تعریف انگیزش و تمایز آن با انگیزه و هیجان
انگیزه گرایشی نسبتاً ثابت و مستقل از موقعیت است، در حالی که انگیزش حاصل تعامل متغیرهای ارگانیزمی و محیطی بوده و به موقعیت بستگی دارد.
| سازه | ویژگی اصلی | وابستگی به موقعیت |
|---|---|---|
| انگیزه | گرایش درونی ثابت | مستقل از موقعیت |
| انگیزش | فعالکننده رفتار | وابسته به موقعیت |
| هیجان | تجلی بیرونی عواطف | وابسته به موقعیت |
واژگان کلیدی
- انگیزه
- گرایش درونی نسبتاً ثابت و پایدار ارگانیسم که مستقل از موقعیت عمل میکند.
- انگیزش
- سازه فرضی و استنباطی مربوط به علل و چرایی رفتار که از تعامل متغیرهای درونی و محیطی در یک موقعیت خاص پدید میآید.
- هیجان
- تجلی بیرونی احساسات و عواطف درونی ارگانیسم که رفتار را فعال و جهتدهی میکند.
- سازه استنباطی
- سازهای فرضی که به طور مستقیم قابل مشاهده و اندازهگیری نیست و از طریق نشانههای رفتاری استخراج میشود.
اشتباههای رایج
- اشتباه است اگر انگیزش را تجلی بیرونی احساسات و هیجان را علت رفتار بدانیم؛ رابطه این دو دقیقاً برعکس است.
- انگیزه و انگیزش یکسان نیستند؛ انگیزه گرایشی ثابت و مستقل از موقعیت است در حالی که انگیزش به موقعیت بستگی دارد.
- انگیزش سازهای عینی و مستقیماً قابل مشاهده نیست، بلکه سازهای فرضی و استنباطی است.
- مدل رفتار وودورث یک مدل خطی S-R بدون حضور ارگانیسم نیست، بلکه مدل تعاملی S-O-R است.
جمعبندی این مفهوم
- سازه اراده در روانشناسی مدرن با دو مفهوم علمی انگیزش و هیجان جایگزین شده است.
- انگیزش به علل و چرایی رفتار میپردازد در حالی که هیجان تجلی بیرونی احساسات درونی است.
- نظریهپردازان مختلف انگیزش را با مفاهیمی چون تلاش، کشاننده، غریزه و ارزش تعریف کردهاند.
- انگیزه گرایشی پایدار است که با بروز رفتار و احساس به سطح انگیزش ارتقا مییابد.
- انگیزش سازهای استنباطی است و طبق مدل S-O-R پاسخها به حالت تعاملی ارگانیسم بستگی دارند.
نکتهٔ تکمیلی
فیلسوفان باستان مانند افلاطون و ارسطو ذهن انسان را سه بخشی میدانستند: شناختی (تفکر)، عاطفی (احساس) و ارادی (خواستن و اراده). مفهوم «اراده» برای قرنها مفهوم مرکزی تبیین رفتار بود. اما در اواخر قرن نوزدهم و با آغاز روانشناسی علمی، محققان متوجه شدند اراده مفهومی بسیار مبهم و غیرقابل اندازهگیری است. روانشناسان با جایگزین کردن آن با انگیزش (چرا رفتار رخ میدهد) و هیجان (چگونه واکنش نشان میدهیم)، توانستند رفتارهای انسانی را در آزمایشگاهها به شکل عینیتری مورد مطالعه قرار دهند و فرضیههای قابل آزمایش بسازند.