مخچه و دیانسفالون

3 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

هسته‌های ساقه مغز و ارتباطات آن

بخش‌های ساقه مغز و مکان‌دهی هسته‌ها

ساقه مغز یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های دستگاه عصبی مرکزی است که از ساختارهای متعددی تشکیل شده و هسته‌های عصبی گوناگونی را در خود جای داده است. شناخت دقیق موقعیت آناتومیک این هسته‌ها برای درک عملکردهای حسی، حرکتی و خودمختار اهمیت بالایی دارد. هسته‌های ساقه مغز به طور مشخص در بخش‌های مختلف آن یعنی بصل‌النخاع (medulla oblongata)، پل مغزی (pons) و مغز میانی (midbrain) توزیع شده‌اند.

هسته‌های مستقر در بصل‌النخاع (Medulla Oblongata)

یکی از ساختارهای مهم، هسته cuneatus است. این هسته به طور دقیق در بخش بصل‌النخاع (medulla oblongata) قرار گرفته است. یک اشتباه رایج در کالبدشناسی ساقه مغز این است که فرض شود هسته cuneatus در پل مغزی (pons) قرار دارد، در حالی که این هسته بخشی از ساختارهای بصل‌النخاع می‌باشد. علاوه بر هسته cuneatus، هسته‌های دیگری نیز در بصل‌النخاع مستقر هستند؛ از جمله هسته solitary، هسته ambiguus و هسته inferior olivary (زیتونی تحتانی). هر ۳ هسته مذکور در medulla oblongata یا همان بصل‌النخاع واقع شده‌اند.

نام هستهMedullaPons
cuneatus✓✗
inferior olivary✓✗
superior olivary✗✓

هسته‌های پل مغزی و ارتباطات خودمختار

در مقابل هسته‌های بصل‌النخاع، هسته‌های دیگری نیز وجود دارند که در بخش‌های دیگر ساقه مغز نظیر پل مغزی قرار گرفته‌اند. برای مثال، هسته superior olivary (زیتونی فوقانی) برخلاف هسته زیتونی تحتانی، در پل مغزی (pons) قرار دارد. بنابراین، بسیار مهم است که میان هسته inferior olivary که در بصل‌النخاع مستقر است و هسته superior olivary که در پل مغزی قرار گرفته، تمایز قائل شویم و مکان هر یک را به درستی به خاطر بسپاریم.

علاوه بر این هسته‌ها، ساقه مغز شامل هسته‌های مربوط به اعصاب مغزی با عملکردهای ویژه است. عصب oculomotor (عصب ۳ مغزی) دارای یک هسته پاراسمپاتیک اختصاصی است. هسته پاراسمپاتیک مربوط به عصب oculomotor، هسته Edinger-Westphal نام دارد. این هسته در ساقه مغز قرار دارد و نباید آن را با ساختارهای محیطی اشتباه گرفت. برای نمونه، هسته یا گره ciliary (مژگانی) یک هسته پاراسمپاتیک مغزی نیست، بلکه یک گره اتونوم محیطی است؛ در حالی که هسته Edinger-Westphal هسته اصلی و داخلی پاراسمپاتیک برای عصب oculomotor به شمار می‌رود.

هسته Edinger-Westphal هسته پاراسمپاتیک عصب oculomotor (عصب ۳ مغزی) است، در حالی که ساختار ciliary یک گره اتونوم محیطی به شمار می‌رود.

واژگان کلیدی

medulla oblongata (بصل‌النخاع)
پایین‌ترین بخش ساقه مغز است که هسته‌های مهمی مانند cuneatus، solitary، ambiguus و inferior olivary در آن قرار دارند.
pons (پل مغزی)
بخشی از ساقه مغز که بین بصل‌النخاع و مغز میانی قرار گرفته و هسته superior olivary در آن واقع شده است.
هسته Edinger-Westphal
هسته پاراسمپاتیک مربوط به عصب oculomotor (عصب ۳ مغزی) که در ساقه مغز قرار دارد.
گره ciliary (مژگانی)
یک گره اتونوم محیطی است که نباید با هسته پاراسمپاتیک Edinger-Westphal در ساقه مغز اشتباه گرفته شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه هسته cuneatus در pons (پل مغزی) قرار دارد؛ در حالی که این هسته به همراه هسته‌های solitary و ambiguus در بصل‌النخاع (medulla oblongata) مستقر است.
  • فرض نادرست اینکه هسته superior olivary در بصل‌النخاع قرار گرفته است؛ حقیقت این است که هسته superior olivary در پل مغزی (pons) قرار دارد و هسته inferior olivary در بصل‌النخاع واقع شده است.
  • اشتباه گرفتن هسته ciliary به عنوان هسته پاراسمپاتیک عصب oculomotor؛ در واقع هسته پاراسمپاتیک این عصب، هسته Edinger-Westphal در ساقه مغز است و ساختار ciliary یک گره اتونوم محیطی به شمار می‌رود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ساقه مغز میزبان هسته‌های مهم حسی، حرکتی و خودمختار در بخش‌های بصل‌النخاع، پل مغزی و مغز میانی است.
  • هسته‌های cuneatus، solitary، ambiguus و inferior olivary همگی در بصل‌النخاع (medulla oblongata) واقع شده‌اند.
  • هسته superior olivary برخلاف نوع تحتانی خود در پل مغزی (pons) قرار گرفته است.
  • هسته Edinger-Westphal هسته پاراسمپاتیک مرکزی عصب oculomotor (عصب ۳ مغزی) است و با گره محیطی ciliary تفاوت دارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تفاوت عملکردی هسته‌های زیتونی فوقانی و تحتانی بسیار زیاد است؛ هسته superior olivary در پل مغزی نقشی کلیدی در جهت‌یابی صدا و سیستم شنوایی دارد، در حالی که هسته inferior olivary در بصل‌النخاع به شدت در یادگیری حرکتی و هماهنگی حرکات با مخچه در ارتباط است. همچنین، در رفلکس نوری مردمک، پیام پیش‌گره‌ای از هسته Edinger-Westphal صادر شده و در گره ciliary محیطی به نورون پس‌گره‌ای منتقل می‌شود تا مردمک چشم در برابر نور شدید تنگ شود. این مسیر نقش مهمی در تنظیم میزان نور ورودی به چشم از طریق عصب oculomotor (عصب ۳ مغزی) ایفا می‌کند.

کالبدشناسی و ساختارهای سطحی مخچه

موقعیت آناتومیک و فضای جمجمه‌ای مخچه

مخچه (cerebellum) یکی از اجزای اصلی مغز پسین است که نقش مهمی در هماهنگی حرکتی و حفظ تعادل ایفا می‌کند. شناخت موقعیت آناتومیک عمومی مخچه و مجاورت‌های آن برای درک ارتباطات ساختاری سیستم عصبی مرکزی بسیار ضروری است. مخچه از نظر موقعیت فضایی در خلف پل مغزی (pons) قرار گرفته است و با آن ارتباط ساختاری نزدیکی دارد. یک اشتباه شایع این است که مخچه در جلوی pons تصور شود که کاملاً نادرست و برخلاف یافته‌های کالبدشناسی است. علاوه بر این، مخچه به طور کامل در فضای جمجمه‌ای خلفی (posterior cranial fossa) واقع شده است، در حالی که برخی از دانشجویان به اشتباه آن را در فضای جمجمه‌ای میانی فرض می‌کنند که این مورد نیز یک تصور نادرست است.

مخچه در خلف پل مغزی (pons) و در فضای جمجمه‌ای خلفی قرار دارد، در حالی که زوائد tonsil آن در طرفین uvula و در سطح تحتانی مخچه واقع شده‌اند.

کرمینه، لوب خلفی و زوائد tonsil

هنگام بررسی کالبدشناسی سطحی مخچه، بخش‌های مختلفی را در خط وسط و بخش‌های جانبی مشاهده می‌کنیم. کرمینه (vermis) بخش میانی مخچه است که لوب‌های مختلف را به هم متصل می‌کند. یکی از ساختارهای مهم مستقر در کرمینه، بخش uvula است. بخش uvula به طور دقیق جزئی از کرمینه (vermis) در لوب posterior (خلفی) مخچه به شمار می‌رود. در طرفین بخش uvula، زوائد برجسته‌ای به نام tonsil (لوزه‌های مخچه‌ای) قرار دارند. زوائد tonsil در طرفین uvula و به طور مشخص در سطح تحتانی مخچه قرار گرفته‌اند. یک نکته بسیار مهم و کنکوری این است که زوائد tonsil در سطح تحتانی مخچه قرار دارند، نه در سطح فوقانی آن؛ موضوعی که در آزمون‌های کالبدشناسی بسیار مورد توجه طراحان سوال قرار می‌گیرد و عدم توجه به سطح تحتانی یا فوقانی بودن آن می‌تواند منجر به اشتباه در پاسخگویی شود.

ساختار مخچهسطح تحتانیپشت پرده مغزی فوقانی
tonsil✓✗
lingula✗✓

پرده مغزی فوقانی و بخش lingula

بخش دیگری از مخچه که در مجاورت ساختارهای بطنی و پرده‌های مغزی قرار دارد، lingula نام دارد. در ساختار ساقه مغز و ارتباط آن با مخچه، پرده مغزی فوقانی (superior medullary velum) به عنوان بخشی از سقف بطن چهارم عمل می‌کند. در پشت پرده مغزی فوقانی، بخش lingula مخچه قرار گرفته است. داوطلبان باید مراقب باشند که بخش nodule مخچه را با این موقعیت اشتباه نگیرند، چرا که در پشت پرده مغزی فوقانی، بخش lingula مخچه قرار دارد، نه بخش nodule. این ساختارهای ظریف آناتومیک مرزهای مهمی را با فضاهای بطنی مغز تشکیل می‌دهند.

واژگان کلیدی

cerebellum (مخچه)
ساختاری از مغز پسین که در خلف pons و در فضای جمجمه‌ای خلفی قرار گرفته است.
uvula (یوولا)
بخشی از کرمینه (vermis) در لوب posterior مخچه که در طرفین آن زوائد tonsil قرار دارند.
tonsil (لوزه‌های مخچه‌ای)
زوائدی در طرفین uvula که در سطح تحتانی مخچه واقع شده‌اند.
lingula (لینگولا)
بخش کوچکی از مخچه که در پشت پرده مغزی فوقانی (superior medullary velum) قرار گرفته است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه مخچه در جلوی پل مغزی (pons) یا در فضای جمجمه‌ای میانی قرار گرفته است؛ در حالی که مخچه در خلف pons و در فضای جمجمه‌ای خلفی قرار دارد.
  • فرض نادرست اینکه زوائد tonsil در سطح فوقانی مخچه قرار دارند؛ حقیقت این است که زوائد tonsil در طرفین uvula و در سطح تحتانی مخچه واقع شده‌اند.
  • این اشتباه که در پشت پرده مغزی فوقانی (superior medullary velum)، بخش nodule مخچه قرار گرفته است؛ واقعیت این است که در پشت این پرده، بخش lingula مخچه قرار دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مخچه به عنوان ساختار کنترل حرکت در خلف پل مغزی و در فضای جمجمه‌ای خلفی قرار گرفته است.
  • بخش uvula جزئی از کرمینه در لوب posterior مخچه به شمار می‌رود.
  • زوائد tonsil مخچه در طرفین بخش uvula و بر روی سطح تحتانی آن قرار دارند.
  • بخش lingula مخچه‌ای ساختاری است که دقیقاً در پشت پرده مغزی فوقانی واقع شده است.

نکتهٔ تکمیلی

در دنیای پزشکی، زوائد tonsil مخچه اهمیت بالینی فوق‌العاده‌ای دارند. به دلیل قرارگیری tonsil‌ها در سطح تحتانی مخچه و در مجاورت سوراخ بزرگ جمجمه (foramen magnum)، در شرایطی که فشار داخل جمجمه به دلیل تومور یا خونریزی به شدت بالا می‌رود، این زوائد ممکن است به سمت پایین و درون مجرای نخاعی رانده شوند (فتق لوزه‌ای یا Tonsillar Herniation). این وضعیت بسیار خطرناک است زیرا باعث فشار مستقیم به بصل‌النخاع و مراکز حیاتی تنفس و قلب شده و می‌تواند مرگبار باشد.

هسته‌های عمقی و راه‌های خروجی مخچه

هسته‌های عمقی مخچه و چیدمان فضایی آن‌ها

ماده خاکستری مخچه علاوه بر قشر خارجی، شامل هسته‌های عمقی نیز می‌باشد که به عنوان ایستگاه‌های رله برای سیگنال‌های خروجی مخچه عمل می‌کنند. مخچه دارای ۴ هسته عمقی اصلی است که اطلاعات را از قشر مخچه دریافت کرده و به سایر بخش‌های سیستم عصبی مرکزی ارسال می‌نمایند. این هسته‌ها به نام‌های dentate، emboliform، globus و fastigial شناخته می‌شوند. شناخت موقعیت فضایی و ترتیب قرارگیری این هسته‌ها از نظر آناتومیک بسیار حائز اهمیت است.

ترتیب هسته‌های عمقی مخچه از خارج به داخل (از سمت لترال به مدیال) به صورت مشخص شامل dentate، سپس emboliform، بعد از آن globus و در نهایت fastigial است. در این چیدمان فضایی منظم، هسته dentate به عنوان خارجی‌ترین (lateral) هسته عمقی مخچه عمل می‌کند، در حالی که هسته fastigial داخلی‌ترین (medial) هسته در میان این ۴ هسته به شمار می‌رود. یکی از اشتباهات رایج داوطلبان آزمون‌های علوم پایه پزشکی این است که این ترتیب فضایی را معکوس فرض کنند یا جایگاه هسته داخلی و خارجی را با یکدیگر جابجا کنند، مثلاً بگویند ترتیب از خارج به داخل با هسته fastigial شروع می‌شود که کاملاً نادرست و گمراه‌کننده است.

ترتیب هسته‌های عمقی مخچه از خارج به داخل شامل dentate (خارجی‌ترین)، emboliform، globus و fastigial (داخلی‌ترین) است.

راه ارتباطی گلوبوس-امبولیفورم-روبرال

این هسته‌های عمقی، مبدأ مسیرهای عصبی مهمی هستند که به ساقه مغز و سایر نقاط هدایت می‌شوند. یکی از این مسیرهای کلیدی، راه globus-emboliform-rubral نام دارد. این راه ارتباطی عصبی، همان‌طور که از نامش پیداست، از هسته‌های عمقی globus و emboliform منشأ می‌گیرد. این راه از طریق cerebellar peduncle فوقانی (پدانکل فوقانی مخچه) وارد ساقه مغز می‌شود. یک نکته کلیدی که باید به آن توجه ویژه داشت این است که راه globus-emboliform-rubral از پدانکل فوقانی وارد ساقه مغز می‌شود، نه از cerebellar peduncle تحتانی (پدانکل تحتانی مخچه) که این موضوع نیز از دیگر نکات چالش‌برانگیز در سوالات امتحانی به شمار می‌آید. پس از ورود به ساقه مغز، فیبرهای این راه حرکتی در همان سطح مغز میانی یا همان midbrain تقاطع (cross) می‌کنند تا به هسته قرمز (red nucleus) در سمت مقابل برسند و مسیر خود را کامل نمایند.

راه ارتباطیپدانکل فوقانیپدانکل تحتانی
globus-emboliform-rubral✓✗

واژگان کلیدی

dentate nucleus (هسته دنتیت)
خارجی‌ترین هسته در میان ۴ هسته عمقی مخچه.
fastigial nucleus (هسته فستیجیال)
داخلی‌ترین هسته در میان هسته‌های عمقی مخچه که در سمت داخلی‌ترین موقعیت قرار دارد.
راه globus-emboliform-rubral
مسیر خروجی از مخچه که از طریق پدانکل فوقانی مخچه وارد ساقه مغز شده و در midbrain تقاطع می‌کند.
superior cerebellar peduncle (پدانکل فوقانی مخچه)
ساختاری ارتباطی که مسیر globus-emboliform-rubral از طریق آن وارد ساقه مغز می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه ترتیب هسته‌های عمقی مخچه از خارج به داخل با fastigial شروع می‌شود؛ در حقیقت ترتیب از خارج به داخل شامل dentate (خارجی‌ترین)، emboliform، globus و fastigial (داخلی‌ترین) است.
  • فرض نادرست اینکه راه globus-emboliform-rubral از طریق cerebellar peduncle تحتانی وارد ساقه مغز می‌شود؛ در حالی که این مسیر از طریق cerebellar peduncle فوقانی (پدانکل فوقانی مخچه) به ساقه مغز وارد می‌گردد.
  • اشتباه در محل تقاطع راه globus-emboliform-rubral؛ این راه عصبی دقیقاً در سطح midbrain (مغز میانی) تقاطع می‌کند، نه در سطوح دیگر ساقه مغز.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مخچه دارای ۴ هسته عمقی خاکستری رنگ است که وظیفه انتقال اطلاعات خروجی را بر عهده دارند.
  • ترتیب این هسته‌ها از لترال به مدیال (خارج به داخل) به صورت dentate، emboliform، globus و fastigial است.
  • راه globus-emboliform-rubral یکی از مسیرهای خروجی این هسته‌ها است که از پدانکل فوقانی مخچه وارد ساقه مغز می‌شود.
  • این مسیر حرکتی پس از ورود به ساقه مغز، در سطح midbrain (مغز میانی) تقاطع می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یک قانون طلایی در نوروآناتومی این است که آسیب به نیمکره‌های مخچه برخلاف مغز، باعث اختلال در همان سمت بدن (همسو یا Ipsilateral) می‌شود. دلیل این پدیده دو بار تقاطع یا اصطلاحاً «تقاطع مضاعف» در مسیرهای حرکتی است. برای مثال، راه globus-emboliform-rubral پس از خروج از پدانکل فوقانی در midbrain تقاطع می‌کند و به سمت مقابل می‌رود؛ اما الیاف خروجی از آن سمت مجدداً در مسیر نزولی خود به سمت نخاع تقاطع می‌کنند که باعث می‌شود کنترل نهایی حرکتی مخچه روی همان سمت مبدأ باقی بماند.

خلاصهٔ درس

رازهای آناتومی مخچه و ساقه مغز!

Anatomy · Cerebellum and Brainstem

هسته‌های مستقر در بصل‌النخاع

  • بصل‌النخاع (Medulla oblongata): پایین‌ترین بخش ساقه مغز
  • هسته cuneatus: قرارگیری در بصل‌النخاع؛ نه در پل مغزی
  • هسته‌های solitary و ambiguus: مستقر در بصل‌النخاع
  • هسته زیتونی تحتانی (inferior olivary): واقع در بصل‌النخاع
  • نقش هسته زیتونی تحتانی: یادگیری حرکتی و هماهنگی با مخچه
بصل‌النخاع (Medulla oblongata)
پایین‌ترین بخش ساقه مغز

نکته: هسته زیتونی تحتانی برخلاف زیتونی فوقانی، در یادگیری حرکتی و هماهنگی حرکات با مخچه نقش دارد.

پل مغزی و ارتباطات خودمختار

  • پل مغزی (pons): بخش میانی ساقه مغز بین مدولا و مغز میانی
  • هسته زیتونی فوقانی (superior olivary): مستقر در پل مغزی
  • هسته Edinger-Westphal: هسته پاراسمپاتیک مرکزی عصب ۳ مغزی
  • گره مژگانی (ciliary): یک گره اتونوم محیطی، نه هسته مغزی
  • رفلکس نوری مردمک: انتقال پیام پیش‌گره‌ای به گره مژگانی
هسته ادینگر-وستفال (Edinger-Westphal)
هسته پاراسمپاتیک عصب ۳

نکته: پیام هسته ادینگر-وستفال در گره مژگانی محیطی رله شده و موجب تنگ شدن مردمک در برابر نور می‌شود.

کالبدشناسی و ساختار سطحی مخچه

  • مخچه (cerebellum): در خلف پل مغزی و در فضای جمجمه‌ای خلفی
  • یوولا (uvula): بخشی از کرمینه (vermis) در لوب خلفی مخچه
  • لوزه‌ها (tonsils): زوائد طرفین یوولا در سطح تحتانی مخچه
  • لینگولا (lingula): بخش کوچکی از مخچه در پشت پرده مغزی فوقانی
  • سقف بطن چهارم: تشکیل‌شده توسط پرده مغزی فوقانی در جلوی لینگولا
لوزه‌های مخچه (Tonsils)
زوائد طرفین یوولا در سطح تحتانی مخچه

نکته: افزایش فشار جمجمه ← فتق لوزه‌های مخچه به مجرای نخاعی و مرگ در اثر فشار به بصل‌النخاع

چیدمان هسته‌های عمقی مخچه

  • هسته‌های عمقی: ایستگاه‌های رله برای سیگنال‌های خروجی مخچه
  • ترتیب هسته‌ها از خارج به داخل: دنتیت، امبولیفورم، گلوبوس و فستیجیال
  • هسته دنتیت (dentate): خارجی‌ترین هسته در میان هسته‌های عمقی
  • هسته فستیجیال (fastigial): داخلی‌ترین هسته عمقی مخچه در خط وسط
  • هسته‌های میانی: قرارگیری emboliform و globus بین دنتیت و فستیجیال
هسته دنتیت (Dentate nucleus)
خارجی‌ترین هسته عمقی مخچه

نکته: آسیب به نیمکره‌های مخچه برخلاف قشر مغز، باعث بروز اختلال حرکتی در همان سمت بدن (همسو) می‌شود.

راه‌های ارتباطی و خروجی مخچه

  • راه globus-emboliform-rubral: از مسیرهای خروجی هسته‌های عمقی
  • پدانکل فوقانی مخچه: محل ورود راه مذکور به ساقه مغز
  • تقاطع مسیر در مغز میانی: تقاطع الیاف در سطح midbrain
  • مقصد نهایی راه خروجی: رسیدن به هسته قرمز (red nucleus) سمت مقابل
  • علت اثر همسوی مخچه: تقاطع مضاعف در مسیر خروج از پدانکل و نزول به نخاع
پدانکل فوقانی (Superior cerebellar peduncle)
راه ورود الیاف مخچه به ساقه مغز

نکته: مسیر خروجی مخچه با دو بار تقاطع (در مغز میانی و نخاع)، نهایتاً همان سمت بدن را کنترل می‌کند.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • هسته cuneatus در بصل‌النخاع قرار دارد، نه در پل مغزی (pons)
  • هسته superior olivary در پل مغزی است؛ برعکس inferior olivary که در بصل‌النخاع است
  • هسته Edinger-Westphal هسته مرکزی عصب ۳ است، نه یک گره محیطی مانند ciliary
  • زوائد tonsil در سطح تحتانی مخچه واقع شده‌اند، نه در سطح فوقانی آن
  • ترتیب هسته‌های عمقی از خارج به داخل با dentate شروع می‌شود، نه fastigial
  • راه globus-emboliform-rubral از پدانکل فوقانی وارد شده و در مغز میانی تقاطع می‌کند

یک تست از این درس

خودت را بسنج

کدام گزینه عبارت زیر را به درستی تکمیل می‌کند؟ «راه globus-emboliform-rubral از طریق cerebellar peduncle ............ وارد ساقه مغز شده و در سطح ............ تقاطع می‌کند؛ همچنین هسته ............ هسته پاراسمپاتیک مربوط به عصب oculomotor است، در حالی که گره ciliary یک ............ می‌باشد.»

  1. تحتانی - مغز میانی - ciliary - گره اتونوم محیطی
  2. فوقانی - پل مغزی - Edinger-Westphal - هسته پاراسمپاتیک محیطی
  3. فوقانی - مغز میانی - Edinger-Westphal - گره اتونوم محیطی
  4. تحتانی - پل مغزی - ciliary - هسته پاراسمپاتیک محیطی
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

گزینه ۳ درست است. با قرار دادن جاهای خالی به ترتیب زیر عبارت کامل می‌شود: - راه globus-emboliform-rubral از طریق cerebellar peduncle فوقانی وارد ساقه مغز می‌شود. - این راه در سطح مغز میانی (midbrain) تقاطع (cross) می‌کند. - هسته پاراسمپاتیک مربوط به عصب oculomotor، هسته Edinger-Westphal نام دارد. - گره ciliary یک گره اتونوم محیطی است و نه یک هسته پاراسمپاتیک مغزی. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: جاهای خالی اول (تحتانی به‌جای فوقانی) و سوم (ciliary به‌جای Edinger-Westphal) نادرست هستند. گزینه ۲: جاهای خالی دوم (پل مغزی به‌جای مغز میانی) و چهارم (هسته پاراسمپاتیک محیطی به‌جای گره اتونوم محیطی) نادرست هستند. گزینه ۴: جاهای خالی اول (تحتانی به‌جای فوقانی)، دوم (پل مغزی به‌جای مغز میانی)، سوم (ciliary به‌جای Edinger-Westphal) و چهارم (هسته پاراسمپاتیک محیطی به‌جای گره اتونوم محیطی) همگی نادرست هستند.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی