مسیرهای شنوایی و بینایی

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

بخش محیطی و ساقه مغزی مسیر شنوایی

شروع مسیر و نورون اول

مسیر انتقال حس شنوایی یکی از پیچیده‌ترین مسیرهای حسی در بدن انسان است که از گوش داخلی آغاز شده و پس از عبور از سطوح مختلف ساقه مغز به قشر مغز منتهی می‌شود. برای درک دقیق این مسیر، باید ساختارها و نورون‌های درگیر در هر مرحله را به صورت متوالی و مجزا بررسی کنیم. نخستین گام در انتقال پیام‌های شنوایی، تحریک نورون‌های اولیه است. نورون اول در مسیر شنوایی در ساختاری به نام spiral ganglion یا همان گانگلیون مارپیچی قرار دارد که درون حلزون گوش واقع شده است. آکسون‌های حاصل از این نورون‌های اول، عصب شنوایی که بخشی از عصب زوج ۸ مغزی (دهلیزی‌حلزونی) است را تشکیل می‌دهند. این فیبرها پس از خروج از گانگلیون مارپیچی، بدون هیچ‌گونه تقاطعی به سمت بصل‌النخاع حرکت می‌کنند. این موضوع بسیار حائز اهمیت است که آکسون‌های نورون اول مسیر شنوایی به صورت کاملاً همسو و بدون تقاطع به هسته‌های شنوایی شکمی و پشتی (cochlear nuclei) در همان سمت بصل‌النخاع وارد می‌شوند. به عبارت دیگر، پیام‌های شنوایی هر گوش در اولین ایستگاه خود در ساقه مغز، به هسته‌های کوکلئار همان سمت منتقل می‌گردند و هیچ تقاطعی در این مرحله رخ نمی‌دهد.

نورون اول مسیر شنوایی در spiral ganglion قرار دارد و آکسون‌های آن بدون تقاطع به هسته‌های cochlear nuclei همان سمت در بصل‌النخاع می‌روند.

نورون‌های دوم و تشکیل جسم ذوزنقه‌ای

پس از رسیدن پیام به بصل‌النخاع، نورون‌های دوم مسیر شنوایی فعال می‌شوند. این نورون‌ها در هسته‌های شنوایی (cochlear nuclei) مستقر هستند. پس از خروج از این هسته‌ها، مسیر فیبرها متفاوت می‌شود. برخی از این فیبرهای عصبی در سطح پل مغزی به سمت مقابل می‌روند و تقاطع می‌کنند. این تقاطع فیبرها در پل مغزی باعث ایجاد ساختاری مشخص به نام trapezoid body یا جسم ذوزنقه‌ای می‌شود. بسیار مهم است که بدانیم جسم ذوزنقه‌ای صرفاً مسیر تقاطع رشته‌های مرتبط با حس شنوایی در پل مغزی است و نقشی در انتقال یا تقاطع راه‌های مرتبط با حس وضعیت (پروپریوسپشن) یا حس ارتعاش ندارد.

هسته زیتونی فوقانی و مکانیسم جهت‌یابی صدا

یکی دیگر از ایستگاه‌های بسیار مهم در پل مغزی، هسته زیتونی فوقانی است. این هسته بخشی از مسیر شنوایی مرتبط با عصب زوج ۸ مغزی است و هیچ ارتباطی با عصب زوج ۷ (صورت) ندارد. هسته زیتونی فوقانی از هر دو حلزون گوش فیبر دریافت می‌کند؛ یعنی اطلاعات هر دو گوش به آن هدایت می‌شود. نقش اصلی این هسته، جهت‌یابی صدا در فضا است. این هسته جهت‌یابی را از طریق سنجش اختلاف سرعت صداهای وارده به دو گوش انجام می‌دهد. به این معنی که صدا با سرعت متفاوتی به گوش نزدیک‌تر و گوش دورتر می‌رسد و این هسته با سنجش این اختلاف زمانی و سرعت، جهت صدا را تعیین می‌کند. این فرآیند بر اساس اختلاف فرکانس صداها انجام نمی‌گیرد.

ویژگیهسته زیتونی فوقانی
عصب مرتبطعصب زوج ۸
منبع فیبر ورودیهر دو حلزون گوش
مکانیسم عملکردسنجش اختلاف سرعت صدا

به عنوان مثال، هنگامی که صدایی از سمت چپ تولید می‌شود، صدا با کسری از ثانیه اختلاف زودتر به گوش چپ می‌رسد. هسته زیتونی فوقانی این اختلاف سرعت ورود به دو گوش را محاسبه کرده و جهت صدا را مشخص می‌کند.

واژگان کلیدی

spiral ganglion
گانگلیونی مارپیچی در گوش داخلی که محل استقرار نورون‌های اول مسیر شنوایی (عصب زوج ۸) است.
cochlear nuclei
هسته‌های شنوایی پشتی و شکمی در بصل‌النخاع که آکسون‌های نورون اول مسیر شنوایی بدون تقاطع به آن‌ها وارد می‌شوند.
trapezoid body
جسم ذوزنقه‌ای در پل مغزی که حاصل تقاطع برخی رشته‌های نورون‌های دوم مسیر شنوایی است.
هسته زیتونی فوقانی
هسته‌ای در پل مغزی که با دریافت فیبر از هر دو حلزون گوش و سنجش اختلاف سرعت صدا، در جهت‌یابی صدا در فضا نقش دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اعتقاد به اینکه نورون اول مسیر شنوایی در cochlear nuclei بصل‌النخاع قرار دارد؛ در حالی که این نورون‌ها در spiral ganglion قرار دارند و cochlear nuclei محل پذیرش آکسون‌های آن‌ها است.
  • تصور اینکه آکسون‌های نورون اول مسیر شنوایی بلافاصله تقاطع کرده و به سمت مقابل می‌روند؛ در حالی که این آکسون‌ها بدون تقاطع به هسته‌های همان سمت وارد می‌شوند.
  • اشتباه گرفتن کاربرد جسم ذوزنقه‌ای (trapezoid body) با مسیرهای حس وضعیت و ارتعاش؛ در صورتی که این ساختار منحصراً به تقاطع الیاف حس شنوایی اختصاص دارد.
  • فرض اینکه هسته زیتونی فوقانی جهت‌یابی صدا را بر اساس اختلاف فرکانس انجام می‌دهد؛ اما واقعیت این است که این کار از طریق سنجش اختلاف سرعت صداهای وارده صورت می‌گیرد.
  • مرتبط دانستن هسته زیتونی فوقانی با عصب زوج ۷ (صورت)؛ در حالی که این هسته بخشی از مسیر شنوایی و مرتبط با عصب زوج ۸ است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نورون‌های اول مسیر شنوایی در spiral ganglion مستقر بوده و بخشی از عصب زوج ۸ مغزی را تشکیل می‌دهند.
  • آکسون‌های نورون اول به صورت همسو و بدون هیچ تقاطعی به cochlear nuclei همان سمت در بصل‌النخاع ختم می‌شوند.
  • برخی از نورون‌های دوم پس از خروج از هسته‌های شنوایی در پل مغزی تقاطع کرده و جسم ذوزنقه‌ای (trapezoid body) را ایجاد می‌کنند.
  • هسته زیتونی فوقانی در پل مغزی با دریافت اطلاعات دو طرفه از حلزون‌ها، جهت‌یابی صدا را بر اساس اختلاف سرعت انجام می‌دهد.
  • هسته زیتونی فوقانی و ساختارهای مرتبط با آن در ساقه مغز با عصب زوج ۸ مرتبط بوده و ارتباطی با عصب زوج ۷ ندارند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که پزشکان برای بررسی سلامت ساقه مغز و سیستم شنوایی در نوزادان یا بیمارانی که قادر به همکاری نیستند، از آزمونی به نام پاسخ شنیداری ساقه مغز (ABR) استفاده می‌کنند. در این تست، با ثبت امواج الکتریکی ایجاد شده در ایستگاه‌های مختلف مسیر شنوایی از جمله هسته‌های کوکلئار و هسته زیتونی فوقانی، متوجه می‌شوند که آیا پیام صوتی به درستی به مغز هدایت می‌شود یا خیر. این روش به ویژه در تشخیص زودهنگام کم‌شنوایی نوزادان نقشی حیاتی دارد.

بخش میانی و کورتیکال مسیر شنوایی

نوار ریلی خارجی (lateral lemniscus) و برجستگی تحتانی

پس از عبور پیام‌های شنوایی از پل مغزی، مسیر صعودی برای انتقال این اطلاعات به کورتکس مغز ادامه می‌یابد. در این بخش از مسیر، ساختارهای کلیدی در مغز میانی و تالاموس نقش رله و تقویت پیام را بر عهده دارند تا در نهایت پیام شنوایی در قشر اختصاصی خود تفسیر شود. نورون‌های دوم مسیر شنوایی که به هسته زیتونی فوقانی وارد نمی‌شوند، به سمت بالا صعود می‌کنند. این فیبرهای صعودی ساختار مهمی به نام lateral lemniscus یا نوار ریلی خارجی را تشکیل می‌دهند. نوار ریلی خارجی یک شاهراه انتقال اختصاصی برای حس شنوایی به سطوح بالاتر سیستم عصبی است و نقشی در انتقال حس بینایی ندارد. رشته‌های این نوار ریلی خارجی در طی مسیر صعودی خود به مغز میانی می‌رسند و در نهایت به هسته برجستگی تحتانی (inferior colliculus) که در سطح خلفی مغز میانی قرار دارد، ختم می‌شوند. بسیار مهم است که بدانیم برجستگی تحتانی ایستگاه اختصاصی مسیر شنوایی است، در حالی که برجستگی فوقانی (superior colliculus) به مسیر بینایی اختصاص دارد.

الیاف lateral lemniscus به عنوان بخشی از مسیر شنوایی صعود کرده و به هسته inferior colliculus در مغز میانی ختم می‌شوند.

مسیر از مغز میانی به تالاموس

پس از پردازش پیام در برجستگی تحتانی، الیاف مسیر شنوایی باید به تالاموس منتقل شوند. این انتقال از طریق یک رابط ساختاری به نام بازوی تحتانی یا inferior brachium صورت می‌گیرد. الیاف شنوایی با عبور از بازوی تحتانی به سمت هسته رله تالاموس یعنی جسم زانویی داخلی (medial geniculate body یا MGB) هدایت می‌شوند. در این بخش نیز تفکیک مسیرها کاملاً مشهود است؛ الیاف شنوایی از بازوی فوقانی (superior brachium) یا جسم زانویی خارجی (lateral geniculate body) استفاده نمی‌کنند، چرا که این دو ساختار به مسیر بینایی تعلق دارند. جسم زانویی داخلی تالاموس به عنوان هسته رله و تقویت‌کننده نهایی پیام‌های شنوایی عمل می‌کند.

رسیدن به قشر شنوایی اولیه

در مرحله نهایی، نورون‌های مستقر در جسم زانویی داخلی (MGB) تالاموس، آکسون‌های خود را به صورت تشعشعات شنوایی به سمت قشر مغز می‌فرستند. هدف نهایی این تشعشعات، قشر شنوایی اولیه است که در شکنج تمپورال فوقانی (شکنج گیجگاهی فوقانی) واقع در لوب تمپورال (گیجگاهی) قرار دارد. تفسیر نهایی صداها در این منطقه انجام می‌شود. دانشجو باید توجه داشته باشد که قشر شنوایی در لوب اکسی‌پیتال (پس‌سری) قرار ندارد، زیرا لوب اکسی‌پیتال با حس بینایی مرتبط است.

ساختار شنواییساختار بینایی همتاوظیفه در شنوایی
inferior colliculussuperior colliculusهسته رله مغز میانی
inferior brachiumsuperior brachiumرابط انتقال به تالاموس
medial geniculate (MGB)lateral geniculate (LGB)هسته رله تالاموس
لوب تمپوراللوب اکسی‌پیتالمحل قشر شنوایی اولیه

واژگان کلیدی

lateral lemniscus
نوار ریلی خارجی که مسیر صعودی انتقال پیام‌های شنوایی از ساقه مغز به سمت برجستگی تحتانی است.
inferior colliculus
برجستگی تحتانی در مغز میانی که به عنوان یکی از ایستگاه‌های اصلی انتقال و رله پیام‌های شنوایی عمل می‌کند.
medial geniculate body
جسم زانویی داخلی (MGB) تالاموس که هسته رله اختصاصی برای پیام‌های حس شنوایی است.
cortex شنوایی اولیه
ناحیه‌ای در شکنج تمپورال فوقانی لوب گیجگاهی که محل پردازش و تفسیر نهایی پیام‌های شنوایی است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن مسیر نوار ریلی خارجی (lateral lemniscus) با مسیر بینایی؛ در حالی که این ساختار منحصراً به انتقال حس شنوایی می‌پردازد.
  • تصور اینکه الیاف نوار ریلی خارجی به برجستگی فوقانی (superior colliculus) ختم می‌شوند؛ در صورتی که این الیاف به برجستگی تحتانی (inferior colliculus) می‌روند.
  • جابجا کردن مسیرهای بازوی فوقانی و تحتانی؛ الیاف شنوایی از طریق بازوی تحتانی (inferior brachium) منتقل می‌شوند و بازوی فوقانی مربوط به بینایی است.
  • اشتباه در تشخیص هسته رله تالاموس؛ برای شنوایی، جسم زانویی داخلی (MGB) عمل رله را انجام می‌دهد، در حالی که جسم زانویی خارجی (LGB) متعلق به بینایی است.
  • فرض اینکه قشر شنوایی اولیه در لوب پس‌سری (اکسی‌پیتال) قرار دارد؛ در حالی که این قشر در شکنج تمپورال فوقانی لوب گیجگاهی مستقر است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نورون‌های دومی که به هسته زیتونی فوقانی نمی‌روند، نوار ریلی خارجی (lateral lemniscus) را برای صعود حس شنوایی تشکیل می‌دهند.
  • الیاف نوار ریلی خارجی به برجستگی تحتانی (inferior colliculus) در سطح خلفی مغز میانی ختم می‌شوند.
  • پیام‌های شنوایی از طریق بازوی تحتانی (inferior brachium) از مغز میانی به جسم زانویی داخلی (MGB) تالاموس منتقل می‌گردند.
  • جسم زانویی داخلی تالاموس وظیفه رله و تقویت نهایی پیام‌های شنوایی را پیش از ارسال به قشر بر عهده دارد.
  • تشعشعات شنوایی حاصل از MGB به قشر شنوایی اولیه در شکنج تمپورال فوقانی لوب گیجگاهی می‌رسند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که قشر شنوایی اولیه در لوب گیجگاهی دارای یک نقشه فرکانسی منظم به نام «تونوتوپی» (Tonotopy) است. این نقشه شبیه به کلاویه‌های پیانو عمل می‌کند؛ به طوری که فرکانس‌های بم در یک بخش و فرکانس‌های زیر در بخش دیگری از این کورتکس پردازش می‌شوند. آسیب به این منطقه یا تشعشعات آن به دلیل سکته یا ضربه، می‌تواند باعث ناتوانی در درک صحیح صداها یا حتی توهمات شنوایی پیچیده شود، در حالی که ساختار فیزیکی گوش کاملاً سالم است.

آناتومی مسیر بینایی و رفلکس‌ها

شروع مسیر بینایی و انتقال به تالاموس

سیستم بینایی یکی از حیاتی‌ترین راه‌های حسی است که اطلاعات نوری محیط را دریافت و پس از عبور از مسیرهای اختصاصی، در بخش پس‌سری قشر مغز پردازش می‌کند. شناخت دقیق اجزای این مسیر صعودی و رفلکس‌های مرتبط با آن برای تحلیل آسیب‌های سیستم عصبی ضروری است. مسیر بینایی از شبکیه چشم آغاز می‌شود. پیام‌های نوری ابتدا توسط سلول‌های گانگلیونی شبکیه دریافت شده و از طریق آکسون‌های آن‌ها که عصب بینایی (عصب زوج ۲ مغزی) را می‌سازند، از کره چشم خارج می‌شوند. این مسیر در ادامه با عبور از ساختارهای زیر هدایت می‌شود:
۱. عصب بینایی (Optic nerve): انتقال پیام‌ها از شبکیه به سمت مغز.
۲. کیاسمای بینایی (Optic chiasm): محل تقاطع بخشی از الیاف عصب بینایی دو طرف.
۳. جسم زانویی خارجی (Lateral geniculate body یا LGB): هسته اختصاصی رله و تقویت تالاموس برای حس بینایی.
بسیار مهم است که تأکید کنیم هسته رله بینایی در تالاموس، جسم زانویی خارجی است و جسم زانویی داخلی (MGB) هیچ نقشی در این مسیر ندارد و متعلق به شنوایی است.

مسیر دریافت حس بینایی از شبکیه آغاز شده و شامل عصب بینایی (عصب زوج ۲)، کیاسمای بینایی، جسم زانویی خارجی تالاموس و قشر بینایی در لوب پس‌سری است.

رفلکس‌های بینایی و ساختارهای ساقه مغز

علاوه بر مسیر مستقیم بینایی که به درک تصویر منجر می‌شود، بخشی از الیاف بینایی در رفلکس‌های چشمی (مانند رفلکس نوری مردمک و تعقیب چشمی) نقش دارند. الیاف مرتبط با این رفلکس‌ها از مسیر مستقیم جدا شده و از طریق بازوی فوقانی (superior brachium) به سمت برجستگی فوقانی (superior colliculus) در مغز میانی هدایت می‌شوند. در اینجا باید به تفاوت آشکار با سیستم شنوایی دقت کرد: در مسیر بینایی، برجستگی فوقانی و بازوی فوقانی نقش دارند، در حالی که برجستگی‌های تحتانی (inferior colliculus) به عنوان ایستگاه رله در مسیر مستقیم حس بینایی یا رفلکس‌های آن نقشی ندارند و به شنوایی اختصاص دارند.

قشر بینایی اولیه در کورتکس مغز

ایستگاه پایانی مسیر بینایی، قشر بینایی اولیه است. این قشر در لوب اکسی‌پیتال (پس‌سری) مغز و به طور دقیق‌تر در طرفین شیار کالکارین قرار دارد. نورون‌های اطراف شیار کالکارین محل دریافت اولیه حس بینایی هستند و نقشی در دریافت حس بویایی یا سایر حواس ندارند. همچنین، لوب پس‌سری مغز به طور مستقیم با رفلکس‌های بینایی در ارتباط است و بر خلاف لوب گیجگاهی و برجستگی‌های تحتانی، با رفلکس‌های شنوایی ارتباط مستقیم ندارد.

به عنوان مثال، وقتی نوری ناگهانی به چشم شما تابانده می‌شود، مردمک‌ها منقبض می‌شوند. این رفلکس بینایی از طریق هدایت الیاف از بازوی فوقانی به برجستگی فوقانی در مغز میانی و قشر لوب پس‌سری مدیریت می‌شود.

واژگان کلیدی

عصب بینایی (عصب زوج ۲)
عصبی کرانیال که آکسون‌های سلول‌های گانگلیونی شبکیه را برای انتقال اطلاعات نوری به مغز هدایت می‌کند.
جسم زانویی خارجی
هسته زانویی خارجی (LGB) تالاموس که به عنوان هسته رله اصلی در مسیر مستقیم بینایی عمل می‌کند.
superior colliculus
برجستگی فوقانی در مغز میانی که همراه با بازوی فوقانی (superior brachium) در مسیر و رفلکس‌های بینایی نقش دارد.
شیار کالکارین
شیاری در لوب اکسی‌پیتال مغز که قشر بینایی اولیه در طرفین آن قرار گرفته است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه برجستگی‌های تحتانی مغز میانی (inferior colliculus) در مسیر بینایی قرار دارند؛ در حالی که این هسته‌ها به مسیر شنوایی مربوط می‌شوند و برجستگی‌های فوقانی (superior colliculus) در مسیر بینایی هستند.
  • قرار دادن جسم زانویی داخلی (MGB) به عنوان هسته رله مسیر بینایی؛ در حالی که رله بینایی در جسم زانویی خارجی (LGB) تالاموس انجام می‌شود.
  • اشتباه در موقعیت قشر بینایی اولیه و فرض قرارگیری آن در لوب پاریتال یا طرفین شیار پاریتواکسی‌پیتال؛ در صورتی که این قشر در لوب اکسی‌پیتال و در دو طرف شیار کالکارین قرار دارد.
  • اعتقاد به اینکه لوب پس‌سری مغز با رفلکس‌های شنوایی مرتبط است؛ در حالی که این لوب مستقیماً با رفلکس‌های بینایی ارتباط دارد.
  • اشتباه گرفتن کارکرد نورون‌های اطراف شیار کالکارین و تصور ارتباط آن‌ها با حس بویایی؛ در حالی که این نورون‌ها محل دریافت اولیه حس بینایی هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مسیر بینایی با دریافت پیام از سلول‌های گانگلیونی شبکیه شروع شده و از طریق عصب بینایی (زوج ۲) و کیاسمای بینایی ادامه می‌یابد.
  • جسم زانویی خارجی (LGB) تالاموس به عنوان هسته رله اختصاصی برای انتقال پیام‌های بینایی به قشر مغز عمل می‌کند.
  • الیاف مرتبط با رفلکس‌های بینایی از طریق بازوی فوقانی به برجستگی فوقانی (superior colliculus) مغز میانی هدایت می‌شوند.
  • قشر بینایی اولیه در دو طرف شیار کالکارین واقع در لوب پس‌سری (اکسی‌پیتال) نیمکره‌های مغز قرار دارد.
  • لوب پس‌سری مغز به طور مستقیم با رفلکس‌های بینایی در ارتباط است و نقشی در رفلکس‌های شنوایی یا دریافت بویایی ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که به دلیل تقاطع الیاف بینایی در کیاسمای بینایی، اطلاعات نیمه سمت چپ میدان بینایی هر دو چشم به نیمکره راست مغز و اطلاعات نیمه راست به نیمکره چپ می‌رود. به همین دلیل، اگر تومور غده هیپوفیز (که دقیقاً در زیر کیاسمای بینایی قرار دارد) رشد کند و به وسط کیاسما فشار بیاورد، الیاف متقاطع که مربوط به میدان بینایی خارجی (تمپورال) هستند آسیب می‌بینند. در این حالت بیمار دچار عارضه‌ای به نام «دید تونلی» یا همی‌آنوپسی بای‌تمپورال می‌شود که در آن دید جانبی خود را کاملاً از دست می‌دهد.

عصب‌دهی عضله بالابرنده پلک فوقانی

عصب‌دهی حرکتی ارادی (کرانیال)

عضله بالابرنده پلک فوقانی (Levator palpebrae superioris) یکی از مهم‌ترین عضلات کمکی و حرکتی در ناحیه چشم است که وظیفه باز نگه داشتن و بالا بردن پلک بالایی را بر عهده دارد. بررسی کنترل عصبی این عضله از جنبه‌های بالینی و فیزیولوژیک اهمیت زیادی دارد زیرا تفاوت‌های کلیدی با سایر عضلات متصل به کره چشم نشان می‌دهد. مانند اکثر عضلات بیرونی کره چشم، کنترل ارادی عضله بالابرنده پلک فوقانی توسط اعصاب مغزی یا کرانیال انجام می‌شود. عصب حرکتی اصلی این عضله، عصب حرکتی مشترک چشم یا عصب زوج ۳ کرانیال (Oculomotor nerve) است. تحریک الیاف حرکتی ارادی این عصب به انقباض فعال عضله و بالا رفتن پلک فوقانی در زمان بیداری منجر می‌شود.

عضله بالابرنده پلک فوقانی علاوه بر عصب حرکتی چشمی (عصب زوج ۳ کرانیال)، از الیاف سیستم سمپاتیک نیز عصب‌دهی مستقیم دریافت می‌کند.

عصب‌دهی غیرارادی (سمپاتیک)

نکته متمایزکننده در مورد عضله بالابرنده پلک فوقانی این است که این عضله علاوه بر عصب حرکتی کرانیال، از الیاف سیستم عصبی سمپاتیک نیز عصب‌دهی مستقیم دریافت می‌کند. الیاف سمپاتیک مسئولیت ایجاد تن و انقباض مداوم و غیرارادی این عضله را بر عهده دارند تا پلک فوقانی در حالت عادی و در شرایط هیجانی، بدون خستگی و به طور غیرارادی بالا بماند. دانشجو باید دقت کند که این انقباض غیرارادی تحت کنترل اعصاب پاراسمپاتیک انجام نمی‌شود، بلکه کاملاً تحت واسطه اعصاب سمپاتیک صورت می‌گیرد. هرگونه اختلال در مسیر سمپاتیک سر و گردن می‌تواند باعث شل شدن غیرارادی این بخش و افتادگی پلک شود.

مقایسه با سایر عضلات چشم

یکی از نکات بسیار مهم بالینی، استثنا بودن عضله بالابرنده پلک فوقانی در دریافت این عصب‌دهی دوگانه است. از میان تمامی عضلات متصل به کره چشم و اطراف آن، تنها عضله بالابرنده پلک فوقانی است که در کنار عصب کرانیال خود، الیاف سمپاتیک را نیز مستقیماً برای عصب‌دهی دریافت می‌کند. سایر عضلات حرکت‌دهنده کره چشم، مانند عضله مایل فوقانی (Superior oblique)، فاقد چنین عصب‌دهی مستقیم حرکتی از رشته‌های سمپاتیک هستند و فقط توسط اعصاب کرانیال اختصاصی خود عصب‌دهی می‌شوند.

عضله چشماعصاب کرانیالعصب‌دهی سمپاتیک مستقیم
بالابرنده پلک فوقانیعصب زوج ۳ کرانیال✓ (دارد)
مایل فوقانیعصب کرانیال اختصاصی✗ (ندارد)

واژگان کلیدی

عضله بالابرنده پلک فوقانی
عضله‌ای در ناحیه پلک بالایی (Levator palpebrae superioris) که وظیفه بالا کشیدن و باز نگه داشتن پلک را بر عهده دارد.
عصب زوج ۳ کرانیال
عصب حرکتی مشترک چشمی (Oculomotor) که کنترل حرکتی ارادی عضله بالابرنده پلک فوقانی را بر عهده دارد.
رشته‌های سمپاتیک چشم
الیاف عصبی خودکار که عصب‌دهی غیرارادی عضله بالابرنده پلک فوقانی را جهت انقباض مداوم آن تأمین می‌کنند.

اشتباه‌های رایج

  • اعتقاد به اینکه انقباض غیرارادی عضله بالابرنده پلک فوقانی توسط اعصاب پاراسمپاتیک کنترل می‌شود؛ در حالی که این عمل با واسطه اعصاب سمپاتیک انجام می‌گیرد.
  • تصور اینکه سایر عضلات کره چشم مانند عضله مایل فوقانی نیز علاوه بر اعصاب کرانیال از رشته‌های سمپاتیک عصب‌دهی مستقیم دریافت می‌کنند؛ در صورتی که این ویژگی منحصر به عضله بالابرنده پلک فوقانی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضله بالابرنده پلک فوقانی مسئول بالا کشیدن ارادی و غیرارادی پلک بالایی است.
  • کنترل ارادی این عضله از طریق عصب حرکتی چشمی (عصب زوج ۳ کرانیال) انجام می‌شود.
  • انقباض غیرارادی و مداوم این عضله تحت کنترل اعصاب سمپاتیک (نه پاراسمپاتیک) صورت می‌گیرد.
  • از میان تمام عضلات کره چشم، عصب‌دهی مستقیم سمپاتیک در کنار اعصاب کرانیال، منحصر به عضله بالابرنده پلک فوقانی است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که آسیب به مسیر اعصاب سمپاتیک سر و گردن منجر به بروز عارضه‌ای به نام «سندرم هورنر» (Horner's syndrome) می‌شود. یکی از علائم بارز این سندرم، افتادگی خفیف پلک فوقانی یا «پتوز» (Ptosis) است. این افتادگی به دلیل از کار افتادن بخش تحت کنترل سمپاتیک عضله بالابرنده پلک رخ می‌دهد. در این حالت، بیمار همچنان می‌تواند پلک خود را به صورت ارادی باز کند (به کمک عصب زوج ۳)، اما در حالت استراحت، پلک او کمی افتاده به نظر می‌رسد.

خلاصهٔ درس

پیام‌های صوتی و نوری کجا می‌روند؟

Anatomy · Auditory and Visual Pathways

شروع مسیر و هسته‌های شنوایی

  • شروع مسیر انتقال حس شنوایی از گوش داخلی آغاز می‌شود.
  • نورون اول در گانگلیون مارپیچی (spiral ganglion) درون حلزون است.
  • آکسون‌های نورون اول عصب شنوایی (بخشی از عصب زوج ۸) را می‌سازند.
  • آکسون‌های نورون اول بدون تقاطع به سمت بصل‌النخاع حرکت می‌کنند.
  • پیام‌ها در ابتدا به هسته‌های کوکلئار (cochlear nuclei) همان سمت می‌روند.
گانگلیون مارپیچی (spiral ganglion)
محل استقرار نورون اول مسیر شنوایی

نکته: تست ABR با ثبت امواج الکتریکی هسته‌های کوکلئار و زیتونی، سلامت ساقه مغز نوزاد را بررسی می‌کند.

تقاطع شنوایی و جهت‌یابی صدا

  • نورون‌های دوم مسیر شنوایی در هسته‌های شنوایی بصل‌النخاع مستقر هستند.
  • تقاطع برخی فیبرهای عصبی در پل مغزی باعث ایجاد جسم ذوزنقه‌ای می‌شود.
  • جسم ذوزنقه‌ای نقشی در انتقال حس وضعیت یا ارتعاش ندارد.
  • هسته زیتونی فوقانی در پل مغزی از هر دو حلزون گوش فیبر دریافت می‌کند.
  • هسته زیتونی فوقانی با سنجش اختلاف سرعت صدا، جهت‌یابی را انجام می‌دهد.
جسم ذوزنقه‌ای (trapezoid body)
مسیر تقاطع رشته‌های شنوایی در پل مغزی

نکته: هسته زیتونی فوقانی در پل مغزی با عصب زوج ۸ مرتبط است و هیچ ارتباطی با عصب زوج ۷ ندارد.

مسیر صعودی و قشر شنوایی

  • صعود فیبرهای شنوایی به سمت مغز میانی از طریق نوار ریلی خارجی است.
  • نوار ریلی خارجی (lateral lemniscus) نقشی در انتقال حس بینایی ندارد.
  • الیاف نوار ریلی خارجی به برجستگی تحتانی در مغز میانی ختم می‌شوند.
  • انتقال پیام‌ها از برجستگی تحتانی به تالاموس از طریق بازوی تحتانی است.
  • قشر شنوایی اولیه در شکنج تمپورال فوقانی لوب گیجگاهی قرار دارد.
جسم زانویی داخلی (MGB)
هسته رله اختصاصی پیام‌های شنوایی در تالاموس

نکته: قشر شنوایی اولیه در لوب گیجگاهی دارای نقشه فرکانسی منظم به نام «تونوتوپی» است.

مسیر بینایی و رفلکس‌ها

  • پیام‌های بینایی از سلول‌های گانگلیونی شبکیه و عصب بینایی آغاز می‌شود.
  • جسم زانویی خارجی (LGB) تالاموس هسته رله اصلی مسیر مستقیم بینایی است.
  • الیاف رفلکس‌های بینایی از طریق بازوی فوقانی به سمت ساقه مغز می‌روند.
  • این الیاف رفلکسی به برجستگی فوقانی (superior colliculus) هدایت می‌شوند.
  • قشر بینایی اولیه در دو طرف شیار کالکارین در لوب پس‌سری قرار دارد.
جسم زانویی خارجی (LGB)
هسته رله اصلی مسیر مستقیم بینایی در تالاموس

نکته: فشار تومور هیپوفیز بر وسط کیاسمای بینایی باعث از دست رفتن دید جانبی یا «دید تونلی» می‌شود.

عصب‌دهی بالابرنده پلک

  • باز نگه داشتن و بالا بردن پلک بالایی بر عهده عضله بالابرنده پلک است.
  • کنترل حرکتی ارادی این عضله بر عهده عصب زوج ۳ کرانیال (حرکتی چشم) است.
  • الیاف سیستم سمپاتیک عصب‌دهی غیرارادی این عضله را جهت انقباض تأمین می‌کنند.
  • انقباض غیرارادی و مداوم این عضله تحت کنترل اعصاب پاراسمپاتیک نیست.
  • عصب‌دهی مستقیم سمپاتیک در میان عضلات چشم، منحصر به این عضله است.
عضله بالابرنده پلک (Levator palpebrae)
عضله بازکننده پلک فوقانی

نکته: در سندرم هورنر به علت آسیب سمپاتیک، پلک دچار افتادگی خفیف می‌شود ولی باز شدن ارادی فعال است.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • نورون اول مسیر شنوایی در گانگلیون مارپیچی است، نه در هسته‌های شنوایی بصل‌النخاع.
  • آکسون‌های نورون اول شنوایی بدون تقاطع به هسته‌های همان سمت در بصل‌النخاع می‌روند.
  • جهت‌یابی صدا در هسته زیتونی فوقانی بر اساس اختلاف سرعت صدا است، نه اختلاف فرکانس.
  • رله شنوایی در تالاموس با MGB و رله بینایی با LGB است (اشتباه رایج: جابجایی آن‌ها).
  • قشر بینایی در لوب پس‌سری (شیار کالکارین) است، نه لوب گیجگاهی یا آهیانه‌ای.
  • انقباض غیرارادی پلک فوقانی با واسطه اعصاب سمپاتیک است، نه اعصاب پاراسمپاتیک.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

کدامیک از موارد زیر در مورد مسیر و رفلکس‌های دریافت حس بینایی <u>نادرست</u> است؟

  1. عصب بینایی (زوج ۲) پیام‌ها را از شبکیه دریافت کرده و کیاسمای بینایی به همراه جسم زانویی خارجی از اجزای مسیر بینایی هستند.
  2. کولیکولوس فوقانی در مغز میانی واقع شده و به همراه بازوی فوقانی (superior brachium) در مسیر و رفلکس‌های بینایی نقش دارد.
  3. جسم زانویی خارجی تالاموس هسته رله اصلی مسیر بینایی است و پیام‌ها را جهت دریافت نهایی به سمت قشر پس‌سری مغز هدایت می‌کند.
  4. برجستگی‌های تحتانی مغز میانی (inferior colliculus) ایستگاه رله مسیر بینایی بوده و پیام‌ها را به جسم زانویی داخلی می‌رسانند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

برجستگی‌های تحتانی مغز میانی (inferior colliculus) و جسم زانویی داخلی تالاموس مربوط به مسیر انتقال حس شنوایی هستند و در مسیر مستقیم دریافت حس بینایی قرار ندارند (مسیر بینایی با برجستگی‌های فوقانی و جسم زانویی خارجی مرتبط است). بنابراین گزاره گزینه ۴ غلط است و به عنوان پاسخ انتخاب می‌شود. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: این گزاره صحیح است؛ مسیر بینایی شامل سلول‌های گانگلیونی شبکیه، عصب بینایی، کیاسمای بینایی و جسم زانویی خارجی تالاموس است. گزینه ۲: این گزاره صحیح است؛ الیاف مرتبط با رفلکس‌های بینایی از طریق بازوی فوقانی (superior brachium) به برجستگی فوقانی (superior colliculus) در مغز میانی هدایت می‌شوند. گزینه ۳: این گزاره صحیح است؛ جسم زانویی خارجی هسته رله تالاموسی برای حس بینایی است و الیاف آن تشعشعات بینایی را به سمت قشر بینایی در لوب پس‌سری می‌برند.

درس‌های دیگر این بخش · آناتومی