطح بالایی مثانه مجاورت دارد اشتباه است؛ این ساختار در سطح خلفی مثانه قرار دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سطح فوقانی مثانه در زنان در مجاورت با رحم، ایلئوم و کولون سیگموئید قرار دارد.
  • غده Seminal vesicle در سطح خلفی مثانه قرار گرفته و با سطح فوقانی آن مجاورتی ندارد.
  • گردن مثانه در مردان بر روی سطح فوقانی غده پروستات (Prostate gland) مستقر و با آن مجاور است.
  • تثبیت گردن مثانه در مردان توسط رباط‌های پوبوپروستاتیک و در زنان توسط رباط‌های پوبووزیکال انجام می‌شود.
  • اسفنکتر داخلی پیشابراه از ضخیم شدن بخش حلقوی (و نه طولی) عضلات گردن مثانه پدید می‌آید.

نکتهٔ تکمیلی

در جراحی پروستاتکتومی (خارج کردن غده پروستات در مردان)، به دلیل ارتباط تنگاتنگ گردن مثانه و رباط‌های پوبوپروستاتیک با پروستات، احتمال آسیب به فیبرهای عضلانی اسفنکتر داخلی و اعصاب مجاور آن وجود دارد. به همین دلیل یکی از عوارض شایع پس از این جراحی، بی‌اختیاری ادراری موقت یا دائمی است و جراحان از تکنیک‌های حفظ‌کننده اسفنکتر برای به حداقل رساندن این عارضه استفاده می‌کنند.

آناتومی طناب اسپرماتیک، کیسه بیضه و دستگاه تناسلی مردانه

لایه‌های طناب اسپرماتیک و کیسه بیضه

طناب اسپرماتیک ساختاری طناب‌مانند است که مجرای دفران، عروق و اعصاب بیضه را در خود جای داده و توسط سه لایه فاسیایی مجزا پوشانده می‌شود. خارجی‌ترین لایه، فاسیای اسپرماتیک خارجی نام دارد که از نیام عضله مایل خارجی شکم منشأ می‌گیرد. لایه میانی، عضله و فاسیای کرماستر است که از عضله مایل داخلی شکم مشتق می‌شود. عمیق‌ترین لایه، فاسیای اسپرماتیک داخلی است که از فاسیای ترنسورسالییس (Transversalis fascia) نشأت می‌گیرد. باید توجه داشت که تونیکا واژینالیس جزو لایه‌های فاسیایی طناب اسپرماتیک به شمار نمی‌رود. کیسه بیضه (اسکروتوم) نیز دارای ۵ لایه مجزا است که ۳ لایه داخلی آن دقیقاً همان پوشش‌های فاسیایی طناب اسپرماتیک هستند.

لایه‌های طناب اسپرماتیک شامل فاسیای اسپرماتیک خارجی (از مایل خارجی)، عضله و فاسیای کرماستر (از مایل داخلی) و فاسیای اسپرماتیک داخلی (از ترنسورسالییس) است؛ تونیکا واژینالیس جزو این لایه‌ها نیست.

تشکیل مجرای انزالی

سیستم انتقال اسپرم در مردان از چندین بخش مجرا تشکیل شده است. مجرای انزالی در هر دو سمت از اتحاد مجرای Ductus deference (واوران) با مجرای غده کیسه منی یا seminal vesicle حاصل می‌شود. این مجرای مشترک سپس از بافت غده پروستات عبور کرده و به پیشابراه می‌ریزد. یک خطای آناتومیک شایع این است که تصور شود مجرای انزالی از اتصال مستقیم آمپول مجرای دفران (Ampulla of ductus deference) به غده پروستات تشکیل می‌شود، در حالی که حضور و ادغام مجرای کیسه منی برای تشکیل آن کاملاً الزامی است.

لایه طناب اسپرماتیکمنشأ آناتومیکموقعیت نسبی
فاسیای اسپرماتیک خارجینیام مایل خارجی شکمخارجی‌ترین لایه
عضله و فاسیای کرماسترعضله مایل داخلی شکملایه میانی
فاسیای اسپرماتیک داخلیفاسیای ترنسورسالییسعمیق‌ترین لایه

غدد بولبواورترال و پیشابراه

غدد بولبواورترال که به غدد کوپر نیز معروف هستند، غدد فرعی کوچکی در دستگاه تناسلی مردانه می‌باشند. این غدد به طور دقیق در اطراف پیشابراه غشایی (Membranous urethra) قرار گرفته‌اند. وظیفه اصلی غدد بولبواورترال، ترشح مایع لغزنده‌ساز و قلیایی پیش از انزال است که به داخل پیشابراه تخلیه می‌شود تا مسیر را برای عبور اسپرم‌ها آماده کند. موقعیت قرارگیری این غدد در اطراف پیشابراه غشایی است و نباید آن‌ها را با بخش پیشابراه پروستاتیک یا پیشابراه اسفنجی اشتباه گرفت؛ چرا که هر یک از این بخش‌ها مجاورات آناتومیک و فیزیولوژیک مجزایی دارند.

تغییر لایه‌های شکمی به لایه‌های طناب اسپرماتیک نشان‌دهنده نحوه نزول بیضه از حفره شکم به داخل کیسه بیضه در دوران جنینی است. هر لایه دیواره شکم در حین عبور بیضه کشیده شده و پوششی را ایجاد می‌کند؛ برای مثال، فاسیای ترنسورسالییس تبدیل به فاسیای داخلی می‌شود و عضله مایل داخلی لایه کرماستریک را می‌سازد. از سوی دیگر، مجاری انزالی راست و چپ پس از تشکیل، به پیشابراه پروستاتیک متصل می‌شوند و این مجرای باریک می‌تواند در بیماری‌های پروستات دچار انسداد گردد. همچنین ترشحات قلیایی غدد بولبواورترال نقشی حیاتی در خنثی کردن اسیدیته ادرار باقی‌مانده در پیشابراه غشایی دارند.

واژگان کلیدی

فاسیای اسپرماتیک خارجی
خارجی‌ترین لایه پوشاننده طناب اسپرماتیک که از نیام عضله مایل خارجی شکم منشأ می‌گیرد.
مجرای انزالی
مجرای مشترکی حاصل از اتحاد مجرای دفران (Ductus deference) با مجرای کیسه منی (Seminal vesicle duct).
غدد بولبواورترال
غددی فرعی در مردان که اطراف پیشابراه غشایی قرار داشته و مایع لغزنده‌ساز ترشح می‌کنند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه تونیکا واژینالیس یکی از لایه‌های فاسیایی طناب اسپرماتیک است غلط است؛ پوشش‌های طناب فقط شامل سه لایه فاسیای خارجی، کرماستر و فاسیای داخلی هستند.
  • فرض اینکه مجرای انزالی از اتصال مستقیم آمپول دفران به پروستات تشکیل می‌شود اشتباه است؛ این مجرا حاصل پیوند مجرای دفران و مجرای کیسه منی است.
  • اشتباه گرفتن موقعیت غدد بولبواورترال و فرض استقرار آن‌ها در اطراف پیشابراه پروستاتیک؛ این غدد در اطراف پیشابراه غشایی (Membranous urethra) قرار دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • طناب اسپرماتیک توسط سه لایه فاسیای خارجی (مایل خارجی)، کرماستر (مایل داخلی) و فاسیای داخلی (ترنسورسالییس) احاطه می‌شود.
  • تونیکا واژینالیس برخلاف فاسیای اسپرماتیک داخلی، جزو پوشش‌های فاسیایی طناب اسپرماتیک نیست.
  • کیسه بیضه از ۵ لایه مجزا تشکیل شده که ۳ لایه عمیق‌تر آن مشابه پوشش‌های طناب اسپرماتیک است.
  • مجرای انزالی از پیوند مجرای Ductus deference با مجرای غده seminal vesicle پدید می‌آید.
  • غدد بولبواورترال در اطراف پیشابراه غشایی قرار گرفته و ترشحات خود را به درون آن می‌ریزند.

نکتهٔ تکمیلی

عضله کرماستر که از عضله مایل داخلی منشأ می‌گیرد، مسئول رفلکس کرماستریک است. با لمس پوست ناحیه داخلی ران، فیبرهای این عضله منقبض شده و بیضه را به سمت بالا و نزدیک به دیواره شکم می‌کشند. این رفلکس یک سازوکار محافظتی برای تنظیم دمای بیضه‌ها (که باید حدود ۲ درجه خنک‌تر از دمای بدن باشد) و محافظت از آن‌ها در برابر آسیب‌های فیزیکی است و ارزیابی آن در معاینات نورولوژیک اهمیت دارد.

لوله‌های رحمی و خون‌رسانی شریانی لگن و غدد جنسی

آناتومی و بخش‌های مختلف لوله رحمی

لوله‌های رحمی یا فالوپ مجاری عضلانی هستند که تخمدان‌ها را به رحم متصل کرده و بستری را برای انتقال تخمک و لقاح فراهم می‌کنند. این لوله‌ها از ۴ بخش تشکیل شده‌اند. نزدیک‌ترین بخش به تخمدان، Infundibulum (قیف) نام دارد که در انتهای خارجی خود دارای زوائد انگشت‌مانندی به نام Fimbria (شرابه) است. این شرابه‌ها وظیفه حیاتی دریافت تخمک آزاد شده از تخمدان و هدایت آن به درون لوله را بر عهده دارند. بخش بعدی، Ampulla است که پهن‌ترین قسمت لوله بوده و محل معمول رخ دادن لقاح است. در نهایت، بخش Isthmus (تنگه) بخش باریک لوله است که در نزدیکی رحم قرار گرفته و بر خلاف آمپول، محل اصلی لقاح به شمار نمی‌رود.

لقاح معمولاً در بخش پهن‌تر لوله یعنی Ampulla رخ می‌دهد، در حالی که بخش Infundibulum با زوائد Fimbria مسئول دریافت تخمک از تخمدان است.

خون‌رسانی شریانی لگن و شریان ایلیاک داخلی

خون‌رسانی شریانی به ساختارهای لگن و پرینه عمدتاً توسط شریان ایلیاک داخلی تأمین می‌شود. این شریان که به عنوان شریان اصلی لگن شناخته می‌شود، در سطح دیسک بین مهره‌های L۵ و S۱ از شریان ایلیاک مشترک منشأ می‌گیرد. شریان ایلیاک داخلی به دو تنه قدامی و خلفی تقسیم می‌شود. تنه خلفی آن شاخه‌های محدودی شامل شریان‌های گلوتئال فوقانی، ساکرال خارجی و ایلیولومبار را هدایت می‌کند. در مقابل، تنه قدامی شاخه‌های متعددی را برای تغذیه اندام‌های لگنی می‌فرستد؛ برای نمونه، شریان رحمی یکی از شاخه‌های مستقیم تنه قدامی شریان ایلیاک داخلی است و بر خلاف شریان‌های گونادال، منشأ مستقیمی از آئورت ندارد.

شریانمنشأ مستقیم شریانیتنه مربوطه (در صورت وجود)
شریان تخمدان / بیضهآئورت شکمی-
شریان رحمیشریان ایلیاک داخلیتنه قدامی
شریان گلوتئال فوقانیشریان ایلیاک داخلیتنه خلفی
شریان ساکرال خارجیشریان ایلیاک داخلیتنه خلفی

خون‌رسانی شریانی غدد جنسی (گونادها)

تأمین خون شریانی غدد جنسی (بیضه‌ها در مردان و تخمدان‌ها در زنان) از الگوی متفاوتی نسبت به سایر اندام‌های لگنی پیروی می‌کند. شریان‌های بیضوی و شریان تخمدان به طور مستقیم از آئورت شکمی منشأ می‌گیرند و مسیر طولانی را برای رسیدن به این اندام‌ها طی می‌کنند. این در حالی است که شریان سایر اندام‌های درون لگن مانند کیسه منوی، پروستات، مثانه و رحم همگی از شاخه‌های شریان ایلیاک داخلی هستند. این تمایز منشأ شریانی (آئورت شکمی برای غدد جنسی در برابر ایلیاک داخلی برای سایر احشای لگنی) از نظر تکاملی و جنین‌شناسی بسیار حائز اهمیت است.

علاوه بر این، مسیر عبور بلند شریان‌های تخمدانی و بیضوی منعکس‌کننده خاستگاه اولیه جنینی این غدد در نزدیکی کلیه‌ها است که با نزول بعدی آن‌ها به سمت لگن یا اسکروتوم، شریان‌های خود را نیز به همراه کشیده‌اند. همچنین، آگاهی از این که شاخه‌های تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی نظیر شریان گلوتئال فوقانی و ساکرال خارجی بیشتر به دیواره‌های لگن و نواحی گلوتئال می‌روند، به درک تفکیک عملکردی تنه قدامی (احشایی) و تنه خلفی (جداری) کمک شایانی می‌کند.

واژگان کلیدی

شرابه‌ها (Fimbria)
زوائد انگشت‌مانند در انتهای خارجی بخش Infundibulum لوله رحمی که وظیفه دریافت و هدایت تخمک را بر عهده دارند.
شریان ایلیاک داخلی
شریان اصلی لگن و پرینه که در سطح دیسک L۵-S۱ از شریان ایلیاک مشترک منشأ می‌گیرد.
شریان تخمدان
شریان خون‌رسان تخمدان که همانند شریان بیضه مستقیماً از آئورت شکمی منشأ می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه لقاح معمولاً در بخش تنگ لوله رحمی یعنی Isthmus انجام می‌شود غلط است؛ محل رایج لقاح بخش پهن‌تر یعنی Ampulla است.
  • فرض اینکه شریان رحمی مستقیماً از آئورت شکمی جدا می‌شود اشتباه است؛ شریان رحمی شاخه‌ای از تنه قدامی شریان ایلیاک داخلی است.
  • باور به اینکه شریان‌های گلوتئال فوقانی و ساکرال خارجی از تنه قدامی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرند نادرست است؛ این شریان‌ها شاخه تنه خلفی هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • لوله رحمی از بخش‌های متوالی Infundibulum (دارای Fimbria)، Ampulla و Isthmus تشکیل شده است.
  • زوائد Fimbria تخمک آزاد شده را دریافت می‌کنند و لقاح معمولاً در Ampulla صورت می‌پذیرد.
  • شریان‌های بیضوی و تخمدانی به صورت مستقیم و مستقیم از آئورت شکمی منشأ می‌گیرند.
  • شریان ایلیاک داخلی منشأ اصلی تغذیه لگن است و در سطح دیسک L۵-S۱ از ایلیاک مشترک جدا می‌شود.
  • شریان‌های گلوتئال فوقانی، ساکرال خارجی و ایلیولومبار از تنه خلفی و شریان رحمی از تنه قدامی ایلیاک داخلی جدا می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

انسداد یا آسیب به مژک‌ها و زوائد شرابه‌ای لوله‌های فالوپ (مثلاً در اثر عفونت‌های لگنی) می‌تواند روند انتقال تخمک لقاح‌یافته به سمت رحم را کند یا متوقف سازد. در این شرایط، جنین ممکن است در همان لوله رحمی (به ویژه در بخش Ampulla) شروع به رشد کند که به آن بارداری خارج‌رحمی (Ectopic Pregnancy) می‌گویند. این وضعیت یک اورژانس پزشکی است، زیرا با رشد جنین، احتمال پارگی لوله و خونریزی شدید داخلی وجود دارد.

خلاصهٔ درس

در لگن و پرینه چه می‌گذرد؟

Anatomy · Pelvis and Perineum

سیستم ورید پورت و عصب‌دهی

  • ورید پورت: انتقال خون شکمی گوارش، طحال و پانکراس به کبد
  • تخلیه پورت: فقط ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مجرای مقعدی
  • آناستوموز پورت-کاوا: در مری و رتروپریتوئن؛ نه در طحال
  • عصب واگ: عصب‌دهی پاراسمپاتیک تا ۲/۳ پروگزیمال کولون عرضی
  • اسپلانکنیک لگنی: عصب‌دهی ۱/۳ دیستال کولون عرضی و رکتوم
ورید پورت (Portal vein)
انتقال خون سیاهرگی شکم و طحال به کبد

نکته: افزایش فشار پورت در سیروز می‌تواند به واریس مری و ایجاد نمای «سر مدوزا» در اطراف ناف بینجامد.

بزرگ‌سیاهرگ زیرین و غدد جنسی

  • بزرگ‌سیاهرگ زیرین: مسیر اصلی بازگشت خون تنه و اندام تحتانی
  • ورید کلیوی: تخلیه مستقیم هر دو ورید راست و چپ به داخل IVC
  • تخلیه غیرمتقارن گونادال: راست به IVC و چپ به ورید کلیوی چپ
  • تخلیه وریدی رحم: هدایت خون سیاهرگی رحم به سیستم IVC
  • ورید ایلیاک مشترک: تخلیه مستقیم خون سیاهرگی لگن به IVC
ورید ایلیاک مشترک (Common iliac vein)
سیاهرگ اصلی لگن متصل به IVC

نکته: زاویه ۹۰ درجه اتصال ورید بیضه‌ای چپ به کلیوی چپ عامل شیوع بیشتر واریکوسل در سمت چپ است.

مثانه: مجاورات و اسفنکترها

  • مثانه در زنان: مجاورت سطح فوقانی با رحم، ایلئوم و سیگموئید
  • مثانه در مردان: مجاورت غده کیسه منی با سطح خلفی مثانه
  • گردن مثانه: استقرار روی سطح فوقانی غده پروستات در مردان
  • تثبیت گردن مثانه: رباط پوبوپروستاتیک در مرد و پوبووزیکال در زن
  • اسفنکتر داخلی: ضخیم شدن فیبرهای عضلانی حلقوی، نه طولی
اسفنکتر داخلی پیشابراه
دریچه غیرارادی حلقوی در گردن مثانه

نکته: آسیب به رباط‌های پوبووزیکال طی جراحی لگنی زنان، پایداری گردن مثانه را مختل می‌کند.

طناب اسپرماتیک و کیسه بیضه

  • طناب اسپرماتیک: شامل مجرای دفران، عروق و اعصاب بیضه
  • لایه‌های فاسیایی: سه لایه؛ عدم حضور تونیکا واژینالیس در طناب
  • منشأ لایه‌ها: مایل خارجی، مایل داخلی و فاسیای ترنسورسالییس
  • مجرای انزالی: اتحاد مجرای دفران و مجرای غده کیسه منی
  • غدد بولبواورترال: ترشح مایع قلیایی در پیشابراه غشایی
مجرای انزالی (Ejaculatory duct)
اتصال مجرای دفران و کیسه منی

نکته: رفلکس کرماستریک با انقباض عضله کرماستر، بیضه را جهت تنظیم دما بالا می‌کشد.

لوله‌های رحمی و عروق لگن

  • لوله‌های رحمی: از بخش‌های اینفندیبولوم، آمپولا و ایسموس
  • تخمک و لقاح: دریافت توسط شرابه‌ها و انجام لقاح در آمپولا
  • شریان ایلیاک داخلی: شریان اصلی لگن منشعب در دیسک L۵-S۱
  • شاخه‌ها: شریان رحمی از تنه قدامی و گلوتئال فوقانی از خلفی
  • شریان غدد جنسی: منشأ مستقیم شریان تخمدان و بیضه از آئورت
شرابه‌ها (Fimbria)
زوائد انگشت‌مانند انتهای لوله رحمی

نکته: آسیب به شرابه‌های لوله رحمی می‌تواند موجب بارداری خارج‌رحمی در آمپولا شود.

نکات کلیدی آزمون

  • پورت فقط ۱/۳ تحتانی مری و ۱/۲ فوقانی مقعد را تخلیه می‌کند، نه تمام آن‌ها را.
  • با وجود تخلیه طحال به پورت، هیچ آناستوموز پورت-کاوا در خود طحال وجود ندارد.
  • وریدهای کلیوی مستقیماً به IVC می‌ریزند؛ اما ورید بیضه‌ای چپ به ورید کلیوی چپ می‌رود.
  • تثبیت گردن مثانه: در زن با رباط پوبووزیکال و در مرد با رباط پوبوپروستاتیک است.
  • اسفنکتر داخلی پیشابراه از فیبرهای حلقوی عضلانی تشکیل می‌شود، نه فیبرهای طولی.
  • لقاح معمولاً در بخش پهن‌تر لوله (آمپولا) رخ می‌دهد، نه در بخش تنگ (ایسموس).

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در حین انجام آنژیوگرافی عروق لگنی برای کنترل خونریزی پس از زایمان یا جراحی‌های ناحیه لگن، آگاهی از منشأ دقیق شریان‌های شکمی و لگنی اهمیت حیاتی دارد. کدام گزاره در این رابطه صحیح است؟

  1. شریان بیضه‌ها به‌طور مستقیم از شریان ایلیاک داخلی جدا می‌شود، شریان رحمی یکی از شاخه‌های شریان ایلیاک داخلی است و شریان گلوتئال فوقانی از تنه قدامی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد.
  2. شریان تخمدان به‌طور مستقیم از آئورت شکمی منشأ می‌گیرد، شریان رحمی یکی از شاخه‌های شریان ایلیاک داخلی است و شریان گلوتئال فوقانی از تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد.
  3. شریان تخمدان به‌طور مستقیم از آئورت شکمی منشأ می‌گیرد، شریان رحمی یکی از شاخه‌های مستقیم آئورت شکمی است و شریان گلوتئال فوقانی از تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد.
  4. شریان تخمدان به‌طور مستقیم از آئورت شکمی منشأ می‌گیرد، شریان رحمی یکی از شاخه‌های شریان ایلیاک داخلی است و شریان گلوتئال فوقانی از تنه قدامی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

گزینه ۲ صحیح است. شریان‌های تخمدانی و بیضوی در هر دو جنس به‌طور مستقیم از آئورت شکمی جدا می‌شوند. شریان رحمی شاخه‌ای از شریان ایلیاک داخلی است. همچنین شریان گلوتئال فوقانی (به همراه شریان‌های ساکرال خارجی و ایلیولومبار) از تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: شریان بیضه‌ها به‌طور مستقیم از آئورت شکمی جدا می‌شود. همچنین شریان گلوتئال فوقانی از تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی منشأ می‌گیرد. گزینه ۳: شریان رحمی شاخه‌ای از شریان ایلیاک داخلی است، نه آئورت شکمی. گزینه ۴: شریان گلوتئال فوقانی از تنه خلفی شریان ایلیاک داخلی جدا می‌شود، نه تنه قدامی.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی