ساقه مغز

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

راه‌های حسی صعودی و حس عمقی

مسیر نوار Medial lemniscus و حس‌های مربوط به آن

راه‌های صعودی وظیفه انتقال اطلاعات حسی مختلف از محیط به بخش‌های بالاتر مغز را بر عهده دارند. این حس‌ها شامل حس‌های پیکری عمومی و حس عمقی (Proprioception) هستند که به ۲ دسته خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می‌شوند. نوار Medial lemniscus یکی از مسیرهای اصلی حسی در ساقه مغز است. این مسیر حس‌های مربوط به ارتعاش (Vibration)، لمس دقیق (Fine touch)، تمایز ۲ نقطه (Two-point discrimination) و حس عضلانی-مفصلی خودآگاه (وضعیت خودآگاه) را به سمت مراکز بالاتر انتقال می‌دهد.

ستون خلفی نخاع اطلاعات حسی را از اندام‌ها دریافت کرده و به هسته‌های گراسیلیس (Gracilis) و کونئاتوس (Cuneatus) در بصل‌النخاع (Medulla oblongata) می‌رساند. هسته گراسیلیس پیام‌های مربوط به نیمه تحتانی بدن و هسته کونئاتوس پیام‌های نیمه فوقانی بدن را دریافت می‌کند. الیافی که از این هسته‌ها خارج می‌شوند، به عنوان رشته‌های قوسی داخلی (Internal arcuate fibers) شناخته می‌شوند. این الیاف بلافاصله در سطح بصل‌النخاع تقاطع (Decussation) کرده و نوار Medial lemniscus را پدید می‌آورند که تا مغز میانی بالا می‌رود. مسیر Medial lemniscus همراه با Medial longitudinal fasciculus (MLF) تا بخش‌های بالایی مغز میانی (Midbrain) امتداد می‌یابد.

آسیب به نوار Medial lemniscus در یک سمت ساقه مغز، به دلیل تقاطع قبلی الیاف در بصل‌النخاع، همواره باعث از دست رفتن حس لمس دقیق و ارتعاش در سمت مخالف بدن می‌شود.

اهمیت بالینی تقاطع الیاف در بصل‌النخاع

به دلیل تقاطع الیاف در بصل‌النخاع، آسیب به این مسیر در ساقه مغز علائم متقاطعی ایجاد می‌کند. به عنوان مثال، آسیب به Medial lemniscus در سمت راست بصل‌النخاع، سبب اختلال در حس لمس دقیق، ارتعاش و تمایز ۲ نقطه در سمت چپ بدن (سمت مخالف) می‌شود.

برای مثال، اگر یک بیمار دچار ضایعه در سمت راست بصل‌النخاع شود، توانایی تشخیص ۲ نقطه مجزا یا ارتعاش دیاپازون را در دست و پای چپ خود از دست می‌دهد، در حالی که حس درد او در این نواحی ممکن است سالم بماند.

تفاوت با راه اسپاینوتالامیک (حس درد و حرارت)

مسیر انتقال حس درد و حرارت (راه اسپاینوتالامیک) تفاوت ساختاری مهمی با مسیر فوق دارد. برخلاف لمس دقیق که تا بصل‌النخاع بدون تقاطع بالا می‌آید، حس درد بر خلاف حس‌های لمس دقیق و ارتعاش، در سطح بصل‌النخاع تقاطع نمی‌کند؛ بلکه الیاف انتقال‌دهنده درد و حرارت بلافاصله در سطح ورود به نخاع تقاطع کرده و به سمت تالاموس صعود می‌کنند. به همین دلیل ضایعات نخاعی و ساقه مغز تأثیرات متفاوتی بر حس لمس و حس درد می‌گذارند.

راه‌های spinocerebellar و انتقال حس عمقی ناخودآگاه

حس عضلانی-مفصلی ناخودآگاه (حس عمقی ناخودآگاه) توسط مسیرهای عصبی spinocerebellar به مخچه منتقل می‌شود و نقش حیاتی در هماهنگی حرکات دارد. این حس از ۲ مسیر مجزا منتقل می‌شود. مسیر Dorsal spinocerebellar بدون تقاطع بالا آمده و مستقیماً از طریق پایک مخچه‌ای تحتانی (Inferior cerebellar peduncle) در بصل‌النخاع وارد مخچه می‌شود و از پل مغزی (Pons) عبور نمی‌کند. در مقابل، مسیر Ventral spinocerebellar پس از ۲ بار تقاطع (کراس)، از طریق پایک مخچه‌ای فوقانی (Superior cerebellar peduncle) وارد مخچه می‌گردد. آسیب به هر یک از این راه‌ها باعث اختلال در حس عمقی ناخودآگاه می‌شود.

ویژگیDorsal spinocerebellarVentral spinocerebellar
تقاطع الیافبدون تقاطع۲ بار تقاطع
پایک ورود به مخچهتحتانیفوقانی
عبور از Pons✗✓

واژگان کلیدی

Medial lemniscus
نوار حسی در ساقه مغز که حس لمس دقیق، ارتعاش و وضعیت خودآگاه را به تالاموس منتقل می‌کند.
Internal arcuate fibers
رشته‌های عصبی منشأ گرفته از هسته‌های گراسیلیس و کونئاتوس در بصل‌النخاع که با تقاطع خود Medial lemniscus را می‌سازند.
Dorsal spinocerebellar
راه عصبی صعودی غیرمتقاطع که حس عمقی ناخودآگاه را از طریق پایک مخچه‌ای تحتانی به مخچه می‌برد.
Ventral spinocerebellar
راه عصبی صعودی که پس از ۲ بار تقاطع، از طریق پایک مخچه‌ای فوقانی وارد مخچه می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در محل تقاطع حس درد: برخی تصور می‌کنند حس درد نیز مانند لمس دقیق در بصل‌النخاع تقاطع می‌کند؛ در حالی که حس درد در سطح نخاع تقاطع کرده و راه خود را ادامه می‌دهد.
  • انتساب نادرست اثرات آسیب Medial lemniscus: تصور غلط این است که آسیب به Medial lemniscus راست در بصل‌النخاع باعث اختلال حسی در همان سمت راست بدن می‌شود، اما به دلیل تقاطع الیاف، اختلال در سمت چپ (مخالف) ظاهر می‌گردد.
  • عبور راه Dorsal spinocerebellar از پل مغزی: این راه مستقیماً از طریق پایک تحتانی بصل‌النخاع وارد مخچه می‌شود و برخلاف مسیر Ventral spinocerebellar، از پل مغزی (Pons) عبور نمی‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نوار Medial lemniscus حس‌های ارتعاش، لمس دقیق، تمایز ۲ نقطه و وضعیت خودآگاه را به مغز انتقال می‌دهد.
  • رشته‌های قوسی داخلی از هسته‌های گراسیلیس و کونئاتوس منشأ گرفته و در بصل‌النخاع با تقاطع خود، مسیر Medial lemniscus را شکل می‌دهند.
  • حس درد برخلاف حس لمس دقیق، در سطح ورود به نخاع تقاطع می‌کند و در بصل‌النخاع تقاطع مجدد ندارد.
  • حس عمقی ناخودآگاه از طریق راه‌های spinocerebellar قدامی (با ۲ بار تقاطع) و خلفی (بدون تقاطع) به مخچه می‌رسد.
  • آسیب به مسیرهای حسی متقاطع در ساقه مغز، مانند Medial lemniscus، موجب بروز علائم حسی در سمت مخالف بدن می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تفاوت در محل تقاطع راه‌های حسی (نخاع برای درد و بصل‌النخاع برای لمس دقیق) مبنای تشخیص سندرم‌های بالینی خاصی مانند سندرم براون-سِکار (Brown-Séquard syndrome) است. در این سندرم، آسیب به یک نیمه از نخاع باعث می‌شود که بیمار حس لمس دقیق را در همان سمت آسیب‌دیده، اما حس درد و حرارت را در سمت مقابل آسیب‌دیده از دست بدهد. این پدیده شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که چگونه ساختار دقیق تقاطع‌های عصبی در تشخیص و مکان‌یابی آسیب‌های سیستم عصبی به پزشکان کمک می‌کند.

راه‌های حرکتی نزولی و کنترل حرکتی

ساختار نورون‌های حرکتی فوقانی (UMN)

حرکات ارادی بدن توسط راه‌های نزولی حرکتی کنترل می‌شوند که پیام‌ها را از قشر مغز به ماهیچه‌ها منتقل می‌کنند. اولین جسم سلولی در راه حرکتی (Motor Pathway) در قشر مغز (Cerebral cortex) قرار دارد. این نورون‌ها که به عنوان نورون‌های حرکتی فوقانی (Upper Motor Neuron یا UMN) شناخته می‌شوند، جسم سلولی خود را در قشر مغز داشته و از آنجا پیام حرکتی را به پایین ارسال می‌کنند تا در نهایت با نورون‌های حرکتی تحتانی (Lower Motor Neuron یا LMN) سیناپس برقرار کنند.

راه حرکتی Corticospinal در مسیر نزولی خود از بخش Tegmentum مغز میانی عبور نمی‌کند و مسیر عبور آن از کپسول داخلی، Crus cerebri و Pyramid بصل‌النخاع است.

مسیر عبور راه عصبی Corticospinal

راه عصبی Corticospinal (قشری-نخاعی) اصلی‌ترین مسیر حرکتی ارادی است. این راه در مسیر نزولی خود از ساختارهای مشخصی عبور می‌کند. الیاف آن ابتدا از کپسول داخلی (Internal capsule) عبور کرده، سپس از پایک مغزی یا همان Crus cerebri در مغز میانی (Midbrain) گذشته و در نهایت وارد برجستگی هرم یا Pyramid در سطح قدامی بصل‌النخاع (Medulla oblongata) می‌شوند. نکته ساختاری بسیار مهم این است که راه عصبی Corticospinal در کل مسیر خود از بخش Tegmentum مغز میانی عبور نمی‌کند، بلکه مسیر آن کاملاً قدامی است.

برای مثال، در صورتی که یک بیمار به علت سکته مغزی دچار آسیب در کپسول داخلی سمت راست مغز شود، به دلیل تقاطع الیاف حرکتی در بصل‌النخاع، فلج حرکتی در سمت چپ بدن رخ خواهد داد.

تقاطع در راه‌های Corticospinal جانبی و قدامی

این راه به ۲ بخش اصلی تقسیم می‌شود که محل تقاطع (Decussation) متفاوتی دارند: راه عصبی Lateral corticospinal (قشری-نخاعی جانبی) برخلاف Anterior corticospinal، در سطح بصل‌النخاع تقاطع می‌کند. در واقع حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد الیاف در بصل‌النخاع (محل پیرامیدها) کراس کرده و راه جانبی را تشکیل می‌دهند. اما راه عصبی Anterior corticospinal (قشری-نخاعی قدامی) در سطح نخاع تقاطع می‌کند و الیاف آن تا پیش از رسیدن به سگمان هدف در نخاع تقاطع نمی‌کنند.

راه عصبی Vestibulospinal و کنترل غیرارادی

علاوه بر راه قشری-نخاعی، مسیرهای حرکتی دیگری نیز وجود دارند که به کنترل حرکات غیرارادی و حفظ تعادل کمک می‌کنند. یکی از این مسیرها، راه عصبی Vestibulospinal (دهلیزی-نخاعی) است. این راه از هسته‌های دهلیزی در پل مغزی (Pons) و بصل‌النخاع شروع شده و نزول می‌کند. از آنجایی که منشأ این راه در مرز پل و بصل‌النخاع است، راه عصبی Vestibulospinal اصلاً از بخش‌های بالایی ساقه مغز از جمله مغز میانی (Midbrain) عبور نمی‌کند و در آنجا حضور ندارد. آسیب به مسیرهای فوق علائم بالینی مهمی دارد. هرگونه آسیب به راه کورتیکواسپاینال بالاتر از سطح تقاطع بصل‌النخاع (مثلاً در کپسول داخلی یا پایک مغزی) منجر به ضعف یا فلج اندام‌ها در سمت مقابل (Contralateral) آسیب می‌شود. اما آسیب به این راه در سطوح نخاعی (پایین‌تر از تقاطع بصل‌النخاع) منجر به فلج در همان سمت آسیب‌دیده (Ipsilateral) می‌گردد.

راه عصبیمحل تقاطع (Decussation)موقعیت در نخاع
Lateral corticospinalبصل‌النخاع (Medulla)ستون جانبی نخاع
Anterior corticospinalسطح نخاع (Spinal cord)ستون قدامی نخاع

واژگان کلیدی

Upper Motor Neuron
اولین نورون در راه حرکتی که جسم سلولی آن در قشر مغز قرار دارد و پیام‌های حرکتی را به پایین ارسال می‌کند.
Lateral corticospinal
بخشی از راه قشری-نخاعی که الیاف آن در بصل‌النخاع تقاطع کرده و کنترل حرکتی عضلات اندام‌ها را بر عهده دارد.
Anterior corticospinal
بخشی از راه قشری-نخاعی که الیاف آن بدون تقاطع در بصل‌النخاع پایین آمده و در سطح نخاع تقاطع می‌کنند.
Vestibulospinal
راه عصبی حرکتی غیرپیرامیدی که از هسته‌های دهلیزی ساقه مغز شروع شده و بدون عبور از مغز میانی به نخاع می‌رسد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مسیر عبور راه کورتیکواسپاینال از مغز میانی: دانشجویان ممکن است تصور کنند این راه از بخش Tegmentum مغز میانی عبور می‌کند، در حالی که مسیر آن از Crus cerebri (پایک مغزی) است.
  • اشتباه گرفتن محل تقاطع راه‌های کورتیکواسپاینال جانبی و قدامی: برخی معتقدند راه جانبی در نخاع و راه قدامی در بصل‌النخاع تقاطع می‌کند، که این موضوع دقیقاً برعکس است.
  • وجود راه Vestibulospinal در مغز میانی: به اشتباه تصور می‌شود این راه در تمام سطوح ساقه مغز وجود دارد، در حالی که این راه در مغز میانی حضور ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اولین جسم سلولی در مسیر حرکتی ارادی مربوط به نورون حرکتی فوقانی (UMN) در قشر مغز است.
  • الیاف کورتیکواسپاینال از کپسول داخلی، Crus cerebri و پیرامید عبور کرده و وارد بخش Tegmentum مغز میانی نمی‌شوند.
  • راه عصبی Lateral corticospinal در بصل‌النخاع تقاطع می‌کند، در حالی که راه Anterior corticospinal در سطح نخاع تقاطع می‌نماید.
  • راه Vestibulospinal از هسته‌های دهلیزی پل مغزی و بصل‌النخاع شروع شده و هرگز از مغز میانی عبور نمی‌کند.
  • آسیب به الیاف کورتیکواسپاینال بالاتر از سطح تقاطع بصل‌النخاع، موجب فلج حرکتی در سمت مخالف بدن می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اصطلاح "راه پیرامیدی" (Pyramidal tract) که معمولاً برای راه کورتیکواسپاینال به کار می‌رود، مستقیماً از نام برجستگی‌های هرمی‌شکل (Pyramids) در بصل‌النخاع گرفته شده است. این برجستگی‌ها به این دلیل به این نام خوانده می‌شوند که ظاهر آن‌ها شبیه به اهرام مصر باستان است. هنگامی که نوزاد متولد می‌شود، این راه‌ها هنوز به طور کامل میلین‌دار نشده‌اند؛ به همین دلیل است که نوزادان فاقد کنترل حرکتی دقیق بر روی اندام‌های خود هستند و بازتاب بابینسکی (Babinski sign) در آن‌ها مثبت است، نشانه‌ای که در بزرگسالان نشان‌دهنده آسیب به همین راه پیرامیدی است.

آناتومی ظاهری ساقه مغز و خروج اعصاب مغزی

بخش‌های ساقه مغز و برجستگی‌های بصل‌النخاع

ساقه مغز (Brainstem) شامل سه بخش اصلی بصل‌النخاع (Medulla oblongata)، پل مغزی (Pons) و مغز میانی (Midbrain) است. هر یک از این بخش‌ها دارای ساختارهای کالبدشناسی ظاهری مشخصی در سطوح قدامی، خلفی و طرفی هستند که محل خروج ظاهری اعصاب مغزی (Cranial Nerves) را تعیین می‌کنند.

در سطح قدامی بصل‌النخاع، دو برجستگی طولی به نام هرم (Pyramid) قرار دارد که حاوی الیاف کورتیکواسپاینال است. در طرفین هرم، برجستگی زیتون (Olive) در سطح طرفی بصل‌النخاع واقع شده است (باید توجه داشت که زیتون در بصل‌النخاع قرار دارد، نه در پل مغزی). شیارهای اطراف زیتون محل خروج اعصاب مغزی هستند.

عصب Trochlear (زوج ۴) تنها عصب مغزی است که از سطح خلفی ساقه مغز (در طرفین Frenulum velum) خارج می‌شود.

محل خروج اعصاب مغزی از بصل‌النخاع و پل مغزی

عصب Hypoglossal (زوج ۱۲ مغزی) از شیار قدامی خارجی (Anterolateral) بصل‌النخاع خارج می‌شود. در مقابل، اعصاب Glossopharyngeal (زوج ۹)، Vagus (زوج ۱۰) و بخش کرانیال عصب Accessory (زوج ۱۱) همگی از شیار خلفی خارجی (Posterolateral) بصل‌النخاع خارج می‌گردند که بین زیتون و پایک مخچه‌ای تحتانی قرار دارد.

برای مثال، در جراحی‌های قاعده جمجمه، جراح برای دسترسی به بصل‌النخاع باید موقعیت عصب Hypoglossal را در جلوی Olive و اعصاب ۹، ۱۰ و ۱۱ را در پشت Olive شناسایی کند تا از آسیب به آن‌ها جلوگیری نماید.

پل مغزی (Pons) دارای ویژگی‌های ظاهری مهمی است که از جمله آن‌ها می‌توان به هسته‌های ارزنی (Pontine nuclei)، برجستگی فاسیال (Facial colliculus)، جسم تراپزوئید (Trapezoid body) و پایک‌های مخچه‌ای (Cerebellar peduncles) اشاره کرد. عصب Trigeminal (زوج ۵ مغزی) از سطح lateral پل مغزی خارج می‌شود و شامل یک ریشه حسی بزرگ‌تر و یک ریشه حرکتی کوچک‌تر است. در مرز بین پل مغزی و بصل‌النخاع، شیار پونتومدولاری (Pontomedullary sulcus) قرار دارد. اعصاب مغزی زوج‌های ۶ (Abducent)، ۷ (Facial) و ۸ (Vestibulocochlear) همگی از این شیار خارج می‌شوند. در این شیار، عصب Abducent داخلی‌ترین عصب و عصب Vestibulocochlear خارجی‌ترین عصب است.

کالبدشناسی مغز میانی و خروج زوج‌های ۳ و ۴

مغز میانی (Midbrain) شامل پایک مغزی (Cerebral peduncle / Crus cerebri) در بخش قدامی و تکتوم (Tectum) در بخش خلفی است. عصب Oculomotor (زوج ۳ مغزی) پس از خروج از تگمنتوم مغز میانی در سطح قدامی، مسیر خود را از بین شریان مخچه‌ای فوقانی (Superior cerebellar artery) و شریان مغزی خلفی (Posterior cerebral artery) طی می‌کند. عصب Trochlear (زوج ۴ مغزی) تنها عصبی است که از سطح خلفی ساقه مغز خارج می‌شود؛ محل خروج ظاهری آن در سطح خلفی مغز میانی (در سطح کولیکولوس تحتانی) و در طرفین Frenulum velum در پرده مغزی فوقانی (Superior medullary velum) است.

شیار بصل‌النخاعاعصاب مغزی خارج‌شدهموقعیت نسبت به Olive
قدامی خارجی (Anterolateral)عصب Hypoglossal (زوج ۱۲)جلوی زیتون (Pre-olivary)
خلفی خارجی (Posterolateral)زوج‌های ۹، ۱۰ و ۱۱پشت زیتون (Retro-olivary)

واژگان کلیدی

Pontomedullary sulcus
شیار بین پل مغزی و بصل‌النخاع که محل خروج اعصاب مغزی زوج‌های ۶، ۷ و ۸ است.
Frenulum velum
ساختاری در پرده مغزی فوقانی در سطح خلفی مغز میانی که عصب Trochlear در طرفین آن خارج می‌شود.
Crus cerebri
بخشی از پایک مغزی واقع در سطح قدامی مغز میانی که حاوی راه‌های نزولی حرکتی است.
Pre-olivary sulcus
شیار قدامی خارجی بصل‌النخاع در جلوی برجستگی زیتون که عصب Hypoglossal از آن خارج می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در محل خروج عصب Hypoglossal و بخش کرانیال عصب Accessory: تصور غلط این است که عصب ۱۱ از شیار قدامی و عصب ۱۲ از شیار خلفی خارج می‌شود، در حالی که عصب ۱۲ از شیار قدامی خارجی و عصب ۱۱ کرانیال از شیار خلفی خارجی خارج می‌گردد.
  • اشتباه در موقعیت اعصاب در شیار پونتومدولاری: برخی فکر می‌کنند در این شیار عصب Abducent خارجی‌ترین و عصب Vestibulocochlear داخلی‌ترین عصب است، در حالی که Abducent داخلی‌ترین و Vestibulocochlear خارجی‌ترین است.
  • انتساب برجستگی زیتون به پل مغزی: به اشتباه تصور می‌شود که برجستگی Olive در سطح طرفی Pons قرار دارد، در حالی که این برجستگی جزئی از بصل‌النخاع است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بصل‌النخاع دارای برجستگی‌های هرم (Pyramid) و زیتون (Olive) است و محل خروج اعصاب ۹ تا ۱۲ مغزی می‌باشد.
  • عصب Hypoglossal از شیار قدامی خارجی (جلوی زیتون) و اعصاب ۹، ۱۰ و ۱۱ از شیار خلفی خارجی (پشت زیتون) خارج می‌شوند.
  • عصب Trigeminal از سطح lateral پل مغزی خارج شده و اعصاب ۶، ۷ و ۸ از شیار پونتومدولاری خارج می‌شوند.
  • در شیار پونتومدولاری، عصب Abducent در داخلی‌ترین موقعیت و عصب Vestibulocochlear در خارجی‌ترین موقعیت قرار دارد.
  • عصب Oculomotor از سطح قدامی مغز میانی (بین شریان مخچه‌ای فوقانی و مغزی خلفی) و عصب Trochlear از سطح خلفی (طرفین Frenulum velum) خارج می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

عصب Oculomotor (زوج ۳) هنگام خروج از مغز میانی از فضای بین دو شریان مهم عبور می‌کند: شریان مغزی خلفی (PCA) و شریان مخچه‌ای فوقانی (SCA). این رابطه مجاورت آناتومیک در جراحی‌های مغز و اعصاب بسیار حیاتی است. در صورت بروز آنوریسم (گشاد شدن دیواره شریان) در شریان مغزی خلفی، فشار مکانیکی مستقیماً بر عصب Oculomotor وارد می‌شود. این فشار ابتدا الیاف پاراسمپاتیک خارجی عصب را درگیر کرده و باعث گشاد شدن مردمک چشم (Mydriasis) و عدم پاسخ به نور می‌شود، که یک نشانه بالینی اورژانسی برای تشخیص آنوریسم‌های عروق مغزی است.

هسته‌ها و ساختارهای داخلی ساقه مغز

سازمان‌دهی هسته‌های اعصاب مغزی در بصل‌النخاع

بخش‌های داخلی ساقه مغز شامل هسته‌های خاکستری اعصاب مغزی و مسیرهای فیبری متعددی هستند. این هسته‌ها بر اساس عملکرد به دسته‌های حرکتی (حسی-حرکتی پیکری و احشایی) و حسی تقسیم می‌شوند و در سطوح مختلف بصل‌النخاع (Medulla oblongata)، پل مغزی (Pons) و مغز میانی (Midbrain) سازمان‌دهی شده‌اند.

بصل‌النخاع دارای هسته‌های متنوعی است. هسته‌های حرکتی آن شامل هسته Hypoglossal (زوج ۱۲ مغزی) و هسته دوگانه یا Ambiguous (هسته حرکتی مشترک برای اعصاب زوج ۹، ۱۰ و ۱۱) هستند. هسته‌های پاراسمپاتیک (احشایی عمومی) واقع در بصل‌النخاع شامل هسته دورسال واگ (Dorsal nucleus of vagus) و هسته بزاقی تحتانی (Inferior salivary nucleus) هستند. همچنین هسته زیتون تحتانی (Inferior olivary nucleus) که در یادگیری حرکتی نقش دارد، در بصل‌النخاع واقع شده است.

برآمدگی فاسیال (Facial colliculus) در کف بطن چهارم حاصل چرخش الیاف عصب Facial (زوج ۷) به دور هسته عصب Abducens (زوج ۶) است.

هسته‌های پل مغزی و آناتومی برجستگی فاسیال

پل مغزی نیز هسته‌های مهمی را در خود جای داده است. هسته‌های حرکتی عصب Abducens (زوج ۶) و هسته حرکتی عصب Facial (زوج ۷) هر دو در نیمه تحتانی پل مغزی قرار دارند، در حالی که هسته حرکتی Trigeminal (زوج ۵) در نیمه فوقانی پل مغزی واقع شده است. هسته پاراسمپاتیک پل مغزی، هسته بزاقی فوقانی (Superior salivary nucleus) است. یکی از ویژگی‌های بارز پل مغزی، برجستگی فاسیال (Facial colliculus) است؛ این برجستگی در اثر گردش الیاف عصب Facial به دور هسته عصب Abducens (زوج ۶) شکل می‌گیرد. در مرز پل و بصل‌النخاع، عصب Vestibulocochlear (زوج ۸) در مجموع دارای ۶ جفت هسته شامل ۴ هسته دهلیزی (Vestibular) و ۲ هسته حلزونی (Cochlear) در ساقه مغز است.

برای مثال، در یک آسیب مغزی موسوم به سندرم وبر (Weber's syndrome) که در مغز میانی رخ می‌دهد، هسته عصب Oculomotor و الیاف حرکتی مجاور آن آسیب می‌بینند؛ در نتیجه بیمار دچار افتادگی پلک در همان سمت و فلج اندام‌ها در سمت مقابل می‌شود.

ساختارهای داخلی مغز میانی و هسته حسی عصب Trigeminal

مغز میانی حاوی هسته قرمز (Red nucleus) در بخش تگمنتوم است (که نباید با هسته زیتون تحتانی بصل‌النخاع اشتباه شود). هسته عصب Trochlear (زوج ۴) و هسته عصب Oculomotor (زوج ۳) هر دو در مغز میانی قرار دارند. عصب Oculomotor همچنین دارای یک هسته پاراسمپاتیک به نام هسته ادینگر-وستفال (Edinger-Westphal) در مغز میانی است. در بخش تکتوم (Tectum) مغز میانی (نه بخش تگمنتوم)، برجستگی‌های فوقانی (Superior colliculus)، تحتانی (Inferior colliculus) و هسته پره تکتال (Pretectal nucleus) قرار دارند. مسیر Lateral lemniscus که مربوط به راه شنوایی است، در بخش تحتانی مغز میانی به برجستگی تحتانی (Inferior colliculus) منتهی می‌شود.

یک استثنای ساختاری مهم، هسته حسی عصب Trigeminal (زوج ۵) است؛ این هسته تنها هسته حسی عصب مغزی است که در سراسر طول ساقه مغز (مغز میانی، پل مغزی و بصل‌النخاع) کشیده شده و امتداد یافته است.

هسته پاراسمپاتیکبخش ساقه مغزعصب مغزی مربوطه
Superior salivaryپل مغزی (Pons)عصب Facial (زوج ۷)
Inferior salivaryبصل‌النخاع (Medulla)عصب Glossopharyngeal (زوج ۹)

واژگان کلیدی

Facial colliculus
برجستگی در کف بطن چهارم در پل مغزی که توسط الیاف عصب هفتم حول هسته عصب ششم ایجاد می‌شود.
Edinger-Westphal nucleus
هسته پاراسمپاتیک عصب Oculomotor (زوج ۳) در مغز میانی که انقباض مردمک را کنترل می‌کند.
Nucleus ambiguus
هسته حرکتی مشترک در بصل‌النخاع که ماهیچه‌های حلق و حنجره را عصب‌دهی می‌کند.
Tectum
سقف مغز میانی حاوی برجستگی‌های فوقانی و تحتانی و هسته پره تکتال که در رفلکس‌های بینایی و شنوایی نقش دارند.

اشتباه‌های رایج

  • مکان غلط هسته بزاقی فوقانی: بسیاری تصور می‌کنند هر دو هسته بزاقی فوقانی و تحتانی در بصل‌النخاع هستند، در حالی که هسته فوقانی در Pons قرار دارد.
  • موقعیت برجستگی‌ها و هسته پره تکتال در مغز میانی: دانشجویان اغلب فکر می‌کنند کولیکولوس‌ها در بخش تگمنتوم مغز میانی هستند، اما آن‌ها در بخش تکتوم (Tectum) قرار دارند.
  • محل قرارگیری هسته عصب Trochlear: برخی تصور می‌کنند هسته عصب Trochlear (زوج ۴) در پل مغزی است، در حالی که این هسته همراه با هسته عصب Oculomotor در مغز میانی قرار دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هسته‌های حرکتی بصل‌النخاع شامل Hypoglossal و Ambiguous و هسته‌های پاراسمپاتیک آن دورسال واگ و بزاقی تحتانی هستند.
  • هسته‌های حرکتی اعصاب ۶ و ۷ در نیمه تحتانی پل مغزی و هسته عصب ۵ در نیمه فوقانی آن قرار دارند.
  • برجستگی فاسیال در پل مغزی حاصل دور زدن الیاف عصب ۷ حول هسته عصب ۶ در کف بطن چهارم است.
  • مغز میانی شامل هسته‌های زوج ۳ و ۴، هسته ادینگر-وستفال و هسته قرمز است؛ و تکتوم آن حاوی کولیکولوس‌ها و هسته پره تکتال می‌باشد.
  • هسته حسی عصب Trigeminal تنها هسته حسی است که در کل طول ساقه مغز (مغز میانی، پل مغزی و بصل‌النخاع) امتداد یافته است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که هسته حسی عصب Trigeminal (زوج ۵) به دلیل وسعت زیادش در ساقه مغز، به ۳ بخش مجزا تقسیم می‌شود که هر کدام اطلاعات حسی متفاوتی را پردازش می‌کنند: هسته مزنسفالیک در مغز میانی (برای حس عمقی عضلات جونده)، هسته حسی اصلی در پل مغزی (برای حس لمس دقیق صورت) و هسته اسپاینال در بصل‌النخاع و بالای نخاع (برای حس درد و حرارت صورت). این طراحی نشان می‌دهد که چگونه یک عصب واحد می‌تواند عملکردهای حسی بسیار متنوعی را با استفاده از ایستگاه‌های پردازش مختلف در طول کل ساقه مغز مدیریت کند.

خلاصهٔ درس

ساقه مغز را مثل یک جراح بشناس!

Anatomy · Brainstem and Nerves

مسیرهای حسی صعودی

  • انتقال حس ارتعاش و لمس دقیق از طریق Medial lemniscus به مراکز بالا
  • منشأ از هسته‌های گراسیلیس و کونئاتوس و تقاطع الیاف قوسی در بصل‌النخاع
  • تقاطع حس درد و حرارت برخلاف لمس دقیق، در سطح ورود به نخاع
  • انتقال حس عمقی ناخودآگاه به مخچه از طریق راه‌های spinocerebellar
  • آسیب Medial lemniscus در ساقه مغز ← اختلال حسی در سمت مخالف بدن
الیاف قوسی داخلی (Internal arcuate fibers)
رشته‌های متقاطع در بصل‌النخاع

نکته: سندرم براون-سکار: آسیب یک‌طرفه نخاع سبب افت حس لمس در همان سمت و حس درد در سمت مقابل می‌شود.

مسیرهای حرکتی نزولی

  • نورون‌های حرکتی فوقانی (UMN): اولین نورون مسیر با جسم سلولی در قشر مغز
  • عبور راه Corticospinal از کپسول داخلی و Crus cerebri؛ نه بخش Tegmentum
  • تقاطع راه Lateral corticospinal در بصل‌النخاع (۸۵ تا ۹۰ درصد الیاف)
  • تقاطع راه Anterior corticospinal در سطح نخاع (عدم تقاطع در بصل‌النخاع)
  • عدم حضور راه دهلیزی-نخاعی (Vestibulospinal) در بخش‌های بالایی مغز میانی
نورون حرکتی فوقانی (Upper Motor Neuron)
اولین نورون مسیر حرکتی در قشر مغز

نکته: مثبت بودن بازتاب بابینسکی در نوزادان به دلیل عدم میلین‌دار شدن کامل راه پیرامیدی است.

آناتومی ظاهری بصل‌النخاع و پل

  • برجستگی‌های طولی هرم و زیتون در سطح قدامی و طرفی بصل‌النخاع
  • خروج عصب Hypoglossal (زوج ۱۲) از شیار قدامی خارجی (جلوی زیتون)
  • خروج اعصاب ۹، ۱۰ و ۱۱ از شیار خلفی خارجی بصل‌النخاع (پشت زیتون)
  • خروج عصب زوج ۵ (Trigeminal) از سطح طرفی (lateral) پل مغزی
  • خروج اعصاب ۶، ۷ و ۸ از شیار بین پل مغزی و بصل‌النخاع (پونتومدولاری)
شیار پونتومدولاری (Pontomedullary sulcus)
محل خروج اعصاب مغزی ۶، ۷ و ۸

نکته: شناسایی موقعیت عصب ۱۲ در جلو و اعصاب ۹، ۱۰ و ۱۱ در پشت زیتون، در جراحی‌های قاعده جمجمه حیاتی است.

ساختار و اعصاب مغز میانی

  • تقسیم مغز میانی به بخش‌های قدامی (Crus cerebri) و خلفی (Tectum)
  • خروج عصب Oculomotor (زوج ۳) از سطح قدامی تگمنتوم مغز میانی
  • مسیر عصب ۳ بین شریان‌های مخچه‌ای فوقانی و مغزی خلفی
  • خروج عصب Trochlear (زوج ۴) به عنوان تنها عصب از سطح خلفی ساقه مغز
  • محل خروج عصب ۴ در طرفین Frenulum velum در پرده مغزی فوقانی
پایک مغزی (Crus cerebri)
بخش قدامی مغز میانی حاوی راه‌های نزولی حرکتی

نکته: آنوریسم شریان مغزی خلفی با فشار بر عصب ۳ باعث گشاد شدن مردمک (Mydriasis) و عدم پاسخ به نور می‌شود.

هسته‌ها و ساختارهای داخلی ساقه

  • هسته Hypoglossal و هسته مشترک Ambiguous در بصل‌النخاع
  • تشکیل برجستگی فاسیال در اثر گردش الیاف عصب ۷ حول هسته عصب ۶
  • حضور هسته‌های vestibular و cochlear در مرز بین پل مغزی و بصل‌النخاع
  • وجود برجستگی‌های فوقانی و تحتانی و هسته پره تکتال در Tectum مغز میانی
  • امتداد هسته حسی عصب Trigeminal (زوج ۵) در کل طول ساقه مغز
هسته دوگانه (Nucleus ambiguus)
هسته حرکتی مشترک عضلات حلق و حنجره

نکته: هسته حسی زوج ۵ به ۳ بخش تقسیم می‌شود: مزنسفالیک (حس عمقی)، حسی اصلی (لمس) و اسپاینال (درد).

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • حس درد در سطح نخاع تقاطع می‌کند، نه در بصل‌النخاع (اشتباه رایج در مقایسه با لمس دقیق)
  • آسیب به Medial lemniscus در ساقه مغز، باعث اختلال حسی در سمت مخالف بدن می‌شود
  • راه کورتیکواسپاینال از Crus cerebri (پایک مغزی) عبور می‌کند، نه از بخش Tegmentum
  • راه کورتیکواسپاینال جانبی در بصل‌النخاع و راه قدامی در نخاع تقاطع می‌کند (نه برعکس)
  • عصب Hypoglossal از شیار قدامی خارجی و عصب Accessory از شیار خلفی خارجی خارج می‌شود
  • هسته بزاقی فوقانی در پل مغزی (Pons) قرار دارد، نه در بصل‌النخاع

یک تست از این درس

خودت را بسنج

ساختارهای مستقر در نیمه فوقانی و تحتانی پل مغزی (Pons) چه الگوی تشریحی را نشان می‌دهند؟

  1. هسته‌های حرکتی اعصاب Abducens و Facial در نیمه تحتانی پل مغزی قرار دارند، هسته بزاقی فوقانی به عنوان یک هسته پاراسمپاتیک در پل مغزی مستقر است و جسم تراپزوئید نیز در ساختار پل مغزی دیده می‌شود.
  2. هسته‌های حرکتی زوج‌های ششم و هفتم مغزی در نیمه تحتانی پل مغزی واقع شده‌اند، هسته بزاقی فوقانی از هسته‌های پاراسمپاتیک پل مغزی به‌شمار می‌رود و هسته حرکتی عصب Trigeminal نیز در نیمه تحتانی پل مغزی قرار دارد.
  3. هسته بزاقی فوقانی یک هسته پاراسمپاتیک در پل مغزی است، هسته عصب Abducens در زیر برآمدگی فاسیال پل مغزی قرار دارد و هسته بزاقی تحتانی نیز به عنوان هسته پاراسمپاتیک در پل مغزی دیده می‌شود.
  4. جسم تراپزوئید و هسته‌های ارزنی در ساختار پل مغزی قرار دارند، هسته عصب Abducens در نیمه تحتانی پل مغزی مستقر است و هسته حرکتی عصب Facial نیز در نیمه فوقانی پل مغزی واقع شده است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

هسته‌های حرکتی اعصاب Abducens (زوج ششم) و Facial (زوج هفتم) هر دو در نیمه تحتانی پل مغزی قرار گرفته‌اند، در حالی که هسته حرکتی Trigeminal در نیمه فوقانی واقع است. هسته بزاقی فوقانی (Superior salivary) هسته پاراسمپاتیک واقع در پل مغزی (Pons) است. همچنین عناصری چون جسم تراپزوئید و هسته‌های ارزنی در ساختار پل مغزی دیده می‌شوند. بنابراین گزینه اول کاملاً درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه دوم: هسته حرکتی عصب Trigeminal (زوج پنجم) در نیمه فوقانی پل مغزی قرار دارد، نه نیمه تحتانی. گزینه سوم: هسته بزاقی تحتانی (Inferior salivary) هسته پاراسمپاتیک واقع در بصل‌النخاع (Medulla) است، نه پل مغزی. گزینه چهارم: هسته حرکتی عصب Facial در نیمه تحتانی پل مغزی واقع است، نه نیمه فوقانی.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی