نخاع

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ساختار خارجی و مننژهای نخاع

نخاع به عنوان بخشی کلیدی و حیاتی از دستگاه عصبی مرکزی، درون مجرای محافظتی ستون مهره‌ها قرار گرفته و وظیفه انتقال پیام‌های حسی و حرکتی میان مغز و سایر بخش‌های بدن را بر عهده دارد. در طول دوران رشد جنینی و نوزادی، سرعت رشد ستون مهره‌ها نسبت به خود نخاع بسیار بیشتر است؛ به همین دلیل، در افراد بالغ طول نخاع از طول ستون مهره‌ها کوتاه‌تر بوده و بخش پایانی آن در سطحی بالاتر قرار می‌گیرد. انتهای تحتانی نخاع در بالغین به ساختاری مخروطی شکل به نام مخروط انتهایی (conus medullaris) ختم می‌شود. این بخش مخروطی شکل معمولاً در سطح کنار تحتانی مهره L۱ کمری یا کنار فوقانی مهره L۲ کمری قرار دارد و بافت نخاع بیش از این سطح امتداد نمی‌یابد.

نخاع در افراد بالغ تا کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی مهره L۲ امتداد می‌یابد، در حالی که سخت‌شامه و عنکبوتیه تا سطح مهره S۲ ادامه دارند.

بافت حساس نخاع توسط سه لایه پرده محافظتی و پشتیبان به نام مننژ پوشانده شده است. داخلی‌ترین لایه، نرم‌شامه (pia mater) نام دارد که به طور کامل و محکم به بافت نخاع چسبیده و هم‌زمان با پایان یافتن مخروط انتهایی نخاع در سطح مهره‌های L۱-L۲ خاتمه می‌یابد. در مقابل، دو لایه بیرونی و مقاوم‌تر یعنی سخت‌شامه (dura mater) و عنکبوتیه (arachnoid mater) مسیر طولانی‌تری را طی کرده و تا سطح مهره دوم ساکرال (یعنی S۲) امتداد می‌یابند. به دلیل این اختلاف در سطح انتهای تحتانی نخاع و پایان این دو پرده، فضایی وسیع، ایمن و سرشار از مایع مغزی-نخاعی (CSF) در حد فاصل مهره‌های L۱ تا S۲ شکل می‌گیرد که به آن قنات کمری (lumbar cistern) می‌گویند. این فضا که ناشی از پهن شدن عنکبوتیه است، محل مناسبی برای اقدامات پزشکی به شمار می‌رود.

پرده مننژاتصال به نخاعحد انتهایی
نرم‌شامه✓L۱-L۲
عنکبوتیه✗S۲
سخت‌شامه✗S۲

از راس مخروط انتهایی یعنی در سطح مهره L۲، استطاله‌ای ظریف و طناب‌مانند از جنس نرم‌شامه به نام نوار انتهایی (filum terminalis) شروع شده و با عبور از میان قنات کمری، تا اولین مهره کوکسیکس (دنبالچه) امتداد یافته و به آن متصل می‌شود تا نخاع را در جای خود فیکس کند. همچنین به دلیل کوتاه‌تر بودن طول نخاع نسبت به ستون مهره‌ها، ریشه‌های اعصاب انتهایی نخاع ناچارند برای خروج از مجرای مهره‌ای مربوطه، در فضای قنات کمری مسافت زیادی را به سمت پایین طی کنند. این ریشه‌های اعصاب انتهایی که برای خروج از ستون مهره به سمت پایین امتداد یافته و تا زیر مهره همنام خود پایین می‌روند، مجموعه‌ای شبیه به دم اسب ایجاد می‌کنند که الیاف دم اسبی (cauda equina) نامیده می‌شود.

واژگان کلیدی

conus medullaris
بخش مخروطی شکل و انتهایی نخاع در افراد بالغ که معمولاً در سطح مهره‌های L۱-L۲ قرار دارد.
lumbar cistern
فضای متسع پر از مایع مغزی-نخاعی بین مهره‌های L۱ تا S۲ که به دلیل پهن شدن عنکبوتیه ایجاد می‌شود.
filum terminalis
استطاله باریک و ظریفی از جنس نرم‌شامه که از راس مخروط انتهایی شروع شده و به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
cauda equina
مجموعه‌ای از ریشه‌های اعصاب انتهایی نخاع که در مجرای مهره‌ای به سمت پایین امتداد یافته و شبیه به دم اسب هستند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در فرض اینکه قنات کمری (lumbar cistern) تنها بین مهره‌های L۱ تا L۲ قرار دارد؛ در حالی که این فضا از سطح L۱ تا S۲ امتداد دارد.
  • تصور اینکه نوار انتهایی (filum terminalis) از جنس سخت‌شامه است؛ در حالی که این نوار امتدادی از جنس نرم‌شامه (pia mater) می‌باشد.
  • فرض نادرست آغاز شدن نوار انتهایی (filum terminalis) از سطح مهره T۱۲؛ در حالی که این نوار از راس مخروط انتهایی در سطح مهره L۲ شروع می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نخاع در افراد بالغ در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی مهره L۲ پایان می‌یابد.
  • پرده‌های سخت‌شامه و عنکبوتیه تا سطح مهره S۲ امتداد دارند، در حالی که نرم‌شامه به بافت نخاع چسبیده است.
  • حد فاصل مهره‌های L۱ تا S۲ فضایی به نام قنات کمری (lumbar cistern) وجود دارد که حاوی مایع مغزی-نخاعی است.
  • نوار انتهایی (filum terminalis) امتدادی از جنس نرم‌شامه است که از سطح L۲ شروع شده و به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
  • الیاف دم اسبی (cauda equina) شامل ریشه‌های اعصاب انتهایی نخاع هستند که در مجرای مهره‌ای به سمت پایین امتداد می‌یابند.

نکتهٔ تکمیلی

شناخت دقیق آناتومی قنات کمری اهمیت بالینی بسیار زیادی در پزشکی دارد. پزشکان برای انجام عمل نمونه‌برداری از مایع مغزی-نخاعی (Lumbar Puncture یا LP) یا تزریق داروهای بی‌حسی موضعی، سوزن را از فضای بین مهره‌های L۳-L۴ یا L۴-L۵ وارد می‌کنند. از آنجا که نخاع در سطح مهره L۱-L۲ پایان می‌یابد، در این سطوح پایین‌تر خطر آسیب مستقیم سوزن به بافت نخاع وجود ندارد و ریشه‌های اعصاب الیاف دم اسبی نیز به دلیل شناور بودن در مایع، با ورود سوزن آسیب ندیده و کنار می‌روند.

ساختار داخلی ماده خاکستری و هسته‌های نخاع

ماده خاکستری نخاع در بخش مرکزی قرار گرفته و در مقطع عرضی شکلی شبیه به حرف H دارد که توسط ماده سفید احاطه شده است. این ماده خاکستری به بخش‌های عملکردی متفاوتی موسوم به شاخ تقسیم می‌شود. شاخ خلفی نقش دریافت پیام‌های حسی عمومی را ایفا می‌کند. شاخ قدامی وظایف حرکتی داشته و محل استقرار نورون‌های حرکتی است؛ به گونه‌ای که جسم سلولی آخرین نورون حرکتی در مسیر حرکتی نزولی در این شاخ قرار دارد. شاخ طرفی نخاع که حاوی نورون‌های پیش‌گانگلیونی سمپاتیک است، در تمامی سگمان‌ها وجود ندارد و تنها به سگمان‌های T۱ تا L۲ محدود می‌شود. برای مثال، شاخ طرفی در سگمان T۵ مستقر بوده و این نورون‌های سمپاتیک را در خود جای داده است.

شاخعملکردسطح نخاعی
قدامیحرکتیهمه
خلفیحسیهمه
طرفیسمپاتیکT۱-L۲

درون این شاخ‌های خاکستری، هسته‌های عملکردی متفاوتی قرار گرفته‌اند که هر کدام وظایف خاصی را در پردازش سیگنال‌ها بر عهده دارند. در شاخ خلفی، هسته پروپریوس (nucleus proprius) قرار دارد که در تمام طول نخاع امتداد یافته است. هسته کلارک یا پشتی (nucleus dorsalis) نیز در شاخ خلفی قرار گرفته، اما گستره آن تنها از سگمان C۸ گردنی تا سگمان سوم کمری یعنی L۳ است. آکسون‌های هسته کلارک وظیفه عصب‌دهی به راه نخاعی-مخچه‌ای خلفی (posterior spinocerebellar tract) را بر عهده دارند. در شاخ قدامی نیز هسته‌های حرکتی مهمی مستقر هستند؛ از جمله هسته فرنیک (phrenic nucleus) در سگمان‌های C۳ تا C۵ که به دیافراگم عصب می‌دهد و هسته اکسسوری (accessory nucleus) در پنج سگمان اول گردنی (یعنی C۱ تا C۵) که عصب‌دهی عصب حرکتی زوج یازده مغزی (عصب اکسسوری نخاعی) را تامین می‌کند.

هسته کلارک (nucleus dorsalis) فقط از سگمان C۸ تا L۳ امتداد دارد و راه نخاعی-مخچه‌ای خلفی را عصب‌دهی می‌کند، در حالی که هسته پروپریوس در کل طول نخاع کشیده شده است.

ریشه‌های عصب نخاعی (rootlets) از اتصال بخش‌های قدامی و خلفی پدید می‌آیند و ساختار متفاوتی دارند. ریشه‌های خلفی از دندریت‌های نورون‌های حسی تشکیل می‌شوند که اطلاعات حسی را به شاخ خلفی منتقل می‌کنند، در حالی که ریشه‌های قدامی از آکسون‌های نورون‌های حرکتی منشا می‌گیرند که پیام‌های حرکتی را از شاخ قدامی به عضلات هدایت می‌کنند. پس از خروج این ریشه‌ها و تشکیل عصب نخاعی، نحوه خروج آن‌ها از ستون مهره‌ها نیز متفاوت است؛ به عنوان نمونه، اعصاب نخاعی سینه‌ای (thoracic nerves) برخلاف اعصاب گردنی، از فضای زیر مهره‌ی هم‌شماره خود از ستون مهره‌ها خارج می‌شوند.

واژگان کلیدی

nucleus proprius
هسته حسی مستقر در شاخ خلفی نخاع که در سراسر طول نخاع امتداد دارد.
nucleus dorsalis
هسته پشتی یا کلارک در شاخ خلفی از سگمان C۸ تا L۳ که به راه نخاعی-مخچه‌ای خلفی آکسون می‌دهد.
phrenic nucleus
هسته‌ای حرکتی در شاخ قدامی سگمان‌های C۳ تا C۵ که عصب فرنیک را برای کنترل تنفس شکل می‌دهد.
accessory nucleus
هسته‌ای حرکتی در شاخ قدامی پنج سگمان اول گردنی که بخش نخاعی عصب یازدهم مغزی را تامین می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • باور نادرست به اینکه شاخ طرفی ماده خاکستری در تمامی سطوح نخاع وجود دارد؛ در حالی که این شاخ تنها در سگمان‌های T۱ تا L۲ دیده می‌شود.
  • فرض اشتباه مبنی بر اینکه هسته کلارک (nucleus dorsalis) به راه نخاعی-مخچه‌ای قدامی عصب‌دهی می‌کند؛ در حالی که آکسون‌های آن راه نخاعی-مخچه‌ای خلفی را عصب‌دهی می‌نمایند.
  • تصور اینکه هسته اکسسوری در شاخ خلفی نخاع قرار دارد؛ در حالی که این هسته حرکتی در شاخ قدامی پنج سگمان اول گردنی واقع شده است.
  • اشتباه گرفتن خروج اعصاب سینه‌ای و فرض اینکه از بالای مهره هم‌شماره خارج می‌شوند؛ در حالی که اعصاب سینه‌ای از زیر مهره هم‌شماره خود عبور می‌کنند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شاخ طرفی ماده خاکستری فقط در سگمان‌های T۱ تا L۲ قرار داشته و حاوی نورون‌های پیش‌گانگلیونی سمپاتیک است.
  • هسته‌های حسی پروپریوس در کل طول نخاع و هسته کلارک از C۸ تا L۳ در شاخ خلفی مستقر هستند.
  • هسته‌های حرکتی فرنیک (C۳-C۵) و اکسسوری (C۱-C۵) در شاخ قدامی نخاع گردنی قرار دارند.
  • ریشه‌های حسی خلفی از دندریت‌های نورون‌های حسی و ریشه‌های حرکتی قدامی از آکسون‌های نورون‌های حرکتی تشکیل می‌شوند.
  • اعصاب نخاعی سینه‌ای برخلاف اعصاب گردنی، از قسمت زیر مهره هم‌شماره خود خارج می‌شوند.

نکتهٔ تکمیلی

هسته فرنیک که در سگمان‌های گردنی C۳ تا C۵ واقع شده است، از اهمیت حیاتی بی‌نظیری برخوردار است، چرا که عصب فرنیک منشعب از آن، عضله اصلی تنفسی یعنی دیافراگم را تحریک می‌کند. در اصطلاح پزشکی مشهوری گفته می‌شود: «C۳, C۴, C۵ keep the diaphragm alive» (مهره‌های C۳ تا C۵ دیافراگم را زنده نگه می‌دارند). این بدان معناست که هرگونه آسیب شدید یا قطع نخاع در سطوح بالاتر از سگمان C۳، بلافاصله منجر به فلج کامل دیافراگم و توقف تنفس ارادی می‌شود که بدون دستگاه تنفس مصنوعی کشنده خواهد بود.

راه‌های حسی صعودی نخاع

سیستم حسی نخاع وظیفه انتقال اطلاعات محیطی به مغز را بر عهده دارد. در تمامی مسیرهای حسی عمومی، جسم سلولی اولین نورون حسی خارج از ماده خاکستری نخاع و در عقده شوکی (DRG) قرار گرفته است. اولین مسیر بزرگ حسی، سیستم ستون خلفی-لمینیسکوس داخلی است که حس‌های لمس دقیق، ارتعاش و حس عمقی خودآگاه را از اندام‌ها منتقل می‌کند. آکسون نورون اول بدون ایجاد سیناپس در نخاع، وارد طناب خلفی شده و صعود می‌کند. این مسیر به دو بخش تقسیم می‌شود: دسته گراسیلیس (fasciculus gracilis) که پیام‌های اندام تحتانی را صعود می‌دهد و دسته کونئاتوس (fasciculus cuneatus) که پیام‌های مربوط به اندام فوقانی را منتقل می‌کند. آسیب به هسته کونئاتوس در بصل‌النخاع، موجب اختلال در انتقال حس عمقی خودآگاه اندام فوقانی می‌شود.

جسم سلولی اولین نورون در تمامی مسیرهای حسی عمومی نخاع، در عقده شوکی (DRG) مستقر است و نه در ماده خاکستری نخاع.

آکسون‌های صعودکننده در طناب خلفی سرانجام در هسته‌های گراسیلیس و کونئاتوس واقع در بصل‌النخاع (مدولا) با نورون دوم حسی سیناپس می‌دهند. آکسون‌های نورون دوم پس از خروج از این هسته‌ها، در بصل‌النخاع تقاطع کرده و با تشکیل دسته‌ای به نام نوار ریلی داخلی یا لمینیسکوس داخلی (medial lemniscus) به سمت تالاموس می‌روند و با نورون سوم در هسته VPL تالاموس سیناپس برقرار می‌کنند. در مقابل، مسیر انتقال حس درد و حرارت یعنی راه نخاعی-تالاموسی جانبی (lateral spinothalamic tract) رفتار متفاوتی دارد. در این راه، نورون اول در عقده شوکی با نورون دوم در شاخ خلفی نخاع سیناپس می‌دهد. سپس آکسون‌های نورون دوم از طریق رابط سفید (white commissure) نخاع تقاطع کرده و در طناب طرفی سمت مقابل صعود می‌نمایند.

مسیرحس انتقالیمحل تقاطع
ستون خلفیلمس دقیقبصل‌النخاع
نخاعی-تالاموسیدرد و حرارتنخاع

علاوه بر راه جانبی، راه نخاعی-تالاموسی قدامی (anterior spinothalamic tract) نیز وجود دارد که اطلاعات مربوط به لمس غیردقیق و فشار را منتقل می‌کند. آکسون‌های نورون‌های دوم این مسیر نیز در نخاع تقاطع می‌کنند. در نهایت، راه‌های نخاعی-تالاموسی قدامی و جانبی در بخش پایینی بصل‌النخاع با یکدیگر تلفیق شده و لمینیسکوس نخاعی (spinal lemniscus) را پدید می‌آورند (لازم به ذکر است که راه نخاعی-بامی یا spinotectal هیچ مشارکتی در تشکیل این ساختار ندارد). نورون سوم در هر دو مسیر انتقال لمس دقیق و درد/حرارت در هسته VPL تالاموس مستقر است و اطلاعات را برای درک نهایی به قشر حسی مخ ارسال می‌کند.

واژگان کلیدی

dorsal root ganglion
عقده شوکی یا DRG که محل استقرار جسم سلولی اولین نورون در مسیرهای حسی عمومی نخاع است.
fasciculus cuneatus
دسته کونئاتوس در طناب خلفی نخاع که حامل حس لمس دقیق و عمقی خودآگاه اندام فوقانی است.
medial lemniscus
لمینیسکوس داخلی؛ مسیر صعودی در ساقه مغز که پس از تقاطع نورون‌های دوم ستون خلفی تشکیل می‌شود.
spinal lemniscus
لمینیسکوس نخاعی؛ ساختار حاصل از تلفیق راه‌های نخاعی-تالاموسی قدامی و جانبی در پایین بصل‌النخاع.

اشتباه‌های رایج

  • باور اشتباه به اینکه اولین نورون حسی در ماده خاکستری شاخ خلفی قرار دارد؛ در حالی که جسم سلولی آن همواره در عقده شوکی (DRG) قرار دارد.
  • تصور اینکه حس لمس دقیق اندام فوقانی از طریق دسته گراسیلیس منتقل می‌شود؛ در حالی که این وظیفه بر عهده دسته کونئاتوس است و گراسیلیس مربوط به اندام تحتانی می‌باشد.
  • اعتقاد به اینکه نورون‌های دوم مسیر درد و حرارت بدون تقاطع به صورت هم‌سو صعود می‌کنند؛ در حالی که این الیاف در نخاع تقاطع می‌نمایند.
  • فرض نادرست اینکه راه نخاعی-تالاموسی قدامی پیام‌های درد و حرارت را منتقل می‌کند؛ در حالی که این راه حامل حس لمس غیردقیق و فشار است.
  • اشتباه در فرض قرارگیری نورون سوم مسیر درد و حرارت در مخچه؛ در حالی که نورون سوم هر دو مسیر در هسته VPL تالاموس مستقر است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اولین نورون در تمام راه‌های حسی عمومی در عقده شوکی (DRG) قرار دارد و فیبرهای لمس دقیق در نخاع سیناپس نمی‌دهند.
  • لمس دقیق اندام تحتانی توسط دسته گراسیلیس و اندام فوقانی توسط دسته کونئاتوس در طناب خلفی صعود می‌کند.
  • نورون‌های دوم مسیر لمس دقیق در بصل‌النخاع و نورون‌های دوم مسیر درد و حرارت در شاخ خلفی نخاع سیناپس می‌دهند.
  • فیبرهای درد و حرارت در نخاع تقاطع کرده و در طناب طرفی صعود می‌کنند، در حالی که فیبرهای لمس دقیق در بصل‌النخاع تقاطع می‌نمایند.
  • راه‌های نخاعی-تالاموسی در پایین بصل‌النخاع تلفیق شده و لمینیسکوس نخاعی را می‌سازند و نورون سوم آن‌ها در VPL تالاموس قرار دارد.

نکتهٔ تکمیلی

تفاوت سطح تقاطع راه‌های حسی در نخاع یکی از کلیدهای طلایی پزشکان برای مکان‌یابی آسیب‌های نخاعی است. از آنجا که فیبرهای حس لمس دقیق در بصل‌النخاع تقاطع می‌کنند ولی فیبرهای حس درد و حرارت بلافاصله پس از ورود به نخاع متقاطع می‌شوند، بروز اختلال حسی دوگانه (فقدان لمس دقیق در سمت آسیب‌دیده و فقدان حس درد در سمت مقابل) نشان‌دهنده قطع یک‌طرفه نخاع در یک سطح مشخص است که به آن سندرم براون-سکار می‌گویند.

راه‌های نخاعی-مخچه‌ای و نزولی نخاع

ماده سفید نخاع که در اطراف بخش مرکزی ماده خاکستری قرار گرفته است، از الیاف عصبی میلین‌دار تشکیل شده و به عنوان مسیر اصلی عبور راه‌های عصبی صعودی (حسی) و نزولی (حرکتی) عمل می‌کند. این ماده سفید در هر سمت به سه ناحیه مجزا به نام‌های طناب قدامی، طناب طرفی و طناب خلفی تقسیم می‌شود. راه‌های حرکتی نزولی اطلاعات و دستورات حرکتی را از مراکز عالی مغز به نخاع انتقال می‌دهند. کل این مسیر حرکتی نزولی از قشر مخ آغاز شده و به سمت پایین امتداد می‌یابد تا سرانجام با جسم سلولی آخرین نورون حرکتی مستقر در شاخ قدامی نخاع سیناپس برقرار کند. این نورون مستقر در شاخ قدامی، دستورات نهایی انقباض را به عضلات محیطی منتقل می‌نماید.

جسم سلولی آخرین نورون حرکتی در مسیر حرکتی نزولی، در شاخ قدامی نخاع قرار دارد.

این راه‌های حرکتی نزولی به صورت بسیار منظم در طناب‌های مختلف ماده سفید توزیع شده‌اند. برای مثال، راه دهلیزی-نخاعی (vestibulospinal tract) که نقش مهمی در کنترل وضعیت بدن و حفظ تعادل دارد، جزء راه‌های نزولی طناب قدامی نخاع به شمار رفته و در این طناب مستقر است. در مقابل، راه قرمزی-نخاعی (rubrospinal tract) راه حرکتی نزولی دیگری است که از طناب طرفی نخاع عبور می‌کند و برخلاف راه دهلیزی-نخاعی، در طناب قدامی قرار نگرفته است. آسیب به هر یک از این طناب‌ها می‌تواند اثرات متفاوتی بر کنترل حرکتی عضلات هم‌سو داشته باشد.

راه عصبیمسیرطناب عبوری
دهلیزی-نخاعینزولیقدامی
قرمزی-نخاعینزولیطرفی
نخاعی-مخچه‌ایصعودیطرفی

علاوه بر راه‌های نزولی حرکتی، راه‌های صعودی حسی مهمی نیز در ماده سفید عبور می‌کنند. از جمله این راه‌ها، راه‌های نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی (anterior & posterior spinocerebellar tracts) هستند که پیام‌های مرتبط با حس عمقی ناخودآگاه را از مفاصل و عضلات به مخچه حمل می‌کنند. نکته آناتومیک بسیار کلیدی و کنکوری این است که هر دو راه نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی در طناب طرفی نخاع صعود می‌کنند. بنابراین، طناب طرفی نخاع یک شاهراه ارتباطی مشترک است که همزمان محل عبور راه‌های نزولی حرکتی (مانند راه قرمزی-نخاعی) و راه‌های صعودی حسی (مانند راه‌های نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی) می‌باشد و هماهنگی‌های حرکتی بدن را میسر می‌سازد.

واژگان کلیدی

vestibulospinal tract
راه دهلیزی-نخاعی؛ از راه‌های حرکتی نزولی نخاع که در طناب قدامی قرار دارد.
rubrospinal tract
راه قرمزی-نخاعی؛ از راه‌های حرکتی نزولی نخاع که در طناب طرفی عبور می‌کند.
spinocerebellar tracts
راه‌های نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی که پیام‌های حس عمقی ناخودآگاه را در طناب طرفی به مخچه می‌برند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه مبنی بر اینکه راه قرمزی-نخاعی (rubrospinal tract) از طناب قدامی نخاع عبور می‌کند؛ در حالی که این راه در طناب طرفی نخاع جریان دارد.
  • اشتباه در فرض قرارگیری راه دهلیزی-نخاعی (vestibulospinal tract) در طناب طرفی؛ در حالی که این راه نزولی در طناب قدامی واقع شده است.
  • باور نادرست به اینکه راه‌های نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی در طناب‌های متفاوتی صعود می‌کنند؛ در حالی که هر دو راه در طناب طرفی نخاع بالا می‌روند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ماده سفید نخاع به سه طناب قدامی، طرفی و خلفی تقسیم می‌شود که محل عبور راه‌های صعودی و نزولی هستند.
  • مسیر حرکتی نزولی از قشر مخ شروع شده و به آخرین نورون حرکتی در شاخ قدامی نخاع ختم می‌شود.
  • راه دهلیزی-نخاعی یک راه نزولی حرکتی است که در طناب قدامی نخاع قرار گرفته است.
  • راه قرمزی-نخاعی یک راه نزولی حرکتی است که در طناب طرفی نخاع عبور می‌کند.
  • راه‌های نخاعی-مخچه‌ای قدامی و خلفی راه‌های صعودی حسی هستند که هر دو در طناب طرفی صعود می‌نمایند.

نکتهٔ تکمیلی

راه‌های نزولی حرکتی مانند راه دهلیزی-نخاعی و راه قرمزی-نخاعی به عنوان سیستم‌های حرکتی خارج‌هرمی (Extrapyramidal) شناخته می‌شوند که بر خلاف سیستم هرمی اصلی، وظیفه کنترل ناخودآگاه وضعیت بدن، حفظ تعادل در پاسخ به محرک‌های دهلیزی گوش داخلی و هماهنگی عضلات خم‌کننده را بر عهده دارند. به همین دلیل، آسیب به این راه‌ها بدون ایجاد فلج کامل، باعث اختلال جدی در ایستادن پایدار و حفظ تعادل طبیعی فرد می‌شود.

ضایعات و سندرم‌های بالینی نخاع

آسیب‌های نخاعی می‌توانند علائم بالینی بسیار متمایزی بر اساس محل ضایعه ایجاد کنند. یکی از معروف‌ترین این آسیب‌ها، سندرم نیمه قطع نخاع (Brown-Séquard syndrome) است. به عنوان مثال، اگر آسیب در نیمه راست نخاع و در سطح سگمان T۲ رخ دهد، منجر به علائم زیر در بدن می‌گردد: اول، فلج حرکتی در همان سمت آسیب یعنی نیمه راست بدن ایجاد می‌شود، زیرا راه‌های نزولی حرکتی پیش از این در بصل‌النخاع تقاطع کرده‌اند. دوم، حس لمس دقیق در همان سمت آسیب (نیمه راست بدن) مختل می‌شود، چون فیبرهای این حس به صورت هم‌سو صعود می‌کنند. سوم، حس عمقی ناخودآگاه در همان سمت آسیب (اندام تحتانی راست) دچار اختلال می‌گردد، زیرا راه‌های نخاعی-مخچه‌ای اطلاعات را به صورت هم‌سو منتقل می‌کنند. چهارم، حس درد در سمت مقابل آسیب یعنی نیمه چپ بدن در زیر سطح ضایعه مختل می‌گردد، زیرا فیبرهای درد پس از ورود به نخاع بلافاصله تقاطع کرده و از سمت مقابل صعود می‌کنند.

نوع اختلالسمت راست (هم‌سو)سمت چپ (مخالف)
فلج حرکتی✓✗
فقدان لمس دقیق✓✗
فقدان حس درد✗✓
اختلال حس عمقی✓✗

بیماری بالینی مهم دیگری که نخاع را درگیر می‌کند، سیرنگومایلیا (Syringomyelia) نام دارد. این بیماری به علت وجود یک انسداد فشارنده در کانال نخاعی و به دنبال آن اتساع موضعی کانال نخاعی در منطقه‌ای محدود بروز می‌کند. فشار ناشی از این اتساع ابتدا به فیبرهای عصبی در حال تقاطع در مرکز نخاع آسیب می‌رساند. تظاهرات و از دست رفتن حس‌ها در بیماری سیرنگومایلیا همواره قرینه نیست و معمولاً به صورت غیرقرینه در بدن ظاهر می‌شود. علاوه بر این، به علت درگیری اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در جریان این بیماری، علائم سیستم عصبی خودمختار یا اتونوم نیز در بیماران بروز می‌نماید. این علائم اتونوم شامل نوسانات و دمای غیرطبیعی بدن و تعریق غیرطبیعی در نواحی درگیر بدن است که کیفیت زندگی فرد را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در بیماری سیرنگومایلیا، اختلال حسی معمولاً به صورت غیرقرینه تظاهر می‌یابد و علائم اتونوم (مانند تعریق و دمای غیرطبیعی) نیز در آن دیده می‌شود.

بنابراین، بررسی علائم بالینی بیماران نخاعی ابزار تشخیصی بسیار قدرتمندی برای کادر درمان فراهم می‌کند. تفاوت در قرینگی علائم حسی و حرکتی، و همچنین حضور یا عدم حضور علائم اتونوم به پزشکان اجازه می‌دهد تا بین ضایعاتی مانند نیمه قطع نخاع (با علائم حسی-حرکتی یک‌طرفه و متقاطع واضح) و ضایعات مرکزی مانند سیرنگومایلیا (با تغییرات غیرقرینه و علائم اتونوم مشخص) تمایز قائل شوند.

واژگان کلیدی

Brown-Séquard syndrome
سندرم نیمه قطع نخاع که با فلج حرکتی و فقدان لمس دقیق هم‌سو و فقدان حس درد و حرارت در سمت مقابل تظاهر می‌یابد.
Syringomyelia
بیماری ناشی از انسداد فشارنده کانال نخاعی و اتساع موضعی آن که منجر به علائم حسی غیرقرینه و اختلالات اتونوم می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • باور نادرست به اینکه آسیب نیمه راست نخاع در سطح T۲ موجب فلج حرکتی در نیمه چپ بدن می‌شود؛ در حالی که فلج حرکتی هم‌سو با آسیب (راست) خواهد بود.
  • تصور اشتباه مبنی بر اینکه آسیب نیمه راست نخاع حس لمس دقیق را در نیمه چپ بدن مختل می‌کند؛ در حالی که اختلال حس لمس دقیق در همان سمت راست (هم‌سو) ایجاد می‌شود.
  • اشتباه در فرض قرینه بودن کامل اختلال حسی ناشی از بیماری سیرنگومایلیا؛ در حالی که از دست رفتن حس‌ها در این بیماری معمولاً غیرقرینه است.
  • باور غلط به اینکه در بیماری سیرنگومایلیا علائم اتونوم مانند دمای غیرطبیعی بدن و تعریق دیده نمی‌شود؛ در حالی که این علائم اتونوم به فراوانی بروز می‌کنند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آسیب نیمه راست نخاع در سطح T۲ منجر به فلج حرکتی و اختلال حس لمس دقیق هم‌سو (سمت راست) می‌شود.
  • در آسیب نیمه راست نخاع در سطح T۲، اختلال حس عمقی ناخودآگاه هم‌سو (سمت راست) و اختلال حس درد در سمت مقابل (چپ) بروز می‌کند.
  • بیماری سیرنگومایلیا ناشی از انسداد فشارنده در کانال نخاعی و اتساع موضعی آن در یک منطقه محدود است.
  • تظاهرات اختلال حسی در سیرنگومایلیا معمولاً غیرقرینه بوده و با علائم اتونوم مانند تعریق و دمای غیرطبیعی همراه است.

نکتهٔ تکمیلی

سندرم براون-سکار اولین بار توسط فیزیولوژیست نامدار شارل ادوارد براون-سکار در قرن نوزدهم میلادی توصیف شد. جالب اینجاست که او این سندرم را پس از مشاهده آسیب‌های وارده به نخاع در حین نبردهای تن‌به‌تن با چاقو یا شمشیر کشف کرد. امروزه، شایع‌ترین علل این سندرم ضربه‌های نافذ مانند زخم چاقو یا گلوله به ستون فقرات است. این سندرم به دلیل تفکیک بسیار دقیق و زیبای مسیرهای حسی و حرکتی در نخاع، همواره یکی از جذاب‌ترین مباحث تدریس آناتومی سیستم عصبی به دانشجویان پزشکی به شمار می‌رود.

خلاصهٔ درس

نخاع را مثل یک نورولوژیست بشناس!

Anatomy · Spinal Cord Anatomy

ساختار خارجی و مننژها

  • انتهای تحتانی نخاع: سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا فوقانی مهره L۲
  • امتداد سخت‌شامه و عنکبوتیه: تا سطح مهره S۲ (پایین‌تر از انتهای نخاع)
  • تشکیل قنات کمری: فضای متسع حاوی CSF بین مهره‌های L۱ تا S۲
  • نوار انتهایی (Filum terminalis): امتداد نرم‌شامه از L۲ تا دنبالچه
  • الیاف دم اسبی: ریشه‌های اعصاب انتهایی شناور در قنات کمری
مخروط انتهایی (Conus medullaris)
بخش مخروطی شکل انتهای نخاع

نکته: سوزن LP در بین مهره‌های L۳ تا L۵ وارد می‌شود تا به نخاع (که در L۱-L۲ پایان می‌یابد) آسیبی نرسد.

ماده خاکستری و هسته‌های نخاع

  • شاخ طرفی: فقط در سگمان‌های T۱ تا L۲ و حاوی نورون‌های سمپاتیک پیش‌گانگلیونی
  • هسته‌های شاخ خلفی: پروپریوس در کل طول نخاع و کلارک در محدوده C۸ تا L۳
  • هسته‌های شاخ قدامی: فرنیک (C۳-C۵) و اکسسوری (C۱-C۵) در نخاع گردنی
  • ریشه‌های عصب: تشکیل ریشه خلفی از دندریت حسی و ریشه قدامی از آکسون حرکتی
  • خروج اعصاب سینه‌ای: عبور از زیر مهره هم‌شماره؛ برخلاف اعصاب گردنی
هسته فرنیک (Phrenic nucleus)
هسته حرکتی شاخ قدامی برای کنترل تنفس

نکته: هرگونه قطع یا آسیب شدید نخاع در سطوح بالاتر از C۳، با فلج کامل دیافراگم منجر به توقف تنفس و مرگ می‌شود.

راه‌های حسی صعودی

  • نورون اول حسی عمومی: مستقر در عقده شوکی (DRG)؛ نه در ماده خاکستری
  • طناب خلفی: صعود پیام گراسیلیس (اندام تحتانی) و کونئاتوس (اندام فوقانی)
  • لمس دقیق ← تقاطع در بصل‌النخاع؛ درد و حرارت ← تقاطع در نخاع
  • درد و حرارت: سیناپس نورون اول و دوم در شاخ خلفی ← صعود در طناب طرفی
  • لمینیسکوس نخاعی: تلفیق راه‌های نخاعی-تالاموسی و سیناپس سوم در VPL تالاموس
عقده شوکی (DRG)
محل استقرار جسم سلولی اولین نورون حسی عمومی نخاع

نکته: تفکیک سطح تقاطع حس‌ها (لمس دقیق در بصل‌النخاع و درد در نخاع) کلید تشخیص سندرم براون-سکار است.

راه‌های نزولی و مخچه‌ای

  • ماده سفید نخاع: تقسیم به سه طناب قدامی، طرفی و خلفی جهت عبور الیاف عصبی
  • مسیر حرکتی نزولی: آغاز از قشر مخ و پایان در شاخ قدامی نخاع
  • راه دهلیزی-نخاعی: مسیر نزولی حرکتی مستقر در طناب قدامی نخاع
  • راه قرمزی-نخاعی: مسیر حرکتی نزولی واقع در طناب طرفی نخاع
  • راه‌های نخاعی-مخچه‌ای: صعود پیام‌های حس عمقی ناخودآگاه در طناب طرفی
راه قرمزی-نخاعی (Rubrospinal tract)
راه حرکتی نزولی طناب طرفی

نکته: راه‌های دهلیزی و قرمزی‌نخاعی بخشی از سیستم خارج‌هرمی برای حفظ تعادل و کنترل ناخودآگاه وضعیت بدن هستند.

ضایعات و سندرم‌های بالینی

  • سندرم براون-سکار: فلج حرکتی و اختلال لمس دقیق در همان سمت آسیب
  • آسیب نیمه راست نخاع در T۲ ← فقدان حس درد در سمت مقابل ضایعه (چپ)
  • اختلال حس عمقی ناخودآگاه: بروز به صورت هم‌سو با ضایعه در اندام تحتانی
  • سیرنگومایلیا ← اتساع موضعی کانال نخاعی به دلیل انسداد فشارنده
  • نشانه سیرنگومایلیا: اختلال حسی غیرقرینه همراه با علائم اتونوم مانند تعریق
براون-سکار (Brown-Séquard)
سندرم نیمه قطع یک‌طرفه نخاع

نکته: سندرم براون-سکار اولین بار پس از مشاهده آسیب‌های نخاعی در نبردهای تن‌به‌تن با شمشیر یا چاقو توصیف شد.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • قنات کمری از سطح L۱ تا S۲ امتداد دارد، نه اینکه فقط بین L۱ و L۲ باشد
  • نوار انتهایی امتدادی از جنس نرم‌شامه (Pia mater) است، نه سخت‌شامه
  • شاخ طرفی ماده خاکستری فقط در سگمان‌های T۱ تا L۲ دیده می‌شود، نه در همه سطوح
  • هسته کلارک راه نخاعی-مخچه‌ای خلفی را عصب‌دهی می‌کند، نه راه قدامی را
  • حس لمس دقیق اندام فوقانی از طریق دسته کونئاتوس منتقل می‌شود، نه گراسیلیس
  • آسیب یک‌طرفه نخاع موجب فلج حرکتی هم‌سو با ضایعه می‌شود، نه سمت مقابل

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در یک بررسی تشریحی بر روی ستون مهره‌ها و محتویات آن در یک فرد بالغ، کدام عبارت در ارتباط با طول طناب نخاعی و پوشش‌های مننژیال آن کاملاً صحیح است؟

  1. نخاع در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی L۲ خاتمه می‌یابد؛ فضای قنات کمری حد فاصل L۱ تا S۲ قرار دارد؛ نوار انتهایی استطاله‌ای از جنس نرم‌شامه است که به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
  2. نخاع در سطح کنار فوقانی مهره T۱۲ خاتمه می‌یابد؛ فضای قنات کمری حد فاصل L۱ تا L۲ قرار دارد؛ نوار انتهایی استطاله‌ای از جنس نرم‌شامه است که به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
  3. نخاع در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی L۲ خاتمه می‌یابد؛ فضای قنات کمری حد فاصل L۱ تا L۲ قرار دارد؛ نوار انتهایی استطاله‌ای از جنس نرم‌شامه است که به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
  4. نخاع در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی L۲ خاتمه می‌یابد؛ فضای قنات کمری حد فاصل L۱ تا S۲ قرار دارد؛ نوار انتهایی استطاله‌ای از جنس سخت‌شامه است که به اولین مهره دنبالچه متصل می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

نخاع در افراد بالغ معمولاً در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی مهره L۲ پایان می‌یابد. فضای lumbar cistern (قنات کمری) به علت پهن شدن عنکبوتیه در حد فاصل مهره‌های L۱ تا S۲ تشکیل می‌شود. نوار انتهایی (filum terminalis) استطاله‌ای از جنس نرم‌شامه است که از conus medullaris شروع شده و به نخستین مهره دنبالچه (کوکسیکس) ختم می‌شود. بنابراین گزینه اول کاملاً صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه دوم: نخاع در سطح کنار تحتانی مهره L۱ یا کنار فوقانی مهره L۲ خاتمه می‌یابد، نه سطح مهره T۱۲؛ همچنین فضای قنات کمری بین L۱ تا S۲ است، نه L۱ تا L۲. گزینه سوم: فضای قنات کمری حد فاصل مهره‌های L۱ تا S۲ قرار دارد، نه L۱ تا L۲. گزینه چهارم: نوار انتهایی (filum terminalis) استطاله‌ای از جنس نرم‌شامه (pia mater) است، نه سخت‌شامه (dura mater).

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی